آیه ۱۹۲ سوره بقره
| مشخصات آیه | |
|---|---|
| واقع در سوره | بقره |
| شماره آیه | ۱۹۲ |
| جزء | ۲ |
| اطلاعات محتوایی | |
| مکان نزول | مدینه |
| آیات مرتبط | آیه ۱۹۰ سوره بقره تا آیه ۱۹۵ |
آیه ۱۹۲ سوره بقره به قبول توبه مشرکان در صورت دست برداشتن از کفر و رفتارهای خصمانه خود (قتل و تبعید مسلمانان) اشاره دارد و میفرماید که خداوند آنان را میآمرزد و آنها را مشمول رحمت خویش قرار میدهد.[۱] در چنین صورتی، گفته شده که ادامه جنگ با آنان نیز جایز نخواهد بود.[۲] برخی مفسران، پیام آیه را همسو با قاعده جَب دانستهاند؛ یعنی با اسلامآوردن، تکالیف پیشین از میان میرود.[۳] با این حال علامه طباطبایی دیدگاه متفاوتی دارد. او معتقد است منظور آیه از «دستبرداشتنِ مشرکان» صرفاً خودداری مشرکان از جنگ در محدوده مسجدالحرام است؛ زیرا این موضوع در پایان آیه قبل مطرح شده است، ولی بحث دستکشیدن از همه جنگها و نیز مسلمانشدن آنان در آیه بعد آمده است.[۴] در مقابل، تفسیر نمونه بین این دو دیدگاه جمع کرده و شرط قبولی توبه مشرکان را ترک همه رفتارهای یادشده، از جمله کفر، آزار مسلمانان و جنگ در محدوده مسجدالحرام دانسته است.[۵]
﴿فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ١٩٢﴾ [بقره:192]﴿و اگر بازایستادند البته خدا آمرزنده مهربان است ١٩٢﴾
برخی فقیهان از آیه ۱۹۲ بقره احکام فقهی نیز استنباط کردهاند. قطب راوندی با استناد به این آیه گفته است، اگر اسیر در میانه جنگ یا پس از آن مسلمان شود، از حقوق و احکام سایر مسلمانان برخوردار خواهد بود.[۶] همچنین مجموع آیات ۱۹۰ تا ۱۹۵ سوره بقره را ناظر به تبیین مشروعیت جهاد با مشرکان مکه دانستهاند.[۷]
شیخ طوسی و طبرسی، دو مفسر شیعی از آیه ۱۹۲ بقره بهصورت مطلق نتیجه گرفتهاند که در قتل عمد، توبه قاتل پذیرفته میشود؛ زیرا شرک از بزرگترین گناهان است و وقتی خداوند توبه مشرک را میپذیرد، باید توبه قاتلِ عمد نیز پذیرفته شود.[۸] در مقابل، برخی مفسران مانند مقدس اردبیلی و جوادی آملی این استدلال را نپذیرفتهاند. به گفته آنان، شرک از جهت حقالله گناهی بزرگتر است، اما قتل عمد به حقالناس مربوط میشود. بنابراین توبه قاتلِ عمد زمانی پذیرفته است که رضایت اولیای مقتول را نیز جلب کرده باشد.[۹]
پانویس
- ↑ اردبیلی، زبدة البیان، المکتبة الجعفریه، ص۳۰۸؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۲۴؛ رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۱۲۸.
- ↑ منتظری، حکومت دینی و حقوق انسان، ۱۴۲۹ق، ص۶۱.
- ↑ طیب، تفسیر اطیب البیان، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۳۵۶.
- ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۳۵۲ش، ج۲، ص۶۲.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۲۴.
- ↑ راوندی، فقه القرآن، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۳۴۷.
- ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۳۵۲ش، ج۲، ص۶۰.
- ↑ شیخ طوسی، تفسیر تبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۲، ص۱۴۶؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۳۱؛ ابنشهرآشوب، متشابه القرآن و مختلفه، ۱۳۶۹ق، ج۲، ص۸۴.
- ↑ اردبیلی، زبدة البیان، المکتبة الجعفریه، ص۳۰۸؛ جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۹۴ش، ج۹، ص۶۲۰؛ کاظمی فاضل، مسالک الأفهام، بیتا، ج۲، ص۳۲۴.
منابع
- اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان فی احکام القرآن، تهران، المکتبة الجعفریه، چاپ اول، بیتا.
- جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۹، قم، مرکز نشر اسراء، ۱۳۹۴ش.
- قطب راوندی، سعید بن هبة الله، فقه القرآن، قم، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، چاپ دوم، ۱۴۰۵ق.
- رضایی اصفهانی، محمدعلی، تفسیر قرآن مهر، قم، پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۸۷ش.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۷ق.
- طیب، عبدالحسین، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، اسلام، ۱۳۷۸ش.
- کاظمی، فاضل جواد، مسالک الافهام الی آیات الاحکام، بینا، بیجا، بیتا.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.
- منتظری، حسینعلی، حکومت دینی و حقوق انسان، قم، ارغوان دانش، چاپ اول، ۱۴۲۹ق.