پرش به محتوا

صاحب بن عباد

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه
صاحب بن عباد
شناسنامه
نام کاملاسماعیل بن عَبّاد مشهور به صاحب بن عَبّاد
لقبصاحب، کافی الکفاة، الکافی الأوحد، امین
نسبخاندانی ایرانی
زادروز۳۲۶ق
شهر تولدطالقان در منطقه دیلم، یا در اصطخر فارس
تاریخ درگذشت۲۴ صفر، سال ۳۸۵ق
شهر درگذشتری
آرامگاهاصفهان
فرزندانیک دختر
مذهبشیعه
پیشهکتابت، وزارت
اطلاعات سیاسی
مناصبکاتب و وزیر دولت آل بویه
پس ازابوالفضل بن عمید وزیر
تألیفاتالإبانة عن مذهب أهل العدل، دیوان الصاحب بن عباد، رسالة فی الطب..

صاحِب بْنِ عَبّاد (۳۲۶-۳۸۵ق)، از وزیران آل‌بویه، ادیب، شاعر، متکلم و نویسنده قرن چهارم قمری بود. به گزارش منابع تاریخی، او از جوانی در دستگاه اداری ابن‌عمید، وزیرِ رکن‌الدوله دیلمی، به فعالیت پرداخت و پس از مرگ وی، به وزارت مؤیدالدوله رسید. به گفته پژوهشگران، صاحب بن عباد پس از درگذشت مؤیدالدوله در تثبیت حکومت فخرالدوله نقش مؤثری داشت و تا پایان عمر، نزدیک به هجده سال منصب وزارت را در اختیار داشت. وی نخستین وزیری دانسته شده که لقب «صاحب» را دریافت کرد و به سبب شایستگی‌های اداری و سیاسی خود، به «کافی‌الکفاة» (سرآمد کارگزاران) شهرت یافت.

درباره گرایش‌های مذهبی و فکری صاحب بن عباد دیدگاه‌های گوناگونی مطرح شده است. برخی منابع او را دارای گرایش‌های زیدی و معتزلی دانسته‌اند، درحالی‌که شماری از دانشمندان شیعه، از جمله سید محسن امین، بر امامی‌بودن او تأکید کرده‌اند. شیخ صدوق نیز در مقدمه عیون اخبار الرضا از علاقه و اعتقاد وی به اهل‌بیت(ع) یاد کرده و تصریح می‌کند که این کتاب را به پاس دو قصیده صاحب بن عباد در مدح امام رضا(ع) به او تقدیم کرده است.

صاحب بن عباد را شاعری دوزبانه (عربی و فارسی)، متکلمی معتزلی و حامی دانشمندان دانسته‌اند که با ایجاد محافل علمی در ری و اصفهان و تأسیس کتابخانه‌ای بزرگ، نقش مهمی در رونق علمی عصر آل‌بویه داشت و در مجالس او بحث و مناظره با حضور دانشمندانی همچون شیخ صدوق جریان داشت. برای او میان ۱۸ تا ۳۷ اثر ذکر شده که از مهم‌ترین آن‌ها «الإبانة عن مذهب أهل العدل»، «المحیط فی اللغة» و «دیوان» اوست. درباره گرایش‌های فرهنگی‌اش دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد، اما با سرودن اشعاری در ستایش واقعه غدیر، وفاداری خود را به ولایت امیرالمؤمنین (ع) ابراز می‌داشت.

زندگی‌نامه و شخصیت سیاسی اجتماعی

به گزارش منابع تاریخی، صاحب بن عباد با نام اسماعیل و کنیه ابوالقاسم و با القاب «صاحب»،[۱] «کافی الکُفاة»،[۲] «الکافی الأوحد»[۳] و «امین»[۴] در ذی‌القعده[۵] سال ۳۲۶ق[۶] در طالقانِ دیلم[۷] یا به قولی در اصطخر فارس،[۸] از خاندان ایرانی به دنیا آمد[۹] پدرش عبّاد نیز اهل علم و فضل معرفی شده است[۱۰] که در بغداد، اصفهان و ری دانش آموخته و از مکتب اعتزال دفاع می‌کرد و فرزندش صاحب و ابن‌مردویه اصفهانی از او روایت می‌کرده‌اند.[۱۱]

منابع تاریخی از صاحب بن عباد به‌عنوان شخصیتی کریم، سخی و نیکوکار یاد کرده‌اند[۱۲] و علی‌رغم برخی گزارش‌ها مبنی بر سبک‌سری او، مکارم اخلاقی قابل توجهی به او نسبت داده شده است.[۱۳] و گزارش کرده‌اند که ویژگی‌هایی نظیر نیکوکاری، نوع‌دوستی و گشاده‌دستی را به ارث برده بود و همواره با گشاده‌رویی، پذیرای نیازمندان بود.[۱۴] اما در مقابل، در کتاب «معجم‌الادباء» ضمن اشاره به اقتدار سیاسی او در مقام وزارت، بر خشم، سخت‌گیری در بازخواست و عدم ترحمِ او تأکید شده است.[۱۵] علاوه‌بر این، ابوحَیّان توحیدی در کتاب «مثالب الوزیرین»، با نگاهی انتقادی، به نقد تندِ عملکرد و بازنماییِ نقاط ضعف صاحب بن عباد پرداخته است.[۱۶]

صاحب بن عباد در مقام وزارت فخرالدوله، در ۲۴ صفر ۳۸۵ق[۱۷] در ری درگذشت[۱۸] و پیکرش پس از انتقال به اصفهان[۱۹] در محله باب دَریه دفن شد.[۲۰] از او تنها یک دختر باقی ماند[۲۱] که بخشی از سادات همدان ،از طریق همین دختر، نسب خود را به امام حسن(ع) می‌رسانند.[۲۲]

جایگاه علمی و فرهنگی

به گفته پژوهشگران، صاحب بن عباد دانشمندی برجسته، شاعر، ادیب و نویسنده‌ای توانا[۲۳] با حافظه‌ای قوی بود[۲۴] که در دوران حضورش در ری و اصفهان، محفل علمی و ادبی پرباری را گرد آورده[۲۵] و کتابخانه‌ای عظیم فراهم کرده بود که حمل آن به چهارصد شتر نیاز داشت.[۲۶] به گزارش منابع ، شیخ صدوق در دوران وزارت صاحب‌ بن عباد، از قم به ری آمد و در مجالس علمی رکن‌الدوله و صاحب بن عباد به بحث و مناظره می‌پرداخت[۲۷] که بخشی از آن در منابعی مانند مجالس المؤمنین آمده است.[۲۸] همچنین برخی از نویسندگان آثار علمی خود را به صاحب بن عباد تقدیم کرده‌اند آثاری همچون عیون اخبار الرضا،[۲۹] لطائف المعارف،[۳۰] نفی التشبیه[۳۱] به صاحب بن عباد اهدا شده است.

صاحب بن عباد به‌عنوان شاعری ذو‌اللسانین (عربی و فارسی) شناخته می‌شد[۳۲] و برخی منابع او را رقیب ادبی شمس‌المعالی قابوس دانسته‌اند.[۳۳] بااین‌حال، گزارش حموی نشان می‌دهد که تخصص اصلی او علم کلام به شیوه معتزله بوده و در عین حال، با حکمت و علوم وابسته به آن مانند نجوم، طب، موسیقی، منطق و هندسه سرسختانه مخالفت می‌ورزیده و از فلسفه الهی بی‌بهره بوده است؛[۳۴] همچنین، ابن‌رازی ایلاقی، محدث و فقیه شیعی، هم‌دوره او بوده و از وی روایت کرده است.[۳۵]

وزارت

مطابق با شواهد تاریخی، صاحب بن عباد پس از فتح ری به دست رکن‌الدوله،[۳۶] وارد این شهر شد[۳۷] و از دوران جوانی در دستگاه ابن‌عمید، وزیر رکن‌الدوله، به فعالیت‌های دیوانی پرداخت.[۳۸] به گزارش متابع تاریخی، صاحب بن عباد، پس از طی مدارج اجرایی، از جمله منصب کتابت،[۳۹] سرانجام پس از کشته‌شدن ابن‌عمید، در سال ۳۶۷[۴۰] یا ۳۶۸ق[۴۱] به وزارت مؤیدالدوله رسید و در شمار برجسته‌ترین کارگزاران آل‌بویه قرار گرفت.[۴۲] او پس از درگذشت مؤیدالدوله در سال ۳۷۳ق،[۴۳] با تأثیرگذاری در فرآیند انتقال قدرت به فخرالدوله،[۴۴] در منصب خویش ابقا گردید[۴۵] و تا پایان عمر منصب وزارت را حفظ کرد؛ به‌گونه‌ای که مجموعاً حدود هجده سال وزیر آل‌بویه بود.[۴۶]

براساس گزارش مورخان، صاحب بن عباد، نخستین وزیری بود که لقب «صاحب» را دریافت کرد؛[۴۷] عنوانی که به‌دلیل مصاحبت او با ابن‌عمید [۴۸]یا مؤیدالدوله به وی داده شد[۴۹] و پس از آن در میان وزرای آن دوران رواج یافت.[۵۰] همچنین، او به پاس شایستگی‌های چشمگیر در امور دیوانی، به لقب «کافی‌الکفاة» ملقب شد[۵۱] در منابع از وی با عنوان «صاحب کافی» نیز یاد شده است.[۵۲] به گفته پژوهشگران تاریخی، صاحب بن عباد در سال ۳۷۸ق سکه‌ای به وزن هزار مثقال برای فخر‌الدوله ضرب می‌کند که علاوه‌بر القابی برای وی (مانند شاهنشاه) لقب کافی الکُفاة خود را نیز روی سکه نقش می‌زند.[۵۳]

بنابر گزارش منابع، صاحب بن عباد، در رفع مشکل کم‌آبی و اصلاح قنات‌های قم[۵۴] و نیز سامان‌دهی خراج این شهر مشارکت داشت.[۵۵] همچنین نقل شده است که به دستور وی، حصار ویران‌شده شهر قزوین بازسازی شد.[۵۶]

مذهب

حموی صاحب بن عباد را حامی مذهب اُشنانی[۵۷] که به‌گفته برخی، نشان‌دهنده گرایش شیعی است[۵۸] و حتی او را در اصول زیدی و در فروع حنفی معرفی می‌کند؛[۵۹] در مقابل، در اعیان الشیعه بر شیعه دوازده‌امامی بودن او تأکید شده است.[۶۰] همچنین شیخ صدوق، در مقدمه عیون اخبارالرضا، صاحب را کسی می‌داند که به علوم و روایات اهل‌بیت(ع)[۶۱] دل بسته و امامت آنان را پذیرفته است،[۶۲] و تصریح می‌کند که این کتاب را برای قدردانی از دو قصیده صاحب بن عباد در مدح امام رضا(ع) به صاحب تقدیم می‌کند.[۲۹] از قاضی عبدالجبار معتزلی که هم‌عصر و منصوب صاحب در قضاوتِ ری بود،[۶۳] نقل شده که پس از مرگ صاحب گفته او را مشمول رحمت نمی‌داند،[۶۴] چون بدون توبه درگذشته است.[۶۵]

آثار و گرایش‌های فکری و فرهنگی

در حوزه تألیفات صاحب بن عباد، گزارش‌های متفاوتی ارائه شده است؛ به‌گونه‌ای که برخی پژوهشگران شمار آثار او را هجده عنوان[۶۶] و برخی دیگر میان ۳۰[۶۷] تا ۳۷ عنوان دانسته‌اند.[۶۸] از میان این آثار، چهارده کتاب همراه با مشخصات محقق، محل انتشار و سال چاپ معرفی شده است.[۶۹] «الإبانة عن مذهب أهل العدل»، «المحیط فی اللغة» و «دیوان الصاحب بن عباد» از مشهورترین آثار منسوب به او به شمار می‌روند.[۷۰]

درباره گرایش‌های فرهنگی و فکری صاحب بن عباد نیز دیدگاه‌های متفاوتی مطرح شده است. برخی، از جمله مصحح روضات‌الجنات، او را متعصب به زبان عربی و مخالف عناصر ملی ایرانی دانسته‌اند.[۷۱] در مقابل، سید محسن امین معتقد است که هرچند صاحب بن عباد در دین، ادب و گرایش‌های ضدشعوبی خود به فرهنگ عربی تمایل داشت و اشعاری در ستایش آن می‌سرود، اما این امر بر هویت و اصالت فارسی او غلبه نداشت.[۷۲] وی در اشعار خود با استناد به واقعه غدیر، بر ولایت امیرالمؤمنین(ع) تأکید می‌کرد و آن حضرت را مایه رفعت و شرافت مفهوم «عُلی» (بلندی) می‌دانست.[۷۳]

صاحب بن عباد
وَ قَالُوا: عَلِیٌّ عَلاَ، قُلْتُ: لاَ
فَإنَّ الْعُلَی بِعَلیٍّ عَلاَ
گفتند: «علی به بلندی و رفعت رسید
گفتم: «نه؛ بلکه بلندی و رفعت به‌واسطه علی اوج گرفت
وَ لَکِنْ أقُولُ کَقَوْلِ النَّبِیِّ
وَ قَدْ جَمَعَ الْخَلْقَ کُلَّ الْمَلاَ
اما من همان سخنی را می‌گویم که پیامبر فرمود
آن‌گاه که همه مردم را در آن اجتماع بزرگ گرد آورد
ألاَ إنَّ مَنْ کُنْتُ مَوْلیً لَه
یُوَالِی عَلِیّاً وَ إلاّ فَلاَ
آگاه باشید! هر کس که من سرپرست و مولای اویم
باید علی را نیز ولی و مولای خود بداند، وگرنه راهی جز این نیست


پانویس

  1. حموی، معجم الأدباء، ۱۴۰۰ق، ج۶، ص۱۶۸.
  2. حموی، معجم الأدباء، ۱۴۰۰ق، ج۶، ص۱۶۸.
  3. ابن‌مسکویه، تجارب الامم، ۱۳۷۹ش، ج۷، ص۳۰۹
  4. حموی، معجم الأدباء، ۱۴۰۰ق، ج۶، ص۱۷۰.
  5. حموی، معجم الأدباء، ۱۴۰۰ق، ج۶، ص۱۷۱.
  6. حموی، معجم الأدباء، ۱۴۰۰ق، ج۶، ص۱۷۱؛‌ ابن‌اثیر جزری، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۸، ص۳۵۲.
  7. حموی، معجم الأدباء، ۱۴۰۰ق، ج۶، ص۱۶۸؛ امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۳، ص۳۲۹.
  8. امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۳، ص۳۲۹.
  9. لغت‌نامه دهخدا، «صاحب بن عباد».
  10. حموی، معجم الأدباء، ۱۴۰۰ق، ج۶، ص۱۷۲.
  11. حموی، معجم الأدباء، ۱۴۰۰ق، ج۶، ص۱۷۱.
  12. یان ریپکا، تاریخ ادبیات ایران از دوران باستان تا قاجاریه، ۱۳۸۱ش، ص۱۶۹؛ ابن‌اثیر جزری، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۹، ص۱۱۰؛ ابن‌اثیر جزری، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ۱۳۷۱ش، ج۲۱، ص۲۲۵.
  13. حموی، معجم الأدباء، ۱۴۰۰ق، ج۶، ص۱۷۳؛ حموی، معجم الأدباء، ترجمه آیتی، ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۲۹۸.
  14. زمچی، روضات الجنات، ۱۳۳۸ش، ج۱، ص۵۳۲.
  15. حموی، معجم الأدباء، ۱۴۰۰ق، ج۶، ص۱۷۴و۱۷۵؛ حموی، معجم الأدباء، ترجمه آیتی، ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۲۹۸.
  16. سجادی، تاریخ جامع ایران، ۱۳۹۴ش، ج۸، ص۳۱؛ برای اطلاع بیشتر از مدح و ذم‌ها و نظر ابوحیان نگاه کنید به: امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۳، ص۳۳۰-۳۳۷ (و نیز درباره حلم و کرم و سخاوتش، ص۳۴۷و۳۴۸ را بخوانید).
  17. حموی، معجم الأدباء، ۱۴۰۰ق، ج۶، ص۱۷۱ (به استناد به گزارش ابونعیم الحافظ).
  18. چلپی، ترجمه تقویم التواریخ، ۱۳۷۶ش، ص۸۲؛ گردیزی، زین الاخبار، ۱۳۶۳ش، ص۳۷۲؛ ابن‌مسکویه، تجارب الامم، ۱۳۷۹ش، ج۷، ص۳۰۹؛ ابن‌اثیر جزری، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۹، ص۱۱۰؛ ابن‌اثیر جزری، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ۱۳۷۱ش، ج۲۱، ص۲۲۵.
  19. ابن‌اثیر جزری، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ۱۳۷۱ش، ج۲۱، ص۲۲۶.
  20. امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۳، ص۳۲۹.
  21. امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۳، ص۳۲۹.
  22. نواده مهلب، مجمل التواریخ و القصص، [بی‌تا]، ص۴۵۹.
  23. ابن‌اثیر جزری، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۹، ص۱۱۰؛ ابن‌اثیر جزری، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ۱۳۷۱ش، ج۲۱، ص۲۲۵؛ یان ریپکا، تاریخ ادبیات ایران از دوران باستان تا قاجاریه، ۱۳۸۱ش، ص۱۶۹.
  24. حموی، معجم الأدباء، ۱۴۰۰ق، ج۶، ص۱۷۴؛ حموی، معجم الأدباء، مترجم: عبدالمحمد آیتی، ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۲۹۸.
  25. پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ۱۳۸۰ش، ص۱۷۹.
  26. ابن‌اثیر جزری، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۹، ص۱۱۰؛ ابن‌اثیر جزری، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ۱۳۷۱ش، ج۲۱، ص۲۲۵؛ خوند میر، مآثر الملوک، ۱۳۷۲ش، ص۱۱۸؛ یان ریپکا، تاریخ ادبیات ایران از دوران باستان تا قاجاریه، ۱۳۸۱ش، ص۲۱۴.
  27. شیخ صدوق، الخصال، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۲۰.
  28. شیخ صدوق (۳۸۱ق)، الخصال، ترجمه: مرتضی مدرس گیلانی، ۱۳۶۲ش، ج۱، مقدمه، ص۶.
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ شیخ صدوق، الخصال، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۱۹ ۲۳.
  30. براون، تاریخ ادبیات ایران از فردوسی تا سعدی، ۱۳۶۷ش، ج۱، ص۱۴۵.
  31. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ترجمه: غفاری، ۱۳۶۷ش، مقدمه، ج۱، ص۱۹.
  32. یان ریپکا، تاریخ ادبیات ایران از دوران باستان تا قاجاریه، ۱۳۸۱ش، ص۲۱۴.
  33. یان ریپکا، تاریخ ادبیات ایران از دوران باستان تا قاجاریه، ۱۳۸۱ش، ص۱۷۹.
  34. حموی، معجم الأدباء، ۱۴۰۰ق، ج۶، ص۱۷۴و۱۷۵؛ حموی، معجم الأدباء، مترجم: عبدالمحمد آیتی، ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۲۹۸.
  35. بروجردی، جامع أحادیث الشیعة، ۱۳۸۶ش، ج۲۵، ص۲۳.
  36. ابن‌مسکویه، تجارب الامم، ۱۳۷۹ش، ج۶، ص۱۳۹.
  37. لغت‌نامه دهخدا، «صاحب بن عباد».
  38. حموی، معجم الأدباء، ۱۴۰۰ق، ج۶، ص۱۷۱؛ لغت‌نامه دهخدا، «صاحب بن عباد».
  39. ابن مسکویه، تجارب الامم، ۱۳۷۹ش، ج۶، ص۲۰۷.
  40. مستوفی، تاریخ گزیده، ۱۳۶۴ش، ص۴۱۷؛ حموی، معجم الأدباء، ۱۴۰۰ق، ج۶، ص۱۷۲ و نیز نگاه کنید به: سجادی، تاریخ جامع ایران، ۱۳۹۴ش، ج۸، ص۳۴.
  41. حسینی خاتون‌آبادی، وقایع السنین و الاعوام، ۱۳۵۲ش، ص۲۳۷.
  42. پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ۱۳۸۰ش، ص۱۷۹.
  43. ابن‌اثیر جزری، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ۱۳۷۱ش، ج۲۱، ص۱۴۶.
  44. پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ۱۳۸۰ش، ص۱۶۸ و ۱۷۹؛ و نیز نگاه کنید به: فضل الله همدانی، جامع التواریخ، ۱۳۸۶ش، ص۲۹؛ ابن‌اثیر جزری، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۹، ص۲۶؛ عتبی، الیمینی، ۱۴۲۴ق، ص۷۰؛ سجادی، تاریخ جامع ایران، ۱۳۹۴ش، ج۷، ص۷۱۴.
  45. پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، ۱۳۸۰ش، ص۱۶۸ و ۱۷۹؛ و نیز نگاه کنید به: فضل الله همدانی، جامع التواریخ، ۱۳۸۶ش، ص۲۹؛ ابن‌اثیر جزری، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۹، ص۲۶؛ عتبی، الیمینی، ۱۴۲۴ق، ص۷۰؛ سجادی، تاریخ جامع ایران، ۱۳۹۴ش، ج۷، ص۷۱۴.
  46. حسینی خاتون‌آبادی، وقایع السنین و الاعوام، ۱۳۵۲ش، ص۲۳۷؛ حموی، معجم الأدباء، ۱۴۰۰ق، ج۶، ص۱۷۱.
  47. لغت‌نامه دهخدا، «صاحب بن عباد».
  48. حسینی منشی، ریاض الفردوس خانی، ۱۳۸۵ش، ص۱۲۸ و ۱۲۹.
  49. امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۳، ص۳۲۹؛ لغت‌نامه دهخدا، «صاحب بن عباد».
  50. لغت‌نامه دهخدا، «صاحب بن عباد».
  51. حموی، معجم الأدباء، ۱۴۰۰ق، ج۶، ص۱۷۱؛ لغت‌نامه دهخدا، «صاحب بن عباد».
  52. فضل الله همدانی، جامع التواریخ، ۱۳۸۶ش، ص۴۶؛‌ حسینی فسایی، فارس نامه ناصری، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۲۴۱.
  53. سجادی، تاریخ جامع ایران، ۱۳۹۴ش، ج۸، ص۴۰.
  54. قمی، تاریخ قم، ۱۳۸۵ش، ص۳۱.
  55. قمی، تاریخ قم، ۱۳۸۵ش، ص۳۶۹.
  56. شاردن، سفرنامه شاردن، ۱۳۷۲ش، ص۵۰۹ و ۵۱۰.
  57. حموی، معجم الأدباء، ۱۴۰۰ق، ج۶، ص۱۷۰.
  58. حموی، معجم الأدباء، مترجم: عبدالمحمد آیتی، ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۲۹۶ (پاورقی شماره ۴).
  59. حموی، معجم الأدباء، ۱۴۰۰ق، ج۶، ص۱۷۴؛ حموی، معجم الأدباء، مترجم: عبدالمحمد آیتی، ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۲۹۸.
  60. امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۳، ص۳۳۷ (و نیز برای اطلاع از دیدگاه‌های مختلف درباره مذهب صاحب، ص۳۳۸و۳۳۹ را بخوانید).
  61. حموی، معجم الأدباء، ۱۴۰۰ق، ج۶، ص۱۷۰.
  62. شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا، مقدمه، ج۱، ص۲.
  63. ابن‌اثیر جزری، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ۱۳۷۱ش، ج۲۱، ص۲۲۶.
  64. حسینی خاتون‌آبادی، وقایع السنین و الاعوام، ۱۳۵۲ش، ص۲۵۰.
  65. ابن‌اثیر جزری، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ۱۳۷۱ش، ج۲۱، ص۲۲۶.
  66. صاحب، المحیط فی اللغة، ۱۴۱۴ق، ج۱، مقدمه، ص۱۲.
  67. امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۳، ص۳۵۱و۳۵۲.
  68. صاحب، المحیط فی اللغة، ۱۴۱۴ق، ج۱، مقدمه، ص۱۲.
  69. صاحب، المحیط فی اللغة، ۱۴۱۴ق، ج۱، مقدمه، ص۱۲۱۴.
  70. صاحب، المحیط فی اللغة، ۱۴۱۴ق، ج۱، مقدمه، ص۱۲۱۶.
  71. زمچی، روضات الجنات، ۱۳۳۸ش، ج۱، ص۵۳۴.
  72. امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۳، ص۳۳۷.
  73. طهرانی، امام شناسی، ج۶، ص۱۱.

منابع

  • ابن‌اثیر جزری، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت:، دار الصادر، ۱۳۸۵ق / ۱۹۶۵م.
  • ابن‌اثیر جزری، علی بن محمد، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، مترحم: عباس خلیلی، ابو القاسم حالت، تهران، مؤسسه مطبوعات علمی، چاپ اول، ۱۳۷۱ش.
  • ابن‌مسکویه، احمد بن علی، تجارب الامم، مصحح: ابو القاسم امامی، تهران، سروش، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش.
  • اشپولر، برتولد، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، مترحم: جواد فلاطوری و مریم میر احمدی، تهران، علمی و فرهنگی، چاپ چهارم، ۱۳۷۳ش.
  • امین، سید محسن، اعیان الشیعه، تحقیق: حسن امین،‌ بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۰۶ق.
  • براون، ادوارد، تاریخ ادبیات ایران از فردوسی تا سعدی، مترجم: فتح الله مجتبائی و غلام حسین صدری افشار، تهران، مروارید، چاپ چهارم، ۱۳۶۷ش.
  • بروجردی، سید محمدحسین، جامع أحادیث الشیعة، مصحح: جمعی از محققان، تهران، فرهنگ سبز، چاپ اول، ۱۳۸۶ش.
  • پیرنیا، حسن و عباس اقبال آشتیانی، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه، تهران، خیام، چاپ نهم، ۱۳۸۰ش.
  • چلپی، مصطفی بن عبدالله، ترجمه تقویم التواریخ، مترجم: ناشناخته، مصحح: میر هاشم محدث، تهران، احیاء کتاب، چاپ اول، ۱۳۷۶ش.
  • حسینی خاتون‌آبادی، سید عبدالحسین، وقایع السنین و الاعوام، مصحح: محمد باقر بهبودی، تهران، کتاب‌فروشی اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۵۲ش.
  • حسینی فسایی، حاج میرزا حسن، فارس نامه ناصری، مصحح: منصور رستگار فسایی، تهران، امیرکبیر، چاپ سوم، ۱۳۸۲ش.
  • حسینی منشی، محمد میرک بن مسعود، ریاض الفردوس خانی، مصحح: ایرج افشار و فرشته صرافان، تهران، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.
  • خوند میر، غیاث الدین، مآثر الملوک، مصحح: میر هاشم محدث، تهران، رسا، چاپ اول، ۱۳۷۲ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغتنامهٔ دهخدا، تهران، مؤسسهٔ لغتنامه دهخدا، ۱۳۴۱ش.
  • زمچی اسفزاری، معین الدین محمد، روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات، مصحح: سید محمد کاظم امام، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۳۸ش.
  • سجادی، صادق، تاریخ جامع ایران، زیر نظر: کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۹۴ش.
  • شاردن، سفرنامه شاردن، ترجمه: اقبال یغمایی، تهران، توس، چاپ اول، ۱۳۷۲ش.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، الخصال، ترجمه: محمدباقر کمره‌ای، تهران، کتابچی، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، الخصال، ترجمه: مرتضی مدرس گیلانی، تهران، جاویدان، چاپ اول، ۱۳۶۲ش.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، کتاب المواعظ، ترجمه: عزیزالله عطاردی، تهران، مرتضوی، چاپ اول، [بی‌تا].
  • صاحب، اسماعیل بن عباد، المحیط فی اللغة، مصحح: محمد حسن آل یاسین، بیروت، عالم الکتاب، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
  • عتبی، محمد بن عبد الجبار، الیمینی، مصحح: احسان ذنون الثامری، بیروت، دار الطلیعة، چاپ اول، ۱۴۲۴ق / ۲۰۰۴م.
  • فضل الله همدانی، رشید الدین، جامع التواریخ (تاریخ سامانیان و بویهیان و غزنویان)، مصحح: محمد روشن، تهران، میراث مکتوب، چاپ اول، ۱۳۸۶ش.
  • قمی، حسن بن محمد بن حسن، تاریخ قم، ترجمه: حسن بن علی بن عبد الملک قمی، مصحح: محمد رضا انصاری قمی، قم، کتاب‌خانه آیت الله العظمی مرعشی نجفی، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.
  • گردیزی، ابی سعید عبد الحی بن الضحاک، زین الاخبار، مصحح: عبدالحی حبیبی، تهران، دنیای کتاب، چاپ اول، ۱۳۶۳ش.
  • مستوفی، حمد الله، تاریخ گزیده، مصحح: عبد الحسین نوایی،‌تهران، چاپ سوم، ۱۳۶۴ش.
  • ملایری، محمد مهدی، تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی، تهران: توس، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.
  • نواده مهلب پسر محمد پسر شادی، مجمل التواریخ و القصص، مصحح: ملک الشعراء بهار و بهجت رمضانی، تهران، کلاله خاور، چاپ دوم، بی‌تا.
  • یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الأدباء، بیروت، دار الفکر، چاپ سوم، ۱۴۰۰ق / ۱۹۸۰م.
  • یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الأدباء، مترجم: عبدالمحمد آیتی، تهران:، سروش، ۱۳۸۱ش.
  • یان ریپکا، تاریخ ادبیات ایران از دوران باستان تا قاجاریه، ترجمه: عیسی شهابی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، ۱۳۸۱ش.