ربوبیت
| خداشناسی | |
|---|---|
| اثبات خدا • توحید • اسما و صفات خدا • عدل الهی • قضا و قدر | |
| نبوت | |
| عصمت پیامبران • خاتمیت • نبوت خاصه • معجزه • قرآن • وحی • اسلام | |
| امامت | |
| امامان • امامت امامان • برتری اهلبیت(ع) • عصمت امامان • ولایت • غیبت • مهدویت | |
| معاد | |
| مرگ • برزخ • معاد جسمانی • بهشت • جهنم | |
| مسائل چالشی | |
| امر بین الامرین • جبر و اختیار • تقیه • ولایت فقیه • توسل • شفاعت • تحریفناپذیری قرآن • زیارت • بداء • رجعت |
رُبوبیَّت از صفات فعل خدا به معنای تدبیر و اداره امور جهان است. براساس دیدگاههای مختلف، این صفت به معنای ایجاد حالات پیدرپی در مخلوقات برای رسیدن به کمال، تربیت و هدایت آنها، یا وابستگی کامل مخلوقات در شئون وجودی به خالق تفسیر شده است. مصادیق ربوبیت شامل حیات دادن، میراندن، حفظ، روزی دادن، امر و نهی کردن است.
اختصاص صفت ربوبیت برای خداوند از اصول دین و ضروریات ادیان آسمانی است و انکار یا شریک قرار دادن کسی در این صفت، موجب کفر و شرک تلقی شده است. در طول تاریخ، درگیری پیامبران با مشرکان و ستمگران عمدتاً بر سر اختصاص ربوبیت به خداوند بوده است؛ بسیاری از اقوام خالقیت خداوند را پذیرفته بودند اما در ربوبیت او تردید داشتند یا آن را به غیر او نسبت میدادند. به گفته مفسران، براساس آیات قرآنی، نمرود اولین کسی بود که ادعای ربوبیت کرد.
الاهیدانان، ربوبیت را به دو قسم تکوینی به معنای اداره امور جهان و تامین نیازها؛ و تشریعی که به معنای قانونگذاری و تعیین تکالیف برای انسانها است تقسیم کردهاند. به گفته پژوهشگران، توحید در ربوبیت به معنای آن است که خداوند یگانه مدیر و مدبر مستقل جهان است و هیچ موجود دیگری توانایی این نقش را ندارد. این یگانگی از ملازمه خالقیت و ربوبیت و همچنین از نظم و هماهنگی بینظیر جهان اثبات میشود، چرا که وجود بیش از یک مدیر منجر به ناهماهنگی در نظام هستی میگردد.
مفهومشناسی
ربوبیت از صفات فعل خداوند،[۱] به معنای تدبیر و اداره امور عالم است.[۲] به باور شیخ طوسی، فقیه و مفسر شیعه، ربوبیت به معنای ایجاد حالات پیدرپی در مخلوقات است تا به حد کمال برسند و چون خداوند خالق عالم است، رب مخلوقات نیز هست.[۳] سید مرتضی عسکری (۱۲۹۳-۱۳۸۶ش)، ربوبیت را به معنای تربیت و تدبیر مخلوقات در مراحل زندگی تا رسیدن به کمال وجودیشان میداند.[۴] محمدتقی مصباح یزدی، فیلسوف و متکلم شیعه، ربوبیت مطلقه الهی را اینگونه تفسیر میکند که مخلوقات در تمام شئون وجودی به خالق وابستهاند و خداوند خالق، ادارهکننده، روزیدهنده و هدایتکننده مخلوقات با عقل، پیامبران و کتب آسمانی است و برای آنان احکام و تکالیف تعیین میکند.[۵]
مصادیق فراوانی برای ربوبیت و تدبیر امور گفته شده است؛ از جمله حیات دادن و میراندن، حفظ و نگهداری، روزی دادن، و نیز امر و نهی کردن.[۶]
«رب» کیست؟
گفته شده واژه «رب» و صفت «ربوبیت» به صورت مطلق (بدون اضافه شدن به چیزی) تنها برای خداوند به کار میرود،[۷] زیرا این اطلاق، مالکیت همه مخلوقات را در بر میگیرد.[۸] اما اگر واژه «رب» اضافه به چیزی شود، میتواند برای غیرخدا نیز به کار رود، مانند «رب الابل» (صاحب شتر) یا «رب الدار» (صاحب خانه).[۹]
علامه طباطبائی نویسنده تفسیر المیزان، معتقد است فرعون خود را «ربّ» مردم مصر میپنداشت،[۱۰] اما نه بهعنوان خدای مطلق، بلکه بهعنوان مالک و پروردگار آنان.[۱۱]
ربوبیت از ریشه «رب» به معنای مالک،[۱۲] تربیت کننده،[۱۳] اصلاح کننده،[۱۴] سید (مولی)، تدبیر کننده، قَیِّم و نعمت دهنده آمده است.[۱۵]
وابستگی ربوبیت و خالقیت و الوهیت
محمدتقی مصباح یزدی معتقد است که ربوبیت (پروردگاری) و خالقیت (آفرینندگی) با یکدیگر ملازمت دارند؛ یعنی کسی که جهان را آفریده، همان کسی است که آن را اداره و حفظ میکند.[۱۶] همچنین، ربوبیت با الوهیت (شایسته پرستش بودن) نیز پیوسته است، زیرا تنها پروردگار جهان که مالک و صاحب اختیار امور است، شایسته پرستش میباشد.[۱۷] مصباح یزدی بر این باور است که آیاتی مانند «يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ....» بر این تلازم میان ربوبیت و الوهیت تأکید دارند.[۱۸]
جایگاه و اهمیت
اختصاص صفت ربوبیت برای خداوند، از اصول دین، از ضروریات آموزههای ادیان آسمانی، و انکار آن موجب کفر شمرده شده و بر این اساس، شریک قرار دادن کسی در این صفت نیز شرک تلقی شده است.[۱۹]
سید مرتضی عسکری، جعفر سبحانی و ناصر مکارم شیرازی، از عالمان شیعی در قرن پانزدهم هجری، معتقدند که در طول تاریخ ادیان، محور درگیری پیامبران با مشرکان و ستمگران، بر سر اختصاص ربوبیت به خداوند بوده است. بسیاری از اقوام، اگرچه خالقیت خداوند را پذیرفته بودند، اما در ربوبیت او تردید داشتند یا آن را به غیر او نسبت میدادند.[۲۰] بر این اساس، فرعون در زمان حضرت موسی، خود را پروردگار برتر مینامید، اما ادعای آفرینش نداشت.[۲۱] نمرود در عصر ابراهیم(ع) ادعای ربوبیت داشت و گفته شده که او اولین کسی بود که با گردنکشی، ادعای ربوبیت کرد.[۲۲]
براساس آیات ۷۴ تا ۷۹ سوره انعام، در گذشته (و همچنین در زمان حضرت ابراهیم(ع))، بسیاری ستارگان، ماه و خورشید را مؤثر بر جهان و موجودات میدانستند. حضرت ابراهیم(ع) با استدلال درباره این اجرام آسمانی، مردم را به سوی توحید هدایت میکرد.[۲۳] چنانچه جعفر سبحانی بیان میکند که در عصر پیامبر اسلام(ص)، اختلاف اصلی مشرکان با ایشان بر سر ربوبیت الهی بود، نه خالقیت خداوند.[۲۴]
واژه ربوبیت در قرآن ذکر نشده، ولی واژه رب نهصد بار آمده است.[۲۵] از جمله آیاتی که بر اختصاص ربوبیت به خدا دلالت دارند، عبارتند از: آیات ۱ تا ۳ سوره حمد،[۲۶] آیه ۱۶۴ سوره انعام،[۲۷] آیه ۱۶ سوره رعد،[۲۸] آیه ۱۱۶ سوره مؤمنون،[۲۹] آیه ۱۲۶ سوره صافات[۳۰] آیه ۳[۳۱] و ۳۱ سوره یونس،[۳۲] و آیات ۹ تا ۱۲ سوره فصلت.[۳۳]
مصباح یزدی، فیلسوف و متکلم شیعه، آیه میثاق را حاکی از فطری بودن ربوبیت الهی و توحید در ربوبیت دانسته است.[۳۴] در برخی از روایات نیز به فطری بودن ربوبیت الهی اشاره شده است.[۳۵]
ربوبیت تکوینی و تشریعی
ربوبیت را به دو قسم تکوینی و تشریعی تقسیم کردهاند:[۳۶]
- تکوینی: مربوط به اداره امور تمام موجودات جهان، تأمین نیازهایشان و کارگردانی کلی جهان است.[۳۷]
- تشریعی: مختص موجودات مختار و با شعور (انسان) است و شامل فرستادن پیامبران، کتب آسمانی، قانونگذاری و تعیین تکالیف برای انسانها میشود.[۳۸]
گفته شده ربوبیت الهی مختص به عالَم دنیا نیست؛ بلکه آخرت را نیز شامل میشود.[۳۹] مسائلی چون عفو و بخشش گناه، اذن در شفاعت و قبول آن از مظاهر ربوبیت خدا در جهان آخرت شمرده شده است.[۴۰]
توحید در ربوبیت
توحید در ربوبیت به این معناست که مدبر و کارگردان جهان فقط خداست و تنها اوست که میتواند به صورت مستقل در تمام شئون آفریدگان خود تصرف کند و آنها را تدبیر و اداره کند.[۴۱] در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که نظم و هماهنگی در خلقت، از جمله گردش منظم فلک، شب و روز، و حرکت خورشید و ماه، همگی نشاندهنده این است که تنها یک “مدبر” یا مدیر واحد وجود دارد که تمام این امور را اداره میکند.[۴۲]
برای اثبات اختصاص ربوبیت در خداوند دلایلی ارائه شده است که برخی از آنها عبارتند از:
- ملازمه میان ربوبیت و خالقیت: به این معنی که تدبیر و اداره جهان، ادامه فرآیند آفرینش است. از آنجایی که تنها خداوند خالق جهان است، پس تدبیر آن نیز منحصراً به او تعلق دارد.[۴۳] کسی که چیزی را خلق نکرده و مالکیت حقیقی آن را ندارد، نمیتواند آن را به درستی تدبیر کند. این امر تنها در توان خالق و مالک آن است که به تمام جزئیات آن آگاه است.[۴۴] بنابراین، یگانگی در خالقیت، منجر به یگانگی در ربوبیت میشود.[۴۵]
- دلالت وحدت و هماهنگی جهان بر یگانگی مدبّر: نظم، انسجام و هماهنگی شگفتانگیز در پدیدههای طبیعی مشاهده میشود. چنین وحدت و هماهنگی تنها زمانی ممکن است که جهان تحت تدبیر و هدایت یک حاکم واحد باشد. وجود دو یا چند مدبر برای جهان، منجر به ناهماهنگی و از هم گسیختگی نظم آن خواهد شد. در نتیجه، نظم و هماهنگی جهان، گواه یگانگی پروردگار و مدبر آن است.[۴۶] به گفته الاهیدانان، آیه ۲۲ سوره انبیا، آیه بر یگانگی خداوند در تدبیر و اداره جهان تأکید دارد.[۴۷]
الاهیدانان معنقدند، توحید در ربوبیت به معنای استقلال کامل خدا در تدبیر امور است، اما این استقلال مطلق نیست.[۴۸] قرآن به ربوبیت غیرمستقل و وابسته به خدا اشاره دارد[۴۹] که با توحید در ربوبیت منافاتی ندارد.[۵۰] تدبیر فرشتگان[۵۱] نیز مظهر ربوبیت الهی است[۵۲] و در طول آن قرار دارد، نه در عرض آن.[۵۳]
برخی توحید در حاکمیت، توحید در طاعت، توحید در تشریع را از شئون و مصادیق توحید در ربوبیت شمردهاند.[۵۴]
پانویس
- ↑ عسکری، عقاید اسلام در قرآن کریم، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۱۴۹؛ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۴۲۶؛ مصباح یزدی، آموزش عقاید، ۱۳۸۴ش، ص۸۳.
- ↑ شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۵، ص۳۳۴؛ علامه طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۹، ص۱۳۵؛ سبحانی، التوحید و الشرک، ۱۳۸۴ش، ص۶۲ و ۶۷.
- ↑ شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۲، ص۴۷۱و۴۷۲.
- ↑ عسکری، عقاید اسلام در قرآن کریم، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۱۴۹ و ۱۵۰.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش عقاید، ۱۳۸۴ش، ص۸۳و۸۴.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش عقاید، ۱۳۸۴ش، ص۸۴.
- ↑ شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۱، ص۳۲ و ج۲، ص۴۷۲؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۹۵؛ فراهیدی، کتاب العین، ۱۴۰۹ق، ج۸، ص۲۵۶؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ۱۴۱۲ق، ص۳۳۶؛ ابنمنظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۳۹۹.
- ↑ شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۲، ص۴۷۲.
- ↑ شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۱، ص۳۲ و ج۲، ص۴۷۲ و ج۵، ص۳۳۴؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۹۵؛ فراهیدی، کتاب العین، ۱۴۰۹ق، ج۸، ص۲۵۶؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ۱۴۱۲ق، ص۳۳۶؛ ابنمنظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۳۹۹.
- ↑ سوره نازعات، آیه ۲
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ ق، ج۸، ص۲۲۳
- ↑ فراهیدی، کتاب العین، ۱۴۰۹ق، ج۸، ص۲۵۶؛ ابنمنظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۳۹۹؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۹۵.
- ↑ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ۱۴۱۲ق، ص۳۳۶؛
- ↑ ابنفارس، معجم مقاییس اللغة، ۱۴۰۴ق، ج۳۸۱و۳۸۲.
- ↑ نگاه کنید به: شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۱، ص۳۲؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۹۴ و ۹۵؛ ابنمنظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۳۹۹.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش عقاید، ۱۳۸۴ش، ص۸۴.
- ↑ مصباح یزدی، خداشناسی، ۱۳۸۹ش، ص۶۲.
- ↑ مصباح یزدی، خداشناسی، ۱۳۸۹ش، ص۶۲.
- ↑ مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامى، فرهنگ فقه فارسی، ۱۳۸۵ش، ج۴، ص۵۶.
- ↑ عسکری، عقاید اسلام در قرآن کریم، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۳۰۱؛ سبحانی، التوحید و الشرک، ۱۳۸۴ش، ص۶۳-۶۵ و ۶۷؛ مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۳۷۴.
- ↑ عسکری، عقاید اسلام در قرآن کریم، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۳۰۲.
- ↑ شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۲، ص۳۱۶؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۷، ص۲۰.
- ↑ عسکری، عقاید اسلام در قرآن کریم، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۳۱۲و۳۱۳.
- ↑ سبحانی، التوحید و الشرک، ۱۳۸۴ش، ص۶۳و۶۴.
- ↑ مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۳۷۴.
- ↑ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۱۵۷ و ۲۱۵؛ مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۳۷۴.
- ↑ مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۳۷۵.
- ↑ مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۳۷۵.
- ↑ مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۳۷۵.
- ↑ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۴۲۸؛ مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۳۷۵.
- ↑ عسکری، عقاید اسلام در قرآن کریم، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۱۵۸؛.
- ↑ مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۳۷۵.
- ↑ عسکری، عقاید اسلام در قرآن کریم، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۱۵۸.
- ↑ مصباح یزدی، خداشناسی، ۱۳۸۹ش، ص۱۱۰.
- ↑ نگاه کنید به: برقی، المحاسن، ۱۳۷۱ق، ج۱، ص۲۴۱؛ شیخ صدوق، التوحید، ۱۳۹۸ق، ص۳۳۰.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش عقاید، ۱۳۸۴ش، ص۸۴؛ سبحانی، التوحید و الشرک، ۱۳۸۴ش، ص۶۷؛ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۴۲۷.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش عقاید، ۱۳۸۴ش، ص۸۴؛ ربانی گلپایگانی، عقاید استدلالی(۱)، نشر هاجر، ص۸۶.
- ↑ مصباح یزدی، آموزش عقاید، ۱۳۸۴ش، ص۸۴؛ ربانی گلپایگانی، عقاید استدلالی(۱)، نشر هاجر، ص۸۶.
- ↑ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۴۲۹؛ ربانی گلپایگانی، عقاید استدلالی(۱)، نشرهاجر، ص۸۶.
- ↑ ربانی گلپایگانی، عقاید استدلالی(۱)، نشرهاجر، ص۸۶.
- ↑ مصباح یزدی، خداشناسی، ۱۳۸۹ش، ص۶۲.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۸۱.
- ↑ سبحانی، الاهیات، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۶۴؛ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۴۲۶.
- ↑ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۴۲۶.
- ↑ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۴۲۷.
- ↑ سبحانی، الاهیات، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۶۵ و ۶۶؛ ربانی گلپایگانی، عقاید استدلالی(۱)، نشرهاجر، ص۸۷.
- ↑ سبحانی، الاهیات، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۶۷ و ۶۸؛ ربانی گلپایگانی، عقاید استدلالی(۱)، نشرهاجر، ص۸۷ و ۸۸.
- ↑ سبحانی، التوحید و الشرک، ۱۳۸۴ش، ص۱۳.
- ↑ نگاه کنید به: سوره انعام، آیه ۶۱؛ سوره نازعات، آیه ۵.
- ↑ سبحانی، التوحید و الشرک، ۱۳۸۴ش، ص۸ و ۹.
- ↑ سوره نازعات، آیه ۵.
- ↑ سبحانی، التوحید و الشرک، ۱۳۸۴ش، ص۱۳.
- ↑ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۱۳۹۵ش، ص۴۲۹ و ۴۳۰.
- ↑ سبحانی، الاهیات، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۷۳-۸۱.
منابع
- ابنفارس، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغة، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴ق.
- ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، تحقیق و تصحیح جمال الدین میردامادى، بیروت، دار الفکر-دارصادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
- برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، تحقیق جلال الدین محدث، قم، دار الکتب الاسلامیة، چاپ دوم، ۱۳۷۱ق.
- جوادی آملی، عبدالله، توحید در قرآن: تفسیر موضوعی قرآن کریم، تحقیق و تنظیم حیدرعلی ایوبی، قم، اسراء، چاپ هشتم، ۱۳۹۵ش.
- راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق صفوان عدنان داوودى، بیروت، دارالشامیة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
- ربانی گلپایگانی، علی، عقاید استدلالی(۱)، قم، نشرهاجر، بیتا.
- سبحانی، جعفر، الاهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، قم، المرکز العالمی للدراسات الإسلامیة، چاپ سوم، ۱۴۱۲ق.
- سبحانی، جعفر، التوحید و الشرک فی القرآن الکریم، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، چاپ دوم، ۱۳۸۴ش.
- شیخ صدوق، محمد بن علی بن بابویه، التوحید، تحقیق هاشم حسینی، قم، جامعه مدرسین، چاپ اول، ۱۳۹۸ق.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، تصحیح احمد حبیب عاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، بیتا.
- طباطبایی، سیدمحمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الاعلمی، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تصحیح فضل الله یزدى طباطبایى و سیدهاشم رسولى، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
- عسکری، سیدمرتضی، عقاید اسلام در قرآن کریم، ترجمه محمد جواد کرمی، تهران، مجمع علمی اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.
- فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر(مفاتیح الغیب)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
- فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، قم، هجرت، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
- مؤسسه دائرةالمعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت(ع)، فرهنگ فقه فارسی، زير نظر سیدمحمود هاشمى شاهرودى، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى، چاپ دوم، ۱۳۸۵ش.
- مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامى، چاپ هفدهم، ۱۳۸۴ش.
- مصباح یزدی، محمدتقی، خداشناسی(مجموعه کتب آموزشی معارف قرآن)، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ اول، ۱۳۸۹ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ نهم، ۱۳۸۶ش.