حدیث وصیت

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
حدیث وصیت
اطلاعات روایت
نام‌های دیگر: حدیث وصایت
موضوع: وصیت پیامبر به امام علی(ع)؛ نام‌های دوازده امام؛ دوازده مهدی
صادره از: پیامبر اسلام
راوی اصلی: حسن بن علی عن ابیه
راویان: علی بن سنان موصلی، علی بن الحسین، احمد بن محمد بن خلیل، جعفر بن احمد مصری، الحسن بن علی،
اعتبار سند: ضعیف
منابع شیعه: الغیبة شیخ طوسی
مؤید قرآنی: ندارد
مؤید روایی: ندارد
احادیث مشهور

حدیث سلسلةالذهب.حدیث ثقلین.حدیث کساء.مقبوله عمر بن حنظله.حدیث قرب نوافل.حدیث معراج. حدیث ولایت.حدیث وصایت.حدیث جنود عقل و جهل.حدیث شجره

حدیث وصیت روایتی مشتمل بر نام دوازده امام شیعیان و دوازده مهدی پس از دوازده امام است. این روایت در کتاب الغیبة شیخ طوسی از پیامبر اسلام(ص) است که خطاب به امام علی وصیت می‌کند و در این وصیت تنها نام مهدی اول می‌آید و وی جانشین امام دوازدهم است. در این روایت، نام دوازده امام به ترتیب و پس از آن به صورت مجمل از وجود دوازده مهدی و جانشینی مهدی اول پس از امام دوازدهم و نام‌های سه‌گانهٔ مهدی اول سخن می‌گوید.

این روایت، تنها روایتی است که در آن برای مهدی‌های دوازده‌گانه منصبی ذکر شده است. علمای امامیه این روایت و دیگر روایات مهدیان دوازده‌گانه را رد کرده‌اند و آن را خلاف باورهای مسلم شیعه دانسته‌اند. احمد الحسن مدعی است که او اول المهدیین است و به این روایت استناد می‌کند.

سند روایت نقل‌شده در کتاب الغیبة شیخ طوسی، ضعیف است و چهار تن از راویان حدیث وصیت مجهول‌اند. سندِ ضعیف، تعارض با حصر اوصیاء و ائمه در عدد دوازده، تعارض با رجعت، و تعارض‌های درونی روایت از جمله اشکالاتی است که منتقدان به این روایت مطرح کرده‌اند.

متن حدیث

امام صادق(ع) از پدرش امام باقر(ع)، وی از پدرش امام سجاد(ع)، او از پدرش امام حسین(ع)، و امام سوم از پدرش امام علی(ع) نقل می‌کند: رسول خدا(ص) در شبی که از دنیا رفت به علی(ع) فرمود: ای اباالحسن! ورق و جوهری آماده کن. در بخشی از این وصیت آمده است:

ای علی! به زودی پس از من دوازده امام خواهند بود و بعد از آنها دوازده مهدی و تو اولین نفر از دوازده امام هستی. خداوند تبارک و تعالی تو را در آسمانش، علی مرتضی و امیر مؤمنان و صدیق اکبر و فاروق اعظم و مأمون و مهدی نامیده است و این اسامی برای احدی به جز تو صحیح نیست.
ای علی! تو وصی من و سرپرست اهل‌بیتم هستی چه زنده و چه مرده‌ آنان و همچنین بر زنانم وصی من خواهی بود، پس هر کدام را که در عقد ازدواج من باقی بگذاری، فردای قیامت مرا ملاقات می‌کند و هر کدام را که تو طلاق بدهی من از او بیزارم و در قیامت نه مرا می‌بیند و نه من او را می‌بینم. تو پس از من جانشین و خلیفه‌ام بر امتم هستی. زمانی که وفات تو رسید وصایت و جانشینی مرا به پسرم حسن که نیکوکار و رسیدهٔ به حق است، تسلیم کن. زمان مرگ او که فرا رسید آن را به فرزندم حسین، پاک و شهید بسپارد و وقتی که وفات او فرا رسید، آن را به فرزندش آقا و سید عبادت‌کنندگان و صاحب ثفنات علی واگذار نماید. هر گاه زمان فوت او رسید، آن را به فرزندش محمد باقر تسلیم کند و زمانی که مرگ او رسید آن را به پسرش جعفر صادق بسپارد، و آن گاه که مرگ او فرا رسید، به فرزندش موسی کاظم واگذار کند و وقتی که مرگ او فرا رسید به فرزندش علی رضا تسلیم کند و زمانی که وفات او رسید آن را به فرزندش محمد ثقه تقی بسپارد و زمانی که مرگ او فرا رسید آن را به فرزندش علی ناصح واگذار نماید و زمانی که مرگ او رسید آن را به پسرش حسن فاضل بسپارد و زمانی که مرگ او فرا رسید آن را به فرزندش محمد که حافظ شریعت و آل محمد است بسپارد.
این دوازده امام بود، بعد از ایشان دوازده مهدی خواهد بود. پس وقتی که زمان رحلت امام دوازدهم رسید، وصایت و جانشینی من را به فرزندش که اولین و برترین مقربین است، تسلیم نماید و او سه نام دارد، یک نامش مانند نام من است و نام دیگرش مثل نام پدر من است و آن عبدالله و احمد است و سومین نام او مهدی خواهد بود و او اولین مؤمنان است.[۱][یادداشت ۱]

محتوای حدیث

محتوای روایت دربارهٔ جانشینان پیامبر بوده و نام همهٔ دوازده امام در این حدیث آمده است و سپس از دوازده مهدی سخن گفته شده است.[۲] این مهدی‌ها پس از امام دوازدهم ظهور می‌کنند و چنانکه از متن روایت برمی‌آید، نخستین آنان پسر بلافصل امام زمان است.[۳]

مضمون روایت را می‌توان به پنج فراز دسته‌بندی کرد؛ از این پنج فراز تنها یک فراز در روایات شیعه به صورت متواتر آمده است و یک فراز دیگر اگرچه در چند روایت دیگر تکرار شده است، اما از جهت سندی و محتوایی ضعف دارند و در اندیشهٔ امامیه رد شده است و سه فراز دیگر تنها در این روایت ذکر شده و علمای شیعه آن را رد کرده‌اند.[۴]

  • حصر امامان در عدد دوازده: این بخش از روایت در احادیث دیگر[۵] هم از جهت لفظ و هم از جهت معنا به صورت متواتر تکرار شده است.[۶]
  • دوازده مهدی: این فراز در پنج روایت دیگر نیز تکرار شده است. اگرچه بین مضمون این روایات ناسازگاری وجود دارد و گاه در عدد و گاه در نسبت و گاه در منصب میان این روایات اختلاف است.[۷] هم‌چنین همه این روایت از لحاظ سندی دچار ضعف‌اند. با توجه به تعارض با باورهای اعتقادی امامیه، این روایات رد شده‌اند و ادعای تواتر معنوی این روایات غیرقابل اثبات است.[۸]
  • تسلیم امر امامت به فرزند امام دوازدهم: این فراز تنها در نقل شیخ طوسی در کتاب الغیبة آمده است و در هیچ روایت دیگری ذکر نشده است.[۹] بر اساس این نقل، امام زمان در هنگام وفات، امامت را به فرزندش تسلیم می‌کند.
    علمای امامیه این مسئله را شاذ و مخالف مشهور دانسته‌اند و حتی شیخ طوسی در کتاب الغیبة آن را مردود می‌شمرد.[۱۰] با توجه به انحصار امامت در دوازده امام، نمی‌توان مطابق این حدیث امامت مهدی‌های دوازده‌گانه را برداشت کرد.[۱۱] علاوه بر اینکه در روایت ابوبصیر[۱۲] به صراحت امامت از مهدی‌های دوازده‌گانه نفی شده است.[۱۳] در چند روایت دیگر که از مهدی‌های دوازده‌گانه سخن به میان آمده، از امامت آنها سخنی در میان نیست.[۱۴] و آنان صرفاً مبلغان و داعیان اهل‌بیتند.[۱۵]
  • مهدی اول بودن فرزند امام دوازدهم: این بخش از روایت هم هیچ مستندی به جز نقل شیخ طوسی در کتاب الغیبة ندارد و نمی‌توان دربارهٔ آن ادعای تواتر معنوی کرد.[۱۶]
  • نام‌های سه‌گانهٔ مهدی اول: در بخش پایانی حدیث وصیت، برای مهدی اول سه نام عبدالله، احمد و مهدی شمرده شده است و این ادعا که این سه نام برای مهدی اول است، در هیچ روایت دیگری ذکر نشده است.[۱۷]

گزارش شیخ طوسی به دلیل ضعف سند، عدم اعتنای محدثان دیگر، شاذ بودن و مخالفت با دیگر مبانی شیعه دارای خلل در اعتبار است.[۱۸]شیخ مفید،[۱۹] نباطی بیاضی،[۲۰] حر عاملی،[۲۱] و علامه مجلسی[۲۲] محتوای این روایت در حکومت فرزندان امام مهدی را غیرمعتبر دانسته و آن را از گزارش‌های شاذ و غیرقابل قبول به شمار آورده‌اند.

دیدگاه علمای شیعه

بسیاری از علمای شیعه در مواجهه با حدیث وصایت، آن را مخالف مشهور و مفادش را غیرقطعی دانسته‌اند.[۲۳] طبرسی این روایت را از جهت صدور غیرقطعی می‌داند و آن را معارض با روایات صحیحه‌ای می‌داند که پس از امام عصر، دولت دیگری نخواهد بود.[۲۴] اربلی سخن طبرسی را تکرار می‌کند.[۲۵] عاملی نباطی روایات دوازده مهدی را شاذ و مخالف روایات صحیح السند می‌داندو دولتِ پس از دولت قائم را معارض با روایاتی می‌داند که پس از حکومت امام مهدی، قیامت پس از چهل روز برپا می‌شود.[۲۶] مجلسی پس از ذکر این روایت و روایات مشابه، این روایات را مخالف مشهور می‌شمرد.[۲۷] حر عاملی این روایات را به دلیل شاذ بودن و مخالفت با روایات مشهور غیرقطعی می‌خواند.[۲۸]

شیخ صدوق در «اعتقادات» تنها امام دوازدهم را قائم می‌داند و هر قائمی غیر از او را نفی می‌کند.[۲۹] و در کتاب کمال الدین حدیث وصیت را نقل نمی‌کند.[۳۰] تنها روایتی را نقل می‌کند[۳۱] که در آن مهدی‌های دوازده‌گانه به عنوان مبلغان و داعیان امام معرفی شده‌اند.[۳۲] در کتاب‌های اعتقادی شیخ صدوق، هیچ اشاره‌ای به باور دوازده مهدی نشده است.[۳۳]

کتاب «الغیبة» که شیخ طوسی در آن روایت دوازده مهدی را آورده، کتابی جدلی و احتجاجی است و نه کتابی در تبیین اعتقادات صحیح.[۳۴] شیخ طوسی در کتاب الغیبه چه پیش از نقل حدیث[۳۵] و چه پس از آن[۳۶] به صراحت تعداد امامان را منحصر در دوازده می‌داند و این ادعا را که فرزند امام دوازدهم جانشین او باشد، نفی می‌کند.[۳۷] شیخ طوسی در بابی در کتاب الغیبة ۲۵ روایت نقل می‌کند که عدد امامان و جانشینان پیامبر منحصر در دوازده است.[۳۸]

حر عاملی با این استدلال که چنین باوری به دلیل اهمیتش، محتاج روایات متواتر است، در حالی که تنها از طریق شاذ به ما رسیده است، به این روایت اشکال می‌گیرد.[۳۹] فیض کاشانی پس از ذکر حدیث، نقل مفید را دربارهٔ نبودن هیچ دولتی پس از قائم ذکر می‌کند و روایت وصیت را اینگونه جمع می‌کند که این مهدی‌ها داعی‌اند و نه صاحب دولت.[۴۰]

اشکالات حدیث وصیت

اشکالات و ایرادهایی که به حدیث وصیت آمده است بر چند دسته است. نخست اشکال سندی است و حتی در صورت وثاقت سند نمی‌توان از روایت واحد اعتقادات را ثابت کرد. دیگر آنکه با بسیاری از باورهای شیعه مانند رجعت و انحصار اوصیاء در دوازده عدد متعارض است و سوم آنکه در خود روایت تعارض‌های درونی هست و دیگر آنکه با توجه به قوت روایات معارض، توانایی تعارض را ندارد.

  • ناتوانی برای اثبات باورهای عقیدتی

این روایت خبر واحد ظنی است و نمی‌توان با خبر واحد ظنی، اعتقادات را ثابت کرد.[۴۱] در روایت تنها نام یکی از مهدی‌ها آمده است و عدم ذکر نام و صفات آنان با توجه به لزوم شناخت آنان، مستلزم تأخیر بیان از وقت حاجت است.[۴۲]

  • تعارض و ناسازگاری با دیگر باورهای امامیه

جانشینی مهدی‌های دوازده‌گانه با عقیدهٔ انحصار ائمه و اوصیاء در دوازده عدد[۴۳] متعارض است. مطابق این روایت بیست و چهار نفر جانشین پیامبرند و این با انحصار اوصیاء در عدد دوازده ناسازگار است.[۴۴] از سوی دیگر تعارض با روایاتی[۴۵] که امام عصر را خاتم الاوصیاء می‌دانند. همچنین این روایات با روایات متعددی که خبر از رجعت می‌دهند، تعارض دارد.[۴۶] از دیگر اشکالات این روایت، تعارض با روایاتی است که می‌گوید امام را فقط امام غسل می‌دهد[۴۷] و روایاتی که صراحتاً می‌گویند امام حسین، مهدی را غسل می‌کند.[۴۸] نقل طوسی، با دیگر روایاتی که دربارهٔ وصیت پیامبر آمده است، همخوانی ندارد.[۴۹]

  • ناسازگاری درونی روایت

همچنین ابتدا و انتهای روایت، ناسازگار است. در ابتدای روایت مهدی منحصر در امام علی است و پس از آن در ذیل روایت دوازده مهدی آمده است.[۵۰] در صدر مهدی یکی از نام‌های اختصاصی امام علی، مهدی ذکر شده است و این با دیگر روایت‌های شیعه همخوانی ندارد.[۵۱] در روایت تنها نام مهدی اول ذکر شده است و این با سیاق وصیت که در صدد رهاندن از گمراهی است، ناسازگار است.[۵۲] از سوی دیگر در این روایت دربارهٔ تحویل خلافت هر امام به وصی‌اش سخن گفته شده است؛ اما از تحویل خلافت مهدی اول به مهدی دوم سخنی نیامده است.[۵۳]

  • ضعف سند و عدم‌توان تعارض با روایات مخالف

احادیث دوازده مهدی و از جمله حدیث وصیت، توان تعارض با دیگر روایات را ندارد. نخست اینکه این حدیث ضعیف است و راویانش ضعیف و مجهولند و توان تعارض با روایات صحیح را ندارد. از سوی دیگر این حدیث و مضمون آن شهرت روایی ندارد و در کتاب‌های اعتقادات نیامده و حتی اهل سنت این باور را به عنوان عقیدهٔ شیعه بررسی نکرده‌اند.[۵۴] حر عاملی مضمون این روایات را نادر، تعدادشان را کم و روایات مخالف را زیاد می‌داند و از این جهت آنها را فاقد توان تعارض در برابر روایات دیگر می‌داند.[۵۵] و در جای دیگر این روایت را شاذ می‌داند که معارض قوی دارد[۵۶] و مگر اندکی ،علمای امامیه بدان توجه نکرده‌اند[۵۷]

ادعاهای احمد الحسن

حدیث وصایت مهم‌ترین مستند احمد الحسن برای اثبات ادعای دوازده مهدی پس از دوازده امام و نیز ادعای او برای اول المهدیین است.[۵۸] در این حدیث تنها به نقش اولین مهدی از دوازده مهدی پس از وفات حضرت حجت اشاره شده است؛‌اما ادعای احمد الحسن نقش‌آفرینی در پیش از ظهور[۵۹] و هنگام حکومت امام دوازدهم[۶۰] و پس از آن[۶۱] است.[۶۲] احمد الحسن برای مطابقت روایت با ادعایش لفظ وفات امام عصر را به معنای غیبت معنا می‌کند[۶۳] این ادعا خلاف ظاهر و سیاق متن و ناسازگار با معنا است.[۶۴] احمد الحسن خود را فرزند باواسطهٔ امام عصر معرفی می‌کند[۶۵] و در روایت لفظ «ابنه» آمده است و با توجه به اینکه در همه جای روایت لفظ «ابنه» به معنای فرزند بی‌واسطه بوده است، مطابق سیاق متن، در این فقره هم نمی‌تواند فرزند باواسطه باشد.[۶۶]

احمد الحسن ادعا می‌کند که اول المهدیین ذکر شده در روایت وصیت است.[۶۷] با توجه به روایات دیگری[۶۸] که سه نام ذکر شده در روایت وصیت را برای حضرت حجت ذکر کرده‌اند، این احتمال مطرح است که این سه نام در این روایت، به امام دوازدهم برمی‌گردد نه مهدی اول.[۶۹] و اگر ضمیر به اول المهدیین برگردد، باز بر احمد الحسن صدق نمی‌کند؛ زیرا روایت فرزند بی‌واسطهٔ حضرت حجت را مهدی اول می‌داند و احمد الحسن با ادعای خود، فرزند با واسطه است.[۷۰] و حتی ادعای فرزند باواسطه بودن او با توجه به شواهد بیرونی مخدوش است.[۷۱] حر عاملی احتمال تصحیف در این بخش از روایت را داده است و محتمل می‌داند به جای «ابیه»، «ابنه» به اشتباه نوشته شده باشد.[۷۲]

بررسی سند روایت

سند این روایت ضعیف است، بیشتر راویانش ناشناخته‌اند و در کتاب‌های رجالی نامی از آنها نیامده است.[۷۳] در سند احمد بن محمد بن خلیل، علی بن سنان موصلی العدل، جعفر بن احمد مصری، حسن بن علی عم جعفر و پدر حسن بن علی همه ناشناخته‌اند و در کتاب‌های رجالی مدح یا ذمی دربارهٔ آنان وارد نشده است.[۷۴] و نمی‌توان به آن برای اثبات چیزی استدلال کرد و به طریق اولی نمی‌توان در مباحث عقیدتی مهم به آن استناد کرد.[۷۵]

طوسی در الغیبة سند روایت را این‌گونه نقل می‌کند: از جماعتی، از حسین بن علی بن سفیان بزوفری، از علی بن سنان موصلی، از علی بن حسین، از احمد بن محمد بن خلیل، از جعفر بن احمد مصری، از عمویش حسن بن علی، از پدرش از امام صادق(ع).

جماعة مراد از جماعة در متن شیخ طوسی، استادان او مانند ابن‌غضائری، ابن عبدون، ابن‌صلت، ابن‌ابی‌جید و دیگران است که ثقه‌اند.[۷۶]

حسین بن علی بن سفیان البزوفری نجاشی او را ثقه، جلیل و شیعه معرفی کرده است.[۷۷]

علی بن سنان موصلی العدل ناشناخته است و در کتاب‌های رجالی متقدم مدخلی ندارد.[۷۸] وصف عدل در اسم او، دلالت بر توثیق ندارد.[۷۹] این وصف گاهی برای کارگزاران دستگاه استعامل می‌شده است.[۸۰] شوشتری از وصف «عدل» او احتمال عامی‌بودنش را می‌دهد.[۸۱] با توجه به متن روایت احتمال سنی‌بودن او ضعیف است.[۸۲]

علی بن حسین نام راویان بسیاری است و نشانه‌ای در این روایت نیست که بر یکی از آنان صدق کند و علی بن حسین در این روایت روشن نیست.[۸۳]

احمد بن محمد بن خلیل ناشناخته است و هیچ مدح و ذمی دربارهٔ او در کتاب‌های رجالی نیامده است.[۸۴]احتمالاً ا «احمد بن عبدالله خلیلی بری آملی» است[۸۵] و در این صورت ضعیف است و نجاشی او را ضعیف شمرده است.[۸۶]

جعفر بن احمد مصری هیچ مدح و ذمی دربارهٔ او در کتاب‌های رجالی شیعه وارد نشده است و مهمل است[۸۷] عسقلانی از علمای عامه، او را شیعه می‌داند و متهم به جعل می‌کند.[۸۸]

حسن بن علی عم جعفر بن احمد المصری مجهول است و هیچ نامی از او در کتاب‌های رجالی نیامده است.[۸۹]

پدر حسن بن علی ناشناخته است و توضیحی دربارهٔ او نیست.[۹۰]

پانویس

  1. شیخ طوسی، الغیبة، ۱۴۱۱ق، ص۱۵۰؛ ترجمه: عزیزی، مجتبی، ترجمهٔ کتاب الغيبة طوسی، ۱۳۸۷ش، ص۳۰۰-۳۰۳.
  2. فیض اخلاقی، «نقد حدیث وصیت ...»، ص۶۴.
  3. فیض اخلاقی، «نقد حدیث وصیت ...»، ص۶۴.
  4. محمدی هوشیار، درسنامهٔ نقد و بررسی جریان احمد الحسن البصری، ۱۳۹۶ش، ص۱۲۰.
  5. برای نمونه: شیخ طوسی، الغیبة، ۱۴۱۱ق، ص۱۲۶.
  6. محمدی هوشیار، درسنامهٔ نقد و بررسی جریان احمد الحسن البصری، ۱۳۹۶ش، ص۱۲۰.
  7. محمدی هوشیار، درسنامهٔ نقد و بررسی جریان احمد الحسن البصری، ۱۳۹۶ش، ص۱۲۲.
  8. محمدی هوشیار، درسنامهٔ نقد و بررسی جریان احمد الحسن البصری، ۱۳۹۶ش، ص۱۲۴.
  9. محمدی هوشیار، درسنامهٔ نقد و بررسی جریان احمد الحسن البصری، ۱۳۹۶ش، ص۱۲۵؛ فیض اخلاقی، «نقد حدیث وصیت ...»، ص۷۳.
  10. شیخ طوسی، الغیبة، ۱۴۱۱ق، ص۲۲۸.
  11. فیض اخلاقی، «نقد حدیث وصیت ...»، ص۷۴.
  12. شیخ صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۳۵۸، ح۵۶.
  13. فیض اخلاقی، «نقد حدیث وصیت ...»، ص۷۴.
  14. فیض اخلاقی، «نقد حدیث وصیت ...»، ص۷۵.
  15. فیض اخلاقی، «نقد حدیث وصیت ...»، ص۷۵.
  16. محمدی هوشیار، درسنامهٔ نقد و بررسی جریان احمد الحسن البصری، ۱۳۹۶ش، ص۱۲۸.
  17. محمدی هوشیار، درسنامهٔ نقد و بررسی جریان احمد الحسن البصری، ۱۳۹۶ش، ص۱۲۸.
  18. آل محسن، الرد القاصم، ۱۴۳۴ق، ص۲۸.
  19. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۸۶.
  20. نباطی، الصراط المستقیم، ۱۳۸۴ق، ج۲، ص۲۵۴.
  21. حر عاملی، الایقاظ، ۱۳۶۲ش، ص۴۰۱.
  22. علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۳، ص۱۴۸.
  23. پورسیدآقایی، «واکاوی وصیت نازل شده از آسمان ...»، ص۱۰۵؛ محمدی هوشیار، درسنامه نقد و بررسی جریان احمد الحسن البصری، ۱۳۹۶ش، ص۱۱۵.
  24. طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۲۹۵.
  25. اربلی، کشف الغمة في‌معرفة الائمه، ۱۳۸۱، ج۲، ص۴۶۷.
  26. عاملی نباطی، الصراط المستقیم، ج۲، ۱۳۸۴ق، ص۱۸۶.
  27. علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۳، ص۱۵۰.
  28. حر عاملی، الایقاظ من الهجعة، ۱۳۶۲ش، ص۳۶۸؛ حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۰۳ق، ص۱۱۵.
  29. شیخ صدوق، الاعتقادات، ۱۴۱۳ق، ص۹۵.
  30. مجتهد سیستانی، لوح و قلم، دار التفسیر، ص۳۲.
  31. شیخ صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۳۵۸، ح۵۶.
  32. مجتهد سیستانی، لوح و قلم، دار التفسیر، ص۳۳.
  33. مجتهد سیستانی، لوح و قلم، دار التفسیر، ص۳۶.
  34. مجتهد سیستانی، لوح و قلم، دار التفسیر، ص۳۶.
  35. برای نمونه: شیخ طوسی، الغیبة، ۱۴۱۱ق، ص۱۲۷.
  36. برای نمونه: شیخ طوسی، الغیبة، ۱۴۱۱ق، ص۲۲۸.
  37. مجتهد سیستانی، لوح و قلم، دار التفسیر، ص۳۷.
  38. شیخ طوسی، الغیبة، ۱۴۱۱ق، ص۱۲۶.
  39. حر عاملی، الایقاظ من الهجعة، ۱۳۶۲ش، ص۴۰۱.
  40. فیض کاشانی، نوادر الاخبار، ۱۳۷۲ش، ص۲۹۴.
  41. آل محسن، الرد القاصم، ۱۴۳۴ق، ص۳۶.
  42. آل محسن، الرد القاصم، ۱۴۳۴ق، ص۳۶.
  43. برای نمونه: خزاز رازی، کفایة الاثر في‌ النص علی ائمة اثنی عشر، ۱۴۰۱ق، ص۱۷۷ ،۱۵۳، ۱۷۰، ۲۷۳، ۱۳۶.
  44. آل محسن، الرد القاصم، ۱۴۳۴ق، ص۳۶؛ مجتهد سیستانی، لوح و قلم، دار التفسیر، ص۱۲۹.
  45. طوسی، مصباح المتهجد، المکتبة الاسلامیة، ج۲، ص۸۴۳؛ حر عاملی، اثبات الهداة بالنصوص والمعجزات، ۱۴۲۵ق، ج۲، ص۲۳۴، ح۸۱۲.
  46. شهبازیان، محمد، ره افسانه، ۱۳۹۶ش، ص۱۳۸؛ محمدی هوشیار، درسنامه نقد و بررسی جریان احمد الحسن، ۱۳۹۶ش، ص۱۵۰.
  47. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۲۷۶؛ قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۶۴.
  48. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۲۰۶، ح۲۵۰؛ حلی، حسن بن سلیمان، مختصر البصائر، جامعه مدرسین، ص۴۹۲.
  49. شهبازیان، محمد، ره افسانه، ۱۳۹۶ش، ص۱۳۸-۱۴۲.
  50. شهبازیان، محمد، ره افسانه، ۱۳۹۶ش، ص۱۴۵؛ مجتهد سیستانی، لوح و قلم، دار التفسیر، ص۱۱۷.
  51. مجتهد سیستانی، لوح و قلم، دار التفسیر، ص۱۱۵.
  52. مجتهد سیستانی، لوح و قلم، دار التفسیر، ص۱۲۶.
  53. مجتهد سیستانی، لوح و قلم، دار التفسیر، ص۱۴۳.
  54. مجتهد سیستانی، لوح و قلم، دار التفسیر، ص۵۹.
  55. حر عاملی، الایقاظ من الهجعة، ۱۳۶۲ش، ص۴۰۱.
  56. حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۰۳ق، ص۱۱۷.
  57. حر عاملی، الفوائد الطوسیة، ۱۴۰۳ق، ص۱۱۷.
  58. مجتهد سیستانی، لوح و قلم، دار التفسیر، ص۱۳.
  59. احمد الحسن، بیان الحق و السداد، اصدارات انصار، ج۱-۲، ص۱۴.
  60. احمد الحسن، بیان الحق و السداد، اصدارات انصار، ج۱، ص۴۶.
  61. احمد الحسن، الجواب المنیر، اصدارات انصار، ج۱ ، ص۳۳.
  62. محمدی هوشیار، درسنامه نقد و بررسی جریان احمد الحسن، ۱۳۹۶، ص۳۷-۳۹.
  63. ابوحسن، مع العبد الصالح، ۱۴۳۱ق، ص۴۹.
  64. مجتهد سیستانی، لوح و قلم، دار التفسیر، ص۱۱۹.
  65. محمدی هوشیار، درسنامه نقد و بررسی جریان احمد الحسن، ۱۳۹۶، ص۳۷-۳۹.
  66. مجتهد سیستانی، لوح و قلم، دار التفسیر، ص۱۲۸.
  67. احمد الحسن، الجواب المنیر، ج۱، ص۳۸؛ الرد الاحسن فی الدفاع عن الاحمد البصری، ص۱۱.
  68. شیخ طوسی، الغیبة، ۱۴۱۱ق، ص۴۵۴، ح۴۶۳؛ شیخ صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ص۶۵۳، ب ۵۷، ح۱۷.
  69. آل محسن، الرد القاصم، ۱۴۳۴ق، ص۵۰.
  70. آل محسن، الرد القاصم، ۱۴۳۴ق، ص۵۱.
  71. آل محسن، الرد القاصم، ۱۴۳۴ق، ص۵۱.
  72. حر عاملی، الایقاظ من الهجعة، ۱۳۶۲ش، ۲۴۱-۲۴۲.
  73. ال محسن، الرد القاصم، ۱۴۳۴ق، ص۲۷.
  74. آل محسن، الرد القاصم، ۱۴۳۴ق، ص۲۸-۳۳.
  75. آل محسن، الرد القاصم، ۱۴۳۴ق، ص۳۴.
  76. جواد قیومی، مقدمه تحقیق الفهرست طوسی، ۱۴۱۷ق، ص۱۵،.
  77. نجاشی، رجال، ۱۴۱۶ق، ص۶۸، مدخل ۱۶۲.
  78. آل محسن، الرد القاصم، ۱۴۳۴ق، ص۲۸.
  79. آل محسن، الرد القاصم، ۱۴۳۴ق، ص۲۸.
  80. خویی، معجم رجال الحدیث، ج۶، ص۲۱۰، ارقم ۳۳۰۲.
  81. شوشتری، قاموس الرجال، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۴۷۷-۴۷۸.
  82. فیض اخلاقی، «نقد حدیث وصیت ...»، ص۶۹.
  83. آل محسن، الرد القاصم، ۱۴۳۴ق، ص۲۹.
  84. آل محسن، الرد القاصم، ۱۴۳۴ق، ص۳۱.
  85. فیض اخلاقی، «نقد حدیث وصیت ...»، ص۷۰.
  86. نجاشی، رجال، ۱۴۱۶ق، ص۹۶، مدخل ۲۳۸.
  87. آل محسن، الرد القاصم، ۱۴۳۴ق، ص۳۳.
  88. عسقلانی، لسان المیزان، ۱۹۷۱م، ج۲، ص۱۰۸ به نقل از الرد القاصم، ص۳۳.
  89. آل محسن، الرد القاصم، ۱۴۳۴ق، ص۳۳.
  90. آل محسن، الرد القاصم، ۱۴۳۴ق، ص۳۳.
  1. «أخبرنا جماعة، عن أبي عبد الله الحسين بن علي بن سفيان البزوفري، عن علي بن سنان الموصلي العدل، عن علي بن الحسين، عن أحمد بن محمد بن الخليل، عن جعفر بن أحمد المصري، عن عمه الحسن بن علي، عن أبيه، عن أبي عبد الله جعفر بن محمد، عن أبيه الباقر، عن أبيه ذي الثفنات سيد العابدين، عن أبيه الحسين الزكي الشهيد، عن أبيه أمير المؤمنين عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم - في الليلة التي كانت فيها وفاته - لعلي عليه السلام: يا أبا الحسن أحضر صحيفة ودواة. فاملا رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم وصيته حتى انتهى إلى هذا الموضع فقال: يا علي إنه سيكون بعدي اثنا عشر إماما ومن بعدهم إثنا عشر مهديا، فأنت يا علي أول الاثني عشر إماما سماك الله تعالى في سمائه: عليا المرتضى، وأمير المؤمنين، والصديق الاكبر، والفاروق الاعظم، والمأمون، والمهدي، فلا تصح هذه الاسماء لاحد غيرك. يا علي أنت وصيي على أهل بيتي حيهم وميتهم، وعلى نسائي: فمن ثبتها لقيتني غدا، ومن طلقتها فأنا برئ منها، لم ترني ولم أرها في عرصة القيامة، وأنت خليفتي على أمتي من بعدي فإذا حضرتك الوفاة فسلمها إلى ابني الحسن البر الوصول، فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابني الحسين الشهيد الزكي المقتول، فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه سيد العابدين ذي الثفنات علي، فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه محمد الباقر، فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه جعفر الصادق، فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه موسى الكاظم، فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه علي الرضا، فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه محمد الثقة التقي، فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه علي الناصح، فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه الحسن الفاضل، فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه محمد المستحفظ من آل محمد عليهم السلام. فذلك اثنا عشر إماما، ثم يكون من بعده اثنا عشر مهديا، (فإذا حضرته الوفاة) فليسلمها إلى ابنه أول المقربين له ثلاثة أسامي: إسم كإسمي وإسم أبي وهو عبد الله وأحمد، والاسم الثالث: المهدي، هو أول المؤمنين»

منابع

  • آل محسن، علی، الرد القاصم، نجف، مرکز الدراسات التخصصیة للامام المهدی، ۱۴۳۴ق.
  • ابن‌غضائری، احمد بن حسین، الرجال، قم، اسماعیلیان، ۱۳۶۴.
  • ابوحسن، مع العبد الصالح، اصدارات انصار الامام المهدی، بی‌جا، ۱۴۳۹ق.
  • اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة في معرفة الائمة، با مقدمهٔ جعفر سبحانی و سید هاشم رسولی محلاتی، تبریز، نشر بنی‌هاشمی، ۱۳۸۱ش.
  • اسماعیل، احمد الحسن، الجواب المنیر عبر الاثیر، اصدارات انصار الامام المهدی.
  • اسماعیل، احمد الحسن، الوصیة المقدسة الکتاب العاصم من الضلال، گردآوری علاء سالم، اصدارات انصار الامام المهدی.
  • اسماعیل، احمد الحسن، بیان الحق و السداد، اصدارات انصار الامام المهدی.
  • پورسیدآقایی، مسعود و محمد شهبازیان، «واکاوی وصیت نازل‌شده از آسمان به حضرت محمد و نقش آن در شناسایی مدعیان دروغین»، در فصلنامه علمی-ترویجی انتظار موعود، سال پانزدهم، شماره ۵۱، زمستان ۱۳۹۴، ص۸۷-۱۰۸.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، الإیقاظ من الهجعة بالبرهان علی الرجعة، تصحیح سید هاشم رسولی محلاتی، ترجمه احمد جنتی، تهران، انتشارات نوید، ۱۳۶۲ش.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، الفواید الطوسیة، تصحیح مهدی لاجوردی و محمد درودی، قم، المطبعة العلمیة، ۱۴۰۳ق.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، تصحیح علاءالدین اعلمی، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۲۵ق/۲۰۰۴م.
  • حلی، حسن بن سلیمان، مختصر بصائر الدرجات، قم، انتشارات جامعه مدرسین، بی‌تا.
  • خزاز رازی، علی بن محمد، كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثنی عشر، تحقیق عبداللطیف حسینی کوه‌کمری، قم، نشر بیدار، ۱۴۰۱ق.
  • خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، قم، مرکز نشر آثار شیعه، ۱۴۰۴ق.
  • ذهبی، محمد بن احمد، میزان الاعتدال، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالمعرفة، ۱۳۸۲ق.
  • شوشتری، محمدتقی، قاموس الرجال، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۵ق.
  • شهبازیان، محمد، ره افسانه، قم، انتشارات مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم، ۱۳۹۶ش.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، الاعتقادات، کنگره شیخ مفید، تحقیق عصام عبدالسید، قم، ۱۴۱۳ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، تصحیح حسین اعملی، بیروت، مؤسسة الاعملی للمطبوعات، ۱۴۰۴ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، تحقیق علی‌اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۹۵ق.
  • شیخ طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی، قم، مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۱۷ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، الرجال، نجف، حیدریه، ۱۳۸۰ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، الغیبة، تحقیق عبدالله طهرانی و علی احمد ناصح، قم، مؤسسه معارف اسلامی، ۱۴۱۱ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، الفهرست، تحقیق جواد القیومی، قم، مؤسسة نشر الفقاهة، ۱۴۱۷ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد وسلاح المتعبد، تهران، المکتبة الاسلامیة، بی‌تا.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، قم، مؤسسة آل البیت، ۱۴۱۳ق.
  • عاملی نباطی، علی بن یونس، الصراط المستقیم الی مستحقی التقدیم، تصحیح میخائیل رمضان، نجف، المکتبة الحیدریة، چاپ اول، ۱۳۸۴ق.
  • عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ۱۹۷۱م/۱۳۹۰ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، خلاصة الاقوال، تحقیق جواد فیومی، قم، مؤسسه انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • علامه مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • فیض اخلاقی، محمدحسین، «نقد حدیث وصیت با تأکید بر منحصر بودن امامان در عدد دوازده»، در مجله علوم و معارف قرآن و حدیث، پاییز ۱۳۹۶، شماره ۱۲‌.
  • فیض کاشانی، محسن، نوادر الاخبار فیما یتعلق باصول الدین، تحقیق مهدی انصاری قمی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۲ش.
  • قطب راوندی، سعید بن هبةالله ، الخرائج و الجرائح‏، قم، مؤسسة الإمام المهدي علیه‌السلام، ۱۴۰۹ق.
  • الکشی، محمد بن عمر، الرجال، تحقیق میرداماد استرآبادی و سید مهدی رجایی، قم، مؤسسة آل البیت، ۱۴۰۴.
  • کلینی، الکافی، تصحیح علی‌اکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۰۷ق.
  • مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، بی‌جا، بی‌تا.
  • مجتهد سیستانی، مهدی، لوح و قلم: بررسی روایت موسوم به وصیت در کتاب الغیبة شیخ طوسی، قم، دار التفسیر، بی‌تا.
  • محمدی هوشیار، علی، درسنامهٔ نقد و بررسی جریان احمد الحسن البصری، قم، انتشارات تولی، ۱۳۹۶ش.
  • النجاشی، ‌احمد بن علی، رجال النجاشی،‌ قم، مؤسسه انتشارات اسلامی، ‌پنجم، ۱۴۱۶ق.