پرش به محتوا

مال یتیم

از ویکی شیعه

مال یتیم باید به خود یتیم بازگردانده شود و هرگونه تصرف در آن یا مخلوط کردنش با مال شخصی با استناد به آیه ۳ سوره نساء ممنوع است. در منابع دینی خوردن مال یتیم، حرام و از گناهان کبیره و نیز در حکم خوردن آتش دانسته شده است. یتیم به سبب نابالغ بودن، حق تصرف در اموال خود را ندارد، از این‌رو اداره و نگهداری اموال او بر عهدهٔ جد پدری و یا وصی پدر سپرده شده است. فقها معتقدند سرپرست یتیم موظف است با رعایت مصلحت او، امور مالی و معیشتی‌اش را اداره کند و در قبال این اقدام، می‌تواند اجرت‌المثل دریافت نماید.

جایگاه مال یتیم

در منابع فقهی، برای مال یتیم بابی مستقل با عنوان «مال الیتیم» بدان اختصاص یافته است.[۱] مفسران مال یتیم را امانتی الهی بیان کرده‌اند؛[۲] و رسیدگی به امور مالی او را، در صورتی که با رعایت عدالت و حفظ حقوقش همراه باشد، از جلوه‌های نیکی دانسته و آن را مسئولیتی سنگین و تعهدی مهم معرفی کرده‌اند.[۳]

طبق نقل تاریخی دوران جاهلیت، یتیمان از ارث محروم بودند و به امور مالی آنان رسیدگی نمی‌شد؛[۴] به همین دلیل مفسران با استناد به آیه ۳ سوره نساء بازگرداندن اموال یتیم به خودشان و نیز ممنوعیت ادغام اموال شخصی با مال یتیم را از احکام کلی قرآن درباره آنان ذکر کرده‌اند.[۵]

حرمت خوردن مال یتیم

مفسران با استناد به آیه ۱۰ سوره نساء خوردن مال یتیم را حرام و مصداق خوردن آتش دانسته‌اند.[۶] شیخ صدوق با استناد به روایتی از امام رضا(ع) در علت حرمت خوردن مال یتیم بیان کرده، یتیم توان اداره و دفاع از خود را ندارد و مال او تکیه‌گاه زندگی و آینده‌اش است؛ بنابراین کسی که دارایی او را به ظلم می‌خورد، فقط یک حق مالی را پایمال نکرده، بلکه او را به فقر و درماندگی می‌کشاند و در قتل و نابودی او نقش پیدا می‌کند.[۷] عیاشی مفسر شیعه با استناد به برخی روایات، خوردن مال یتیم را از گناهان کبیره شمرده[۸] و برای آن دو عقوبت دنیوی و اخروی بر شمرده است، بدون توجه به کم یا زیاد بودن مقدار آن.[۹]

مراتب ولایت بر مال یتیم

فقها تصرف در مال یتیم را در درجهٔ نخست بر عهده جد پدری و وصی او دانسته‌اند،[۱۰] و در صورت فقدان آنها و یا عدم اعتمادشان بر عهده حاکم(فقیه جامع‌الشرائط)[۱۱] و یا امینی از طرف حاکم دانسته‌اند.[۱۲] به گفته‌ آنان با نبود حاکم شرع، ولایت یتیم به عهده مؤمنان عادل خواهد بود.[۱۳] مادر، پدربزرگ مادری، برادر و سایر خویشاوندان، هیچ‌ ولایتی بر مال یتیم ندارند.[۱۴]

فلسفه منع تصرف یتیم در اموال

یتیم، بخاطر صغیر و نابالغ بودن[۱۵] از تصرف در اموال و حتی امور غیرمالی خود مانند حق قصاص و طلاق منع شده‌ است.[۱۶] این حکم مستند به آیه ۶ سوره نساء بوده که بر ضرورت امتحان کردن یتیمان و احراز رشد آنان قبل از واگذاری اموالشان اشاره دارد.[۱۷] بر همین اساس، تحویل اموال یتیم زمانی واجب است که هم به بلوغ رسیده باشد و هم رشد اقتصادی و قدرت تدبیر مالی او احراز شده باشد.[۱۸] البته در فقه، درباره نسبت میان بلوغ و رشد در تقدم و تاخیر[۱۹] و نیز درباره شرط عدالت در رفع حجر از مال یتیم، دیدگاه‌ها و مباحثی مطرح شده است.[۲۰]

معامله و تصرف در مال یتیم

تصرف در مال یتیم که شامل هرگونه معامله‌ای می‌شود[۲۱] تنها با رعایت مصلحت جایز دانسته شده است.[۲۲] بر این دیدگاه، مشهور فقها ادعای اجماع دارند.[۲۳] با این حال برخی فقها، شرط جواز را صرفاً نبودِ مفسده دانسته‌اند.[۲۴] به گفته فقها چنانچه ولیّ یتیم با رعایت مصلحت اقدام به مضاربه کند و سودی حاصل شود، میان آن دو بر اساس توافقشان تفسیم می‌شود،[۲۵] و چنانچه مال یتیم دچار خسارت شود، اختلاف دیدگاه است؛ برخی همچون شیخ طوسی ولی را ضامن می‌دانند،[۲۶] و برخی دیگر مانند ابن‌ ادریس، ولی را ضامن نمی‌دانند.[۲۷]

هزینه‌کردن از مال یتیم برای نیازهای زندگی

در فقه، هزینه کردن از مال یتیم برای خوراک و پوشاک او مجاز شمرده شده است.[۲۸] به گفته امام خمینی، ولی یتیم می‌تواند مخارج یتیم -خوراک- را با خانواده خود مخلوط کرده و به صورت سرانه تقسیم کند اما در پوشاک باید سهم هر کس جداگانه مشخص و محاسبه شود.[۲۹] به گفته برخی پژوهشگران فقه، در خرج کردن برای یتیم نباید بیش از حد سخت‌گیری کرد، بلکه گشایش و توسعه در هزینه کردن برای او جایز است.[۳۰]

برخی از فقها با استناد به آیه ۲۲۰ سوره بقره و برخی از روایات[۳۱] گفته‌اند، استفاده از مال یتیم در صورتی جایز است که در مقابل آن نفعی به اندازه همان مال به یتیم برسد یا معادل آن را به او برگرداند.[۳۲] همچنین گفته‌اند، قیّمی که امور یتیم را اداره می‌کند، می‌تواند از مال او اجرت المثل کارش را بگیرد.[۳۳]

قرض گرفتن از مال یتیم و بازگرداندن آن

فقها با استناد به روایات،[۳۴] قرض گرفتن از مال یتیم با نیت بازپرداخت و در صورت ضرورت قرض‌گیرنده یا مصلحت یتیم جایز دانسته‌اند.[۳۵] بسیاری از اصحاب تصریح کرده‌اند که اگر کسی چیزی از مال یتیم برداشت و سپس یتیم به سن بلوغ رسید، جایز است آن را به خود یتیم یا به ولیّ او بدهد و اگر یتیم بمیرد به وارث یا وکیل یا مصالحه‌کننده او برساند.[۳۶]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. حر عاملی، هدایةُ الأُمّة إلی أحکامِ الأئمّة علیهم‌السلام، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۵۵.
  2. هاشمی رفسنجانی، فرهنگ قرآن، ۱۳۸۳ش، ج۳۳، ص۲۱۲.
  3. هاشمی رفسنجانی، فرهنگ قرآن، ۱۳۸۳ش، ج۳۳، ص۲۰۹.
  4. جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۱۷، ص۲۱۳و۲۱۴.
  5. جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۱۷، ص۲۱۳و۲۱۴.
  6. هاشمی رفسنجانی، فرهنگ قرآن، ۱۳۸۳ش، ج۱۳، ص۱۴۳ِ؛ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۱۷، ص۴۷۱.
  7. شیخ صدوق، علل الشرائع‏، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۴۸۰.
  8. عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۳۷.
  9. عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۲۳ و ۲۲۴.
  10. جمع من المحققین، موسوعة أحکام الأطفال و أدلتها، ۱۴۲۵ق، ج۲، ص۲۲۳.
  11. ابن حمزه، الوسیله الی نیل الفضیله، ۱۴۰۸ق، ص۲۷۹.
  12. جمع من المحققین، موسوعة أحکام الأطفال و أدلتها، ۱۴۲۵ق، ج۲، ص۲۳۵.
  13. امام خمینی، تحریر الوسیله، دار العلم، ج۲، ص۱۳.
  14. امام خمینی، تحریر الوسیله، دار العلم، ج۲، ص۱۳.
  15. نجفی، جواهر الکلام، بیروت، ج۲۶، ص۴.
  16. لطفی، «استنباط احکام و حقوق محجورین از قرآن کریم»، ۱۳۸۰، ص۲۲.
  17. لطفی، «استنباط احکام و حقوق محجورین از قرآن کریم»، ۱۳۸۰، ص ۲۶.
  18. هاشمی رفسنجانی، فرهنگ قرآن، ۱۳۸۳ش، ج۳۳، ص۲۱۱.
  19. نجفی، جواهر الکلام، بیروت، ج۲۶، ص۱۸؛ حلّی، آیات الأحکام، ۱۴۲۵ق، ج۲، ص۱۰۱–۱۰۶.
  20. وجدانی فخر، الجواهر الفخریة، ۱۴۲۶ق، ج۸، ص۲۲۵–۲۲۸.
  21. امام خمینی، تحریر الوسیله، دار العلم، ج۱، ص۵۱۴.
  22. حکیم، نهج الفقاهة، قم، ص۳۰۹.
  23. حکیم، نهج الفقاهة، قم، ص۳۰۹.
  24. شیخ انصاری، کتاب المکاسب، ۱۴۱۰ق، ج۹، ص۲۹۵.
  25. ابن ادریس، السرایر، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۴۱۱؛
  26. شیخ طوسی، محمد بن حسن، النهایه، ص۴۳۰.
  27. ابن ادریس، السرایر، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۴۱۱.
  28. امام خمینی، تحریر الوسیله، دار العلم، ج۲، ص۱۴.
  29. امام خمینی، تحریر الوسیله، دار العلم، ج۲، ص۱۴.
  30. رحمان ستایش و مهریزی، رسائل في ولایة الفقیة، ۱۴۲۶ق، ص۶۸۴.
  31. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۲۹ و ۱۳۰.
  32. رحمان ستایش و مهریزی، رسائل في ولایة الفقیة، ۱۴۲۶ق، ص۶۸۰.
  33. سیستانی، منهاج الصالحین، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۳۶۴.
  34. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ۱۴۰۹ق، ج۱۷، ص۲۵۹؛ عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲۲۴.
  35. رحمان ستایش و مهریزی، رسائل في ولایة الفقیة، ۱۴۲۶ق، ص۶۸۵.
  36. رحمان ستایش و مهریزی، رسائل في ولایة الفقیة، ۱۴۲۶ق، ص۶۸۶.

منابع

  • ابن ادریس، محمد بن منصور، السرایر، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.
  • ابن حمزه، محمد بن علی، الوسیله الی نیل الفضیله، محقق: محمد حسون، قم، مکتبة آیة الله العظمی المرعشی النجفی، ۱۴۰۸ق.
  • امام خمینی، روح الله، تحریر الوسیله، قم، دار العلم، بی‌تا.
  • جوادی آملی، عبدالله، تسنیم: تفسیر قرآن کریم، ج۱۷، تحقیق و تنظیم: حسین اشرفی و عباس رحیمیان، قم: مرکز نشر اسراء، چاپ دوم، ۱۳۸۹ش.
  • جَمعٌ من المحققین، موسوعة أحکام الأطفال و أدلتها، تحت اشراف محمدجواد فاضل لنکرانی، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)، چاپ اول، ۱۴۲۵ق.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، هدایةُ الأُمّة إلی أحکامِ الأئمّة علیهم‌السلام، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۴۱۲ق.
  • حکیم، محسن، نهج الفقاهة، قم، ۲۲بهمن، بی تا.
  • حلّی، مقداد بن عبدالله، آیات الأحکام، قم، مرتضوی، چاپ اول، ۱۴۲۵ق.
  • رحمان ستایش، محمدکاظم و مهدی مهریزی، رسائل في ولایة الفقیة، قم، بوستان کتاب، چاپ اول، ۱۴۲۶ق.
  • سیستانی، علی، منهاج الصالحین، قم، مکتب آیة الله العظمی السید السیستانی، ۱۴۱۵ق.
  • شیخ انصاری، مرتضی، المکاسب، محقق: محمد کلانتر، قم، دار الکتاب، ۱۴۱۰ق.
  • شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، تصحیح: مؤسسة آل البیت(ع)، قم، مؤسسة آل البیت(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی‏، علل الشرائع‏، قم، کتاب فروشی داوری، چاپ اول‏، ۱۳۸۵ش.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، النهایه فی مجرد الفقه و الفتاوی، بیروت، دار الکتاب العربی، دوم، ۱۴۰۰ق.
  • عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، مصحح، سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، المطبعة العلمیة، چاپ اول، ۱۳۸۰ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح، علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • لطفی، اسدالله، «استنباط احکام و حقوق محجورین از قرآن کریم»، در مجله پژوهش دینی، سال اول، شماره۲، پاییز ۱۳۸۰ش.
  • نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام في ثوبه الجديد، تحقیق و تصحیح: رضا استادی و ابراهیم میانجی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • وجدانی فخر، قدرت‌الله، الجواهر الفخریة فی شرح الروضة البهیة، قم: انتشارات سماء، چاپ دوم، ۱۴۲۶ق.
  • هاشمی رفسنجانی، اکبر، فرهنگ قرآن، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۳ش.ه الی نیل الفضیله، محقق: محمد حسون، قم، مکتبة آیة الله العظمی المرعشی النجفی، ۱۴۰۸ق.