مقاله متوسط
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
شناسه ارزیابی نشده

سید محمدحسن شیرازی

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از میرزای شیرازی)
پرش به: ناوبری، جستجو
میرازی شیرازی
تصویر میرزای شیرازی.jpg
اطلاعات فردی
نام کامل: سید محمدحسن حسینی
لقب: میرازی بزرگ میرازی مجدد
تاریخ تولد: ۱۲۳۰ق
زادگاه: شیراز
محل زندگی: اصفهان، نجف
تاریخ وفات: ۱۳۱۲ق
محل دفن: حرم امام علی(ع)
اطلاعات علمی
استادان: شیخ انصاری و صاحب جواهر
شاگردان: شیخ فضل‌الله نوری، عبدالکریم حائری یزدی، میرزای دوم، آخوند خراسانی
محل تحصیل: ایران و عراق
تألیفات: حاشیه بر نجاة العباد، حاشیه بر اللمعة الدمشقیة، کتاب الطهاره
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
سیاسی: فتوای تحریم تنباکو
اجتماعی: تأسیس حوزه علمیه سامرا

قاجاریان

شاهان

آقامحمدخان (۱۱۶۱-۱۱۷۶)
فتحعلی‌شاه (۱۱۷۶-۱۲۱۳)
محمدشاه (۱۲۱۳-۱۲۲۷)
ناصرالدین‌شاه (۱۲۲۸-۱۲۷۵)
مظفرالدین‌شاه (۱۲۷۵-۱۲۸۵)
محمدعلی‌شاه (۱۲۸۵-۱۲۸۸)
احمدشاه(۱۲۸۸-۱۳۰۴)

چهره‌های سرشناس

حاج ابراهیم کلانتر
قائم مقام فراهانی
حاج میرزا آقاسی
امیرکبیر
سپهسالار
میرزا رضا کرمانی
میرزای شیرازی
کامران میرزا
مهد علیا
ستارخان
میرزا کوچک خان جنگلی
علیقلی خان سردار اسعد

رویدادهای مهم

قرارداد آخال  • معاهده پاریس
معاهده گلستانمعاهده ترکمنچای
قیام تنباکو  • جنبش مشروطه
فرمان مشروطیت • جنبش جنگل  • کودتای ۱۲۹۹

سید محمدحسن حسینی (۱۲۳۰ - ۱۳۱۲ق) مشهور به میرزای شیرازی، میرزای بزرگ و میرزای مجدد، از مشهورترین مراجع تقلید شیعه در قرن چهاردهم و صادرکننده فتوای تحریم تنباکو. برخی او را «احیاگر قدرت فتوا» دانسته‌اند. پس از درگذشت شیخ مرتضی انصاری در سال ۱۲۴۳ش، به مرجعیت عام شیعه رسید و تا پایان عمر خود، به مدت سی سال مرجع واحد شیعیان بود. میرزای شیرازی در ۸۲ سالگی در سامرا درگذشت و در حرم امیرالمؤمنین(ع) در نجف دفن شد.

زندگی

سید محمدحسن حسینی، ۱۵ جمادی‌الاول ۱۲۳۰ق/۴ اردیبهشت ۱۱۹۴ش، در شیراز متولد شد. پدرش میرزا محمود، از عالمان دین بود.[۱] میرزا محمدحسن، پدرش را در کودکی از دست داد و دائی‌اش میرزا حسین موسوی معروف به مجدالاشراف سرپرستی او را به عهده گرفت.[۲]

میرزا محمدحسن، در سال‌های اقامت در اصفهان، و در بین ۱۷ تا ۲۰ سالگی با دخترعموی خود ازدواج کرد و صاحب یک دختر و یک پسر به نام علی شد. همسر اول میرزای شیرازی، ۱۳۰۳ق درگذشت. او همسر دیگری هم داشت که از او صاحب پسری به نام محمد و همچنین یک دختر شد.[۳]

میرزای شیرازی در سال ۱۲۸۷ق برای انجام اعمال حج به مکه رفت. در این سفر، شریف مکه به دیدار میرزا آمد و او را به خانه خود برد. میرزا حسن در این سفر قصد اقامت دائمی در مدینه داشت و زمانی که این امر ممکن نشد، تصمیم به مجاورت در مشهد گرفت. اما در نهایت به سامرا رفت و تا پایان عمر در آن شهر سکونت داشت.[۴]

میرزای بزرگ، دوشنبه ۲۴ شعبان ۱۳۱۲ق برابر با ۱ اسفند ۱۲۷۳ هجری شمسی، در ۸۲ سالگی در سامرا درگذشت و در یکی از حجرات صحن حرم امیرالمومنین دفن شد.[۵] برخی دلیل مرگ میرزای شیرازی را بیماری برونشیت یا سل دانسته‌اند و برخی دیگر، درگذشت او را حاصل مسموم شدن از سوی مزدوران دولت انگلیس می‌دانند.[۶]

تحصیلات

میرزا حسن از چهار سالگی به مکتب رفت و قرائت قرآن کریم و کتاب‌های معمول ادبیات فارسی را در دو سال به پایان رساند و از شش سالگی، به آموختن صرف و نحو عربی پرداخت و در هشت سالگی تحصیل مقدمات را به پایان رساند و از آن پس میرزا ابراهیم شیرازی، آیات و روایات و وعظ و خطابه را به او می‌آموخت.[۷] میرزا محمدحسن هشت ساله، به خواست استادش، یک بار بعد از نماز ظهر و عصر در مسجد وکیل شیراز، از منبر بالا رفت و پاره‌ای از کتاب اخلاقی ابواب الجنان را از حفظ برای مردم خواند.[۸] او در نوجوانی، کتاب شرح لمعه را در حوزه علمیه شیراز تدریس می‌کرد.[۹]

او سپس به فراگرفتن فقه و اصول مشغول شد و در ۱۲ سالگی پای درس شیخ محمدتقی شیرازی، بزرگترین مدرّس شرح لمعه در شیراز نشست. وی در ۱۸ سالگی به توصیه استادش برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت.[۱۰] میرزا محمدحسن پیش از هجرت به اصفهان، مدتی در جایگاه پدرش به نویسندگی دیوان پرداخت.[۱۱]

تحصیل در اصفهان

میرزای شیرازی، ۱۷ صفر ۱۲۴۸ق (۱۲۱۱ش) وارد اصفهان شد و در مدرسه صدر ساکن شد[۱۲] و در درس شیخ محمدتقی اصفهانی نویسنده کتاب هدایة المسترشدین شرکت کرد.[۱۳][۱۴] او در جلسه درس خصوصی محمدتقی اصفهانی هم حاضر می‌شد، اما پس از درگذشت استادش در اواخر ۱۲۴۸ق، سید حسن بیدآبادی، معروف به میر سید حسن مدرّس را به استادی برگزید و پیش از آغاز ۲۰ سالگی، از وی اجازه اجتهاد دریافت کرد.[۱۵] او ۱۰ سال در اصفهان اقامت داشت و علاوه بر بیدآبادی، در درس محمدابراهیم کلباسی هم شرکت می‌کرد.[۱۶]

تحصیل در کربلا و نجف

میرزا حسن در ۲۹ سالگی، (۱۲۵۹ق/۱۲۲۱ش) به کربلا رفت و در درس عالمانی همچون محمد حسن نجفی (صاحب جواهرحسن کاشف‌الغطا (پسر جعفر کاشف الغطاء)، شیخ مشکور حولائی و سید ابراهیم قزوینی حضور یافت. میرزای شیرازی پس از این خود را از ادامه تحصیل در کربلا بی‌نیاز دید و قصد کرد به وطن بازگردد. او اما در سفری که به نجف کرد تا پس از زیارت حرم امام علی(ع) به ایران بازگردد، با مقام علمی شیخ مرتضی انصاری آشنا شد و قصد کرد برای همیشه در نجف بماند.[۱۷][۱۸]

او از شاگردان خاص شیخ انصاری بود و رابطه‌ای ویژه با استادش داشت. شیخ انصاری، تصحیح کتاب مهم فرائد الاصول خود را به میرزای شیرازی سپرد.[۱۹] معروف است که شیخ انصاری بارها می‌گفت من درسم را برای سه نفر می‌گویم: محمدحسن شیرازی، میرزا حبیب الله رشتی و حسن نجم‌آبادی.[۲۰] او در درس شیخ انصاری کم سخن می‌گفت و معروف است که هنگام سخن گفتن صدایش به قدری آرام بود که شیخ برای شنیدن آن ناچار به سمت او خم می‌شد و شاگردان را امر به سکوت کرده و می‌گفت: «جناب میرزا سخن می‌گوید.»[۲۱]

مرجعیت

پس از درگذشت شیخ انصاری در سال ۱۲۸۱ق، شاگردان نزدیک او از جمله میرزا حسن آشتیانی، حسن نجم‌آبادی، میرزا عبدالرحیم نهاوندی و میرزا حبیب‌ الله رشتی برای معرفی مرجع تقلید جدید، شورایی تشکیل دادند و به پیشنهاد میرزای آشتیانی، همگی بر صلاحیت میرزا محمدحسن شیرازی صحه نهادند.[۲۲] میرزای شیرازی ابتدا مخالف مرجعیت خود بود و حسن نجم‌آبادی را شایسته می‌دانست، اما سرانجام با اصرار علما و فقها، مرجعیت شیعیان را پذیرفت.[۲۳]

فقها و اصولیان، جایگاه علمی میرزای شیرازی را با استادش شیخ انصاری مقایسه کرده و برخی وی را برتر از شیخ دانسته‌اند.[۲۴]

تاسیس حوزه علمیه سامرا

نوشتار اصلی: حوزه علمیه سامرا

تحریم تنباکو

پاسخ میرزای شیرازی در مورد مصرف تنباکو پس از قرارداد رژی
نوشتار اصلی: نهضت تنباکو

یکی از مهمترین حوادثی که در ایام زعامت او رخ داد، نهضت تحریم تنباکو بود. پس از اعطای امتیاز انحصار توتون و تنباکو به کمپانی رژی در چهار شهر ایران، مردم به پیشتازی چهار تن از شاگردان میرزای شیرازی، دست به اعتراضات گسترده‌ای زدند. شیخ فضل الله نوری در تهران، آقانجفی اصفهانی در اصفهان، سید علی‌اکبر فال اسیری در شیراز و میرزا جواد مجتهد تبریزی در تبریز، رهبران این قیام بودند.[۲۵] حکم تاریخی او درباره انحصار تنباکو در زمان ناصرالدین شاه، چنان مردم را به صحنه کشاند که شاه قاجار، مجبور به فسخ قرارداد تنباکو شد.[۲۶][۲۷] متن حکم بدین شرح است: «بسم الله الرحمن الرحیم الیوم استعمال تنباکو و توتون بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان علیه‌السلام است. حرره الاقل محمدحسن الحسینی.»[۲۸]

شاگردان

بسیاری از چهره‌های برجسته تشیع، از شاگردان میرزای شیرازی بوده‌اند. برخی از این شاگردان عبارتند از:

  1. میرزا محمدتقی شیرازی، مشهور به میرزای شیرازی دوم یا میرزای شیرازی کوچک
  2. عبدالکریم حائری یزدی، بنیانگذار حوزه علمیه قم
  3. میرزا حسین نائینی، در اواخر عمر میرزای شیرازی، کاتب و نویسنده او بود.[۲۹]
  4. شیخ فضل‌الله نوری
  5. محمدکاظم خراسانی
  6. سید محمدکاظم یزدی[۳۰]
  7. میرزا حسین نوری
  8. سید اسماعیل صدر
  9. محمد تقی آقا نجفی اصفهانی
  10. سید علی اکبر موسوی خوانساری
  11. میرزا اسماعیل شیرازی (پسرعموی میرزای شیرازی)
  12. سید علی اکبر فال اسیری
  13. سید حبیب الله برهانی
  14. میرزا محمد ارباب قمی

اقدامات سیاسی و اجتماعی

میرزای شیرازی، بیش از هر چیز با تحریم تنباکو پس از اعطای امتیاز انحصاری توتون و تنباکو به کمپانی رژی شناخته می‌شود؛ اما او علاوه بر این اقدام تاریخی، دست به تحرکات سیاسی و اجتماعی فراوان دیگری هم زده است:

  • ارسال تلگراف به ملکه انگلستان برای جلوگیری از ادامه قتل عام شیعیان افغانستان توسط عبدالرحمن محمدزایی در سال ۱۳۰۹ق[۳۱]
  • تلاش برای تحکیم وحدت شیعه و سنی از طریق تقویت حوزه علمیه تشیع در شهر سنی‌نشین سامرا، پرداخت مستمری و کمک‌های مادی به طلاب و علمای سنی، برخورد با اختلاف‌افکنان بین شیعه و سنی و...[۳۲][۳۳]
  • تربیت و اعزام مبلغان ویژه برای مناطق حساس و زیر سلطه نظیر هند، کشمیر، افغانستان، قفقاز و عراق[نیازمند منبع]

مطالعه بیشتر

  • هدیة الرازی الی الإمام المجدد الشیرازی نوشته آقابزرگ تهرانی، چاپ نجف، مطبعة الآداب، ۱۳۸۸ق. در این کتاب آقا بزرگ تهرانی (۱۲۹۳ق-۱۳۸۹ق) طی پنج فصل، زندگی میرزای شیرازی را کاویده است.[۳۴]

پانویس

  1. گلشن ابرار، ج ۱، ص۶۴۳.
  2. فارسنامه ناصری، ج ۲، ص۹۷۴؛ مطلبی، ابوالحسن. نجوم امت، در مجله نور علم، بهمن ۱۳۷۰ و اردیبهشت ۱۳۷۱.
  3. سید محمود مدنی، «میرزای شیرازی؛ احیاگر قدرت فتوا»، چاپ اول، ص۳۸.
  4. مطلبی، ابوالحسن. نجوم امت، مندرج در نورعلم، بهمن ۱۳۷۰ و اردیبهشت ۱۳۷۱.
  5. الروزدری، علی، تقریرات آیة الله المجدد الشیرازی(مؤسسه آل‌البیت)، مقدمة الکتاب، ص۶۸.
  6. گلشن ابرار، ج ۱، ص۳۹۲.
  7. سید محمود مدنی، میرزای شیرازی؛ احیاگر قدرت فتوا، چاپ اول، ص۲۷.
  8. سید محمود مدنی، میرزای شیرازی؛ احیاگر قدرت فتوا، چاپ اول، ص۲۸.
  9. گلشن ابرار، ج ۱، ص۳۸۵.
  10. مطلبی، ابوالحسن. نجوم امت، مندرج در نورعلم، بهمن ۱۳۷۰ و اردیبهشت ۱۳۷۱.
  11. سید محمود مدنی، «میرزای شیرازی؛ احیاگر قدرت فتوا»، چاپ اول، ص۳۰ و ۳۱.
  12. مطلبی، ابوالحسن. نجوم امت، مندرج در نورعلم، بهمن ۱۳۷۰ و اردیبهشت ۱۳۷۱.
  13. آقابزرگ تهرانی، هدیه الرازی الی الامام المجدد الشیرازی، ص۱۷
  14. سید محمود مدنی، «میرزای شیرازی؛ احیاگر قدرت فتوا»، چاپ اول، ص۳۵.
  15. سید محمود مدنی، «میرزای شیرازی؛ احیاگر قدرت فتوا»، چاپ اول، ص۳۷.
  16. مطلبی، ابوالحسن. نجوم امت، مندرج در نورعلم، بهمن ۱۳۷۰ و اردیبهشت ۱۳۷۱.
  17. مطلبی، ابوالحسن. نجوم امت، مندرج در نورعلم، بهمن ۱۳۷۰ و اردیبهشت ۱۳۷۱.
  18. گلشن ابرار، ج ۱، ص۳۸۶.
  19. گلشن ابرار، ج ۱، ص۳۸۷.
  20. در مشروطه چه گذشت؟، جلد اول، چاپ اول، ۱۳۸۹، موسسه فرهنگی هنری قدر ولایت، ص۶۳۴.
  21. مطلبی، ابوالحسن. نجوم امت، مندرج در نورعلم، بهمن ۱۳۷۰ و اردیبهشت ۱۳۷۱.
  22. مطلبی، ابوالحسن. نجوم امت، مندرج در نورعلم، بهمن ۱۳۷۰ و اردیبهشت ۱۳۷۱.
  23. گلشن ابرار، ج ۱، ص۳۸۷ و ۳۸۸.
  24. شبیری زنجانی، جرعه‌ای از دریا،ج۱، ص۱۱۱.
  25. شیخ حسن کربلایی، تاریخ دخانیه، به همت رسول جعفریان، ص۱۰۴ تا ۱۰۸.
  26. شرح حال رجال ایران، ج ۱، ص۳۳۸.
  27. شیخ حسن کربلایی، تاریخ دخانیه، به همت رسول جعفریان، ص۱۷۲ - ۱۷۳.
  28. شیخ حسن کربلایی، تاریخ دخانیه، به همت رسول جعفریان، ص۱۱۷ - ۱۱۸.
  29. سید محمود مدنی، «میرزای شیرازی؛ احیاگر قدرت فتوا»، چاپ اول، ص۷۹.
  30. گلشن ابرار، ج ۱، ص۳۸۷.
  31. گلشن ابرار، ج ۱، ص۳۸۸.
  32. در مشروطه چه گذشت؟، جلد اول، چاپ اول ۱۳۸۹، موسسه فرهنگی هنری قدرولایت، ص۶۳۸.
  33. گلشن ابرار، ج ۱، ص۳۸۹.
  34. معرفی کتاب هدیه الرازی الی المجدد الشیرازی اثر شیخ آقا بزرگ تهرانی، سایت دائرة المعارف طهور.

منابع