تأویل

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

تأویل، اصطلاحی در علوم قرآنی و در تعبیر عام اصطلاحی است در مطالعات مربوط به فهم نصوص به معنای نوع خاصی برداشت از متن که به نحوی بر خلاف ظاهر متن باشد. قدما این واژه را با تفسیر قرآن مترادف و از این روی تمام آیات قرآن را دارای تأویل می‌دانستند. اما متأخرین آن را به معنای خلاف ظاهر دانسته، آیاتی خاص را دارای تأویل معرفی می‌کنند.

معناشناسی

واژه تاویل از ریشه «أ- وـ ل» و به معنای پیش یا وضعیت پیشین را بازگرداندن یا بازگشتن به اول است.[۱] آنجا که تاویل درباره فهم چیزی به کار رود ناظر به بازگردان چهره بیرونی به معنای درونی است که به گونه‌های مختلف در قران کریم دیده می‌شود مانند تاویل خواب به معنایی که در پس رویا نهفته است(نک: یوسف/۶۱۲؛ کهف/۱۸ / ۷۸۹ و ۸۲) در کاربردی فراتر، مقصود از تاویل فرا بردن یک دال از معنایی ظاهری به معنایی دور از ظاهر است که تصور می شود مهم‌تر از معنای ظاهر و پیش از معنای ظاهر مقصود گوینده بوده است.[۲] برخی قرآن‌پژوهان معاصر در توضیح معنای تأویل آورده‌اند: «هر لفظ يا عملی كه متشابه باشد، وقتی برای آن، توجيه خردپسندی وجود داشته باشد، اين توجيه، تأويل آن لفظ يا عمل خواهد بود. شخص تأويل كننده، هنگامی كه برای سخن متشابه معنای معقولی را بيان می‏‌دارد، در حقيقت مهار لفظ را به دست می‏‌گيرد و آن را به سوی معنای درستی كه ارائه می‌دهد، باز می‏‌گرداند، به همين خاطر در نيكو نشان دادن عملی كه شبهه‌انگيز است نيز واژه تأويل كاربرد دارد همان‌گونه كه در داستان حضرت خضر و موسي ـ عليهما السلام ـ كلمه تأويل در ضمن آيات شريف قرآن مجيد آمده است: قال هذا فراقٌ بيني و بينك سَأُنبّئُكَ بتأويل ما لَمْ تَسْتَطِعْ عليه صبرا؛ گفت اينک هنگام جدايی من و توست. به زودی تو را از تأويل آنچه نتوانستی درباره آن صبر كنی آگاه خواهم ساخت.»[۳]

در قرآن

لفظ «تأویل قرآن» در قرآن مجید در سه آیه آمده است:

  • فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ (ترجمه: اما کسانی که در دلهاشان میل به کج‌روی و انحراف از استقامت است از متشابه کتاب پیروی می‌کنند برای فتنه و فریب دادن مردم و برای این که تأویلش را می‌خواهند و حال آن که تأویل آن را جز خدای نمی‌داند)[ آل عمران–٧]
  • وَلَقَدْ جِئْنَاهُم بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَىٰ عِلْمٍ هُدًى وَرَ‌حْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿٥٢﴾ هَلْ يَنظُرُ‌ونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ ۚ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءَتْ رُ‌سُلُ رَ‌بِّنَا بِالْحَقِّ (ترجمه: سوگند می‌خورم برای ایشان کتابی آوردیم که آن را روی علم تفصیل دادیم در حالی که هدایت و رحمت است برای جمعی که ایمان می‌آورند، اینان نگران نیستند مگر تأویل آن را روزی که تأویلش می‌آید (روز قیامت) کسانی که پیش‌تر آن را فراموش کرده بودند می‌گویند -اعتراف می‌کنند - که فرستادگان خدای -در دنیا- به سوی ما به حق آمده بوده‌اند.)[ اعراف–٥٢-٥٣]
  • وَمَا كَانَ هَـٰذَا الْقُرْ‌آنُ أَن يُفْتَرَ‌ىٰ ... بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ ۚ كَذَٰلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَانظُرْ‌ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ (ترجمه: این قرآن افترا نبود ... بلکه اینان تکذیب کردند چیزی را که به علمش احاطه نداشتند در حالی که هنوز تأویل آن برای آنان نیامده - برای ایشان مشهود نشده - به همین نحو کسانی که پیش از ایشان بودند تکذیب نمودند پس نگاه کن که سرانجام ستمکاران چگونه بود.)[ یونس–٣٧-٣٩]

به هر حال، تأویل از کلمۀ «اول» به معنای رجوع است و مراد از «تأویل» آن چیزی است که آیه به سوی آن برمی‌گردد و مراد از تنزیل در مقابل تأویل معنی روشن و تحت‌اللفظ آیه می‌باشد.

اختلاف درباره معنای تأویل

درباۀ معنای تأویل اختلاف شدیدی وجود دارد و با تتبع اقوال می‌توان به بیش از ۱۰ قول برخورد. ولی دو قول از بقیه مشهورتر است: قول قدما و قول متأخرین.

قول قدما

قدماء تأویل را با تفسیر مرادف می‌گرفتند. بنا بر این معنا، همۀ آیات قرآنی تأویل دارند لکن به مقتضای آیۀ «وَمَا یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّـهُ» تأویل متشابهات را بالخصوص کسی جز خدای نمی‌داند.

نظر به این که قرآن مجید علم به تأویل برخی از آیات را از غیر خدا سلب می‌کند و در قرآن مجید آیه‌ای که تأویل یعنی محصّل معنی آن برای همه مجهول باشد نداریم، این قول پیش متأخرین باطل شناخته شد.

قول متأخرین

در نظر متأخرین، تأویل معنی خلاف ظاهری است که از کلام قصد می‌شود و بنا بر این همۀ آیات قرآنی تأویل ندارند و تنها آیات متشابه است که دارای تأویل و معنی خلاف ظاهر هستند و جز خدا کسی بر آنها احاطه ندارد. مانند آیاتی که تجسم و آمدن و نشستن و رضا و سخط و تأسف و سایر لوازم مادیت را به خدا نسبت می‌دهند و آیاتی که نسبت معصیت به فرستادگان خدا و پیغمبران معصوم می‌دهند.

نقد قول متأخرین

این قول با این که شهرت بسزائی دارد درست نیست و بر آیات قرآنی منطبق نیست. زیرا:

  • آیه سوره اعراف «هَلْ ینظُرُ‌ونَ إِلَّا تَأْوِیلَهُ» و آیۀ سورۀ یونس «بَلْ کذَّبُوا بِمَا لَمْ یحِیطُوا بِعِلْمِهِ وَلَمَّا یأْتِهِمْ تَأْوِیلُهُ» ظاهرند در این که همۀ قرآن تأویل دارد نه تنها آیات متشابه.
  • لازمۀ این قول آن است که آیاتی در قرآن مجید وجود داشته باشد که مدلول حقیقی آنها مشتبه و برای مردم مجهول باشد و جز خدا کسی بر آنها واقف نباشد و چنین کلامی را که از رساندن معنی مراد گنگ باشد کلام بلیغ نمی‌شود شمرد.
  • بنا بر این قول، حجیت قرآن تمام نمی‌شود. زیرا به موجب احتجاج آیۀ کریمه «أَفَلَا یتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ وَلَوْ کانَ مِنْ عِندِ غَیرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا کثِیرً‌ا» یکی از دلایل این که قرآن کلام بشر نیست این است که در میان آیات آن هیچ‌گونه اختلاف معنی و مدلول نیست. اگر بنا شود کمیت معتنابهی از آیات به نام متشابهات با مسلمات قرآن که محکمات‌اند اختلاف داشته باشد و رفع اختلاف به این نحو بشود که بگوئیم ظواهر آنها مراد نیست بلکه مراد یک معنای دیگری است که جز خدا کسی از آنها واقف نیست، این گونه ارتفاع اختلاف هرگز دلالت بر این که قرآن کلام بشر نیست ندارد.
  • اصلاً دلیلی بر این که مراد از تأویل در آیۀ محکم و متشابه معنی خلاف ظاهر است وجود ندارد و در سایر آیات که نام تأویل آمده است، چنین معنایی اراده نشده است.

معنای حقیقی تأویل در قرآن

مدلول لفظ نیست

آنچه از آیاتی که لفظ تأویل در آنها وارد است به دست می‌آید این است که تأویل از قبیل معنایی که مدلول لفظ باشد نیست؛ چنانکه روشن است که در خواب‌هائی که در سورۀ یوسف نقل و تأویل شده هرگز لفظی که خواب را شرح می‌دهد، به تأویل خواب دلالت لفظی ندارد.

همچنین در قصه‌های موسی و خضر، لفظ قصه‌ها به تأویلی که خضر برای موسی کرده دلالت ندارد. و نیز در آیۀ «وَأَوْفُوا الْکیلَ إِذَا کلْتُمْ وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِیمِ»، این دو جمله دلالت لفظی بر وضع اقتصادی مخصوص که تأویل امر است ندارد.

همچنین در آیۀ «فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیءٍ فَرُ‌دُّوهُ إِلَی اللَّـهِ وَالرَّ‌سُولِ» دلالت لفظی بر تأویل خود که وحدت اسلامی است ندارد. اگر در سایر آیات دقت کنیم، امر از همین قرار می‌باشد.

در مورد خواب‌ها، تأویل خواب حقیقتی است خارجی که در صورت خاصی برای بیننده خواب جلوه کرده، همچنین در قصۀ موسی و خضر تأویلی که خضر اظهار می‌کند حقیقتی است که کارهائی که انجام داده از آن سرچشمه می‌گیرد و خودِ کار به نحوی به تأویل خود متضمن است و در آیه‌ای که به درستی کیل و وزن امر می‌کند، تأویل آن حقیقت و مصلحتی است عمومی که این فرمان به آن تکیه دارد و به نحوی تحقق‌دهندۀ او است. آیۀ ردّ نزاع به خدا و رسول نیز به همین قرار است.

سرچشمه و تحقق دهنده

بنا بر این، تأویل هر چیزی حقیقتی است که آن چیز از آن سرچشمه می‌گیرد و آن چیز به نحوی تحقق‌دهنده و حامل و نشانۀ اوست.

این معنا در قرآن مجید نیز جاری است. زیرا این کتاب مقدس از یک رشته حقائق و معنویات سرچشمه می‌گیرد که از قید ماده و جسمانیت آزاد و از مرحلۀ حس و محسوس بالاتر و از قالب الفاظ و عبارات بسی وسیع‌تر است.

پس تأویل قرآن حقیقت یا حقائقی است که در ام الکتاب پیش خداست و از مختصات غیب می‌باشد.

علم به تأویل

خدای متعال می‌فرماید فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ إِنَّهُ لَقُرْ‌آنٌ کرِ‌یمٌ فِی کتَابٍ مَّکنُونٍ لَّا یمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُ‌ونَ تَنزِیلٌ مِّن رَّ‌بِّ الْعَالَمِینَ (ترجمه: پس سوگند به موقع‌های ستارگان و به درستی این سوگندی است که اگر بدانید بزرگ است، این قرآنی است محترم در کتابی که محفوظ و پنهان است (امّ الکتاب) کتابی که جز پاک‌شدگان آن را مس نمی‌کنند تنزیل – فرو فرستاده شده – است از پیش خدای جهانیان.)[ واقعه–۷۵ - ۸۰]

چنان که پیداست آیات کریمه برای قرآن دو مقام اثبات می‌کند:

  • مقام کتاب مکنون که از مس مس‌کنندگان مصون است؛
  • مقام تنزیل که برای مردم قابل فهم است.

چیزی که از این آیات استفاده می‌شود استنثنای «إِلَّا الْمُطَهَّرُ‌ونَ» است که به مقتضای آن کسانی می‌توانند به حقیقت و تأویل قرآن کریم برسند.

این اثبات با نفیی که از آیۀ «وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ» در می‌آید منافات ندارد؛ زیرا انضمام دو آیه به همدیگر نتیجۀ استقلال و تبعیت می‌دهد، یعنی می‌رساند که خدای متعال در علم به این حقائق مستقل است وکسی جز او این حقایق را نخواهد دانست مگر به اذن و تعلیم او.

در نتیجه، به دلالت این آیات، مطهرون به حقیقت قرآن مس می‌کنند و با انضمام آیۀ إِنَّمَا یرِ‌یدُ اللَّـهُ لِیذْهِبَ عَنکمُ الرِّ‌جْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَ‌کمْ تَطْهِیرً‌ا[ احزاب–۳۳] که به موجب اخبار متواتر در حق اهل بیت پیغمبر(ص) نازل شده است، پیغمبر اکرم(ص) و خاندان رسالت(ع) از پاک‌شدگانند و به تأویل قرآن عالمند.

پانویس

  1. پاکتچی، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ذیل «تأویل»؛ دهخدا، ذیل «تأویل».
  2. پاکتچی، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ذیل «تأویل».
  3. معرفت، حقيقت تأويل قرآن،

منابع

  • این مقاله، خلاصه‌ای است از بحث تأویل و تنزیل در کتاب قرآن در اسلام (ص۳۲ - ۴۰).

پیوند به بیرون