عبدالله بن خباب بن ارت

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

عبدالله بن خَبّاب بن اَرَتّ از یاران حضرت علی(ع)، وی در جنگ جمل و صفین در رکاب حضرت علی(ع) جنگید. و پیش از جنگ نهراوان به همرا ه همسرش به دست خوارج به شهادت رسیدند. شهادت آنان را علت وقوع جنگ نهروان دانسته‌اند.

تولد

پدر وی خباب بن ارت از صحابه پیامبر(ص) بود.[۱] عبدالله در زمان رسول خدا(ع) متولد شد، وی به خیر و صلاح معروف بود.[۲]وی را از عابدترین و نیکوکارترین یاران حضرت علی(ع) دانسته‌اند.[۳]

صحابی حضرت علی

عبدالله را از مردان شجاع دانسته‌اند.[۴] در جنگ جمل در رکاب حضرت علی(ع) با ناکثین جنگید، وی همچنین در جنگ صفین حضور داشته[۵] عبدالله در ماجرای حکمیت جزء شاهدان بود.[۶] او در جریان حکیمت در حضور حضرت علی(ع) خطبه‌ای خواند و آمادگی خود را برای ادامه جنگ ابراز داشت.[۷]بعضی او را کارگزار حضرت علی در نهروان دانسته‌اند.[۸]

شهادت

خوارج عبدالله و همسرش را در مسیر بصره به کوفه دستگیر کردند[۹] و نظر وی درباره را حضرت علی(ع) قبل از حکمیت و پس از آن را جویا شدند و وی را از شیفتگان حضرت علی(ع) یافتند.[۱۰][۱۱] خوارج ابتدا به عبدالله امان داده و از او خواستند حدیثی از پیامبر(ص) نقل کند، عبدالله گفت: پدرم از رسول خدا(ص) روایت کرده است، بعد از من فتنه‌ای پیش می‌آید که قلب مرد در آن می‌میرد، همچنان که بدنش می‌میرد، شب مؤمن است و روز کافر.»

این حدیث به مذاق آنان خوش نیامد و گفتند: به خدا سوگند، تو را طوری خواهیم کشت که قبل از تو کسی آن طور کشته نشده باشد. آن گاه وی را گرفته و دستهایش را بستند. وی را همراه همسرش که حامله بود به زیر درخت خرمایی آوردند. در این هنگام خرمایی از آن درخت بر زمین افتاد، یکی از خوارج آن خرما را خورده و مورد اعتراض دوستانش قرار گرفت که آیا بدون اجازه خرمای دیگری را می‌خوری. مرد خرما را از دهان بیرون انداخت. یکی از خوارج شمشیر کشید و خوکی از اهل ذمه را کشت. بعضی از همراهان معترض شدند. مردی که خوک را کشته بود، نزد صاحب آن رفته و صاحب آن را راضی کرد.

ابن خباب وقتی کارهای آنان را دید گفت: اگر شما در آنچه انجام می‌دهید صادق باشید، آسیبی از شما به من نخواهد رسید. به خدا سوگند من در اسلام کاری انجام نداده‌ام که موجب بیرون رفتن من از اسلام گردد. من مؤمن هستم شما به من امان دادید.[۱۲] خوارج گفتند: کشتن تو و این خوک برای ما یکسان است و وی را به شهادت رسانده[۱۳] و خونش در آب جاری شد.[۱۴] سپس به سراغ همسر عبدالله رفتند، وی گفت من زنم آیا از خدا نمی‌ترسید اما آنان شکشمش را پاره کردند[۱۵] و جنین او را نیز سر بریدند.[۱۶]

قاتل وی مسعر بن فدکی تمیمی بود.[۱۷] ابن خباب را اولین شهید توسط خوارج دانسته‌اند.[۱۸]

واکنش حضرت علی(ع)

حسین پناهی در نقش ابن خباب در سریال امام علی

حضرت علی(ع) پس از شنیدن ماجرای شهادت عبدالله‌، اندوهناک شده سخنانی گفتند که حاضرین به گریه افتادند.[۱۹]
امام که تا آن زمان با خوارج مدارا می‌کرد پس از شنیدن خبر شهادت ابن خباب، حرث بن مره عبدی را برای بررسی موضوع به نزد خوارج فرستاد، خوارج وی را نیز به شهادت رساندند.[۲۰] گزارش این کار نیز به امام(ع) رسید، امام به نهروان رفته و از آنان خواست که به صلح بازگردند ولی آنان جز به جنگ تن ندادند.[۲۱] سپس امام جریان شهادت ابن خباب را از آنان جویا شد، همه آنان اقرار کردند و گفتند: آن گونه که او را کشتیم، تو را نیز می‌کشیم. حضرت فرمود: به خدا سوگند! اگر همه اهل دنیا این چنین به قتل او اعتراف کنند و من بتوانم همه آنان را در برابر قتل او بکشم، می‌کشم...»[۲۲]
امام قاتل ابن خباب را از آنان مطالبه کرد تا قصاص نماید و بقیه خوارج درگذرد. خوارج گفتند: ما همگی در کشتن آنان شریک بوده‌ایم.[۲۳] سپس بین امام و خوارج سخنانی رد و بدل شد تا اینکه خوارج در میان خود ندا دادند کسی با یاران علی سخنی نگوید و خود را برای جنگ با آنان آماده کند.[۲۴]

سریال امام علی(ع)

در سریال امام علی به کارگردانی داود میرباقری، حسین پناهی نقش ابن خباب را بازی کرد.

پانویس

  1. إحقاق الحق، الشوشتری،ج۳۲، ص:۵۳۳
  2. المنتظم، ابن الجوزی، ج۵،ص:۱۴۳
  3. الهدایة الکبری، الخصیبی،ص:۱۳۶
  4. الفتوح، ابن أعثم،ج۴،ص:۲۰۲
  5. الهدایة الکبری، الخصیبی،ص۴۱۱
  6. نامه‌ها و پیمانهای حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم،ص۶۱۳
  7. الفتوح، ابن أعثم،ج۴،ص:۲۰۲
  8. فضائل الخمسة، الفیروزآبادی،ج۲،ص۴۰۸
  9. أسدالغابة،ج۳،ص:۱۱۹
  10. إحقاق الحق، الشوشتری،ج۳۲،ص:۵۳۳
  11. امامتوسیاست/ترجمه،ص:۱۷۴
  12. امامتوسیاست/ترجمه،ص:۱۷۵
  13. موسوعة التاریخ الإسلامی، الیوسفی الغروی،ج۵،ص۲۳۸
  14. أسدالغابة،ج۳،ص:۱۱۹
  15. أسدالغابة،ج۳،ص:۱۱۹
  16. امامتوسیاست/ترجمه،ص:۱۷۵
  17. الفصول المهمة، ابن صباغ المالکی،ج۱،ص:۴۵۵ پاورقی
  18. شرح الأخبار، القاضی نعمان،ج۲،ص:۱۸
  19. الهدایة الکبری، الخصیبی،ص:۱۳۶
  20. أنساب الأشراف، البلاذری،ج۲،ص:۳۶۹
  21. منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعة)، ج۳۱، ص: ۱۲۹
  22. منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعة)، ج۳۱، ص: ۱۲۹
  23. أنسابالأشراف،ج۲،ص:۳۶۲(چاپزکار،ج۳،ص:۱۳۶)
  24. امامتوسیاست/ترجمه،ص:۱۷۶

منابع

  • ابن ابی شیبه، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.
  • ابن اثیر، علی بن محمد، أسدالغابة فی معرفة الصحابة،، بیروت،‌دار الفکر، ۱۴۰۹ق.
  • ابن اعثم کوفی، الفتوح، دارالاضواء، بیروت، ۱۴۱۱ق.
  • ابن صباغ مالکی،الفصول المهمة فی معرفة الأئمة علیهم السلام،‌ دارالحدیثف قم، ۱۴۲۲ق.
  • ابن قتیبه دینوری، امامت و سیاست (تاریخ خلفاء)، ترجمه سید ناصر طباطبایی، تهران، ققنوس، ۱۳۸۰ش.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس عظم، دمشق ۱۹۹۶-۲۰۰۰م.
  • حمیدالله محمد، نامه‌ها و پیمان‌های سیاسی حضرت محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم و اسناد صدر اسلام / ترجمه، مترجم سیدمحمد حسینی، سروش، تهران، ۱۳۷۷ش.
  • خصیبی، حسین بن حمدان، الهدایة الکبری، بلاغ، ۱۴۱۹ق.
  • فیروزآبادی، سید مرتضی، فضائل الخمسة من الصحاح الستة، ناشر اسلامیة، تهران، ۱۳۹۲ق.
  • قاضی نعمان مغربی، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار علیهم السلام، جامعه مدرسین، قم، ۱۴۰۹ق.
  • یوسفی غروی، موسسه التاریخ الاسلامیف مجمع اندیشه اسلامی، قم، ۱۴۱۷ق.