مقاله متوسط
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
کپی‌کاری از منابع خوب
شناسه ارزیابی نشده

تبرج

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

تَبَرُّج، واژه‌ای قرآنی به معنای خودنمایی زنان و آشکار کردن زینت‌های زنانه در انظار عمومی است. معنای اصطلاحی تبرّج برگرفته از آیة ۳۳ سوره احزاب خطاب به همسران پیامبر (ص) است، اما در تفاسیر، همه زنان را مشمول این حکم دانسته‌اند. بر اساس شواهد قرآنی، تبرج منحصر در زنان نیست. تبرج در اسلام حرام است.

معنای لغوی

ریشه این واژه، برج، در عربی در دو معنای اصلی به کار می‌رود: «بروز و ظهور»، و «ملجأ و مکان بلند»؛ تبرّج از معنای نخست گرفته شده است و بروج (برج‌های فلکی و برج و باروهای شهر) به معنای دوم راجع است.[۱] راغب اصفهانی[۲] برج را به معنای قصر دانسته و بروج آسمانی را نیز برگرفته از همین معنا برمی‌شمارد؛ او معتقد است که تبرّج از تعبیر «‌الثوب المُبَرّج‌» (لباس زیبایی که صور بروج آسمانی بر آن نقش بسته) گرفته شده، بدین‌گونه که اظهار زیبایی بدان تشبیه شده است. لغویان متقدم باتوجه به معنای بروز و ظهور، تبرّج زن را به معنای اظهار زیبایی (دست و صورت) وی دانسته‌اند.[۳]

معنای اصطلاحی

معنای اصطلاحی تبرّج برگرفته از آیة ۳۳ سوره احزاب است: وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَىٰ ۖ...﴿٣٣﴾ (ترجمه: و در خانه‌هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم زينتهاى خود را آشكار مكنيد...)[ احزاب–۳۳] .[یادداشت ۱] این آیه خطاب به همسران پیامبر(ص) است، اما در تفاسیر همه زنان را مشمول این حکم دانسته‌اند.[۴]

شمول حکم

گذشته از این، بنا بر دیگر شواهد قرآنی، به ویژه آیه ۳۵ سوره احزاب که هم مردان هم زنان مسلمان و مؤمن مورد خطاب‌اند و از آنجا که مردان مسلمان نیز ملزم به رعایت حدود شرعی‌اند، تبرّج منحصر به زنان نمی‌تواند باشد.[۵]

نمونه‌های تبرج

در قرآن کریم، خودنمایی زنان نهی شده و به نمونه‌هایی از آن ـ که می‌توان آنها را از موارد تبرّج به شمار آورد ـ اشاره شده است، از جمله:

  1. سخن گفتن تحریک آمیز[۶]
  2. نمایان ساختن زیورهایی که ظاهر نیستند، و کوبیدن پا بر زمین هنگام راه رفتن به قصد جلب توجه[۷]

در احادیث نیز به دیگر مصداق‌های تبرّج اشاره شده و بر نهی از آنها تأکید شده است، از جمله پوشیدن لباس‌های بدن‌نما و تشبه به مردان، استعمال بیش از اندازۀ بوی خوش و جز اینها که موجب جلب توجه مردان می‌شود. بیش از همه سه روایت معروف از قَتاده، مجاهد و مقاتل نقل شده است که در هریک تبرّج در جاهلیت به نوعی خودنمایی آشکار به قصد دلربایی از مردان تفسیر شده است.[۸]

حرمت تبرج

بنا بر آیات و احادیث ، فقها تبرّج را حرام شمرده‌اند، به این معنا که هرگونه عملی که زن به منظور خودنمایی، جلوه‌گری، جلب توجه مردان بیگانه و تأثیر در دل آنان انجام دهد، مصداق تبرّجِ نهی شده قرآنی است؛ هرچند که نمونه‌ها و مصادیق آن غالباً به تناسب عادات و فرهنگ دستخوش تغییر است.[۹]

مصادیق

با توجه به مصادیق قرآنی و حدیثی تبرّج می‌توان دریافت که این واژه تنها ناظر به پوشش ظاهری نیست بلکه بیش از آن رفتار و منش غیرمتین (در برابر عفاف) مورد نظر است؛ بدین سان تبرّج معنایی عام‌تر از حجاب و ستر دارد.[یادداشت ۲] همچنین باید متذکر شد که حدود حجاب نه از نفی تبرّج به دست می‌آید و نه احتراز از تبرّج به تنهایی ــ اگرچه از نظر اخلاقی قطعاً ممدوح و در مواردی ضروری است ــ موجب استغنای زنان مسلمان از حجاب است.

پانویس

  1. ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۳۸.
  2. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ۱۳۳۲ش، ص ۴۱.
  3. ابن درید، جمهرة اللغة، ۱۹۸۸م، ج۱، ص۲۶۵؛ فراهیدی، کتاب العین، ۱۴۰۵ق، ج۶، ص۱۱۵، ذیل «‌برج».
  4. ابن کثیر، تفسیر القرآن، داراحیاء التراث العربی، ج۳، ص۷۹۶؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۸۷ق، ج۷، ص۱۷۹.
  5. رجوع کنید به طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص۳۱۳.
  6. سوره احزاب، آیه ۳۲.
  7. سوره نور، آیه ۳۱.
  8. ابن کثیر، تفسیر القرآن، داراحیاء التراث العربی، ج۳، ص۷۹۷؛ سیوطی، ج۵، ص۱۹۷؛ سابق، ج۲، ص۱۹۰ـ ۱۹۲.
  9. مصطفوی، التحقیق، ۱۴۱۶ق، ذیل «‌برج»؛ زحیلی، الفقه الاسلامی، ۱۴۱۸ق، ج۹، ص۶۸۵۲.
  1. برای مورد دیگری از کاربرد این کلمه در قرآن رجوع کنید به نور: ۶۰.
  2. برای آگاهی از نسبت میان این سه اصطلاح و تعریف‌ها رجوع کنید به طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۷، ص۴۶۱؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۶ق، ج۷، ص۲۴۲.

منابع

  • ابن درید، محمد بن الحسن، جمهرة اللغة، تصحیح رمزی منیر بعلبکی، بیروت، بی نا، ۱۹۸۸م.
  • ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، مصحح عبدالسلام محمد هارون، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴ق.
  • ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیرالقرآن العظیم، مصحح علی شیری، بیروت، داراحیاء التراث العربی، [بی‌تا].
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تصحیح محمد سید کیلانی، تهران، مرتضوی، ۱۳۳۲ش.
  • زحیلی، وهبه، الفقه الاسلامی وادلّته، دمشق، دار الفکر، ۱۴۱۸ق.
  • طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر نشر اسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، فضل بن الحسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تصحیح و تعلیق سید هاشم رسولی محلاتی و سید فضل الله یزدی طباطبایی، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ق.
  • طوسی، محمد بن الحسن، التبیان فی تفسیر القرآن، تصحیح احمد حبیب عاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا.
  • فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، تصحیح مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم، دار الهجرة، ۱۴۰۵ق.
  • قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، قاهره، بی نا، ۱۳۸۷ق.
  • مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۴۱۶ق.

پیوند به بیرون