متشابهات قرآن
| تفسیرهای مهم | |
|---|---|
| شیعی | تفسیر ابو الجارود • تفسیر قمی • کتاب التفسیر (عیاشی) • تفسیر التبیان • تفسیر مجمع البیان • تفسیر الصافی • تفسیر المیزان |
| سنی | تفسیر جامع البيان (طبری) • المحرر الوجیز (ابن عطیه) • تفسیر الجامع لأحكام القرآن (قرطبی) • تفسير القرآن العظيم (ابن كثير) • تفسیر جلالین (سیوطی) |
| گرایشهای تفسیری | |
| تفسیر تطبیقی • تفسیر علمی • تفسیر عصری • تفسیر تاریخی • تفسیر فلسفی • تفسیر کلامی • تفسیر عرفانی • تفسیر ادبی • تفسیر فقهی | |
| روشهای تفسیری | |
| تفسیر قرآن به قرآن • تفسیر روایی • تفسیر اجتهادی | |
| شیوههای نگارش تفسیر | |
| تفسیر ترتیبی • تفسیر موضوعی | |
| اصطلاحات علم تفسیر | |
| اسباب نزول • ناسخ و منسوخ • محکم و متشابه • اعجاز قرآن • جری و انطباق • مکی و مدنی | |
مُتشابهات قرآن به آیاتی گفته میشود که معانی چندگانه، مبهم یا نیازمند تدبر بیشتر دارند. این مفهوم در برابر محکمات قرآن قرار دارد. مصادیق گوناگونی برای متشابهات قرآن برشمرده است: آیات مجمل، نیازمند تأمل، غیرقابل شناخت، آیات منسوخ، آیات مربوط به صفات خدا و قیامت، یا قصصالقرآن و مانند اینها. در منابع شیعه، حکمت وجود متشابهات، تشویق به تدبر و کشف معانی تازه و نیز امتحان قلوب دانسته شده است. همچنین شیعیان معنای متشابهات را قابل فهم میدانند؛ اما تفسیر به رأی پرهیز میکنند و تنها راه فهم آنها را رجوع به راسخان در علم (معصومان) یا ارجاع متشابهات به محکمات معرفی میکنند؛
بحث از نحوه تأویل متشابهات قرآن بر شکلگیری برخی فرقههای اسلامی همچون خوارج، معتزله، اشاعره، امامیه، کیسانیه و واقفیه اثر واضحی داشته است. در تاریخ پژوهش شیعه، آثار زیادی درباره متشابهات قرآن تألیف شده است.
چیستی
متشابهات قرآن کریم - که مفهومی در برابر محکمات قرآن است - به آیاتی اطلاق میشود که دارای معانی چندگانه هستند[۱] یا درک معنا و مصداق آنها نیازمند غور و تفکر بیشتر است.[۲] طبق تحقیق سید محمدحسین طباطبایی، صاحب تفسیر المیزان، مصادیق متفاوتی برای مفهوم متشابهات قرآن ذکر شده است،[۳] از جمله آیات مُجمل و دارای معانی مبهم،[۱] یا آیاتی که قبول و فهم معارف آن، نیازمند به تأمل و تدبر است[۴] یا اساساً راهی برای شناخت مفهوم آنها وجود ندارد،[۵] آیات الاحکامی که نسخ شدهاند،[۶] یا هر آیهای غیر از حروف مقطعه و آیات آغازگر سورهها[۷] یا مربوط به صفات خداوند و قیامت است[۸] و یا برای بیان قصهها و مَثَلهای قرآنی نازل شدهاند.[۹]
به گفته سیوطی، مفسر مسلمان (۸۴۹-۹۱۱ق)، برخی معتقدند تمام آیات محکم هستند و برخی معتقدند که همه آیات قرآن متشابه هستند؛ اما طبق دیدگاه مشهورتر بعضی از آنها متشابه و برخی حکم هستند.[۱۰]
حکمت وجود متشابهات از دیدگاه شیعی
براساس منابع شیعی، از حکمتهای اصلی وجود متشابهات این است که سبب میشوند انسانها با تدبر در قرآن همواره مفاهیم تازهای از آن کشف کنند و اگر همه قرآن محکم بود، مردم از نظر و تدبر بینیاز میشدند.[۱۱] بااینحال در این منابع آمده است که خداوند متشابهات را برای امتحان قلوب نازل کرده است[۱۲] و بر این اساس شیعیان تأکید دارند که از تفسیر به رأی در متشابهات پرهیز کنند و معتقدند اساساً انسان نباید زیاد به دنبال این آیات باشند؛ چرا که فقط کسانی که در قلوبشان میل به باطل است، به دنبال متشابهات میروند.[۱۳]
تفسیر متشابهات از دیدگاه شیعه
به گفته ملاصدرا، فیلسوف شیعه، اغلب شیعیان برپایه آیه ۷ سوره آلعمران معتقدند که متشابهات قابل فهم هستند و باید برای فهم آنها به راسخان در علم مراجعه کرد.[۱۴] روایات شیعه، امامان شیعه را راسخان در علم معرفی نمودهاند.[۱۵] با این حال برخی نیز راسخان در علم را دارای مفهوم وسیعی دانستهاند که همه دانشمندان و متفکران را در بر میگیرد.[۱۶]
روش دوم شیعیان این است که محکمات مفسر متشابهات هستند. در برخی روایات، ارجاع متشابهات به محکمات قرآنی، روشی معرفی شده است که به صراط مستقیم رهنمون میکند.[۱۷] بر همین اساس برخی مفسران بر این باورند که آیات متشابه با ارجاعشان به محکمات قرآنی تفسیر میشوند.[۱۸] برای نمونه بنا به گفته سید محمدحسین طباطبایی، آیه ۲۳ سوره قیامت باید با آیات محکمی مثل آیه ۱۱ سوره شوری تفسیر شود.[۱۹] سید رضی (۳۵۹ق-۴۰۶ق) نیز در کتاب حقایق التأویل، آیه ۸ سوره آلعمران را متشابه دانسته و معتقد است که با آیه ۵ سوره صف که از محکمات قرآنی است، تفسیر میشود.[۲۰]
اثر متشابهات قرآن بر فرقه های اسلامی
به گفتۀ نویسندگان دائرةالمعارف قرآن کریم، پیدایش بسیاری از فرقههای فقهی و کلامی مسلمانان متأثر از بحث متشابهات قرآن بوده است.[۲۱] برای مثال، خوارج با برداشت نادرست از آیه «إِنِ الْحُكْمُ إِلاّٰ لِلّٰهِ» (انعام ۵۷) دچار انحراف شدند.[۲۲] همچنین طبق دیدگاه پژوهشگران، معتزله تأویل متشابهات را با تکیه بر عقل در پیش گرفتهاند.[۲۳] آنها معتقند هیچ آیهای نیست که فقط خدا بداند.[۲۴] گفته شده که هدف معتزله از تأویل، تنزیه خداوند از صفات جسمانی بوده است.[۲۵] در مقابل، اشاعره بیان بیشتر متشابهات فقط مخصوص خدا) دانستهاند.از نظر آنان، آیات مربوط به صفات خداوند محکم هستند اما کیفیت آنها متشابه است و فقط خداوند میتواند آنها را تاویل کند.[۲۶] به گفته ملاصدرا برخی از اشاعره سؤال از متشابهات قرآن را بدعت میشمارند.[۲۷]
در مقابل این دو گروه، امامیه معتقدند که با ارجاع متشابه به محکم میتوان این آیات را تاویل کرد؛ اما این باید با راهنمایی معصومان باشد؛ زیرا آنان تأویل متشابهات را میدانند.[۲۸] به گفته طبرسی(متوفای ۵۴۸ق) در مجمع البیان، برخی مفسران با توجه به آیه گفتهاند که تنها خدا به این آیات متشابه آگاه است و راسخون در علم فقط به آنها ایمان دارند.[۲۹] با این حال، در میان فرقههای شیعی نیز این مسئله از اموری بوده که باعث تمایز فرقههای شیعی شده است. برای مثال کیسانیه (از اولین انشعابات شیعی) تفسیر باطنی و تأویلهای افراطی از آیات صفات و حمل آیات متشابه بر ظواهر جسمانی و تشبیه خدا به مخلوقات روی آوردند.[۳۰] این امر باعث شده تا این گروه از شاخههای مشبّهه و مجسّمه محسوب شوند.[۳۱] همچنین پیروان واقفیه (گروهی از شیعیان که بر امامت امام موسی کاظم(ع) توقف کردند) نیز به توقف در فهم متشابهات و واگذاری آنها به امام غایب قائل شدند.[۳۲]
تاریخچه پژوهش شیعیان در متشابهات
شیعیان امامیه در طول قرون، تألیفات ویژهای در موضوع متشابهات قرآن داشتهاند. برخی از مهمترین آثار شیعی در این زمینه عبارتند از:
- متشابه القرآن: تألیف حمزة بن حبیب الزیات کوفی (از اصحاب امام صادق(ع)، متوفای ۱۵۸ق).
- محکم القرآن و متشابهه: تألیف سعد بن عبدالله أشعری قمی (متوفای ۳۰۱ق).
- متشابه القرآن: تألیف حسن بن موسی النوبختی (از متکلمان و فلاسفه امامیه قرن سوم و چهارم قمری).
- متشابه القرآن و مختلفه: تألیف ابن شهرآشوب (فقیه، مفسّر و محدّث شیعه، متوفای ۵۸۸ق).
- متشابه القرآن: تألیف ملاصدرا (فیلسوف شیعه، متوفای ۱۰۵۰ق).
- متشابهات القرآن و محکماته: تألیف محمدهادی معرفت (فقیه و قرآنپژوه شیعه، ۱۳۰۹-۱۳۸۵ش).
- اضواء علی متشابهات القرآن: تألیف خلیل یاسین.[۳۳]
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۳، ص۳۳.
- ↑ زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، ۱۳۷۶ق، ج۲، ص۶۸.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ش، ج۳، ص۳۲.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۳، ص۳۵.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۳، ص۳۵.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۳، ص۳۴؛ معرفت، علوم قرآنی، ۱۳۸۱ش، ص۲۷۱.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۳، ص۳۳.
- ↑ سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۱۲؛ رشیدرضا، تفسیر المنار، ۱۹۹۰م، ج۳، ص۱۳۷.
- ↑ سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۶.
- ↑ سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۵.
- ↑ حریری، فرهنگ اصطلاحات قرآنى، ۱۳۸۴ش، ص۳۲۸.
- ↑ حریری، فرهنگ اصطلاحات قرآنى، ۱۳۸۴ش، ص۳۲۸.
- ↑ انصاری، غدیر در قرآن...، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۴۳۷.
- ↑ ملاصدرا، سه رساله فلسفی، ۱۳۷۸ش، ص۱۲۷-۱۳۰.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۱۳.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۴۳۹.
- ↑ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، نشر جهان، ج۱، ص۲۹۰.
- ↑ سید رضی، حقایق التأویل، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۲۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱، ص۱۶۸-۱۶۹ و ج۳، ص۴۳.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۳، ص۴۳.
- ↑ سید رضی، حقایق التأویل، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۲۳.
- ↑ دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۲، ص۳۴۰.
- ↑ دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۲، ص۳۴۰.
- ↑ ذویب، جدل الأصول و الواقع، ج۱، ص۱۶۷؛ ادالکوس، مطارحات في التفسير والدراسات القرآنية المعاصرة، ج۱، ص۲۵۵.
- ↑ ادالکوس، مطارحات في التفسير والدراسات القرآنية المعاصرة، ج۱، ص۲۵۵.
- ↑ حافظ، الجبر و الاختيار في الفكر الإسلامي، ج۱، ص۳۴.
- ↑ ابن قدامه، الإرشاد، ج۱، ص۷۵؛صبحی صالح، مباحث فی علوم القرآن، دار العلم للملایین، ص۲۸۲.
- ↑ ملاصدرا، سه رساله فلسفی، ۱۳۷۸ش، ص۱۲۷-۱۳۰.
- ↑ سید مرتضی، الرسائل و المسائل، ج۱، ص۲۱۹.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۴۱.
- ↑ معرفت، التمهید في علوم القرآن، ج۳، ص۸۳.
- ↑ معرفت، التمهید في علوم القرآن، ج۳، ص۸۳.
- ↑ سید مرتضی، الرسائل و المسائل، ج۱، ص۲۱۹.
- ↑ سبحانی تبریزی، مفاهیم القرآن، ۱۴۲۱ق، ج۱۰، ص۳۶۱-۳۶۳.