روضه امان‌نامه

از ویکی شیعه

روضه امان‌نامه از روضه‌های شیعیان در ماه محرم که موضوع اصلی آن امان‌نامه‌ای است که شمر در جریان واقعه عاشورا برای عباس بن علی(ع) آورد ولی او نپذیرفت و در کنار امام حسین(ع) ماند. در این روضه ضمن پرداختن به صفت وفاداری حضرت عباس به امام حسین(ع)، صفات دیگر او مانند شجاعت و ایثار نیز ذکر می‌شود و در پایان، با شعر نحوه شهادت حضرت عباس(ع) خاونده می‌شود.

حضرت عباس علیه‌السلام

حضرت عباس (۶۱-۲۶ق)، فرزند امام علی(ع) و ام البنین؛ پرچمدار قافله امام حسین(ع) در واقعه کربلا که به ابوالفضل(ع)، قمر بنی هاشم و سَقّا شهرت دارد.[۱] عباس، نزد شیعیان از عالی‌مقامترین امامزادگان به شمار می‌آید. در ایران، روز تاسوعا (نهم محرّم) به نام ایشان معروف است و در این روز، به‌صورت ویژه برای او عزاداری شده و از فضایل او سخن می‌گویند.

بنابر گزارش‌های تاریخی، او در واقعه کربلا و در روز عاشورا، برای آوردن آب به سمت فرات رفت، اما در بازگشت، او را به شهادت رساندند.[۲]

امان‌نامه در منابع

در عصر تاسوعا، شمر، امان‌نامه‌ای برای عباس و برادرانش آورد و آنان را با عنوان خواهر زاده خطاب کرد،[۳] اما عباس به او اعتنایی نکرد، تا این که امام حسین(ع) از او خواست تا پاسخ شمر را بگوید. بنابر منابع، عباس به او گفت:

تَبَّت یداک وَ لُعِنَ ما جِئتَ بِهِ مِن اَمانِک یا عَدُوَّ اللهِ! اَتَأمُرُنا اَن نَترُک اَخانا وَسَیدنا الحُسَینَ بنَ فاطِمَةَ وَ نَدخُلَ فی طاعَةِ اللُّعَناءِ وَ اَولادِ اللُّعَناءِ؟! اَتُؤمِنُنا وَ ابنُ رَسولِ اللّهِ لااَمانَ لَهُ؟! (دست‌هایت بریده باد! لعنت بر امان نامه‌ای که آورده‌ای!‌ای دشمن خدا! آیا از ما می‌خواهی برادر و سرورمان حسین(ع) پسر فاطمه(س) را رها کنیم و زیر فرمان لعنت شدگان و فرزندان لعنت شدگان درآییم؟ آیا به ما امان می‌دهی در حالی که فرزند رسول خدا [حسین بن علی] در امان نیست؟!)[۴]

اما اینکه چرا شمر آنان را خواهر زاده خطاب کرد، به دلیل هم قبیله بودن وی با ام البنین مادر حضرت عباس است، زیرا ام البنین دختر حزام بن خالد از قبیله بنی کلاب[۵] و شمر نیز فرزند ذی الجوشن از همان قبیله بود.[۶]

روضه

در روضه امان نامه، به داستان امان آوردن شمر برای حضرت عباس(ع) پرداخته می‌شود. روضه خوان اشاره به رد امان نامه از طرف حضرت عباس(ع) کرده و از آنجا گریزی به قطع شدن دستانی می‌کند که حاضر به گرفتن امان‌نامه نشدند.[۷]

نمونه‌ای از اشعار

ریاضی یزدی
چون نُهم ماه محرم رسیدکار بِدان جا که نباید کشید
از عقبِ خیمه صدر جهانشاهِ فلک جاهِ ملک پاسبان
«شمر» به آواز تو را زد صداگفت: کجایید بَنُو اُخْتَنا؟!
تا برهانند ز هنگامه‌ات داد نشان خط امان‌نامه‌ات
رنگ پرید از رخ زیبای تو لرزه بیفتاد بر اعضای تو
من به امان باشم و جان جهاناز دم شمشیر و سنان، بی‌امان؟!
دست تو نگرفت امان نامه راتا که شد از پیکر پاکت جدا
مُزد تو زین سوختن و ساختندست سپر کردن و سر باختن
دست تو شد دست شه لا فتیخطّ تو شد خطّ امام خدا[۸]
غلامرضا سازگار
شام تاسوعا به دشت کربلاسرزمین البلاء قالوا بلی
شب، شب ایثار و عشق وشور بودجنگ سخت تیرگی بانور بود
حق و باطل ازدوسو بستندصفآن طرف تیغ،این طرف سرها به کف
آن طرف آغاز راه نار بوداین طرف پایان هجر یار بود
آن طرف صحبت ز سر انداختناین طرف حرف از سپر انداختن
آن طرف راهی که آغازش فناستاین طرف خطی که پایانش بقاست
آن طرف فرمانده شرّالناس بوداین طرف صاحب عَلَم عباس بود
دید آن دریای غیرت چشم نورآن سوی خیمه سیاهی را ز دور
آن سیاهی بود شمر زشت خوشمر نه،دنیای پست فتنه جو
این دنی دنیا که باتدبیر خامروزی از بهر علی گسترد دام
بارها می‌خواست طنازی کندبا امیرالمومنین بازی کند
شیر حق، زنجیری دامش نشدهم طلاقش داد و هم رامش نشد
بار دیگر خویش را آراستهاز پی عباس او برخاسته
زهر خندش به لب ودامش به دستآن شب آمد راه برعباس بست
گفت کای شیران شکار دام توای شجاعت را هراس ازنام تو
چند اینجا عبد دربارت کننپای آنسو نه که سردارت کنند
آن طرف در دست ساقی‌ها شراباین طرف لب‌ها کبود از قحط آب
آن طرف بر خلق آقایی کنیاین طرف لب تشنه سقایی کنی
آن طرف تا مُلک ری پر میکشیاین طرف خجلت ز اصغر میکشی
آن طرف درمقدمت سر افتداین طرف دستت ز پیکر افتد
آن طرف خط شهی آری به دستاین طرف مشک تهی داری به دست
خون شیر شیر حق آمد بجوشگفت هان‌ ای روبهک،لَختی خموش
بهر صید شیر دام انداختیبی خبر عباس رانشناختی
کربلا دریای خون،من ماهی امهرچه آید پیش، ثاراللّهی‌ام
عشق برده صبر و تاب از هوش منسر،گران باری بود بر دوش من
آن طرف دلها همه ازحق جداستاین طرف آغوش پر مهر خداست
آن طرف خشم خدای اکبر استاین طرف ریحانۀ پیغمبر است
آن طرف شیطان صدایم میکنداین طرف زینب دعایم میکند
آن طرف بر گردنم دِین است،دِیناین طرف دست مرا بوسد حسین
آن طرف ننگ ابد ماند مرااین طرف زهرا پسر خواند مرا

پانویس

  1. ابن نما حلی، مثیر الاحزان، ص۲۵۴؛ اصفهانی، مقاتل الطالبین، ص۸۹.
  2. خوارزمی، مقتل الحسین(ع)، ج۲، ص۳۴؛ حادثه کربلا در مقتل مقرم، ص۲۶۲.
  3. بلاذری، أنساب‌الأشراف، ج‌۳، ص:۱۸۳(چاپ‌ زکار، ج‌۳، ص:۳۹۰)
  4. ابن اعثم، الفتوح، ج۵، ص۹۴؛ حائری، معالی السبطین، ج۱، ص۴۳۳؛ ابی مخنف، وقعة الطف، صص۲۲۰و۲۱۹.
  5. طبری، تاریخ طبری، ج۴، ص۱۱۸
  6. العقد الفرید، ابن عبدربّه، ج۳، ص۳۱۸-۳۲۰.
  7. کاروان شعر عاشورایی، پروانه، ص۵۸۹.
  8. کاروان شعر عاشورایی، پروانه، ص:۵۸۹.

منابع

  • ابن اعثم الکوفی، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، چاپ اول، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
  • ابن عبدربه، العقدالفرید، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶
  • ابی مخنف، لوط بن یحیی، وقعة الطف، تحقیق هادی یوسفی غروی، المجمع العالمی لاهل البیت، ۱۴۲۷ق.
  • اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، تحقیق احمد صقر، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۷م.
  • امین، سید محسن، اعیان الشیعه.
  • بلاذری، أحمد بن یحیی بن جابر، کتاب جمل من انساب الأشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت،‌دار الفکر، ط الأولی، ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
  • حائری مازندرانی، محمد مهدی، معالی السبطین، بیروت، مؤسسة النعمان، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
  • حلی، ابن نما، مثیر الاحزان، ترجمه علی کرمی، قم، نشر حاذق، اول، ۱۳۸۰ش.
  • خوارزمی، الموفق بن احمد، مقتل الحسین(ع)، تحقیق و تعلیق محمد السماوی، قم، انوار الهدی، الاولی، ۱۴۱۸ق.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک(تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷.
  • سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، تحقیق حسین تقی‌زاده، مرکز الطباعة و النشر للمجمع العالمی لاهل البیت، الاولی، ۱۴۲۶ق.
  • مقرم، عبدالرزاق، حادثه کربلا در مقتل مقرم، ترجمه محمد جواد مولائی نیا، قم، انتشارات جلوه کمال، سوم، ۱۳۸۷ش.
  • مجاهدی، محمد علی، زمزم، قم، ۱۳۸۶ش، چاپ اول.