عقد اخوت
عَقد اُخوّت یا پیوند برادری، (در عربی: عَقد المُؤاخاة) عقد اخوت پیوندی دینی و اخلاقی میان دو مسلمان همجنس است که بدون ایجاد نسب، محرمیت یا ارث، آنان را به ترجیح یکدیگر در رفع نیازها و شریکسازی در اعمال مستحبی ملزم میسازد. این عقد که ریشه در سنت پیامبر(ص) در مکه و مدینه دارد، با نزول آیه اخوت (حجرات، ۱۰) جنبهای الهیاتی یافت و در روز غدیر مستحب شمرده شده است. برادری ویژه پیامبر(ص) با امام علی(ع) در منابع فریقین متواتر است. هدف اصلی آن، ایجاد عدالت اجتماعی، برافتادن تعصبات قومی و تحقق ایثار در جامعه اسلامی بوده است.
علامه امینی در کتاب الغدیر به پنجاه مورد از آنها اشاره کرده است.
مفهومشناسی و احکام
عقد اُخوّت پیوندی است میان دو مسلمان که به موجب آن یکدیگر را برادر (یا خواهر) خطاب میکنند. این عقد نسبت خویشاوندی ایجاد نمیکند و برخی فقها آن را میان دو زن نیز جایز دانستهاند.[۱] مفاد این عقد آن است که هر یک از دو طرف، دیگری را بر خود مقدم دارد؛ در رفع حاجتش بکوشد و در اعمال مستحبی او را شریک کند.[۲] در صیغه عربی عقد، دو برادر تمام حقوق یکدیگر را -جز دیدوبازدید، دعا و شفاعت در آخرت- ساقط میکنند.[۳]
این عقد ایجاد ارثبری و محرمیت نمیکند؛ بنابراین دو طرف از هم ارث نمیبرند و رابطه محرمیتی میان وابستگانشان ایجاد نمیشود. این عقد فقط میان دو مرد یا دو زن جاری میشود و زن و مرد نمیتوانند با یکدیگر عقد اخوت ببندند.
عقد اخوت در عید غدیر
مستحب است برادران ایمانی در روز عید غدیر این عقد را برقرار سازند که مفاد آن برادری و همدلی در دنیا و دستگیری از یکدیگر در آخرت است.[۴]
صیغه و شیوه برقراری اخوت
یکی از دو مرد یا دو زن، دست راست خود را روی دست راست دیگری میگذارد و صیغه عقد را میخواند و دیگری قبول میکند.[۵]
متن عربی عقد: «وَاخَیتُکَ فِی الله وَ صَافَیتُکَ فِی الله وَ صَافَحْتُکَ فِی اللهِ وَ عَاهَدْتُ اللهَ وَ مَلَائِکَتَهُ وَ کُتُبَهُ وَ رُسُلَهُ وَ أَنْبِیاءَهُ وَ الْأَئِمَّةَ الْمَعْصُومِینَ(ع) عَلَی أَنِّی إِنْ کُنْتُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ الشَّفَاعَةِ وَ أُذِنَ لِی بِأَنْ أَدْخُلَ الْجَنَّةَ لَا أَدْخُلُهَا إِلَّا وَ أَنْتَ مَعِی»
سپس طرف دیگر میگوید: «قَبِلْتُ». باز نفر اول میگوید: «أَسْقَطْتُ عَنْکَ جَمِیعَ حُقُوقِ الْأُخُوَّةِ مَا خَلَا الشَّفَاعَةَ وَ الدُّعَاءَ وَ الزِّیارَة» و نفر دوم میگوید: «قَبِلْتُ».[۶]
صیغه عقد اخوت لازم نیست عربی باشد؛ به فارسی یا هر زبان دیگری که معنای عقد را برساند صحیح است.
اگر دو خانم عقد را به عربی بخوانند، باید ضمیرهای مذکر را به مونث تبدیل کنند.[یادداشت ۱]
مکارم شیرازی اجرای عقد اخوت از طریق تلفن و پیامک را مانعی ندارد.[۷]
پیشینه اخوت
مفهوم برادری دینی در فرهنگ صدر اسلام، پیشینهای کهنتر از برادری پیامبر(ص) میان مهاجران و انصار پس از هجرت به مدینه دارد. کهنترین نمونه، برادری مسلمانان مکه با همکیشان در یثرب، پیش از هجرت است.[۸] این مفهوم، پدیدهای عارضی و بازتاب فرهنگ جاهلی نبود، بلکه از اصلیترین راهکارهای پیامبر(ص) به شمار میرفته است.[۹]
سیر تاریخی عقد اخوت در اسلام
عقد اخوت در مکه
پیامبر پیش از هجرت به مدینه، میان مسلمانان مکه (مهاجران) عقد اخوت بست تا در تحمل آزار مشرکان و مشکلات هجرت، یار یکدیگر باشند. از جمله میان ابوبکر و عمر، حمزه و زید بن حارثه، عثمان و عبدالرحمان بن عوف، زبیر و ابن مسعود، بلال و عباده بن حارثه، مصعب بن عمیر و سعد بن ابیوقاص.[۱۰]
عقد اخوت در مدینه
پنج یا هشت ماه[۱۱] پس از هجرت، پیامبر(ص) به اصحاب فرمود: «تَآخوا فی الله أخَوَین أخوین»[۱۲] و میان ۹۰ نفر (۴۵ مهاجر و ۴۵ انصار) عقد اخوت بست.[۱۳]
این برادری دارای تواتر تاریخی و روایی است. پیامبر میان ابوبکر و خارجة بن زید، عمر و عتبان بن مالک، عثمان و اوس بن ثابت، ابوعبیده و سعد بن معاذ، عبدالرحمان بن عوف و سعد بن ربیع، طلحه و کعب بن مالک، زبیر و سلمة بن سلام، سلمان و ابودرداء، عمار و حذیفة بن نجار (یا ثابت بن قیس) برادری برقرار کرد.[۱۴]
پس از این پیوند، مسلمانان از یکدیگر ارث میبردند، ولی با نزول آیه «وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَیٰ بِبَعْضٍ...» (احزاب، ۶)، ارث به خویشان نسبی اختصاص یافت.[۱۵]
اخوت عمومی در سال نهم هجری
در سال نهم هجری با نزول آیه «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة» (حجرات، ۱۰) برادری همه مسلمانان تأکید شد. پیامبر میان افرادی که همانند یکدیگر بودند پیمان برادری بست؛ از جمله ابوبکر و عمر، ابوذر و ابن مسعود، سلمان و حذیفه، مقداد و عمار، عایشه و حفصه، امسلمه و صفیه.[۱۶]
برادری پیامبر(ص) با امام علی(ع)
پیوند برادری پیامبر(ص) و امام علی(ع) از متواترات تاریخی ذکر شده است. علامه امینی در الغدیر به پنجاه مورد از منابع اهل سنت اشاره کرده است.[۱۷] عبدالله بن عمر نقل کرده که رسول خدا(ص) بین اصحاب، عقد اخوت بست. علی(ع) گریان آمد و گفت: میان اصحابت برادری برقرار کردی و مرا با کسی برادر نساختی؟ پیامبر فرمود: «تو در دنیا و آخرت برادرم هستی».[۱۸]
قبل از هجرت
پیامبر(ص) پیش از هجرت، میان مهاجران عقد اخوت بست و خود با علی(ع) عقد اخوت بست. وقتی علی(ع) گریان نزد پیامبر آمد، فرمود: تو برادر من در دنیا و آخرت هستی.[۱۹] در نقل دیگر: پیامبر فرمود: آیا خشنود نمیشوی که برادر من باشی؟ علی گفت: چرا. فرمود: تو در دنیا و آخرت برادر من هستی.[۲۰]
پس از هجرت
پس از هجرت، پیامبر(ص) میان مهاجران و انصار عقد اخوت بست، ولی علی(ع) را با هیچکس برادر نساخت و خود با او عقد اخوت بست.[۲۱] ابنصباغ مالکی نقل میکند که علی(ع) ناراحت بیرون رفت... پیامبر(ص) او را یافت و فرمود: آیا راضی نیستی که منزلت تو نسبت به من، چون منزلت هارون نسبت به موسی باشد، جز اینکه پس از من پیامبری نیست؟(حدیث منزلت).[۲۲]
هدف از برقراری عقد اخوت
از دغدغههای پیامبر(ص) برقراری عدالت اجتماعی[۲۳] بود. پیوند برادری دینی، راهکاری عملی برای برافتادن تضادهای طبقاتی و ایجاد پیوندهای قرابت میان مردم بود.[۲۴] از بین بردن کینهها، زدودن غربت مهاجران و جایگزین کردن پیوند ایمانی به جای پیوندهای قومی و نژادی از دیگر اهداف آن است.
تا پیش از نزول آیه ۱۰ سوره حجرات، تصور میشد این پیوند تنها تدبیر سیاسی پیامبر(ص) است، اما با نزول آیه معلوم شد که افزون بر وحدت سیاسی و معنوی مسلمانان،[۲۵] بخشی از آیین اجتماعی اسلام است که خداوند تشریع کرده است. بهگفته مرتضی مطهری، عقد اخوت پیامبر میان مهاجران و انصار، میان دو نژاد و دو طبقه غیرهمجنس و حتی میان فقیر بیچیز مهاجر با فردی که در مدینه صاحب خانه و زندگی بود، برقرار شد و از مرحله برادری و برابری فراتر رفت و به ایثار رسید.[۲۶]
پانویس
- ↑ مرکز پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی آیة الله مکارم
- ↑ قزوینی، صیغ العقود و الایقاعات، ۱۴۱۴ق، ص۴۰۰.
- ↑ قزوینی، صیغ العقود و الایقاعات، ۱۴۱۴ق، ص۴۰۲.
- ↑ بروجردی، جامع أحاديث الشيعة، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۴۱۴؛ قمی، مفاتیح الجنان، اعمال روز عید غدیر.
- ↑ بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۴۱۴.
- ↑ نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج ۶، ص۲۷۹.
- ↑ «خواندن عقد تلفنی»، پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله مکارم شیرازی.
- ↑ ابن کثیر، البدایة و النهایه، ۱۹۷۸م، ج۳، ص۱۶۹.
- ↑ دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۱، ص۶۱۷.
- ↑ عاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۴۲۶ق، ج۳، ص۳۴۵.
- ↑ دیار بکری، تاریخ الخمیس، دار صادر، ج۱، ص۳۵۳.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۱، ص۵۰۴-۵۰۵.
- ↑ عاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ۱۴۲۶ق، ج۴، ص۲۲۷
- ↑ دیار بکری، تاریخ الخمیس، دار صادر، ج۱، ص۳۵۳.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ذیل آیه ۶ سوره احزاب.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویه، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۳۵۱.
- ↑ امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۳، ص۱۶۲-۱۸۰.
- ↑ طبری، ذخائر العقبى، ۱۳۵۶ق، ص۶۶.
- ↑ حلبی، السیرة الحلبیه، ۱۴۲۷ق، ج۲، ص۱۲۵.
- ↑ قاضی نعمان، شرح الاخبار، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۱۷۸.
- ↑ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۲۷.
- ↑ ابن صباغ، الفصول المهمة، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۲۲۰.
- ↑ سوره حدید، آیه ۲۵.
- ↑ دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۱، ص۶۱۸.
- ↑ سبحانی، فروغ ابدیت، ۱۳۸۵ش، ص۴۴۶.
- ↑ مطهری، یادداشتهای استاد مطهری، ۱۳۷۸ش، ج۱۳، ص۱۳۶.
یادداشت
- ↑ تمام ضمایر خطاب متصل یا منفصل به این نحو تغییر مییابند: واخیتُکِ/صافیتُکِ/صافحتُکِ/انتِ/عنکِ
منابع
- ابن صباغ مالکی، الفصول المهمة فی معرفة الأئمة، اول، قم، دار الحدیث، ۱۴۲۲ق.
- ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت، دار الفکر، ۱۹۷۸م.
- ابن هشام، السیرة النبویة، بیروت، دارالمعرفة، بیتا.
- امین، اعیان الشیعه، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۱۸ق/۱۹۹۸م.
- امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب، اول، قم، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیة، ۱۴۱۶ق.
- بروجردی، سیدحسین، جامع احادیث الشیعه، نشر الصحف، مطبعه مهر، قم، ۱۴۱۵ق، ۱۳۷۳ش.
- عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، اول، قم، دار الحدیث، ۱۴۲۶ق.
- حلبی شافعی، السیرة الحلبیة، دوم، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۷ق.
- دیار بکری، حسین بن محمد، تاریخ الخمیس فی أحوال أنفس النفیس، بیروت، دار صادر، بیتا.
- سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت: تجزیه و تحلیل کاملی از زندگی پیامبر اکرم(ص)، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۵ش.
- طبری، محب الدین، ذخائر العقبی،۱۳۵۶ق، مکتبة القدسی، قاهره.
- قاضی نعمان مغربی، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار، اول، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۹ق.
- قزوینی، ملاعلی، صیغ العقود و الایقاعات (محشی)، قم، انتشارات شکوری، ۱۴۱۴ق.
- مجموعه ۲۲ جلدی دائرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، نشر مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
- مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، تهران، صدرا، ۱۳۷۸ش.
- نوری، حسین، مستدرک الوسائل، موسسة آل البیت لإحیاء التراث، بیروت، ۱۴۰۸ق.