غیبت امام مهدی(عج)

مقاله قابل قبول
پیوند کم
رده ناقص
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
جانبدارانه
شناسه ارزیابی نشده
نارسا
عدم جامعیت
نیازمند خلاصه‌سازی
از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از غیبت امام زمان)
اعتقادات شیعه
خداشناسی
توحید توحید ذاتیتوحید صفاتیتوحید افعالیتوحید عبادیصفات ذات و صفات فعل
فروع توسلشفاعتتبرکاستغاثه
عدل الهی
حُسن و قُبحبداءامر بین الامرین
نبوت
عصمت پیامبرانخاتمیتپیامبر اسلاممعجزهعدم تحریف قرآن
امامت
باورها عصمت امامانولایت تكوینیعلم غیبخلیفة اللهغیبتمهدویتانتظار فرجظهور • رجعت
امامان امام علیامام حسنامام حسینامام سجادامام باقرامام صادقامام کاظمامام رضاامام جوادامام هادیامام عسکریامام مهدی
معاد
برزخمعاد جسمانیحشرصراطتطایر کتبمیزان
مسائل برجسته
اهل بیتچهارده معصومکرامتتقیهمرجعیتولایت فقیه

غیبت امام زمان از باورهای اختصاصی شیعه دوازده امامی که حاکی از پنهان شدن و زندگی مخفی امام مهدی(عج)، آخرین و دوازدهمین امام از سلسله جانشینان پیامبر اسلام(ص) است. بنابر آموزه‌های شیعه، امام مهدی(عج) دو غیبت داشته است: غیبت صغری که ۶۹ سال طول کشیده و غیبت کبری که هنوز ادامه دارد. به باور شیعیان، امام مهدی(عج) در دوران غیبت صغری از طریق چهار نائب با شیعیان ارتباط داشته است، اما در دوران غیبت کبری ارتباط ظاهری امام با مردم قطع گردیده و شیعیان برای امور دینی باید به راویان حدیث و عالمان شیعه مراجعه کنند. درباره چرایی غیبت در روایات امامان شیعه نکاتی ذکر شده که از جمله آنها امتحان شیعیان است.

دانشمندان شیعه برای تبیین مسأله غیبت، کتاب‌های متعددی نوشته‌اند که مشهورترین آنها کتاب غیبت نعمانی و کتاب غیبت شیخ طوسی است.

مفهوم‌شناسی

در باور شیعیان، غیبت به زندگی پنهانی حضرت مهدی(عج)، امام دوازدهم شیعه گفته می‌شود که در برخی از احادیث از واژه حیرت برای آن استفاده شده است.[۱] شیعیان باور دارند که آخرین امام از سلسله امامان شیعه(ع) به امر خداوند زندگی مخفی دارد و این زندگی تا زمانی که خداوند بخواهد ادامه خواهد داشت. نقطه پایانی غیبت امام زمان(عج) دوره ظهور است که زمان آن مشخص نیست. این زندگانی پنهانی به دو دوره تقسیم شده است؛ دوره‌ای کوتاه‌مدت که غیبت صغری نامیده شده و دوره‌ای طولانی که غیبت کبری خوانده می‌شود.[۲]

باور به غیبت امام دوازدهم یکی از عقاید اختصاصی شیعیان در مقابل اهل‌سنت است.[نیازمند منبع] درباره ویژگی‌ها و شیوه غیبت امام دوازدهم، نظرات و احتمالات مختلفی در میان عالمان شیعه بیان شده است؛ از جمله:

  1. پنهان بودن جسم (ناپیدایی): جسم حضرت مهدی(عج) از دید ظاهری مردم پنهان است و این پنهان بودن از طریق اعجاز صورت می‌گیرد.[۳] بر اساس این دیدگاه، امام دوازدهم شیعیان، مردم را می‌بیند ولی مردم او را نمی‌بینند. به گفتۀ سید محمد صدر این نظریه ساده‌ترین نظریه قابل قبول درباره پنهان شدن و رهایی وی از ظالمان است.[۴] صدر همچنین برداشت فوق را با معنای لغوی غیبت و روایاتی که امام مهدی را به خورشید پشت ابر تشبیه کرده است[۵] همخوان دانسته است.[۶]
  2. پنهان بودن عنوان (ناشناسی): به باور سید رضا صدر، مراد از غیبت این نیست که امام دوازدهم در کوه، غار یا جای دیگری پنهان است، بلکه مقصود از غیبت ناشناخته بودن وی است.[۷]
  3. پنهان بودن جسم و عنوان: در مواردی جسم امام دوازدهم از دید مردم پنهان است و در مواردی توسط مردم دیده می‌شود، اما شناخته نمی‌شود. لطف‌الله صافی گلپایگانی، از مراجع تقلید شیعه، معتقد است که بر اساس احادیث و نیز حکایات ملاقات افراد با امام مهدی می‌توان نتیجه گرفت که غیبت به هر دو شکل (ناپدید شدن و ناشناس بودن) وقوع دارد، بلکه گاهی در زمان واحد هر دو شکل واقع شده است.[۸]

غیبت صغری

نوشتار‌های اصلی: غیبت صغری و نواب اربعه

غیبت صغری یا غیبت کوتاه‌مدت، نخستین مرحله از زیست مخفیانه امام دوازدهم است که در سال ۳۲۹ق به پایان رسیده است. این دوره بنابر اختلاف درباره زمان آغاز آن ۶۹ یا ۷۴ سال طول کشیده است. گروهی از عالمان شیعه هم‌چون شیخ مفید (م ۴۱۳ق) در کتاب الارشاد[۹] و طبرسی (م۵۴۸ق) در کتاب اعلام الوری مدّت غیبت صغری را ۷۴ سال و زمان آغاز آن را سال ۲۵۵ق و تولد امام مهدی(ع) دانسته‌اند.[۱۰] گروهی دیگر آغاز غیبت صغری را سال ۲۶۰ یعنی سال آغاز امامت امام زمان(ع) می‌دانند که ۶۹ سال طول کشیده است.[۱۱]

در این دوران امام مهدی از طریق چهار نفر (نواب اربعه) که به ترتیب عهده‌دار وظیفه نیابت بودند، با شیعیان ارتباط داشتند و شیعیان نامه‌ها و درخواست‌های خود را از طریق این افراد به امام مهدی(عج) می‌رسانند و از همین طریق نیز پاسخ خود را دریافت می‌کردند.[نیازمند منبع] در این دوران افراد متعددی نیز با امام دوازدهم دیدار داشته‌اند.[نیازمند منبع]

غیبت کبری

نوشتار‌های اصلی: غیبت کبری و نیابت عامه

غیبت کبری یا همان غیبت طولانی مدت، دومین مرحله از زندگی پنهانی امام مهدی(عج) است که از سال ۳۲۹ق و با درگذشت چهارمین نایب ایشان آغاز شده است. این غیبت هم‌چنان ادامه دارد. در این دوره امام مهدی(عج) ارتباط ظاهری با شیعیان ندارد و شخص خاصی را نیز به عنوان نماینده خود تعیین نکرده است. بر اساس نامه‌ای که امام به اسحاق بن یعقوب داده‌اند، شیعیان باید در این دوران در مسائل نوپدید به راویان حدیث و عالمان شیعه مراجعه کنند. شیعیان، فقیهان شیعه را نایبان عام امام مهدی(عج) می‌دانند.

وجه تمایز اصلی زمان غیبت صغری و غیبت کبری، وجود نائبان چهارگانه و واسطه‌های ارتباطی است که تنها در زمان غیبت صغری، عهده‌دار ابلاغ پیام‌های حضرت بوده‌اند و پس از آن، ارتباط ظاهری امام دوازدهم با عموم مردم به کلی قطع می‌شود.[۱۲]

زمینه‌ها و علل غیبت

باور به غیبت امام قائم ریشه در احادیث رسیده از پیامبر(ص) و امامان شیعه دارد. در برخی از این احادیث به دو مرحله غیبت کوتاه و بلند تصریح شده است. از سوی دیگر زندگی و ارتباط محدود امامان پیش از او در سامراء زمینه‌ساز این اندیشه بود که امکان دارد امام در دسترس نباشد و ارتباط او با شیعیان از طریق نمایندگان خاص و یا نامه‌نگاری باشد. سازمان وکالت از زمان امام هفتم شکل گرفته بود که مدتی از عمرش را در زندان گذرانده بود.

جامعه شیعه پس از امام عسکری(ع)

در زمان امام حسن عسکری(ع) مشهور بود که شیعیان در انتظار قیام فرزند او هستند.[۱۳] به همین جهت، دستگاه عباسی نیز در جستجوی این فرزند بود. از این رو امام عسکری نیز در طول زندگی خود، فرزندش را فقط به چند تن از اصحاب و خویشان نزدیک معرفی کرد[۱۴] و به همین علت اکثر شیعیان در هنگام شهادت امام عسکری از وجود فرزند ایشان خبر نداشتند.[۱۵]

از سویی دیگر امام عسکری(ع) به خاطر شرایط سیاسی، در وصیت‌نامه خود تنها از مادر خویش نام برده بود. و این باعث شد که در یکی دو سال اول پس از رحلت ایشان، برخی شیعیان معتقد شوند مادر امام عسکری در دروان غیبت به صورت نیابت عهده‌دار مقام امامت است.[۱۶]

پس از شهادت امام عسکری(ع)، برخی از یاران ایشان به ریاست عثمان بن سعید عمری (متوفی بین ۲۶۰ تا ۲۶۷ق) به جامعه شیعه اعلام کردند که امام عسکری فرزندی از خود به جا نهاده که اکنون جانشین ایشان و متصدی مقام امامت است،[۱۷] این نکته در نقل عبدالله بن جعفر حمیری از عثمان بن سعید عَمری درباره نام جانشین امام عسکری(ع) آمده است و عمری، حمیری را از پرسیدن نام جانشین امام عسکری پرهیز می‌دهد تا امنیت او در خطر نیفتد.[۱۸]

جعفر برادر امام عسکری(ع) نیز پس از رحلت امام حسن عسکری‌(ع)، با آنکه مادر امام زنده بود، مدعی میراث شد.[۱۹] و زمامداران وقت را تحریک کرد که خانه امام را برای یافتن فرزند ایشان جستجو کنند. و با همکاری او یکی از کنیزان امام حسن عسکری‌(ع) زندانی شد و به شدت تحت نظر قرار گرفت‌،[۲۰] به‌علاوه‌، جعفر حاضر شد سالانه بیست هزار دینار به یکی از کارگزاران عباسی رشوه دهد تا امامت او را تأیید نماید.[۲۱]

در این میان در خود بیت امامت نیز دودستگی افتاده بود. حُدیث مادر امام عسکری(ع) و حکیمه عمه ایشان، از وجود و امامت فرزند امام عسکری هواداری می‌کردند، ولی تنها خواهر امام عسکری، از امامت برادرش جعفر پشتیبانی می‌کرد.[۲۲]

شیعیانی که در مقامات عالیه دولتی و متصدی مشاغل مهم بودند نیز در این ماجرا دو دسته شده بودند. برای نمونه خاندان نوبخت از وجود و امامت فرزند امام عسکری(ع) پشتیبانی می‌کردند و عثمان بن سعید و پسرش را در مقام نیابت آن حضرت به رسمیت می‌شناختند.[۲۳]

این وضعیت باعث سرگردانی بسیاری از شیعیان شد.[۲۴] برای نمونه، شیعیان پس از شهادت امام عسکری فردی را به مدینه فرستادند تا درباره وجود فرزند آن حضرت تحقیق کند، ظاهرا به این دلیل که در آن زمان گفته شده بود فرزند ایشان توسط پدر به آن شهر فرستاده شده است.[۲۵] همچنین نقل شده است که ابوزید احمد بن سهل بلخی دانشمند نامی معاصر دوره غیبت صغری، در جستجوی امام خود، از خراسان به عراق رفت و چند سالی در آنجا در طلب امام بود.[۲۶]

سرگردانی و انشعابات در جامعه شیعه

بحران رهبری در این دوره چنان سنگین بود که حتی عده‌ای، از مذهب خود دست برداشته، به سایر فرقه‌های شیعی و یا غیر شیعی پیوستند[۲۷]: دسته‌ای رحلت امام عسکری را نپذیرفتند و ایشان را مهدی دانستند، گروهی امامت سید محمد فرزند امام هادی(ع) را پذیرفتند و امامت امام عسکری را منکر شدند.[۲۸] و گروهی بزرگ نیز جعفر برادر امام عسکری را به عنوان امام به رسمیت شناختند[۲۹] ولی علی رغم وجود این اختلافات، نهایتاً اکثریت شیعه به امامت امام مهدی فرزند امام عسکری گرویدند و همین جریان بعدها رهبری اصلی شیعیان امامی را بر عهده گرفت و در قرن چهارم به صورت شیعه اثنی عشری باقی ماند.[۳۰] شیخ مفید پس از نقل خبری از حسن بن موسی نوبختی، نویسنده کتاب فرق الشیعه، درباره فرقه‌های چهارده‌گانه‌ای که پس از شهادت امام حسن عسکری به وجود آمدند، می‌گوید از آن چندین فرقه در زمان ما؛ (سال ۳۷۳ق) هیچ فرقه‌ای غیر از امامیه دوازده امامی باقی نمانده است؛ یعنی کسانی که امامت فرزند حسن [عسکری] را که به نام رسول خدا (ص) نامیده می‌شود، پذیرفته و به حیات و بقای او تا روزی که با شمشیر قیام کند، یقین دارند.[۳۱]

نقش نائبان و نامه‌های امام در دوره غیبت صغری

برای جلوگیری از سردرگمی شیعیان و برای اینکه مسأله تداوم امامت به فراموشی سپرده نشود، از سوی امام چند نفر به عنوان نماینده معرفی شدند تا مسئوليت اداره امور شيعيان را با هدايت و دستورات مستقيم ایشان عهده‎‌دار شوند.[۳۲] و نیز پیام‌های مکتوبی از سوی ایشان صادر شد که به آن‌ها توقیع گفته می‌شد.

از اقدامات مهم نواب اربعه می‌توان تلاش برای نفوذ بزرگان شیعه در دستگاه خلافت عباسی، مبارزه با غلات و مدعیان دروغین نیابت و وکالت و ساماندهی سازمان وکالت را نام برد.[۳۳][۳۴]

مضمون برخی از توقیعاتی که از سوی امام مهدی(عج) صادر شد به اثبات امامت خویش مربوط می‌شد. استدلالی که امام مهدی (عج) در این توقیعات، برای اثبات امامت خویش مطرح کرده‌اند، تأکید بر استمرار راه هدایت الهی از زمان حضرت آدم تا زمان امام حسن عسکری و خالی نبودن زمین از حجت الهی است. ایشان همچنین سه معیار عصمت، علم و تأیید الهی را برای تشخیص امام از مدعیان امامت معرفی نموده‌اند. چنانکه در توقیعی برای حل اختلاف بین ابن ابی غانم و دیگران این مطلب آمده است [۳۵]

در سال‌های پایانی دوران غیبت صغرا، تشیع عملا در شهرهایی از ایران و در راس همه در قم و آوه گسترش یافته بود و از سویی، شیعیان، منصب‌هایی حکومتی به دست آورده بودند که قدرت خاندان نوبخت در بغداد نمونه‌ای از آن است.[۳۶]

در همین دوره بود که دفاعیه‌هایی چون الامامة و التبصرة من الحیرة اثر علی بن بابویه در تثبیت باورهای امامیه نوشته شد.و بدین ترتیب، شیعه از دوران غیبت صغری وارد دوران غیبت کبرا شد.

باور به غیبت در نظام اعتقادی شیعه

غیبت پیامبران پیش از اسلام

مساله غیبت در دوران گذشته در برخی از پیامبران وجود داشته است.[۳۷] بر اساس آیات قرآن و روایات معصومین، تعدادی از پیامبران، مانند: صالح، یونس،[۳۸] موسی،[۳۹] عیسی و حضرت خضر(ع) به دلایلی نظیر امتحان امت خود، از انظار مردم پنهان شدند. در پاره‌ای از روایات از غیبت پیامبران به عنوان یک سنّت الهی یاد شده که در میان امت‌ها جریان داشته است.[۴۰]

فلسفه غیبت

به باور پژوهشگران شیعه، همه اسرار و علل غیبت بر ما روشن نیست؛ چنان که در برخی روایات، حکمت اصلی غیبت امام، از رازهای خدا دانسته شده است که پس از ظهور آشکار خواهد شد.[۴۱] با این حال در روایات بر چند موضوع تاکید شده است:

  1. حفظ جان حضرت مهدی(عج)[۴۲]
  2. امتحان و آزمایش مردم[۴۳]چنان که در روایتی از امام موسى بن جعفر(ع)تصریح شده است که خداوند به وسیله غیبت، بندگان خویش را آزمایش‏ می ‏کند.[۴۴]بنا بر برخی از احادیث‌ آزمایش در روزگار غیبت، از سخت‏‌ترین آزمایشهاى الهى است[۴۵] و این سختى از دو جهت است:
    1. اول: طولانی شدن غیبت باعث شک و تردید مردم می‌شود و حتی گروهی از مردم در اصل تولد و برخى در دوام عمر امام شک مى‌‏کنند و جز افراد آزموده و مخلص و داراى شناخت عمیق، کسى بر ایمان و عقیده به امامت آن حضرت باقى نمى‌‏ماند. این مضمون در حدیثی از پیامبر اسلام (ص) آمده است.[۴۶]
    2. دوم: سختی‌ها و فشارها و پیشامدهاى ناگوار که در دوران غیبت رخ مى‏‌دهد و مردم را دگرگون مى‌‏سازد، به‌طورى که حفظ ایمان و استقامت در دین، کارى سخت دشوار مى‌‏گردد و ایمان مردم در معرض خطرهای شدید قرار مى‌‏گیرد.[۴۷]
  3. نبودن بیعتی بر عهده ایشان با احدی از ظالمین تا هنگام ظهور[۴۸]به نقل برخی روایات، پیشواى دوازدهم، هیچ حکومت ستمگری را حتی از روى تقیه، به رسمیت نمى‌‏شناسد. او مامور به تقیه از هیچ حاکم و سلطانى نیست و تحت‏ حکومت و سلطنت هیچ ستمگرى در نخواهد آمد و احکام دین خدا را به طور کامل و بى هیچ پرده پوشى و بیم و ملاحظه‌‏اى اجرا می‌کند. به عبارت صریح روایت، او غایب است تا وقتی قیام می‌کند، عهد و پیمان و بیعت هیچ حاکم و حکومتی بر عهده‌اش نباشد.[۴۹]
  4. تأدیب انسان‌ها[۵۰]
  5. فراهم نبودن زمینه سیاسی و اجتماعی برای جهانی شدن اسلام

آثار مکتوب درباره غیبت

نوشتن کتاب‌ و رساله‌ درباره غیبت امام زمان(عج) از نخستین سده‌های اسلامی آغاز شد. غیبت‌نگاری یکی از شیوه‌های حدیث‌نگاری شیعیان است. کتابهایی همچون کتاب الغیبة نوشته نعمانی (نوشته شده در سال ۳۴۲ق)، کمال الدین نوشته شیخ صدوق(م ۳۸۱ق)، الغیبة نوشته شیخ طوسی را می‌توان قدیمی‌ترین آثار در این موضوع دانست. [۵۱]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. نعمانی، الغیبه، ۱۳۹۷ق، ص۶۱؛ شیخ طوسی، الغیبه، ۱۴۱۱ق، ص۱۶۴.
  2. شیخ مفید، الإرشاد، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۳۴۰.
  3. صافی گلپایگانی، پاسخ ده پرسش، ۱۳۷۵ش، ص۷۱؛ صدر، تاریخ الغیبة الکبری، ۱۴۱۲ق، ص۳۲-۳۱.
  4. صدر، تاریخ الغیبة الکبری، ۱۴۱۲ق، ص۳۲-۳۱.
  5. سلیمیان، درسنامه مهدویت، ۱۳۸۸ش، ص۳۹.
  6. صدر، تاریخ الغیبة الکبری، ۱۴۱۲ق، ص۳۲-۳۱.
  7. صدر، راه مهدی(عج)، ۱۳۷۸ش، ص۷۸.
  8. صافی گلپایگانی، پاسخ ده پرسش، ۱۳۷۵ش، ص۷۰.
  9. شیخ مفید، الإرشاد، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۳۴۰.
  10. طبرسی، إعلام الوری بإعلام الهدی، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۲۵۹-۲۶۰.
  11. صدر، تاریخ الغیبة الصغری، ۱۴۱۲ق، ص۳۳۹-۳۴۲.
  12. صدر، تاریخ الغیبة الصغری، ۱۴۱۲ق، ص۳۴۱-۳۴۵.
  13. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۳۳۶.
  14. حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ۱۳۷۷ش، ص۱۰۲.
  15. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۱۰۵؛ الارشاد، ج۲، ص۳۳۶؛ ابن شهر آشوب، المناقب، ج۴، ص۴۲۲.
  16. شیخ صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۵۰۷.
  17. شیخ صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ص۹۲-۹۳.
  18. شیخ طوسی، الغیبه، ۱۴۱۱ق، ص۳۵۹-۳۶۱.
  19. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۲۶ق، ص۳۴۵؛ اربلی‌، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج۲، ص۲۰۵، ۲۲۳؛ ذهبی‌، ج ۱۳، ص۱۲۱.
  20. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۲۶ق، ص۳۴۵؛ اربلی‌، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج‌۳،ص۲۰۵.
  21. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۲۶ق، ص۳۴۵؛ اربلی‌، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج‌۳،ص۱۹۹، ۲۰۵.
  22. مدرسی طباطبایی،، مکتب در فرایند تکامل، ص۱۶۱-۱۶۲.
  23. مدرسی طباطبایی، مکتب در فرایند تکامل، ص۱۶۲.
  24. شیخ صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۲۶، ۴۲۹، ۴۸۷.
  25. کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۲۸.
  26. یاقوت حموی، معجم الادباء، ج۳، ص۷۳۷۴.
  27. کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۲۰؛ شیخ صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۰۸.
  28. صابری، تاریخ فرق اسلامی، ج۲، ص۱۹۷، پاورقی۲.
  29. نوبختی، فرق الشیعه، ۱۳۵۵ش، ص۱۰۷-۱۰۹؛ اشعری قمی، المقالات و الفرق، ص۱۱۰۱۱۴؛ شیخ صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۰۸.
  30. شیخ طوسی، الغیبه، ۱۴۱۱ق،‌ ص؟؟؟؟.
  31. سید مرتضی، الفصول المختاره، ج۲،ص۳۲۱.
  32. شیخ طوسی، الغیبه، ۱۴۱۱ق، ص۱۷۳-۱۷۴.
  33. جباری، بررسی تطبیقی سازمان دعوت عباسیان و سازمان وكالت اماميه (مراحل شكل‌گیری و عوامل پیدایش)، قم، پاييز۱۳۸۹ش، ص۷۵ـ۱۰۴.
  34. شیخ طوسی، الغیبه، قم، ۱۴۱۱ق، ص۱۰۹، ۲۲۵ و ۲۲۶.
  35. شیخ طوسی، الغیبه، ۱۴۱۱ق، ص۲۸۶.
  36. رجوع کنید به:جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص۵۹۴-۵۹۵.
  37. سلیمیان، درسنامه مهدویت، ۱۳۸۸ش، ص۴۱.
  38. انبیا، آیه ۸۷.
  39. بقره، آیه ۵۱.
  40. شیخ صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۱، ص۳۲۳.
  41. شیخ صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۲۸۲.
  42. نعمانی، الغیبه، ۱۳۹۷ق، ص۱۷۷؛ شیخ طوسی، الغیبه، ۱۴۱۱ق، ص۳۳۴.
  43. نعمانی، الغیبه، ۱۳۹۷ق، ص۲۰۵؛ شیخ طوسی، الغیبه، ۱۴۱۱ق، ص۳۳۹.
  44. کلینی، ج ۱،ص ۳۳۷٫، شیخ طوسی، الغیبه، ۱۴۱۱ق، ص۲۰۴.
  45. شیخ طوسى، الغیبه، ۱۴۱۱ق، ص۲۰۳-۲۰۷.
  46. فیض کاشانی،فصل ۱، باب ۸، ص ۱۰۱.
  47. کلینى، ج ۱،ص ۳۳۷؛ طوسى، ص ۲۰۲.
  48. نعمانی، الغیبه، ۱۳۹۷ق، ص۱۷۱، ۱۹۱؛ شیخ طوسی، الغیبه، ۱۴۱۱ق، ص۲۹۲.
  49. شیخ صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۸۰.
  50. نعمانی، الغیبه، ۱۳۹۷ق، ص۱۴۱.
  51. طباطبائی، تاریخ حدیث شیعه، ص ۳۸-۳۹.

منابع

  • شیخ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین وتمام النعمه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۹۵ق.
  • ابن‌شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی‌طالب علیهم‌السلام، قم، علامه، ۱۳۷۹ق.
  • اربلی‌، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی‌، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
  • اشعری قمی، سعد بن عبدالله، المقالات و الفرق، تحقیق محمدجواد مشکور، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۱ش.
  • حسین، جاسم، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم(عج)، ترجمه سید محمدتقی آیت‌اللهی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۷ش.
  • ‌ سلیمیان، خدامراد، درسنامه مهدویت (۲): حضرت مهدی و دوران غیبت، قم، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود، ۱۳۸۸ش.
  • سید مرتضی، «الفصول المختاره»، در مصنفات الشیخ المفید، قم، مؤتمر العالمی لألفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، الغیبة، تصحیح عبادالله تهرانی و علی‌احمد ناصح، قم، دار المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۱ق.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، قم، محبین، ۱۴۲۶ق/۱۳۸۴ش.
  • صابری، حسین، تاریخ فرق اسلامی، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها، ۱۳۹۰ش.
  • صافی گلپایگانی، لطف‌الله، پاسخ ده پرسش، قم، مؤسسه انتشارات حضرت معصومه، ۱۳۷۵ش/۱۴۱۷ق.
  • صدر، سید رضا، راه مهدی(عج)، به‌اهتمام سید باقر خسروشاهی، قم، بوستان کتاب، ۱۳۷۸ش.
  • صدر، سید محمد، تاریخ الغیبة الصغری، بیروت،‌ دار التعارف، ۱۴۱۲ق.
  • صدر، سید محمد، تاریخ الغیبة الکبری، از مجموعه موسوعة الامام المهدی (ج۲)، بیروت، دار التعارف، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
  • طباطبائی، سید محمدکاظم، تاریخ حدیث شیعه: عصر غیبت، قم، دار الحدیث، ۱۳۹۵ش.
  • طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی، قم، مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام لإحیاء التراث، ۱۴۱۷ق.
  • مدرسی طباطبایی، سید حسین، مکتب در فرایند تکامل: نظری بر تطور مبانی فکری تشیع در سه قرن نخستین، ترجمه هاشم ایزدپناه، تهران، کویر، ۱۳۸۸ش.
  • نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، تهران، نشر صدوق، ۱۳۹۷ق.
  • نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعة، تصحیح محمدصادق آل‌بحرالعلوم، نجف، المکتبة المرتضویة، ۱۳۵۵ق.
  • یاقوت حموی، معجم الادباء، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۰ق.