مقاله نامزد خوبیدگی

مجتهد

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از فقیه)
پرش به: ناوبری، جستجو
تصویر منسوب به شیخ انصاری، از مجتهدان سرشناس شیعه

مُجْتَهد یا فَقیه، کسی است که توانایی اجتهاد یا استنباط احکام شرعی را از منابع معتبر دارد. مجتهد مطلق و متجزی، مجتهد بالفعل و بالقوه، مجتهد اعلم و مجتهد جامع الشرایط، از اقسام فقیه یا مجتهد است. شیخ طوسی، محقق حلی، علامه حلی، شیخ انصاری و میرزای شیرازی از مجتهدان و فقیهان به‌نام شیعه هستند.

تعریف

مجتهد یا فقیه در اصطلاح به فردی گفته می‌شود که توانایی استنباط احکام شرعی فرعی را از منابع معتبر دارد.[۱] به استنباط احکام شرعی به وسیله ادله یا تونایی انجام‌دادن این کار اجتهاد گفته می‌شود.[۲]

تفاوت مجتهد و مرجع تقلید

نوشتار اصلی: مرجع تقلید

به هر مجتهدی مرجع تقلید نمی‌گویند. مرجع تقلید یکی از اقسام مجتهد است و به مجتهدی گفته می‌شود که دیگران از او تقلید می‌کنند؛ یعنی اعمال دینی خود را بر اساس نظریات فقهی (فتاوای) او انجام می‌دهند و وجوهات شرعی خود را به او یا نمایندگان او می‌پردازند.[۳]

اقسام مجتهد یا فقیه

محمد حسن نجفی، معروف به صاحب جواهر، از فقیهان قرن سیزدهم هجری

برپایه تقسیم‌های مختلفی که درخصوص واژه مجتهد وجود دارد، اقسام مجتهد به شرح زیر است:

  • مجتهد مطلق: مجتهدی است که توانایی استنباط دارد و از راه استدلال شرعی، بیشتر احکام شرعی را استنباط کرده است.[۴]
  • مجتهد مُتَجَزّی: کسی است که توانایی استنباط احکام شرعی را در برخی از بخش‌های فقه دارد.[۵] برخی از فقها تقلید از فقیه متجزی را جایز نمی‌دانند؛ برخی هم معتقدند در احکامی که استنباط کرده است، می‌توان از او تقلید کرد.[۶]
  • مجتهد بالفعل: به مجتهدی گویند که علاوه بر توانایی استنباط، در عمل نیز احکام بسیاری را استنباط کرده است.[۷]
  • مجتهد بالقوّه: مجتهدی است که توانایی استنباط احکام شرعی را دارد، اما در عمل، بیشتر احکام شرعی را استنباط نکرده است.[۸]
  • مجتهد انفتاحی: مجتهدی است که معتقد است راه دست‌یابی یقینی یا ظنی معتبر به احکام شرعی، باز است؛ یعنی بر این اعتقاد است که از راه ادله یقینی یا ظنی معتبر، می‌توان احکام شرعی را استنباط کرد.[۹]
  • مجتهد انسدادی: مجتهدی است که راه دست‌یابی یقینی یا ظنی معتبر به احکام شرعی را بسته یا ناممکن می‌داند.[۱۰] میان فقها، درباره جواز تقلید از مجتهد انسدادی، اختلاف هست.[۱۱]
  • مجتهد اعلم: فقیه جامع الشرایطی است که در استنباط احکام شرعی، نسبت به دیگر فقها، توانایی بیشتری دارد.[۱۲] برخی از فقها تقلید از مجتهد اعلم، در صورت دسترسی به او را واجب و برخی بنا بر احتیاط، واجب می‌دانند.[۱۳]
  • مجتهد جامع الشرایط به مجتهدی گفته می‌شود که شرایط لازم را برای اینکه دیگران از او تقلید کنند، دارد. برخی از آن شرایط عبارت است از:‌ مردبودن، عاقل‌بودن، حلال‌زاده بودن و شیعه امامی‌بودن.[۱۴]
  • مرجع تقلید مجتهدی است که دیگران از او تقلید می‌کنند؛ یعنی اعمال دینی خود را بر اساس نظریات فقهی (فتاوای) او انجام می‌دهند.[۱۵]

شرایط مجتهد جامع الشرایط

میرزای شیرازی، مجتهد جامع الشرایط قرن سیزدهم و چهاردهم هجری

برطبق فتوای فقیهان، کسی که مجتهد نیست، یا باید از مجتهد تقلید کند؛ یعنی در امور دینی به دستور او رفتار نماید، یا از راه احتیاط، به گونه‌ای به وظیفۀ خود عمل کند که مطمئن شود تکلیفش را انجام داده است.[۱۶] یک مجتهد برای آنکه بتوان از او تقلید کرد، باید شرایطی داشته باشد که در صورت برخورداری از آنها مجتهد جامع الشرایط نامیده می‌شود. شرایط مورد اتفاق فقیهان معاصر، درباره مجتهد جامع الشرایط، عبارت است از:

اجازه اجتهاد

نوشتار اصلی: اجازه اجتهاد

در سده‌های اخیر مرسوم بوده است که دانش‌آموختگان حوزه‌های علمیه هنگامی که در فقه به مرحله بالایی می‌رسیدند، استاد یا استادان‌شان، به صورت کتبی یا شفاهی، اجتهاد آنها را تأیید می کردند. به این تصدیق «اجازه اجتهاد» می‌گویند.[۱۸]

فقیهان معروف شیعه

از راست به چپ: سید ابوالقاسم خویی، سید محسن حکیم، سید محمود شاهرودی و سید علی تبریزی، از فقیهان قرن پانزدهم هجری

در تاریخ فقه شیعه، فقیهان بسیاری وجود داشته‌اند. معروف‌ترین آنها به ترتیب تقدم زمان وفات، عبارتند از:

فقهاء متقدم و متأخر

در نوشته‌های فقهی شیعه، غالبا به فقیهان پیش از شیخ طوسی قدماء می‌گویند،[۲۰] از شیخ طوسی تا پیش از علامه حلی را متقدمان می‌نامند[۲۱] و از علامه حلی به بعد را تا پیش از نسل اولِ فقهاء معاصر فقهاء متأخر می‌خوانند.[۲۲] از فقهاء معاصر هم با نام «متأخرو المتأخرین» (فقهاء بعد از متأخران) یاد می‌شود.[۲۳]
علت این دسته‌بندی روش فقهی متفاوت آنها در هر دوره بوده است.[۲۴] البته این اصطلاحات نسبی هستند و درباره آنها نظرات دیگر هم وجود دارد. برای مثال برخی همه فقیهان پیش از محقق حلی را قدماء می‌نامند.[۲۵]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۶۹۶.
  2. مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۶۹.
  3. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۲۸ق، ج۱، ص۴؛ رحمان‌ستایش، «تقلید»، ص۷۸۹.
  4. مشکینی، اصطلاحات الأصول،۱۴۱۶ق، ص۱۹.
  5. مشکینی، اصطلاحات الأصول، ۱۴۱۶ق، ص۱۹.
  6. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۲۸ق، ج۱، ص۱۷.
  7. مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۵.
  8. مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۷۱.
  9. مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۶۹۶.
  10. مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۶۹۶.
  11. حسینی شیرازی، الوصول الی کفایة الأصول، ۱۴۲۶ق، ج۸، ص۳۹۳و۳۹۴.
  12. شیخ انصاری، مطارح الأنظار، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۶۷۹.
  13. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۲۸ق، ج۱، ص۱۹؛ امام خمینی، توضیح المسائل، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۳.
  14. امام خمینی، توضیح المسائل، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۳.
  15. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۲۸ق، ج۱، ص۴؛ رحمان‌ستایش، «تقلید»، ص۷۸۹.
  16. امام خمینی، توضیح المسائل، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۱.
  17. امام خمینی، توضیح المسائل، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۳-۱۵.
  18. گرجی، «اجتهاد»، ص۶۱۰.
  19. مکارم شیرازی، دائرة المعارف فقه مقارن، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۵۹تا۲۶۶.
  20. بدرى، معجم مفردات أصول الفقه المقارن، ۱۴۲۸ق، ص۲۲۶.
  21. بدرى، معجم مفردات أصول الفقه المقارن، ۱۴۲۸ق، ص۲۵۳.
  22. بدرى، معجم مفردات أصول الفقه المقارن، ۱۴۲۸ق، ص۲۵۲، ۲۵۳.
  23. بدرى، معجم مفردات أصول الفقه المقارن، ۱۴۲۸ق، ص۲۵۲.
  24. بدرى، معجم مفردات أصول الفقه المقارن، ۱۴۲۸ق، ص۲۲۶، ۲۵۲، ۲۵۳.
  25. ملكى اصفهانى، ‏فرهنگ اصطلاحات اصول،‏ ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۶۰.

منابع

  • انصاری، مرتضی بن محمدامین، مطارح الأنظار، قم، مجمع الفکر الإسلامی، چاپ دوم، ۱۳۸۳ش.
  • بدری، تحسین، تهران، ‏المشرق للثقافه و النشر، چاپ اول، ۱۴۲۸ق.
  • جزایری، محمدجعفر، منتهی الدرایة فی توضیح الکفایة، قم، مؤسسه‌دار الکتاب، چاپ چهارم، ۱۴۱۵ق.
  • حسینی شیرازی، محمد، الوصول الی کفایة الأصول، قم، دار الحکمه، چاپ سوم، ۱۴۲۶ق.
  • رحمان ستایش، محمدکاظم، «تقلید۱»، دانشنامه جهان اسلام، تهران، بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۲ش.
  • کاشف الغطاء، علی، النور الساطع فی الفقه النافع، نجف، مطبعه الآداب‏، چاپ اول، ۱۳۸۱ق.
  • گرجی، ابوالقاسم، «اجتهاد»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۳ش.
  • مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگ‌نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۹ش.
  • مشکینی، میرزاعلی، اصطلاحات الأصول و معظم أبحاثها، قم، الهادی، چاپ ششم، ۱۴۱۶ق.
  • مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ سوم، ۱۴۳۰ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، دائرة المعارف فقه مقارن، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، چاپ اول، ۱۴۲۷ق.
  • ملكى اصفهانى، مجتبى، ‏فرهنگ اصطلاحات اصول،‏ قم، عالمه‏، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.
  • موسوی خمینی، سیدروح الله، توضیح المسائل (مُحَشَّی)، قم، چاپ هشتم، مرکز انتشارات اسلامی، ۱۴۲۴ق.
  • یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی مع التعلیقات، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۸ق.