یزید بن معاویه
| اطلاعات شخصی | |
|---|---|
| نام | یزید |
| پدر | معاویة بن ابیسفیان |
| فرزندان | معاویة بن یزید |
| دین | اسلام |
| محل دفن | دمشق |
| حکومت | |
| سمت | خلیفه |
| سلسله | امویان |
| همزمان با | امام حسین(ع) و امام سجاد(ع) |
| اقدامات مهم | واقعه کربلا، واقعه حره، حمله به مکه |
یَزید بن معاویة بن ابیسفیان (۲۶-۶۴ق)، دومین حاکم اُمَوی است که به دستور وی، امام حسین(ع) و یارانش در کربلا به شهادت رسیدند. یزید پس از پدرش معاویه، سه سال و هشت ماه حکومت کرد و در این مدت، دست به سه جنایت مهم زد: در سال ۶۱ قمری، واقعه کربلا را رقم زد، سال ۶۳ق به مدینه حمله کرد که به کشته شدن هزاران نفر از صحابه و حافظان قرآن انجامید و به واقعه حره معروف شد و در سال ۶۴ق نیز برای سرکوب مخالفانش، به مکه حمله کرد و کعبه را با مَنجَنیق هدف آتش قرار داد.
بر اساس منابع تاریخی، یزید به صورت آشکارا شراب مینوشید و طبعی شاعرانه داشت. او نخستین کسی بود که بر خلاف سنت خلفای پیشین، با انتصاب از سوی پدرش و به صورت موروثی به خلافت رسید. همچنین برگزیدن او بر خلاف صلحنامه امام حسن با معاویه بود. یزید از چهرههای منفور نزد شیعیان است. شیعیان و گروهی از اهلسنت، با استناد به کارهایی که یزید در دوران خلافتش انجام داد، او را سزاوار لعن میدانند و در برخی از روایات، به لعن او تصریح شده است.
زندگینامه
بر اساس منابع تاریخی، یزید در سال ۲۵ [۱] یا سال ۲۶ هجری قمری به دنیا آمد.[۲] پدر او معاویه فرزند ابوسفیان و مادرش «مَیسون» دختر «بَحْدَل کلبی» است.[۳] میسون پس از ازدواج با معاویه، نتوانست زندگی در دمشق را تحمل کند و پس از جدایی از معاویه، به صحرا بازگشت. بنا بر احتمال منابع، او در این هنگام، یزید را باردار بوده یا یزید شیرخوار وی بوده است.[۴] یزید کودکی خود را در قبیله میسون و در کنار مادرش گذراند.[۵] مردمان آن قبیله از قبایل حُوّارین(در منطقه حمص در شام) با پیشینه مسیحیت در زمان پیش از اسلام و اهل فصاحت و شعر عربی بودند و یزید نیز تحت تأثیر آنان سخنپرداز و شاعر شد.[۶]
معاویه به همراه پدرش ابوسفیان، مادرش هند جگرخوار و عدهای دیگر، پس از فتح مکه اسلام آوردند و پیامبر(ص) آنان را طُلَقاء (اسیران آزادشده) خطاب نمود و از مجازات، عفو کرد.[۷] حضرت زینب پس از شهادت امام حسین(ع)، در خطبهای یزید را فرزند طُلَقاء خطاب کرد.[۸] در زیارت عاشورا نیز با عبارت «وابنُ آکلةِ الاَکباد» (فرزند زن جگرخوار) از یزید یاد شده است.[۹]
یزید چندین فرزند از جمله خالد، معاویه، ابوسفیان و عبدالله و همسرانی به نامهای فاخته، امکلثوم و اممسکین داشته است.[۱۰] او پس از سه سال و هشت ماه حکومت، در ۱۴ ربیعالاول سال سال ۶۴ق در ۳۸ سالگی درگذشت.[۱۱] گروهی سبب مرگ او را مستی بیش از حد ذکر کردهاند.[۱۲]گفتهاند روزی در حالت مستی، میمون خود را بر خری وحشی سوار کرده بود و در پی او میتاخت تا اینکه از اسب فرو افتاد و از دنیا رفت.[۱۳] برخی نیز میگویند بر اثر بیماری ذاتُ الجَنْب (عفونت ریه) از دنیا رفت.[۱۴] او را در دمشق دفن کردند.[۱۵] نقل شده است وقتی عباسیان بر دمشق مسلط شدند، قبر وی را نبش کردند و جز بقایایی مانند خاکستر چیزی نیافتند.[۱۶]
شخصیت یزید
| حاکمان | |
|---|---|
| عنوان | دورهٔ سلطنت |
| معاویه بن ابی سفیان | ۴۱-۶۰ |
| یزید بن معاویه | ۶۰-۶۴ |
| معاویة بن یزید | ۶۴-۶۴ |
| مروان بن حکم | ۶۴-۶۵ |
| عبدالملک بن مروان | ۶۵-۸۶ |
| ولید بن عبدالملک | ۸۶-۹۶ |
| سلیمان بن عبدالملک | ۹۶-۹۹ |
| عمر بن عبدالعزیز | ۹۹-۱۰۱ |
| یزید بن عبدالملک | ۱۰۱-۱۰۵ |
| هشام بن عبدالملک | ۱۰۵-۱۲۵ |
| ولید بن یزید | ۱۲۵-۱۲۶ |
| یزید بن ولید | ۱۲۶-۱۲۶ |
| ابراهیم بن الولید | ۱۲۶-۱۲۷ |
| مروان بن محمد | ۱۲۷-۱۳۲ |
| وزرا و امرای سرشناس | |
| مغیرة بن شعبه ثقفی • زیاد بن ابیه • عمرو عاص • مسلم بن عقبه مری • عبیدالله بن زیاد • حجاج بن یوسف ثقفی | |
| رویدادهای مهم | |
| صلح امام حسن • واقعه عاشورا • واقعه حره • آتشزدن کعبه • قیام مختار | |
بیشتر منابع تاریخی به روحیه شاعری و خوشگذرانی و شرابخواری یزید اشاره کردهاند.[۱۷]
خوشگذرانی
طبق نقل منابع، یزید خوشگذران و هوسباز بود.[۱۸] به صورت آشکار شراب مینوشید و در این کار زیادهروی میکرد.[۱۹] برخی صحابه پیامبر(ص) و نیز امام حسین(ع) به صراحت او را فاسق و اهل گناه خواندهاند.[۲۰] بلاذری، او را نخستین خلیفهای میداند که آشکارا شراب مینوشید، زنان خواننده و نوازنده را در دربار خود نگه میداشت و برای سرگرمی، سگها و خروسها را به جان یکدیگر میانداخت.[۲۱] همچنین میمونی به نام اباقیس داشت که به آن شراب مینوشاند و از حرکاتش سرگرم میشد.[۲۲] به گفته مرتضی مطهری، یزید برای این میمون لباسهای ابریشمی، حریر، دیبا و زربفت تهیه میکرد، آن را در مجلس شراب حاضر میساخت و بر مادهالاغی سوارش میکرد تا در مسابقه اسبدوانی شرکت کند.[۲۳]
برخی معتقدند رشد و پرورش یزید، تحتتأثیر عقاید مسیحیان تازهمسلمان قبیله میسون، در تکوین شخصیت او مؤثر بوده است.[۲۴] آنان وجود مشاوران مسیحی همانند سِرجون و اَخطَل نصرانی در دربار او و سازش با رومیان شرقی را گواه بر ادعای خود میدانند.[۲۵]
شاعر بودن
یزید فردی سخنپرداز و شاعر بود. دیوان شعر او نیز به چاپ رسیده و به زبان فارسی نیز ترجمه شده است.[۲۶] یکی از شعرهایی که پس از واقعه عاشورا، از او نقل شده، این است: جامی از شراب به من بنوشان که استخوانهایم را سیراب کند. سپس برگرد و ابنزیاد را چنین جامی بنوشان، همان که رازدار و امین من است و اساس خلافت من به دست او استوار گردید.[۲۷]
مورخان نقل کردهاند در زمانی که معاویه، یزید را با سپاه اسلام به سوی رم فرستاد، لشکریان جلو رفته و دچار آبله و تب شدند؛ ولی یزید با همسرش میان راه ماند، سرگرم میگساری شد و اشعاری چنین سرود: از تب و آبلهای که به لشکر رسید باکی ندارم، هر گاه در دیر مُرّان[یادداشت ۱] در غرفهها بر تخت تکیه داده باشم و در کنارم امکلثوم باشد.[۲۹]
بیعت گرفتن معاویه برای یزید
وقتی معاویه در سال ۵۶ قمری تصمیم به ولایتعهدی یزید گرفت، زیاد بن ابیه به او گفت: «یزید انسان سستی است که به شکارکردن بیش از خلافت علاقه دارد و برای خلافت مناسب نیست».[۳۱] معاویه برای نشان دادن چهرهای مجاهد از یزید، در سال ۵۲ قمری او را با سپاهیان مسلمان، به سوی روم فرستاد.[۳۲] همچنین مقام امیری حاجیان را به یزید داد تا وی را از شرابخواری بازدارد و از مخالفتها علیه او بکاهد.[۳۳] بهعلاوه اینکه بیعت گرفتن برای یزید را تا پس از شهادت امام حسن(ع) به تأخیر انداخت.[۳۴]
در صلحنامه امام حسن(ع) آمده بود که معاویه نباید کسی را جانشین خود کند و انتخاب خلیفه را به شورای مسلمانان واگذارد. به گزارش منابع تاریخی پس از شهادت امام حسن(ع)، معاویه به صلحنامه وفادار نماند و به فرمانداران و کارگزارانش دستور داد به ستایش از یزید بپردازند و هیأتهایی از شهرهای بزرگ برای بیعت با یزید به سوی او روانه کنند.[۳۵]
مردم مدینه بیش از دیگر شهرهای اسلامی، با بیعت مخالف بودند.[۳۶] معاویه به شاعرانِ مخالف یزید، هدیههایی داد و نظر آنان را برگرداند.[۳۷] همچنین به مدینه سفر کرد تا از مردم بیعت بگیرد؛[۳۸] ولی نتوانست امام حسین، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر و عبدالرحمن ابنابی بکر را وادار به بیعت با یزید کند.[۳۹] نقل است عبدالله بن عمر درباره بیعت با یزید گفت: «بیعت کنیم با کسی که با میمونها و سگها بازی میکند و شراب مینوشد و آشکارا فسق میکند؟! عذر ما نزد خدا چیست؟!».[۴۰]
امام حسین(ع) نیز در مجلسی که معاویه و ابنعباس و برخی از درباریان و خاندان اموی حضور داشتند، معاویه را نکوهش کرد و با اشاره به خلق و خوی یزید، معاویه را از تلاش برای جانشینی او برحذر داشت و به ابطال استدلالهای معاویه برای جلب بیعت با یزید پرداخت.[۴۱] همچنین در مجلس دیگری که عموم مردم در آن حضور داشتند، یزید را شرابخوار و اهل هوا و هوس معرفی کرد.[۴۲]
وقایع دوران خلافت یزید
پس از مرگ معاویه، یزید به حکومت رسید.[۴۳] او نخستین کسی بود که بر خلاف سنت خلفای پیشین، به انتصاب از سوی پدرش و به صورت موروثی حاکم شد.[۴۴] بر اساس منابع تاریخی، یزید در زمان حکومتش هرگونه مخالفتی را سرکوب میکرد.[۴۵] در روز نخست، نامهای به حاکم مدینه نوشت و او را از مرگ معاویه مطلع ساخت و به او دستور داد که از حسین بن علی(ع)، عبدالله بن عمر، عبدالرحمن بن ابیبکر و عبدالله بن زبیر بیعت بگیرد و هر کس نپذیرفت گردنش را بزند.[۴۶]
در تاریخ خلفا هیچ نامی از نام یزید شومتر و نفرتانگیزتر نیست. خلافت کوتاه او فقط سه سال و نیم طول کشید ... یک سال حسین بن علی(ع) را کشت، یک سال مدینه را غارت کرد و یک سال هم کعبه را به سنگ و آتش بست. هر یک از این سه واقعه میتوانست یک خلیفه و یک خاندان را ننگین کند. اما، از شوربختی ننگ هر سه گناه بر گردن او افتاد.[۴۷]
مسعودی در توصیف سیاست او مینویسد: سیره یزید همان سیره فرعون بود، بلکه فرعون عادلتر از او در میان رعیتش و منصفتر از او در میان خاص و عامش بود.[۴۸] همچنین مسعودی از ابومخنف، نقل کرده که در زمان حکومت یزید، شرابخواری و گناه به دست کارگزاران او در مکه و مدینه به صورت علنی رواج یافت.[۴۹]
حکومت یزید سه سال طول کشید.[۵۰] مورخان اعمال و اقدامات او در این سه سال را سرآغاز بسیاری از مخالفتها بر ضد خلفای بنیامیه و سقوط حکومت آنان میدانند.[۵۱] او در سال اول حکومتش امام حسین(ع) و اهلبیت او را شهید کرد،[۵۲] در سال دوم، حرمت مدینه را شکست و به مدت سه روز جان و مال مردم مدینه را بر سپاهیانش حلال کرد[۵۳] و در سال سوم کعبه را مورد تاخت و تاز قرار داد و آن را به آتش کشید.[۵۴]
واقعه کربلا
یزید وقتی به حکومت رسید، به والی مدینه دستور داد که از حسین بیعت بگیرد و اگر نپذیرفت، سر او را برایش بفرستد.[۵۵] امام حسین با یزید بیعت نکرد و به همراه خانواده و شماری از بنیهاشم از مدینه به سمت مکه رفت.[۵۶] کوفیان با ارسال نامههای فراوان امام را به کوفه دعوت کردند و امام به سمت آنجا حرکت کرد.[۵۷] یزید عبیدالله بن زیاد را حاکم کوفه کرد و او توانست کوفیان را از اطراف امام دور کند.[۵۸] پس از پیمانشکنی کوفیان، امام به سوی کربلا رفت. در آنجا در روز دهم محرم با لشکریان عمر سعد که از طرف ابنزیاد به فرماندهی منصوب شده بود روبرو شد.[۵۹]
در این جنگ، امام حسین و فرزندانش، برادرش عباس، ۱۷ نفر از بنیهاشم و بیش از ۵۰ نفر از یارانش شهید شدند.[۶۰] پس از جنگ، لشکریان عمر بن سعد، با اسبهای خود بر بدن شهدا تاختند.[۶۱] به خیمههای بازماندگان حمله کردند و آنچه بود به غنیمت گرفتند و خیمهها را آتش زدند.[۶۲] امام سجاد(ع) به علت بیماری نتوانست جنگ کند و زنده ماند.[۶۳] وی به همراه حضرت زینب و سایر زنان و کودکان اسیر سپاه کوفه شد. سپاهیان عمر سعد سرهای شهیدان را به نیزه زدند و به همراه اسیران به کوفه نزد ابنزیاد و از آنجا به شام نزد یزید بردند.[۶۴]
رفتار یزید با اسیران کربلا
بنابر گزارشهای تاریخی، یزید هنگام ورود اسیران کربلا به دمشق، دستور آذینبندی شهر را صادر کرد[۶۵] و بزرگان شام را به کاخ خود فراخواند.[۶۶] در مجلس او، سر امام حسین(ع) را در برابرش نهادند و یزید با چوبدستی بر آن میزد[۶۷] و اشعاری از ابنزِبَعْرَی را میخواند که پیروزی بنیامیه بر بنیهاشم و انکار وحی را القا میکرد.[۶۸]
در روایتی از امام رضا(ع) آمده، یزید سر امام حسین(ع) را در تشتی گذاشت و بر روی آن میز غذا نهاد. آنگاه با یارانش سرگرم خوردن غذا و آبجو شد، سپس میز بازی شطرنج را روی آن تشت گذاشته و به بازی شطرنج مشغول شد. هنگامیکه در بازی پیروز میشد، جام آبجو را گرفته مینوشید و تهمانده آن را در کنار تشت، بر زمین میریخت.[۷۱] «یحیی بن حکم» به این رفتار یزید اعتراض نمود که یزید با مشت به سینه وی زد. ابوبرزه اسلمی نیز اعتراض کرد که به دستور یزید از مجلس اخراج شد.[۷۲]
بر پایه منابع تاریخی، اسیران ابتدا در محلّی موسوم به خرابه شام اسکان داده شدند[۷۳] و پس از خطبههای امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س)، به خانهای در نزدیکی کاخ یزید منتقل شدند.[۷۴] رفتار یزید با اسیران در دوره حضور آنان در دمشق یکسان نبود. او گاه مسئولیت قتل امام حسین(ع) را متوجه ابنزیاد کرده و علتش را نداشتن رابطه خویشاوندی ابنزیاد با اهلبیت(ع) دانسته[۷۵] و هنگامی که همسرش هند با دیدن سر امام حسین(ع) اعتراض کرد، از او خواست بر خاندان پیامبر(ص) گریه کند[۷۶] و گاه از این واقعه اظهار ندامت کرد.[۷۷] علامه شعرانی، این اظهار پشیمانی را صادقانه ندانسته و آن را تلاشی برای کاهش نارضایتی عمومی و حفظ حکومت یزید ارزیابی کرده است.[۷۸]
واقعه حرّه
بر اساس منابع تاریخی، پس از روی کار آمدن یزید و افزایش نارضایتیها، مردم مدینه در سال ۶۳ قمری به رهبری عبدالله بن حَنظَلة بر ضد حکومت یزید بن معاویه قیام کردند.[۷۹] یزید لشکری به فرماندهی مسلم بن عقبه به مدینه فرستاد.[۸۰] وقتی خبر به مردم مدینه رسید، اطراف شهر خندق کندند و پناه گرفتند.[۸۱] لشکریان یزید با عبور از حرّه، در شرق مدینه پیاده شدند و به مردم مدینه سه روز مهلت دادند تسلیم شوند.[۸۲] اما مردم مدینه تسلیم نشدند. یزید سه روز جان و مال آنان را بر سپاهیانش حلال کرد.[۸۳] بر اساس نقل تاریخ، در این واقعه، لشکریان یزید از ارتکاب کارهایی چون تجاوز به زنان، بیرون کشیدن جنین از شکم زنان، کشتن نوزادان و توهین به صحابه پیامبر(ص) نیز فروگذار نکردند.[۸۴] در این جنگ، تعداد زیادی از مردم مدینه، از جمله ۸۰ تن از صحابه پیامبر(ص) و ۷۰۰ تن از حافظان قرآن کشته شدند.[۸۵]
حمله به مکه
همزمان با قیام مردم مدینه، در شهر مکه، مردم با عبدالله بن زبیر بیعت کردند که باعث تسلط یافتن او و یارانش بر شهر مکه گردید.[۸۶] پس از واقعه حره، به دستور یزید، سپاه شام، رهسپار جنگ با ابن زبیر در مکه شد و شهر را محاصره نمود.[۸۷] در طی روزهای محاصره مکه، خانه خدا بر اثر اصابت سنگها و گلولههایی که با منجنیقهای لشکر شام به سوی مکه پرتاب میشد، آسیب دیده و به آتش کشیده شد.[۸۸] این محاصره تا زمانی که خبر مرگ یزید به لشکریانش رسید ادامه داشت.[۸۹]
فتوحات نظامی
بر اساس منابع تاریخی، در ادامه فتوحات مسلمانان، یزید در سال ۶۱ هجری، سپاهی را به جنگ رومیان فرستاد که به «جنگ سوریا» معروف است.[۹۰] همچنین والی او در خراسان، توانست تا نواحی سمرقند، پیش رفته و سغد و بخارا را فتح کند؛[۹۱] ولی در سال ۶۲ هجری با اهل «خوارزم» به چهارصد هزار دینار صلح کرد.[۹۲] در زمان یزید، سپاه مسلمانان در «شمال آفریقا» به فتوحاتی دست یافتند؛ ولی یزید دستور داد قلعه مسلمانان در «جزیره اَرواد» آفریقا[۹۳] را خراب کنند و به شام برگردند.[۹۴] او لشکریان خود را از «قبرس» فرا خواند[۹۵] همچنین از برخی مناطق که در زمان معاویه با صرف هزینهها و تلفات بسیار فتح شده بود عقب نشست.[۹۶]
لعن یزید
شیعیان با استناد به روایات پیامبر(ص) و اهلبیت(ع)، نقش یزید در واقعه کربلا و دیگر اقدامات او، لعن وی را جایز و بیزاری جستن از او را از ضروریات مکتب خود میدانند.[۹۷] در منابع روایی شیعه، روایاتی از پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) در لعن یزید و قاتلان امام حسین نقل شده است.[۹۸] در زیارت عاشورا عبارتی در لعن همه خلفای بنیامیه وجود دارد.[۹۹] افزون بر این، در نسخه مشهور زیارت عاشورا، با عبارتِ «اللهُمَّ الْعَنْ یزِیدَ خَامِساً وَ الْعَنْ عُبَیدَ اللهِ بْنَ زِیادٍ...» به لعن یزید تصریح شده است.[۱۰۰]
در میان اهلسنت نیز دیدگاههای متفاوتی درباره یزید وجود دارد؛ برخی عالمان مانند ابنحنبل،[۱۰۱]ابنجوزی[۱۰۲] و ابنعماد حنبلی لعن یزید را جایز دانسته[۱۰۳] و برخی دیگر مانند غزالی آن را جایز ندانسته[۱۰۴] یا از اظهارنظر درباره او خودداری کردهاند. به گفته ابنخلدون قتل امام حسین(ع) به دست یزید، فسق او را نشان میدهد.[۱۰۵] مسئله لعن یزید در منابع کلامی، فقهی و تاریخی، ادبیات فارسی و عربی و فرهنگ عامه مسلمانان بازتاب داشته و درباره آن آثار مستقلی نیز نگاشته شده است.[۱۰۶]
بازتاب لعن یزید در ادبیات فارسی
شاعران در مذمت و لعن یزید، شعرهای فراوان سرودهاند. فغانی، شاعر سنّی، خطاب به غزالی در اعتراض به عدم لعن یزید می گوید: [۱۰۷]
سنائی غزنوی نیز درباره لزوم لعن یزید چنین سروده است:
پانویس
- ↑ ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۰۹ق،۱۹۸۹م، ج۵، ص۲۷۱.
- ↑ طقوش، دولت امویان، ۱۳۸۹ش، ص۶۱.
- ↑ ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ج۵، ص۲۷۰؛ زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۷، ص۳۳۹.
- ↑ ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ج۵، ص۲۷۱؛ زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۷، ص۳۳۹.
- ↑ طقوش، دولت امویان، ۱۳۸۹ش، ص۶۱.
- ↑ طقوش، دولت امویان، ۱۳۸۹ش، ص۶۱.
- ↑ طبری، تاریخ الأمم والملوک، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۶۱؛ ابنهشام، السیرة النبویه، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۴۱۲.
- ↑ سید ابنطاوس، اللهوف، ۱۳۸۱ش، ص۱۸۲.
- ↑ میرخانی، شرح زیارت عاشورا، ۱۳۷۴ش، ص۴۴۶.
- ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۵۲ش، ج۷، ص۳۱۲۳.
- ↑ بلاذری، انساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۳۵۴.
- ↑ ابنحبان، الثقات، ۱۳۹۳ق، ص۱۶۲.
- ↑ بلاذری، انساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۲۸۷.
- ↑ ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۶۵، ص۳۹۷.
- ↑ یعقوبی، تاریخ، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۱۹۳.
- ↑ نویری، نهایة الأرب، ۱۴۲۴ق، ج۲۲، ص۳۳.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۶۵، ص۳۹۷؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۱۲۷؛ فقیهی، «بنیامیه در تاریخ»، ۱۴۱۳ق، ص۳۳.
- ↑ فقیهی، «بنیامیه در تاریخ»، ۱۴۱۳ق، ص۳۳.
- ↑ «فقیهی، بنیامیه در تاریخ»، ۱۴۱۳ق، ص۳۴.
- ↑ یعقوبی، تاریخ، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۱۶۰.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۲۹۷.
- ↑ فقیهی، «بنیامیه در تاریخ»، ۱۴۱۳ق، ص۳۴.
- ↑ مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، ج۱، ص۱۴۱؛ ابنعساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۹، ص۱۵۷.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی،۱۹۹۴م، ۱۴۱۵ق، ج۱۷،ص۱۹۲، ص۳۰۱، به نقل از ولوی و دیگران، «مناسبات خلفای اموی با مسیحیان ذمی»، ص۱۳۸.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۷، ص۳۰۱، بهنقل از ولوی و دیگران، «مناسبات خلفای اموی با مسیحیان ذمی»، ص۱۳۸.
- ↑ ر.ک. شجاعی و سهرابی، «زندگی و شعر یزید بن معاویه لعنهما الله – ترجمه، نقد و بررسی دیوان»، ۱۳۹۵ش.
- ↑ عباسآبادی، پژوهشی سزا در بایدها و نبایدهای ناسزا، ۱۳۸۶ش، ص۹۲.
- ↑ عباسآبادی، پژوهشی سزا در بایدها و نبایدهای ناسزا، ۱۳۸۶ش، ص۹۲.
- ↑ یعقوبی، تاریخ، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۱۶۰.
- ↑ یعقوبی، تاریخ، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۱۶۰.
- ↑ طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۳۰۲-۳۰۳.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۸۶؛ یعقوبی، تاریخ، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۱۶۰.
- ↑ طقوش، دولت امویان، ۱۳۸۹ش، ص۶۱.
- ↑ طقوش، دولت امویان، ۱۳۸۹ش، ص۳۴.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۸۶؛ یعقوبی، تاریخ، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۱۶۰.
- ↑ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۲۵۰.
- ↑ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۶ش، ج۳، ص۵۰۳.
- ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۵۲ش، ج۷، ص۲۸۶۷.
- ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۵۲ش، ج۷، ص۲۸۶۷.
- ↑ یعقوبی، تاریخ، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۱۶۰.
- ↑ ابنقتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۰، ج۱، ص۲۰۸-۲۰۹.
- ↑ ابنقتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۰، ج۱، ص۲۱۱.
- ↑ طبری، تاریخ المم و الملوک، ۱۳۵۲ش، ج۷، ص۲۹۰۴.
- ↑ طقوش، دولت امویان، ۱۳۸۹ش، ص۳۲.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۶۷.
- ↑ یعقوبی، تاریخ، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۱۷۷.
- ↑ زرینکوب، بامداد اسلام، ۱۳۶۹ش، ص۱۱۹.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۶۸.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۶۸.
- ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۵۲ش، ج۷، ص۳۱۲۱.
- ↑ طقوش، دولت امویان، ۱۳۸۹ش، ص۷۵.
- ↑ یعقوبی، تاریخ، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۲۵۳.
- ↑ یعقوبی، تاریخ، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۲۵۳.
- ↑ یعقوبی، تاریخ، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۲۵۳.
- ↑ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۶، ج۴، ص۱۴؛ ازدی، مقتل الحسین(ع)، بیتا، ص۳.
- ↑ بَلاذُری، انسابالاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۶۰.
- ↑ ابناعثم، الفتوح، ۱۹۹۱م، ج۵، صص۲۷-۲۸؛ مفید، الارشاد، ۱۳۹۹ق، ج۲، ص۳۶-۳۷.
- ↑ طبری، تاریخ المم و الملوک، ۱۳۵۲ش، ج۷، ص۲۹۳۳-۲۹۶۲.
- ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۵۲ش، ج۷، صص۲۹۸۹-۳۰۶۰.
- ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۵۲ش، ج۷، ص۲۹۸۹-۳۰۶۰.
- ↑ مفید، الإرشاد، ۱۳۹۹ق، ج۲، ص۱۱۳؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۴۵۵.
- ↑ سید ابنطاووس، لهوف، بیتا، ص۱۳۲.
- ↑ مسعودی، مروجالذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۲۵۹؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۴۵۶.
- ↑ مسعودی، مروجالذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۲۵۹؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۴۵۶.
- ↑ صدوق، امالی، ۱۴۰۳ق، مجلس ۳۱، ص۲۳۰.
- ↑ سید ابنطاووس، لهوف، ۱۳۸۱ش، ص۲۱۳.
- ↑ یعقوبی، تاریخ، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۶۴.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۱۳۲-۱۳۳.
- ↑ ابنطیفور، بلاغات النساء، الشریف الرضی، ص۳۴.
- ↑ فتّال نیشابوری، روضة الواعظین، ۱۳۷۵ش، ص۱۹۱.
- ↑ صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۵، ح۵۰.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ۱۴۱۷ق، ص۴۱۶.
- ↑ صدوق، امالی، ۱۴۰۳ق، مجلس ۳۱، ص۲۳۱، ح۴.
- ↑ شیخ مفید، ارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲۲.
- ↑ شعرانی، دمع السجوم، ترجمه نفس المهموم، ۱۳۷۴ق، ص۲۵۰.
- ↑ شعرانی، دمع السجوم، ترجمه نفس المهموم، ۱۳۷۴ق، ص۲۶۵.
- ↑ شعرانی، دمع السجوم، ترجمه نفس المهموم، ۱۳۷۴ق، ص۲۶۵.
- ↑ شعرانی، دمع السجوم، ترجمه نفس المهموم، ۱۳۷۴ق، ص۲۶۶.
- ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۵۲ش، ج۷، صص۳۰۹۴-۳۱۰۰.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۳۲۳.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۳۲۳.
- ↑ دینوری، الامامة و السیاسة، ج۱، ص۱۸۴؛ ابنجوزی، المنتظم فی تاریخالملوک و الامم، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۱۵.
- ↑ دینوری، الامامة و السیاسة، ج۱، ص۱۸۴؛ ابنجوزی، المنتظم فی تاریخالملوک و الامم، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۱۵.
- ↑ ابنقتیبه، الامامة و السیاسة، ج۱، ص۱۸۴؛ ابنجوزی، المنتظم فی تاریخالملوک و الامم، ج۶، ص۱۵.
- ↑ ذهبی، تاریخالاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ۱۴۱۰ق، ص۱۳۰.
- ↑ دینوری، اخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص.۲۶-۲۶۸.
- ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۵۲ش، ج۷، صص۳۱۱۹-۳۱۲۰؛ یعقوبی، تاریخ، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۱۹۱.
- ↑ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۵۲ش، ج۷، صص۳۱۲۰؛یعقوبی، تاریخ، ۱۳۷۸ش، ج۲، ص۱۹۱.
- ↑ دینوری، اخبار الطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۶۷-۲۶۸.
- ↑ یعقوبی، تاریخ، ۱۳۷۸ش، ص۲۵۳.
- ↑ نرشخی، تاریخ بخارا، ۱۳۶۳ش، ص۵۶.
- ↑ بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۸۸م، ص۳۳۹.
- ↑ بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۸۸م، ص۲۲۳.
- ↑ بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۸۸م، ص۲۲۳.
- ↑ بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۸۸م، ص۱۵۴.
- ↑ بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۸۸م، ص۱۵۴.
- ↑ صدوق، اعتقادات، ۱۳۷۱ش، ص۱۷۸.
- ↑ ابننما، مثیر الاحزان، ۱۴۰۶ق، ص۱۶.
- ↑ میرخانی، شرح زیارت عاشورا، ۱۳۷۴ش، ص۴۴۷؛ کریمی، اعتبار زیارت عاشورا و رفع برخی از شبهات، ۱۳۸۷ش، ص۷۷.
- ↑ کریمی، اعتبار زیارت عاشورا و رفع برخی از شبهات، ۱۳۸۷ش، ص۸۴؛ میرخانی، شرح زیارت عاشورا، ۱۳۷۴ش، ص۶۵۸.
- ↑ شبراوی، الاتحاف، ۱۴۲۳ق، ص۱۷۱-۱۷۲.
- ↑ سبط ابنجوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۱۸ق، ص۲۶۱.
- ↑ عباسآبادی، پژوهشی سزا در بایدها و نبایدهای ناسزا، ۱۳۸۶، ص۹۰-۹۱.
- ↑ غزالی، احیاء علوم الدین، بیتا، ج۹، ص۱۹.
- ↑ ابنخلدون، مقدمه ابنخلدون، ۱۳۵۹ش، ج۱، ص۴۱۷.
- ↑ ابنجوزی، الرد علی المتعصب العنید، مقدمه تحقیق، ۱۴۳۵ق، ص۸-۹.
- ↑ میرخانی، سیر حدیث در اسلام، نشر گنجینه تهران.
- ↑ سنایی غزنوی، دیوان شعر، ۱۳۴۱ش، ص۵۵۹.
یادداشت
- ↑ اقامتگاهی سلطنتی در نزدیکی دمشق بود.
منابع
- ابناثیر، عزالدین علی، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۶ش.
- ابناعثم، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت: دارالأضواء، ۱۹۹۱.
- ابنالطقطقا، محمد بن علی، فخری فی الآداب السلطانیه و الدول الاسلامیه، تحقیق عبدالقادر محمد مایو، بیروت، دارالقلم العربی، ۱۹۹۱م.
- ابنجوزی، ابوالفرج عبدالرحمن، المنتظم فی تاریخالملوک و الامم، بیروت، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، ۱۴۱۲ق.
- ابنجوزی، عبدالرحمن بن علی، الرد علی المتعصب العنید المانع من ذم یزید، تحقیق محمدکاظم محمودی، قم، مجمع إحیای فرهنگ اسلامی، ۱۴۳۵ق.
- ابنحبان، ابوحاتم محمد، الثقات، بیروت، موسسةالکتب الثقافیه، ۱۳۹۳ق.
- ابنطَیفور، احمد بن ابیطاهر، بلاغات النساء، قم، الشریف الرضی، بیتا.
- ابنعساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، قم، دارالفکر، ۱۴۱۵ق.
- ابننما حلی، مثیر الاحزان، قم، مدرسه الامام عج، ۱۴۰۶ق.
- ابنهشام حمیری، السیرة النبویه، مکتبه محمدعلی صبیح و اولاده، بیجا، ۱۳۸۳ق.
- ازدی، ابومخنف، مقتل الحسین(ع)، تحقیق و تعلیق حسین الغفاری، قم: مطبعة العلمیه، بیتا.
- بلاذری، أحمد بن یحیی، کتاب جمل من انساب الأشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷ق.
- بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، بیروت، دار و مکتبه الهلال، ۱۹۸۸م.
- دینوری، ابنقتیبه، الامامة و السیاسة، المعروف بتاریخالخلفاء، چاپ طه محمد زینی، چاپ افست بیروت، بیتا و دارالأضواء، اول، ۱۴۱۰ق.
- دینوری، احمد بن داوود، اخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر مراجعه جمالالدین شیال، قم، منشورات رضی، ۱۳۶۸ش.
- ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، ط الثانیة، ۱۴۱۳ق.
- ذهبی، محمد بن احمد، تاریخالاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، بیروت، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، ۱۴۱۰ق.
- زرکلی، خیرالدین، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۹۸۹م.
- سبط ابنجوزی، یوسف بن قوزاغلی، تذکرة الخواص، قم، الشریف الرضی، ۱۴۱۸ق.
- سنایی غزنوی، مجدود بن آدم، دیوان شعر، تهران، نشر ابنسینا، ۱۳۴۱ش.
- سید ابنطاوس،رضی الدین علی بن موسی، اللهوف علی قتلی الطفوف، تهران، نشر آفاق، ۱۳۸۱ش.
- سید ابنطاووس، علی بن موسی، لهوف، ترجمه احمد فهری زنجانی، تهران، انتشارات جهان، بیتا.
- شبراوی، عبدالله بن محمد، الإتحاف بحب الأشراف، تحقیق سامی الغریزی، قم، دار الکتاب الإسلامی، ۱۴۲۳ق.
- شجاعی، حیدر، سهرابی، حیدر، «زندگی و شعر یزید بن معاویه لعنهما الله – ترجمه، نقد و بررسی دیوان»، تهران، ناشران حیدر سهرابی و حیدر شجایی، ۱۳۹۵ش.
- صدوق، اعتقادات، ترجمه حسنی، محمد علی، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه، ۱۳۷۱ش.
- صدوق، محمد بن علی، الامالی، قم، مؤسسة البعثة، ۱۴۱۷ق.
- صدوق، محمد بن علی، عیون اخبارالرضا، تصحیح حسین اعلمی، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۴ق.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم والملوک، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷ق.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ المم و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۲ش.
- طقوش، دولت امویان، ترجمه حجتالله جودکی، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۹ش.
- عباس آبادی، عبدالرحیم، پژوهشی سزا در بایدها و نبایدهای ناسزا، قم، گلستان معرفت، ۱۳۸۶ش.
- غزالی، محمد بن محمد، احیاء علوم الدین، تحقیق عبدالرحیم بن حسین الحافظ العراقی، بیجا، دار الکتاب العربی، بیتا.
- فتّال نیشابوری، محمد بن احمد، روضةُ الواعِظین و بَصیرةُ المُتَّعِظین، قم، انتشارات رضی، ۱۳۷۵ش.
- فقیهی، علیاصغر، «بنی امیه در تاریخ»، در مقالات فارسی کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، شماره ۶۲، قم، کنگره جهانی شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
- کریمی، حسین، اعتبار زیارت عاشورا و رفع برخی از شبهات، قم، مرکز فقهیی ائمه اطهار، ۱۳۸۷ش.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، قم، دارالهجرة، ۱۴۰۹ق.
- مفید، محمد بن محمد، الارشاد، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۹ق.
- مفید، محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، تحقیق موسسه آل البیت، الموتمر العالمی الالفیه الشیخ المفید، قم، ۱۴۱۳ق.
- میرخانی، احمد، شرح زیارت عاشورا، تهران، مکتب ولی عصر و مؤسسه فرهنگی نشر سُها، ۱۳۷۴ش.
- نرشخی، ابوبکر محمد، تاریخ بخارا، تحقیق محمدتقی مدرس رضوی، تهران، نشر توس، ۱۳۶۳ش.
- نویری، شهابالدین احمد، نهایة الأرب فی فنون الأدب، تحقیق مفید قمحیة وجماعة، دار الکتب العلمیة - بیروت، ۱۴۲۴ق.
- ولوی، علی محمد و دیگران، «مناسبات خلفای اموی با مسیحیان ذمی»، در مجله تاریخ در آیینه پژوهش، شماره ۳، پاییز ۱۳۸۹ش.
- یعقوبی، احمد، تاریخ، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۷۸ش.
پیوند به بیرون