پرش به محتوا

اسماعیل بن جابر جعفی

از ویکی شیعه
اسماعیل بن جابر جعفی
اطلاعات فردی
نسباز خاندان جعفی
محل زندگیکوفه
خویشاوندان
سرشناس
جابر بن یزید جعفی (پدر)
مذهبشیعه امامیه
صحابیامام باقر(ع)، امام صادق(ع) و امام کاظم(ع)
اطلاعات حدیثی
راوی از معصومامام باقر(ع)، امام صادق(ع) و امام کاظم(ع)
روایت ازابوبصیر، ابوخالد کابلی و یونس بن ظبیان
راویان از اوصفوان بن یحیی، هشام بن سالم، احمد بن ابی‌نصر بزنطی و محمد بن عیسی
اعتبارثقه
موضوع روایاتاعتقادی، تفسیری و فقهی


اسماعیل بن جابر جُعْفی از راویان امامیه است که از امام باقر(ع)، امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) روایت کرده است. او در منابع رجالی، توثیق شده است. وی به نقل «حدیث اذان» نیز شهرت دارد و کتاب و اصولی به او نسبت داده شده است.

اسماعیل فرزند جابر بن یزید جُعْفی و از چهره‌های معروف خاندان جعفی دانسته شده است. در برخی منابع به صورت اسماعیل بن جابر خثعمی ذکر شده است که درباره «جُعْفی» یا «خَثْعَمی» بودن او اختلاف‌نظر وجود دارد.

اسماعیل بن جابر از راویان متعددی چون ابوبصیر، ابوخالد کابلی و یونس بن ظبیان روایت کرده است. همچنین افرادی مانند صفوان بن یحیی، هشام بن سالم، احمد بن ابی‌نصر بزنطی و محمد بن عیسی از او روایت کرده‌اند.

معرفی

اسماعیل بن جابر جعفی از راویان مشهور امامیه است[۱] که از اصحاب امام باقر(ع)[۲] و امام صادق(ع) بود[۳] و امام کاظم(ع)[۴] را نیز درک کرده است.[۵] او فرزند جابر بن یزید جعفی[۶] و از چهره‌های شناخته‌شده خاندان جُعْفی بود[۷] که در کوفه زندگی می‌کرد.[۸]

اسماعیل به عنوان راوی «حدیث اذان»[۹] شهرت دارد؛ زیرا امام صادق(ع) چگونگی اذان و اقامه را به وی آموزش داد.[۱۰] برای او کتاب[۱۱] و اصولی[۱۲] ذکر شده که صفوان بن یحیی آنها را نقل کرده است.

اسماعیل بن جابر جعفی از کسانی است که عرضه دین داشته است. بر اساس روایت کافی، او دین و باورهای خود را به امام باقر(ع) عرضه کرد. او به توحید، نبوت پیامبر(ص) و امامت امام علی(ع)، حسنین(ع)، امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) اقرار کرد. امام باقر(ع) باورهای او را مطابق با دین الهی دانست.[۱۳]

اتحاد یا تعدد

در منابع حدیثی و رجالی، اسماعیل بن جابر با عناوین «جُعْفی» و «خَثْعَمی» معرفی شده است و رجال‌شناسان شیعه درباره انتساب او اختلاف دارند.[۱۴] برقی، نجّاشی و علامه حلی او را با عنوان «جعفی» آورده‌اند؛[۱۵] در مقابل، برخی، او را با عنوان «خثعمی» معرفی کرده‌اند[۱۶] و او را نیز از اصحاب امام باقر(ع)[۱۷] و امام صادق(ع)[۱۸] دانسته‌اند. در این منابع، کنیه او «ابومحمد قُرَشی» ذکر شده[۱۹] و در کوفه زندگی می‌کرده است.[۲۰]

برخی انتساب «جعفی» را صحیح‌تر دانسته‌اند؛ زیرا پدر او جابر بن یزید جعفی، از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق(ع)، معرفی شده است؛[۲۱] در‌حالی‌که محمدتقی شوشتری در این انتساب، تردید کرده است.[۲۲] سید ابوالقاسم خویی نیز اسماعیل بن جابر را همان جعفی می‌داند[۲۳] و احتمال می‌دهد که در نسخه‌های کتاب‌های رجالی، عنوان «جعفی» به اشتباه «خثعمی» نوشته شده باشد.[۲۴] به گفته او، در کتاب‌های کهن روایی، حدیثی از اسماعیل بن جابر خثعمی نقل نشده است.[۲۵] در مقابل، عبدالله جوادی آملی انتساب «خثعمی» را صحیح می‌داند و معتقد است مواردی که عنوان «جعفی» آمده، ناشی از اشتباه در نگارش است.[۲۶]

خویی با توجه به معرفی اسماعیل بن جابر به‌عنوان جعفی در منابع رجالی و نبودن روایتی از اسماعیل بن جابر خثعمی در منابع کهن روایی، کتاب و روایات منقول در منابع حدیثی را متعلق به اسماعیل بن جابر جعفی می‌داند.[۲۷]

اعتبار و وثاقت

در منابع رجالی، اسماعیل بن جابر جعفی، توثیق[۲۸] و مدح شده است.[۲۹] علامه حلی نیز حدیث او را قابل اعتماد می‌داند.[۳۰] شیخ طوسی و ابن‌داود، اسماعیل بن جابر خثعمی را نیز ثقه و مدح‌شده معرفی کرده‌اند.[۳۱] عبدالله مامقانی، با استناد به توثیق عالمان رجالی، اسماعیل بن جابر جعفی یا خثعمی را موثق دانسته است.[۳۲]

به گفته جوادی آملی، قرار گرفتن نام اسماعیل بن جابر در کنار راویانی چون زراره، بُرید بن معاویه و محمد بن مسلم در برخی روایت‌ها،[۳۳] از نشانه‌های جایگاه او در میان راویان است.[۳۴] او همچنین روایت افرادی همچون صفوان بن یحیی، محمد بن سنان، عبدالله بن مسکان و جعفر بن بشیر از اسماعیل بن جابر را نشانه وثاقت او دانسته است.[۳۵]

در روایتی از کشی، امام صادق(ع)، افرادی همچون اسماعیل بن جابر جعفی را به سبب ریاست‌طلبی در دین، مذمت کرده است.[۳۶] برخی این روایت را ضعیف و صدور آن را ناشی از تقیه و برای حفظ جان او دانسته‌اند.[۳۷]

مشایخ و راویان از او

اسماعیل بن جابر جعفی از امام باقر(ع)، امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) روایت نقل کرده است.[۳۸] او کثیر الروایة دانسته شد‌ه[۳۹] و بیشترین روایات او (حدود صد روایت)[۴۰] از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل شده است.[۴۱] جعفی در اسناد برخی روایات تفسیری[۴۲] اعتقادی[۴۳] و فقهی[۴۴] قرار دارد.

اسماعیل بن جابر از روایانی چون ابوبصیر، ابوخالد کابلی، ابوعبیده حذاء و یونس بن ظبیان[۴۵] روایت نقل کرده است. همچنین افرادی مانند عبدالله بن سنان، عبدالله بن مسکان، حریز بن عبدالله، رفاعه بن موسی، صفوان بن یحیی، عبدالله بن مغیره، عثمان بن عیسی، محمد بن سنان، هشام بن سالم،[۴۶] فضالة بن ایوب، احمد بن ابی‌نصر بزنطی،[۴۷] محمد بن عیسی، محمد بن ابی‌حمزه و مرازم بن حکیم،[۴۸] از وی روایت نقل کرده‌اند.

پانویس

  1. ↑ جوادی آملی، رجال تفسیری، ۱۳۹۸ش، ج۴، ص۹۵.
  2. ↑ برقی، رجال البرقی، ۱۴۳۰ق، ص۹۲؛ نجاشی، رجال النجاشی، ۱۴۱۸ق، ص۳۲؛ علامه حلى، رجال العلامة الحلی‏، ۱۴۱۱ق، ص۸.
  3. ↑ نجاشی، رجال النجاشی، ۱۴۱۸ق، ص۳۲؛ علامه حلى، رجال العلامة الحلی‏، ۱۴۱۱ق، ص۸.
  4. ↑ شیخ طوسى، رجال الطوسی‏، ۱۳۷۳ش، ص۳۳۱؛ خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۴، ص۳۵.
  5. ↑ جوادی آملی، رجال تفسیری، ۱۳۹۸ش، ج۴، ص۱۰۱.
  6. ↑ استرآبادی، منهج المقال، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۳۱۹.
  7. ↑ جوادی آملی، رجال تفسیری، ۱۳۹۸ش، ج۴، ص۹۷.
  8. ↑ علامه حلى، رجال العلامة الحلی‏، ۱۴۱۱ق، ص۸.
  9. ↑ کلینى، الکافی‏، ۱۴۰۷ق‏، ج۳، ص۳۰۲.
  10. ↑ جوادی آملی، رجال تفسیری، ۱۳۹۸ش، ج۴، ص۹۵.
  11. ↑ نجاشی، رجال النجاشی، ۱۴۱۸ق، ص۳۳؛ شیخ طوسى، فهرست کتب الشیعة، ۱۴۲۰ق، ص۳۷.
  12. ↑ شیخ طوسى، رجال الطوسی‏، ۱۳۷۳ش، ص۱۲۴؛ ابن‌داود حلی، الرجال، ۱۳۴۲ش، ص۵۵.
  13. ↑ کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۸۸ و ج۲، ص۴۰۵.
  14. ↑ جوادی آملی، رجال تفسیری، ۱۳۹۸ش، ج۴، ص۹۷.
  15. ↑ برقی، رجال البرقی، ۱۴۳۰ق، ص۹۲؛ نجاشی، رجال النجاشی، ۱۴۱۸ق، ص۳۲؛ علامه حلى، رجال العلامة الحلی‏، ۱۴۱۱ق، ص۸.
  16. ↑ شیخ طوسى، رجال الطوسی‏، ۱۳۷۳ش، ص۱۲۴؛ ابن‌داود حلی، الرجال، ۱۳۴۲ش، ص۵۵.
  17. ↑ شیخ طوسى، رجال الطوسی‏، ۱۳۷۳ش، ص۱۲۴.
  18. ↑ شیخ طوسى، رجال الطوسی‏، ۱۳۷۳ش، ص۱۶۰.
  19. ↑ ابن‌داود حلی، الرجال، ۱۳۴۲ش، ص۵۵.
  20. ↑ شیخ طوسى، رجال الطوسی‏، ۱۳۷۳ش، ص۱۲۴؛ ابن‌داود حلی، الرجال، ۱۳۴۲ش، ص۵۵.
  21. ↑ استرآبادی، منهج المقال، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۳۱۹.
  22. ↑ شوشتری، قاموس الرجال، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۳۷.
  23. ↑ خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۴، ص۳۲.
  24. ↑ خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۴، ص۳۴.
  25. ↑ خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۴، ص۳۴.
  26. ↑ جوادی آملی، رجال تفسیری، ۱۳۹۸ش، ج۴، ص۱۰۰.
  27. ↑ خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۴، ص۳۵.
  28. ↑ علامه حلى، رجال العلامة الحلی‏، ۱۴۱۱ق، ص۸؛ مجلسی، الوجیزة، ۱۴۱۵ق، ص۱۶۰؛ کاظمی، هدایة المحدثین، ۱۴۰۵ق، ص۱۹؛ عباسی زنجانی، الجامع فی الرجال، ۱۴۳۶ق، ج۲، ص۷۲.
  29. ↑ علامه حلى، رجال العلامة الحلی‏، ۱۴۱۱ق، ص۸.
  30. ↑ علامه حلى، رجال العلامة الحلی‏، ۱۴۱۱ق، ص۸.
  31. ↑ شیخ طوسى، رجال الطوسی‏، ۱۳۷۳ش، ص۱۲۴؛ ابن‌داود حلی، الرجال، ۱۳۴۲ش، ص۵۵.
  32. ↑ مامقانی، تنقیح المقال، ۱۴۲۳ق، ج۱۰، ص۳۲-۳۳.
  33. ↑ کشی، رجال الکشی، ۱۴۳۰ق، ص۱۲۷.
  34. ↑ جوادی آملی، رجال تفسیری، ۱۳۹۸ش، ج۴، ص۱۰۵.
  35. ↑ جوادی آملی، رجال تفسیری، ۱۳۹۸ش، ج۴، ص۱۰۵.
  36. ↑ کشی، رجال الکشی، ۱۴۳۰ق، ص۱۲۷.
  37. ↑ جوادی آملی، رجال تفسیری، ۱۳۹۸ش، ج۴، ص۱۰۴.
  38. ↑ جوادی آملی، رجال تفسیری، ۱۳۹۸ش، ج۴، ص۱۰۲؛ کاظمی، هدایة المحدثین، ۱۴۰۵ق، ص۱‍۹.
  39. ↑ عباسی زنجانی، الجامع فی الرجال، ۱۴۳۶ق، ج۲، ص۷۲.
  40. ↑ خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۴، ص۳۵.
  41. ↑ جوادی آملی، رجال تفسیری، ۱۳۹۸ش، ج۴، ص۱۰۲.
  42. ↑ برای نمونه بنگرید به: عیاشى، تفسیر العیّاشی‏، ۱۳۸۰ق، ج۲، ص۱۴۷.
  43. ↑ برای نمونه بنگرید به: کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۸۸ و ج۲، ص۴۰۵.
  44. ↑ برای نمونه بنگرید به: شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۵۱۶؛ حمیری، قرب الإسناد، ۱۴۱۳ق، ص۳۰۹.
  45. ↑ خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۴، ص۳۷.
  46. ↑ خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ش، ج۴، ص۳۷-۳۸.
  47. ↑ کاظمی، هدایة المحدثین، ۱۴۰۵ق، ص۱۹.
  48. ↑ جوادی آملی، رجال تفسیری، ۱۳۹۸ش، ج۴، ص۱۰۷.

منابع

  • ابن‌داود حلی، حسن بن علی، الرجال، تهران، دانشگاه تهران‏، چاپ اول، ۱۳۴۲ش.
  • استرآبادی، محمد بن علی، منهج المقال فی تحقیق أحوال الرجال، قم، مؤسسة آل‌البیت (ع) لإحیاء التراث، ۱۴۲۲ق.
  • برقی، احمد بن محمد، رجال البرقی، تحقیق حیدر محمدعلی بغدادی (ابواسد)، قم، مؤسسة الإمام الصادق(ع)، ۱۴۳۰ق.
  • جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری، تحقیق ابوطالب علی‌نژاد، قم، اسراء، چاپ دوم، پاییز ۱۳۹۸ش.
  • حمیری، عبد‌الله بن جعفر، قرب الإسناد، تحقیق مؤسسة آل‌البیت(ع) لإحیاء، قم، مؤسسة آل‌البیت(ع) لإحیاء، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • خوئی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، بی‌نا، بی‌جا، چاپ پنجم، ۱۴۱۳ق.
  • شوشتری، محمدتقی، قاموس الرجال، تحقیق دفتر انتشارات اسلامی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، کتاب من لا یحضره الفقیه، تصحیح علی‌اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۶۳ش.
  • شیخ طوسى، محمد بن حسن‏، رجال الطوسی‏، تصحیح جواد قیومى اصفهانى، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ سوم، ۱۳۷۳ش.
  • شیخ طوسى، محمد بن حسن‏، فهرست کتب الشیعة و أصولهم و أسماء المصنّفین و أصحاب الأصول، تحقیق عبدالعزیز طباطبائى، قم، مکتبة المحقق الطباطبائی، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.
  • عباسی زنجانی، موسی، الجامع فی الرجال، تحقیق محمد حسینی قزوینی، قم، موسسة ولی العصر(ع)، ۱۴۳۶ق.
  • علامه حلى، حسن بن یوسف، رجال العلامة الحلی‏، تصحیح محمدصادق‏ بحرالعلوم، نجف، دار الذخائر، چاپ دوم، ۱۴۱۱ق.
  • عیاشى، محمد بن مسعود، تفسیر العیّاشی‏، تصحیح سید هاشم‏ رسولى محلاتى، تهران، المطبعة العلمیة، چاپ اول، ۱۳۸۰ق.
  • کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، تصحیح على‌اکبر غفارى و محمد آخوندى، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم‏، ۱۴۰۷ق‏.
  • کشی، محمد بن عمر، رجال الکشی، تحقیق سید احمد حسینی، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۳۰ق.
  • مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، تحقیق مؤسسة آل‌البیت (ع) لإحیاء التراث، قم، مؤسسة آل‌البیت (ع) لإحیاء التراث، ۱۴۲۳ق.
  • مجلسی، محمد باقر، الوجیزة فی علم الرجال، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۵ق.
  • مقدس کاظمی، محمد امین، هدایة المحدثین إلى طریقة المحمدین: مشترکات الکاظمی، قم، مکتبة آیة الله العظمى المرعشی النجفی، ۱۴۰۵ق.
  • نجاشی، احمد بن علی، رجال النجاشی، تحقیق سید موسی شبیریز زنجانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۸ق.