تهلیل
| نیایش |
تَهلیل که در لغت بهمعنای بلند کردن صدا و در اصطلاح دینی به گفتن ذکر «لا إله إلا اللّه» اطلاق میشود، نهتنها در قرآن کریم و روایات نبوی با اوصافی چون «کلمة التوحید»، «کلمة الإخلاص»، «کلمة التقوی» و «العروة الوثقی» شناخته شده و بهعنوان یکی از ارکان پنجگانه اسلام و برترین سخن نزد خداوند معرفی گردیده، بلکه در سیره پیامبر اکرم(ص) شعار اصلی دعوت به رستگاری با جمله «قولوا لا إله إلا اللّه تفلحوا» بوده و در حدیث سلسلة الذهب از امام رضا(ع) بهعنوان دژ مستحکم الهی برای امان از عذاب و در روایات دیگر چون درختی در بهشت برای گوینده آن توصیف شده است؛ از سوی دیگر، این عبارت در عرفان اسلامی نیز جایگاهی ژرف دارد و عارفانی چون ابنعربی و غزالی آن را نشانه رحمت الهی و ذکری قلبی دانستهاند که نهتنها با اخلاص، انسان را به بهشت میرساند، بلکه همواره مؤمنان به تکرار آن برای تجدید اسلام خود سفارش شدهاند.
مفهومشناسی
تهلیل در لغت از مادهٔ «هَلَلَ» و بهمعنای بلند کردن صدا است.[۱] مصدر ساختهشده از این جمله، «هَیْلَلة» است؛ همانند «بسمله» برای «بسم الله الرحمن الرحیم» و «حوقله» برای «لا حول و لا قوة إلا بالله».[۲]
در اصطلاح دینی، تهلیل عبارت است از گفتن «لا إله إلا اللّه» و وجه نامگذاری این عمل نیز آن است که فرد هنگام گفتن این عبارت، صدای خود را بلند میکند.[۳]
در قرآن و حدیث
عبارت «لا إله إلا اللّه» دو بار بههمین صورت در قرآن کریم بهکار رفته است[۴] و صورتهای مشابهی مانند «لا إله إلا أنا»، «لا إله إلا أنت» و بهویژه «لا إله إلا هو» بیش از سی بار در قرآن آمده است.[۵]
مفسران بر اساس حدیث نبوی و اقوال صحابه و تابعین، «کلمة التقوی» را که در قرآن[۶] نیز آمده، همان «لا إله إلا اللّه» دانستهاند.[۷]
در منابع حدیثی و تفاسیر، «لا إله إلا اللّه» با نامها و اوصافی چون «کلمة التوحید» (كلمة الله هي كلمة التوحيد، وهي قوله (لا إله إلا الله))،[۸] «کلمة الإخلاص»،[۹] «کلمة الحق»،[۱۰] «الکلمة الطیبة»[۱۱] و «العروة الوثقی»[۱۲] معرفی شده است. برخی نیز آن را اسم اعظم خدا دانستهاند.[۱۳]
در منابع شیعه و اهل سنت آمده است که پیامبر(ص) در همان سالهای نخست بعثت، مردم را در موقعیتهای گوناگون به این شعار دعوت کرد و برای رسیدن به رستگاری و فلاح فرمود: «قولوا لا إله إلا اللّه تفلحوا».[۱۴]
اهمیت ذکر «لا إله إلا اللّه»

ذکر «لا إله إلا اللّه» از جمله ذکرهای مؤمنان است. برخی از تعابیری که در روایات در مورد این ذکر بیان شده، عبارت است از:
← از ارکان ایمان: بنابر احادیث، اقرار به آن، یکی از ارکان پنجگانه اسلام و بزرگترین باب از ابواب هفتاد و چندگانه ایمان است.[۱۵]
← برترین سخنان: پیامبر اکرم برترین سخنان را «لا إله إلا اللّه» و عبارات همارز آن، همچون «سبحان اللّه»، «الحمدللّه» و «اللّه اکبر» برشمرده است.[۱۶]
- سفارش به گفتن آن: به جهت اهمیت این ذکر، پیامبر(ص) در صدر اسلام، مردم را با «قولوا لا إله إلا اللّه تفلحوا» به اسلام دعوت میکرد.[۱۷] همچنین به مسلمانان توصیه مینمود که اسلام خود را با زیاد گفتن «لا إله إلا اللّه» تجدید کنند.[۱۸]
- دژ محکم الهی: در حدیث قدسی که امام رضا(ع) با واسطهٔ پدرانش از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده است و در بین شیعیان به حدیث سلسلة الذهب معروف است، خداوند «لا إله إلا اللّه» را دژ مستحکم خود دانسته که ورود در آن موجب امان از عذاب الهی میشود.[۱۹]
- درختی در بهشت: در روایتی از پیامبر(ص) آمده است که خداوند برای گوینده ذکر «لا إله إلا اللّه» درختی در بهشت میکارد. مردی از قریش به پیامبر گفت: یا رسول الله، پس ما درختان بسیاری در بهشت داریم؟ حضرت پاسخ داد: آری، اما مراقب باشید که آتشی نفرستید و آن را آتش نزنید؛ زیرا خداوند به مؤمنان دستور داده که خدا و پیامبر را اطاعت کنند و اعمال خود را باطل نسازند.[۲۰]
موقعیت عرفانی
عبارت «لا إله إلا اللّه» از دیرباز مورد توجه عارفان مسلمان بوده است و یکی از جهات اهمیت آن، قرآنی بودن این عبارت است. چنانکه ابن عربی میگوید این رحمت خداوند به انسان است که خود در قرآن چنین تعبیری به کار برده است؛ وگرنه چگونه بندگان میتوانستند با علم به حق، ابتدا «لا إله» بگویند و سپس در مقام اثبات برآیند؟[۲۱]
به نظر میرسد احادیثی که درباره «لا إله إلا اللّه» نقل شده، در شکلگیری و رشد تفاسیر عرفانی این عبارت تأثیر داشته است. ابوحامد غزالی در احیاء علوم الدین[۲۲] مجموعهای از این احادیث را نقل کرده است. یکی از آنها مژده میدهد که هر کس از روی اخلاص «لا إله إلا اللّه» بگوید، به بهشت خواهد رفت.[۲۳]
برخی عرفا جمله «لا إله إلا اللّه» را ذکر خفی (قلبی) نامیدهاند.[۲۴] به این دلیل که تلفظ آن نیازی به حرکت لب ندارد و میتوان آن را در دل نیز گفت.[۲۵]
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ جوهری، الصحاح، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۸۵۲؛ ابنفارس، معجم مقاییس اللغه، ج۶، ص۱۱؛ ابنمنظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۱۵، ص۱۲۰؛ زبیدی، تاج العروس، ۱۴۱۴ق، ج۱۵، ص۸۱۰.
- ↑ ازهری، تهذیب اللغه، قاهره، ج۵، ص۳۷۰؛ ثعالبی، فقه اللغه و سرالعربیه، دمشق ۱۴۰۹ق، ص۲۲۴و۲۲۵.
- ↑ ازهری، تهذیب اللغه، دار إحياء التراث العربي، ج۵، ص۲۴۱و۳۶۸.
- ↑ صافات: ۳۵؛ محمد: ۱۹.
- ↑ عبدالباقی، المعجم المفهرس، ذیل «إله».
- ↑ فتح: ۲۶.
- ↑ بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۰۱ق، ج۷، ص۲۲۹؛ ترمذی، سنن الترمذی، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۶۲؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۲۲ق، ج۲۶، ص۶۶۶۷.
- ↑ طَبْرِسی، مجمع البیان، ج۵، ص۵۸، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۵۸۴.
- ↑ ابن بابَویه، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۲۹۹.
- ↑ ابن حَجَر عَسقَلانی، فتح الباری، دارالمعرفه، ج۸، ص۱۶۰
- ↑ قُرطُبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۴۰۵ق، ج۹، ص۳۵۹؛ طباطبائی، المیزان، منشورات اسماعیلیان، ج۱۲، ص۵۱.
- ↑ شوکانی، فتح القدیر، داراحیاء التراث العربی، ج۱، ص۲۷۷.
- ↑ نَوَوی، صحیح مسلم بشرح نووی، ۱۴۰۷ق، ج۱۷، ص۱۸؛ مازندرانی، شرح اصول الکافی، ۱۴۲۱ق، ج۱۰، ص۳۱۶.
- ↑ ریشهری، میزان الحکمه، ۱۴۱۶ق، ج۴، ص۳۰۰۷؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۱۲.
- ↑ رجوع کنید به: ابن حنبل، مسند امام احمد بن حنبل، دارصادر، ج۲، ص۱۲۰، ۱۴۳، ۳۷۹؛ طبرسی، مشکاة الأنوار، ۱۴۱۸ق، ص۸۶.
- ↑ بخاری، صحیح بخاری، دارالمعرفه، ج۷، ص۲۲۹؛ طَبَرانی، مسند الشامیین، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۳۱۵.
- ↑ ابن حنبل، مسند امام احمد بن حنبل، دارصادر، ج۳، ص۴۹۲، ج۴، ص۶۳؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ۱۹۵۶م، ج۱، ص۵۱؛ مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۸، ص۲۰۲.
- ↑ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ۱۴۰۶ق، ج۴، ص۲۵۶؛ متقی، کنز العمال، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۴۱۶.
- ↑ ابن بابویه، الأمالی، ۱۳۸۷ش، ص۲۵؛ قضاعی، مسند الشهاب، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۳۲۳و۳۲۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۵، ص۴۶۲، ج۷، ص۱۱۵؛ مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۹، ص۱۲۷.
- ↑ شیخ صدوق، ثواب الأعمال، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۱۱.
- ↑ ابن عربی، الفتوحات المکیه، دارصادر، ج۲، ص۲۲۴و۲۲۵.
- ↑ ابن عربی، الفتوحات المکیه، دارصادر، ج۱، ص۲۹۸-۳۰۰.
- ↑ غزالی، احیاء علوم الدّین، ۱۳۷۷ش، ج۱۴، ص۷۷.
- ↑ نراقی، جامع السعادات، ۱۳۸۰ش، ج۳، ص۳۳۳.
- ↑ زرکشی، معنی لا إله إلا اللّه، ۱۹۸۵م، ص۸۲.
منابع
- قرآن کریم.
- ابن بابویه، الامالی، قم ۱۴۱۷ق.
- ابن بابویه، عیون اخبار الرضا، چاپ حسین اعلمی، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
- ابن حجر عسقلانی، فتح الباری: شرح صحیح البخاری، بیروت: دارالمعرفه، [بیتا].
- ابن حنبل، مسند الامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر، [بیتا].
- ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، نجف ۱۹۵۶م.
- ابن عربی، الفتوحات المکیه، بیروت: دارصادر، [بیتا].
- ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۵-۱۴۲۱/ ۱۹۹۵-۲۰۰۰م.
- ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، منشورات مكتب التبليغ الإسلامي التابع للحوزة العلمية في قم، بی تا.
- ابن منظور، لسان العرب، بیروت دار صادر چاپ سوم ۱۴۱۴ق.
- احمدبن محمدمهدی نراقی، کتاب الخزاین، چاپ حسن حسنزاده آملی و علی اکبر غفاری، تهران [۱۳۸۰].
- ازهری، محمد بن احمد، تهذیب اللغه، دار إحياء التراث العربي، بیروت، بی تا.
- اسماعیل بن حماد جوهری، الصحاح: تاج اللغه و صحاح العربیه، چاپ احمدعبدالغفور عطار، قاهره ۱۳۷۶، چاپ افست بیروت ۱۴۰۷ق.
- ذهبی، محمدبن احمد، سیر اعلام النبلاء، الناشر: دار الحديث- القاهرة، ۱۴۲۷ق، ۲۰۰۶م.
- سلیمان بن احمد طبرانی، مسند الشامیین، چاپ حمدی عبدالمجید سلفی، بیروت ۱۴۱۷/ ۱۹۹۶م.
- صدوق، ثواب الاعمال وعقاب الاعمال، قم، نشر دارالشریف رضی، چاپ دوم، ۱۴۰۶ق.
- طباطبائی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، منشورات اسماعیلیان،
- طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، قاهره ۱۴۲۲ق.دار الهجرة، مرکز البحوث و الدراسات العربیة و الإسلامیة
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، موسسه اعلمی بیروت ۱۴۱۵ق.
- عبدالملک بن محمد ثعالبی، فقه اللغه و سرالعربیه، چاپ سلیمان سلیم بواب، دمشق ۱۴۰۹/۱۹۸۹ق.
- علی بن حسام الدین متقی، کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال، چاپ بکری حیانی و صفوه سقا، بیروت ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹م.
- علی بن حسن طبرسی، مشکاة الانوار فی غرر الاخبار، چاپ مهدی هوشمند، قم ۱۴۱۸ق.
- فاسی، ابومدین، مستعذب الإخبار بأطيب الأخبار، ناشر: دارالکتب العلمیة، بی تا، بی جا.
- فضل بن حسن طبرسی، جوامع الجامع، مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين، ۱۴۱۸ق.
- محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، قم دارالحدیث ۱۳۷۵ش.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ۱۴۰۳، بیروت، موسسة الوفاء.
- محمدبن احمد ازهری، تهذیب اللغه، ج ۵، چاپ عبداللّه درویش، قاهره [بیتا].
- محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، بیروت ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵م.
- محمدبن اسماعیل بخاری جعفی، صحیح البخاری، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱ق.
- محمدبن بهادر زرکشی، معنی لااله الاالله، چاپ علی محیی الدین علی قره داغی، قاهره ۱۹۸۵م.
- محمدبن سلامه قضاعی، مسند الشهاب، چاپ حمدی عبدالمجید سلفی، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵ق.
- محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلی، بیروت ۱۴۰۶؛
- محمدبن علی شوکانی، فتح القدیر، بیروت: داراحیاء التراث العربی، [بیتا].
- محمدبن عیسی ترمذی، سنن الترمذی، ج۲، ۵، چاپ عبدالرحمان محمد عثمان، بیروت ۱۴۰۳ق.
- محمدبن محمد غزالی، احیاء علوم الدین، قاهره، ۱۳۷۷/۱۹۵۷ش.
- محمدبن محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴ق.
- محمدصالح بن احمد مازندرانی، شرح اصول الکافی، مع تعالیق ابوالحسن شعرانی، چاپ علی عاشور، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰ق.
- محمدفؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، قاهره ۱۳۶۴، چاپ افست تهران ۱۳۹۷ش.
- یحیی بن شرف نووی، صحیح مسلم بشرح النووی، بیروت ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷م.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله: دانشنامه جهان اسلام