بحث:لاتجتمع امتی علی الضلالة
- سلام وادب وخدا قوت...( او همچنین بیان کرد، این حدیث افزون بر آنکه مرسله است، نمیتوان برای اثبات حقانیت قرآن، به اجماع مسلمانان استناد کرد و حجیت آن اجماع را با همین حدیث اثبات کرد)ظاهرا تصریحی به مرسله بودن این حدیث نبوی در کلام بروجردی نیست. و این عبارت مدخل هم زیاد گویا نیست. ظاهرا منظور این است که حجیت وحقانیت قرآن خودش موضوع مستقلی است ونیازی نیست که با حدیثی که درباره حجیتِ اجماع از پیامبر نقل شده حجیت قرآن اثبات بشود.
عبارت بروجردی این است:(أنه يمكن أن يكون (عليه السّلام) قد أجاب في مقام المعارضة بذلك، و إلّا فليس لإثبات حقيّة القرآن بالتمسّك بإجماع المسلمين الذي هو حجة بدليل قول النبي (صلّى اللّه عليه و آله): «لا تجتمع ... الخ»، لأنّ ثبوت حقية القرآن في عرض ثبوت حقية نبوّة النبيّ (صلّى اللّه عليه و آله) و ليست أظهر كي يتمسّك بها عليها، كما لا يخفى. و يشهد لما ذكرنا أنّ الامام (عليه السّلام) كتب هذا الجواب لأهل الأهواز الذين كانوا شيعة له (عليه السّلام)، و كانوا معتقدين للقرآن من غير حاجة الى إثباته بإجماع الامّة، فيعلم من هذا أنّ مراده (عليه السّلام) تعليم الشيعة للمناظرة مع المخالفين بالطرق التي يعتقدونها، فتأمل.)--Mahdi1382 (بحث) ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۵۴ (+0330)
- افزون بر اختلاف ذیل حدیث ( : لا تجتمع أمتي على الخطأ، وقوله صلى الله عليه وآله وسلم « لا تجتمع على ضلال »)صدر حدیث هم با تعابیر مختلف نقل شده است.((لم يكن الله ليُجمع أمتى) و يا (إن الله لايُجمِع أمّتى))https://lib.eshia.ir/10257/48/2/%D9%84%D8%A7%D8%AA%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%B9_%D8%A7%D9%85%D8%AA%DB%8C
- («یَدُ اللهِ مَعَ الجَماعَةِ فمَن شَذَّ شَذَّ فِي النّارِ» آمده است؛ یعنی «دست خدا با جماعت است و هرکس از جماعت جدا شود، از راه هلاکت جدا شده است»)ظاهرا ترجمه مناسب با مضمون حدیث نیست.( دست خدا بر سر جماعت است. هر كس از جامعه جدا شود، تنها درون آتش برده مى شود.)--Mahdi1382 (بحث) ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۰۰ (+0330)
ارزیابی نخست ۶ مهر ۱۴۰۵
- وقتی مینویسیم در علم کلام بحث شده مسئله را تبدیل به یک مسئله مدرسی و آکادمیک میکنیم بهتر است بگوییم از سوی اهلسنت برای فلان موضوع مورد استناد است.
- وقتی میگوییم در منابع شیعه نقل شده است بهنوعی به این جمله اعتبار میبخشیم.
- در واقع باید سرشناسه ما این باشد که لاتجمتع امتی علی الضلاله جملهای است منسوب به پیامبر که اهل سنت برای مشروعیت خلافت به آن استناد میکنند.
- این که امامیه درباره امامت معتقد به نص هستند نقد روشنی به این حدیث بهشمار نمیرود.
- باید برای کتابهای شیعه یعنی خصال و احتجاج و تحف تاریخ نگارش قرار دهیم تا تصویر روشنتری داشته باشیم.
- تحف و احتجاج بیسند نقل میکنند و باید به این نکته تصریح شود و مشخص درباره این نقل در این دو کتاب باید مراجعه شود و با قطعیت روشن کنیم که مرسل نقل شده است یا نه.
- در بخش منابع کتاب شیخ صدوق نیامده است و فقط در پانویسها آمده است.
- اشکال اساسی این است که در خصال حدیث از زبان ابوبکر امده است ولی ما گفتهایم امام صادق نقل کرده.
- در جمله اخر بخش بررسی سند و اعتبار نوشتهایم بیسند نقل شده و این دلالت بر ضعف حدیث دارد ما نباید قضاوت کنیم و باید این نکته مستند باشد.
- اعتبار حدیث در منابع اهل سنت باید مقدم بر شیعه بیاید.
- برداشت من از جمله حاکم این است که حاکم پذیرش قاعده در اهلسنت را قرینه پذیرش حدیث قرار داده نه برعکس.
- جمله آقای بروجردی درباره فایده عقلایی حدیث باید گزارشی نوشته شود.
- این که در برخی منابع به صورت لا تجتمع علی الخطاء آمده به یک کتاب متأخر مستند شده بدون تصریح و خواننده گمان میکند همین کتاب اینطور نقل کرده است.
- این جمله که از راه هلاکت جدا شده است یعنی چی؟
- این که ترمذی حدیث را غریب خوانده در اینجا چه حاصلی دارد؟ این اصصلاح تا جایی که میدانم بین حدیثشناسان اهل سنت ناظر به سند است نه محتوا.
- نیازمند یک بخش منسجم هستیم که نظر علمای شیعه درباره این حدیث را به درستی گزارش کند آنچه آوردهایم انسجام ندارد.--
محمدکاظم حقانیفضل ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۲۸ (+0330)
@Mkhaghanif: با سلام
همه نکات بیان شده اصلاح و اعمال شد.
باتشکر M.abedini (بحث) ۷ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۵۱ (+0330)
ارزیابی دوم ۱۵ مهر ۱۴۰۵
- جمله دوم شناسه کاملا تکرار جمله اول است.
- اشکال نقل خصال برطرف نشده است در خصال این جمله در واقع از ابوبکر نقل شده و امیرالمومنین در مقابل او احتجاج کرده و در مقام الزام سخن او را تخطئه کرده است و در واقع سخن او را نپذیرفته است.
- احتجاج هم با سند نقل نکرده است؟
- جمله اول بخش اعتبار حدیث باید گزارشی باشد.
- عبارت حاکم نیشابوری نامفهوم و نیازمند ویرایش است.
- همچنان که پیش از این تذکر داده شد ساختار مقاله بهتر است تغییر کند و همه سخنان عالمان شیعه یکجا گزارش شود.
- بخش نقلهای افزوده بر حدیث در ذیل بخش لاتجتمع امتی علی الخطا قرار گیرد و تیتر اصلاح شود.
- موسوی بجنوردی پیوند شود وجایگاه او بالاتر از یک پژوهشگر فقه است
- حدیث احتجاج از امام عسکری نیست و از امام هادی ع است.
- عبارتی که برای آقای بروجردی نقل شده در احتجاج هم هست و گویا از خود امام است تحقیق شود.
--محمدکاظم حقانیفضل ۷ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۲۹ (+0330)
@Mkhaghanif: با سلام
نکات بیان شده اصلاح و اعمال شد
با تشکر
M.abedini (بحث) ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۲۳ (+0330)
ارزیابی سوم ۲۵ مهر ۱۴۰۵
- شناسه تناسبی با متن ندارد و خیلی خلاصه است.
- در ارزیابی پیشین یادآوری داده شده بود که جمله دوم شناسه تکرار جمله اول است.
- منابع حدیثی شیعه در بین بحث اهل سنت آمده است.
- و همین باعث شده بحث آراء شیعیان از یکپارچگی خارج شود و نیز متن گرفتار تکرار شود.
- برخی جملات نیازمند ویرایش و بازنویسی هستند یعنی جملات معلوم نیست که معلومند یا مجهول.
- وقتی از اصل حدیث اجتماع بر خطا هنوز نقل نشده چرا از نقد سخن گفته شده است؟--محمدکاظم حقانیفضل ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۵۶ (+0330)