جابر بن یزید جعفی

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
جابر بن یزید جعفی
اطلاعات یاران امامان
لقب: جعفی کوفی، عربی قدیم
ولادت: نامشخص
محل زندگی: کوفه
وفات: سال ۱۲۸ هجری قمری
از یاران: امام باقر (ع)، امام صادق (ع)
فعالیت‌های اجتماعی: نقل روایت
آثار: از صاحبان اصول اربعمأة، کتاب نوادر، کتاب جنگ جمل، کتاب جنگ صفین، کتاب جنگ نهروان، مقتل امیرالمؤمنین (ع) و مقتل امام حسین (ع)

جابر بن یزید بن حارث جُعْفی از تابعان و مشاهیر فقها، محدثان و مفسران شیعه و از اصحاب برجسته امام باقر(ع) و امام صادق(ع) است. جابر بنا بر گزارش منابع، دارای مقام و منزلت والایی بوده و دارای کتاب‌هایی است. وی در جایگاه راوی احادیث از جانب شیعیان و اهل سنت مورد مدح و طعن قرار گرفته است. سال وفات او را ۱۲۸ق گفته‌اند.

تولد و نسب

نوشتار اصلی: خاندان جعفی

از تاریخ تولد جابر و نام پدر و مادر وی مطلبی در دسترس نیست اما گفته‌اند نسب وی به خاندان جعفی، از خاندان‌های مشهور یمنی ساکن در کوفه از طایفه جُعفه از قبیله مَذحِج می‌رسد که از یمن به کوفه کوچ کردند.[۱]

کنیه‌ها و القاب

نجاشی از عالمان رجالی شیعه از او با کنیه «ابو عبدالله» و «ابو محمد» یاد می‌کند.[۲] برخی نیز کنیه او را «ابو یزید» گفته‌اند.[۳] از القاب وی نیز می‌توان به «جعفی کوفی»[۴] و «عربی قدیم»[۵] اشاره کرد. شیخ طوسی بنا بر نقل ابن قتیبه او را «اَزدی» معرفی کرده است،[۶] اما محمدتقی شوشتری این قول را نادرست می‌داند و می‌گوید: شیخ در اثر خلط با جابر بن زید او را ازدی دانسته است.[۷]

ورود به مدینه و دیدار با امام باقر(ع)

بر طبق گزارشی که از قول جابر نقل شده، وی در نخستین دیدار با امام باقر(ع)، خود را کوفی و از خاندان جعفی معرفی نموده و انگیزه‌اش از سفر به مدینه را آموختن علم از ایشان بیان کرده است. امام در این دیدار دو کتاب به جابر داد و از او خواست تا مطالب یکی از این دو کتاب را در زمانِ حکومت بنی امیه فاش نسازد.[۸]

فضائل و مناقب

بنا بر آنچه در کتب روایی، تاریخ، رجال و شرح‌حال آمده وی دارای مقام و منزلت والایی بوده است.

در بیان روایت معصومین(ع)

احادیث بسیاری که از ائمه اطهار(ع) درباره وی روایت شده، حکایت از شخصیت والا و مرتبه عظیم وی نزد امامان شیعه دارد؛ برای مثال در دیدار اولش با امام باقر(ع)، محرم راز «اسرار ناگفته اهل بیت(ع)» نام گرفت. امام باقر(ع) همچنین در دو وصیت خویش به جابر، سفارشات مهمی‌ به او کرد.[۹] امام صادق(ع) نیز بر جابر رحمت فرستاد و او را تأیید نمود و منزلت او را نزد خویش به منزلت سلمان فارسی نزد پیامبر اکرم (ص) تشبیه کرده است.[۱۰]

در بیان عالمان شیعی

یعقوبی، وی را در زمره فقهای دوران امویان و عباسیان ذکر می‌کند.[۱۱]

شیخ مفید، او را از عالمانی می‌داند که ذم و طعنی درباره وی نیست.[۱۲]

ابن شهر آشوب، وی را از خواص اصحاب امام صادق(ع) و باب علم امام باقر(ع) می‌شمرد.[۱۳]

آیت الله خویی علاوه بر توثیق جابر، او را دارای جلالت و منزلتی عظیم دانسته که محرم اسرار و مورد لطف و عنایت امامین صادقین(ع) بوده است.[۱۴]

در بیان بزرگان اهل سنت

اهل تسنن هم او را از بزرگ‌ترین علما و رؤسای شیعه، معدن علم و مرجع علمی‌دانسته و وی را توثیق کرده‌اند.[۱۵] [۱۶] [۱۷] [۱۸]

ابن سعد درباره جایگاه اجتماعی و فقهی وی می‌نویسد: هر گاه قاضی خالد بن عبدالله قَسری در کوفه قضاوت می‌کرد، جابر در کنار او می‌نشست.[۱۹]

ترمذی درباره دانش حدیثی وی می‌گوید: اگر جابر نبود، کوفه از حدیث خالی می‌شد.[۲۰]

ابن ابی حاتم رازی روایتی را نقل می‌کند که سفیان ثوری گفته است باتقواتر از جابر در حدیث ندیدم.[۲۱]

همچنین ابن حجر عسقلانی اعتراف می‌کند که او گاهی احادیث نادر و منحصر به‌فرد روایت می‌کرد و از این رو بزرگان اهل سنت روایت کردن از او را بر خود لازم می‌دیدند.[۲۲]

خطیب بغدادی نیز می‌نویسد: جابر به تبع سنت شیعی و بر خلاف جریان اهل سنت در قرن اول و قرن دوم هجری قمری، آنچه را از احادیث می‌شنید مکتوب می‌کرد.[۲۳]

کتاب‌های منسوب

شیخ طوسی او را یکی از صاحبان اصول اربعمأة و صاحب تفسیر می‌داند.[۲۴]

نجاشی برای وی کتب بسیاری نظیر تفسیر، کتاب نوادر، کتاب جمل، کتاب صفین، کتاب نهروان، مقتل امیرالمؤمنین(ع) و مقتل الحسین(ع) را می‌شمرد.[۲۵]

کتاب‌های دیگر مانند «رسالة ابی جعفر الی اهل‌البصره» را که نجاشی ذکر کرده[۲۶] و یا کتاب «حدیث الشوری» که طبرسی متن کامل آن را آورده، منتسب به وی دانسته‌اند.[۲۷]

مشایخ و راویان

نام مشایخ جابر و کسانی که از او روایت کرده‌اند در میان کتب رجالی شیعه[۲۸] [۲۹] و اهل سنت[۳۰] آمده است.

وثاقت

بنابر نظر عالمان رجالی شیعه و سنی، جابر به علت اعتقادات مذهبی مدح و ذم شده است. رجالیان متقدم شیعه مانند نجاشی در وثاقت او شک کرده و او را مختلط می‌داند.[۳۱]

ابن داوود حلی او را در زمره مجروحین حدیثی ذکر می‌کند.[۳۲]

شیخ طوسی از ثقه بودن وی سخنی به میان نیاورده است[۳۳] اما علامه حلی از قول ابن غضائری -که نگاه سختگیرانه‌ای به راویان دارد- نقل می‌کند: جابر بن یزید جعفی فی نفسه ثقه و مورد اعتماد است.[۳۴]

برخی مانند شیخ حر عاملی قائل به ترجیح وثاقت او شده[۳۵] و محدث نوری و آیت الله خویی او را موثق دانسته و در صدد توجیه اقوال عالمان پیش از خود بر آمده‌اند.[۳۶] [۳۷] اما در میان شرح‌حال‌نویسان سنی، جابر هم توثیق شده و هم به علت اعتقادات مذهبی نظیر رجعت، غلو و اینکه از اصحاب عبدالله بن سبا بوده قدح و ذم شده است.[۳۸] [۳۹] [۴۰] [۴۱] [۴۲] [۴۳] [۴۴]

وفات

درباره سال وفات جابر بن یزید اقوال مختلفی وجود دارد اما بر اساس مشهورترین آن‌ها، وی در سال ۱۲۸ هجری درگذشته است.[۴۵] [۴۶].

پانویس

  1. سمعانی، الانساب، ۱۴۰۸ق، ج ۲، ص۴۷ و ۴۸.
  2. نجاشی، رجال نجاشی، ۱۴۱۵۶ق، ص۱۲۸.
  3. بخاری، التاریخ الکبیر، ۱۴۰۶ق، ج ۲، ص۲۱۰.
  4. بخاری، التاریخ الکبیر، ۱۴۰۶ق، ج ۲، ص۲۱۰.
  5. نجاشی، رجال نجاشی، ۱۴۱۵۶ق، ص۱۲۸.
  6. طوسی، رجال طوسی، ۱۴۱۵ق، ص۱۲۹.
  7. شوشتری، قاموس الرجال، ۱۴۱۹ق، ج ۲، ص۵۴۳.
  8. طوسی، اختیار معرفه الرجال، ۱۴۰۴ق، ج ۲، ص۴۳۸.
  9. ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ۱۳۶۶ش، ص۲۸۴ – ۲۸۷.
  10. مفید، الاختصاص، ۱۴۱۴ق، ص۲۰۴ و ۲۱۶.
  11. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۳۴۸ و ۳۶۳.
  12. الرساله العددیه، مجموعه مصنفات شیخ مفید.
  13. ابن شهرآشوب، المناقب، ۱۳۷۶ش، ج ۳، ص۴۰۰.
  14. خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۳ق، ج ۴، ص۳۳۶.
  15. ذهبی، میزان الاعتدال، ۱۳۸۲ق، ج ۱، ص۳۷۹.
  16. ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۰۷ق، ج ۸، ص۵۹.
  17. صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۲۰ق، ج ۱۱، ص۲۵.
  18. ذهبی، التفسیر و المفسرون، ج ۱ و ۲.
  19. ابن سعد، طبقات کبری، ج ۶، ص۳۴۶.
  20. ترمذی، سنن ترمذی، ج ۱، ص۱۳۳.
  21. رازی، الجرح و التعدیل، ج ۲، ص۴۹۷.
  22. مزی، تهذیب التهذیب، ۱۴۰۶ق، ج ۲، ص۴۲.
  23. بغدادی، تقیید العلم، ج ۱، ص۱۰۹.
  24. طوسی، الفهرست، ۱۴۱۷ق، ص۹۵.
  25. نجاشی، رجال نجاشی، ۱۴۱۵۶ق، ص۱۲۹.
  26. نجاشی، رجال نجاشی، ۱۴۱۵۶ق، ص۱۲۹.
  27. طبرسی، الاحتجاج، ۱۳۸۶ق، ج ۱، ص۳۲۰ – ۳۳۶.
  28. نجاشی، رجال نجاشی، ۱۴۱۵۶ق، ص۱۲۸.
  29. اردبیلی، جامع الرواة، ج ۱، ص۱۱۴.
  30. مزی، تهذیب الکمال، ۱۴۰۶ق، ج ۴، ص۴۶۶ و ۴۶۷.
  31. نجاشی، رجال نجاشی، ۱۴۱۵۶ق، ص۱۲۸.
  32. ابن داوود، رجال ابن داوود، ۱۳۹۲ق، ص۶۱.
  33. طوسی، الفهرست، ۱۴۱۷ق، ص۹۵.
  34. حلی، خلاصه الاقوال، ۱۴۱۷ق، ص۹۴.
  35. حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۴ق، ج ۳۰، ص۳۲۹.
  36. نوری، خاتمه مستدرک الوسائل، ۱۴۱۵ق، ج ۴، ص۲۱۸.
  37. خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۳ق، ج ۴، ص۳۳۶.
  38. ابن سعد، طبقات کبری، ج ۶، ص۳۴۵.
  39. بخاری، التاریخ الکبیر، ۱۴۰۶ق، ج ۲، ص۲۱۰ و ۲۱۱.
  40. ابن قتیبه، المعارف، ص۴۸۰.
  41. نسایی، کتاب الضعفاء و المتروکین، ۱۴۰۶ق، ص۱۶۳.
  42. عقیلی، ضعفاء الکبیر، ج ۱، ص۱۹۱ – ۱۹۴.
  43. ابن حبان، المجروحین، ج ۱، ص۲۰۸ و ۲۰۹.
  44. عجلی، معرفة الثقات، ۱۴۰۵ق، ج ۱، ۲۶۴.
  45. نجاشی، رجال نجاشی، ۱۴۱۵۶ق، ص۱۲۸.
  46. طوسی، رجال طوسی، ۱۴۱۵ق، ص۱۲۹.

منابع

  • سمعانی، عبدالکریم، الانساب، بیروت، دارالجنان، ۱۴۰۸ق.
  • نجاشی، احمد بن علی، رجال النجاشی، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۵ق.
  • بخاری، محمد، التاریخ الکبیر، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ق.
  • شوشتری، محمدتقی، قاموس الرجال، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۹ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، قم، آل البیت، ۱۴۰۴ق.
  • حرانی، حسن بن شعبه، تحف العقول، تهران، انتشارات اسلامیه، ۱۳۶۶ش.
  • مفید، محمد بن نعمان، بیروت، دارالمفید، ۱۴۱۴ق.
  • یعقوبی، احمد، تاریخ یعقوبی، بیروت،‌دار صادر.
  • مازندرانی، ابن شهرآشوب، مناقب ال ابی طالب، نجف، المکتبة الحیدریة، ۱۳۷۶ش.
  • خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۳ق.
  • ذهبی، محمد بن احمد، میزان الاعتدال، بیروت، دارالمعرفه، ۱۳۸۲ق.
  • ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، بیروت،‌دار الکتاب العربی، ۱۴۰۷ق.
  • صفدی، الوافی بالوفیات، بیروت،‌دار إحیاء التراث، ۱۴۲۰ق.
  • طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، نجف، دارالنعمان، ۱۳۸۶ق.
  • اردبیلی، محمد علی، جامع الرواة، مکتبة المحمدی.
  • مزی، یوسف، تهذیب الکمال، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۶ق.
  • حلی، حسن بن علی، رجال ابن داوود، بیروت، منشورات مطبعة الحیدریة، ۱۳۹۲ق.
  • طوسی، محمدبن حسن، الفهرست، مؤسسة نشر الفقاهة، ۱۴۱۷ق.
  • حلی، حسن بن یوسف، خلاصه الاقوال، مؤسسة نشر الفقاهة، ۱۴۱۷ق.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، قم، آل البیت، ۱۴۱۴ق.
  • نوری، میرزاحسین، خاتمه المستدرک، قم، آل البیت، ۱۴۱۵ق.
  • ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت،‌ دار صادر.
  • ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، قاهره، دارالمعارف.
  • نسایی، احمد بن شعیب، کتاب الضعفاء والمتروکین، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ق.
  • ابن حبان، محمد، کتاب المجروحین،‌دار الباز للنشر والتوزیع - عباس أحمد الباز - مکة المکرمة.
  • عجلی، احمد، معرفة الثقات، مدینه، مکتبة الدار، ۱۴۰۵ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، رجال الطوسی، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۵ق.

پیوند به بیرون