توقیفی‌بودن اسماء الهی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

توقیفی بودن اسماء الهی اصطلاحی کلامی در بحث اسما و صفات الهی و به این معنا است که بشر مجاز نیست غیر از اسما و صفاتی که در قرآن و روایات برای خدای متعال ذکر شده، نام یا صفتی را از پیش خود به او نسبت دهد.

این بحث از آنجا ناشی شده که برخی معتقدند بشر با شناخت محدود خود نسبت به خداوند چگونه می‌تواند از پیش خود نامی بر او نهاده یا او را به وصفی متصف کند به گونه‌ای که‌شان و منزلت خدا را رعایت کرده و او را در حد مخلوقات تنزل ندهد و گرفتار تشبیه و تجسیم نگردد.

در اینجا سه قول عمده وجود دارد: منع، جواز و تفصیل.

قول به منع

بیشتر متکلّمان اهل سنت، پیروان مکتب بغداد از معتزله و بخش مهمی از متکلمان امامیه بر این اعتقادند که در نامیدن و وصف کردن خداوند نباید از نامها و وصفهای منصوص در قرآن و حدیث تجاوز کرد.

دلایل قول به منع

مهم‌ترین دلیلی که قائلان به توقیفی بودن اسماء الٰهی به آن استناد می‌کنند، آیات

وَ لِلّٰهِ الْاَسْماءُ الْحُسنی فَادْعوهُ بِها وَ ذَروا الَّذینَ یلْحِدُونَ فی اَسْمائِهِ سَیجْزونَ ما کانوا یعْمَلوُنَ (اعراف/۱۸۰) و أَتُجَادِلُونَنی فی أَسْمَاءٍ سَمَّیتُمُوهَا أَنتُمْ وَ ءَابَاؤُکم مَّا نَزَّلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ فَانتَظِرُواْ إِنی‏ِ مَعَکم مِّنَ الْمُنتَظِرِینَ (اعراف/۷۱)

و

مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّیتُمُوهَا أَنتُمْ وَ ءَابَاؤُکم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بهِا مِن سُلْطَانٍ (اعراف/۴۰).

و روایاتی همچون حدیث مشهوران للّٰه عز و جل تسعاً و تسعین اسما من احصاها دخل الجنة می‌باشد که مطابق آنها هیچکس مجاز نیست از پیش خود خدا را به اسمی توصیف کند.

قول به جواز

برخی همچون معتزلیان بصره و گروهی از امامیه، تسمیه و وصف خداوند به غیر منصوص را پذیرا بوده‌اند. [۱] البته قائلند تنها می‌توان اسمایی را که دربردارنده نقصی برای خدا نیست و نشانه عظمت و جلال خداست درباره او به کار برد؛ [۲] مثلاً گرچه خداوند با جملات اَللّهُ یستَهزِئُ بِهِم (بقره/۱۵)، یضِلُّ مَن یشاء (رعد/۲۷)، نَحنُ نَقُصُّ عَلَیکَ اَحسَنَ القَصَص (یوسف/۳) و قُلِ اللّهُ یفتیکُم (نساء/۱۲۷) استهزا، اضلال، قصه گفتن و فتوا دادن را به خود نسبت می‌دهد؛ امّا چون انتزاع اسمهایی مانند استهزاگر، گمراه کننده، قصه گو و فتوا دهنده از جملات یاد شده و به کارگیری آنها درباره خداوند عرفاً نوعی نقص و وهن است نمی‌توان خداوند را با این اسامی یاد کرد. [۳]

دلایل قول به جواز

اینان با ناتمام دانستن استدلالهای قرآنی و روایی قائلین به منع، قول به توقیفیت را فاقد دلیل دانسته، به عدم توقیفیت اسما و صفات معتقد گشته‌اند. از نظر آنان آیات ۷۱ اعراف و ۴۰ یوسف تنها به نفی کفر و بت پرستی و نیز تقبیح نامگذاری بتها به نام خداوند نظر دارد و اشاره‌ای به توقیفی بودن اسما ندارد و آیه ۱۸۰ اعراف با توجّه به اینکه الف و لام در آن (اسماء الحسنی) برای استغراق و عموم است (نه عهد) گرچه همه اسمای حسنا را تنها برای خدا می‌داند؛ ولی هرگز اشاره‌ای ندارد که همه این اسما در قرآن آمده است؛ امّا روایات نیز بر توقیفیت دلالت ندارد و گذشته از اینکه خود این روایات در گزارش تعداد و نوع اسما با یکدیگر اختلاف دارد در تعارض با روایاتی است که خداوند را با اسامی دیگری یاد کرده و آن اسامی را درباره او به کار برده است. [۴]

قول به تفصیل و توقف

گروهی نیز مانند غزالی بین اسم و صفت قائل به تفصیل گردیده، در صفت توقیفیت را قبول ندارند و لکن در اسم پذیرفته‌اند، [۵] این اسم است که به کار بردن آن درباره خداوند وابسته و محدود به اذن شارع و وجود آن در متون وحی و سنت است؛ امّا در مقام معرفت و شناخت خداوند وصف کردن او به صفتی که هیچ گونه کمالی را از او نفی نکند و نقصی را به او نسبت ندهد مانعی ندارد.[۶] گفته شده این فرق به این جهت است که نامگذاری از نوعی ولایت نامگذار بر نامیده حکایت می‌کند، چنان که در عرف، این ولی فرزند است که برای او نامی برمی گزیند.[۷]

برخی نیز مانند امام الحرمین جوینی به توقف قائل‌اند. [۸]

معنای خاص توقیفی بودن در عرفان

عرفا که قائل به توقیفیت اسما و صفات هستند مرادشان از اسم همان ذات به همراه تعینات و از صفت همان تعینات است. [۹] منظور آنان از توقیفیت آن است که هر اسمی از اسمای الهی به سبب تجلی خاص خود در جایگاه مخصوص خود قرار داشته، از کمالی خاص حکایت می‌کند؛ امّا لفظی که از معنا حکایت کند عارفان آن را «‌اسم الاسم »، [۱۰] یا «‌اسم اسم الاسم‌» [۱۱] می‌دانند. توقیفیت به این معنا اصطلاح خاص اهل معرفت و در میان آنان پذیرفته شده و شایع است.

پانویس

  1. بغدادی، ص۲۰۳؛ مفید، ص۵۸-۵۹؛ نیز کلینی، ج۱، ص۱۰۰ به بعد
  2. کلمه علیا، ص۲۲ ـ ۲۳
  3. مجمع البیان، ج۴، ص۷۷۳؛ ج۵، ص۳۱۷؛ کلمه علیا، ص۲۰ ـ ۲۱
  4. المیزان، ج۸، ص۳۴۳ـ۳۴۴، ۳۵۹؛ الرسائل التوحیدیه، ص۵۷ ـ۵۸
  5. شرح الاسماء الحسنی، ص۳۶
  6. تحریر تمهید القواعد، ص۱۵۱، ۴۱۸؛ شرح المقاصد، ج۴، ص۳۴۵
  7. کلمه علیا، ص۲۱؛ شرح المقاصد، ج۴، ص۳۴۵
  8. شرح المقاصد، ج۴، ص۳۴۴ ـ ۳۴۵
  9. تحریر تمهید القواعد، ص۱۴۹ ـ ۱۵۰، ۴۰۵؛ شرح فصوص الحکم، ص۴۴؛ شرح دعای سحر، ص۸۱
  10. تفسیر صدرالمتالهین، ج۴، ص۴۲
  11. کلمه علیا، ص۴، ۳۹؛ تسنیم، ج۱، ص۳۰۶

منابع

  • قرآن کریم
  • امام خمینی، شرح دعای سحر، انتشارات موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ دوم، زمستان ۱۳۷۴ش.
  • ابن عربی، محی الدین، شرح فصوص الحکم، به کوشش محمود محمود غراب، دمشق، ۱۴۰۵ق /۱۹۸۵م.
  • بغدادی، عبدالقاهر، الفرق بین الفرق، به کوشش محمدزاهد کوثری، قاهره، ۱۳۶۷ق /۱۹۴۸م.
  • جندی، مؤیدالدین، شرح فصوص الحکم، به کوشش جلال الدین آشتیانی و غلامحسین ابراهیمی دینانی، مشهد، ۱۳۶۱ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، تحریر تمهید القواعد، الزهرا، ۱۳۷۲، چاپ اول.
  • جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، انتشارات اسراء.
  • حسن زاده آملی، حسن، کلمه علیا در توقیفیت اسماء، بوستان کتاب، ۱۳۸۰ش.
  • سبزواری، ملاهادی، شرح الاسماء، به کوشش نجفقلی حبیبی، تهران، ۱۳۷۲ش.
  • طباطبایی، محمد حسین، المیزان، بیروت، ۱۳۹۰ق /۱۹۷۱م.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ۱۴۰۳ق /۱۹۸۳م.
  • مفید، محمد، اوائل المقالات، به کوشش زنجانی و واعظ چرندابی، تبریز، ۱۳۷۱ق.
  • ابن بابویه، محمد، التوحید، به کوشش هاشم حسینی تهرانی، تهران، ۱۳۸۷ق /۱۹۶۷م.
  • بغدادی، عبدالقاهر، الفرق بین الفرق، به کوشش محمد زاهد کوثری، قاهره، ۱۳۶۷ق / ۱۹۴۸م.
  • کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران، ۱۳۹۱ق.
  • مفید، محمد بن محمد بن نعمان، مصنفات الشیخ المفید المؤتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.

پیوند به بیرون