مقاله قابل قبول
رده ناقص
بدون عکس
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
کپی‌کاری از منابع خوب
استناد ناقص
جانبدارانه
نارسا
عدم جامعیت
نیازمند خلاصه‌سازی

امام هادی علیه السلام

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از امام هادی)
پرش به: ناوبری، جستجو
علی
مرقد امام هادی علیه السلام.jpg
نقش امام دهم شیعیان
نام علی
کنیه ابوالحسن ثالث
زادروز ۱۵ ذی الحجه، سال ۲۱۲ق.
زادگاه صریا، مدینه
مدت امامت ۳۴ سال (۲۲۰ تا ۲۵۴ق)
شهادت ۳ رجب، ۲۵۴ق.
مدفن سامرا، عراق
محل زندگی مدینه
لقب(ها) هادی، نقی، نجیب، مرتضی، عالم، فقیه، امین و طیب
پدر امام جواد(ع)
مادر سمانه مغربیه
همسر(ان) حُدیث
فرزند(ان) حسن، محمد، حسین، جعفر
طول عمر ۴۲ سال

امامان شیعه
امام علی · امام حسن · امام حسین · امام سجاد · امام باقر · امام صادق · امام کاظم · امام رضا · امام جواد · امام هادی · امام حسن عسکری · امام مهدی

علی بن محمد بن علی بن موسی (۲۱۲-۲۵۴ق) مشهور به امام هادی(ع) و امام علی النقی(ع) فرزند امام جواد(ع) و دهمین امام شیعیان امامیه است. او از سال ۲۲۰ تا ۲۵۴ قمری به مدت ۳۴ سال امامت شیعیان را به عهده داشت.

بیشتر سال‌های امامت آن حضرت در سامرا، تحت نظارت مستقیم حاکمان عباسی سپری شد. دوره امامت او همزمان با حکومت چند تن از خلفای عباسی از جمله متوکل بود.

از امام هادی(ع) احادیثی در امور اعتقادی، تفسیر، فقه و اخلاق روایت شده است. بخش قابل توجهی از روایات آن حضرت درباره مباحث کلامی از جمله تشبیه و تنزیه و جبر و اختیار است. زیارت جامعه کبیره که ابعاد گوناگون امامت در آن مطرح شده و نیز زیارت غدیریه از آن حضرت روایت شده است.

امام هادی از طریق سازمان وکالت با شیعیان ارتباط داشت و به امور آنان رسیدگی می‌کرد. برخی از شاگردان و یاران ایشان عبارتند از: عبدالعظیم حسنی، عثمان بن سعید، ایوب بن نوح، حسن بن راشد و حسن بن علی ناصر.

بارگاه او که در سامرا به حرم عسکریین مشهور است. در سال‌های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۶ش طی حملات تروریستی تخریب شد. ستاد عتبات عالیات ایران از سال ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۴ش آن را بازسازی کرده است.

نام، نسب و القاب

علی بن محمد مشهور به امام هادی امام دهم شیعیان است. پدرش امام جواد(ع) امام نهم شیعیان و مادرش کنیزی بود که او را محمد بن فرج رخجی به فرمان امام جواد(ع) برای او خریداری کرده بود.[۱] درباره نام او اختلاف است. او را سمانه مغربیه،[۲]سوسن،[۳]و... گفته‌اند.

هادی و نقی از مشهورترین القاب امام دهم شیعیان هستند به دلیل اینکه در زمان خود بهترین هدایت‌کنننده مردم به سوی خیر بود به لقب هادی شهرت یافت،[۴] در منابع از او با القاب دیگری همچون مرتضی، عالم، فقیه، امین، ناصح، متوکل[یادداشت ۱]، رشید، خالص و طیب نیز یاد شده است.[۵] همچنین شیعیان او و فرزندش امام حسن عسکری(ع) را به دلیل اینکه در سامرا در منطقه‌ای به نام عسکر ساکن بودند[۶] به امامین عسکریین می‌خوانند.[۷]

کنیه وی ابوالحسن است.[۸] در منابع حدیثی از وی با عنوان ابوالحسن سوم یاد می‌شود تا با ابوالحسن اول(امام کاظم) و ابوالحسن دوم(امام رضا) اشتباه نشود.[۹]

زندگی‌نامه

گاهشمار زندگی امام هادی(ع)

مرقد امام هادی علیه السلام.jpg

۱۵ ذی‌الحجه ۲۱۲ق. تولد امام هادی(ع) و آغاز فتنه خلق قرآن با حمایت مامون عباسی
۲۱۸ق. مرگ مامون عباسی و آغاز حکومت معتصم عباسی - اعتراف جنید، عالم ناصبی و دشمن اهل بیت(ع) به علم امام هادی در سن کودکی
۲۱۹ق. دستگیری امام جواد(ع) به دستور معتصم عباسی و بردن آن حضرت به بغداد -
آخر ذی‌القعده ۲۲۰ق. شهادت امام جواد(ع) و آغاز امامت امام هادی(ع)
۲۳۱ ق. ولادت امام حسن عسکری(ع) در مدینه- تفتیش عقاید درباره خلق قرآن- نگارش نامه امام هادی(ع) در مورد بدعت شمردن جدال درباره مسأله خلق قرآن
۲۳۲ق. مرگ واثق بن معتصم و به خلافت رسیدن متوکل عباسی
۲۳۴ق دستگیری امام هادی(ع) و بردن ایشان به سامرا به دستور متوکل- دعوت متوکل از ابن‌سکیت برای سوال از امام هادی(ع) و آزمودن علم امام
سال ۲۳۴ تا ۲۴۷ ظهور زینب کذاب و رسوا شدنش توسط امام هادی(ع)
۲۳۶ق. تخریب قبر امام حسین(ع) و تحریم زیارت ایشان به دستور متوکل
۲۳۷ق. آغاز قیام یعقوب لیث صفاری
۲۴۴ق. شهادت ابن‌سکیت به دلیل اظهار محبت و ارادت به امیرالمومنین(ع) و فرزندانش به دستور متوکل
۲۴۶ق. درگذشت دعبل خزاعی
۲۴۷ق. جسارت متوکل به امام هادی(ع)- قتل متوکل به دست پسرش منتصر و به خلافت رسیدن او- رفع ممنوعیت زیارت امام حسین(ع) و رد فدک به اهل بیت(ع) به دستور منتصر
۲۴۸ق. به خلافت رسیدن مستعین به جای منتصر
۲۵۲ق. استعفای مستعین و به خلافت رسیدن معتز- درگذشت محمد فرزند امام هادی(ع)
۳ رجب ۲۵۴ق. شهادت امام هادی(ع)

بنا بر مشهور او را در ۵ ذی الحجه سال ۲۱۲ق در منطقه‌ای به نام صریا در نزدیکی مدینه متولد شده است[۱۰] برخی نیز تولد او را در ۲ یا ۵ رجب همان سال دانسته‌اند.[۱۱] به روایت مسعودی در سالی که امام جواد همراه با ام الفضل حج به جای آورد، امام هادی را در حالی‌که کوچک بود به مدینه آوردند.[۱۲] امام هادی تا سال ۲۳۳ق در مدینه زندگی می‌کرد و پس از آن متوکل او را به سامرا احضار کرد و در منطقه‌ای به نام عسکر تحت کنترل اقامت داد وی تا پایان عمر حدود ۲۱ سال از عمر خود را در آنجا گذراند.[نیازمند منبع]

بنا به گزارش مسعودی به نقل از محمد بن سعید، پس از شهادت امام جواد، از عمر بن فرج رخجی حج به جای آورد. پس از انجام حج به مدینه آمد او گروهی از بزرگان شهر را جمع کرد و از آنان خواست تا فردی را که سرآمد اهل علم، ادب و قرآن است، ولی با اهل بیت مخالف است به او معرفی کند آنان ابوعبدالله جنیدی را به او معرفی کردند. عمر بن فرج از جنیدی خواست تا آموزش امام هادی را که در آن وقت حدود ۶ تا ۸ سال داشت بر عهده بگیرد و گفت که از جانب معتصم مأمور به این کار شده است. جنیدی از جانب وی مأمور شد تا بر امام هادی تأثیر بگذارد و از پیوستن و گردآمدن شیعیان نزد او جلوگیری کند. او همواره ملازم امام هادی بود و شب‌هنگام در قصر را بر روی امام هادی می‌بست تا کسی با او در ارتباط نداشته باشد. مسعودی از محمد بن سعید نقل کرده روزی جنیدی را دیدم و از او پرسیدم آن پسربچه هاشمی که تربیتش را بر عهده گرفته‌ای چه می‌گوید؟ او مرا سوگند داد که آیا در مدینه داناتر از خودش(جنیدی)سراغ دارم ، گفتم نه. سپس گفت:

به خدا سوگند، گاه سخنی به او می‌گویم و به نظر خودم تلاش بسیاری کرده‌ام، امّا به گونه‌ای به من پاسخ می‌دهد که از او استفاده می‌کنم. مردم نیز گمان می‌کنند که من به او می‌آموزم، در حالی که به خدا سوگند، من از او بهره می‌برم.

محمد بن سعید در دیدار دیگری که با جنیدی داشت و از حال امام جویا شد جنیدی در پاسخ سوگند یاد کرد که امام بهترین فرد روی زمین است. همچنین محمد بن سعید نقل کرده که جنیدی به امامت آن حضرت معتقد شده بود.[۱۳] از ندگی امام هادی، امام جواد و امام عسکری در مقایسه با دیگر ائمه شیعه اطلاعات چندانی وجود ندارد برخی از پژوهشگران عمر کوتاه این امامان، محصور بودن آنان و غیر شیعی بودن نویسندگان کتب تاریخ را از علل آن دانسته‌اند.[۱۴]

نقش انگشتر امام هادی(ع)، «اللّه ربّی و هو عصمتی من خلقه» بوده است.[۱۵] انگشتر دیگری نیز داشت که نقش آن «حفظ العهود من أخلاق المعبود».بوده است.[۱۶]

همسر و فرزندان

همسر امام هادی(ع) حُدیث یا سلیل[۱۷] نام داشت. وی کنیزی از اهالی نوبه[یادداشت ۲] بود و او مادر امام حسن عسکری(ع) است.[نیازمند منبع]

علمای شیعه از چهار پسر به نام‌های حسن، محمد، حسین و جعفر برای امام هادی یاد کرده‌اند.[۱۸] شیخ مفید از دختری به نام عایشه[۱۹] و ابن شهرآشوب دختری به نام علیه برای وی نام می‌برد.[۲۰] از سخنان علمای اهل سنّت نیز برمی‌آید که وی چهار فرزند پسر و یک دختر داشته است.[۲۱]

امامت

امام هادی(ع):
«مردم در دنیا با اموالشانند و در آخرت با اعمالشان.»

عطاردی، مسند الامام الهادی، ص۳۰۴.

امام هادی(ع) در سال ۲۲۰ق در هشت سالگی به امامت رسید. به گزارش منابع تردیدی از جهت اینکه سن امام به هنگام امامت پایین بود میان شیعیان رخ نداد برخی معتقدند از این جهت بوده که شیعیان مشکلِ پایین‌بودنِ سنّ امام جواد(ع) را در هنگام آغاز امامتش پشت سر گذاشته بودند.[نیازمند منبع] به نوشته شیخ مفید پیروان امام جواد(ع) به استثنای افراد اندکی، امامت امام هادی(ع) را پذیرفتند.[۲۲] این عده به امامت موسی بن محمد معروف به موسی مبرقع معتقد شدند؛ ولی پس از مدّتی از امامت وی برگشتند و امامت امام هادی(ع) را پذیرفتند.[۲۳] سعد بن عبدالله اشعری بازگشت این افراد به امام هادی(ع) را از آن روی می‌داند که خود موسی مبرقع از آنان بیزاری جست و آنان را از خود راند.[۲۴] از نظر طبرسی و ابن شهرآشوب، اتفاق‌نظر شیعیان بر امامت امام هادی(ع) دلیل محکمی بر صحّت امامت آن حضرت است.[۲۵] کلینی و دیگران نصوص مربوط به امامت وی را برشمرده‌اند و از پاره‌ای روایات برمی‌آید هنگامی‌که امام جواد(ع) از طرف معتصم عباسی به بغداد فرا خوانده شد، امام چون این احضار را تهدیدی برای خود می‌دانست، امام هادی(ع) را به عنوان جانشین خود به شیعیان معرفی کرد.[۲۶] و نصّ مکتوبی دربارۀ امامت وی به جای گذاشت.[۲۷]

امام هادی(ع):
«حکمت در سرشت‌های فاسد اثر نمی‌کند.»

عطاردی، مسند الامام الهادی، ص۳۰۴.

خلفای معاصر

خلافت در دوره امام هادی

خلفای دوران پیش از امامت
(۲۱۲-۲۲۰)

سال


۲۱۲-۲۱۸ق
۲۱۸-۲۲۰ق

خلیفه


مأمون
معتصم

خلفای دوره امامت
۲۲۰-۲۵۴

سال


۲۲۰-۲۲۷ق
۲۲۷-۲۳۲ق
۲۳۲-۲۴۸ق
۲۴۸-۲۵۲ق
۲۵۲ (۶ ماه)
۲۵۲-۲۵۴ق

خلیفه


معتصم
متوکل
مستعین
واثق
منتصر
معتز

امام هادی(ع) از سال ۲۲۰ تا سال ۲۵۴ق به مدت ۳۴ سال امامت شیعیان را بر عهده داشت. مدت امامت او با خلافت چند تن از خلفای عباسی معاصر بود. آغاز امامت او با خلافت معتصم و پایانش با خلافت معتز همزمان بود. او هفت سال از امامتش را در دوران خلافت معتصم سپری کرد.[نیازمند منبع] معتصم در زمان امام هادی نسبت به دوران امام جواد سخت‌گیری کمتری نسبت به شیعیان داشت و با علویان با مدارا رفتار می‌کرد علت این کار را رشد اقتصادی حکومت عباسی دانسته‌اند که سبب کاهش عملیات نظامی از سوی علویان شده بود.[۲۸] همچنین حدود ۵ سال از دوران امامت امام دهم شیعیان با خلافت واثق، ۱۶ سال با خلافت متوکل، ۶ ماه با خلافت مستنصر، ۴ سال با خلافت مستعین و ۲ سال با خلافت معتز همزمان بود.[نیازمند منبع]

احضار به سامرا

متوکل در سال ۲۳۳ق مصمم شد تا امام هادی را از مدینه به سامرا بیاورد. ابن جوزی بدگویی برخی افراد بدبین به خاندان رسالت نزد متوکل و گزارش‌های حاکی از میل مردم به امام هادی(ع) را دلیل احضار او به سامرا عنوان کرده است.[۲۹] به گزارش شیخ مفید، سعایت‌کننده امام هادی نزد متوکل، عبدالله بن محمد بوده است.[۳۰] اما به گزارش مسعودی بریحه عباسی که از جانب خلیفه در حرمین نماز جماعت می‌خواند به متوکل نوشت اگر مکه و مدینه را می‌خواهی محمد بن علی را از آنجا بیرون کن زیرا او به سوی خود دعوت می‌کند و شمار زیادی را دور خود جمع کرده است. در پی این متوکل یحیی بن هرثمه را فرستاد تا امام را به سامرا ببرد.[۳۱] امام هادی(ع) طی نامه‌ای به متوکل، گزارش‌های سعایت را تکذیب نمود. متوکل در پاسخ امام، نامه احترام‌آمیزی نوشت و از امام هادی خواست تا به سامرا حرکت کند. کلینی و شیخ مفید، متن نامه متوکل را آورده‌اند.[۳۲]

به گفته برخی منابع، متوکل، برنامه آوردن امام هادی(ع) به سامرا را به گونه‌ای طراحی کرده بود که حساسیت مردم برانگیخته نشود و مسافرت اجباری امام، پیامدهایی به دنبال نداشته باشد،[نیازمند منبع] ولی مردم مدینه از همان آغاز متوجه موضوع شده بودند. ابن جوزی از یحیی بن هرثمه نقل کرده است که مردم مدینه بسیار ناراحت و برآشفته شدند و دست به یک سری عکس‌العمل‌های غیر منتظره و در عین حال ملایم زدند. به تدریج ناراحتی مردم به حدی رسید که ناله و شیون به راه‌انداختند و تا آن زمان، مدینه چنین وضعی به خود ندیده بود.[۳۳]

امام هادی(ع) پس از ورود به کاظمین، با استقبال مردم مواجه شد وارد خانه خزیمة بن حازم شد و از آنجا به سوی سامرا حرکت داده شد.[۳۴] به نقل شیخ مفید، نخستین روزی که امام وارد سامرا شد، متوکل دستور داد تا او را یک روز در «خان صعالیک»(محل فرود کاروان‌ها) نگاه داشتند و روز بعد به خانه‌ای که برای اسکان آن حضرت در نظر گرفته شده بود، بردند. به نظر صالح بن سعید، این اقدام به قصد تحقیر امام هادی(ع) انجام شده است.[۳۵] شیخ مفید معتقد است آن حضرت به ظاهر مورد احترام متوکل بوده، ولی وی علیه آن حضرت دسیسه می‌کرد[۳۶] متوکل در صدد بود ضمن نظارت‌های کلّی، وی را در نقش یکی از درباریان نشان دهد و از ابهت و عظمت آن حضرت در چشم مردم بکاهد.[۳۷] بر اساس گزارشی که به متوکل داده بودند که در منزل امام هادی(ع) ادوات جنگی و نامه‌هایی از شیعیان به او وجود دارد. به دستور او تعدادی از مأموران غافلگیرانه به منزل امام هادی حمله بردند. وقتی وارد خانه او شدند، امام را، در اتاقی یافتند که آیاتی از قرآن را زمزمه می‌کرد. او را پیش متوکل آوردند. وقتی امام به مجلس متوکل وارد شد، او کاسه شرابی در دست داشت؛ متوکل آن حضرت را در کنار خود جای داد و شراب تعارف او کرد. امام عذر خواست و فرمود: گوشت و خون من به شراب آلوده نشده است. آنگاه متوکل از حضرت خواست برایش شعری بخواند که او را به وجد آورد. امام فرمود: کمتر شعر می‌خوانم. اما متوکل اصرار ورزید و آن حضرت اشعاری خواند [۳۸] اشعار وی متوکل و دیگران را تحت تاثیر قرار داد، به گونه‌ای که متوکل از کثرت گریه صورتش خیس شد و دستور داد بساط شراب را برچینند. سپس دستور داد امام را با احترام به خانه‌اش بازگردانند.[۳۹]

برخی از نویسندگان دلایل برخورد خصمانه متوکل با امام هادی را چنین نوشته‌اند:

  1. متوکل از نظر کلامی به جریان اهل حدیث گرایش داشت و آنان ضدّ معتزله و شیعه بودند. اهل حدیث متوکل را علیه شیعیان تحریک می‌کردند و در نتیجه سرکوبی شیعه با شدّت هر چه بیشتر دنبال شد.
  2. متوکل نگران جایگاه اجتماعی خود بود و از ارتباط مردم با امامان شیعه هراس داشت. از این رو می‌کوشید این پیوند را قطع کند. متوکل در همین راستا مرقد امام حسین(ع) را تخریب کرد و زمین آن منطقه را شخم زد و نسبت به زائران امام حسین، سختگیری شدید و مجازات‌های هولناکی به کار بست.[۴۰]

پس از متوکل فرزندش منتصر بر سر کار آمد در این دوره فشار حکومت بر خاندان علوی از جمله امام هادی(ع) کاستی گرفت.[۴۱]

برخورد با غالیان

در زمان امامت امام هادی غالیان فعال بودند آنان خود را از اصحاب و نزدیکان حضرت هادی معرفی می‌کردند و مطالبی را به امامان شیعه نسبت می‌دادند که بر اساس نامه احمد بن محمد بن عیسی به امام هادی دل‌ها از شنیدن آنها مشمئز می‌شد و از طرفی چون به ائمه منسوب می‌شد، جرأت انکار و رد آنها را هم نداشتند. به عنوان نمونه منظور از فحشا و منکر در آیه إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ‌ [۴۲] را اشاره به شخصی می‌دانستند که اهل رکوع و سجده نبوده و منظور از زکات را فردی مشخص می‌دانستند نه پرداخت مال و برخی از واجبات و محرمات دیگر را نیز تأویل می‌کردند امام هادی در پاسخ احمد بن محمد نوشت که این گونه تأویلات از دین ما نیست از آن پرهیز کنید. [نیازمند منبع] فتح بن یزید جرجانی بر این باور بود که خوردن و آشامیدن با مقام امامت سازگار نیست و امامان نیازی به خوردن و آشامیدن ندارند، امام هادی در پاسخ او به خوردن و آشامیدن پیامبران و راه رفتن آنها در بازار اشاره کرد و فرمود «هر جسمی چنین است جز خدا که جسم را جسمیت بخشیده است».[۴۳]

امام هادی در پاسخ نامه ابراهیم بن شیبه و سهل بن زیاد، وابستگی علی بن حسکه را که از غالیان بود به اهل بیت رد کرد، سخنان او را باطل شمرد و از شیعیان خواست از او و قاسم یقطینی دوری کنند و حکم قتل آن دو را نیز صادر کرد.[نیازمند منبع] همچنین امام هادی غالیانی همچون محمد بن نصیر نمیری [یادداشت ۳] رئیس فرقه نصیریه[۴۴]، علی بن حسکه، قاسم شعرانی یقطینی و فارس بن حاتم قزوینی را لعن کرده است.[نیازمند منبع] امام ضمن نامه‌ای از ابن بابا قمی بیزاری جست و فرمود: او گمان برده که من او را فرستاده‌ام و او باب من است. شیطان وی را گمراه کرده است.[۴۵]

امام هادی(ع) از شیعیان خواست فارس بن حاتم را تکذیب کنند و درباره اختلافی که میان ابن حاتم و علی بن جعفر الهمانی پیدا شده بود، جانب علی بن جعفر را گرفت و ابن حاتم را رد و طرد کرد. همچنین دستور قتل ابن حاتم را صادر نمود و برای قاتل وی سعادت اخروی و بهشت را تضمین کرد.[نیازمند منبع] او در پاسخ سؤالات شیعیان درباره ابن حاتم، از وی اعلام بیزاری می‌کرد. به گفته جعفریان کثرت روایات درباره ابن حاتم در رجال کشی، نشان می‌دهد که خطر بزرگی از جانب وی شیعه را تهدید می‌کرده است.[۴۶] از دیگر غالیانی که خود را از اصحاب امام هادی(ع) قلمداد می‌کرد، احمد بن محمد سیاری بود،[۴۷] که بیشتر رجالیان او را غالی و فاسد المذهب دانسته‌اند. کتاب القراءات او از مصادر اصلی روایاتی است که در تحریف قرآن توسط برخی از افراد به آن، استدلال شده است.[نیازمند منبع] از دیگر غالیان این دوره حسین بن عبیدالله محرر،[۴۸] امام هادی(ع) ضمن رساله‌ای که ابن شعبه حرّانی از آن حضرت نقل کرده، بر اصالت قرآن تکیه کرد و آن را در مقام سنجش روایات و تشخیص صحیح از ناصحیح به عنوان معیاری دقیق معرفی کرده است. و به طور رسمی قرآن را به عنوان تنها متنی که همه گروه‌های اسلامی به آن استناد می‌کنند، مطرح کرده است.[نیازمند منبع] او همچنین در مسائل اختلافی به قرآن استناد می‌کرد.[۴۹]

عباس بن صدقه، ابوالعباس طرنانی (طبرانی) و ابوعبداللّه کندی معروف به «شاه رئیس» بودند.[۵۰] امام هادی از شیعیانی که به اشتباه به غلو متهم می‌شدند، دفاع می‌کرد هنگامی که قمی‌ها محمد بن ارومه را به اتهام غلو از قم اخراج کردند نامه‌ای از امام هادی در دفاع از او خطاب به اهل قم صادر شد و او را از این اتهام تبرئه کرد.[۵۱]

ارتباط با شیعیان

امام هادی، از طریق سازمان وکالت و نامه‌نگاری با شیعیان در ارتباط بود. به گفته جعفریان در زمان امام هادی(ع)، قم، مهمترین مرکز تجمّع شیعیان ایران بود و روابط محکمی میان شیعیان این شهر و ائمه(ع) وجود داشت.[۵۲] محمد بن داود قمی و محمد طلحی از قم و شهرهای تابع آن، خمس، هدایا و سؤالات مردم را به امام هادی می‌رساندند.[۵۳] علی‌رغم اینکه در زمان امام هادی اختناق شدیدی از سوی خلفای عباسی حاکم بود، میان امام هادی(ع) و شیعیان عراق، یمن، مصر و نواحی دیگر رابطه برقرار بود. به گفته جعفریان وکلا علاوه بر جمع‌آوری خمس و ارسال آن برای امام، در حلّ معضلات کلامی و فقهی و همچنین در تثبیت امامت امام بعدی در منطقه خود، نیز نقش داشتند.[۵۴] علی بن جعفر الهمانی، ابوعلی بن راشد و حسن بن عبد ربّه یا بنا به گزارش برخی فرزندش «علی» از وکیلان امام هادی بودند.[نیازمند منبع] برخی با استناد به روایتی که کشّی دربارۀ اسحاق بن اسماعیل نیشابوری آورده[۵۵] احتمال داده اند که احمد بن اسحاق رازی نیز از وکلای امام هادی(ع) بوده است.[نیازمند منبع]

روایات

در منابع روایی شیعه همچون کتب اربعه، بحارالانوار، تحف العقول، مصباح المتهجد، الاحتجاج و تفسیر عیاشی احادیثی از امام هادی آمده است. عطاردی در مسند الامام الهادی حدود ۳۵۰ حدیث از وی گردآورده است.[نیازمند منبع] احادیثی که از وی در منابع روایی نقل شده، نسبت به امامان پیش از او کم است. عطاردی علت آن را اقامت اجباری وی در سامرا تحت‌نظر حکومت عباسی می‌داند که فرصت انتشار علوم و معارف را به وی نداده است.[۵۶] در روایات منقول از وی از او با نام ابی‌الحسن الهادی، ابی‌الحسن الثالث، ابی‌الحسن الاخیر، ابی‌الحسن العسکری، الفقیه العسکری، الرجل، الطیب، الاخیر، الصادق بن الصادق و الفقیه یاد شده است برخی تقیه را از علل آن دانسته‌اند.[۵۷] وایات منقول از امام هادی در زمینه توحید، امامت، زیارت، تفسیر و باب‌های مختلف فقه مانند طهارت، نماز، روزه، خمس، زکات، ازدواج و نیز آداب است. بیش از ۲۱ روایت از امام هادی(ع) در باب توحید و تنزیه نقل شده است.[۵۸]

درباره مسأله جبر و اختیار نیز رساله‌ای از امام هادی(ع) در دست است. در این رساله، حدیث «لا جبر و لا تفویض بل امر بین الأمرین» که از امام صادق(ع) روایت شده، بر اساس آیات قرآن، تبیین شده و مبانی کلامی شیعه، در مسأله جبر و تفویض ارائه گردیده است.[۵۹] همچنین در میان روایاتی که به عنوان احتجاجات امام هادی(ع) نقل شده، بیشترین حجم، مربوط به مسأله جبر و تفویض است.[۶۰]

زیارات

نوشتار اصلی: زیارت جامعه کبیره

زیارت جامعه کبیره و زیارت غدیریه از امام هادی نقل شده است. زیارت جامعه کبیره را یک دوره امام‌شناسی دانسته‌اند. محور زیارت غدیریه، تولی و تبری و محتوای آن بیان فضایل امام علی(ع) است.

امام هادی(ع) در نامه‌ای، به یکی از شیعیان دستور می‌دهد در این زمینه اظهارنظر نکرده و جانب هیچ یک از دو نظر حدوث یا قدم قرآن را نگیرد.[۶۱] در آن دوره، جدال بر سر مسأله حدوث و قدم قرآن موجب پیدایش فرقه‌ها و گروه‌هایی در میان اهل سنت شده بود. [نیازمند منبع]

اشعار

بنا بر گزارش‌های تاریخی به دستور متوکل امام هادی را نزد او آوردند متوکل به او شراب تعارف کرد امام فرمود گوشت

باتوا علی قُلَلِ الأجبال تحرسهم غُلْبُ الرجال فما أغنتهمُ القُللُ
واستنزلوا بعد عزّ عن معاقلهم فأودعوا حُفَراً، یا بئس ما نزلوا
ناداهُم صارخ من بعد ما قبروا أین الأسرة والتیجان والحلل؟
أین الوجوه التی کانت منعمة من دونها تضرب الأستار والکللُ
فأفصح القبر عنهم حین ساء لهم تلک الوجوه علیها الدود یقتتل
قد طالما أکلوا دهراً وما شربوا فأصبحوا بعد طول الأکل قد أُکلوا
وطالما عمروا دوراً لتحصنهم ففارقوا الدور والأهلین وانتقلوا
وطالما کنزوا الأموال وادخروا فخلفوها علی الأعداء وارتحلوا
أضحت مَنازِلُهم قفْراً مُعَطلة وساکنوها إلی الأجداث قد رحلوا [۶۲]
بر قله کوه‌ها به سر می‌بردند و مردان نیرومند حراست آنها می‌کردند اما قله‌ها کاری برای آنها نساخت. از پس عزت از پناهگاه‌های خود برون آورده شدند و در حفره‌ها جایشان دادند و چه فرود آمدن بدی بود. از پس آنکه در گور شدند، یکی بر آنها بانگ زد که تخت‌ها و تاج‌ها و زیورها کجا رفت؟ چهره‌هائی که به نعمت خو کرده بود و پرده‌ها جلو آن آویخته می‌شد چه شد؟ و قبر به سخن آمد و گفت: کرم‌ها بر این چهره‌ها کشاکش می‌کنند. روزگاری دراز بخوردند و بپوشیدند و از پس خوراکی طولانی خورده شدند. مدت‌ها خانه‌ها ساختند تا در آنجا محفوظ مانند و از خانه‌ها و کسان خویش دور شدند و برفتند، مدت‌ها مال اندوختند و ذخیره کردند و برای دشمنان گذاشتند و برفتند. منزل‌هایشان خالی ماند و ساکنانش به گور سفر کردند.[۶۳]

اصحاب و راویان

شمار اصحاب امام هادی را حدود ۱۹۰ تن گفته‌اند[۶۴] بر اساس رجال شیخ طوسی، تعداد کسانی که از آن حضرت حدیث نقل کرده‌اند بالغ بر ۱۸۵ نفر می‌شود.[۶۵] عطاردی در مسند الامام الهادی از ۱۷۹ تن به عنوان روای از امام هادی نام برده و گفته است در میان آنان ثقه، ضعیف، حسن متروک و مجهول یافت می‌شود [۶۶] به گفته عطاردی برخی از راویانی که خود نام برده در رجال شیخ طوسی نیست و برخی از راویانی را که شیخ طوسی در رجالش آورده در مسند عطاردی نیامده است.[۶۷]

برخی از پژوهشگران برای اثبات ایرانی بودن برخی از اصحاب امام هادی به پسوندهای شهری آنان استناد کرده‌اند. و بر اساس آن محل زندگی افرادی همچون بشر بن بشار نیشابوری، فتح بن یزید جرجانی، حسین بن سعید اهوازی، حمدان بن اسحاق خراسانی، علی بن ابراهیم طالقانی، محمد بن علی کاشانی،[۶۸] ابراهیم بن شیبه اصفهانی، و ابومقاتل دیلمی[۶۹] از اصحاب آن حضرت را در ایران دانسته‌اند.[۷۰] و گفته‌اند بر اساس نامه امام هادی به وکیل خود در همدان[۷۱] برخی از اصحاب آن حضرت در همدان و نیز بر اساس شواهدی دیگری برخی از اصحاب امام هادی در قزوین[۷۲] ساکن بوده‌اند.[۷۳]

عبدالعظیم حسنی، عثمان بن سعید،[۷۴]ایوب بن نوح،[۷۵] حسن بن راشد[۷۶] و حسن بن علی ناصر[۷۷] از جمله اصحاب او به شمار می‌رفتند.

جایگاه نزد اهل سنت

بزرگان و عالمان اهل سنت برای امام هادی احترام ویژه‌ای قائل بوده‌اند. آنان علم، سخاوت، زهد و عبادت امام هادی را ستوده‌اند. ابن حجر هیثمی ماجرایی از سخاوت آن حضرت گزارش کرده است.

شهادت و آرامگاه

امام دهم در زمان حکومت معتز عباسی مسموم شده و به شهادت رسید.[۷۸] شیخ مفید گفته است او در ماه رجب سال ۲۵۴ق پس از ۲۰ سال و ۹ ماه اقامت در سامرا از دنیا رفت.[۷۹] برخی منابع، شهادت وی را در ۳ رجب دانسته‌اند[۸۰]، در حالی‌که منابع دیگر، ۲۵ یا ۲۶ جمادی‌الثانی را ذکر کرده‌اند.[۸۱]

امام حسن عسکری در تشییع جنازه پدر شرکت کرد جنازه را در جاده‌ای که برابر خانه موسی بن بغا بود قرار دادند. قبل از آنکه خلیفه عباسی در تشییع شرکت کند امام عسکری بر جنازه پدر نماز خواند. سپس آن را در یکی از خانه‌هایی که حضرت در آن زندانی بود، به خاک سپردند. گفته شده ازدحام جمعیت و گرمی هوا پس از تشییع به امام عسکری فشار می‌آورد.[۸۲]

حرم عسکریین

نوشتار اصلی: حرم عسکریین

محل دفن امام هادی(ع) و فرزندش امام حسن عسکری(ع) در سامرا به حرم عسکریین شناخته می‌شود. در این حرم نرجس خاتون همسر امام حسن عسکری(ع) و مادر امام زمان(عج)، حکیمه خاتون دختر امام جواد(ع) و شمار دیگری از سادات علوی و علما مدفون هستند.

پس از دفن امام هادی(ع) در خانه‌اش، امام عسکری(ع) برای مقبره پدرشان خادمی را تعیین می‌کند. در سال ۳۳۳ قمری، ناصرالدوله حمدانی قبه‌ای برای حرم بنا می‌کند و مهمان‌سرایی برای زائران می‌سازد. در دوران آل بویه، معزّالدوله و عضدوالدوله ساختمان‌ها و تأسیساتی برای حرم می‌سازند و گنبد و ضریح را بازسازی می‌کنند. در دوره‌های بعدی نیز به حرم عسکریین توجه می‌شود تا این که در سال ۱۳۳۵ش ضریحی از طلا و نقره، ساخت هنرمندان اصفهانی، نصب می‌گردد.[۸۳]

در سال‌های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۶ش قسمت‌هایی از حرم عسکریین در انفجارهای تروریستی تخریب شد.[۸۴] [۸۵] ستاد بازسازی عتبات عالیات ایران از سال ۱۳۸۹ش بازسازی آن را آغاز و در سال ۱۳۹۴ش به پایان برده است. ضریح حرم نیز به همت آیت الله سیستانی ساخته شده است.[۸۶]

اطلاعات بیشتر در مدخل: تخریب حرم عسکریین

مطالعه بیشتر

  • هادی‌منش، ابوالفضل، مشکات هدایت (پژوهشی در زندگانی امام هادی(ع))،قم، مرکز پژوهش های اسلامی صداو سیما، ۱۳۸۳ش.
  • نویسندگان، مجموعه مقالات کوتاه درباره امام هادی(ع)، قم، مؤسسه الامام الهادی،۱۳۹۵ش.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۲۸.
  2. مفید، الارشاد، ۱۳۸۰ش، ص۶۳۵.
  3. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۶۱ش، ص۱۳۵.
  4. قرشی، حیاة الامام علی الهادی، ۱۴۲۹ق، ص۲۱.
  5. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۴۲۱ق، ج۴، ص۴۳۲.
  6. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۰، ص۱۱۳؛ صدوق، علل الشرایع، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۲۴۱.
  7. ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۴۹۲.
  8. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۴۲۱ق، ج۴، ص۴۳۲.
  9. قرشی، حیاة الامام علی الهادی، ۱۴۲۹ق، ص۲۱.
  10. کلینی، کافی، ۱۹۹۸م، ج۱، ص۴۹۷؛ مفید، الارشاد، ۱۳۸۰ش، ص۶۳۵؛ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۹۲.
  11. مصباح کفعمی (جنة الأمان الواقیة)، ص۵۱۲‌؛ شیخ عباس قمی، ج۳، ص۱۸۳۵؛ مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۲۸.
  12. مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۲۸.
  13. مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۳۰-۲۳۱.
  14. گفتاری از دکتر رجبی دوانی، علل محدود بودن اطلاعات تاریخی درباره امام هادی(ع)، انتشار: ۵ خرداد ۱۳۹۱، بازبینی: ۲۳ فروردین ۱۳۹۷.
  15. دخیل، ائمتنا، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۲۰۹.
  16. مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۰، ص۱۱۷.
  17. دخیل، ائمتنا، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۲۰۹.
  18. خصیبی، الهدایة الکبرای، ۱۹۹۱م، ص۳۱۳؛ مفید، الارشاد، ۱۳۸۰ش، ص۶۴۹.
  19. مفید، الارشاد، ۱۳۸۰ش، ص۶۴۹.
  20. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۴۲۱ق، ج۴، ص۴۳۳.
  21. ابن حجر، الصواعق المحرقة، مکتبة القاهرة، ص۲۰۷.
  22. مفید، الارشاد، ۱۳۸۰ش، ص۶۳۸.
  23. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۶۱ش، ص۱۳۴.
  24. اشعری قمی، المقالات و الفرق، ۱۳۶۱ش، ص۹۹‌.
  25. عطاردی، مسند الامام الهادی، ۱۴۱۰ق، ص۲۰‌.
  26. کلینی، الکافی، ۱۹۹۸م، ج۱، ص۳۸۱.
  27. کلینی، الکافی، ۱۹۹۸م، ج۱، ص۳۸۲.
  28. جاسم، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ۱۳۷۶ش، ص۸۱.
  29. ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۴۹۳.
  30. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۰۹.
  31. مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۳۳.
  32. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۰۹.
  33. ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۴۹۲.
  34. مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۳۷.
  35. مفید، الارشاد، ۱۳۸۰ش، ص۶۴۸.
  36. مفید، الارشاد، ۱۳۸۰ش، ص۶۴۹.
  37. طبرسی، اعلام الوری، ج۲، ص۱۲۶.
  38. مسعودی، مروج الذهب، ج۴، ص۱۱.
  39. ابن جوزی، تذکرة الخواص، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۴۹۷.
  40. ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۹۸۷م، ص۴۷۸‌.
  41. جعفریان، حیات فکری -سیاسی امامان شیعه، ص۶۲۸.
  42. سوره عنکبوت، آیه۴۵.
  43. اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۳۳۸.
  44. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۶۱ش، ص۱۳۶.
  45. کشی، اختیار معرفه الرجال، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص ۸۰۵.
  46. جعفریان، حیات فکری -سیاسی امامان شیعه، ص۶۴۹.
  47. عطاردی، مسند الامام الهادی، ۱۴۱۰ق، ص۳۲۳.
  48. رجال کشی،(۱۳۴۸ش.) ص۵۱۲.
  49. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۴۲۱ق، ج۴، ص۴۳۵.
  50. کشی، اختیار معرفه الرجال، ۱۳۶۳ش، ج۲، ج۲، ص ۸۰۶.
  51. رجال نجاشی، ص۳۲۹.
  52. جعفریان، حیات فکری-سیاسی امامان شیعه، ص۶۵۴.
  53. عطاردی، مسند الامام الهادی، ۱۴۱۰ق، ص۴۵.
  54. جعفریان، حیات فکری - سیاسی امامان شیعه، ص۶۳۱.
  55. رجال کشی(۱۳۴۸ش)، ص۷۵۷-۵۸۰؛ عطاردی، مسند الامام الهادی، ۱۴۱۰ق، ص۳۲۰.
  56. عطاردی، مسند الامام الهادی، ص۱۰.
  57. عطاردی، مسند الامام الهادی، ص۱۰.
  58. عطاردی، مسند الامام الهادی، ۱۴۱۰ق، ص‌۹۴‌-‌۸۴.
  59. عطاردی، مسند الامام الهادی، ۱۴۱۰ق، ص‌۲۱۳‌-‌۱۹۸.
  60. عطاردی، مسند الامام الهادی، ۱۴۱۰ق، ص‌۲۲۷‌-‌۱۹۸.
  61. صدوق، امالی، ص۴۳۸‌.
  62. مروج الذهب، ج۴، ص۱۱.
  63. مروج الذهب، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۲، ص۵۰۳.
  64. جعفریان، حیات فکری-سیاسی امامان شیعه، ص۶۳۰.
  65. طوسی، رجال، ۱۴۱۵ق، ص۳۷۸
  66. عطاردی، مسند الامام الهادی، ۳۰۷
  67. عطاردی، مسند الامام الهادی، ۳۰۷
  68. صدوق، التوحید، ص۱۰۱.
  69. عطاردی، مسند الامام الهادی، ۱۴۱۰ق، ص۳۱۷.
  70. جعفریان، حیات فکری -سیاسی امامان شیعه، ص۶۵۸.
  71. کشی، اختیار معرفه الرجال، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص ۸۶۹.
  72. کشی، اختیار معرفه الرجال، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۸۰۹ و ۸۱۰.
  73. جعفریان، حیات فکری -سیاسی امامان شیعه، ص۶۵۸.
  74. طوسی، رجال طوسی، صص۴۰۱-۳۸۹.
  75. شیخ طوسی، الغیبة، ج۱، ص۳۴۹.
  76. شیخ طوسی، الغیبة، ج۱، ص۳۵۰.
  77. شیخ طوسی، رجال، ص۳۸۵.
  78. طبری شیعی، دلائل الامامه، ص۲۱۲؛ اربلی، کشف الغمه، ۱۴۲۶ق، ج۴، ص۴۰.
  79. مفید، الارشاد، ۱۳۸۰ش، ص۶۴۹ .
  80. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۶۱ش، ص۱۳۴.
  81. اربلی، کشف الغمه، ۱۴۲۶ق، ج۴، ص۷.
  82. مسعودی، اثبات الوصیه، ص۲۴۳.
  83. منتظر القائم، تاریخ امامت، ص۲۵۳ (به نقل از: عتبات عالیات عراق، اصغر قائدان، تهران، مشعر، ۱۳۸۳ش).
  84. حمله به حرم امامین عسکریین
  85. حمله دوم به حرم امامین عسکریین
  86. بازسازی حرم امامین عسکریین
  1. گفته‌اند حضرت هادی این لقب را خوش نداشت و از اصحاب خود می خواست که او را با لقب متوکل صدا نزنند. باقر شریف قرشی بر این باور است که چون متوکل لقب خلیفه عباسی هم بود و او از دشمنان اهل بیت به شمار می‌رفت امام نمی‌خواست او را با این لقب صدا بزنند.(قرشی، حیاة الامام علی النقی، ۱۴۲۹ق، ص۲۲.)
  2. نوبه، نام سرزمین وسیعی در جنوب مصر است.
  3. محمد بن نصیر نمیری ادعای نبوت می‌کرد. گفته شده است که او معتقد به تناسخ و ربوبیت امام هادی(ع) بود و نکاح با محارم و ازدواج مرد با مرد را جایز می‌دانست. و ادعا داشت که از طرف امام هادی(ع) به نبوت مبعوث شده است محمد بن موسی بن حسن بن فرات نیز او را پشتیبانی می‌کرده است. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۶۱ش، ص۱۳۶.

منابع

  • ابن جوزی، یوسف بن قزاوغلی، تذکرة الخواص، قم، لیلی، ۱۴۲۶ق.
  • ابن حجر هیثمی، احمد بن محمد، الصواعق المحرقة علی اهل الرفض و الضلال و الزندقة، قاهره، مکتبةالقاهره، بی‌تا
  • ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی‌طالب، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۲۱ق.
  • ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۹۸۷م.
  • اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، قم، مجمع جهانی اهل بیت، ۱۴۲۶ق.
  • اشعری قمی، سعدبن عبدالله ابی خلف اشعری قمی، المقالات و الفرق، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۱.
  • جاسم محمدحسين، تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم، مترجم: سيد محمدتقى آيت‏اللهى‏، سوم، تهران، امير كبير، ۱۳۸۵ش.
  • خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، تحقیق: مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت: دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۷م.
  • خصیبی، حسین بن حمدان، الهدایة الکبرای، لبنان، مؤسسة البلاغ، ۱۹۹۱م.
  • دخیل، علی محمدعلی، ائمتناسیرةالائمةاثنی عشر، قم، انتشارات ستار، ۱۴۲۹ق.
  • سید مرتضی، علی بن حسین، مسائل الناصرات، تهران، مؤسسة الهدی، ۱۴۱۷ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، دارالمعارف اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۱ه. ق.
  • طوسی، رجال الطوسی، مشهد، مجمع البحوث الاسلامیه، ۱۴۱۳ق.
  • صدوق، محمد بن علی، التوحید، قم، جامعه مدرسین، چاپ اول، ۱۳۸۹ق.
  • صدوق، محمد بن علی، عیون اخبارالرضاعلیه‌السلام، تهران، نشر جهان، چاپ اول ۱۳۷۸ش.
  • صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، نجف، مکتبة الحیدریة، ۱۳۸۵ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن طَبرِسی، اعلام الوری، قم، ستاره، ۱۴۱۷ق.
  • طبری شیعی، محمد بن جریر بن رستم، دلائل الامامه، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، الطبعة الثانیة، ۱۴۰۸ قمری / ۱۹۸۸م.
  • طوسی، محمد بن حسن، رجال طوسی، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۵ق.
  • طوسی، محمدبن الحسن بن علی، اختیار معرفةالرجال، مشهد، دانشگاه مشهد، ۱۳۴۸.
  • قرشی، باقرشریف، حیاة الامام علی النقی، تحقیق: باقرشریف قرشی، مهر دلدار، ۱۴۲۹ق/۲۰۰م.
  • عطاردی، عزیزالله، مسند الامام الهادی علیه‌السلام، قم، المؤتمر العالمی للامام الرضا(ع)، ۱۴۱۰ق.
  • کشی، محمد بن عمر، ‌اختیار معرفه الرجال یا رجال کشی (با تعلیقات میرداماد استرآبادی)، قم، موسسه آل البیت (ع)، چاپ اول، ۱۳۶۳ش و مشهد، دانشگاه مشهد، ۱۳۴۸ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، لبنان، دارالتعارف للمطبوعات، ۱۹۹۸م.
  • مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیه للامام علی بن ابی‌طالب، قم، انصاریان، ۱۴۲۶ق.
  • مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۴، قم: منشورات دارالهجرة، ۱۴۰۴ق.
  • مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ترجمه: ابوالقاسم پاینده، تهران: علمی فرهنگی، ۱۳۷۴ش.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار،‌ دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • منتظر القائم، اصغر، تاریخ امامت، قم، نشر معارف، ویراست دوم، چاپ اول، ۱۳۸۶ش.
  • مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ترجمه ساعدی خراسانی، تهران، انتشارات اسلامیه، ۱۳۸۰ش.
  • نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، ترجمه محمد جواد مشکور، تهران، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۱ش.
  • نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، بیروت، آل البیت، ۱۴۰۸ق.

پیوند به بیرون

پیشین:
امام جواد
امام دهم شیعیان دوازده امامی
۲۲۰-۲۵۴ هجری قمری
پسین:
امام حسن عسکری