عصمت پیامبران

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
اعتقادات شیعه
‌خداشناسی
توحید توحید ذاتیتوحید صفاتیتوحید افعالیتوحید عبادیصفات ذات و صفات فعل
فروع توسلشفاعتتبرک
عدل (افعال الهی)
حُسن و قُبحبداءامر بین الامرین
نبوت
عصمت پیامبرانخاتمیتپیامبر اسلاممعجزهعدم تحریف قرآن
امامت
باورها عصمتولایت تكوینیعلم غیبخلیفة اللهغیبتمهدویتانتظار فرجظهور • رجعت
امامان
معاد
برزخمعاد جسمانیحشرصراطتطایر کتبمیزان
مسائل برجسته
اهل بیتچهارده معصومکرامتتقیهمرجعیتولایت فقیه

عصمت پیامبران پاک بودن انبیای الهی از هرگونه آلودگی به گناه و مصونیت آنها از خطا در دریافت و ابلاغ وحی است. عصمت پیامبران از اصول مشترک ادیان تلقی شده؛ اگرچه درباره چیستی و مراتب آن میان پیروان ادیان و اندیشمندان مذاهب اسلامی اختلاف‌نظر وجود دارد. در قرآن عصمت پیامبران به معنای اصطلاحی آن به کار نرفته؛ ولی مفسران ذیل آیاتی مانند آیه ۳۶ سوره بقره عصمت پیامبران را بررسی کرده‌اند.

منشأ عصمت پیامبران را گاه موهبت و لطف الهی در حق آنان و گاه قوه‌ای درونی در وجود پیامبران دانسته‌اند که مانع انجام گناه از سوی آنان می‌شود. گستره عصمت پیامبران در چند مرحله و مرتبه مصونیت از شرک و کفر، مصونیت در دریافت و ابلاغ وحی، مصونیت از گناهان و مصونیت از خطا در امور روزمره تصویر شده و درباره هر مرحله میان متفکران مذاهب، نظرات متفاوتی ارائه شده است.

عده‌ای از اندیشمندان دسترسی به مقام عصمت را در اثر جبر عوامل بیرونی دانسته‌اند؛ ولی در مقابل، برخی با برشمردن پیامدهای جبری انگاشتن عصمت انبیاء از جمله سقوط ارزش انسانی و عدم استحقاق پاداش، مقام عصمت را سلب‌کننده اختیار پیامبران ندانسته‌اند.

جلب اعتماد مردم به پیامبران از دلائل عقلی عصمت آنان است. همچنین به آیاتی از قرآن از جمله آیه هفتم سوره حشر و روایات بر قطعی بودن مقام عصمت انبیای الهی استناد شده است.

مخالفان عصمت پیامبران به آیات ناسازگار با عصمت همه پیامبران یا آیات ناسازگار با عصمت برخی از آنان استناد کرده‌اند که در جواب گفته شده این آیات متشابه بوده و باید با ارجاع به آیات محکم تأویل و تفسیر شوند. همچنین آیاتی که با عصمت پیامبران ناسازگار است، بر ترک اولی حمل می‌شود.

مفهوم‌شناسی

عصمت پیامبران را پاکی انبیای الهی از هرگونه آلودگی به گناه که با مقام نبوت سازگار نیست[۱] و نیز مصونیت آنان از خطا در دریافت و ابلاغ وحی تعریف کرده‌اند.[۲] عصمت انبیا حالت یا ملکه نفسانی درونی[یادداشت ۱] دانسته شده که باعث تشخیص قطعی اعمال قبیح از اعمال نیکو گردیده،[۳] چراکه حجابی در برابر صاحب این نیرو وجود ندارد و حقایق را با چشم خود می‌بیند؛[۴] به همین دلیل معصوم تحت تاثیر هواهای نفسانی قرار نمی‌گیرد.[۵]

محمدجواد مغنیه معتقد است پیامبران به حکم عقل در تمام آنچه به دین و احکام آن مربوط می‌شود، از هرگونه خطا و گناه پاک هستند و از لحاظ پاکی و قداست و نیز آگاهی و شناخت به خدا و بندگان او به مقامی نایل می‌شوند که با وجود آن، مخالفت با دستورات الهی از روی عمد و سهو محال است.[۶]

برای اشاره به عصمت پیامبران، از کلماتی مانند تنزیه،[یادداشت ۲] توفیق، صدق و امانت نیز استفاده شده است.[۷]

انواع عصمت

نوشتار اصلی: عصمت

عصمت را به دو قسم عصمت مطلق یا گسترده و عصمت نسبی یا محدود تقسیم کرده‌اند که عصمت به معنای گسترده آن فقط در ارتباط با پیامبران و امامان قابل تصور است و عصمت محدود شامل بسیاری از انسان‌های خوب می‌شود. این انسان‌ها اگرچه نسبت به تمامی گناهان مصونیت ندارند؛ ولی برخی از گناهان را نه تنها انجام نمی‌دهند بلکه فکر انجام آن را هم نمی‌کنند.[۸]

عصمت را همچنین به عصمت تام و عصمت اتم تقسیم کرده‌اند. بر این اساس عصمت تام را برای همه پیامبران لازم می‌دانند؛ ولی عصمت اتم یا اکمل را از لوازم حتمی نبوت ندانسته و فقط برخی از پیامبران مانند حضرت محمد(ص) به آن مرتبه نائل می‌شوند که حتی ترک اولی نیز از آنان سر نمی‌زند.[۹]

جایگاه و ضرورت

تحقق اهداف رسالت انبیا الهی بدون عصمت محال دانسته شده؛ به همین دلیل مساله عصمت پیامبران از اصول مشترک ادیان محسوب شده است؛[۱۰] اگرچه درباره چیستی و مراتب آن میان پیروان ادیان و نیز متکلمان و مفسران مذاهب اسلامی اختلاف‌نظر وجود دارد.[۱۱]

اعتقاد به عصمت پیامبران را جزو نخستین تعالیم اسلامی معرفی کرده‌اند که از همان ابتدای ظهور اسلام در میان مسلمانان رواج داشته است، چنانچه در سخنانی از امام علی(ع) برای تبیین مقام انبیا از واژه عصمت استفاده شده[۱۲] و خلیفه اول در تجلیل از پیامبر اسلام(ص) گفته بود: «کان معصوما من الخطا».[۱۳] در مقابل این نظر برخی از اندیشمندان بر این عقیده‌اند که به کاربردن اصطلاح عصمت همچون دیگر اصطلاحات کلامی بعد از پیدایش علم کلام و در زمان امام صادق(ع) مطرح شد.[۱۴]

ضرورت و وجوب معصوم بودن انبیای الهی باوری رایج میان بسیاری از علمای اسلامی است؛ به صورتی که اطمینان به پیامبران را نتیجه عصمت آنها دانسته‌اند.[۱۵] در مقابل برخی از معتزله انجام گناهان صغیره را از روی سهو و خطا و اشاعره و حشویه انجام کبائر و صغائر غیر از کفر و شرک را برای انبیا جایز می‌دانند.[۱۶]

در قرآن مسأله عصمت پیامبران به معنای اصطلاحی آن به کار نرفته؛[۱۷] ولی مفسران ذیل آیاتی از قرآن مانند آیه ۳۶ سوره بقره،[۱۸] آیه ۲۳ سوره اعراف و آیه ۱۲۱ سوره طه درباره داستان آدم و حوا و برخورد آنها با شیطان، آیه ۳۳ سوره آل عمران درباره برگزیدگی برخی پیامبران، آیات ۳ تا ۵ سوره نجم درباره سخن گفتن پیامبر اسلام(ص) از روی وحی نه هوا و هوس و برخی دیگر از آیات، عصمت پیامبران را بررسی کرده‌اند.[۱۹]

در جوامع روایی شیعه نیز به مسأله عصمت انبیای الهی پراخته شده است.[۲۰] در روایتی از امام رضا(ع) آمده است زمانی که خداوند شخصی را برای اداره امور بندگانش برمی‌گزیند سینه‌ای فراخ به او عطا می‌نماید و چنین شخصی معصوم و برخوردار از تاییدات و توقیقات الهی بوده و از هر خطا و لغزشی در امان خواهد بود.[۲۱]

منشأ

منشأ عصمت پیامبران را گاه لطف خداوند در حق آنها دانسته‌اند[۲۲] و گاه با رویکردی فلسفی، عصمت انبیا به عنوان ملکه‌ای توصیف شده که با وجود آن اگرچه قدرت بر انجام گناه از پیامبران سلب نمی‌شود؛ ولی از ارتکاب گناه خوداری می‌کنند.[۲۳] اشاعره که آفرینش تمامی افعال آدمی را بدون واسطه به خداوند نسبت می‌دهند، برخی از آنها عصمت پیامبران را به عدم آفرینش اعمال زشت و قبیح توسط خداوند برای انبیا تفسیر کرده‌[۲۴] و عده‌ای از آنها معتقدند خداوند فقط قدرت طاعت را برای معصومین خلق کرده است.[۲۵]

علامه طباطبایی منشأ عصمت انبیا را قوه‌ای می‌داند که با وجود آن صدور گناه از معصوم ممتنع است. وی این قوه را همان علم راسخ و زوال ناپذیر نسبت به طاعت و گناه تعبیر کرده که اولاً قابل تعلیم نیست و ثانیاً مغلوب شهوات نمی‌گردد.[۲۶]

برخی از اندیشمندان همانند ملا صدرا عصمت پیامبران را موهبتی الهی دانسته که خداوند به بندگان مخلص خود می‌دهد و به واسطه آن قوه وهم که پاسخ دهنده به شیطان است و هیچ‌گاه عقل نوع انسان نمی‌تواند بر آن غالب گردد، به تسخیر قوه عقل در می‌آید.[۲۷]مکارم شیرازی نیز ذیل تفسیر آیه ۳۳ سوره احزاب مقام عصمت را یک حالت تقوای الهی می‌داند که به امداد پروردگار در پیامبران و امامان ایجاد شده و با وجود این حالت چنان نیست که آنها نتوانند گناه کنند، بلکه قدرت این کار را دارند و با اختیار خود از گناه چشم می‌پوشند. وی اعطای این موهبت الهی به معصومان را به خاطر مسئولیت سنگین رهبری جامعه دانسته است.[۲۸]

گستره و درجات

عصمت پیامبران در چند مرحله و مرتبه تصویر شده و درباره هر مرحله میان متفکران و مذاهب مختلف، نظرات متفاوتی ذکر شده است:[۲۹]

  • عصمت از شرک و کفر: در مورد عصمت انبیا از شرک و کفر میان مذاهب و متفکران مسلمان اختلافی وجود ندارد و همگی معتقدند: پیامبران قبل و بعد از نبوت مرتکب شرک یا کفر نشده و نمی‌شوند.[۳۰]
  • مصونیت در تلقی (دریافت) و ابلاغ وحی الهی: متکلمان شیعه و سنی برآنند که انبیاء در دریافت، حفظ و ابلاغ وحی از خیانت عمدی،[۳۱] سهو و خطا[۳۲] مصون هستند؛ اگرچه قاضی عبدالجبار کذب سهوی را در تبلیغ رسالت جایز می‌داند.[۳۳] آیاتی از قرآن را نیز مؤید بر عصمت پیامبران در اخذ و ابلاغ وحی و رسالت آورده‌اند. جوادی آملی در تفسیر تسنیم، اسناد بعثت انبیا به خدا در آیه ۲۱۳ سوره بقره را نشان‌گر معصومیت انبیا در این حوزه دانسته است.[۳۴] جعفر سبحانی نیز در کتاب منشور جاوید، آیات ۳ و ۴ سوره نجم که بر سخن گفتن پیامبر اسلام طبق وحی و نه از روی هوا و هوس تأکید می‌کند را دلیل بر عصمت پیامبر در دریافت و تبلیغ وحی می‌دانند.[۳۵]
  • مصونیت از گناه کبیره و صغیره (به صورت فعل حرام یا ترک واجب): بیشتر متکلمان شیعه بر این باورند که پیامبران، از هر گونه گناه کبیره و صغیره معصوم هستند.[۳۶] البته شیخ مفید در برخی آثارش، انجام گناه صغیره سهوی را که حاکی از خفت طبع نباشد، برای پیامبران پیش از بعثت جایز دانسته است.[۳۷] عصمت پیامبران از گناه را به دلیل کمال ایمان و شدت تقوا دانسته‌اند.[۳۸]
  • مصونیت از خطا در امور روزمره: بسیاری از متکلمان شیعه گفتار و کردار پیامبران در امور فردی و اجتماعی روزمره را نیز مصون از خطا می‌شمارند[۳۹] و معتقدند عصمت از خطا رابطه‌ای جداناپذیر با علم معصومان دارد.[۴۰] در مقابل برخی معتقدند اگر اشتباهات ایشان در زندگی روزمره به‌اندازه‌ای نباشد که موجب بی‌اعتمادی مردم گردد، نه تنها دلیل عقلی بر عصمت ایشان در این موارد نداریم، بلکه روایاتی نیز هست که دلالت بر این قبیل اشتباهات پیامبران دارد.[۴۱] اعتقاد به سهو النبی در میان برخی از علمای امامیه مانند شیخ صدوق امری پذیرفته شده است و نافیان آن را متهم به غلو کرده، آن را اعتقاد مفوضه می‌داند.[۴۲]
همچنین ببینید: سهو النبی

علامه طباطبایی درباره قلمرو عصمت پیامبران، با اذعان به عصمت انبیای الهی در سه حوزه دریافت و ابلاغ وحی، عصمت از گناهان و عصمت از اشتباه در انجام تکالیف دینی، غیر از این امور سه گانه که ارتباطی با وحی و هدایت مردم ندارد را خارج از بحث عصمت می‌داند. وی با استثنای پیامبر اسلام(ص) به دلیل فضیلت خاص الهی معتقد است به تصریح برخی از آیات قرآن، پیامبران در امور روزمره دچار اشتباه و نسیان شده‌اند که از جمله می‌توان به نسیان حضرت آدم نسبت به عهد خود، درخواست حضرت نوح مبنی بر نجات فرزند گنه‌کار خود از طوفان، خروج غضبناک حضرت یونس از نزد قوم خود، قضاوت اشتباه حضرت موسی درباره حضرت هارون پس از گوساله‌پرستی بنی‌اسرائیل و... اشاره کرد.[۴۳]

عصمت و اختیار

رابطه عصمت پیامبران با اختیار پیوسته ذهن بسیاری از اندیشمندان را مشغول کرده و عدم توانایی جمع بین عصمت و اختیار را باعث انکار عصمت پیامبران یا جبری انگاشتن آن دانسته‌اند.[۴۴]

جبری انگاشتن عصمت پیامبران به بشر بودن انبیای الهی و برخی از آیات و روایات مستند شده است. بر این اساس گفته شده انسان ملازم با خطا و گناه است و هر اندازه تلاش کند از خطا و لغزش دور باشد، باز در برابر برخی از حوادث درونی و بیرونی عنان اختیار خود را از دست داده و مرتکب خطا خواهد شد؛ بنابراین زمانی که انسانی به مقام عصمت دسترسی پیدا می‌کند قطعا در اثر جبر عوامل بیرونی است. این گروه از اندیشمندان با اشاره به برخی از عبارات قرآنی مانند واژه «اخلصناهم» در آیه ۴۶ سوره ص و عبارت «یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت» در آیه ۳۳ سوره احزاب، معتقدند: خداوند تنها برخی از انسان‌ها را از گناهان خالص و پاک کرده، رجس و پلیدی را از آنان دور کرده و به مقام عصمت می‌رساند.[۴۵]

در مقابل این نظر عده‌ای از اندیشمندان با برشمردن پیامدهای جبری انگاشتن عصمت از جمله سقوط ارزش انسانی پیامبران، عدم شایستگی انبیای الهی برای الگو شدن،[۴۶] برتری نداشتن معصومان بر سایر انسان‌ها[۴۷] و عدم استحقاق پاداش آنها،[۴۸] معتقدند عصمت پیامبران با اختیار آدمی قابل جمع است. بر اساس این دیدگاه اگرچه مقام عصمت به اراده خدا نصیب معصوم می‌شود و برخی آیات بر موهبتی بودن آن تاکید دارد؛ ولی مقدمات کسب مقام عصمت به دلیل تلاش و مجاهدت با خواست‌های نفسانی محقق می‌شود.[۴۹]

به عقیده علامه طباطبایی مقام عصمت سلب‌کننده اختیار معصوم نیست بلکه علمی است که خداوند به افراد شایسته داده تا باطن گناه را درک کرده، از نزدیک شدن به آن خودداری کنند. به نظر وی علم انبیا به باطن گناه هرگز قوای ادراکی و حسی انسان را از حالت یکسان انجام کار و ترک آن خارج نمی‌کند؛ بلکه اراده انسانی را عامل انجام یا ترک کاری می‌داند. وی برای توضیح بیشتر این مطلب علم انبیا به گناهان را مانند علم انسان‌ها به مسموم بودن یک غذا تشبیه می‌کند که در نتیجه آن از خوردن غذای مسموم دوری می‌کنند.[۵۰]

قائلین به امکان جمع میان مقام عصمت و اختیار برای تایید نظر خود به آیاتی از قرآن نیز تمسک کرده‌اند. آیه ۸۸ سوره انعام که بر امکان شرک ورزی پیامبران و آیه ۶۷ سوره مائده که بر توان عصیان پیامبر اسلام(ص) در عدم ابلاغ حکم خدا اشاره دارد، از جمله این آیات است.[۵۱]

همچنین ببینید: عصمت اکتسابی


دلایل

دلایل عصمت پیامبران را به دو دسته دلایل عقلی و نقلی تقسیم کرده‌اند:

دلایل عقلی

مهم‌ترین دلیل عقلی بر وجوب عصمت پیامبران را جلب اعتماد مردم به آنها دانسته‌اند.[۵۲] بر اساس این دلیل که آن را «دلیل اعتماد» نام نهاده‌اند،[۵۳] هرگاه عمل پیامبران با گفتار آنها مطابق نباشد، مقام رهبری‌شان متزلزل و باعث عدم پذیرش دعوت آنها از سوی مردم خواهد شد.[۵۴]

دیگر دلیل عقلی بر وجوب عصمت انبیای الهی را نقض غرض رسالت در صورت انجام گناه از سوی پیامبران دانسته‌اند؛ زیرا با وجوب اطاعت از پیامبران، اگر آنها گناهی انجام دهند، آیا امت باید از آنها پیروی کنند؟ در صورت تبعیت نقض غرض پیامبری حاصل می‌شود و در صورت عدم تبعیت به تحقیر شأن رسالت پیامبران منجر خواهد شد.[۵۵]

سید مرتضی عدم عصمت پیامبران و انجام گناه از سوی آنان را موجب انزجار و تنفر مردم از پیامبران می‌داند و معتقد است در صورت وجود نقطه ضعف در زندگی آنها گرایش مردم به سوی پیامبران سخت خواهد شد و سپردن رسالت به شخص گنه‌کار کاری حکیمانه نیست.[۵۶]

دلایل نقلی

آیاتی از قرآن که بر وجوب اطاعت از اوامر و نواهی پیامبران دلالت دارد را از دلائل نقلی وجوب عصمت پیامبران دانسته‌اند که بیشتر به عنوان مقدمه دلائل عقلی مورد استفاده قرار می‌گیرند.[۵۷] از جمله این آیات، این فراز از آیه ۷ سوره حشر «وَمَا آتَاکمُ الرَّ‌سُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکمْ عَنْهُ فَانتَهُوا» است که بر پذیرش آنچه پیامبر آورده و خوداری از آنچه نهی کرده تاکید می‌کند. بر اساس این استدلال وجوب اطاعت از یک شخص زمانی صحیح است که از صحت روش، عمل و سخن او مطمئن شویم و در صورت عدم اطمینان، اطاعت از آنان موجب ظلالت خواهد شد.[۵۸]

علامه طباطبایی آیات ۶۴، ۶۹ و ۱۶۵ سوره نساء، آیه ۹۰ سوره انعام و آیه ۱۷ سوره کهف را از جمله آیاتی می‌داند که به صورت مطلق بر عصمت انبیای الهی دلالت دارند. وی همچنین آیه ۲۱۳ سوره بقره و آیات ۲۷ و ۲۸ سوره جن را دلیل عصمت پیامبران از خطا در تلقی وحی دانسته است.[۵۹] بر اساس نظر وی طبق این آیات خداوند برای حفظ وحی از دستبرد شیاطین، از پیش‌رو و پشت‌سر مراقب پیامبران است تا رسالت پروردگارشان را به سلامت ابلاغ نمایند.[۶۰]

در روایات متعددی بر قطعی بودن عصمت انبیا تأکید شده است.[۶۱] امام باقر(ع) در ادامه روایتی که درباره حضرت ایوب(ع)است، فرمود: «انبیا گناه نمی‌کنند چون همگی معصوم و پاکند و آنان مرتکب گناه کوچک یا بزرگ نمی‌شوند.»[۶۲] در روایتی بلند از امام صادق(ع) درباره اصول دین، نیز آمده است:«ِوَ الْأَنْبِیاءُ وَ أَوْصِیاؤُهُمْ لَا ذُنُوبَ لَهُمْ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ؛ پیامبران و اوصیای آنها گناهانی ندارند؛ زیرا معصوم و پاکند.»[۶۳]

مخالفان

مخالفان عصمت پیامبران به دو دسته از آیات قرآن تمسک کرده‌اند:

  1. آیاتی ناسازگار با عصمت تمام پیامبران؛
  2. آیاتی ناسازگار با عصمت برخی از پیامبران از جمله آدم(ع)، موسی(ع)، یونس(ع)، پیامبر اسلام(ص) و....[۶۴]

آیات ناسازگار با عصمت تمام پیامبران

برخی از آیات قرآن مانند آیه۱۱۰ سوره یوسف،[۶۵] آیه ۵۲ سوره حج[۶۶] و آیه ۶۱ سوره نحل[۶۷] را موهم عدم عصمت پیامبران دانسته‌اند.

  • آیه ۱۱۰ سوره یوسف: «حَتَّیٰ إِذَا اسْتَیأَسَ الرُّ‌سُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُ‌نَا فَنُجِّی مَن نَّشَاءُ ۖ وَلَا یرَ‌دُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِ‌مِینَ؛ تا هنگامی که فرستادگان [ما] نومید شدند و [مردم‌] پنداشتند که به آنان واقعاً دروغ گفته شده، یاری ما به آنان رسید. پس کسانی را که می‌خواستیم، نجات یافتند، و[لی‌] عذاب ما از گروه مجرمان برگشت ندارد.»

بر اساس استدلال منکران عصمت پیامبران، لازمه جمله «وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُوا» این است که پیامبران گمان کردند خداوند به آنها درباره نصرت دروغ گفته است.[۶۸]

در جواب این استدلال مفسران احتمالات مختلفی در تفسیر این آیه ذکر کرده‌اند.[۶۹] علامه طباطبایی مقصود از ضمیر در «وظنوا» را مردم دانسته نه پیامبران. در این صورت معنای آیه چنین می‌شود: لجاجت مردم در عدم اجابت دعوت پیامبران باعث مأیوس شدن پیامبران شد و مردم گمان کردند وعده عذاب دروغ است....[۷۰]

آیت الله سبحانی همه ضمایر در آیه را به پیامبران ارجاع داده و معتقد است طبق این آیه پیامبران گمان نکردند که خدا به آنها دروغ گفته؛‌ بلکه وضع و حال آنان به گونه‌ای شده بود که دیگران چنین تصوری درباره آنها داشتند. بر اساس این نظر لجاجت مستمر مخالفان، تعداد اندک یاران و تأخیر نصرت الهی زمینه‌ساز این گمان شده بود که «مبادا وعده الهی دروغ باشد؟!». به تعبیر دیگر چنین گمانی محصول اندیشه و زبان پیامبران نبود، بلکه محصول زبان حال و وضع رقت‌بار آنان بود که در هر بیننده‌ای چنین گمانی را پدید می‌آورد.[۷۱]

  • آیه ۵۲ سوره حج: «وَمَا أَرْ‌سَلْنَا مِن قَبْلِک مِن رَّ‌سُولٍ وَلَا نَبِی إِلَّا إِذَا تَمَنَّیٰ أَلْقَی الشَّیطَانُ فِی أُمْنِیتِهِ فَینسَخُ اللَّهُ مَا یلْقِی الشَّیطَانُ ثُمَّ یحْکمُ اللَّهُ آیاتِهِ ۗ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکیمٌ؛ و پیش از تو [نیز] هیچ رسول و پیامبری را نفرستادیم جز اینکه هر گاه چیزی تلاوت می‌نمود، شیطان در تلاوتش القای [شبهه‌] می‌کرد. پس خدا آنچه را شیطان القا می‌کرد محو می‌گردانید، سپس خدا آیات خود را استوار می‌ساخت، و خدا دانای حکیم است.»

گفته شده طبق مضمون این آیه شیطان در اندیشه، زبان و خواسته‌های پیامبران مداخله می‌کرد؛ ولی خداوند آنچه را که شیطان القا کرده بود، محو و نابود می‌کرد.[۷۲]

چنین تفسیری از مفاد آیه را مخالف دیگر آیات قرآن[۷۳] دانسته‌اند که شیطان در اراده و تصمیمات بندگان خدا هیچ دخالتی ندارد و قطعا روشن‌ترین مصداق بندگان خدا پیامبران هستند.[۷۴] علامه طباطبایی چگونگی مداخله شیطان را وسوسه مردم و شورش و مخالفت آنها بر علیه پیامبران دانسته که پیامبران را در دست‌یابی به نقشه‌ها و تمنیاتشان (گسترش دین الهی و هدایت مردم) ناکام می‌سازد.[۷۵] محو آثار مداخله شیطان در عقیم‌سازی تلاش‌ها و تمنیات پیامبران را نیز همان نصرت‌های الهی معرفی کرده‌اند.[۷۶]

  • آیه ۶۱ سوره نحل: «وَلَوْ یؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَ‌ک عَلَیهَا مِن دَابَّةٍ...؛ و اگر خداوند مردم را به [سزای‌] ستمشان مؤاخذه می‌کرد، جنبنده‌ای بر روی زمین باقی نمی‌گذاشت...»

گفته شده در آیه ۶۱ سوره نحل ظلم به تمام مردم نسبت داده شده و مراد از ظلم، معصیت است؛ پس آیه دلالت دارد که تمام مردم از جمله پیامبران گناه‌کارند.[۷۷]

فخررازی در پاسخ گفته است با استناد به آیات از قرآن همانند آیه ۳۲ سوره فاطر، همه مردم ظالم نیستند بلکه مراد از واژه «الناس» در آیه یا همه ظالمین مستحق عذاب هستند یا مشرکانی که در آیات پیشین از آنها سخن گفته شده بود.[۷۸] علامه طباطبایی نیز مراد از ظلم در آیه اعم از معصیت و ترک اولی دانسته که ممکن است ترک اولی از پیامبران صادر می‌شود. بنابراین آیه دلالتی بر معصیت و عدم عصمت پیامبران ندارد.[۷۹]

همچنین ببینید: ترک اولی

آیات ناسازگار با عصمت برخی از پیامبران

ظاهر برخی از آیات قرآن را ناسازگار با عصمت عده‌ای از پیامبران همچون آدم(ع)،[۸۰] نوح(ع)،[۸۱] ابراهیم(ع)،[۸۲] موسی(ع)،[۸۳] یوسف(ع)،[۸۴] یونس(ع)،[۸۵] پیامبر اسلام(ص)[۸۶] و... معرفی کرده‌اند.[۸۷]

از دیدگاه آیت الله سبحانی مهم‌ترین شبهات و دستاویز منکران عصمت انبیاء همین آیات قرآن است.[۸۸] احمد امین مصری، با استناد به همین آیات[۸۹] عصمت پیامبران از گناه کبیره و صغیره را قبل و بعد از نبوت، غلو و مخالف صریح آیات قرآن شمرده است.[۹۰]

روایاتی نیز در تناقض با عصمت پیامبر اسلام(ص) نقل شده است مانند حدیث یا افسانه غرانیق و روایت سهو النبی(ص)(روایت ذوالشمالین).[۹۱]

پاسخ‌های کلی

مفسران تک تک آیات ناسازگار با عصمت پیامبران را مورد بررسی قرار داده و شبهات مربوطه را نقد کرده‌اند؛[یادداشت ۳] اما پاسخ‌های کلی نیز ارائه شده است از جمله:

  • آیات ناظر بر عصمت انبیاء آیات محکمات و آیات در ظاهر مخالف عصمت پیامبران،‌ آیات متشابه هستند که باید با ارجاع به آیات محکمات تفسیر و معنا شوند.[۹۲]
  • اگر دلیلی برخلاف مقتضای دلایل قطعی وجود داشت، یا باید آن را کنار گذاشت یا به تأویل برد؛ بنابراین آیاتی که در ظاهر عصمت پیامبران زیر سوال می‌برد، باید تاویل برده شود.[۹۳]
  • اگر ترک اولی را بر پیامبران جایز بدانیم، در این صورت تمام آیاتی که با عصمت پیامبران ناسازگار است، بر ترک اولی حمل می‌شود؛ ولی اگر ترک اولی را جایز ندانیم، باید گفت آن قضایا دارای مصلحتی بوده‌اند که ما آن را درک نمی‌کنیم مانندداستان حضرت موسی(ع) و خضر(ع).[۹۴]

در بعضی روایات نیز به آیات موهم عدم عصمت پیامبران اشاره و به آنها پاسخ داده شده است.[یادداشت ۴] از جمله در روایتی از امام رضا(ع) نقل شده است در مجلس مأمون با حضور علمای ادیان و فرق مختلف، شخصی به نام علی بن جهم پرسید آیا شما معتقد به عصمت پیامبران هستید؟ امام رضا(ع) فرمود:‌ بله. سپس علی بن جهم درباره چگونگی تفسیر آیاتی همچون آیه ۱۲۱ سوره طه، آیه ۸۷ سوره انبیاء و آیه ۲۴ سوره یوسف سؤال کرد که امام رضا(ع) ضمن نهی از نسبت دادن زشتی‌ها به پیامبران و تفسیر به رأی آیات قرآن، تفسیر صحیح تک تک آیات را فرمودند.[۹۵]

کتاب‌شناسی

درباره عصمت پیامبران در بیشتر کتب کلامی بحث و گفتگو شده است.[۹۶] افزون بر این کتبی مستقل هم در این باره به نگارش درآمده است از جمله:

  • تنزیه الانبیاء، اثر سیدمرتضی(۳۵۵-۴۳۶ق)، فقیه و متکلم امامی قرن چهارم و پنجم، به بررسی عصمت انبیاء و ائمه(ع) پرداخته و به شبهات و آیات و روایاتی که در ظاهر منافی عصمت انبیاء هستند، پاسخ داده است.[۹۷] این کتاب توسط امیر سلمانی رحیمی با عنوان‌ «تنزیه الانبیاء: پژوهشی قرآنی درباره عصمت پیامران و امامان(ع)» به فارسی ترجمه و از سوی آستان قدس رضوی منتشر شده است.
  • عصمت الانبیاء، به قلم فخرالدین رازی(م۶۰۶ق)، فقیه، متکلم و مفسر اهل سنت. این کتاب که با انگیزه دفاع از ساحت پیامبران الهی در مقابل شبهات و تهمت‌ها به نگارش درآمده،[۹۸] پس از اشاره به دیدگاه‌های گوناگون درباره عصمت انبیاء و ادله عصمت آنها،[۹۹] به بررسی و نقد شبهات مخالفین عصمت می‌پردازد[۱۰۰] و در فصول مختلف شبهات وارده بر پیامبرانی چون آدم، نوح، ابراهیم، موسی، داوود، سلیمان و پیامبر اسلام(ص) طرح و نقد می‌کند.[۱۰۱]
  • تنزیه الانبیاء عن ما نسب حثالة‌ الاغنیاء، تألیف علی بن احمد معروف به ابن خمیر(م۶۴۰ق) از عالمان قرن ششم و هفتم هجری. این کتاب نیز در پاسخ به شبهات عصمت پیامبران به نگارش درآمده[۱۰۲] و شبهات درباره برخی از پیامبران‌(ع) همچون آدم، داوود، سلیمان، موسی، یونس(ع) و پیامبر اسلام(ص) را بررسی کرده است.[۱۰۳]

از دیگر آثار مستقل درباره عصمت انبیاء می‌توان این موارد را نام برد: «عصمة الانبیاء فی القرآن الکریم» جعفر سبحانی، «عصمة الانبیاء و الرسل» سیدمرتضی عسکری، «عصمة الانبیاء فی القرآن؛ مدخل الی النبوة العامة» سیدکمال حیدری، «عصمة الانبیاء» زین العابدین عبدعلی طاهر الکعبی،‌ «عصمة الانبیاء بین الیهودیة و المسیحیة و الاسلام» محمود ماضی،‌ «مراجعات فی عصمة‌الانبیاء من منظور القرآنی» عبدالسلام زین العابدین، «نور عصمت بر سیمای نبوت؛ پاسخ به شبهات قرآنی عصمت» جعفر انواری.

پانویس

  1. معرفت،‌ «عصمت پیامبران»، ص۶.
  2. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۶، ص۴۸-۴۹.
  3. تمیمی آمدی، غرر الحکم، ۱۳۹۰ش، ص۶۷۲.
  4. معرفت، آموزش علوم قرآن، ۱۳۷۴ش، ص۲۱-۲۲.
  5. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۸۷ش، ج۲، (نبوت)، ص۱۵۸.
  6. مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۸۶.
  7. یوسفیان و شریفی، پژوهشی در عصمت معصومان(ع)، ۱۳۸۸ش، ص۲۷-۳۰.
  8. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش،‌ ج۵، ص۱۲-۱۳.
  9. شاکرین، عصمت، ۱۳۸۹ش، ص۴۹-۵۰.
  10. ارمیا، باب ۲۰، آیه ۹-۱۰.
  11. صادقی اردکانی، عصمت، ۱۳۸۸ش، ص۱۹.
  12. مجلسی، بحارالانوار، ۴۰۳ق، ج۲۵، ص۲۰۰ و ۱۶۴.
  13. یوسفیان و شریفی، پژوهشی نو در عصمت معصومان(ع)، ۱۳۸۸ش، ص۲۶.
  14. یوسفیان و شریفی، پژوهشی نو در عصمت معصومان(ع)، ۱۳۸۸ش، ص۲۶.
  15. حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۱۵۵
  16. حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۱۵۵
  17. یوسفیان و شریفی، پژوهشی نو در عصمت معصومان(ع)، ۱۳۸۸ش، ص۴۱.
  18. مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۹۸.
  19. نقی پورفر، پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن، ۱۳۸۱ش، ص۳۳۹-۳۴۵.
  20. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۵، ص۱۸۸ و ۱۹۴.
  21. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۰۲-۲۰۳؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۵،‌ ص۱۲۷-۱۲۸.
  22. مفید، تصحیح الاعتقادات الامامیه، ۱۴۱۳ق، ص۱۲۸؛ علم الهدی، الذخیره، ۱۴۱۱ق، ص۱۸۹.
  23. سید مرتضی، تنزیه الانبیاء، ص۱۹؛ طوسی، تلخیص المحصل، ۱۹۸۵م، ص۳۶۹؛ بحرانی، النجاة فی القیامة، ۱۴۱۷ق، ص۵۵.
  24. ایجی، المواقف، بیروت، ص۳۶۶.
  25. تفتازانی، شرح المقاصد، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۳۱۲.
  26. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۷، ص۲۹۱؛ ج۵، ص۷۹.
  27. ملا صدرا، تفسیر القرآن الکریم، ۱۳۶۱ش، ج۵، ص۲۲۴.
  28. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۷، ص۳۰۵.
  29. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۵،‌ ص۳۰.
  30. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۶، ص۳۱۳؛ تفتازانی، شرح المقاصد، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۵۰.
  31. ایجی، شرح المواقف، ۱۳۲۵ش، ص۲۶۳.
  32. تفتازانی، شرح المقاصد، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۵۰.
  33. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۵، ص۳۱.
  34. جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۵ش، ج۱۰، ص۳۹۳.
  35. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۵، ص۳۶.
  36. مفید، النکت الاعتقادیه، ۱۴۱۳ق، ص۳۷؛ حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص۱۵۵.
  37. مفید، اوائل المقالات، ۱۴۱۳ق، ص۶۲.
  38. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۱۵۸.
  39. مفید، عدم سهو النبی، ص۲۹و۳۰؛ حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش،‌ ص۱۵۵-۱۵۷.
  40. یوسفیان و شریفی، «بعثت و نبوت»، ج۳، ص۳۵.
  41. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۵-۳۱
  42. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۳۶۰.
  43. فاریاب، «عصمت پیامبران در منظومه فکری علامه طباطبایی»، ص۲۴-۲۸.
  44. یوسفیان و شریفی، پژوهشی در عصمت معصومان(ع)، ۱۳۸۸ش، ص۳۹.
  45. یوسفیان و شریفی، پژوهشی در عصمت معصومان(ع)، ۱۳۸۸ش، ص۳۹-۴۱.
  46. ری شهری، فلسفه وحی و نبوت، ۱۳۶۶ش.ص۲۰۷-۲۰۸.
  47. یوسفیان و شریفی، پژوهشی در عصمت معصومان(ع)، ۱۳۸۸ش، ص۴۶
  48. فاضل مقداد، ارشادالطالبین، ۱۴۰۵، ص۳۰۱.
  49. سبحانی، عصمة الانبیاء فی القرآن الکریم، ۱۴۲۰ق، ص۲۹؛ مصباح یزدی، آموزش عقاید، ۱۳۶۷ش، ج۲، ص۱۶۱.
  50. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۳۵۴.
  51. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۱، ص۱۶۳؛ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۲ش، ج۵، ص۲۹.
  52. حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص۱۵۵.
  53. اشرفی و رضایی، «عصمت پیامبران در قرآن و عهدین»، ص۸۶.
  54. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۲ش، ج۵، ص۳۷.
  55. معرفت، آموزش علوم قرآن، ۱۳۷۴ش، ص۶۰۲.
  56. علم الهدی، تنزیه الانبیاء، ۱۳۸۰ش، ص۵.
  57. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۱۳۵.
  58. کریمی، نبوت (پژوهشی در نبوت عامه و خاصه)، ۱۳۸۳ش، ص۱۳۴؛ اشرفی و رضایی، «عصمت پیامبران در قرآن و عهدین»، ص۸۷.
  59. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۱۳۵-۱۳۸.
  60. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۱۳۵.
  61. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۰۲-۲۰۳؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق،‌ ج۱۴، ص۱۰۳؛ ج۱۲، ص۳۴۸؛ ج۴، ص۴۵؛ صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۱۹۲-۲۰۴.
  62. صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۳۹۹.
  63. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۰، ص۲۲۷.
  64. سبحانی، عصمة الانبیاء فی القرآن الکریم، ۱۴۲۰ق، ص۶۹.
  65. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۵، ص۵۱و۵۲؛ سبحانی، عصمة الانبیاء فی القرآن الکریم، ۱۴۲۰ق، ص۶۹ و۷۰.
  66. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۵، ص۵۹و۶۰؛ سبحانی، عصمة الانبیاء فی القرآن الکریم، ۱۴۲۰ق، ص۷۷.
  67. فخررازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۲۰، ص۲۲۷.
  68. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۵، ص۵۲.
  69. نگاه کنید به:‌ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۵، ص۵۳-۵۵.
  70. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۱، ص۲۷۹.
  71. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۵، ص۵۵-۵۹.
  72. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۵، ص۶۰.
  73. نگاه کنید به: سوره حجر، آیه ۴۲؛ سوره اسراء، آیه ۶۵؛ سوره ص، آیه ۸۲و۸۳.
  74. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۵، ص۶۰-۶۲.
  75. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۴، ص۳۹۱؛‌ سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۵، ص۶۲.
  76. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۵، ص۶۳.
  77. فخررازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۲۰، ص۲۲۷.
  78. فخررازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۲۰، ص۲۲۷.
  79. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۲، ص۲۸۱.
  80. سوره بقره،‌ آیه ۳۵-۳۷؛‌ سوره طه، آیه ۱۱۵و۱۲۱.
  81. سوره هود، آیه۴۵-۴۷.
  82. سوره صافات، آیه ۸۸و۸۹؛ سوره شعراء، آیه ۸۲.
  83. سوره اعراف،‌آیه ۱۵۰؛ سوره قصص، آیه ۱۵و۱۶؛ سوره طه،‌ آیه ۹۴.
  84. سوره یوسف،‌ آیه ۲۴.
  85. سوره انبیاء، آیه ۸۷؛ سوره صافات، آیات ۱۳۹-۱۴۸.
  86. سوره بقره،‌ آیه ۱۲۰؛‌ سوره نساء،‌ آیه ۱۰۵ و ۱۰۶؛ سوره توبه، آیه ۴۳؛ سوره محمد، آیه۱۹؛ سوره فتح، آیه ۱-۳؛ سوره عبس، آیه ۱-۱۰.
  87. نگاه کنید به: سبحانی، عصمة الانبیاء فی القرآن الکریم، ۱۴۲۰ق، ص۹۱-۲۲۹؛ جوادی آملی، وحی و نبوت در قرآن، ۱۳۹۲ش، ص۲۴۶-۲۸۶؛ مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۷، ص۱۰۱-۱۶۰.
  88. سبحانی، منشور جاوید، ۱۳۸۳ش، ج۵، ص۱۵۲.
  89. احمد امین، ضحی الاسلام،‌ ۲۰۰۳م، ج۳، ص۲۲۸.
  90. احمد امین، ضحی الاسلام،‌ ۲۰۰۳م، ج۳، ص۲۳۵.
  91. میلانی، عصمت از منظر فریقین،‌ ۱۳۹۴ش، ص۱۰۴.
  92. میلانی، عصمت از منظر فریقین،‌ ۱۳۹۴ش، ص۱۰۲و۱۰۳.
  93. میلانی، عصمت از منظر فریقین،‌ ۱۳۹۴ش، ص۱۰۰.
  94. میلانی، عصمت از منظر فریقین،‌ ۱۳۹۴ش، ص۱۰۱-۱۰۲.
  95. صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۱۹۲-۲۰۴.
  96. به عنوان نمونه نگاه کنید به: حلی، کشف المراد، ۱۳۸۲ش، ص۱۵۵-۱۵۷؛ تفتازانی، شرح المقاصد، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۴۹-۶۰؛ ایجی، شرح المواقف، ۱۳۲۵ش، ص۲۶۳-۲۸۰.
  97. حیدری فطرت، «کتابشناسی توصیفی تنزیه الانبیاء و ائمه(ع)»، ص۱۰۳و۱۰۴.
  98. فخررازی، عصمة الانبیاء، ۱۴۰۹ق، ص۲۵.
  99. فخررازی، عصمة الانبیاء، ۱۴۰۹ق، ص۲۶-۳۴.
  100. فخررازی، عصمة الانبیاء، ۱۴۰۹ق، ص۳۵.
  101. فخررازی، عصمة الانبیاء، ۱۴۰۹ق، ص۳.
  102. ابن خمیر، تنزیه الانبیاء عن ما نسب حثالة‌ الاغنیاء، ص۱۸و۱۹.
  103. ابن خمیر، تنزیه الانبیاء عن ما نسب حثالة‌ الاغنیاء، ص۵و۶.
  1. ملکه به صفت راسخ و زوال ناپذیر نفسانی اشاره دارد و در مقابل آن حال است که ثابت و همیشگی نیست.(معین، فرهنگ معین، ذیل وازه ملکه)
  2. چنانچه نام کتاب سید مرتضی درباره عصمت انبیا و ائمه «تنزیه الانبیاء» است و در کتاب الذریعه الی تصانیف شیعه از چهار کتاب دیگر با این عنوان نام برده شده است.(آقابزرگ تهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۴۵۶.)
  3. به عنوان نمونه نگاه کنید به: سید مرتضی، تنزیه الانبیاء، ص۹-۱۳۱؛ سبحانی، عصمة الانبیاء فی القرآن الکریم، ۱۴۲۰ق، ص۹۱-۲۲۹؛ جوادی آملی، وحی و نبوت در قرآن، ۱۳۹۲ش، ص۲۴۶-۲۸۶؛ مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۷، ص۱۰۱-۱۶۰.
  4. به عنوان نمونه نگاه کنید به: شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۱۹۲-۲۰۴.

منابع

  • ابن خمیر، علی بن احمد، تنزیه الانبیاء عن ما نسب حثالة‌ الاغنیاء، دمشق، دارالفکر، چاپ دوم، ۱۴۲۰ق.
  • احمد امین، ضحی الاسلام،‌ قاهره، مکتبه الاسره، ۲۰۰۳م.
  • اشرفی، عباس، رضایی، ام البنین، «عصمت پیامبران در قرآن و عهدین»، در فصلنامه پژوهشنامه معارف قرآنی، شماره ۱۲، ۱۳۹۲ش.
  • آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه الی تصانیف الشیعه، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۳ق.
  • اکرمی، ایوب، نبوت (پژوهشی در نبوت عامه و خاصه)، تهران، جهاد دانشگاهی دانشگاه تربیت معلم، ۱۳۸۳ش.
  • ایجی، میر سید شریف، شرح المواقف، قم، الشریف الرضی، ۱۳۲۵ش.
  • بحرانی، ابن میثم، النجاة فی القیامة فی تحقیق امر الامامة، قم، مجمع الفکر الاسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • تفتازانی، سعدالدین، شرح المقاصد، قم، الشریف الرضی، ۱۴۱۲ق.
  • تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، مصحح سید مهدی رجائی، قم، دارالکتاب الاسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، قم، نشر اسراء، ۱۳۸۵ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، وحی و نبوت در قرآن(تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج۳)، قم،‌ نشر اسراء، ۱۳۹۲ش.
  • حسینی میلانی، سیدعلی، عصمت از منظر فریقین(شیعه و اهل سنت)،‌ قم، مرکز الحقایق الاسلامیه، ۱۳۹۴ش.
  • حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد قسم الاهیات، تعلیقه جعفر سبحانی، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۳۸۲ش.
  • حیدری فطرت، جمال الدین، «کتابشناسی توصیفی تنزیه الانبیاء و ائمه(ع)»، مجله حدیث حوزه، ش۱، پاییز و زمستان ۱۳۸۹.
  • ری شهری، محمد، فلسفه وحی و نبوت، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۶ش.
  • سبحانی، جعفر، عصمة الانبیاء فی القرآن الکریم، قم، موسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۰ق.
  • سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، موسسه امام صادق(ع)، ۱۳۸۳ش.
  • شاکرین، حمیدرضا، عصمت، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۸۹ش.
  • صادقی اردکانی، محمدامین، عصمت، قم، انتشارات حوزه علمیه، ۱۳۸۸ش.
  • صدوق، محمد بن علی، الخصال، مصحح علی اکبر غفاری، قم، انتشارات اسلامی، ۱۳۶۲ش.
  • صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا علیه‌السلام، مصحح مهدی لاجوردی، تهران، نشر جهان، ۱۳۷۸ق.
  • صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الاعلمی، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
  • طوسی، خواجه نصیرالدین، تحصیل المحصل، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ق.
  • علم الهدی، سید مرتضی، الذخیره فی العلم الکلام، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۱ق.
  • علم الهدی، سید مرتضی، تنزیه الانبیاء، تهران، چاپ فاطمه قاضی شعار، ۱۳۸۰ش.
  • فاریاب، محمدحسین، «عصمت پیامبران در منظومه فکری علامه طباطبایی»، در مجله معرفت، شماره ۲۱۴، ۱۳۹۴ش.
  • فاضل مقداد السیوری، ارشاد الطالبین الی نهج المسترشدین، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۵ق.
  • فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر(مفاتیح الغیب)، بیروت، داراحیاء‌التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
  • فخررازی، محمد بن عمر، عصمة الانبیاء، بیروت، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت،‌ دار احیا التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۷ش.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۸۷ش.
  • معرفت، محمدهادی، «عصمت پیامبران»، در مجله پژوهش‌های اجتماعی اسلامی، شماره ۸، ۱۳۷۶ش.
  • معرفت، محمدهادی، آموزش علوم قرآن، تهران، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۴ش.
  • مغنیه، محمدجواد، التفسیر الکاشف، قم، دارالکتاب الاسلامی، ۱۴۲۴ق.
  • مفید، محمد بن نعمان، النکت الاعتقادیه، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • مفید، محمد بن نعمان، اوائل المقالات، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • مفید، محمد بن نعمان، تصحیح الاعتقادات الامامیه، قم، کنگزه شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • مفید، محمد بن نعمان، عدم سهو النبی، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۸۶ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش.
  • ملا صدرا، محمد بن ابراهیم، التفسیر القرآن الکریم، مصحح محمد خواجوی، قم، انتشارات بیدار، ۱۳۶۱ش.
  • نقی پور فر، ولی الله، پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن، تهران، اسوه، ۱۳۸۱ش.
  • یوسفیان، حسن و احمدحسین شریفی، پژوهشی در عصمت معصومان علیهم السلام، قم، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۸ش.
  • یوسفیان، حسن و احمدحسین شریفی، بعثت و نبوت، در دانشنامه امام علی(ع)، قم، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۰ش.

پیوند به بیرون