ویکی شیعه:پیشنویس الحاد جدید
الحاد جدید (New Atheism) به جریان خداناباور و دینستیزی اشاره دارد که با تأکید بر علمگرایی و طبیعتگرایی در تلاش برای تبیین طبیعی و علمی از همه چیز است. ملحدان جدید نه تنها منکر وجود خدا هستند و براهین اثبات وجود خدا را نارسا میداند؛ بلکه براهین و شواهدی نیز علیه وجود خدا اقامه میکنند. آنان با هر گونه دینداری مخالفند.
افزون بر طبیعتگرایی و علمگرایی، نظریه تکامل، تعارض علم و دین، فلسفهگریزی، اسلامستیزی و اسلامهراسی، پوزیتیویسم و فیزیکالیسم جزو مبانی این جریان شمرده شدهاند. طبیعتگرایی هستیشناختی به معنای انحصار موجودات در پدیدهها و قوانین طبیعی را مهمترین زیربنای الحاد جدید دانستهاند.
استدلالها و مبانی ملحدان جدید از سوی بسیاری از خداباوران در جهان مسیحیت و اسلام نقد شده و کتابهای انتقادی متعددی نیز زبانهای مختلف نگاشته شده است. عدهای از منتقدان، استدلالهای ملحدان جدید در نفی خدا و دین را عوامانه، ضعیف و سطحی دانستهاند؛ حتی گفته شده بسیاری از خداناباوران نیز از سطحیبودن دیدگاههای این جریان انتقاد کرده و از ملحد نامیده شدن خود اظهار شرمندگی کردهاند. منتقدان معتقدند ملحدان جدید تصویری کاریکاتوری، افراطی و نامطلوب از دین و ایمان دینی ارائه میدهند و سپس به نقد آن میپردازند. همچنین گفته شده آنچه مراد ملحدان جدید از خدا است و آن را نفی میکنند، ربطی به خدای ادیانی مانند مسیحیت و اسلام ندارد. نقدها و استدلالهای ملحدان جدید را بیشتر ناظر به عملکرد دینداران دانستهاند تا اصل دین.
جریان الحاد جدید از اوایل قرن ۲۱م و با انتشار کتابهایی از چهار خداناباور مشهور مطرح شد و رواج پیدا کرد. این چهار ملحد مشهور که سران الحاد جدید شمرده میشوند عبارتند از: ریچارد داوکینز، دَنیل دِنِت، سَم هَریس و کریستوفِر هیچِنز.
چیستی و ویژگیهای الحاد جدید
الحاد جدید، جریان و جنبش الحادی و دینستیز افراطی توصیف شده[۱] که ویژگیهای متمایزی از دیگر انواع الحاد دارد. الحاد جدید را به عنوان نقد علمی و طبیعتگرایانه علیه دین نیز توصیف کردهاند.[۲]
تفاوت با الحاد سنتی و فلسفی
حمیدرضا شاکرین، الهیدان شیعی، در کتاب «الحاد جدید» ویژگیهای الحاد جدید در مقایسه با الحاد سنتی و فلسفی را چنین بیان کرده است:
- رویکرد اثباتی: بدین معنا که الحاد جدید از موضع شک و ندانمگرایی خارج شده و درصدد اثبات نبودن خدا است.
- رویکرد تهاجمی به دین: الحاد جدید رویکرد تهاجمی و دینستزانه به دین دارد و با هر گونه دینداری مخالف است؛
- تأکید بر تعارض علم و دین و برجستهسازی آن؛
- مدعی تعارض دین و خداباوری با اخلاق و اصول اخلاقی و ترویج اخلاق علمبنیاد؛
- فلسفهگریزی و تکیه انحصاری بر علم و روش تجربی؛
- تلاش برای تبیین طبیعی و فیزیکالیستی از همه چیز ازجمله نفس، معنویت، معنای زندگی و...
- سطحیاندیشی، عامینگری و منطقگریزی؛
- رویکرد تبلیغی با بهرهگیری از رسانهها؛
- نظامسازی و تلاش برای ایجاد جامعه سکولار و تهی از دین.[۳]
الحادپژوهان دیگر ویژگیهای الحاد جدید را جسارت متهورانه، نفی آشکار خدای کتاب مقدس و عیسی مسیح، ابتنای بر علم و نگرش علمی، عدم مدارا با دینداران و باورهای دینی متعادل، حمله شدید به آزادی بیان، ناسازگار دانستن آزادی با مرجعیت خدا و دین بیان کردهاند.[۴] چندگونه انکاری (انکار خدا، دین و شریعت در کنار هم)، ناموجهنمایی عملکرد اجتماعی دین، موجهنمایی نفی دین در جامعه و تقابلگرایی میان خدا و انسان به جای تقابل خدا و طبیعت نیز از ویژگیهای الحاد جدید شمرده شده است.[۵]
گفته میشود ملحدان جدید برخلاف ملحدان فلسفی و قدیم، مخاطبان خود را عامه مردم قرار دادهاند نه اهل فلسفه و الهیات. آنها از ادیان توحیدی و باورهای دینی تنفر دارند و تمام توان خود را برای متقاعد کردن همگان نسبت به خطرناک و شر بودن دین و باور به خدا به کار گرفتهاند.[۶] خداناباوران جدید در مواجهه با مخالفان، به جای استفاده از استدلال عقلانی و گفتگوهای منطقی، با تمسخر و لحنی تحقیرآمیز برخورد میکنند.[۷] انتشار گسترده و بیسابقه الحاد جدید و آثار مرتبط با آن را از دیگر تمایزات الحاد جدید و سنتی گفتهاند.[۸] الحاد جدید بسیار خطرناکتر از الحاد سنتی و قدیم شمرده شده است.[۹]
آموزههای اصلی الحاد جدید
برخی از نویسندگان، الحاد جدید را به عنوان نوعی سنت ایمانی توصیف کردهاند که دارای سه آموزه و رکن اصلی است:
- ضدیت با خداباوری توحیدی: براساس این رکن، خداباوری توحیدی و باورهایی مانند وجود خدای شخصوار فراطبیعی، معجزه، بهشت و جهنم، زندگی پس از مرگ، وحی و نفس مجرد نادرستاند.
- تأکید بر اصالت علم (علمباوری): علمباوری بدین معناست که علم به ویژه علوم طبیعی و تجربی، ارزشمندترین، معتبرترین و مفیدترین دانش بشری به شمار میرود.
- تأکید بر لزوم یک جهانبینی مبتنی بر طبیعتگرایی، خداناباوری و علوم طبیعی که بتواند جایگزین جهانبینی فراطبیعی باشد.[۱۰]
ویکْتور اِسْتِنْجِر، از فعالان الحاد جدید، مهمترین دیدگاههای ملحدان جدید را در این موارد خلاصه میکند: ایمان امری ابلهانه است و نباید با آن محترمانه برخورد کرد؛ خدای ادیان ابراهیمی (یهودیت، مسیحیت و اسلام)، فرضیهای علمی است که باید به محک مشاهدات و تجربه درآید؛ تکامل و مسیحیت ناسازگارند؛ بارهای نامعقول و اعتماد به مرجعیت، سرچشمه اصلی شرارت و بدبختی در جهان است؛ دین به دروغ وعده آسایش و بهبودی به مردم میدهد؛ کتاب مقدس پر از توصیههای ناشایست و ضداخلاقی است.[۱۱]
مفهومشناسی
گفته شده الحاد جدید، یک اصطلاح خاص و دارای تعریفی مشخص و دقیق نیست؛[۱۲] بلکه تعبیری نو از جریان دینستیز افراطی تلقی شده که در آغاز قرن ۲۱ مطرح و خیلی زود به اصطلاحی جاافتاده تبدیل شد.[۱۳] طرفداران این جریان، هیچگاه ادعا نکردهاند که در نقد دین، گونه و جریان جدیدی ارائه کردهاند، بلکه تعبیر الحاد جدید را گفتمان جاریِ جامعه بر این جریان و طرفدارانش نهاد و آنها نیز آن را پذیرفتند.[۱۴]
منظور از الحاد در الحاد جدید، الحاد ایجابی دانسته شده است؛ الحاد ایجابی به معنای کوشش برای ارائه دلایل و شواهد برای انکار خداست نه صرف عدم باور به خدا. براین اساس، ملحد جدید نه تنها منکر وجود خداست و براهین اثبات وجود خدا را نارسا میداند؛ بلکه خود براهین و شواهدی علیه وجود خدا اقامه میکند.[۱۵]
درباره جدید بودن این الحاد نظریات مختلفی بیان شده است: برخی از محققان، جدید بودن آن را در اسلامستیزی و رویکرد تهاجمی به دین به ویژه دین اسلام و عدم تمایز میان اسلامگرایی افراطی و میانه میدانند نه رویکرد تهاجمی یا علمی آن؛[۱۶] بعضی، نو بودن آن را در بستهبندی جدید مباحث ضددینی و فروش موفق آثار طرفدارانش توصیف کردهاند؛[۱۷] گروهی جدید بودن را به مبتنی بر علمی بودن این جریان مربوط دانستهاند.[۱۸] عدهای نیز تفاوت جوهری میان الحاد جدید و سنتی قائل نیستند.[۱۹]
از الحاد جدید با تعابیری همچون الحاد مدرن،[۲۰] الحاد علمی،[۲۱] خداناباوری جدید[۲۲] و الحاد معاصر[۲۳] نیز یاد شده است. الحاد علمی را الحادی دانستهاند که مبتنی بر اکتشافات و نظریات علمی مانند نظریه تکامل و مباحث فیزیکی است.[۲۴] گفته شده به طور کلی الحاد علمی در سه حوزه علوم تجربی: فیزیک ذرات و فیزیک کیهانی، زیستشناسی تکاملی و علوم شناختی دنبال میشود.[۲۵] جریان الحاد جدید را دینستیزی جدید[۲۶] یا الحاد ستیزهجو[۲۷] نیز نامیدهاند.

معنای الحاد
الحاد یا آتئیسم به معنای انکار و نفی خدا و موجودات روحانی (فراطبیعی/فرامادی) گفته شده است.[۲۸] همه ملحدان از هر نوعی، باورهایی مانند وجود خدای یگانه، خلقت جهان و انسان از عدم و حاکمیت و فاعلیت خدا در جهان را نفی میکنند.[۲۹] کاربرد رایج امروزی الحاد در مباحث الهیاتی به معنای خداناباوری و معادل آتئیسم دانسته شده است.[۳۰] با این حال برخی از محققان الحاد و خداناباوری را به انکار خدای خالق[۳۱] و مدبر[۳۲] تعریف کرده و معتقدند نزاع و دعوای حقیقی میان ملحدان و دینداران در نفی یا اثبات خدای مُدبّر و خالق جهان و انسان است.[۳۳]
از الحاد در متون اسلامی، با عناوینی همچون زندقه و دهریگری یاد شده است.[۳۴] برخی از نویسندگان، کفر و کافر را اعم از الحاد و ملحد دانستهاند؛ زیرا کفر هم الحاد و هم شرک را شامل میشود.[۳۵]
الحاد جدید از اوج تا افول
الحاد جدید را دارای سابقه و پیشینه طولانی نمیدانند.[۳۶] خاستگاه و ظهور آن را پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱م دانستهاند.[۳۷] گفته شده اصطلاح الحاد جدید، در سال ۲۰۰۶م و پس از انتشار چهار کتاب پرفروش از چهار چهره برجسته این جریان[یادداشت ۱] و گردهمآمدن سه نفر از آنها (داوکینز، دنت و هریس) مطرح و ترویج شد.[۳۸] اصطلاح الحاد جدید، نخستین بار در یک نشریه آمریکایی در ۲۱ آگوست ۲۰۰۶ به کار رفت[۳۹] و سپس توسط نویسندگان دیگر نیز استفاد شد تا اینکه گَری وولف، روزنامهنگار شکاک، در نوامبر ۲۰۰۶م با انتشار مقالهای با عنوان «کلیسای ناباوران» این اصطلاح را به عرصه عمومی وارد کرد و آن را ترویج کرد.[۴۰] برخی طرح این اصطلاح را به گری وولف، نسبت دادهاند[۴۱] که البته به صورت تحقیرآمیز و طعنه به کار برده است.[۴۲]
ریشه و بستر الحاد جدید را در آمریکا، انگلیس و استرالیا و رواج آن را عمدتاً در کشورهای انگلیسی زبان دانستهاند.[۴۳] برخی از محققان، نفی نظریه تکامل از سوی برخی مسیحیان همچون آفرینشگرایان و طرفداران نظریه طراحی هوشمند و خشونتهای دینی به ویژه نماد آن، حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱م، را به عنوان دو عامل مهم و اساسی در شکلگیری الحاد جدید در غرب به ویژه آمریکا بیان کردهاند.[۴۴] از داوکینز نقل شده که چهار روز پس از حادثه ۱۱ سپتامبر در روزنامه گاردین نوشت که جهانی آکنده از دین به ویژه از نوع ادیان ابراهیمی مانند خیابانی پر از تفنگهای پر و آماده شلیک است، پس جای شگفتی نیست اگر این تفنگها روزی به کار گرفته شوند.[۴۵] گفته شده سم هریس نگارش کتاب الحادی «پایان ایمان» را یک روز پس از حادثه ۱۱ سپتامبر شروع کرد.[۴۶]
به باور برخی، جریان الحاد جدید پس از یک دهه از آغاز خود، به اوج رسید؛ ولی از سال ۲۰۱۵م رو به افول گرایید.[۴۷] از این سال به بعد عدهای از ملحدان جدید به نقد الحاد جدید پرداختند و بعضی نیز از این جریان کنارهگیری کردند؛[۴۸] ازجمله اَیان حِرصی علی، از افراد برجسته الحاد جدید، در ۲۰۲۳م از گرایش خود به مسیحیت خبر داد.[۴۹] ضعف بنیه فلسفی و الهیاتی، ناتوانی در معنابخشی به زندگی، تضاد با پستمدرنیسم، رعایت نکردن آداب و ملاحظات سیاسی و اخلاقی ازجمله عوامل افول الحاد جدید شمرده شدهاند.[۵۰]
مبانی و رویکردها
مبانی و تکیهگاههای مشترکی برای الحاد و ملحدان جدید برشمرده شده که طبیعتگرایی،[۵۱] علمگرایی،[۵۲] تعارض علم و دین،[۵۳] نظریه تکامل،[۵۴] فلسفهگریزی،[۵۵] اسلامستیزی و اسلامهراسی،[۵۶] پوزیتیویسم[۵۷] و فیزیکالیسم[۵۸] ازجمله آنها هستند. برخی الحادپژوهان، طبیعتگرایی را مهمترین مبنای الحاد جدید[۵۹] و از میان انواع طبیعتگرایی نیز طبیعتگرایی هستیشناختی را مهمترین مبنای الحاد جدید و الحاد را جزئی از آن شمردهاند.[۶۰] طبیعتگرایی هستیشناختی عبارت است از اینکه چیزی ورای طبیعت، پدیدهها و قوانین طبیعی وجود ندارد.[۶۱] به باور آلوین پلنتینگا، فیلسوف دین آمریکایی (متولد: ۱۹۳۲م)، طبیعتگرایی به این معناست که هیچ خدایی یا موجودی شبیه او وجود ندارد. ازاینرو، میان طبیعیتگرایی و خداباوری، تعارضی عمیق وجود دارد؛ نمیتوان طبیعتگرا بود؛ ولی خداناباور نبود.[۶۲] بعضی از محققان نظریه تکامل را مهمترین مبنای الحاد جدید دانستهاند.[۶۳] ملحدان جدید براساس نظریه تکامل، طبیعت و قوانین آن را کور و غیرهوشمند میدانند و معتقدند این نظریه میتواند به تمام پرسشها درباره طرح و تدبیر یا غایتمندی جهان و موجودات آن پاسخ دهد.[۶۴]
جان اف. هات، الهیدان و استاد دانشگاه جورج تاون، طبیعتگرایی را جهانبینی مشترک همه ملحدان جدید شمرده و اصول آن را چنین بیان کرده است:

- غیر از طبیعت، چیز دیگری وجود ندارد؛ ازاینرو، خدا، نفس و زندگی پس از مرگی وجود ندارند؛
- طبیعت مبدئی غیر از خود ندارد و آفریدهٔ خدا نیست؛
- جهان فاقد هر گونه هدف و غایت است؛
- چون خدا وجود ندارد، همه تبیینها و علتها کاملاً طبیعی و در حیطه فهم علم هستند؛
- همه ویژگیهای مختلف موجودات همچون هوش و رفتار انسان را میتوان به صورت کاملا طبیعی و با توسل به نظریههای تکامل داروینی تبیین کرد؛
- ایمان به خدا سبب شرور بیشمار میشود؛
- لازمه اخلاق، باور به خدا نیست.[۶۵]
برخی از نویسندگان نیز غیرعقلانی بودن باور به خدا و خطرناک و شر بودن دین را دو پیشفرض مشترک خداناباوران جدید گفتهاند.[۶۶] کارن آرمسترانگ، بیشترین حملات و نقدهای ملحدان جدید را متوجه مسیحیت دانسته است؛[۶۷] با این حال ویلیام اِمیلسِن، اسلامستیزی را جزو رویکردها و آموزههای مشترک سران الحاد جدید دانسته و به موارد متعددی از اسلامستیزی در آثار مهم آنها اشاره کرده است.[۶۸]
نقد طبیعتگرایی
در نقد انواع مختلف طبیعتگرایی[۶۹] به ویژه طبیعتگرایی هستیشناختی به عنوان یکی از مهمترین مبانی الحاد جدید، اشکالات و نارساییهای گوناگونی بیان شده است ازجمله: نامنسجم بودن،[۷۰] خودبرانداز و خودشکن بودن،[۷۱] فاقد پشتوانه نظری و علمی بودن،[۷۲] اثباتناپذیری بودن[۷۳] و عدم کفایت تبیین همه امور مانند اصل هستی، جهان و مسئله ذهن و خودآگاهی.[۷۴] طبیعتگرایی را یک جهانبینی و شبهدین در مقابل ادیان دیگر توصیف کردهاند که به سؤالات بنیادین انسان میپردازد و باورهای ادیان را نفی میکند.[۷۵]
نقد علمگرایی
علمگرایی به معنای انحصار شناخت معتبر در علم و روش تجربی، دارای اشکالات گوناگون دانسته شده است.[۷۶] برخی از اشکالات عبارتند از: وابستگی اعتبار علم و روش تجربی به معرفت عقلی؛ خودشکنی و خودستیزی؛ محدودیتهای علم در مواردی مانند ناتوانی در تبیین نهایی جهان، ناتوانی در توصیف ماهیت تجربههای ذهنیِ، ناتوانی در حل مسئله اختیار و ارزش اخلاقی، ناتوانی و محدودیت علم در اثبات قطعی چیزی حتی در قلمروی خاص خودش.[۷۷]
به گفته آلیستر مگگراث در کتاب «توهم داوکینز»، یکی از مباحث اصلی داوکینز این است که علم، باور به خدا را رد میکند؛ اما بسیاری از دانشمندان مخالف این نگاه و برابر پنداشتن علم و الحاد هستند. مگگراث، بر محدودیتهای علم تأکید کرده و معتقد است علم میتواند درباره سازوکارهای جهان سخن بگوید؛ اما نمیتواند همه پرسشهای بنیادین ازجمله چرایی وجود جهان و معنای زندگی و هدفدار بودن جهان را توضیح دهد و درباره آنها داروی کند.[۷۸]
نقد تعارض علم و دین
تعارض علم و دین به عنوان یکی از مبانی الحاد جدید نیز به صورت مستقل مورد نقد واقع شده است. فیلسوفانی همچون پلنتنیگا معتقدند گرچه تعارض سطحی و ظاهری میان علم و دین وجود دارد؛ اما در سطح عمیق و لایههای زیرین میان علم و خداباوری سازگاری و هماهنگی وجود دارد و این دو تعارضی ندارند.[۷۹] آیتالله مصباح یزدی یکی از عوامل و ریشههای مهم تعارض علم و دین را تحریفهای صورت گرفته در یهودیت و مسیحیت میداند.[۸۰] ازاینرو، به باور او، چون دین اسلام از تحریف مصون بوده، اگر مطلبی به صورت یقینی از منابع دین اسلام فهمیده شود، هیچگونه تعارضی با حقایق قطعی علوم عقلی و تجربی نخواهد داشت.[۸۱] به همین دلیل در موارد تعارضِ یافتههای علوم تجربی با آموزههای دینی، همیشه یک طرف (معرفت تجربی) معرفت غیریقینی است و احتمال خطا در آن وجود دارد.[۸۲]
به نظر برخی محققان، مسائل غیرتجربی و حوزههایی مانند دین و سیاست و اخلاق خارج از قلمرو علم و تجربه هستند و علم در مورد آنها نمیتواند قضاوت و داوری کند، چه در جهت نفی و چه اثبات.[۸۳] بنابراین نمیتوان گفت اعتقاد به خدا یا توحید با یافتههای علوم تجربی ناسازگار است؛ چون این موارد از قلمرو علم خارجاند.[۸۴] اعتبار اظهارنظر علم و دانشمندان علوم تجربی در این حوزهها مانند دیگر افراد غیرمتخصص در این حوزههاست و اعتبار بیشتری ندارد.[۸۵]
همچنین گفته میشود نظریههای علمی در گذر زمان و حتی در یک زمان تناقض پیدا میکنند و نمیتوان به آنها تمسک کرد. پلنتینگا برای نمونه یکی از مهمترین و فراگیرترین نظریههای علمی معاصر یعنی نسبیت عام و مکانیک کوانتومی را مثال میزند که با وجود اینکه هر دو نظریه از پشتوانه علمی و تجربی نیرومندی برخوردارند؛ اما نمیتوان هر دو را پذیرفت و صحیح دانست.[۸۶]
نقد نظریه تکامل
نظریه تکامل از سوی اندیشمندان و زیستشناسان برجسته متعددی نقد شده[۸۷] و دیدگاههای رقیبی در مقابل آن مانند آفرینشگرایی، نظریه طراحی هوشمند، نظریه تکامل خدامحور و نظریه تکامل پساداروینی مطرح شده است.[۸۸] شماری از اشکالاتی که به نظریه تکامل وارد شده عبارتند از: همانگویی و دوری بودن اصل بقای اَصْلح یا اَنْسَب؛ فاقد پشتوانه علمی و تجربی قوی؛ گسست فسیلی و ناکافی بودن شواهد فسیلی برای نظریه تکامل مانند نبود شواهد فسیلی برای دوران کامْبرین؛ وجود شواهد خلاف و نقض مانند فسیلهای زندهای که صد میلیون سال بدون تغییر و تکامل باقی ماندند؛ فقدان قدرت پیشبینی؛ نارسایی تبیینی در مواردی همچون چگونگی پیدایش حیات از عناصر بیجان و منشأ هوش و شعور انسانی.[۸۹] به نظر برخی خداباوران، تکامل نمیتواند پاسخی برای بسیاری از پرسشهای بنیادین انسان مانند منشأ ماده و انرژی و به طور کلی حیات، چگونگی پدید آمدن جهان و نظم آن فراهم کند.[۹۰]
به باور متفکرانی مانند پلنتینگا، نظریه تکامل با دین تعارض واقعی ندارد؛ اگر تعارضی وجود داشته باشد، ظاهری است. در واقع تعارض میان دین و تفسیر خاصی از نظریه تکامل است؛ یعنی این تفسیر و ادعا که تکامل بدون جهتدهی، بدون هدایت و بدون تدبیر و طراحی الهی صورت میگیرد.[۹۱] گفته شده بسیاری از دانشمندان برجسته در تاریخ علم و داروینیستها، تکامل و الحاد را یکی نمیدانند و تناقضی میان نظریه تکامل و باور به خدا قائل نیستند.[۹۲] با این حال ملحدان جدید میان تکامل و طبیعتگرایی و علم و الحاد خلط کرده و دچار اشتباه شدهاند.[۹۳]
میگویند بسیاری از خداباوران امروزی با پذیرش نظریه تکامل و سازگاری آن با خداباوری، برآنند که تکامل و انتخاب طبیعی همان علل واسطه و ابزاری است که خداوند با آنها دست به آفرینش میزند.[۹۴]

رویکرد سطحی و عوامانه و کاریکارتوری ملحدان به دین
عدهای از منتقدان، استدلالها و نقدهای ملحدان جدید در نفی خدا و دین را سطحی، عوامانه، ضعیف، جانبدارانه دانستهاند.[۹۵] برای نمونه جان اف. هات در کتاب «خدا و الحاد جدید» تأکید میکند که ملحدان جدید درکی سطحی و بیمايه از دین دارند؛ آنها خدا و دینِ جریانهای افراطی مانند آفرینشباوران، بنیادگرایان، تروریستها و قائلان به طراحی هوشمند را رد میکنند و آشنایی چندانی با الاهیات و جریانهای معتدل دینی ندارند.[۹۶] کارِن آرْمسترانگ در کتاب «در دفاع از خدا» تحلیلها و نقدهای ملحدان جدید از دین را به شکل ناامیدکنندهای سطحی توصیف میکند؛ زیرا آنان الهیات بسیار ضعیف و کممایه را تحلیل و نقد میکنند.[۹۷] کِیْثْ وارْد نیز آثار ملحدان جدید را به لحاظ فکری، بدنام، بیاعتبار، بسیار خام و مایه سرگرمی دیگران توصیف کرده است.[۹۸] به نظر جان گری، فیلسوف انگلستانی و استاد دانشگاه آکسفورد، پیشفرض الحاد جدید این است که دین نوع ابتدایی و نسخه تکامل نیافته علم است که با بلوغ و پیشرفت علم باید کنار گذاشته شود. گری این دیدگاه را بسیار خشن و سطحی و ابتدایی میداند.[۹۹]
گفته شده بسیاری از خداناباوران و بیدینان نیز از سطحیبودن دیدگاههای ملحدان جدید انتقاد کرده و از اینکه ملحد نامیده شوند، اظهار شرمندگی کردهاند.[۱۰۰] ازجمله از مایْکل روس، ملحد و استاد فلسفه دانشگاه فلوریدا آمریکا، نقل شده که هنگام بررسی کتاب «توهم خدا» از داوکینز گفته است این کتاب مرا از اینکه خود را یک ملحد و بیخدا بدانم، شرمنده کرد.[۱۰۱] اِسْکات اَتٌرن، ملحد و استاد روانشناسی، نیز درباره سخنرانی سم هریس از تعبیر مشابهی استفاده کرده و از ملحد بودن خود اظهار شرمندگی کرده است.[۱۰۲]
برخلاف انتظار، متوجه شدم آتئیسم و بیخدایی غیرعقلانیترین ایده و تفکر و چالش برانگیزترین عقیده دُگماتیستی است.[۱۰۳]
عدهای از منتقدان معتقدند ملحدان جدید تصویری کاریکاتوری، افراطی و نامطلوب از دین و ایمان دینی ارائه میدهند و سپس به نقد آن میپردازند.[۱۰۴] کارن آرمسترانگ میگوید که ملحدان جدید، دین را به بدترین شکل ممکن و به صورت جانبدارانه ترسیم میکنند.[۱۰۵] به نظر جان هات، آنچه مراد ملحدان جدید از خدا است و آن را نفی میکنند، ربط و دخلی به خدای ادیانی مانند مسیحیت ندارد.[۱۰۶] برای نمونه، داوکینز در کتاب «پندار خدا» به نقد خدای رخنهپوش پرداخته است که به گفته مگگراث در کتاب «توهم داوکینز»، بسیاری از خداباوران و الهیدانان نیز چنین خدایی را قبول ندارند و نقدهای متعددی به آن کردهاند.[۱۰۷]
عدهای، بیشتر نقدها و استدلالهای ملحدان معاصر را ناظر به عملکرد و کارکرد دینداران و دینگرایان دانستهاند تا اصل دین؛ ملحدان از نقد دینگرایان به نقد و انکار خدا و دین میرسند.[۱۰۸]
افراد شاخص و آثار الحادی

جنبش الحاد جدید از آغاز فعالیت خود، طرفداران متعددی داشته است. ریچارد داوکینز(Richard Dawkins)، زیستشناس تکاملی (متولد: ۱۹۴۱م در نایروبی پایتخت کنیا)، دَنیل دِنِت (Daniel C. Dennett)، فیلسوف طبیعتگرای آمریکایی و متخصص فلسفه ذهن (۱۹۴۲-۲۰۲۴م)، سَم هَریس (Sam Harris)، نویسنده و عصبشناس و فیلسوف آمریکایی (متولد: ۱۹۶۷م)، و کریستوفِر هیچِنز(Christopher Hitchens)، نویسنده و منتقد انگلستانی (۱۹۴۹-۲۰۱۱م)، از مشهورترین خداناباوران جدید به شمار میروند که چهار سوارکار یا اسبسوار الحاد جدید (Four Horsemen) نامیده شدهاند.[۱۰۹] هیچنز، این گروه چهار نفره را «چهار سوارکار ضد آخرالزمان» نامیده است.[۱۱۰] برای اشاره به داوکینز، هیچنز و هریس از تعبیر «تثلیث نامقدس» نیز استفاده شده است.[۱۱۱] داوکینز و دنت، مهمترین شخصیتهای الحاد جدید معرفی شدهاند.[۱۱۲] پلنتینگا هدف این گروه را نابودی دین گفته است.[۱۱۳]
اَیان حِرصی علی (Ayaan Hirsi Ali)،[۱۱۴] ویکْتور اِسْتنْجر (درگذشت: ۲۰۱۴م)،[۱۱۵] یُوال نوح هِراری، ای. سی. گریلینگ، مارتین لویس آمیس (درگذشت: ۲۰۲۳م)، اِسْتیون وایْنْبِرگ،[۱۱۶] اِسْتیون هاوْکینْگ(درگذشت: ۲۰۱۸م)[۱۱۷] و لاوْرِنْس کِراوس،[۱۱۸] از دیگر چهرهها و طرفداران الحاد جدید به شمار میروند. از خانم حرصی علی به عنوان پنجمین شخصیت الحاد جدید و در کنار چهار شخصیت معروف، «چهار سوار مرد و یک سوارکار زن» یاد شده است.[۱۱۹] سلمان رشدی و ابنوراق، نام مستعار مسلمانزادهای در هند، را نیز جزو جریان الحاد جدید و مورد حمایت سران آن شمردهاند.[۱۲۰]
«ژن خودخواه» (تألیف: ۱۹۷۶م)، ساعتساز نابینا(تألیف: ۱۹۸۶م) و توهم خدا(تألیف: ۲۰۰۶) هر سه از ریچارد داوکینز؛ «شکستن طلسم: دین به عنوان پدیدهای طبیعی» (تألیف: ۲۰۰۶م) نوشته دَنیل دِنِت؛ «پایان ایمان؛ دین، ترور و آینده عقل» (تألیف: ۲۰۰۴م) اثر سَم هَریس؛ ««خدا بزرگ نیست، چگونه دین همه چیز را مسموم میکند»(تألیف: ۲۰۰۷م) نگاشته کریستوفِر هیچِنز؛ «خدا: فرضیه شکست خورده»(تألیف: ۲۰۰۷م) اثر ویکتور استنجر؛[۱۲۱] «طرح بزرگ» از استیون هاوکینگ؛[۱۲۲] «جهان از هیچ چیز» از لاورنس کراوس، «چرا مسلمان نیستم» و «ترک اسلام: مرتدان سخن میگویند» هر دو از ابنوراق[۱۲۳] از جمله کتابهای جریان الحاد جدید شمرده میشوند. نسخه انگلیسی کتاب «پندار خدا» (The God Delusion) نوشته داوکینز تا نوامبر سال ۲۰۰۷م بیش از ۱/۵ میلیون نسخه به فروش رسید و تا سال ۲۰۱۴ به سه میلیون نسخه رسید. این کتاب به بیش از ۳۱ زبان ازجمله فارسی ترجمه شده است.[۱۲۴] برخی از محققان، عصاره پیام این کتابها را دو جمله دانستهاند: (۱) باور به خدا در عصر علم نامعقول است؛ (۲) دین خطرناک است.[۱۲۵]
رهبران الحاد جدید معمولا در علوم تجربی تخصص دارند و در حوزه رسانه نیز مهارتهای بالایی دارند؛[۱۲۶] اما به گفته آلْوین پلنتینگا، ملحدان جدید به لحاظ توانمندی فکری و معرفتی، مسلماً از ملحدان قدیمی مانند برتراند راسل، جان ال. مکی و ملحدان معاصر همچون توماس نِیگل، مایکل تولی و ویلیام رو بسیار فروتر و ضعیفتراند و شاید لکه سیاه گذرایی بر چهره گفتگوهای عصر حاضر در باب خدا و دین به شمار میروند.[۱۲۷]
منتقدان و آثار انتقادی
منتقدان بیشماری در جهان اسلام و مسیحیت به نقد الحاد جدید پرداخته و آثار انتقادی متعددی نیز منتشر شده است. در جهان اسلام و به زبان فارسی، آثاری همچون «الحاد جدید (بررسی و نقد در فیزیک و زیست شناسی معاصر)» و «برهان نظم و چالشهای الحاد جدید» هر دو از حمیدرضا شاکرین؛ «الحاد جدید (چهرهها، دیدگاهها و نقدها)» اثر علی شهبازی؛ «نوداروینیسم الحادی و فلسفه اسلامی» نوشته سید فخرالدین طباطبایی؛ «الحاد جدید در ایران» اثر نیما نریمانی؛ «الحاد تکاملی و خداباوری: مواجهه انتقادی داوکینز و مکگراث» نوشته امرالله قلیزاده و «علم نوین و نقد الحاد علمی» نوشته محمدجواد رئوفپناه تألیف شدهاند. همچنین کتابهای «بیپروایی در قلمرو فیزیک و فلسفه» نوشته مهدی چهلتنی؛ «استیون هاوکینگ، خداوند و بهشت» به قلم عیسی کشوری؛ «طراحی شکوهمند خدا» اثر محمدعلی حسنین؛ «طراح بزرگ» نوشته هومن اهرامی و «المصمم الاعظم» اثر حسن بن احمد اللواتی ازجمله آثار منتشر شده در نقد استیون هاوکینگ و آثارش همچون «طرح بزرگ» به شمار میروند.[۱۲۸]
در زبان عربی نیز کتابهایی همچون «الإلحاد: أسبابه ومفاتیح العلاج» نوشته محمد ناصر؛ «نهایة حلم (وهم الاله)» اثر ایمن مصری؛ «میلیشا الالحاد، مدخل لفهم الالحاد الجدید» اثر عبدالله بن صالح العجیری؛ «الالحاد الحدیث» از عبدالرحمن بن غالب عواجی؛ «الالحاد المعاصر فی العالم العربی» به قلم عبدالعزیز بن احمد البداح و «الالحاد عاریا، الالحاد فی ضوء المنهج العلمی» اثر احمد البیانی نگاشته شدهاند.[۱۲۹]

فصلنامه الحادپژوهی المصباح (نبراس سابق)، نخستین نشریه تخصصی در حوزه الحادپژوهی شمرده شده که با رویکرد علمی به بررسی و تحلیل شبهات الحاد جدید میپردازد.[۱۳۰]
آثار و منتقدان مسیحی
در جهان مسیحیت و انگلیسیزبان، از افرادی همچون آلْوین پِلَنْتینْگا، آلیسْتر مَگْگِراث، ریچارد سویینبِرن، ویلیام لین کریگ، جان سی لِنُوکْس، پُل دِیْویس، رابین کالینْز، مایْکل بِهی، ویلیام دِمْبْسکی، جان اف هات، بِرنْدِن سُویتْمِن، کِیْثْ وارْد و جان پوکینْگهُورْن به عنوان ناقدان الحاد جدید یاد شده است.[۱۳۱] پلنتینگا،[۱۳۲] و مگگراث، زیستشناس و الهیدان مسیحی اهل ایرلند،[۱۳۳] ازجمله فعالترین شخصیتها در دفاع از دین مسیحی و نقد الحاد جدید معرفی شدهاند.
در جهان مسیحیت، آثار فراوانی در نقد الحاد منتشر شده است تا جایی که تعداد کتابها را بیش از یکصد عنوان گفتهاند.[۱۳۴] برخی از این کتابها که به فارسی نیز ترجمه شدهاند، از این قرارند: کتاب «هاوکینگ در محضر خدا» از جان لنوکس؛ «خدا و الحاد جدید؛ پاسخی انتقادی به داوکینز، هریس و هیچنز» اثر جان اف هات؛ «خدای داوکینز؛ از ژن خودخواه تا توهم خدا» اثر مگگراث؛ «داوکینز: مدرک وجود خدا» نوشته ریچارد بارنز و «نوآتئیسم (هفت گفتار انتقادی در باب بی خدایی)» اثر جمعی از نویسندگان، گردآوری و ترجمه شهاب غدیری. [۱۳۵]
پانویس
- ↑ شهبازی و دیگران، «الحاد جدید: چیستی، بنیانها و زمینهها»، ص۱۶۴.
- ↑ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۹۰.
- ↑ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۴۹و۵۱.
- ↑ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۸۸-۸۹و۹۳.
- ↑ «مختصات چهارگانه الحاد معاصر و راهکارهای مقابله با آن»، خبرگزاری رسمی حوزه.
- ↑ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۸۱؛ شهبازی، «مقدمه مترجم»، خدا و الحاد جدید، ص۱۱.
- ↑ Plantinga, Where the Conflict Really Lies, 2011, p x.
- ↑ ساجدی، «عوامل ظهور، گسترش و افول آتئیسم جدید»، ص۲۸.
- ↑ نگاه کنید به: «مختصات چهارگانه الحاد معاصر و راهکارهای مقابله با آن»، خبرگزاری رسمی حوزه.
- ↑ شهبازی، «مقدمه مترجم»، خدا و الحاد جدید، ص۱۳ به نقل از: dixion, scientific atheism as a faith tradition», p337-357».
- ↑ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۹۲ به نقل از: stenger, «why I believe in the new atheism».
- ↑ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۴۷.
- ↑ شهبازی و دیگران، «الحاد جدید: چیستی، بنیانها و زمینهها»، ص۱۶۴.
- ↑ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۸۳.
- ↑ شهبازی، «مقدمه مترجم»، خدا و الحاد جدید، ص۹.
- ↑ Emilsen, «The New Atheism and Islam», p521,524.
- ↑ Emilsen, «The New Atheism and Islam», p523,524؛ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۴۸و۴۹.
- ↑ Emilsen, «The New Atheism and Islam», p524.
- ↑ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۴۸و۴۹.
- ↑ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۴۷.
- ↑ عتابی، «دعاوى إلحادیة فی الفکر العربی المعاصر»، ص۲۳۸؛ شهبازی، «مقدمه مترجم»، خدا و الحاد جدید، ص۱۳.
- ↑ امرایی و امیری، «بررسی و نقد گونههای خداناباوری از منظر جان گری»، ص۲۶۱و۲۶۲.
- ↑ «مختصات چهارگانه الحاد معاصر و راهکارهای مقابله با آن»، خبرگزاری رسمی حوزه.
- ↑ عتابی، «دعاوى إلحادیة فی الفکر العربی المعاصر»، ص۲۳۸.
- ↑ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۵۴.
- ↑ شهبازی، «مقدمه مترجم»، خدا و الحاد جدید،ص۱۴.
- ↑ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۳۷۵.
- ↑ «atheism», Encyclopedia Britannica.
- ↑ «atheism», Encyclopedia Britannica.
- ↑ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۴۳.
- ↑ حسن، «الإلحاد قوة الإعلام و ضعف المضمون (نظرة قرآنیة)»، ص۲۸؛ امرایی و امیری، «بررسی و نقد گونههای خداناباوری از منظر جان گری»، ص۲۶۲.
- ↑ ناصر، الإلحاد: أسبابه ومفاتیح العلاج، ۲۰۱۷م، ص۲۹و۳۰.
- ↑ نگاه کنید به: ناصر، الإلحاد: أسبابه ومفاتیح العلاج، ۲۰۱۷م، ص۲۹و۳۰.
- ↑ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۴۳.
- ↑ حسن، «الإلحاد قوة الإعلام و ضعف المضمون (نظرة قرآنیة)»، ص۲۸و۲۹.
- ↑ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۴۷؛ شهبازی و دیگران، «الحاد جدید: چیستی، بنیانها و زمینهها»، ص۱۶۴.
- ↑ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۸۳و۸۴؛ شهبازی و دیگران، «الحاد جدید: چیستی، بنیانها و زمینهها»، ص۱۶۴و۱۶۵.
- ↑ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۸۳؛ شهبازی و دیگران، «الحاد جدید: چیستی، بنیانها و زمینهها»، ص۱۶۴و۱۶۵؛ Emilsen, «The New Atheism and Islam», p521.
- ↑ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۸۳.
- ↑ شهبازی، «مقدمه مترجم»، خدا و الحاد جدید، ص۱۱و۱۲؛ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۸۳.
- ↑ Kaufman, «New Atheism and its critics», p1؛ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۴۷.
- ↑ Kaufman, «New Atheism and its critics», p1.
- ↑ Emilsen, «The New Atheism and Islam», p521.
- ↑ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۹۵و۹۶.
- ↑ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۸۴.
- ↑ Emilsen, «The New Atheism and Islam», p524.
- ↑ نگاه کنید به: ساجدی، «عوامل ظهور، گسترش و افول آتئیسم جدید»، ص۲۵و۳۴.
- ↑ ساجدی، «عوامل ظهور، گسترش و افول آتئیسم جدید»، ص۳۴و۳۵.
- ↑ ساجدی، «عوامل ظهور، گسترش و افول آتئیسم جدید»، ص۳۵.
- ↑ ساجدی، «عوامل ظهور، گسترش و افول آتئیسم جدید»، ص۳۴-۴۱.
- ↑ هات، خدا و الحاد جدید، ۱۴۰۰ش، ص۳۹؛ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۵۹؛ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۸۴و۸۸و۳۳۰.
- ↑ Plantinga, Where the Conflict Really Lies, 2011, p xii؛ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۷۷-۸۰؛ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۸۸و۹۳و۹۴؛ طباطبایی و دانشور، «توهم خدا یا توهم داوکینز»، ص۸۳و۸۴.
- ↑ Plantinga, Where the Conflict Really Lies, 2011, p xi؛ شهبازی، «مقدمه مترجم»، خدا و الحاد جدید،ص۲۱؛ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۳۱۴.
- ↑ شهبازی، «مقدمه مترجم»، خدا و الحاد جدید،ص۲۳؛ طباطبایی و دانشور، «توهم خدا یا توهم داوکینز»، ص۷۸.
- ↑ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۹۳و۹۴.
- ↑ نگاه کنید به: Emilsen, «The New Atheism and Islam», p524-528؛ ساجدی، «عوامل ظهور، گسترش و افول آتئیسم جدید»، ص۲۸و۲۹.
- ↑ امرایی و امیری، «بررسی و نقد گونههای خداناباوری از منظر جان گری»، ص۲۶۲؛ ساجدی، «عوامل ظهور، گسترش و افول آتئیسم جدید»، ص۲۹؛ طباطبایی و دانشور، «توهم خدا یا توهم داوکینز»، ص۷۶.
- ↑ ساجدی، «عوامل ظهور، گسترش و افول آتئیسم جدید»، ص۲۹.
- ↑ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۵۹؛ شهبازی و دیگران، «الحاد جدید: چیستی، بنیانها و زمینهها»، ص۱۶۸.
- ↑ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۵۹·
- ↑ شهبازی و دیگران، «الحاد جدید: چیستی، بنیانها و زمینهها»، ص۱۶۸؛ شهبازی، «مقدمه مترجم»، خدا و الحاد جدید،ص۱۵.
- ↑ Plantinga, Where the Conflict Really Lies, 2011, p ix.
- ↑ شهبازی، «مقدمه مترجم»، خدا و الحاد جدید،ص۲۳.
- ↑ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۵۵و۵۶.
- ↑ هات، خدا و الحاد جدید، ۱۴۰۰ش، ص۳۹.
- ↑ Emilsen, «The New Atheism and Islam», p523.
- ↑ Armstrong, The Case for God, 2009, p14.
- ↑ Emilsen, «The New Atheism and Islam», p524-528.
- ↑ نگاه کنید به: شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۶۶-۱۳۰.
- ↑ هات، خدا و الحاد جدید، ۱۴۰۰ش، ص۴۰.
- ↑ هات، خدا و الحاد جدید، ۱۴۰۰ش، ص۴۰؛ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۶۹.
- ↑ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۶۷.
- ↑ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۶۷.
- ↑ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۶۹-۷۲.
- ↑ Plantinga, Where the Conflict Really Lies, 2011, p ix, x.
- ↑ نگاه کنید به: شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۷۹و۸۰.
- ↑ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۸۰-۸۶.
- ↑ نگاه کنید به: طباطبایی و دانشور، «توهم خدا یا توهم داوکینز»، ص۸۷-۹۱.
- ↑ Plantinga, Where the Conflict Really Lies, 2011, p ix, xii.
- ↑ مصباح یزدی، رابطه علم و دین، ۱۳۹۵ش، ص۱۳۸-۱۴۲.
- ↑ .مصباح یزدی، رابطه علم و دین، ۱۳۹۵ش، ص۱۴۳.
- ↑ مصباح یزدی، رابطه علم و دین، ۱۳۹۵ش، ص۱۴۸.
- ↑ مصباح یزدی، رابطه علم و دین، ۱۳۹۵ش، ص۱۴۳و۱۴۴؛ Plantinga, Where the Conflict Really Lies, 2011, p xii.
- ↑ مصباح یزدی، رابطه علم و دین، ۱۳۹۵ش، ص۱۴۳و۱۴۴.
- ↑ Plantinga, Where the Conflict Really Lies, 2011, p xii.
- ↑ Plantinga, Where the Conflict Really Lies, 2011, p xii.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۲۹۷-۳۱۴.
- ↑ نگاه کنید به: شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۳۱۴-۳۵۴.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۲۹۷-۳۱۴.
- ↑ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۵۶.
- ↑ Plantinga, Where the Conflict Really Lies, 2011, p xii.
- ↑ طباطبایی و دانشور، «توهم خدا یا توهم داوکینز»، ص۹۳؛ جعفری، «معرفی کتاب توهم داوکینز: نقدی فلسفی و علمی بر خداناباوری نوین»، پایگاه سراب حقیقت.
- ↑ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۵۶.
- ↑ نگاه کنید به: شهبازی و دیگران، «الحاد جدید: چیستی، بنیانها و زمینهها»، ص۱۷۲.
- ↑ نگاه کنید به: شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۹۸و۹۹؛ شهبازی، «مقدمه مترجم»، خدا و الحاد جدید، ص۱۴.
- ↑ هات، خدا و الحاد جدید، ۱۴۰۰ش، ۴۱.
- ↑ Armstrong, The Case for God, 2009, p13.
- ↑ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۹۹ به نقل از: ward, The case for religion, p xiii.
- ↑ امرایی و امیری، «بررسی و نقد گونههای خداناباوری از منظر جان گری»، ص۲۶۲و۲۶۹.
- ↑ نگاه کنید به: شهبازی، «مقدمه مترجم»، خدا و الحاد جدید، ص۱۴؛ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۹۸و۹۹
- ↑ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۹۸.
- ↑ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۹۹.
- ↑ «دکتر کالینز آتئیست سابق: متوجه شدم آتئیسم غیر عقلانی ترین گزینه بود»، وبگاه خداباوری در عصر علم.
- ↑ نگاه کنید به: Kaufman, «New Atheism and its critics», p1,2؛ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۹۹.
- ↑ Armstrong, The Case for God, 2009, p312.
- ↑ هات، خدا و الحاد جدید، ۱۴۰۰ش، ۴۱و۱۵۲-۱۶۹.
- ↑ نگاه کنید به: طباطبایی و دانشور، «توهم خدا یا توهم داوکینز»، ص۸۱-۸۳.
- ↑ نگاه کنید به: شهبازی، «مقدمه مترجم»، خدا و الحاد جدید، ص۱۱؛ «مختصات چهارگانه الحاد معاصر و راهکارهای مقابله با آن»، خبرگزاری رسمی حوزه.
- ↑ Plantinga, Where the Conflict Really Lies, 2011, p x؛ Emilsen, «The New Atheism and Islam», p521: شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۱۷و۴۷؛ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۸۶.
- ↑ «Christopher Hitchens», Encyclopedia Britannica,
- ↑ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۹۱.
- ↑ «الحاد جدید بعد از ۱۱ سپتامبر پا به میدان کارزار با دین گذاشت»، خبرگزاری کتاب ایران.
- ↑ Plantinga, Where the Conflict Really Lies, 2011, p x.
- ↑ «Emilsen, «The New Atheism and Islam», p523؛ ساجدی، «عوامل ظهور، گسترش و افول آتئیسم جدید»، ص۲۷.
- ↑ «Emilsen, «The New Atheism and Islam», p521؛ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۹۱.
- ↑ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۱۷و۴۸.
- ↑ زمانیان و خسروپناه، «کاستیهای مبادی تصوری استیون هاوکینگ و ریچارد داوکینز در حوزه الهیات فلسفی»، ص۸.
- ↑ ساجدی، «عوامل ظهور، گسترش و افول آتئیسم جدید»، ص۳۰.
- ↑ ساجدی، «عوامل ظهور، گسترش و افول آتئیسم جدید»، ص۲۷.
- ↑ «Emilsen, «The New Atheism and Islam», p522.
- ↑ نگاه کنید به: «The New Atheism and Islam», p521,522؛ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۸۲؛ شهبازی، «مقدمه مترجم»، خدا و الحاد جدید، ص۱۰.
- ↑ زمانیان و خسروپناه، «کاستیهای مبادی تصوری استیون هاوکینگ و ریچارد داوکینز در حوزه الهیات فلسفی»، ص۸.
- ↑ Emilsen, «The New Atheism and Islam», p522.
- ↑ مصری، نهایة حلم (وهم الاله)، ۲۰۰۷م، ص۸۷؛ طباطبایی و دانشور، «توهم خدا یا توهم داوکینز»، ص۷۴.
- ↑ شهبازی، «مقدمه مترجم»، خدا و الحاد جدید، ص۱۰؛ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۸۲.
- ↑ ساجدی، «عوامل ظهور، گسترش و افول آتئیسم جدید»، ص۴۲.
- ↑ Plantinga, Where the Conflict Really Lies, 2011, p xi.
- ↑ نگاه کنید به: «کتابهایی در پاسخ به شبهات الحاد جدید و اثبات وجود خدا»، خبرگزاری خبری تحلیلی ردنا (ادیاننیوز).
- ↑ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۲۴و۲۵.
- ↑ «فصلنامه الحادپژوهی نبراس»، مؤسسه دینپژوهی التوحید.
- ↑ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۲۲.
- ↑ شاکرین، الحاد جدید، ۱۴۰۳ش، ص۲۲و۲۳.
- ↑ «شخصیتشناسی جریان ضد الحاد جدید»، مؤسسه دینپژوهشی التوحید.
- ↑ شهبازی، الحاد جدید، ۱۴۰۲ش، ص۹۵.
- ↑ نگاه کنید به: «معرفی کتاب»، وبگاه خداباوری در عصر علم.
یادداشت
- ↑ این چهار کتاب عبارتند از: کتاب «توهم خدا»(تألیف: ۲۰۰۶) از ریچارد داوکینز، «شکستن طلسم: دین به عنوان پدیدهای طبیعی» (تألیف: ۲۰۰۶م) نوشته دَنیل دِنِت، «پایان ایمان؛ دین، ترور و آینده عقل» (تألیف: ۲۰۰۴م) اثر سَم هَریس و ««خدا بزرگ نیست، چگونه دین همه چیز را مسموم میکند»(تألیف: ۲۰۰۷م) تألیف کریستوفر هیچنز.( Emilsen, «The New Atheism and Islam», p521.)
منابع
- امرایی، رحیم و اکبر امیری، «بررسی و نقد گونههای خداناباوری از منظر جان گری»، فلسفه دین، شماره ۵۷، زمستان ۱۴۰۲ش.
- جعفری، علی، «معرفی کتاب توهم داوکینز: نقدی فلسفی و علمی بر خداناباوری نوین»، پایگاه سراب حقیقت، تاریخ بازدید: ۲۵ مهر ۱۴۰۵ش.
- حسن، طلال، «الإلحاد قوة الإعلام و ضعف المضمون (نظرة قرآنیة)»، در الالحاد المعاصر، قم، جامعة آل البیت العالمیة، ۱۴۴۳ق.
- ساجدی، حامد، «عوامل ظهور، گسترش و افول آتئیسم جدید»، فصلنامه شبههپژوهی، شماره ۴، پاییز ۱۴۰۳ش.
- شاکرین، حمیدرضا، الحاد جدید: بررسی و نقد در فیزیک و زیستشناسی معاصر، قم، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ سوم، ۱۴۰۳ش.
- «شخصیتشناسی جریان ضد الحاد جدید»، مؤسسه دینپژوهشی التوحید، تاریخ درج مطلب: ۱۲ مهر ۱۴۰۲ش، تاریخ بازدید: ۸ مهر ۱۴۰۵ش.
- شهبازی، علی، الحاد جدید: چهرهها، دیگاهها، نقدها، تهران، نگاه معاصر، چاپ دوم، ۱۴۰۲ش.
- شهبازی، علی، «مقدمه مترجم»، خدا و الحاد جدید؛ پاسخی انتقادی به داوکینز،هریس و هیچنز، تألیف جان اف هات، قم، دانشگاه مفید، ۱۴۰۰ش.
- شهبازی، علی و رسول رسولیپور و علی الله بداشتی، «الحاد جدید: چیستی، بنیانها و زمینهها»، فصلنامه پژوهشنامه فلسفه دین، شماره ۲۸، پاییز و زمستان ۱۳۹۵ش.
- طباطبایی، سید فخرالدین و یوسف دانشور نیلی، «توهم خدا یا توهم داوکینز»، فصلنامه معرفت فلسفی، شماره ۴۶، زمستان ۱۳۹۳ش.
- عتابی، اسامه، «دعاوى إلحادیة فی الفکر العربی المعاصر»، در الالحاد المعاصر، قم، جامعة آل البیت العالمیة، ۱۴۴۳ق.
- «فصلنامه الحادپژوهی نبراس»، مؤسسه دینپژوهی التوحید، تاریخ بازدید: ۸ مهر ۱۴۰۵ش.
- زمانیان، مسلم و عبدالحسین خسروپناه، «کاستیهای مبادی تصوری استیون هاوکینگ و ریچارد داوکینز در حوزه الهیات فلسفی»، فصلنامه اندیشه نوین دینی، شماره ۵۹، زمستان ۱۳۹۸ش.
- «کتابهایی در پاسخ به شبهات الحاد جدید و اثبات وجود خدا»، خبرگزاری خبری تحلیلی ردنا (ادیاننیوز)، تاریخ درج مطلب: ۳ مارس ۲۰۲۰م، تاریخ بازدید: ۱۱ مهر ۱۴۰۵ش.
- «مختصات چهارگانه الحاد معاصر و راهکارهای مقابله با آن»، خبرگزاری رسمی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۲۲ آذر ۱۳۹۷ش، تاریخ بازدید: ۶ مهر ۱۴۰۵ش.
- مصباح یزدی، محمدتقی، رابطه علم و دین، تحقیق و نگارش علی مصباح یزدی، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ سوم، ۱۳۹۵ش.
- ناصر، محمد، الإلحاد: أسبابه ومفاتیح العلاج، مؤسّسة الدلیل للدراسات والبحوث العقدیة، چاپ اول، ۲۰۱۷م.
- هات، جان اف، خدا و الحاد جدید؛ پاسخی انتقادی به داوکینز، هریس و هیچنز، ترجمه علی شهبازی، قم، دانشگاه مفید، ۱۴۰۰ش.
- Armstrong, Karen, The Case for God, Alfred A. Knopf, 2009.
- «atheism», Encyclopedia Britannica, Published: 16 September 2026, Accessed: 29 september 2026.
- «Christopher Hitchens», Encyclopedia Britannica, Published: 29 September 2026, Accessed: 29 september 2026
- Emilsen, William W. «The New Atheism and Islam», The Expository Times, 123(11), 2012.
- Kaufman, Whitley, «New Atheism and its critics», Philosophy Compass, (14), 2019.
- Plantinga, Alvin, Where the Conflict Really Lies: Science, Religion, and Naturalism, New York, Oxford University Press, 2011.