پرش به محتوا

عدالت اجتماعی

از ویکی شیعه

عدالت اجتماعی به‌معنای فراهم بودن شرایط برابر برای دسترسی افراد به منابع، فرصت‌ها و حقوق اجتماعی است. این عدالت شامل آزادی، کرامت انسانی، برابری، رفع تبعیض، همکاری اجتماعی، رعایت استحقاق و تأمین سهم هر صاحب‌حق می‌شود.

این مفهوم فراتر از عدالت فردی و اقتصادی است و روابط اجتماعی و مسئولیت‌های حکومت نسبت به مردم را در بر می‌گیرد. ریشه‌های آن در قرآن، سنت پیامبر(ص)، آموزه‌های امام علی(ع) ویژه خطبه شقشقیه و عهدنامه مالک اشتر، قابل پیگیری است. اندیشمندان شیعه مانند امام خمینی تحقق عدالت اجتماعی را از اهداف بعثت پیامبران می‌دانند و بر لزوم استقرار آن در تمام عرصه‌های زندگی تأکید دارند.

در فقه، عدالت اجتماعی به‌عنوان قاعده‌ای فقهی کاربرد دارد و می‌تواند در استنباط احکام و تنظیم نظام اجتماعی به ویژه در موارد بی‌نص راهنما باشد. تحقق عدالت اجتماعی نیازمند رعایت حقوق شهروندان، تعادل میان فرد و جامعه و وجود حکومت و نهادهای قانونی است. اهداف آن شامل اصلاح و پیشرفت جامعه، نابودی ظلم، حفظ کرامت انسانی، توسعه توانمندی‌ها، تقویت ارتباط اجتماعی و ایجاد امنیت است.

برخی مکاتب فکری، مانند جریان‌های لیبرال رادیکال و مارکسیستی، ضرورت عدالت اجتماعی برای اداره زندگی جمعی را نمی‌پذیرند. همچنین برخی از مسلمانان معتقدند اسلام دینی کامل است و نیازی به نهادها یا آموزه‌های بشری مانند عدالت اجتماعی برای سامان‌دهی جامعه وجود ندارد.

جایگاه

عدالت اجتماعی مفهومی نو در ادبیات سیاسی و حقوقی است،[۱] اما برخی پژوهشگران، ریشه‌های آن را در دانش‌های اسلامی و آثار فیلسوفانی مانند فارابی جست‌وجو کرده‌اند.[۲] این مفهوم را با حوزه‌هایی مانند فلسفه، اخلاق، علوم سیاسی و اجتماعی، حقوق، اقتصاد، علوم تربیتی و روان‌شناسی[۳] و نیز با علوم دینی مانند کلام و فقه مرتبط می‌دانند.[۴]

گسترش بحث عدالت اجتماعی در اندیشه شیعی، به فاصله گرفتن از رویکردی نسبت داده شده که عدالت را به حوزه فردی محدود می‌کرد.[۵] همچنین افزایش نقش اجتماعی و سیاسی انسان و حضور او در عرصه‌هایی مانند اقتصاد، فرهنگ و سیاست، از عوامل توجه بیشتر به این موضوع معرفی شده است.[۶] سازمان ملل روز ۲۰ فوریه را «روز عدالت اجتماعی» نام‌گذاری کرده است.[۷]

عدالت اجتماعی در آموزه‌های شیعی

اندیشمندان شیعه مانند امام خمینی با استناد به آیه ۲۵ سوره حدید، تحقق عدالت اجتماعی را از اهداف بعثت پیامبران می‌دانند.[۸] علامه طباطبایی ذیل آیه ۹۰ سوره نحل، امر به عدالت را ناظر به عدالت اجتماعی تفسیر کرده است.[۹] مرتضی مطهری بیشتر آیات مربوط به عدل را درباره عدالت اجتماعی دانسته است.[۱۰] احمد واعظی پژوهشگر دینی، نیز اوامر قرآنی درباره عدل و قسط را ناظر به وظیفه جامعه و نظام سیاسی در برقراری عدالت معرفی کرده است.[۱۱]

برخی آموزه‌های نهج‌البلاغه به عدالت اجتماعی مربوط است.[۱۲] از جمله سخنان امام علی(ع) در خطبه شقشقیه، هنگام پذیرش خلافت،[۱۳] توصیه به رعایت انصاف در عهدنامه مالک اشتر،[۱۴] ایجاد فرصت‌های برابر برای همه،[۱۵] تأکید بر برابری در اجرای قانون[۱۶] و توجه به نیازمندان[۱۷] از شواهد این دیدگاه معرفی شده‌اند.[۱۸]

در برخی آثار دینی، عدالت اجتماعی از ارکان اسلام[۱۹] و مبنای تنظیم روابط اجتماعی و رابطه دولت با مردم دانسته شده است[۲۰] و تحقق آن از وظایف حکومت به شمار آمده است.[۲۱]

قاعده فقهی عدالت اجتماعی

در برخی پژوهش‌های فقهی، عدالت اجتماعی به عنوان قاعده‌ای فقهی مطرح شده است که می‌تواند در استنباط احکام شرعی مورد استفاده قرار گیرد.[۲۲] گفته می‌شود این قاعده در مواردی که نصّ دینی وجود ندارد (منطقة‌الفراغ)، می‌تواند راهنمای مجتهد باشد.[۲۳] برخی تحقق آن را تنها در چارچوب فقه حکومتی ممکن می‌دانند.[۲۴]

مفهوم‌شناسی

در پژوهش‌ها، تعریف جامع و مورد اتفاقی از عدالت اجتماعی ارائه نشده و بیشتر بر تبیین عناصر و مصادیق آن تمرکز شده است؛[۲۵] با این حال، برخی پژوهشگران آن را به معنای «امکان بهره‌مندی همگان از شرایط عادلانه برای دسترسی به منابع و فرصت‌های اجتماعی»[۲۶] یا «رعایت حقوق عموم مردم همراه با توجه به مصالح عمومی» تعریف کرده‌اند.[۲۷] بر پایه این تعاریف، در شرایط مساوی باید با افراد به‌صورت یکسان رفتار شود و در شرایط متفاوت، تفاوت‌ها بر اساس نیاز، توانایی و استحقاق در نظر گرفته شود.[۲۸]

تحول مفهومی عدالت اجتماعی

عدالت اجتماعی در آغاز بیشتر با نگاه اقتصادی و به معنای «توزیع عادلانه امکانات و ثروت میان افراد» مطرح بود و از آن با عنوان عدالت توزیعی یاد می‌شد.[۲۹] اما به‌تدریج به همه حوزه‌های اجتماعی گسترش یافته و شامل فرصت‌ها و حقوق افراد می‌شود.[۳۰]

در برخی آثار اسلامی، فهم عدالت اجتماعی وابسته به نگرش اسلام درباره انسان، زندگی و جهان دانسته شده است.[۳۱] بر این اساس گفته شده چون اسلام مجموعه‌ای از آموزه‌های عبادی، اخلاقی، اقتصادی و اجتماعی را در بر می‌گیرد، عدالت اجتماعی نیز مفهومی فراگیر تلقی می‌شود که به همه عرصه‌های زندگی مربوط است.[۳۲]

به گفته برخی پژوهشگران، برداشت از عدالت اجتماعی، به باورها و ساختارهای فرهنگی هر جامعه وابسته است.[۳۳]

منشأ عدالت اجتماعی

برخی اندیشمندان مسلمان مانند امام خمینی[۳۴] و مرتضی مطهری[۳۵] معتقدند عدالت ریشه در فطرت انسان دارد. در مقابل، برخی نظریه‌پردازان غربی مانند جان رالز، آن را صرفاً فضیلتی اخلاقی می‌دانند[۳۶] و گروهی دیگر عدالت را بر پایه کارآمدی و سودمندی آن برای زندگی فردی و اجتماعی توجیه کرده‌اند.[۳۷] بر اساس دیدگاهی که عدالت را مبتنی بر فطرت می‌داند، گفته شده این مبنا می‌تواند زمینه طرح مفاهیمی مانند عدالت جهانی و عدالت بین‌نسلی را فراهم کند.[۳۸]

عناصر و مؤلفه‌ها

چند عنصر برای تبیین عدالت اجتماعی معرفی شده است، از جمله:[۳۹]

  • آزادی: رهایی انسان از سلطه دیگران.[۴۰]
  • تساوی و برابری: رفع تبعیض[۴۱] و برابر بودن در برابر قانون.[۴۲]
  • تکافل اجتماعی: همکاری اجتماعی برای تنظیم آزادی و برابری.[۴۳]
  • رعایت استحقاق: برخورداری از امتیاز مشروط به شایستگی و استحقاق افراد.[۴۴]
  • دادن سهم هر صاحب‌حق: تأمین حقوق قانونی و شرعی افراد.[۴۵]

راهکارهای تحقق

تحقق عدالت اجتماعی مشروط به رعایت حقوق شهروندان[۴۶] و توجه به توازن میان فرد و جامعه است.[۴۷] بر اساس نظریه تقدم جامعه بر فرد، اجرای عدالت اجتماعی بدون وجود حکومت و ساختارهای قانونی ممکن نیست.[۴۸]

  • بعد سیاسی: شامل تأمین حکمرانی عادلانه، تضمین آزادی‌های سیاسی، فراهم کردن فرصت‌های مشارکت در نظام سیاسی و مناصب اجتماعی، حفظ بی‌طرفی دولت در قانون‌گذاری، اجرا و قضاوت، برابری افراد در برابر قانون و رعایت شایسته‌سالاری.[۴۹]
  • بعد اقتصادی: شامل توزیع عادلانه ثروت و امکانات،[۵۰] دخالت دولت برای کاهش فاصله طبقاتی،[۵۱] مقابله با فساد، اصلاح سیاست‌های مالی و پولی، دسترسی عموم به منابع تولید و فعالیت اقتصادی، اجرای سازوکارهای اقتصادی مانند انفاق، زکات، خمس، وقف و تأمین اجتماعی، آموزش مهارت‌ها و ایجاد نظام تعاون.[۵۲]
  • بعد فرهنگی: شامل توزیع عادلانه منابع فرهنگی،[۵۳] حقوق فرهنگی[۵۴] و دسترسی برابر به آموزش و علم، با هدف شکل‌دهی رفتار و ذهنیت‌های عادلانه در جامعه.[۵۵]

اهداف و نتایج

هدف اصلی عدالت اجتماعی را فراهم کردن امکان برخورداری هر فرد از حقوق و منابع متناسب با تلاش و شایستگی او می‌دانند[۵۶] که طبق روایتی از امام علی(ع) به اصلاح جامعه نیز می‌انجامد.[۵۷] مرتضی مطهری، رعایت عدالت اجتماعی را شرط بقای جامعه و پیشرفت می‌داند و رواج ظلم را عامل انحطاط و فروپاشی جامعه معرفی می‌کند.[۵۸] عماد افروغ پژوهشگر علوم اجتماعی با استناد به آموزه‌های دینی، عدالت اجتماعی را عاملی برای اصلاح امور مردم، آبادانی شهرها، استیفای حقوق انسانی و نابودی ظلم و ظالم می‌داند.[۵۹]

از دیگر نتایج اجرای عدالت اجتماعی می‌توان به حفظ کرامت انسانی، توسعه توانمندی‌های افراد و تقویت ارتباط میان اعضای جامعه اشاره کرد.[۶۰] همچنین ایجاد آرامش و امنیت از آثار تحقق عدالت اجتماعی در جامعه است[۶۱] که بدون عدالت اقتصادی و عدالت قضایی تأمین نخواهد شد.[۶۲]

مخالفان

تصویر کتاب عدالت اجتماعی اثر احمد واعظی

برخی مکاتب فکری، مانند لیبرال‌های رادیکال و مارکسیستی، ضرورت عدالت اجتماعی برای سازمان‌دهی زندگی جمعی انسان‌ها را نمی‌پذیرند.[۶۳] دلایل آنان شامل اتکا به قانون به جای عدالت اجتماعی، باور به بی‌معنا و غیرعملی بودن عدالت اجتماعی، نگرانی از اختلال در نظم اجتماعی و آزادی، تکیه بر سازوکارهای بازار آزاد است.[۶۴]

همچنین برخی مسلمانان معتقدند اسلام دینی کامل است و نیازی به نهادها یا آموزه‌های بشری مانند عدالت اجتماعی برای سامان‌دهی جامعه وجود ندارد.[۶۵]

تک‌نگاری

چند اثر درباره عدالت اجتماعی از منظر دین اسلام منتشر شده است؛ ازجمله:

  • عدالت اجتماعی از دیدگاه امام علی(ع): دو جلد با نام‌های فرعی «الگوی حکومت عدالت‌محور» و «راهکارهای تحقق عدالت» توسط سید ابوالحسن موسوی مخزن تألیف شده است.
  • عدالت اجتماعی در اسلام، مباحثی در زمینه‌های حکومت، جامعه، اقتصاد و سیاست: اثر سید قطب و ترجمه سید هادی خسروشاهی و محمدعلی گرامی.
  • بازاندیشی عدالت اجتماعی؛ چیستی، چرایی، قلمرو: اثر احمد واعظی و منتشرشده توسط انتشارات بوستان کتاب.

پانویس

  1. غنی‌نژاد، «عدالت، عدالت اجتماعی و اقتصاد»، ص۷۸۰؛ واعظی، بازاندیشی عدالت اجتماعی، ۱۴۰۱ش، ص۵۱-۵۲.
  2. واعظی، «عدالت اجتماعی و مسائل آن»، ص۱۸۹-۱۹۰.
  3. غنی‌نژاد، «عدالت، عدالت اجتماعی و اقتصاد»، ص۷۷۷؛ واعظی، «عدالت اجتماعی و مسائل آن»، ص۱۹۲.
  4. مکارم شیرازی، خطوط اقتصاد اسلامی، ۱۳۶۰ش، ص۲۳؛ سلیمانی و راغبی، «بررسی فقهی قاعده عدالت اجتماعی»، ص۳۴-۳۵؛ احمدی و زالی، «تبیین فقهی عدالت اجتماعی به مثابه وظیفه حاکمیت سیاسی در اندیشه امام خمینی»، ص۱۱۴-۱۱۶.
  5. جمشیدی، نظریه عدالت ... ۱۳۸۰ش، ص۲۲۷-۲۲۸؛ فوزی و مرادی، «بررسی تطبیقی نظریه عدالت اجتماعی در اسلام و غرب»، ص۹۷-۹۸.
  6. جمشیدی و ایران‌نژاد، «مقدمه‌ای بر تبیین عدالت اجتماعی در اندیشه امام خمینی»، ص۱۶.
  7. میرحسینی، «روز جهانی عدالت اجتماعی»، مندرج در روزنامه اعتماد.
  8. امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۷۸ش، ج۱۱، ص۳۸۶ و ج۱۵، ص۲۱۳.
  9. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۱۲، ص۳۳۱.
  10. مطهری، عدل الهی، ۱۳۹۱ش، ص۳۷.
  11. واعظی، بازاندیشی عدالت اجتماعی، ۱۴۰۱ش، ص۱۵۰-۱۵۱.
  12. جهانی‌پور، «عدالت اجتماعی در کلام و سیره امیرمومنان»، ص۱۱۹.
  13. نهج‌البلاغه (صبحی صالح)، خطبه سوم، ص۵۰.
  14. نهج البلاغه (صبحی صالح)، نامه ۵۳، ص۴۲۸.
  15. نهج البلاغه (صبحی صالح)، خطبه ۱۵، ص۵۷.
  16. نهج البلاغه (صبحی صالح)، خطبه۳۷، ص۸۱.
  17. نهج البلاغه (صبحی صالح)، حکمت ۳۲۸، ص۵۳۳.
  18. جهانی‌پور، «عدالت اجتماعی در کلام و سیره امیرمومنان»، ص۱۳-۲۱؛ احمدی، «عدالت اجتماعى از منظر نهج البلاغه»، ص۱۰۰-۱۰۶.
  19. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۵۷۶.
  20. فوزی و مرادی، «بررسی تطبیقی نظریه عدالت اجتماعی در اسلام و غرب»، ص۹۴.
  21. احمدی و زالی، «تبیین فقهی عدالت اجتماعی به مثابه وظیفه حاکمیت سیاسی در اندیشه امام خمینی»، ص۱۱۴.
  22. سلیمانی و راغبی، «بررسی فقهی قاعده عدالت اجتماعی»، ص۳۴-۳۵ و ۳۸.
  23. علی‌اکبریان، قاعده عدالت در فقه امامیه، ۱۳۸۶ش، ص۲۲۱.
  24. واعظی، بازاندیشی عدالت اجتماعی، ۱۴۰۱ش، ص۱۵۷-۱۵۹.
  25. واعظی، بازاندیشی عدالت اجتماعی، ۱۴۰۱ش، ص۳۱-۳۶.
  26. انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ذیل واژه.
  27. مطهری، بیست گفتار، ۱۴۰۲ش، ص۹۶؛ صلیبا، فرهنگ فلسفی، ۱۳۶۶ش، ص۴۶۱.
  28. غنوی، «عدالت اجتماعی از دیدگاه اسلام»، ص۹۶-۹۷.
  29. غنی‌نژاد، «عدالت، عدالت اجتماعی و اقتصاد»، ص۷۸۱-۷۸۲.
  30. سیدباقری، راهکارهای عدالت اجتماعی در نظام اسلامی، ۱۳۸۷ش، ص۲۵؛ واعظی، بازاندیشی عدالت اجتماعی، ۱۴۰۱ش، ص۵۸-۶۷.
  31. سید قطب، عدالت اجتماعی، ۱۳۷۹ش، ص۴۱.
  32. جمشیدی و ایران‌نژاد،«مقدمه‌ای بر تبیین عدالت اجتماعی در اندیشه امام خمینی»، ص۲۲؛ سید قطب، عدالت اجتماعی، ۱۳۷۹ش، ص۵۲؛ لاریجانی، سنجش سازگاری عدالت اجتماعی و توسعه، ص۱۶-۱۸.
  33. واعظی، «کارکرد فقه سیاسی در نظریه‌پردازی عدالت اجتماعی»، ص۱۱-۱۲.
  34. امام خمینی، شرح چهل حدیث، ۱۳۷۶ش، ص۱۱۳؛ امام خمینی، جنود عقل و جهل، ۱۳۸۶ش، ص۱۴۷.
  35. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۸۹ش، ج۱۸، ص۱۵۵-۱۵۷؛ فیاض‌بخش و همکاران، «رابطه عدالت اجتماعی با مبانی حقوق اسلامی و حکمرانی مطلوب بر مبنای دیدگاه شهید مطهری»، ص۱۲۹-۱۳۳.
  36. فوزی و مرادی، «بررسی تطبیقی نظریه عدالت اجتماعی در اسلام و غرب»، ص۱۰۰.
  37. جلیلی مرند و همکاران، «عدالت اجتماعی از دیدگاه هایک، رالز، شهید مطهری و شهید صدر» ص۱۸۷.
  38. فیاض‌بخش و همکاران، «رابطه عدالت اجتماعی با مبانی حقوق اسلامی و حکمرانی مطلوب بر مبنای دیدگاه شهید مطهری»، ص۱۲۳.
  39. واعظی، بازاندیشی عدالت اجتماعی، ۱۴۰۱ش، ص۳۶-۴۱؛ سید قطب، عدالت اجتماعی در اسلام، ۱۳۷۹ش، ص۶۳؛ عیوضلو، «مفاهیم و معیارهای عدالت اجتماعی و اقتصادی در چهارچوب الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت»، ص۱۶۴-۱۶۵.
  40. پیروزمند، «تحلیل نسبت عدالت و آزادی با تکیه بر مفهوم عبودیت و تاثیر آن در عدالت اجتماعی», ص۷۲؛ اسماعیل‌پور نیازی، «تبیین جایگاه اصل آزادی در عدالت اجتماعی با رویکرد اسلامی», ص۱۰۴-۱۰۶؛ سید قطب، عدالت اجتماعی در اسلام، ۱۳۷۹ش، ص۸۶.
  41. اصغری، «مفهوم، ‌مبانی و شاخص‌های اصلی عدالت اجتماعی از منظر انقلاب اسلامی»، ص۵۰-۵۱؛ واعظی، بازاندیشی عدالت اجتماعی، ۱۴۰۱ش، ص۳۶-۳۷.
  42. مطهری، عدل الهی، ۱۳۹۱ش، ص۵۴-۵۸.
  43. صدر، اقتصاد ما، ۱۳۵۰ش، ج۱، ص۲۶۳-۲۶۹؛ سید قطب، عدالت اجتماعی در اسلام، ۱۳۷۹ش، ص۱۰۳-۱۰۴.
  44. واعظی، بازاندیشی عدالت اجتماعی، ۱۴۰۱ش، ص۳۸-۳۹.
  45. مطهری، عدل الهی، ۱۳۹۱ش، ص۵۴-۵۸؛ عیوضلو، «مفاهیم و معیارهای عدالت اجتماعی و اقتصادی در چهارچوب الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت»، ص۱۶۵؛ واعظی، بازاندیشی عدالت اجتماعی، ۱۴۰۱ش، ص۳۷-۳۸.
  46. افروغ، حقوق شهروندی و عدالت، ۱۳۸۷ش، ص۲۳. مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۹۰ش، ج۲۱، ص۲۲۳.
  47. سلیمانی و راغبی، «بررسی فقهی قاعده عدالت اجتماعی»، ص۴۱.
  48. امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۷۸ش، ج۴، ص۴۲۷؛ حق‌پناه، «عدالت اجتماعی در قرآن»، ص۷۱-۷۲.
  49. کیخا، «سازوکارهای تحقق عدالت اجتماعی در اسلام» ص۲۱۶؛ مخزن موسوی، «راهکارهای تحقق عدالت اجتماعی»، ص۲۲۲؛ واعظی، «کارکرد فقه سیاسی در نظریه‌پردازی عدالت اجتماعی»، ص۲۲.
  50. مصباحی مقدم، «عدالت اجتماعی در اسلام»، ص۲۲۹-۲۳۰.
  51. جمشیدی و ایران‌نژاد،«مقدمه‌ای بر تبیین عدالت اجتماعی در اندیشه امام خمینی»، ص۳۰-۳۱.
  52. غنوی، «عدالت اجتماعی از دیدگاه اسلام»، ص۹۷-۹۹؛ مخزن موسوی، «راهکارهای تحقق عدالت اجتماعی»، ص۲۲۳-۲۲۴؛ کیخا، «سازوکارهای تحقق عدالت اجتماعی در اسلام» ص۲۱۶-۲۱۷.
  53. واعظی و اولیایی، «عدالت فرهنگی؛ عنصر مقوم حکومت علوی»، ص۴۹.
  54. اولیایی، «تصویر معیارهای عدالت فرهنگی»، ص۲۵۶.
  55. کیخا، «سازوکارهای تحقق عدالت اجتماعی در اسلام» ص۲۱۸.
  56. دست‌رنج، «تحلیل گفتمان عدالت اجتماعی با تأکید بر آموزه‌های قرآن کریم در سیره امام علی(ع)»، ص۲۸.
  57. لیثی، عیون الحکم و المواعظ، ۱۳۷۶ش، ص۴۸.
  58. مطهری، بیست گفتار، ۱۴۰۲ش، ص۷۱.
  59. افروغ، «پیش فرض‌ها و رویکردهای نظری عدالت اجتماعی»، ص۵۵.
  60. حق‌پناه، «عدالت اجتماعی در قرآن»، ص۷۴-۷۵.
  61. مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین علیه السلام، ج۳، ص۵۸۷؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۵، ص۳۲۱.
  62. مکارم شیرازی، اسلام در یک نگاه، ۱۳۸۳ش، ص۱۰۵.
  63. حاجی‌حیدر، «نیاز به مفهوم عدالت اجتماعی، مروری بردیدگاه‌های جاری در فلسفه سیاسی»، ص۱۴۰-۱۴۱؛ واعظی، «کارکرد فقه سیاسی در نظریه‌پردازی عدالت اجتماعی»، ص۱۵.
  64. واعظی، بازاندیشی عدالت اجتماعی، ۱۴۰۱ش، ص۹۶-۱۰۹؛ حاجی‌حیدر، «نیاز به مفهوم عدالت اجتماعی، مروری بردیدگاه‌های جاری در فلسفه سیاسی»، ص۱۴۰-۱۴۱.
  65. واعظی، «کارکرد فقه سیاسی در نظریه‌پردازی عدالت اجتماعی»، ص۱۵.

منابع