برهان‌های اثبات خدا

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

برهان‌های اثبات خدا، استدلال‌هایی برای اثبات وجود خدا با روش عقلی. اعتقاد به وجود خدا، مهمترین عقیده دینی نزد پیروان ادیان الاهی به شمار می‌آید. به همین دلیل، در دوره‌های مختلف، اندیشمندان در تلاش بوده‌اند تا صورت‌بندی قابل قبولی برای استدلال‌های اثبات خدا ارائه کنند. نتیجه این تلاش‌ها، پدید آمدن برهان‌های متعدد برای اثبات وجود خدا در سنت‌های مختلف فکری است. برخی از این برهان‌ها که در سنت کلامی و فلسفی اسلام مورد توجه قرار گرفته‌اند، بدین قرار است: حدوث، حرکت، وجوب و امکان، صدیقین و نظم.

ویژگی برهان‌های اثبات خدا

ویژگی مشترک برهان‌های اثبات خدا، کاربرد روش عقلی برای اثبات خداست؛ روشی که به عقیده برخی، یکی از بهترین روش‌ها برای اثبات مباحث بنیادی و اصلی دینی است. متفکران برای اثبات وجود خدا برهان‌های متنوعی اقامه کرده‌اند. در یک دسته‌بندی کلی، می‌توان این برهان‌ها را به سه دسته تقسیم کرد؛ برهان‌های کیهان‌شناختی، برهان‌های صدیقین و برهان وجودی.

در برهان‌های کیهان‌شناختی، وجود مخلوقات به عنوان مقدمه اول و پیشفرض استدلال قرار می‌گیرد. یعنی مقدمه اول در این استدلال‌ها این است که از وجود مخلوق‌های خداوند که ممکن یا حادث یا دارای حرکت هستند، به وجود خدا می‌رسیم. این دسته که پیشینه بسیار زیادی دارد، از همان ابتدا در سنت کلام اسلامی و فلسفه وجود داشته و طرفداران زیادی دارد.

تمامی این استدلال‌ها، وابسته به این است که قبل از شروع استدلال، اصل علیت اثبات شود و باطل بودن دور و تسلسل در میان موجودهایی که رابطه آنها با یکدیگر به صورت علت و معلول است، اثبات شود. به این منظور، برای فهم بهتر این برهان‌ها، توضیح مختصری از این سه داده می‌شود.

اصل علیت

بر اساس این اصل، هر پدیده‌ای که به وجود می‌آید، نیاز به موجودی دارد که آن را به وجود بیاورد. در این رابطه، موجود اول را معلول و موجود دوم که باعث به وجود آمدن موجود دیگری می‌شود را علت، و رابطه میان این دو را علّیت می‌نامند.[۱]

مفهوم دور

تصویر این حالت به این صورت است که مثلا بوجود آمدن موجود الف، متوقف است بر بودن موجود ب. حال اگر بوجود آمدن این موجود ب، خودش متوقف باشد بر اینکه اول موجود الف بوجود بیاید و همان باعث بوجود آمدن موجود ب بشود، در این صورت، دور اتفاق افتاده است. البته این حالت تنها یک تصویر ذهنی است و در عالم خارج نمی‌تواند محقق شود.[۲]

مفهوم تسلسل

تسلسل در سلسله علتها در صورتی روی می‌دهد که در یک زنجیره موجودهایی که با هم رابطه علت و معلول دارند، هر یک از موجودها را در نظر بگیریم خودش معلول یک علتی باشد که قبل از آن موجود بوده است و این رابطه تا بی‌نهایت نیز به همین صورت است. یعنی هرچه به سمت عقب برویم و هر موجودی را در نظر بگیریم، خودش معلول موجود قبل از خود و علت موجود بعد از خود است. در عالم خارج این حالت نمی‌تواند وجود داشته باشد و بالاخره در میان این موجودها، باید به موجودی برسیم که خودش دیگر معلول نباشد. [۳]

برهان حرکت

برهان حرکت که ابتدا از سوی ارسطو مطرح شده است، در کتابهای کلامی و فلسفی نیز به عنوان یک دلیل بر اثبات خداوند مطرح بوده است. روند استدلال در این برهان به این صورت است:

  • مقدمه۱. موجودهایی که در عالم مشاهده می‌شود، همگی تغییر می‌کنند و حرکت دارند. [۴]
  • مقدمه۲. بر اساس اصل علیت، هر حرکتی نیاز به محرّک و موجودی دارد که آن حرکت را ایجاد کرده باشد.[۵]
  • مقدمه۳. به جهت اینکه دور و تسلسل در میان علت‌ها، ممکن نیست، پس نیاز به محرّکی است که خودش ثابت باشد و حرکت و تغییری نداشته باشد. [۶]
  • نتیجه: بنابراین، وجود خدا به عنوان موجودی که هیچ حرکتی ندارد و همواره ثابت است، اثبات می‌شود.

برهان حدوث

نوشتار اصلی: برهان حدوث

برهان حدوث یا دلیل حدوث که در میان متکلمان طرفداران بیشتری دارد، بر این ویژگی مشترک موجودهای عالم تکیه دارد که تمامی آنها به غیر از یک موجود، زمانی نبوده‌اند و بعد بوجود آمده‌اند و حادث هستند. در این استدلال، حادث، موجودی است که زمانی نبوده‌اند و هر کدام در یک زمانی مختص به خود بودجود آمده‌اند. [۷]

این استدلال بیان می‌کند:

مقدمه ۱: تمام موجودهایی که در عالم مشاهده می‌شود، حادث هستند.[۸]

مقدمه ۲: بر اساس اصل علیت و باطل بودن دور و تسلسل، هر موجودی که زمانی نبوده و بعد بوجود آمده است، نیاز به خالقی دارد که خودش حادث نیست. [۹]

بنابراین، خدا به عنوان موجودی که همیشه بوده است و بقیه موجودها را در زمان بوجود آورده است، ثابت می‌شود.

برهان وجوب و امکان

نوشتار اصلی: برهان وجوب و امکان

برهان وجوب و امکان که بیشتر در میان فلاسفه طرفدار داشته است و می‌توان آنرا مهم‌ترین برهان فلسفی تا زمان ملاصدرا دانست، بر دو مفهوم وجوب و امکان تکیه دارد. بر اساس این دو مفهوم، موجودات، در یک تقسیم بندی کلی به دو دسته ممکن الوجود و واجب الوجود تقسیم می‌شوند. موجود ممکن موجودی است که وقتی به تنهایی و بدون علتش آنرا در نظر بیگریم، نه بودن برایش واجب است و نه نبودن. یعنی این موجود به خودی خود، نه لازم است که باشد و نه لازم است که نباشد.

در مقابل، واجب الوجود، موجودی است که وقتی آن را به تنهایی در نظر می‌گیریم، حتما باید باشد و از نظر عقلی، اصلا نمی‌توان تصور کرد که نباشد.[۱۰]

بر اساس این استدلال:

مقدمه۱. تمامی موجودهایی که در عالم می‌بینیم، ممکن الوجود هستند یعنی وجود برایشان ضروری نیست، همانطور که نبودن نیز برایشان ضروری نیست.

مقدمه۲. بر اساس اصل علیت و باطل بودن دور و تسلسل، هر موجودی که وجود داشتن و وجود نداشتن برایش ضروری نباشد، برای موجود شدن نیاز به علتی که وجود برای آن ضروری است یعنی نیاز به واجب الوجود دارد.

نتیجه: عالم علتی دارد که واجب الوجود است و نیازمند به هیچ موجود دیگری نیست.[۱۱]

برهان نظم

نوشتار اصلی: برهان نظم

برهان نظم، استدلالی که صبغه دینی نیز دارد و در متون دینی نیز به آن اشاره شده است. البته از دیدگاه فلاسفه، تنها به عنوان مویدی برای وجود خدا می‌تواند باشد.

این استدلال، با مشاهده نظم و نظام خاصی که بر جهان حاکم، به وجود آفریننده و نظم دهنده‌ای پی برده می‌شود. ویژگی این استدلال این است که فهم آن برای عموم مردم نسبت به سایر استدلال هایی که برای اثبات خدا ارائه شده است، آسان‌تر است. صورت مشترک این برهان، مشتمل بر دو مقدمه است:

مقدمه۱. جهان طبیعت در بردارنده پدیده‌های منظم است؛

مقدمه۲. هر نظمی نیازمند تدبیر و چاره‌اندیشی فاعلی نظم آفرین است؛

نتیجه: جهان آفرینش، ناظم و آفریننده‌ای دارد که آنرا نظم می‌بخشد. [۱۲]

برهان صدیقین

نوشتار اصلی: برهان صدیقین

در این دسته از برهان‌ها که به برهان صدیقین معروف است، از راه اصل هستی و اینکه اصل هستی و حقیقت آن، قابل انکار و تشکیک نیست، وجود خدا اثبات می‌شود.

تقریر پیشرفته و تکامل یافته این برهان را صدرالدین شیرازی (متولد ۱۰۵۱ق / ۱۶۴۱م) ارائه کرده است [۱۳] و بعد از او، این برهان توسط فلاسفه دیگر، به صورت‌های دیگری نیز بیان شده است. محمد حسین طباطبایی صورت خاصی از این برهان اقامه می‌کند که به نظر وی، نیاز به هیچ مسئله فلسفی ندارد و هر کسی می‌تواند آنرا قبول کند. این تقریر به این صورت است.

مقدمه۱. اصل وجود( که غیر قابل تردید است)، عدم را نمی‌پذیرد؛

مقدمه2. آنچه قابلیت عدم ندارد و عدم نمی‌پذیرد، واجب الوجود است؛

نتیجه: اصل هستی، واجب الوجود است.

با توجه به این که اصل هستی، مسئله‌ای بدیهی است و هر کسی آنرا قبول دارد، وجود واجب الوجود بالذات که همان خدای ادیان است، نیز امری بدیهی است و نیازی به اثبات ندارد و با کوچکترین توجهی می‌توان به آن رسید.[۱۴]

برهان‌های وجودی

نوشتار اصلی: برهان وجودی

در این دسته از برهان‌ها که به برهان‌های وجودی معروف شده است، با تحلیل و دقت در مفهوم خدا، وجود خدا اثبات می‌شود. یعنی تعریف خدا مستلزم آن است که چنین موجودی وجود خارجی داشته باشد. تقریرهای متعددی از این برهان، در الهیات مسیحی ارائه شده است. قدیس آنسِلم (متولد ۵۰۳ق /۱۱۰۹م) نخستین فردی است که از این روش برای اثبات وجود خدا استفاده کرد. وی بدون آن که از نام برهان وجودی استفاده کند، دو تقریر از این برهان ارائه کرد. بعدها کانت، این دسته از براهین را برهان وجودی نامید. یکی از تقاریر ارائه شده از سوی آنسلم چنین است:

مقدمه۱. خدا موجودی است که کامل‌تر از او نمی‌توان تصور کرد؛

مقدمه۲. اگر فرض کنیم که خدا در خارج وجود نداشته باشد، یعنی فقط در ذهن انسان موجود است؛

مقدمه۳. موجودی که هم در ذهن هست و هم در خارج، برتر است از موجودی که فقط در ذهن وجود دارد؛

مقدمه۴. بنابراین اگر خدا در خارج موجود نباشد، یعنی خدا کامل‌ترین موجودی که قابل تصور است نیست و از او کامل‌تر نیز می‌توان تصور کرد و این خلف است؛

بنابراین، خدا باید در خارج از ذهن ما موجود باشد و گرنه خلاف تعریف ماخواهد بود. [۱۵]

پانویس

  1. جرجانی، ص ۶۶.
  2. صدرالدین، ج۱، ص۲۱
  3. غفاری، ج۱، ص۱۱۰
  4. ارسطو، فیزیک، گ b 250، سطر ff. 11، گ a261، سطر ۳۱ -a263، سطر ۳، متافیزیک، گ b 1071، سطرهای ۱۱ -۴، گ a1072، سطر۲۲
  5. همو، فیزیک، گ b 200، سطر ff. 26
  6. همان، گ a256، سطر b-4 256، سطر ۲۳، گ b267، سطرهای ۶-۹
  7. مانکدیم، ص۹۴؛ ابن فورک، ص۲۸
  8. نگاه کنید: ابن فورک، ص۳۸، ۲۵۳-۲۵۴؛ بغدادی، ص۷۰-۷۱
  9. باقلانی، ص۲۳و ۴۳؛ فخرالدین، الاربعین، ص۲۷- ۲۸، ۸۲ -۸۴
  10. ابن سینا، الشفاء، الهیات، ص۳۷- ۳۸
  11. همانجا، نیز ابن سینا، النجاه، ص۳۶۷-۳۶۹
  12. نک: اشعری، ص۱۰؛ غزالی، احیاء، ج۱، ص؛ ۱۲۹، ابن رشد، ص۲۱۵، ۲۳۰-۲۳۱
  13. ملاصدرا، ج۶، ص۱۳-۱۴
  14. اسفار، ج۶، ص۱۴-۱۵، تعلیقه1
  15. HICK, P75-79

منابع

  • ابن رشد، محمد، تفسیر مابعدالطبیعه، به کوشش موریس بویژ، بیروت، ۱۹۴۸م؛
  • ابن سینا، الشفاء، الهیات، به کوشش جرج قنواتی و سعید زاید، قاهره، ۱۳۸۰ق /۱۹۶۰م؛
  • همو، النجاه، قاهره، ۱۳۳۱ق /۱۹۱۳م؛
  • ابن فورک، محمد، مجرد مقالات الشیخ ابی الحسن الاشعری، به کوشش دانیل ژیماره، بیروت، ۱۹۸۷م؛
  • اشعری، علی، اللمع، به کوشش جوزف مکارتی، بیروت، ۱۹۵۲م؛
  • باقلانی، محمد، التمهید، به کوشش جوزف مکارتی، بیروت، ۱۹۵۷م؛
  • بغدادی، عبدالقاهر، اصول الدین، بیروت، دارالکتب العلمیه؛
  • جرجانی، سید شریف علی بن محمد، کتاب التعریفات‏، ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۰ه ش، چاپ چهارم؛ ‏
  • صدرالدین شیرازی، محمد، الاسفار، تهران، ۱۳۸۶ق؛
  • طباطبایی، محمدحسین، حاشیه بر الاسفار (نک: هم، صدرالدین شیرازی)؛
  • غزالی، محمد، احیاء علوم الدین، بیروت، ۱۴۰۶ق /۱۹۸۶م؛
  • غفاری، محمد خالد، فرهنگ اصطلاحات آثار شیخ اشراق، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی‏، تهران، ۱۳۸۰ه ش، چاپ اول؛ ‏
  • فخرالدین، رازی، کتاب الاربعین، حیدرآباد دکن، ۱۳۵۳ق؛
  • مانکدیم، احمد [ تعلیق ] شرح الاصول الخمسه، به کوشش عبدالکریم عثمان، قاهره، ۱۳۸۴ق /۱۹۶۵م؛
  • Aristotle, Metaphysica; id, Physica;
  • Hick, J., An Interpretation of Religion, New Haven/London, 1989

پیوند به بیرون