مقاله قابل قبول
پیوند کم
رده ناقص
کپی‌کاری از منابع خوب
شناسه ارزیابی نشده

جهنم

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
معاد

جَهَنَّم یا دوزخ جایگاهی در جهان پس از مرگ که انسان تباهکار در آن سزای اعمال خود را خواهد دید. در قرآن افزون بر نام جهنم، نام‌های متعدد دیگری مانند جَحیم، سَقَر و سَعیر نیز ناظر به جهنم یا طبقه‌ای از آن به کار رفته و در بسیاری موارد نیز صرفاً به صورت «النار» (آتش) از آن یاد شده است. در فرهنگ ایران، نام دوزخ بازمانده از ایران باستان به عنوان معادلی برای جهنم کاربرد داشته است. جهنم نه تنها در نصوص دینی از قرآن و حدیث بازتاب وسیعی داشته، بلکه در حیطه دانش‌هایی چون کلام، فلسفه و عرفان نظری هم مباحثی را به خود اختصاص داده است.

واژه‌شناسی

جهنم واژه‌ای مؤنث، به معنای چاه بسیار ژرف، در اصل، نام آتشی است که خداوند با آن گناهکاران را مجازات می‌کند و در اصطلاح قرآن کریم به معنای جایگاه عذاب اخروی است که بدکاران و کافران در آنجا به کیفر اعمال خود می‌رسند.[۱]

بیشتر واژه‌شناسان مسلمان، جهنم را واژه‌ای غیرعربی و معرب شمرده‌اند.[۲] گروهی نیز، آن را عربی می‌دانستند.[۳] جوهری و راغب اصفهانی جهنم را واژه‌ای فارسی شمرده‌اند. راغب اصل واژه را «جهنام» می‌داند.[۴] ابن اثیر، ابن منظور و سیوطی به احتمال عبری بودن اصل این واژه نیز اشاره دارند و آن را برگرفته از «كِهِنّام» عبری می‌دانند.[۵]

محققان معاصر غربی جهنم را برگرفته از واژه «گِه‌هینُّم» یا «جِهینَُم» عبری، به معنای دره یا وادی بنی هینَُم به شمار آورده‌اند.[۶]

جایگاه جهنم در نظام آخرت شناسی

جهنم به عنوان بدترین مکان در مقابل بهشت به عنوان بهترین مکان در آخرت شناسی قرار دارد. بهشت جامع همه نیکی‌ها و جهنم جامع همه زشتی‌هاست. کارگزاران جهنم همه از فرشتگان و بندگانی مطیع فرمان خدایند.[۷] در آموزه اسلامی، جهنمی که امور آن به دست شیاطین باشد، وجود ندارد و هر آنچه هست، بخشی از حاکمیت خداست. در حدیثی از امام صادق (ع) تصریح شده است که جهنم بر گناهکاران عذاب است و بر کارگزاران جهنم که درون جهنم‌اند، رحمت است.[۸] خازن اصلی جهنم که نام او مالک است،[۹] در روایات به زشت‌رویی و بوی تعفنش وصف شده است.[۱۰] حتی در ملاقاتی که پیامبر با مالک داشت و در طی آن مالک به عنوان استثنایی بی‌نظیر خنده‌رو ظاهر شد.[۱۱] هیبت او به اندازه‌ای تأثیرگذار بود که پیامبر از آن پس دیگر متبسم دیده نشد.[۱۲] نوزده نگهبان جهنم که قرآن کریم به آن‌ها اشاره دارد[۱۳] نیز از چنان هیبتی برخوردارند که اگر کسی از مردم زمین به آنان نظر کند، بی‌درنگ می‌میرد.[۱۴]

فلسفه جهنم

مهم‌ترین پرسشی که درباره جهنم در پیش روست، حکمتی است که از بابت آن تباه‌کاران باید چنین عذابی سخت و طولانی را تحمل کنند، عذابی که از جهت شدت و ابدی بودن قابل مقایسه با دنیا نیست. در همین راستا، پیامبران در پی آنند تا مردم را به عملکردی فراخوانند که آنان را از عذاب دردناک نجات دهد.[۱۵]

هراس از جهنم ضامن نیکوکاری

ترس از جهنم در آموزه‌های دینی به عنوان یک ضامن اجرای دستورات دینی مطرح است. در قرآن کریم به صراحت از مردم خواسته شده است تا از جهنم هراس داشته باشند[۱۶] و خود و خاندانشان را از آن محفوظ دارند.[۱۷]

جزای اعمال

آیات متعدد قرآن به صراحت عذاب را «جزا»ی اعمال دانسته[۱۸] و در این باره افزون بر دو تعبیر پرکاربرد جزا و عقاب، گاه از تعابیر «نَکال» به معنای عقوبت[۱۹] و نیز انتقام[۲۰] استفاده شده است و حتی خداوند «دارای انتقام» خوانده شده است.[۲۱]

تجسم اعمال

بر اساس مبنای تجسم اعمال، عذاب تحمل شده توسط تباه‌کاران، در واقع صورت حقیقی اعمال خودشان است و این خود اعمال هستند که به سراغ صاحبانشان آمده‌اند و آنان را به رنج افکنده‌اند؛ عذابی از بیرون بر کسی تحمیل نمی‌شود و ساخته دستان خود مجرمان است. این مفهوم که از خلال برخی آیات فهیمده شده،[۲۲] در آیه ۸ زلزال، روشن‌ترین بازتاب را دارد، با این مضمون که «هرکس به اندازه ذره‌ای عمل زشت انجام دهد، آن را خواهد دید». در آیه‌ای دیگر خوردن مال یتیم خوردن آتش دانسته شده است.[۲۳]

جهنم از مرگ تا قیامت

فرد گناه کار پس از مرگ تا رستاخیز عذاب‌هایی را در برزخ تحمل می‌کند و سپس محکمه قیامت برگزار می‌شود؛ آنانکه اهل بهشتند، از جهنم آسیبی نمی‌بینند و زشت کاران پس از محاکمه به محل مجازات برده می‌شوند. اما در نصوص اسلامی، گاه تصویری غافلگیرکننده از انتقال به جهنم، بی‌درنگ پس از مرگ داده شده است، آن‌سان که گویی در پس مرگ، آتش جهنم در کمین است.

در دنیا پیشوایان هستند که مردم را به آتش می‌خوانند.[۲۴] آنان از جنس آدمی‌اند که بر دروازه‌های جهنم ایستاده‌اند و هر کس را که اجابت کند، در آتش می‌افکنند.[۲۵]درباره قوم نوح و لوط نیز چنین تصویری داده شده است که پس از گرفتار شدن به عذاب الهی و رفتن به کام مرگ، بی‌درنگ به جهنم داخل شده‌اند.[۲۶]

جهنم در انتظار نمی‌ماند که تباهاکاران بدانجا راهی شوند، بلکه خود در کمین کافران است.[۲۷] در آستانه ورود جهنمیان آتش آن برافروخته می‌شود،[۲۸] و در حین برقراری محکمه قیامت، حهنم به عرصه آورده می‌شود.[۲۹] بنابر تصویرسازی روایات، آن روز جهنم را با ۷۰هزار زمام در دست ۷۰هزار فرشته می‌آورند، اما می‌رمد و اگر خدایش نگاه ندارد، آسمان‌ها و زمین را آتشی می‌زند[۳۰]

روز قیامت جهنم به تباهکاران عرضه می‌گردد.[۳۱] مجرمان آتش را می‌بینند و می‌دانند که بدان درخواهند افتاد[۳۲] و سختی را پیش از درافتادن بدان حس می‌کنند[۳۳] همین ویژگی موجب شده است تا در قرآن با تعابیری چون «عذاب یوم عظیم»[۳۴] «عذاب یوم عقیم»،[۳۵] عذاب یوم کبیر،،[۳۶] جهنم به روز قیامت انتساب یابد.

جهنم مانند یک شکارچی عمل می‌کند، زبانه‌هایی از جهنم برمی‌آید تا گروه‌های خاصی از گناهکاران را از عرصه برباید و به درون خود کشد؛ زبانه‌ای با دو چشم و زبان فصیح که می‌گوید مأمور شکار سه گروه است: جباران عنادورز، آنانکه خدا و رسولش را آزار داده‌اند و آنان که بت می‌سازند.[۳۷] گاه این تصویر خاص‌تر شده و از زبانه‌ای سخن آمده است که مانند پرنده‌ای که دانه می‌چیند، قاتلان امام حسین را می‌گیرد و به درون آتش می‌برد.[۳۸]

جهنم بر بلعیدن گناهکاران حریص است و هرچقدر مجرمان بدان فرو می‌ریزند، با ندای «هل من مزید» بیشتر می‌طلبد.[۳۹] تا آنجا که به فرمان خدا باز می‌ایستد.[۴۰]

جهنم در کمین همه است، کسی در عرصه قیامت نیست جز آنکه باید وارد آن شود.[۴۱] اما خروج از آن بدون آسیب مشروط به رستگاری است. در بسط این آموزه، روایات از پلی پرخطر سخن گفته‌اند که از میان جهنم می‌گذرد، رستگاران به سلامت از آن عبور می‌کنند و گناهکاران به آتش میافتند[۴۲] پلی که به باریکی لبه شمشیر[۴۳] که گاه با الهام از آیه‌ای قرآنی[۴۴] پل صراط خوانده شده است.[۴۵]

برای مؤمنان آتش جهنم همچون آتش ابراهیم خنک و سلامت است.[۴۶]

گروه‌های اهل جهنم

در تعابیری کلی، سخن از آن دارد که بسیاری از جن و انس به جهنم در می‌آیند؛[۴۷] اما در مواردی مصادیق اهل جهنم به صورت مشخص‌تر اشاره شده است.

  • شرک و کفر: شرک به عنوان بزرگ‌ترین گناه[۴۸] نخستین مصداق است.[۴۹] آنان که مخلوقی را شرک خدا گرفته‌اند، هم خود و هم آنچه پرستیده‌اند، هیزم جهنم خواهند بود.[۵۰] تا آنجا که برخی روایات نامشهور از افتادن خورشید و ماه به جهنم -بدان سبب که معبود گروهی بوده‌اند- سخن آورده‌اند.[۵۱] گاه از تعبیر کلی‌تر کفر استفاده شده و از عذاب کافران عنادورز سخن آمده است.[۵۲] و گاه این مفهوم با تعابیری چون تکذیب آیات خدا[۵۳] و استهزا به آیات[۵۴] بیان شده است.
  • تکبر: تکبر و برتری جویی بر دیگران، گناهی است که در معرفی اهل جهنم، بیش از هر گناهی تأکید شده است.[۵۵] در منابع روایی ابعاد این برتری‌جویی تبیین شده است.[۵۶]از جمله حدیثی آمده است که بیشترین اهل جهنم، متکبران و جبارانند.[۵۷]
  • حاکمان ظالم: در احادیثی با عبارات مختلف این نکته تکرار شده است که نخستین کسانی که به جهنم وارد می‌شوند، حاکمان سلطه‌طلبند؛ چنین مضمونی در منابع مختلف شیعه[۵۸] و هم اهل سنت[۵۹] دیده می‌شود. در حدیثی از امام علی جایگاه امام جائر در قعر جهنم و با شدیدترین عذاب دانسته شده است.[۶۰]
  • یاوران ستمگران: آنانکه به ستمگران میل می‌کنند[۶۱] و آنانکه ستمگری را بر جور راهنمایی می‌کنند[۶۲]همچون ستمگران شاخصان اهل جهنم‌اند و آنانکه شلاق بدستند، همپای حاکمان ستمگر، در شمار اولین واردشوندگان به آتش جهنمد.[۶۳]
    تعابیر دیگری از اهل جهنم چون طاغیان[۶۴] مترفان،[۶۵] و مسرفان[۶۶] نیز همه به نوعی به مفهوم پیشین و حواشی آن بازگشت دارند.
  • عاصیان: تعبیر کلی عصیان بر خدا و رسول، به عنوان مشخصه‌ای برای اهل جهنم دیده می‌شود.[۶۷] آن کس که عمل زشتی را انجام دهد و خطایش بر او احاطه یابد[۶۸] در میان گناهان، قرآن کریم بر تضییع حق الناس تأکید ویژه‌ای دارد و از کسانی چون آدمکشان[۶۹] عیبجویان و سخن چینان.[۷۰] و گنج اندوزانی که از انفاق بخل می‌ورزند[۷۱] در شمار اهل آتش نام برده شده است. در روایات به گروه‌های دیگری از گناهکاران هم به عنوان اهل جهنم اشاره شده که فراتر از یادکرهای قرآنی است[۷۲] جهنم ضمن ترس‌انگیز بودن، با شهوات احاطه شده است، بدان معنا که شهوات انسان را از هول جهنم غافل می‌سازد.[۷۳]

همنشینی جمعی گناهکاران
برپایه روایات، افرادی که گناهی مشابه مرتکب شده‌اند، در عذاب در کنار یکدیگر قرار دارند. به طور کلی در کنار مجازات فردی، تشخص گروهی و جمعی گناهکاران هم در جهنم دیده می‌شود. از جمله قرآن کریم بارها از ورود امت‌ها[۷۴] و گروه‌ها[۷۵] به آتش سخن آورده و مکرر تعبیر حشر به جهنم را به کار برده است.[۷۶] با وجود همراهی امت‌ها گفتگوهای خصمانه و بیزاری جستن‌ها در میان آن‌ها موضوعی است که بارها بدان اشاره شده است.[۷۷]

خلود در جهنم

نوشتار اصلی: خلود

در تصویر ابتدایی که از جهنم در منابع اسلامی دیده می‌شود، برون‌رفتی از جهنم وجود ندارد و سخن از عذابی پاینده است. آنچه این تصویر پایداری را تقویت می‌کند، بیمرگی است؛ آنان هرگز طعم مرگ را نمی‌چشند[۷۸] و در حالیکه شرایط مرگ از همه طرف آنان را احاطه کرده، اما هرگز مرگ آنان را فرونمی‌گیرد.[۷۹] نه تنها مرگ که خروج از آتش هم منتفی دانسته شده است.[۸۰]در یک تصویرسازی در روایات سخن از آن است که مرگ را به صورت بزی در عرصه قیامت -درحالیکه همه او را می‌شناسند- آورده، ذبح می‌کنند[۸۱]و امید همگان به اینکه عذابشان با مرگ خاتمه یابد، ناامید می‌شود.[۸۲]

در همین راستا در آیات پرشماری از قرآن کریم سخن از جاودانگی در آتش[۸۳] و گاه با تأکید خلود ابدی است.[۸۴] تعابیری مانند دارالخلد،[۸۵] و عذاب الخلد،[۸۶] نیز برای جهنم به کار رفته است.

برخی از اهل کتاب بر این باور بودند که در صورت وارد شدن در جهنم، تنها روزهای معدودی آنجا عذاب خواهند دید و سپس نجات خواهند یافت،[۸۷] اما این باورشان به سختی نکوهش و نفی شده است. با این همه به ندرت در زوایایی از قرآن کریم، اشاراتی دیده می‌شود که زمینه باور مسلمانان به عذاب موقت در جهنم را فراهم آورده است. در آیه ۱۲۸ سوره انعام پس از سخن از خلود در جهنم، عبارتی برای استثنا به صورت «الا ما شاء الله» آمده که زمینه ساز پدید آمدن این باور در میان برخی مفسران است که بعضی از اهل جهنم امکان رستن از آن را دارند.[۸۸]

سخن از اقامت در جهنم برای زمانی بسیار طولانی به تعبیر «احقاب»[۸۹] نیز زمینه ساز باور به پایان پذیری جهنم -دستکم برای برخی از اهل آتش- بوده است، برای آنکه از هول جهنم کاسته نشود، در روایات تأکید می‌شود که «به خدا سوگند کسی از آتش رهایی نمی‌یابد، جز آنکه در آن به اندازه احقاب -که هر حقب افزون بر ۸۰ سال است-