پرش به محتوا

حلال‌زادگی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
S.bahrami (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
S.bahrami (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:
حلال‌زادگی به [[ولد الزنا|زنازاده]] نبودن و تولد از راه مشروع<ref>عاملی، الاصطلاحات الفقهیة فی الرسائل العملیة‌، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۳</ref> و حلال‌زاده به کسی گفته می‌شود که از راه مشروع و حلال مانند [[ازدواج|ازدواج صحیح]] یا از راهی که در حکم مشروع است مانند [[وطی به شبهه|آمیزش به شبهه]] {{یاد|آمیزش با زن بیگانه به گمان حلال بودن او و اینکه همسر اوست. (نگاه کنید به: مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۱۶۵.)}} متولد شده است.<ref>مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۳۶۶.</ref>
حلال‌زادگی به [[ولد الزنا|زنازاده]] نبودن و تولد از راه مشروع<ref>عاملی، الاصطلاحات الفقهیة فی الرسائل العملیة‌، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۳</ref> و حلال‌زاده به کسی گفته می‌شود که از راه مشروع و حلال مانند [[ازدواج|ازدواج صحیح]] یا از راهی که در حکم مشروع است مانند [[وطی به شبهه|آمیزش به شبهه]] {{یاد|آمیزش با زن بیگانه به گمان حلال بودن او و اینکه همسر اوست. (نگاه کنید به: مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۱۶۵.)}} متولد شده است.<ref>مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۳۶۶.</ref>


گفته شده کسی که حلال‌زادگی‌اش مشکوک است؛ ولی پدر و مادر مشخصی دارد، حلال‌زاده محسوب می‌شود؛ اما در صورتی که کودک پدر و مادر مشخصی نداشته باشد مانند کودکی که پیدا شده، بیشتر [[مجتهد|فقیهان]] او را حلال‌زاده دانسته‌اند؛ هرچند برخی اشکالاتی به آن وارد کرده‌اند.<ref>مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۳۶۷.</ref>
گفته شده کسی که حلال‌زادگی‌اش مشکوک است؛ ولی پدر و مادر مشخصی دارد، حلال‌زاده محسوب می‌شود؛ اما در صورتی که کودک، پدر و مادر مشخصی نداشته باشد مانند کودکی که پیدا شده، بیشتر [[مجتهد|فقیهان]] او را حلال‌زاده دانسته‌اند؛ هرچند برخی اشکالاتی به آن وارد کرده‌اند.<ref>مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۳۶۷.</ref>


از حلال‌زادگی با عنوان «طَهارت مَوْلِد»<ref>برای نمونه نگاه کنید به: محقق حلی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۸۷ و ۱۱۴، ج۴،‌ ص۵۹ و۱۲۱؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۱۷و۱۱۸؛ عاملی، الاصطلاحات الفقهیة فی الرسائل العملیة‌، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۳.</ref> در ابواب مختلف فقهی مانند اجتهاد و تقلید، [[نماز جماعت]]، نکاح، [[قضاوت]] و [[بینه شرعی|‌شهادت]] سخن گفته شده است.<ref>مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۳۶۶.</ref>
از حلال‌زادگی با عنوان «طَهارت مَوْلِد»<ref>برای نمونه نگاه کنید به: محقق حلی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۸۷ و ۱۱۴، ج۴،‌ ص۵۹ و۱۲۱؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۱۷و۱۱۸؛ عاملی، الاصطلاحات الفقهیة فی الرسائل العملیة‌، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۳.</ref> در ابواب مختلف فقهی مانند اجتهاد و تقلید، [[نماز جماعت]]، نکاح، [[قضاوت]] و [[بینه شرعی|‌شهادت]] سخن گفته شده است.<ref>مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۳۶۶.</ref>

نسخهٔ ‏۸ آوریل ۲۰۲۴، ساعت ۰۸:۲۳

حلال‌زادگی به تولد از راه مشروع و حلال گفته می‌شود. حلال‌زاده کسی است که از راه مشروع و حلال مانند ازدواج صحیح متولد شده باشد.

در فقه با عنوان «طهارت مَولِد» از حلال‌زادگی سخن گفته شده و در برخی ابواب فقه به عنوان شرط به کار رفته است. فقیهان، حلال‌زادگی و زنازاده نبودن را از جمله شرط‌های مجتهدی که از او می‌توان تقلید کرد، شرط امام جماعت، امام جمعه، قاضی و شاهد دانسته‌اند.

در روایات متعددی در منابع شیعه و اهل‌سنت، محبت اهل‌بیت(ع) و امام علی(ع) نشانه و علامت حلال‌زادگی و بغض و دشمنی آنان نشانه حرام‌زادگی بیان شده است.

مفهوم‌شناسی

حلال‌زادگی به زنازاده نبودن و تولد از راه مشروع[۱] و حلال‌زاده به کسی گفته می‌شود که از راه مشروع و حلال مانند ازدواج صحیح یا از راهی که در حکم مشروع است مانند آمیزش به شبهه [یادداشت ۱] متولد شده است.[۲]

گفته شده کسی که حلال‌زادگی‌اش مشکوک است؛ ولی پدر و مادر مشخصی دارد، حلال‌زاده محسوب می‌شود؛ اما در صورتی که کودک، پدر و مادر مشخصی نداشته باشد مانند کودکی که پیدا شده، بیشتر فقیهان او را حلال‌زاده دانسته‌اند؛ هرچند برخی اشکالاتی به آن وارد کرده‌اند.[۳]

از حلال‌زادگی با عنوان «طَهارت مَوْلِد»[۴] در ابواب مختلف فقهی مانند اجتهاد و تقلید، نماز جماعت، نکاح، قضاوت و ‌شهادت سخن گفته شده است.[۵]

شرط‌بودن حلال‌زادگی در فقه

در برخی از ابواب فقهی حلال‌زادگی شرط برخی از امور و نبود آن (یعنی زنازاده بودن) موجب سلب صلاحیت و اهلیت نداشتن در آن امور بیان شده است.[۶]

حسینعلی منتظری، از مراجع تقلید شیعه، در کتاب دراسات فی ولایة الفقیه، حلال‌زادگی را یکی از شرایط حاکم جامعه اسلامی بیان کرده و از او به عنوان فقیه جامع الشرایط نام برده است.[۱۰]

  • امامت جماعت و جمعه: برپایه اجماع فقهای امامیه،[۱۱] حلال‌زادگی یکی از شرایط امام جماعت در نماز به شمار می‌رود و امامت شخص ولدالزنا جایز نیست.[۱۲] مستند این حکم را روایات دانسته‌اند.[۱۳] گفته شده مراد از این شرط، این است که ولدالزنا بودن امام جماعت احراز و معلوم نشده باشد.[۱۴] ازاین‌رو، امامت جماعتِ کسی که در حلال‌زادگی او تردید است و زنازادگی او اثبات نشده، به اتفاق‌نظر فقها، صحیح و جایز شمرده شده است.[۱۵] حلال‌زادگی را در امامت جمعه نیز شرط دانسته‌اند.[۱۶]
  • قضاوت: حلال‌زادگی از شرایط قاضی و قضاوت شمرده شده است.[۱۷] براساس این شرط، قضاوت شخص زنازاده صحیح نیست.[۱۸]
  • شهادت دادن: حلال‌زادگی را از شروط شاهد در شهادت دادن در دادگاه شمرده‌اند. بنابراین شهادت ولدالزنا پذیرفته نیست.[۱۹] صاحب جواهر، این نظر را قول مشهورِ نزدیک به اجماع فقهای امامیه و مستند آن را احادیث معتبر و مستفیض دانسته است.[۲۰]

محبت امام علی(ع) نشانه حلال‌زادگی

در روایات متعددی از منابع شیعه[۲۱] و اهل‌سنت،[۲۲] محبت اهل‌بیت(ع) به ویژه امام علی(ع) نشانه حلال‌زادگی و بغض و دشمنی نسبت به آنان نشانه حرام‌زادگی شمرده شده است.

علامه مجلسی در کتاب بحار الانوار در بابی با عنوان «أن حبهم علیهم السلام علامة طیب الولادة و بغضهم علامة خبث الولادة؛ همانا محبت اهل‌بیت(ع) نشانه پاکی ولالت و بغض ایشان علامت خبث ولادت (حرام‌زادگی) است»، ۳۱ حدیث گردآورده[۲۳] و آنها را متواتر شمرده است.[۲۴]

در منابع اهل‌سنت از عبادت بن صامت و ابوسعید خُدْری، هر دو از صحابه پیامبر(ص)، نقل شده که ما فرزندانمان را با محبت علی بن ابی‌طالب می‌آزمودیم. اگر آنان به علی بن ابی‌طالب محبت نداشتند، می‌دانستیم که آنها از ما نیستند و حرام‌زاده هستند.[۲۵]

ابن‌عَساکِر، از محدثان و مورخان اهل‌سنت در قرن ششم قمری، نقل کرده که انصار ولدالزنا بودن را از طریق دشمنی شخص با علی بن ابی‌طالب می‌شناختند.[۲۶] ابن‌جَزَری (۷۵۱- ۸۳۳ق) محدث و فقیه شافعی‌مذهب، گفته است از قدیم تا زمان او مشهور بود که کسی غیر از ولدالزنا نسبت به علی(ع) دشمنی نمی‌کرد.[۲۷]

پانویس

  1. عاملی، الاصطلاحات الفقهیة فی الرسائل العملیة‌، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۳
  2. مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۳۶۶.
  3. مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۳۶۷.
  4. برای نمونه نگاه کنید به: محقق حلی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۸۷ و ۱۱۴، ج۴،‌ ص۵۹ و۱۲۱؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۱۷و۱۱۸؛ عاملی، الاصطلاحات الفقهیة فی الرسائل العملیة‌، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۳.
  5. مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۳۶۶.
  6. مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۳۶۶.
  7. بنی‌هاشمی خمینی، توضیح المسائل (محشی)، ۱۴۲۴ق، ج۱، ‌ص۱۳.
  8. شهید ثانی، الروضة البهیة، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۶۲.
  9. طباطبایی یزدی،‌ العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۱،‌ ص۲۷.
  10. منتظری، دراسات فی ولایة الفقیه، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۴۰۷.
  11. نگاه کنید به: نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۱۳، ص۳۲۴.
  12. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۱۳، ص۳۲۴.
  13. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۱۳، ص۳۲۴.
  14. مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، الموسوعة الفقهیه، ۱۴۲۳ق، ج۱۷، ص۲۰.
  15. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۱۳، ص۳۲۵.
  16. محقق حلی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۸۷؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۱۱، ص۲۹۶.
  17. برای نمونه نگاه کنید به: محقق حلی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۸ق، ج۴،‌ ص۵۹؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۴۰، ص۱۲.
  18. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۴۰، ص۱۳.
  19. نگاه کنید به: محقق حلی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۸ق، ج۴،‌ ص۱۲۱؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۱۷و۱۱۸.
  20. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۱۱۷و۱۱۸.
  21. برای نمونه نگاه کنید به: کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۳۱۶؛‌ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۱۴۳؛ برقی، المحاسن، ۱۳۷۱ق، ج۱، ص۱۳۸-۱۳۹؛ شیخ صدوق، علل الشرائع، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۱۴۱-۱۴۵.
  22. برای نمونه نگاه کنید به: ابن‌عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۲، ص۲۸۷؛ ابن‌جزری، اسنی المطالب، اصفهان، ص۵۷ -۵۹؛ ابن‌مردویه اصفهانی، مناقب علی بن ابی‌طالب، ۱۴۲۴ق، ص۷۶و۷۷؛ شوشتری، احقاق الحق، ۱۴۰۹ق، ج۷، ص۲۶۵و۲۶۶، ج۱۷، ص۲۵۰ و ج۲۱،‌ ص۳۶۳-۳۶۹.
  23. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۷، ص۱۴۵-۱۵۶.
  24. مجلسی، مرآة العقول، ۱۴۰۴ق، ج۲۶، ص۴۲۰.
  25. برای نمونه نگاه کنید به: ابن‌عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۲، ص۲۸۷؛ ابن‌جزری، اسنی المطالب، اصفهان، ص۵۷ -۵۹؛ ابن‌مردویه اصفهانی، مناقب علی بن ابی‌طالب، ۱۴۲۴ق، ص۷۶و۷۷.
  26. ابن‌عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۲، ص۲۸۷و۲۸۸.
  27. ابن‌جزری، اسنی المطالب، اصفهان، ص۵۷.

یادداشت

  1. آمیزش با زن بیگانه به گمان حلال بودن او و اینکه همسر اوست. (نگاه کنید به: مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۱۶۵.)

منابع

  • ابن‌جزری، شمس‌الدین محمد، اسنی المطالب فی مناقب الامام علی بن ابی‌طالب، اصفهان، مکتبة الامام امیرالمؤمنین(ع) العامة، بی‌تا.
  • ابن‌عساکر، علی بن حسن، تاریخ دمشق، تحقیق عمرو بن غرامة العمروی، بیروت،‌ دار الفکر، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م.
  • ابن‌مردویه اصفهانی، ابوبکر احمد بن موسی، مناقب علی بن ابی‌طالب، قم،‌دار الحدیث، چاپ دوم، ۱۴۲۴ق.
  • بنی‌هاشمی خمینی، سید محمدحسین، توضیح المسائل (محشی)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق.
  • شوشتری، قاضی نورالله، احقاق الحق و ازهاق الباطل، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
  • طباطبایی یزدی،‌ سید محمد، العروة الوثقی فیما تعم به البلوی (محشّی)، تحقیق احمد محسنی سبزواری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۹ق.
  • عاملی، یاسین عیسی، الاصطلاحات الفقهیة فی الرسائل العملیة‌ بیروت،‌ دار البلاغه، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • محقق حلی، نجم‌الدین جعفر بن حسن، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، تحقیق عبدالحسین محمد علی بقال، قم،‌ مؤسسه اسماعیلیان، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
  • منتظری، حسینعلی، دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الإسلامیة‌، قم، نشر تفکر، ۱۴۰۹ق.
  • مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت علیهم السلام، زیر نظر محمود هاشمی شاهرودی، قم، مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۸۵ش.
  • مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، الموسوعة الفقهیه (موسوعة الفقه الاسلامی طبقاً لمذهب أهل البیت علیهم‌السلام)، زیر نظر محمود هاشمی شاهرودی، قم، مؤسسه دایرةالمعارف فقه اسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۳ق.
  • نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۴ق.