حضور قلب

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

اخلاق
مکارم اخلاق.jpg


آیات اخلاقی
آیات افکآیه اخوتآیه استرجاعآیه اطعامآیه نبأآیه نجواآیه اذن


احادیث اخلاقی
حدیث قرب نوافلحدیث مکارم اخلاقحدیث معراجحدیث جنود عقل و جهل


فضایل اخلاقی
تواضعقناعتسخاوتکظم غیظاخلاصحلمزهدشجاعتعفتانصاف


رذایل اخلاقی
تکبرحرصحسددروغغیبتسخن‌چینیبخلعاق والدینحدیث نفسعجبسمعهقطع رحماشاعه فحشاءکفران نعمت


اصطلاحات اخلاقی
جهاد نفسنفس لوامهنفس امارهنفس مطمئنهمحاسبهمراقبهمشارطهگناهدرس اخلاقاستدراج


عالمان اخلاق
ملامهدی نراقیملا احمد نراقیسید علی قاضیسید رضا بهاءالدینیدستغیبمحمدتقی بهجت


منابع اخلاقی

قرآننهج البلاغهمصباح الشریعةمکارم الاخلاقالمحجة البیضاءمجموعه ورامجامع السعاداتمعراج السعادهالمراقبات

حضور قلب یا توجه به خدا، به معنای توجه قلبی به خداوند و احساس وجود او در همه‌جا، به‌گونه‌ای که حاضر و ناظر دانسته شود. از حضور قلب به اقبال یا اطمینان خاطر نیز تعبیر می‌شود. حضور قلب از فضایل اخلاقی، روح همه عبادات، و از شرایط کمال عبادات محسوب شده است. حضور قلب در نماز، بیش از عبادات دیگر مورد تاکید ائمه و عالمان اخلاق قرار گرفته است. برخی از عوامل تحقق حضور قلب عبارت است از: دفع وسوسه‌های شیطان، مراقبت از نفس، پرهیز از گناه، معرفت و شناخت خداوند، توجه به معانی عبارات نماز، و کنترل قوه خیال.

امام صادق(ع)، حضور قلب را از شرایط استجابت دعا معرفی کرده است. همچنین عالمان اخلاق از جمله ملا حسینقلی همدانی به تحصیل حضور قلب سفارش کرده‌اند. برخی موانع حضور قلب که در روایات شیعه و کتاب‌های اخلاقی ذکر شده، عبارتند از: دل‌مشغولی، غرق شدن در دنیا، شرم نکردن از خدا، فاصله گرفتن از عالمان ربانی و نشست و برخاست با اهل باطل. برای حضور قلب آثاری مانند رام شدن نفس اماره، برطرف شدن آشفتگی‌های روانی و جلب محبت خداوند معرفی شده است.

مفهوم‌شناسی

حضور قلب، توجه به خداوند، اطمینان خاطر[۱] یا اقبال، به معنای توجه قلبی به خداوند و احساس وجود او در همه‌جاست؛ به‌گونه‌ای که انسان خدا را انیس خود بداند.[۲] بنا بر گفته ملا احمد نراقی حضور قلب، یعنی فارغ ساختن دل از غیرِ کاری که به آن مشغول است.[۳]

به عقیده برخی، واژه حضور قلب اولین بار در روایات به‌کار رفته است.[۴] سفارش به حضور قلب، در ادیان گذشته هم دیده می‌شود؛ از جمله در توصیه‌های ادریس پیامبر و لقمان حکیم.[۵]

جایگاه

حضور قلب در عبادات از جمله نماز،[۶] تلاوت قرآن،[۷] مناسک حج[۸] و زیارت[۹]

پیامبر اکرم(ص) فرمود:
‌ای اباذر: دو رکعت نماز مختصر و با تفکر بهتر است از یک شب نماز بدون حضور قلب.

طبرسی، مکارم الاخلاق، ۱۳۶۵ش، ج۲، ص۴۶۷.
مورد توجه قرار گرفته است. حضور قلب، روح همه عبادات و از شرایط آن است و عبادت بدون آن ناقص و باعث کمال و قرب نمی‌شود.[۱۰] در برخی از کتب اخلاقی در تعریف اخلاص به حضور قلب اشاره شده و منظور از (دعای با اخلاص) را همان دعای با حضور قلب دانسته‌اند.[۱۱] چنانچه از امام صادق(ع) نقل شده حضور قلب از شرایط استجابت دعا است.[۱۲] همچنین امام رضا(ع) در بیان کیفیت زیارت حضرت معصومه(س) به حضورقلب اشاره داشته است.[۱۳] سعی در تحصیل حضور قلب، از دستورات سلوکی حسنعلی نخودکی و ملا حسینقلی همدانی، عالمان معروف اخلاق، به شاگردانشان بود.[۱۴]

ملاصدرا معتقداست کسی که در طلب خداوند است، نیاز‌مند حضور قلب بوده و ذکر گفتن و خواندن نماز بدون توجه، انسان را به مقصد نمی‌رساند.[۱۵] به عقیده عالمان اخلاق، حقیقت ذکر همان حضور قلب است.[۱۶] به باور برخی، حضورقلب در لحظه‌ای کوتاه چندان سودی ندارد و توجه به خدا به صورت دائمی باعث اُنس با خداوند و دوری از وسوسه‌ها می‌شود.[۱۷] همچنین به عقیده امام خمینی، کلید همه سعادت‌ها، حضور قلب است. وی همچنین معتقد است دعا به معنای خواستن است و خواستن حقیقی بدون حضور قلب محقق نمی‌شود.[۱۸]

حضور قلب در نماز

از بین عبادات، حضور قلب در نماز، بیشتر مورد توجه عالمان اخلاق قرار گرفته است. به عقیده آنان، حضور قلب، روح نماز است.[۱۹] منظور از حضور قلب در نماز این است که قلب هنگام نماز، نزد نماز بوده و مشغول به چیزی که او را غافل می‌کند، نباشد.[۲۰] برخی معتقدند همین که نمازگزار متوجه نماز و عبارات آن باشد، در تحقق حضور قلب کافی است.[۲۱] وی با تکیه به برخی روایات بر این باور است؛ نمازی که لااقل یک‌دهم آن با حضور قلب خواننده نشود، مورد قبول نیست.[۲۲]

برخی حضور قلب را از شروط صحت نماز می‌دانند و معتقدند نماز بدون حضور قلب مورد قبول نیست.[۲۳] اما برخی فقها، حضور قلب در نماز را شرط ندانسته و برخی نیز حضور قلب، هنگام تکبیرة الاحرام را کافی دانسته‌اند.[۲۴] به باور علامه مجلسی، نماز بدون حضور قلب، انسان را از عقوبت نجات می‌دهد؛ اما به درجات عالی کمال نمی‌رساند.[۲۵] به عقیده وی، حضور قلب در نماز تابع حال انسان است؛ هرچه انسان در مراتب یقین و معرفت کامل‌تر باشد، حضور قلبش بیشتر است.[۲۶] همچنین معتقد است توجه به عبادت دیگر در نماز منافاتی با حضور قلب ندارد.[۲۷] مولوی بیتی درباره حضور قلب در نماز سروده است.

بشنو از اخبار آن صَدرالصُدور لا صَلاة تَمّ الا بالحُضور[۲۸]

میرزا جواد آقا ملکی تبریزی مراتبی برای حضور قلب در نماز می‌شمارد که بدین شرح است:

  1. گاهی نمازگزار توجه دارد که در محضر خدا ایستاده است.
  2. گاهی فکر نماز گزار متوجه به اداء حروف و کلمات عربی است
  3. گاهی توجه نمازگزار به صحیح انجام دادن افعال نماز است؛ مانند قیام، رکوع، سجده.
  4. گاهی نیز فکرش متوجه معنائی از افعال و اقوال است.[۲۹]

همچنین برخی توجه به اسرار نماز (توجه به حقیقت تکبیر، تسبیح، توحید و تقدیس) و نفوذ معارفِ کلمات به قلب و کشف و شهود را از دیگر مراتب حضور قلب دانسته‌اند.[۳۰] مجتبی تهرانی نیز برای حضور قلب مراتبی از جمله مرتبه علمی، ایمانی، شهودی و فنایی بیان کرده است.[۳۱]

راه‌کارهای تحقق

ملکی تبریزی، همت و اراده را باعث کسب حضور قلب می‌داند و معتقد است اگر انسان به اینکه «عبادت مایه سعادت اوست»، ایمان داشته باشد، همه تلاش و اراده خود را برای احضار قلب نزد خداوند انجام می‌دهد. به عقیده وی هر اندازه انسان همتش بیشتر باشد حضور قلب و توجهش به خداوند بیشتر می‌شود.[۳۲] فیض کاشانی معتقد است داروی حضور قلب دفع وسوسه‌ها و دل‌مشغولی‌های دنیا است.[۳۳] برخی معتقدند تحصیل حضور قلب در نیمه شب، آسان‌تر از روز است.[۳۴]

مراقبه از نفس،[۳۵] تفکر در فواید و ضررهای غفلت،[۳۶] معرفت و شناخت خداوند، پرهیز از گناه، بیرون کردن محبت دنیا از دل، کنترل قوه خیال،[۳۷] توجه به معانی عبارات نماز، هر نماز را آخرین نماز دانستن، رعایت مقدمات نماز، توجه به معاد و توسل به اهل بیت،[۳۸] به عنوان راه‌کارهایی برای تحصیل حضور قلب بیان شده است.

دستورِ عملی امام خمینی

امام خمینی معتقد است انسانی که در پی تحصیل ایمان است، ابتدا باید در اول راه نیتش را برای تحصیل معارف، حقایق و عبادات خالص کند و پس از کسب اخلاص با طهارت در ساعاتی مانند نیمه شب یا بین الطلوعین، آیات قرآن از جمله آیه ۱۸ سوره حشر را سعی کند با حضور قلب قرائت کند.[۳۹]

موانع و آثار

امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه ثمالی، به برخی از موانع حضور قلب از جمله رانده شدن از درگاه الهی، سبک شمردن دستورات حق، دروغ گفتن حتی به خدا، فاصله گرفتن از عالمان ربانی، شرم نکردن از خدا و نشست و برخاست با اهل باطل، اشاره کرده است.[۴۰]

به عقیده برخی، دل‌مشغولی، غفلت از خداوند و غرق شدن در دنیا مانع حضور قلب می‌شود.[۴۱] ملااحمد نراقی دلایل دل‌مشغولی و غفلت را این‌گونه بیان می‌کند:

موانع بیرونی: مثل اینکه در حال نماز، چشم و گوش مشغول دیدن و شندیدن بعضی چیزها باشد. در این صورت دل انسان مشغول فکرهای دیگر شده و مانع از حضور قلب می‌شود. ملااحمد نراقی، بستن چشم به هنگام نماز و یا پرهیز از خواندن نماز در مکان‌های شلوغ را موجب حضور قلب دانسته است.[۴۲]


موانع درونی: اموری که در «قلب» آدمی وجود دارد و موجب دل‌پریشانی، غفلت و عدم تمرکز شده و انسان را از حضور قلب بازمی‌دارد.[۴۳]

همچنین مانع جسمی،[۴۴] وسوسه شیطان، لقمه حرام روزمرگی و عادت، نامناسب بودن مکان نمازگزار، شراط نامساعد روحی[۴۵] از موانع حضور قلب دانسته شده است.

شهید مطهری معتقد است که عبادت با حضور قلب باعث رام شدن نفس اماره و برطرف شدن آشفتگی‌های روانی می‌شود.[۴۶] همچنین بازداشتن از گناه، پذیرفته شدن نماز، توجه متقابل خداوند به انسان، جلب محبت خدا و مومنان، آمرزش گناهان و ورود به بهشت از جمله آثار حضور قلب شمرده شده است.[۴۷]

پانویس

  1. شهید ثانی، مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، ۱۳۷۷ش، ص۴۵.
  2. هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۳۱۳.
  3. ملا احمد نراقی، معراج السعادة، ۱۳۷۸ش، ص۸۴۴.
  4. رضایی آدریانی، راهکارهای حضور قلب در نماز، ۱۳۹۲ش، ص۱۹.
  5. عدة الداعی، ابن فهد حلی، ۱۴۰۷ق، ص۱۸۱؛ محمدی ری شهری، حکمت نامه لقمان، ۱۳۸۶ش، ص۲۵۰.
  6. ملکی تبریزی، اسرار الصلاة، ۱۳۷۲ش، ص۳۰۰.
  7. فیض کاشانی، المحجةالبیضاء، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۳۲۶.
  8. محمودی، مناسک حج، ۱۳۸۷ش، ص۴۴۶.
  9. مجلسی، زادالمعاد، ۱۴۲۳ق، ص۵۴۷.
  10. مجلسی، عین الحیاة، ۱۳۸۲ش،ج۱، ص۶۶.
  11. انصاری، نتایج الأفکار القدسیه، ۱۴۲۸ق، ج۳، ص۲۳۶؛ خوانساری، شرح غررالحکم، ۱۳۶۶ش، ج۴، ص۲۸۶.
  12. گلستانه، منهج الیقین، ۱۴۲۹ق، ص۲۸۷.
  13. مجلسی، زادالمعاد، ۱۴۲۳ق، ص۵۴۷.
  14. علی مقدادی اصفهانی، نشان از بی‌نشان‌ها، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۱۴۱-۱۴۸؛ بهاری همدانی، تذکرة المتقین، ۱۳۶۱ش، ص۱۷۹.
  15. عبداللهی، «عوامل تحصیل کمال از منظر صدرالمتالهین»، ۱۳۸۹ش، ج۳، ص۶.
  16. بحرالعلوم، رساله سیر و سلوک، ۱۴۲۵ق، ص۱۱۳.
  17. فیض کاشانی، المحجةالبیضاء، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۳۸۳.
  18. حیدرزاده، «اخلاص و حضور قلب در دعا از دیدگاه امام خمینی»، ص۹۲.
  19. فاطمی، گنجینه اخلاق، ۱۳۸۴ش، ج۱، ص۳۲۰.
  20. ملکی تبریزی، اسرار الصلاة، ۱۳۷۲ش، ص۱۸۶.
  21. ملکی تبریزی، اسرار الصلاة، ۱۳۷۲ش، ص۱۸۶.
  22. ملکی تبریزی، اسرار الصلاة، ۱۳۷۲ش، ص۱۷۹.
  23. فیض کاشانی، المحجةالبیضاء، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۵۷۰ و۵۷۲.
  24. فیض کاشانی، ترجمةالحقائق، ۱۳۸۷ش، ص۴۳۶.
  25. مجلسی، عین الحیاة، ۱۳۸۲ش،ج۱، ص۷۶.
  26. مجلسی، عین الحیاة، ۱۳۸۲ش،ج۱، ص۶۹.
  27. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۱۰ق، ج۸۱، ص۲۸۱.
  28. مولوی، مثنوی معنوی، ۱۳۷۳ش، ص۱۸.
  29. ملکی تبریزی، اسرار الصلاة، ۱۳۷۲ش، ص۱۸۷.
  30. رضایی آدریانی، راهکارهای حضور قلب در نماز، ۱۳۹۲ش، ص۳۱.
  31. تهرانی، «دل فقط جایگاه خداست»، ص۱۳.
  32. ملکی تبریزی، اسرار الصلاة، ۱۳۷۲ش، ص۳۰۲.
  33. فیض کاشانی، المحجةالبیضاء، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۵۸۱.
  34. مجلسی، عین الحیاة، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۱۵۲.
  35. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۷۷ش، ج۲۳، ص۶۱۵.
  36. مصباح یزدی، «اخلاق و عرفان اسلامی»، ۱۳۷۰ش، ص۳.
  37. حسینی، «راه‌کارهای کسب حضور قلب در نماز»، ص۴۵-۴۷.
  38. رضایی آدریانی، راه‌کارهای حضور قلب در نماز، ۱۳۹۲ش، ص۴۴-۷۹.
  39. مختاری، «نگاهی به آثار اخلاقی امام خمینی ره»، نشر دفتر تبلیغات اسلامی، ج۸۹، ص۴.
  40. رضایی آدریانی، راهکارهای حضور قلب در نماز، ۱۳۹۲ش، ص۱۷۳-۱۷۵.
  41. نراقی، معراج السعادة، ۱۳۷۸ش، ص۸۵۳.
  42. نراقی، معراج السعادة، ۱۳۷۸ش، ص۸۵۳.
  43. نراقی، معراج السعادة، ۱۳۷۸ش، ص۸۵۳.
  44. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۷۷ش، ج۲۲، ص۸۰۱.
  45. رضایی آدریانی، راهکارهای حضور قلب در نماز، ۱۳۹۲ش، ص۱۳۹-۱۷۰.
  46. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۷۷ش، ج۲۳، ص۷۶.
  47. رضایی آدریانی، راهکارهای حضور قلب در نماز، ۱۳۹۲ش، ص۲۲-۳۰.

منابع

  • ابن فهد حلی، احمد بن احمد، عدة الداعی و نجاح الساعی، تحقیق احمد موحدی قمی، بی‌جا، دارالکتب الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۷ق.
  • انصاری، ذکریا، نتایج الافکارالقدسیه فی بیان معانی شرح الرسالة القرشیه، بیروت، دارالکتب العلمیة نشر محمد علی بیضون، ۱۴۲۸ق.
  • بهاری همدانی، محمد بن محمد، تذکرةالمتقین، تهران، نور فاطمه، ۱۳۶۱ش.
  • حسینی، عباسعلی، «راه‌کارهای کسب حضور قلب در نماز»، مجله پیام، قم، نشر ستاد ولی فقیه در سپاه، ۱۳۹۰ش.
  • حیدر زاده، عباس، «اخلاص و حضور قلب در دعا از دیدگاه امام خمینی»، مجله پیام، قم، نشر ستاد ولی فقیه در سپاه، ۱۳۹۱ش.
  • خوانساری، جمال الدین محمد، شرح غررالحکم و دررالکلم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ چهارم، ۱۳۶۶ش.
  • شبر، عبدالله، ترجمة الأخلاق، قم، نشر هجرت، چاپ چهارم، ۱۳۷۸ش.
  • شهید ثانی، زید بن علی، مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه منسوب به امام صادق(ع)، ترجمه عبدالرزاق بن هاشم گیلانی، تهران، پیام حق، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
  • طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ترجمه ابراهیم میرباقری، تهران، فراهانی، چاپ دوم، ۱۳۶۵ش.
  • رضایی آدریانی، ابراهیم، راهکارهای حضور قلب در نماز، قم، پژوهش‌های تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۹۲ش.
  • عبداللهی، مهدی، «عوامل تحصیل کمال از منظر صدرالمتالهین»، در دو فصلنامه معرفت اخلاقی، قم، نشر موسسه امام خمینی، تابستان ۱۳۸۹ش.
  • فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، المحجةالبیضاء، ترجمه محمد صادق عارف، مشهد، آستان قدس، چاپ اول، ۱۳۷۲ش.
  • فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، ترجمة الحقائق، تهران، مدرسه عالی شهید مطهری، ۱۳۸۷ش.
  • کاشانی بیدخی، حسینعلی، «چله/چله‌نشینی»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دایرة المعارف اسلامی، ۱۳۸۷ش.
  • گلستانه، سید علاء الدین محمد، قم،‌ دار الحدیث، چاپ اول، ۱۴۲۹ق.
  • محمودی، محمدرضا، مناسک حج مطابق فتاوای امام خمینی و مراجع معظم تقلیید، تهران، مشعر، چاپ چهارم، ۱۳۸۷ش.
  • محمدی ری شهری، محمد، حکمت نامه لقمان، ترجمه آریانی، قم، انتشارات‌ دار الحدیث، چاپ دوم، ۱۳۸۶ش.
  • مجلسی، محمدباقر، عین الحیاة، قم، انوار الهدی، چاپ اول، ۱۳۸۲ش.
  • مختاری، رضا، «نگاهی به آثار امام خمینی»، فصلنامه آیینه پژوهش، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، بی‌تا.
  • مجلسی، محمد باقر، زادالمعاد، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ اول، ۱۴۲۳ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسة الطبع و النشر، ۱۴۱۰ق.
  • مصباح یزدی، محمد تقی، «اخلاق و عرفان اسلامی»، نشریه معرفت، موسسه امام خمینی، ۱۳۷۰ش.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار استاد مطهری، قم، صدرا، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
  • مجتهدی تهرانی، مجتبی، «دل فقط جایگاه خداست»، مجله پاسدار اسلام، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، خرداد ۱۳۹۵ش.
  • مقدادی اصفهانی، علی، نشان از بی‌نشان‌ها، تهران، جمهوری، ۱۳۸۲ش.
  • ملااحمد نراقی، احمدبن محمد مهدی، معراج السعادة، قم، انتشارات هجرت، ۱۳۷۸ش.
  • مولوی، جلال الدین محمد، مثنوی معنوی، تهران، وزارت ارشاداسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۳ش.
  • هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه، قم، موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی، ۱۳۸۷ش.

پیوند به بیرون