موعودباوری
موعودباوری بهمعنای اعتقاد به یک نجاتبخش است که در آخرالزمان برای نجات و رهایی انسانها و برقراری صلح و عدالت خواهد آمد. اندیشه منجی موعود در ادیان ابراهیمی و ایرانی بازتابی گسترده دارد. در آیین زرتشت، برخلاف بیشتر ادیان که منتظر یک موعوداند، سه موعود ظهور میکنند که هر هزار سال یکی از دیگری میآید: اوشیدر، اوشیدر ماه و سوشیانس. سوشیانس، موعود نهایی، از نطفه زرتشت در پایان هزاره دوازدهم زاده میشود، اهریمن را نابود میکند و جهان را نو میسازد. در یهودیت، انتظار ماشیح (مسیح)، نجاتدهندهای از نسل داوود، کشیده شده است؛ او با ظهورش صالحان را پیروز میکند، حکومت واحد جهانی برپا میدارد و صلح و عدالت را برقرار میسازد. در مسیحیت، دو وعده مطرح است: بازگشت عیسی مسیح برای نجات جهان، و آمدن فارقلیط (تسلیدهنده) که پس از رفتن مسیح میآید و جهان را به عدالت و راستی هدایت میکند.
در اسلام، همه فرق به ظهور مهدی موعود از نسل پیامبر(ص) باور دارند که با قیام او ظلم برچیده و عدل برپا میشود. این آموزه در قرآن بر دو دسته آیات استوار است: آیاتی که وعده نجات در آینده جهان را دربردارند، و آیاتی که در روایات به مهدویت تأویل شدهاند. پس از قرآن، روایات متواتر نبوی کاملترین منبع این آموزهاند و در روایات شیعی، منجی با تعابیری چون شایستهترین باقیمانده از فرزندان آدم و وارث آرمانهای قرآن و سنت توصیف شده است.
مفهومشناسی
موعودباوری بهمعنای اعتقاد به منجی (نجاتبخش) است که در آخرالزمان برای رهایی انسانها و برقراری صلح و عدالت خواهد آمد.[۱] این اندیشه در نزد اقوام و ملل مختلف با آیینها و فرهنگهای گوناگون، به صورتهای متنوعی مطرح شده است؛ اما همه در این نکته توافق دارند که نجاتبخشی خواهد آمد، آنان را از ستم و حاکمان زورگو رها خواهد کرد و جامعهای پر از عدل و داد به وجود خواهد آورد.[۲]
موعودباوری در مکاتب دینی
موعودباوری در ادیان گوناگون به گونههای مختلف مطرح بوده و از اعتقادات اساسی آنها بهشمار میرود. بهگفته برخی محققان، کمتر دین و مذهب و ملتی یافت میشود که به منجی موعود باور نداشته باشد.[۳]
ادیان شرقی
- آیین هندو: در آیین هندو، موعود نجاتبخش موسوم به «کالکی» در پایان آخرین دوره زمانی از ادوار چهارگانه جهانی، یعنی «کالی یوگه»[۴] ظهور خواهد کرد. بنابر تفکر هندویی، جهان از چهار دوره رو به انحطاط تشکیل شده و در چهارمین دوره، فساد و تباهی سراسر جهان را فرا میگیرد.[۵] در این عصر که از نیمه شب بین ۱۷ و ۱۸ فوریه سال ۳۱۰۲ قبل از میلاد آغاز شده، تنها به یک چهارم «درمه» عمل میشود. مردمان این دوره گناهکار و ستیزهجو توصیف شدهاند.[۶] در پایان این دوران، آخرین و دهمین تجلّی (اوتار) ویشنو، «کالکی»، سوار بر اسبی سفید و با شمشیری آخته ظهور کرده، بدی و فساد را نابود میکند تا شرایط برای آفرینشی نو و برقراری عدالت فراهم شود.[۷]
- آیین بودیسم: در آیین بودا، اندیشه منجی موعود با مفهوم «میتریه» (واژهای سنسکریت به معنای مهربان) تبیین میگردد. او را بودای پنجم[۸] و آخرین بودای زمینی میدانند که هنوز نیامده اما برای نجات همه انسانها خواهد آمد. در نمادنگاری بودایی، او را به هیأت مردی نشسته که آماده برخاستن است، نمایش میدهند. روایات بودایی درباره شخصیت و چگونگی ظهور او همداستان نیستند. در سنّت مهایانه، توجه بیشتری به میتریه شده و او را بودای پنجم پس از شاکیه مونی معرفی کردهاند. در کانون پالی اهمیت چندانی به وی داده نشده و تنها در یک سوره از او نام برده شده است.
- آیین کنفوسیوس: کنفوسیوس شعار بازگشت به عصر فرزانه شاهان باستان را سرلوحه اندیشههای اصلاحی خویش قرار داده بود و در اندیشه طرفداران این آئین، گره خوردن به فرزانگی شاهان وجود دارد.[۹]
- آیین تائو: در بستر فرهنگی و دینی مردمان چین، آئین تائو در کنار آئین کنفوسیوس و دیگر مکاتب فکری نقش آفریده است. در آئین تائو رگههای روشنتری از منجیباوری و انتظار موعود میتوان یافت. بر پایه متن «زندگی قدیس آخرالزمان و پردوردار طریقت»، در یک سال جن-چن، یعنی بیست و نهمین سال از دوره شصت ساله (احتمالاً ۳۹۲)، «لی هونگ» ظهور خواهد کرد تا جهانی نو بر پا کند.[۱۰]
- آیین شینتو: ژاپن نیز همچون چین فرهنگ و دیانتی چندگانه دارد و لذا دین شینتو و آئین بودا در هم آمیخته و درونمایه آرمانها، بیمها و امیدهای آن ملت را ساختهاند. شماری از مذاهب منجیباوری در آنجا سر برآوردهاند که مهمترین آنها عبارتند از: «کورزو میکو» که شخصی به نام کاواته بونجیرو (۱۸۱۴-۱۸۸۳م) پایهگذار آن بود، و نهضت «تنریکیو» که پرچمدار آن ناکایاما میکی (۱۷۹۸-۱۸۷۸م) است.[۱۱]
ادیان ابراهیمی
زرتشت
برخلاف دیگر ادیان که معمولاً منتظر یک موعود نجاتبخشاند، زرتشتیان منتظر سه موعود هستند که هر یک به فاصله هزار سال از دیگری ظهور خواهد کرد.[۱۲] به موجب روایات زرتشتی و بنا به یشت نوزدهم، در آخرالزمان از زرتشت سه پسر متولد میشود که با نام عمومی سوشیانس خوانده میشوند. این نام به خصوص برای تعیین آخرین موعود تخصیص یافته و او آخرین مخلوق اهورا مزدا خواهد بود. کلمه سوشیانس از ریشه سو Sav,Su به معنی سود و سودمند است و در اوستا سئوشیانت Saoshyant آمده و در پهلوی به اشکال گوناگونی چون سوشیانت، سوشیانس، سوشانس، سوسیوش، سیوسوش آمده است.[۱۳]
این سه پسر آینده زرتشت موعودهای نجاتبخشاند که در هزاره آخر عمر جهان به فاصله هزار سال از همدیگر ظهور خواهند کرد:[۱۴]
- اوخشْیت اِرتَه (Ukhsyat ereta)، یعنی پروراننده قانون مقدس (نیرو دهنده و روا کننده قانونِ دین و دادِ زرتشت).[۱۵] امروزه این نام را اوشیدر یا هوشیدر گویند و در کتب پهلوی به صورت خورشیتدر یا اوشیتر آمده است. گاه کلمه بامی را به آن افزوده، هوشیدر بامی میگویند که به معنی هوشیدر درخشان است.
- اوخْشْیت نِمَه (Ukhsyat nemah)، یا اوخشیت نِمَنگه، یعنی پروراننده نماز و نیایش. امروزه آن را اوشیدر ماه یا هوشیدر ماه میگویند، ولی در کتب پهلوی به صورت خورشیتماه و اوشیتر ماه ضبط شده است.
- اَستْوَتْ اِرِتَه (Astvat ereta)، یعنی کسی که مظهر و پیکر قانون مقدس است. این استوَت اِرته همان سوشیانس، یعنی سومین و آخرین موعود در آیین مزدیسناست. این سه برادر از پشت و نطفه زرتشتْ هستند. بنابر سنت زرتشتی نطفه زرتشت را ایزد نریوسنگ برگرفت و به فرشته آب (ناهید) سپرد که آن را در دریاچه کیانسیه (هامون) حفظ کرد.
در پایان هزاره دوازدهم، از خاندان بهروز، دوشیزهای در آب هامون شستوشو میکند و بارور میشود و از او سوشیانس، آخرین آفریده اهورا مزدا، متولد میشود. در سی سالگی، مزدیسنا امانت رسالت را به وی واگذار میکند. به واسطه نشانه متوقف شدن خورشید در وسط آسمان، به عالمیان ظهور سوشیانس و نوکننده جهان بشارت داده خواهد شد. بعد از ظهور وی، اهریمن و دیوِ دروغ نیست و نابود میگردد. یاران آن موعود که از جاودانان هستند، قیام میکنند و همراه وی خواهند بود تا مردگان برخیزند و جهان معنوی روی دهد.[۱۶]
یهودیت
در کتاب مقدس یهودیان (عهد عتیق) اشارات مکرّری به نجاتبخش آخرالزمان شده است.[۱۷] شخصی که میآید تا جهان مطلوبی که همه خواستار آنند را از نو بسازد؛ جهانی روشن و عاری از پلیدیها که در آن آدمی به همه آرزوها و امیال پاک انسانی برسد و کامیاب شود.
تقریباً در همه بخشهای مزامیر، اشاره به ظهور منجی آخرالزمان، نوید پیروزی صالحان بر شریران، تشکیل حکومت واحد جهانی و بالاخره تبدیل ادیان و مذاهب گوناگون به دینی واحد و جهانشمول موجود است.[۱۸] یهودیان معتقدند نجاتدهنده آخرالزمان، مسیح (=ماشیح) به معنای مسحشده خداوند است که جهانِ مطلوب و درخشان آینده را میسازد. اکثر اندیشمندان یهود بر این باورند که ظهور مسیح و فعالیت او برای بهبود وضع جهان و برقراری صلح و آرامش میان همه اقوام و تأمین خواستها و نیازهای بشری، بخشی از نقشههای خداوند در آغاز آفرینش بوده است. براساس همین عقیده، لزوم وجود نجاتبخش که کسی جز مسیح نیست، پیش از آفرینش کاینات به ذهن خداوند خطور کرده است.[۱۹]
به اعتقاد همه یهودیان، نجاتدهنده (مسیح) انسانی است همانند دیگران؛ امّا برخوردار از جلوه و جبروت خدایی. او جهان را با نور خویش که جلوهای از نور خداست روشن خواهد کرد. برخی ماشیح را همان داوود میدانند.[۲۰] برخی دیگر، او را از خانواده داوود میشمارند.[۲۱] گروهی نیز میگویند که خداوند در پایان جهان، داوود دیگری را برای نجات مردم میفرستد.[۲۲]
مسیحیت
بنابر اعتقاد مسیحیان نجاتدهنده، فارقلیط به معنای تسلّیدهنده و شفیع و مددکار است؛ امّا در عهد جدید، مراد از آخرین نجاتدهنده همان عیسی مسیح است که بار دیگر زنده خواهد شد و جهانِ سراسر فساد و تباهی را نجات خواهد داد: «نفس او در عالم اموات گذاشته نشود و جسد او فساد را نبیند. پس همان عیسی را خدا برخیزاند و همه ما شاهد بر آن هستیم.»[۲۳] یا «همچنین مسیح نیز چون یک بار قربانی شد تا گناهان بسیاری را رفع نماید، بار دیگر بدون گناه برای کسانی که منتظر او میباشند، ظاهر خواهد شد به جهت نجات.»[۲۴]
البته ذکر این نکته الزامی است که در عهد جدید به جز عیسی مسیح، به موعود نجاتبخش دیگری نیز اشاره شده است که عیسی مسیح، وعده آمدنش را میدهد. وی «تسلیدهنده» دیگری است که مسیح از خدا (پدر) برای امّتش درخواست میکند و خدا او را اعطا میکند تا همیشه با ایشان باشد. جهان او را نمیبیند و نمیشناسد، ولی آنان که به مسیح ایمان دارند، وی را باز میشناسند.[۲۵]
او آن مسیحایی نیست که امّت موسی و یهودیان انتظارش را داشته و دارند. او بعد از عیسی مسیح و پس از رفتن وی خواهد آمد. او هدایتگر به همه راستیها است و جهان را به عدالت و داوری ملزم خواهد نمود. از خود چیزی نمیگوید، بلکه از مسیح خبر میدهد و او از خدا (پدر).[۲۶]
اسلام
تمام فرق اسلامی نیز به ظهور منجی موعود در آخرالزمان امید و اعتقاد دارند، گرچه در چگونگی و ویژگیهای فردی او اختلاف است. اهل سنت به ظهور مهدی موعود از نسل پیامبر اکرم(ص) اعتقاد دارند که در آینده خواهد آمد، اما اعتقاد به امام حیّ و حاضر، از عقاید اصلی شیعه و برخی از عالمان اهل تسنن است. بنابراین شیعه و سنی به سبب احادیث متواتر از پیامبر اسلام(ص)، به منجی موعود اعتقاد راسخ دارند که با آمدن او، بساط ظلم و جور برچیده و عدل و قسط برپا میشود.
برای بررسی اندیشه موعودباوری در اسلام میتوان به آیات قرآن تمسک کرد. این آیات بر دو قسم است:
آیاتی که به خودی خود در بردارنده نوعی وعده نجات در آینده جهان است که مهدویت را میتوان به عنوان یکی از مصادیق آن، یا مصداق کامل و تمامکننده آن تلقی کرد. از جمله آیه ۳۳ توبه، ۲۸ فتح، ۹ صف، ۱۰۵ انبیاء، ۵۵ نور، ۵ و ۶ قصص.
آیاتی که به خودی خود دلالت روشنی بر نجات و منجی موعود ندارد، اما در روایات مختلف، آنها را به مهدویت و یا شخص مهدی(عج) تفسیر و یا تأویل کردهاند. تعداد این گروه از آیات، از گروه اول بیشتر است. روایات دربردارنده اینگونه تفسیرها و تأویلها، در تفاسیر و مجامع حدیثی مختلف نقل شده است. بعد از آیات قرآن، اولین منبعی که به آموزه منجی موعود در اسلام پرداخته روایات پیامبر(ص) میباشد. روایات نبوی دربردارنده تمام آن چیزی است که برای تأسیس آموزه منجی موعود در یک دین لازم است. روایات فراوان نقلشده از پیامبر، آشکارا منجی موعود اسلام را با اسم و عنوان معرفی میکند. این احادیث، دربردارنده جزئیات بسیاری درباره شخص منجی، حوادث پیش و مقارن ظهور او و ثمرات و نتایج قیام او است. این روایات سینهبهسینه نقل شده و سپس با نگارش کتابها و مجموعههای حدیثی، در آنها ثبت و ضبط شده است.[۲۷]
در روایات شیعی در توصیف شخصیت ظاهری و باطنی منجی موعود آخرالزمان بسیار صریح و به دور از هرگونه پیچیدگی سخن گفته شده است. توصیف امام باقر(ع) از او چنین است: «او شایستهترین باقیمانده از فرزندان آدم(ع) و بهترین ذخیره از نوح پیامبر(ع) و برترین برگزیده از ابراهیم(ع) و آخرین امام راستین(ع) از نسل محمد(ص) پیامآور عدالت و حریت است. او نزدیکترین انسان به کتاب آسمانی و سزاوارترین فرد به سنت و روش پیامبر(ص) و تحققبخش آرمانهای والای قرآن و سنت است.»[۲۸]
پانویس
- ↑ نگاه کنید به: تونهای، موعودنامه، ۱۳۸۷ش، ص۷۰۶.
- ↑ نگاه کنید به: تونهای، موعودنامه، ۱۳۸۷ش، ص۷۰۷ و ۷۰۸؛ جمعی از نویسندگان، گونهشناسی اندیشه منجی موعود در ادیان، ۱۳۸۹ش، ص۱۹.
- ↑ جمعی از نویسندگان، گونهشناسی اندیشه منجی موعود در ادیان، ۱۳۸۹ش، ص۱۹.
- ↑ شایگان، ادیان و مکتبهای فلسفی هند، ۱: ۲۸۱-۲۸۴؛ جلالی نائینی، مهابهارت، ۱۳۵۹ش، ج۱، ص۲۰-۲۲، ۱۳۹، ۳۵۳ به بعد؛ ج۳، ص۵۵، ۱۲۶-۱۲۷، ۲۵۷، ۳۰۵؛ ایونس، اساطیر هند، ۱۳۷۳ش، ص۳۹-۴۳.
- ↑ شایگان، ادیان و مکتبهای فلسفی هند، ج۱، ص۲۸۲.
- ↑ ایونس، اساطیر هند، ۱۳۷۳ش، ص۴۱.
- ↑ ایونس، اساطیر هند، ۱۳۷۳ش، ص۱۲۵-۱۲۶.
- ↑ ولفگانگ شومان، آیین بودا، ص۱۲۱.
- ↑ موحدیان عطار، «گونهشناسی اندیشه موعود در ادیان مختلف»، ص۱۱۶.
- ↑ موحدیان عطار، «گونهشناسی اندیشه موعود در ادیان مختلف»، ص۱۲۴-۱۲۵.
- ↑ موحدیان عطار، «گونهشناسی اندیشه موعود در ادیان مختلف»، ص۱۲۶.
- ↑ مری بویس، تاریخ کیش زرتشت، ص۳۹۱.
- ↑ پورداود، رساله سوشیانس، ص۸؛ فرهنگ نامهای اوستا، ج ۲، ص۷۶۹. در فروردین یشت، بند ۱۲۹.
- ↑ رسالة سوشیانس، ص۱۴-۱۶؛ یشتها، ۲: ۱۰۰-۱۰۱؛ فرهنگ نامهای اوستا، ۷۷۷:۲.
- ↑ وندیداد، ج ۴، ص۱۷۵۷.
- ↑ یشتها، ۱۰۱:۲؛ وندیداد، ج ۴، ص۱۷۵۷-۱۷۵۸.
- ↑ رجوع کنید به: اشعیا، ۱:۱۱-۱۰ و ۶۵: ۹-۱۳ و ۱۸-۲۰؛ دانیال، ۱۲: ۱-۵ و ۱۰-۱۳؛ حبقوق، ۲: ۳-۵.
- ↑ مزامیر ۷۲: ۲-۱۸؛ و رجوع کنید به: مزامیر ۳۷: ۹-۱۲، ۱۷-۱۸ و ۹۶: ۱۰-۱۳.
- ↑ کهن، آبراهام، گنجینهای از تلمود، ۱۳۵۰ش، ص۳۵۲.
- ↑ هوشع ۳: ۵
- ↑ مزامیر ۱۸: ۴۹-۵۰؛ گرینستون، جولیوس، انتظار مسیحا در آیین یهود، ص۶۵ و ۶۶؛ برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به: کهن، گنجینهای از تلمود، ۱۳۵۰ش، ص۳۵۳و۳۵۲.
- ↑ ارمیا، ۹:۳۰
- ↑ اعمال رسولان، ۲: ۳۱ و ۳۲.
- ↑ رساله به عبرانیان، ۲۸:۹.
- ↑ انجیل یوحنا، ۱۷:۱۴.
- ↑ انجیل یوحنا، ۱۶: ۸-۱۴.
- ↑ جمعی از نویسندگان، گونهشناسی اندیشه منجی موعود در ادیان، ۱۳۸۹ش، ص۲۲۷.
- ↑ بورونی، علی، ماشیح، مسیحا، مهدی در ادیان ابراهیمی، انتشارات مرغ سلیمان، چاپ اول، سال ۸۹، ص۷۲.
منابع
- کتاب مقدس
- الیاده، میرچا، اسطوره بازگشت جاودانه، ترجمه بهمن سرکاراتی، نشر قطره، ۱۳۷۸ش.
- اوشیدری، جهانگیر، دانشنامه مزدیسنا، نشر مرکز، ۱۳۷۱ش.
- ایونس، ورونیکا، اساطیر هند، ترجمه باجلان فرخی، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۳ش.
- بورونی، علی، ماشیح، مسیحا، مهدی در ادیان ابراهیمی، انتشارت مرغ سلیمان، چاپ اول، ۱۳۸۹ش.
- تونهای، مجتبی، موعودنامه: فرهنگ الفبایی مهدویت، قم، میراث ماندگار، چاپ دهم، ۱۳۸۸ش.
- جلالی نائینی، مهابهارت، ناشر کتابخانه طهوری، ۱۳۵۹ش.
- جمعی از نویسندگان، گونهشناسی اندیشه منجی موعود در ادیان، قم، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، چاپ اول، ۱۳۸۹ش.
- شایگان، داریوش، ادیان و مکتبهای فلسفی هند، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۶ش.
- کهن، آبراهام، گنجینهای از تلمود، ترجمة امیر فریدون گرگانی، چاپ زیبا، ۱۳۵۰ش.
- گرینستون، جولیوس، انتظار مسیحا در آیین یهود ترجمه حسین توفیقی، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، چاپ دوم، ۱۳۸۷ش.
- مقالات تقی زاده، زیر نظر ایرج افشار، ج ۹ (مانی و دین او)، انتشارات شکوفان، ۱۳۵۶ش.
- موحدیان عطار، علی، «گونهشناسی اندیشه موعود در ادیان مختلف»، فصلنامه هفت آسمان، ش ۱۲، زمستان ۱۳۸۰ش.
- ولفگانگ شومان، هانس، آیین بودا، ترجمه ع. پاشایی.
منابع برای مطالعه بیشتر
- جمعی از نویسندگان، گونهشناسی اندیشه منجی موعود در ادیان، قم، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب.
پیوند به بیرون
- «گونهشناسی اندیشه موعود در ادیان مختلف»، علی موحدیان عطار.
- «گونهشناسی اندیشه منجی موعود در اسلام»، علی موحدیان عطار.
- «منجی موعود در ادیان قبل از اسلام»، مهین عرب.