آیه ۹۶ سوره مریم با نام آیه ود از آیات مشهور این سوره است. مداومت بر خواندن سوره مریم را باعث بینیازی انسان از جان، مال و فرزند دانستهاند.
معرفی
بخشی از آیه ۵۸ سوره مریم به خط ثلث: «هر گاه آیات خدای رحمان بر ایشان خوانده میشد، سجدهکنان و گریان به خاک میافتادند».
نامگذاری
پرداختن به داستان زندگی حضرت مریم(س) در آیات ۱۶ تا ۲۷ و ۳۴ دلیل نامگذاری این سوره به نام «مریم» است.[۱] نام دیگر این سوره را کهیعص دانستهاند؛ چراکه با همین حروف آغاز میشود.[۲] سوره مریم را به صورت اختصار سوره «کٰهـٰ»(کاف ها) نیز مینامند.[۳]
سوره مریم ۹۸ آیه، ۹۷۲ کلمه و ۳۹۳۵ حرف دارد. این سوره از نظر حجمی جزو سورههای مَثانی و کمتر از نیم جزء قرآن است. سوره مریم دهمین سوره از سورههای بیست و نهگانه مقطعات است که با حروف مُقَطَّعه «کهیعص» آغاز میشوند.[۵]
سوره مریم دارای دو ویژگی است: نخست اینکه به هنگام بیان داستان پیامبران بزرگ و داستان مریم از واژه «اُذْکُر» به معنای فرمان به یادآوری و یادکرد استفاده کرده است و دوم اینکه واژه «رحمان» از صفات خداوند ۱۶ بار در این سوره به کار رفته تا به گفته برخی رحمت و مهر گسترده خداوند را نسبت به همه پدیدهها و موجودات به ویژه پیامبران و مؤمنان نشان دهد.[۶]
محتوا
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان پیام اصلی این سوره را بشارت و انذار دانسته که در قالب داستانهای پیامبران بیان شده است.[۷] هم چنین این سوره مردم را به سه گروه تقسیم کرده است۱- گروهی که مشمول نعمت الهیاند که پیامبران و برگزیدگان و هدایت یافتگانند.(اهل رشد)
۲- توبه کنندگان و مومنانی که اهل عمل صالحند که اینان به گروه اول ملحق هستند. ۳-گمراهان و همنشینان و اولیاء شیاطین(غاوین= اهل غَیّ) [۸]تفسیر نمونه محتوای سوره مریم را در چهار بخش اینچنین خلاصه کرده است:
بررسی مسائل مربوط به قیامت و چگونگی رستاخیز و سرنوشت مجرمان و پاداشپرهیزکاران و مانند آن؛
مواعظ و نصایح که مکمل بخشهای قبلی است؛
اشاراتی مربوط به قرآن، نفی فرزند از خداوند و بیان مسئله شفاعت که مجموعاً برنامه تربیتی مؤثری را برای سوق نفوس انسانی به سوی ایمان، پاکی و تقوا تشکیل میدهد.[۹]
داستانهایی از حضرت ابراهیم و حضرت موسی: آیههای ۴۱-۵۳.
شأن نزول برخی آیات
درباره برخی آیات سوره مریم، گزارشهایی درباره سبب نزول آنها در منابع تفسیری و روایی نقل شده است.
نزول فرشته وحی به فرمان خدا (۶۴)
درباره آیه ۶۴، «وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ»، نقل شده است که پس از پرسش مشرکان درباره اصحاب کهف، ذوالقرنین و روح، نزول وحی برای مدتی به تأخیر افتاد. این تأخیر موجب اندوه پیامبر اسلام(ص) شد. پس از نزول جبرئیل، پیامبر علت تأخیر را پرسید و او پاسخ داد که فرشتگان تنها به فرمان خداوند نازل میشوند.[۱۱]
(ترجمه:
و انسان (بیچاره در امر معاد شک کند و) گوید: آیا چون من بمیرم باز به زودی مرا از قبر بیرون آورده و زنده خواهند کرد؟!*آیا انسان به خاطر نمیآورد که ما پیش از این او را آفریدیم در حالی که چیزی نبود؟!)
در برخی منابع، شأن نزول آیات ۶۶ و ۶۷ را ابیّ بن خلف جمحی دانستهاند که با در دست گرفتن استخوانی پوسیده، امکان زنده شدن مردگان را انکار میکرد. این آیات در پاسخ به این انکار، آفرینش نخستین انسان را دلیلی بر امکان آفرینش دوباره پس از مرگ معرفی میکند.[۱۲]
حواله دادن بدهی به آخرت (۷۷-۸۰)
أَفَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ بِآيَاتِنَا وَقَالَ لَأُوتَيَنَّ مَالًا وَوَلَدًا*أَطَّلَعَ الْغَيْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَٰنِ عَهْدًا*كَلَّا ۚ سَنَكْتُبُ مَا يَقُولُ وَنَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذَابِ مَدًّا*وَنَرِثُهُ مَا يَقُولُ وَيَأْتِينَا فَرْدًا (ترجمه:آیا دیدی کسی را که به آیات ما کافر شد، و گفت: «اموال و فرزندان فراوانی به من داده خواهد شد»؟!*آیا او از غیب آگاه گشته، یا نزد خدا عهد و پیمانی گرفته است؟!*هرگز چنین نیست! ما به زودی آنچه را میگوید مینویسیم و عذاب را بر او مستمرّ خواهیم داشت!*آنچه را او میگوید (از اموال و فرزندان)، از او به ارث میبریم، و به صورت تنها نزد ما خواهد آمد!)
بر پایه برخی روایات، آیات ۷۷ تا ۸۰ درباره عاص بن وائل نازل شده است. او بدهی خود به خباب بن ارت را نپرداخت و با تمسخر گفت که در آخرت آن را خواهد پرداخت. این آیات ادعای او را رد میکند[۱۳] با این حال، علامه طباطبایی با توجه به سیاق آیات، این بخش را ناظر به گروهی از کافران میداند که برخورداری از مال و فرزند را نشانه برتری خود میپنداشتند و آیات در رد این پندار نازل شده است.[۱۴]
منظور از کهیعص
درباره معنای حروف مُقَطَّعۀ آغاز سوره مریم (کهیعص)، دو دسته روایات در منابع اسلامی نقل شده است:
روایاتی که هر یک از این حروف را اشاره به یکی از اسما بزرگ خداوند میدانند: «ک» اشاره به کافی، «ه» اشاره به هادی، «ی» اشاره به ولی، «ع» اشاره به عالم و «ص»اشاره به «صادق الوعد» (کسی که در وعدۀ خود صادق است) دارد.[۱۵]
روایاتی که این حروف مقطعه را به واقعه کربلا تفسیر کردهاند: «ک» اشاره به «کربلا»، «هاء» اشاره به «هلاکشدن خاندان پیامبر(ص)»، «ی» اشاره به «یزید»، «ع» اشاره به «عطش» و «ص» اشاره به «صبر و استقامت» امام حسین و یارانش دارد.[۱۶]
علامه طباطبایی دلالت روایات دسته نخست را که هر یک از این حروف مقطعه را آغاز یکی از اسماءالله می داند به دلیل اینکه حرف «ی» ربطی به آغاز اسم «ولی» یا «حکیم» ویا «عزیز» ندارد، ناتمام میداند.[۱۷] برخی اهل سنت نیز حروف مقطعه آغازین سوره مریم را از اسامی خداوند دانستهاند.[۱۸]
آیه ۱۷ سوره مریم از تمثل «روح» الهی برای حضرت مریم(س) در قالب انسانی سخن میگوید. بیشتر مفسران، «روح» را جبرئیل دانستهاند که به صورت انسانی کامل بر مریم ظاهر شد.[۱۹] مفسران، «تمثل» را ظهور موجودی در صورتی قابل ادراک برای انسان، بدون تغییر حقیقت آن، تفسیر کردهاند. آنان این آیه را مهمترین کاربرد واژه «تمثل» در قرآن دانسته و آن را با مواردی مانند حضور فرشتگان نزد حضرت ابراهیم و حضرت لوط مقایسه کردهاند.[۲۰]
آیات ۵۴ و ۵۵ سوره مریم از پیامبری به نام اسماعیل با وصف «صادقالوعد» یاد میکند. بیشتر مفسران او را اسماعیل فرزند ابراهیم دانستهاند، اما برخی با استناد به روایات، مقصود را اسماعیل بن حزقیل، از پیامبران بنیاسرائیل، دانستهاند. در روایات، «صادقالوعد» بودن او به وفاداری کامل در عمل به وعدهها تفسیر شده است.[۲۱]
آیه ۹۶ سوره مریم، مشهور به آیه وُد، وعده میدهد که خداوند برای مؤمنان و نیکوکاران محبت و پذیرش در دل مردم قرار میدهد. در منابع تفسیری، روایاتی نقل شده است که این آیه را درباره امام علی(ع) یا از مصادیق آن دانستهاند.[۲۲]
از امام صادق(ع) نقل شده است:«هر کس مداومت بر خواندن سوره مریم داشته باشد از دنیا نخواهد رفت مگر اینکه خدا به برکت این سوره او را از نظر جان و مال و فرزند بینیاز میکند.»[۲۳]پیامبر نیز در روایتی فرمود هر کس بر خواندن سوره مریم مداومت داشته باشد از دنیا نمی رود مگر اینکه بی نیازی نفسانی نصیبش خو اهد شد و در آخرت نیز از اصحاب عیسی بن مریم محسوب میگردد و پاداشش در آخرت به اندازه ملک سلیمان در دنیا خواهد بود. [۲۴]
﴿آنان کسانی از پیامبران بودند که خداوند بر ایشان نعمت ارزانی داشت از فرزندان آدم بودند و از کسانی که همراه نوح [بر کشتی] سوار کردیم و از فرزندان ابراهیم و اسرائیل و از کسانی که [آنان را] هدایت نمودیم و برگزیدیم [و] هر گاه آیات [خدای] رحمان بر ایشان خوانده میشد سجدهکنان و گریان به خاک میافتادند ٥٨﴾
﴿و [ما فرشتگان] جز به فرمان پروردگارت نازل نمیشویم آنچه پیش روی ما و آنچه پشتسر ما و آنچه میان این دو است [همه] به او اختصاص دارد و پروردگارت هرگز فراموشکار نبوده است ٦٤﴾
﴿و چون آیات روشن ما بر آنان خوانده شود کسانی که کفر ورزیدهاند به آنان که ایمان آوردهاند میگویند کدام یک از [ما] دو گروه جایگاهش بهتر و محفلش آراستهتر است ٧٣﴾
﴿بگو هر که در گمراهی است [خدای] رحمان به او تا زمانی مهلت میدهد تا وقتی آنچه به آنان وعده داده میشود یا عذاب یا روز رستاخیز را ببینند پس به زودی خواهند دانست جایگاه چه کسی بدتر و سپاهش ناتوانتر است ٧٥﴾
﴿و چه بسیار نسلها که پیش از آان هلاک کردیم آیا کسی از آنان را مییابی یا صدایی از ایشان میشنوی ٩٨﴾
﴿کاف ها یا عین صاد ١ [این] یادی از رحمت پروردگار تو [در باره] بنده اش زکریاست ٢ آنگاه که [زکریا] پروردگارش را آهسته ندا کرد ٣ گفت پروردگارا من استخوانم سست گردیده و [موی] سرم از پیری سپید گشته و ای پروردگار من هرگز در دعای تو ناامید نبودهام ٤ و من پس از خویشتن از بستگانم بیمناکم و زنم نازاست پس از جانب خود ولی [و جانشینی] به من ببخش ٥ که از من ارث برد و از خاندان یعقوب [نیز] ارث برد و او را ای پروردگار من پسندیده گردان ٦ ای زکریا ما تو را به پسری که نامش یحیی است مژده میدهیم که قبلا همنامی برای او قرار ندادهایم ٧ گفت پروردگارا چگونه مرا پسری خواهد بود و حال آنکه زنم نازاست و من از سالخوردگی ناتوان شدهام ٨ [فرشته] گفت [فرمان] چنین است پروردگار تو گفته که این [کار] بر من آسان است و تو را در حالی که چیزی نبودی قبلا آفریدهام ٩ گفت پروردگارا نشانهای برای من قرار ده فرمود نشانه تو این است که سه شبانه [روز] با اینکه سالمی با مردم سخن نمیگویی ١٠ پس از محراب بر قوم خویش درآمد و ایشان را آگاه گردانید که روز و شب به نیایش بپردازید ١١ ای یحیی کتاب [خدا] را به جد و جهد بگیر و از کودکی به او نبوت دادیم ١٢ و [نیز] از جانب خود مهربانی و پاکی [به او دادیم] و تقواپیشه بود ١٣ و با پدر و مادر خود نیکرفتار بود و زورگویی نافرمان نبود ١٤ و درود بر او روزی که زاده شد و روزی که میمیرد و روزی که زنده برانگیخته میشود ١٥ و در این کتاب از مریم یاد کن آنگاه که از کسان خود در مکانی شرقی به کناری شتافت ١٦ و در برابر آنان پردهای بر خود گرفت پس روح خود را به سوی او فرستادیم تا به [شکل] بشری خوشاندام بر او نمایان شد ١٧ [مریم] گفت اگر پرهیزگاری من از تو به خدای رحمان پناه میبرم ١٨ گفت من فقط فرستاده پروردگار توام برای اینکه به تو پسری پاکیزه ببخشم ١٩ گفت چگونه مرا پسری باشد با آنکه دست بشری به من نرسیده و بدکار نبودهام ٢٠ گفت [فرمان] چنین است پروردگار تو گفته که آن بر من آسان است و تا او را نشانهای برای مردم و رحمتی از جانب خویش قرار دهیم و [این] دستوری قطعی بود ٢١ پس [مریم] به او [=عیسی] آبستن شد و با او به مکان دورافتادهای پناه جست ٢٢ تا درد زایمان او را به سوی تنه درختخرمایی کشانید گفت ای کاش پیش از این مرده بودم و یکسر فراموششده بودم ٢٣ پس از زیر [پای] او [فرشته] وی را ندا داد که غم مدار پروردگارت زیر [پای] تو چشمه آبی پدیدآورده است ٢٤ و تنه درختخرما را به طرف خود [بگیر و] بتکان بر تو خرمای تازه میریزد ٢٥ و بخور و بنوش و دیده روشن دار پس اگر کسی از آدمیان را دیدی بگوی من برای [خدای] رحمان روزه نذر کردهام و امروز مطلقا با انسانی سخن نخواهم گفت ٢٦ پس [مریم] در حالی که او را در آغوش گرفته بود به نزد قومش آورد گفتند ای مریم به راستی کار بسیار ناپسندی مرتکب شدهای ٢٧ ای خواهر هارون پدرت مرد بدی نبود و مادرت [نیز] بدکاره نبود ٢٨ [مریم] به سوی [عیسی] اشاره کرد گفتند چگونه با کسی که در گهواره [و] کودک استسخن بگوییم ٢٩ [کودک] گفت منم بنده خدا به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است ٣٠ و هر جا که باشم مرا با برکتساخته و تا زندهام به نماز و زکات سفارش کرده است ٣١ و مرا نسبت به مادرم نیکوکار کرده و زورگو و نافرمانم نگردانیده است ٣٢ و درود بر من روزی که زاده شدم و روزی که میمیرم و روزی که زنده برانگیخته میشوم ٣٣ این است [ماجرای] عیسی پسر مریم [همان] گفتار درستی که در آن شک میکنند ٣٤ خدا را نسزد که فرزندی برگیرد منزه است او چون کاری را اراده کند همین قدر به آن میگوید موجود شو پس بیدرنگ موجود میشود ٣٥ و در حقیقت خداست که پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید این است راه راست ٣٦ اما دستهها[ی گوناگون] از میان آنها به اختلاف پرداختند پس وای بر کسانی که کافر شدند از مشاهده روزی دهشتناک ٣٧ چه شنوا و بینایند روزی که به سوی ما میآیند ولی ستمگران امروز در گمراهی آشکارند ٣٨ و آنان را از روز حسرت بیم ده آنگاه که داوری انجام گیرد و حال آنکه آنها [اکنون] در غفلتند و سر ایمان آوردن ندارند ٣٩ ماییم که زمین را با هر که در آن است به میراث میبریم و [همه] به سوی ما بازگردانیده میشوند ٤٠ و در این کتاب به یاد ابراهیم پرداز زیرا او پیامبری بسیار راستگوی بود ٤١ چون به پدرش گفت پدر جان چرا چیزی را که نمیشنود و نمیبیند و از تو چیزی را دور نمیکند میپرستی ٤٢ ای پدر به راستی مرا از دانش [وحی حقایقی به دست] آمده که تو را نیامده است پس از من پیروی کن تا تو را به راهی راست هدایت نمایم ٤٣ پدر جان شیطان را مپرست که شیطان [خدای] رحمان را عصیانگر است ٤٤ پدر جان من میترسم از جانب [خدای] رحمان عذابی به تو رسد و تو یار شیطان باشی ٤٥ گفت ای ابراهیم آیا تو از خدایان من متنفری اگر بازنایستی تو را سنگسار خواهم کرد و [برو] برای مدتی طولانی از من دور شو ٤٦ [ابراهیم] گفت درود بر تو باد به زودی از پروردگارم برای تو آمرزش میخواهم زیرا او همواره نسبت به من پر مهر بوده است ٤٧ و از شما و [از] آنچه غیر از خدا میخوانید کناره میگیرم و پروردگارم را میخوانم امیدوارم که در خواندن پروردگارم ناامید نباشم ٤٨ و چون از آنها و [از] آنچه به جای خدا میپرستیدند کناره گرفت اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم و همه را پیامبر گردانیدیم ٤٩ و از رحمتخویش به آنان ارزانی داشتیم و ذکر خیر بلندی برایشان قرار دادیم ٥٠ و در این کتاب از موسی یاد کن زیرا که او پاکدل و فرستادهای پیامبر بود ٥١ و از جانب راست طور او را ندا دادیم و در حالی که با وی راز گفتیم او را به خود نزدیک ساختیم ٥٢ و به رحمتخویش برادرش هارون پیامبر را به او بخشیدیم ٥٣ و در این کتاب از اسماعیل یاد کن زیرا که او درستوعده و فرستادهای پیامبر بود ٥٤ و خاندان خود را به نماز و زکات فرمان میداد و همواره نزد پروردگارش پسندیده[رفتار] بود ٥٥ و در این کتاب از ادریس یاد کن که او راستگویی پیامبر بود ٥٦ و [ما] او را به مقامی بلند ارتقا دادیم ٥٧ آنان کسانی از پیامبران بودند که خداوند بر ایشان نعمت ارزانی داشت از فرزندان آدم بودند و از کسانی که همراه نوح [بر کشتی] سوار کردیم و از فرزندان ابراهیم و اسرائیل و از کسانی که [آنان را] هدایت نمودیم و برگزیدیم [و] هر گاه آیات [خدای] رحمان بر ایشان خوانده میشد سجدهکنان و گریان به خاک میافتادند ٥٨ آنگاه پس از آنان جانشینانی به جای ماندند که نماز را تباه ساخته و از هوسها پیروی کردند و به زودی [سزای] گمراهی [خود] را خواهند دید ٥٩ مگر آنان که توبه کرده و ایمان آورده و کار شایسته انجام دادند که آنان به بهشت درمیآیند و ستمی بر ایشان نخواهد رفت ٦٠ باغهای جاودانی که [خدای] رحمان به بندگانش در جهان ناپیدا وعده داده است در حقیقت وعده او انجامشدنی است ٦١ در آنجا سخن بیهودهای نمیشنوند جز درود و روزیشان صبح و شام در آنجا [آماده] است ٦٢ این همان بهشتی است که به هر یک از بندگان ما که پرهیزگار باشند به میراث میدهیم ٦٣ و [ما فرشتگان] جز به فرمان پروردگارت نازل نمیشویم آنچه پیش روی ما و آنچه پشتسر ما و آنچه میان این دو است [همه] به او اختصاص دارد و پروردگارت هرگز فراموشکار نبوده است ٦٤ پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است پس او را بپرست و در پرستش او شکیبا باش آیا برای او همنامی میشناسی ٦٥ و انسان میگوید آیا وقتی بمیرم راستی زنده [از قبر] بیرون آورده میشوم ٦٦ آیا انسان به یاد نمیآورد که ما او را قبلا آفریدهایم و حال آنکه چیزی نبوده است ٦٧ پس به پروردگارت سوگند که آنها را با شیاطین محشور خواهیم ساختسپس در حالی که به زانو درآمدهاند آنان را گرداگرد دوزخ حاضر خواهیم کرد ٦٨ آنگاه از هر دستهای کسانی از آنان را که بر [خدای] رحمان سرکشتر بودهاند بیرون خواهیم کشید ٦٩ پس از آن به کسانی که برای درآمدن به [جهنم] سزاوارترند خود داناتریم ٧٠ و هیچ کس از شما نیست مگر [اینکه] در آن وارد میگردد این [امر] همواره بر پروردگارت حکمی قطعی است ٧١ آنگاه کسانی را که پرهیزگار بودهاند میرهانیم و ستمگران را به زانو درافتاده در [دوزخ] رها میکنیم ٧٢ و چون آیات روشن ما بر آنان خوانده شود کسانی که کفر ورزیدهاند به آنان که ایمان آوردهاند میگویند کدام یک از [ما] دو گروه جایگاهش بهتر و محفلش آراستهتر است ٧٣ و چه بسیار نسلها را پیش از آنان نابود کردیم که اثاثی بهتر و ظاهری فریباتر داشتند ٧٤ بگو هر که در گمراهی است [خدای] رحمان به او تا زمانی مهلت میدهد تا وقتی آنچه به آنان وعده داده میشود یا عذاب یا روز رستاخیز را ببینند پس به زودی خواهند دانست جایگاه چه کسی بدتر و سپاهش ناتوانتر است ٧٥ و خداوند کسانی را که هدایتیافتهاند بر هدایتشان میافزاید و نیکیهای ماندگار نزد پروردگارت از حیث پاداش بهتر و خوشفرجامتر ٧٦ آیا دیدی آن کسی را که به آیات ما کفر ورزید و گفت قطعا به من مال و فرزند [بسیار] داده خواهد شد ٧٧ آیا بر غیب آگاه شده یا از [خدای] رحمان عهدی گرفته ٧٨ نه چنین است به زودی آنچه را میگوید مینویسیم و عذاب را بای او خواهیم افزود ٧٩ و آنچه را میگوید از او به ارث میبریم و تنها به سوی ما واهد آمد ٨٠ و به جای خدا معبودانی اختیار کردند تا برای آنان [مایه عزت باشد ٨١ نه چنین است به زودی [آن معبودان] عبادت ایشان را انکا میکنند و دشمن آنان میگردند ٨٢ آیا ندانستی که ما شیطانها را بر کافران گماشتهایم تاآنان را [به گناهان] تحریک کنند ٨٣ پس بر ضد آنان شتاب مکن که ما [روزها] را برای آنها ماره میکنیم ٨٤ [یاد کن] روزی را که پرهیزگاران را به سوی [خدای] رمان گروه گروه محشور میکنیم ٨٥ و مجرمان را با حال تشنگی به سوی دوزخ ٨٦ [آنان] اختیار شفاعت را ندارند جز آن کس که از جنب [خدای] رحمان پیمانی گرفته است ٨٧ و گفتند [خدای] رحمان فرزندی اختیار کرده است ٨٨ واقعا چیز زشتی را [بر زبان] ٨٩ چیزی نمانده است که آسمانها از این [سن] بشکافند و زمین چاک خورد و کوهها به شدت فرو ریزند ٩٠ از اینکه برای [خدای] رحمان فرزندی قیل شدند ٩١ [خدای] رحمان را نسزد که فرزندی اختار کند ٩٢ هر که در آسمانها و زمین است جز بنهوار به سوی [خدای] رحمان نمیآید ٩٣ و یقینا آنها را به حساب آورده و ه دقتشماره کرده است ٩٤ و روز قیامت همه آنها تنها به سو او خواهند آمد ٩٥ کسانی که ایمان آورده و کارهای ایسته کردهاند به زودی [خدای] رحمان برای آنان محبتی [در دلها] قرار میدهد ٩٦ در حقیقت ما این [قرآن] را بر بان تو آسان ساختیم تا پرهیزگاران را بدان نوید و مردم ستیزهجو را بدان بیم دهی ٩٧ و چه بسیار نسلها که پیش از آان هلاک کردیم آیا کسی از آنان را مییابی یا صدایی از ایشان میشنوی ٩٨﴾