پرش به محتوا

استعاذه

مقاله متوسط
کپی‌کاری از منابع خوب
از ویکی شیعه

اِسْتِعاذه استعاذه در فرهنگ اسلامی، به‌ویژه در قرآن کریم، دعایی است که انسان با آن برای مقابله با آفات، خطرها و دشمنان درونی و بیرونی از خداوند یاری می‌جوید. مشتقات این واژه، ۱۷ بار در قرآن به‌کار رفته است. دو سوره ناس و فلق به استعاذه اختصاص یافته و به «معوذتین» شهرت یافته‌اند؛ پیامبر(ص) تلاوت آنها را بهترین روش درپناه ماندن می‌دانست و حسنین را به آن تعویذ می‌نمود. قرآن استعاذه حقیقی را تنها پناه بردن به خداوند از هر شر و وسوسه شیطانی می‌داند و پناه بردن به جن را موجب گمراهی و زیان بیشتر می‌شمارد. پیامبران نیز در موقعیت‌های گوناگون به خداوند پناه برده‌اند.

موارد استعاذه در روایات و ادعیه شامل رذایل اخلاقی و گناهان، مشکلات جسمانی، تنش‌های روحی، نابسامانی‌های اجتماعی و اقتصادی، انحراف‌های اعتقادی و خشم و عذاب خداوند است. فقیهان استعاذه در نماز را پس از تکبیرة الاحرام و پیش از حمد مستحب دانسته‌اند، به جز مالکیان که آن را تنها در نمازهای مستحبی جایز شمرده‌اند و ظاهریان و ابوعلی طوسی که به وجوب قائلند. در قرائت قرآن نیز استعاذه با «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» مستحب است و برخی آن را در ابتدا و پایان تلاوت جایز دانسته‌اند. مشهورترین جمله استعاذه «اَعوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ» و «أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم» است که برگرفته از قرآن ولی جزو آیات نیست. درباره استعاذه کتاب‌هایی نیز نگاشته شده است.

اهمیت استعاذه

استعاذه در فرهنگ اسلامی، به‌ویژه در قرآن کریم، دعایی است که انسان با آن برای مقابله با آفات، خطرها و دشمنان درونی و بیرونی از خداوند یاری می‌جوید. این واژه از ریشه (ع و ذ) گرفته شده است. در قرآن مجید ۱۷ بار مشتقات «عوذ» به‌کار رفته که بیشتر به صورت عُذْت، اَعوذُ، یعوذون و مَعاذ آمده و ۴ بار در صیغه امری «اِسْتَعِذْ» و ۴ بار به صورت «قل اعوذ» است. در این آیات، جز یک مورد که به نکوهش پناه بردن آدمیان به جن می‌پردازد، پروردگار تنها پشت و پناه معرفی شده است.[۱]

دو سوره ناس و فلق به استعاذه و پناه بردن به خداوند اختصاص یافته‌اند و این نشان‌دهنده اهمیت موضوع در قرآن است. این دو سوره که با خطاب به پیامبر(ص) و دستور به استعاذه آغاز می‌شوند، از صدر اسلام به «مُعَوَّذَتَیْن» شهرت یافتند و جانشین تعویذهای نادرست عصر جاهلی شدند. رسول اکرم(ص) تلاوت معوذتین را بهترین روش درپناه ماندن می‌دانستند[۲] و بارها امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) را به این دو سوره تعویذ می‌نمودند.[۳]

واژه‌های استعاذه

صیغه‌های گوناگونی مانند «اعوذُ» و «استعیذُ» در احادیث اسلامی به‌کار رفته است.[۴] واژه «لَوذ» گونه دیگری از «عوذ» است که در روایات به‌معنای پناه بردن به خداوند از شر چیزی آمده است.[۵] گاه مفهوم استعاذه با کلمات مترادفی مثل «التجاء»، «استجاره» و «استغاثه» به‌کار رفته و حتی واژگان غیرمترادفی مانند «لبیک» گویای توجه و استعاذه به خداوند تلقی شده است.[۶]

استعاذه به خداوند و نفی استعاذه به غیر

قرآن با نزول نخستین سوره‌های مکی مانند سوره ناس و سوره فلق، استعاذه حقیقی را تنها پناه بردن به خداوند از هر شر و بدی و وسوسه شیطانی دانسته است. همچنین اتهام ارتباط پیامبر(ص) با شیاطین را به صراحت رد می‌کند[۷] و شاید به‌همین جهت پیامبر(ص) فرمان یافته است پیش از تلاوت قرآن از شیطان رانده‌شده به خداوند پناه آورد.[۸] تا پاسخی قوی به تهمت‌های پی‌درپی مشرکان باشد.[۹]

عرب پیش از اسلام نیز برای رهایی از ناگواری‌ها تعویذهای گوناگون مانند رُقیه، نُشره، نَفره و تَمیمه به‌کار می‌برد و از ساحران و کاهنان یاری می‌طلبید که مدعی ارتباط با موجودات غیبی همچون جن و شیطان بودند. گاه برای حفظ خود به جن پناه می‌بردند؛ چنان‌که هنگام سفر به سرزمینی ناشناخته، خود را در پناه جن صاحب آن وادی قرار می‌دادند.[۱۰] قرآن در آیه ۶ سوره جن با اشاره به این اندیشه نادرست، پناه بردن گروهی از آدمیان به جن را موجب گمراهی و زیان بیشتر آنان شمرده است.[۱۱]

استعاذه‌های پیامبران

حضرت نوح(ع) از اینکه از خداوند چیزی بخواهد که بر پایه آگاهی نباشد، به وی پناه برده است.[۱۲] حضرت موسی(ع) در برابر فرعونیان که او را به سنگسار و قتل[۱۳] تهدید می‌کردند، از هر متکبری که به روز حساب ایمان ندارد به پروردگار پناه جسته و در داستان گاو بنی اسرائیل از اینکه در زمره جاهلان باشد استعاذه کرده است.[۱۴] همسر عمران پس از تولد مریم، او و ذریه‌اش را از شیطان رجیم به پناه حق سپرده است.[۱۵]

حضرت یوسف(ع) درخواست کامجویی زلیخا را با «معاذَالله» پاسخ گفته[۱۶] و آنگاه که در مصر قدرت یافت، از مجازات بی‌گناهان به جای مجرمان به خداوند پناه برد.[۱۷] حضرت مریم(س) نیز همچون یوسف(ع) از اینکه به گناه آلوده شود به خداوند رحمان پناه جسته است.[۱۸]

خطاب استعاذه به پیامبر

خطاب‌های استعاذه به پیامبر(ص) در سوره‌های ناس و فلق با تعبیر «قل اعوذ برب...» است. در آیه ۵۶ سوره مؤمنون به پیامبر فرمان داده شده در برابر کسانی که در آیات الهی مجادله می‌کنند به خداوند پناه ببرد، همان‌گونه که موسی(ع) از شرّ فرعون به خداوند پناه برده است.[۱۹] در آیاتی مثل ۳۶ فصلت، ۲۰۰ اعراف و آیات ۹۷ و ۹۸ سوره مؤمنون خداوند به پیامبر فرموده از وسوسه‌ها و تحریکات شیطان به او پناه برد.

موارد استعاذه

در روایات و ادعیه به تفصیل از انواع شروری سخن آمده که استعاذه از آنها لازم است[۲۰] که در قالبی کلی بر چند قسم‌اند:

  • رذایل اخلاقی، گناهان و وسوسه‌های شیطانی مانند بخل، خیانت، حسد، نفاق، بدخُلقی و حرص؛
  • مشکلات جسمانی مانند بیماری‌ها، آسیب‌های حیوانات و ناتوانی‌های جسمی مانند پیری؛
  • تنش‌ها و ناراحتی‌های روحی و روانی مانند غم و اندوه، کسالت و اضطراب؛
  • نابسامانی‌های اجتماعی و اقتصادی همچون فقر، گرسنگی، بدهکاری، ورشکستگی و غلبه دشمنان؛
  • انحراف‌های اعتقادی در دین، چون کفر؛
  • خشم و غضب خداوند و عذاب‌های دنیوی و اخروی مانند از بین رفتن نعمت‌ها، عذاب قبر و عذاب جهنم.[۲۱]

حکم شرعی

فقیهان درباره استعاذه در نماز، قرائت قرآن، جمله استعاذه و کیفیت بیان آن بحث کرده‌اند. عموم فقیهان، استعاذه را در نماز پس از تکبیرة الاحرام و پیش از سوره حمد مستحب دانسته‌اند.[۲۲] پیشوای مالکیان آن را تنها در نماز نافله جایز شمرده و پیروان مکتب ظاهری به وجوب آن قائلند. از فقهای امامیه تنها ابوعلی طوسی به وجوب آن رأی داده است.[۲۳] ذکر استعاذه با عبارت مشهور «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» در رکعت اول پیش از قرائت و به اخفات ادا می‌شود.[۲۴]

استعاذه در قرائت قرآن

با توجه به آیه استعاذه[۲۵] و بر اساس سنت پیامبر اکرم(ص)، مسلمانان هنگام تلاوت قرآن با «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» به خداوند پناه می‌برند. عموم دانشوران اسلامی به جهت روایاتی که ترک آن را در نماز و غیرنماز جایز دانسته‌اند، به زبان آوردن آن را مستحب دانسته‌اند.[۲۶] از برخی قاریان و فقها نقل است که با استناد به ظاهر آیه استعاذه، استعمال آن را پس از قرائت قرآن نیز جایز دانسته‌اند. فخرالدین رازی[۲۷] استعاذه را در ابتدا و پایان تلاوت مستحب شمرده است.[۲۸] عموم قاریان به‌جز نافع و حمزه از قاریان هفتگانه قائل به جهر هستند.[۲۹]

استعاذه در آغاز تلاوت قرآن برای دور بودن قاری از لغزش‌هاست. چنان‌که در آیات ۹۹ و ۱۰۰ سوره نحل، ایمان و توکل به خداوند دو سدّ در برابر نفوذ و سیطره شیطان بر انسان دانسته شده است.[۳۰] در برخی منابع نیز نگرش‌های عرفانی و اخلاقی درباره حقیقت و مراتب استعاذه آمده است.[۳۱]

جمله استعاذه

استعاذه با عبارت‌های متعددی انجام می‌شود. علامه مجلسی (درگذشته ۱۱۱۰ق) مشهورترین آنها را «اَعوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ» و «أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم» می‌داند[۳۲] که نظم واژه‌ای آن با آیه ۹۸ سوره نحل سازگار است و روایاتی بر برتری آن صحه گذاشته‌اند. پیامبر(ص) در روایتی با تأکید بر الهی بودن این شکل از استعاذه، آن را به ابن مسعود تعلیم داده است.[۳۳] دانشمندان علم قرائت نیز بر کاربرد همین الفاظ تأکید داشته‌اند.[۳۴] این عبارت برگرفته از قرآن است، اما جزو آیات قرآن نیست.[۳۵]

در برخی روایات عباراتی دیگر نیز نقل شده است؛ از جمله: «أَسْتَعِیذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم»،[۳۶] «أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ الْعَلِیمِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ یَحْضُرُونِ»[۳۷] و «أعوذ بِالله مِن الشیطان الرجیم إن الله هُوَ الْفَتّٰاحُ الْعَلِیمُ».[۳۸]

در کتاب‌های ادعیه برای دفع بیماری‌ها و دردهای روحی و جسمی و شرور و مصونیت از آنها، دعاها و نوشته‌های رمزدار با عنوان حِرز، رُقْیَه و عَوذه آمده است. بر پایه برخی روایات، پیامبر(ص) به سوره فاتحة الکتاب تعویذ می‌کرد. همچنین در روایاتی، سوره اخلاص در کنار معوذتین با نام المعوذات الثلاث و به‌عنوان برترین تعویذها و استعاذه‌ها معرفی شده است.[۳۹]

تک‌نگاری

درباره استعاذه کتاب‌هایی نوشته شده است، از جمله:

  • استعاذه، سید عبدالحسین دستغیب، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۹۷ش.
  • استعاذه، طلوعِ اثرِ عبودیت، احمدرضا اخوت، تهران، انتشارات قرآن و اهل بیت نبوت علیهم السلام، ۱۳۹۴ش.
  • بررسی تقابل شیطان با نماز، محمدعلی جابری، قم، انتشارات جمکران، ۱۳۹۵ش.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ ری‌شهری، نهج الذکر، ۱۳۸۷ش، ج۳، ص۱۹۲.
  2. ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، دارصادر، ج۲، ص۲۱۲؛ نسایی، سنن، ۱۳۴۸ق، ج۸، ص۲۵۱و۲۵۲.
  3. ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۱۰، ص۸۶۶.
  4. ↑ ازهری، تهذیب اللغه، ۱۹۶۶م، ج۳، ص۱۴۷؛ جوهری، الصحاح، ۱۳۷۶ق، ج۲، ص۵۶۶.
  5. ↑ طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ص۵۹۷.
  6. ↑ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۸۱، ص۳۸۰.
  7. ↑ تکویر، آیه۲۵.
  8. ↑ نحل، آیه۹۸.
  9. ↑ دروزه، التفسیر الحدیث، ۱۳۸۲ق، ج۶، آیه ۱۰۳.
  10. ↑ جواد علی، المفصل، ۱۹۷۰م، ج۶، ص۷۴۵-۷۵۴.
  11. ↑ نیز نگاه کنید: طبری، تفسیر طبری، ۱۴۲۲ق، ج۲۶، ص۶۷-۶۹؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۱۰، ص۵۵۵و۵۵۶؛ سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۲۹۹-۳۰۱؛ بحرانی، البرهان، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۳۹۱و۳۹۲.
  12. ↑ هود، آیه۴۷.
  13. ↑ دخان، آیه ۲۰، مؤمن، آیه۲۷.
  14. ↑ بقره، آیه۶۷.
  15. ↑ آل عمران، آیه۳۶.
  16. ↑ یوسف، آیه۲۳.
  17. ↑ یوسف، آیه۷۹.
  18. ↑ مریم، آیه۱۸.
  19. ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۷، ص۳۴۲.
  20. ↑ بروسوی، تفسیر روح البیان، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۳و۴.
  21. ↑ الصحیفة السجادیه، دعای ۸؛ بخاری، صحیح بخاری، ۱۳۱۵ق، ج۷، ص۱۵۸-۱۶۰؛ نسایی، سنن، ۱۳۴۸ق، ج۸، ۲۵۵-۲۸۵؛ کلینی، کافی، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۵۲۵-۵۲۷؛ غزالی، احیاء العلوم، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۳۸۱-۳۸۲.
  22. ↑ یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۵۳۰.
  23. ↑ شهید اول، الذکری، ۱۲۷۱ق، ذیل «سنن القرائه» از فصل «استحباب الاستعاذه».
  24. ↑ برای آگاهی از اختلاف آراء در مذاهب فقهی اهل سنت و امامیه، نگاه کنید: ابن حزم، المحلی، دارالافاق الجدیده، ج۳، ص۲۴۷-۲۵۰؛ ابن همام، فتح القدیر، ۱۳۱۹ق، ج۱، ص۲۵۲-۲۵۴؛ شربینی، مغنی المحتاج، ۱۳۵۲ق، ج۱، ص۱۵۶؛ علامه حلی، تذکره الفقهاء، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۱۲۵-۱۲۸؛ ابن مفلح، المبدع، ۱۹۸۰م، ج۱، ص۴۳۳-۴۳۴؛ بحرانی، یوسف، الحدائق الناظره، موسسه النشر الاسلامی، ج۸، ص۱۶۱-۱۶۵؛ عاملی، مفتاح الکرامه، ج۲، ص۳۹۹ به بعد؛ جزیری، الفقه علی مذاهب الاربعه، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۲۵۶؛ الموسوعة الفقهیه، ۱۴۰۵ق، ج۴، ص۱۱-۱۴.
  25. ↑ نحل، آیه۹۸.
  26. ↑ مسلم، صحیح مسلم، ۱۹۵۵م، ج۱، ص۳۵۷؛ کلینی، الکافی، ۱۳۹۱ق، ج۳، ص۳۱۳؛ ابن جزری، النشر، دارالکتب العلمیه، ج۱، ص۲۵۷-۲۶۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۸۵، ص۵؛ سیوطی، الاتقان، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۳۶۴.
  27. ↑ فخر رازی، تفسیر کبیر، المطبعة البهیه، ج۱، ص۶۰.
  28. ↑ جصاص، احکام القرآن، ۱۴۰۵ق، ج۵، ص۱۲-۱۳؛ سخاوی، جمال القراء، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۷۱-۲۷۲.
  29. ↑ ابوعمرو، التیسیر، ۱۴۲۶ق، ص۱۷؛ شاطبی، الشاطبیه،۱۳۸۱ق، ص۲۷.
  30. ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۲، ص۳۶۷.
  31. ↑ نیشابوری، غرائب القرآن، دار الكتب العلميّة، ج۱، ص۱۴-۱۶؛ بروسوی، تفسیر روح البیان، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۳-۵؛ نراقی، جامع السعادات، ۱۳۶۸ق، ج۳، ص۳۴۹؛ عصّار، تفسیر القرآن، ۱۳۵۰ش، ص۱۶۴-۱۷۰؛ خمینی، آداب الصلوة، ۱۳۶۶ش، ص۲۴۳-۲۵۷.
  32. ↑ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۱۰ق، ج۸۲، ص۵.
  33. ↑ زمخشری، الکشاف، ۱۳۶۶ق، ج۲، ص۶۳۳-۶۳۴؛ ابن جزری، النشر، ج۱، ص۲۴۴-۲۴۶.
  34. ↑ ابوعمرو، التیسیر، ۱۹۳۰م، ص۱۶؛ ابن جزری، النشر، دارالکتب العلمیه، ج۱، ص۲۴۳.
  35. ↑ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۷۲ق، ج۱، ص۸۶.
  36. ↑ کلینی، الکافی، ۱۳۹۱ق، ج۸، ص۱۷۵.
  37. ↑ حمیری، قرب الإسناد، ۱۴۱۳ق، ص۱۲۴.
  38. ↑ فیض کاشانی، الوافی، ۱۴۰۶ق، ج۸، ص۱۱۵۶.
  39. ↑ حویزی، نورالثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۵، ص۷۰۵.

منابع

  • قران کریم.
  • الصحیفة السجادیه الکامله.
  • ابن جزری، محمد. النشر فی القراءات العشر. به کوشش علی محمد ضباع. قاهره: مکتبه مصطفی محمد.
  • ابن حزم، علی. جمهره انساب العرب. بیروت. ۱۴۰۳ق / ۱۹۸۳م.
  • ابن حزم، علی. المحلی. بیروت: دارالافاق الجدیده.
  • ابن سعد، محمد. الطبقات الکبری. بیروت: دارصادر.
  • ابن مفلح، ابراهیم. المبدع فی شرع المقنع. بیروت /دمشق. ۱۹۸۰م.
  • ابن همام، محمد. فتح القدیر. قاهره. ۱۳۱۹ق.
  • ابوعمرو دانی، عثمان. التیسیر. به کوشش پرتسل. استانبول. ۱۹۳۰م.
  • ابوعمرو دانی، عثمان. المکتفی فی الوقف و الابتداء. به کوشش یوسف عبدالرحمان مرعشلی. بیروت. ۱۴۰۷ق /۱۹۸۷م.
  • ابن حنبل، احمد. مسند. قاهره. ۱۳۱۳ق.
  • ازهری، محمد. تهذیب اللغه. به کوشش عبدالحلیم نجار و دیگران. قاهره. ۱۹۶۶م.
  • بحرانی، هاشم. البرهان فی تفسیر القران. بیروت. ۱۴۰۳ق /۱۹۸۳م.
  • بحرانی، یوسف. الحدائق الناضره. به کوشش محمدتقی ایروانی. قم: موسسه النشر الاسلامی.
  • بخاری، محمد. صحیح. استانبول. ۱۳۱۵ق.
  • بروسوی، اسماعیل حقی. تفسیر روح البیان. بیروت. ۱۴۰۵ق /۱۹۸۷م.
  • جزیری، عبدالرحمان. الفقه علی المذاهب الاربعه. بیروت. ۱۴۰۶ق /۱۹۸۶م.
  • جصاص، احمد. احکام القرآن. به کوشش محمدصادق قمحاوی. بیروت. ۱۴۰۵ق.
  • جوهری، اسماعیل. الصحاح. به کوشش احمد عبدالغفور عطار. بیروت. ۱۳۷۶ق /۱۹۵۶م.
  • حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون، بیروت دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۹ق، ۲۰۰۸م.
  • حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، محقق / مصحح: رسولى محلاتى، سيد هاشم، ناشر اسماعیلیان، قم چاپ چهارم ۱۴۱۵ق.
  • خمینی، روح الله. آداب الصلاه. به کوشش احمد فهری. مشهد. ۱۳۶۶ش.
  • دروزه، محمد عزت. التفسیر الحدیث. قاهره. ۱۳۸۲ق /۱۹۶۲م.
  • زمخشری، محمود. الکشاف. قاهره. ۱۳۶۶ق /۱۸۴۷م.
  • سخاوی، علی. جمال القرّاء. به کوشش عبدالکریم زبیدی. بیروت. ۱۴۱۳ق /۱۹۹۳م.
  • سیوطی. الاتقان. به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم. قاهره. ۱۳۸۷ق /۱۹۶۷م.
  • سیوطی. الدر المنثور. بیروت. ۱۴۰۳ق /۱۹۸۳م.
  • شاطبی، قاسم. الشاطبیه. به کوشش علی محمد ضباع. قاهره. ۱۳۸۱ق /۱۹۶۱م.
  • شربینی، محمد. مغنی المحتاج. قاهره. ۱۳۵۲ق.
  • شهید اول، محمد. الذکری. تهران. ۱۲۷۱ق.
  • طباطبایی، محمدحسین. المیزان. بیروت. ۱۳۹۳ق / ۱۹۷۲م.
  • طبرسی، فضل. مجمع البیان. بیروت. ۱۴۰۸ق /۱۹۸۸م.
  • طبری، تفسیر الطبری، قاهره مصر ۱۴۲۲ق، ۲۰۰۱م، دارالهجر مرکز البحوث و الدراسات العربیه و الاسلامیه.
  • طوسی، محمد. مصباح المتهجد. بیروت. ۱۴۱۱ق /۱۹۹۱م.
  • طوسی، محمد. تهذیب الاحکام. به کوشش حسن موسوی خرسان. نجف. ۱۳۷۹ق.
  • عاملی، محمدجواد. مفتاح الکرامه. قم: مؤسسه آل البیت.
  • عصار، محمدکاظم. تفسیر القرآن. به کوشش جلال آشتیانی. مشهد. ۱۳۵۰ش.
  • علامه حلی، حسن. تذکرة الفقهاء. قم. ۱۴۱۴ق.
  • علی، جواد. المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام. بیروت /بغداد. ۱۹۷۰م.
  • غزالی. محمد احیاء علوم الدین. بیروت. ۱۴۰۶ق.
  • فخرالدین رازی، محمد. التفسیر الکبیر. قاهره. المطبعة البهیه.
  • قرطبی، محمد. الجامع لاحکام القرآن. به کوشش احمد عبدالعلیم بردونی. بیروت. ۱۳۷۲ق /۱۹۵۲م.
  • قطب، سید. فی ظلال القرآن. بیروت. ۱۳۸۶ق /۱۹۶۷م.
  • کتاب نامه بزرگ قرآن کریم. به کوشش حسن بکایی. تهران. ۱۳۷۴ش.
  • کلینی، محمد. الکافی. به کوشش علی اکبر غفاری. تهران. ۱۳۹۱ق.
  • مجلسی، محمدباقر. بحار الانوار. بیروت، ۱۴۰۳ق /۱۹۸۳م.
  • مسلم بن حجاج. صحیح مسلم. به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی. قاهره. ۱۹۵۵م.
  • الموسوعة الفقهیه. کویت. ۱۴۰۵ق /۱۹۸۵م.
  • نراقی، محمدمهدی. جامع السعادات. به کوشش محمد کلانتر. نجف. ۱۳۶۸ق.
  • نسایی، احمد. سنن. قاهره. ۱۳۴۸ق.
  • نیشابوری، حسن. غرائب القرآن و رغائب الفرقان. در حاشیه تفسیر طبری.
  • نیشابوری، حسن، تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ناشر دار الكتب العلميّة، بیروت.
  • یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی، تحقيق: مؤسسة النشر الإسلامي، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.