فرعون

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

واژه فرعون

برخی از اهل لغت، لغت فرعون را عربی و ماخوذ از مصدر "الفرعنه" به معنی کبر و جباری گری می دانند[۱] و در مقابل عده ای آن را عجمی دانسته[۲]، الفرعنه و تفرعن را ماخوذ از فرعون و به معنای فرعونی گری و به شیوه فرعون عمل کردن می دانند[۳] در مورد اصل لغت نیز غالبا نقل قول نموده اند که در لغت قبطی به معنی تمساح است.[۴]

اما برخی محققین گفته اند فرعون در شکل مصرى‌اش «بر- عا» يا «بر- عو»، در آغاز به معنى خانه بلند یا بزرگ بوده است و به قصر شاهی اطلاق می شده است اما کم کم نام احترام‏ آميزى مى ‏گردد براى خود شاه.[۵]

در مورد اینکه فرعون لقب چه کسی یا کسانی است نظرات زیر وجود دارد:

  1. فرعون لقب پادشاه مصر در زمان موسی است[۶]
  2. فرعون لقب هر شخص نافرمان گردنکش است[۷]
  3. فرعون لقبی برای سلاطین مصر است[۸]
  4. فرعون لقبی است که اطلاق آن بر سلاطین مصر باستان از سلسله هجدهم به بعد از سلسله های ۲۹ گانه مصر باستان رایج گردید.[۹]
  5. فرعون لقبی برای ملوک عمالقه است.[۱۰] یا ملوک عمالقه در مصر[۱۱]
  6. هر پیامبری فرعونی دارد که او همان پادشاه زمان اوست[۱۲]
  7. فرعونها سه نفر بودند فرعون ابراهيم که نامش سنان بوده است، فرعون معاصر حضرت یوسف علیه السلام که ریان بن ولید نام داشت و فرعون موسی که ولید بن مصعب نام داشت.[۱۳]

فرعون زمان موسی

در قرآن هر جا فرعون آمده منظور فرعون زمان موسی علیه السلام است. و اینگونه به نظر می رسد که یک فرعون بیشتر معاصر موسی نبوده است. اما تورات، از دو فرعون در زمان رسالت موسی علیه السلام نام برده است که اولی تا زمان فرار موسی علیه السلام به مدين زنده بوده است و معروف به "فرعون تسخیر" است که قوم بنی اسرائیل را مسخر خود نموده بود و دومی که از او به عنوان "فرعون خروج" نام می برند فرعونی است که در زمان رسالت موسی علیه السلام بر تخت حکومت تکیه داشت و همانند فرعون اول به اذيت و آزار بنی اسرائیل میپرداخت و در جريان تعقیب موسی علیه السلام و بنی اسرائیل در دريا غرق شد.

در مورد اینکه کدام فرعون مصر معاصر حضرت موسی بوده است بین محققین اختلاف بسیاری وجود دارد. افرادی که محققین مسلمان و غیر مسلمان به عنوان فرعون -یا دو فرعون- معاصر موسی معین نموده اند به ترتیب تاریخی عبارتند از:

  • «احمس» اول (۱۵۷۵- ۱۵۵۰ ق. م)[۱۴]
  • آمنهوتپ یکم (۱۵۲۶ - ۱۵۰۶ ق.م)[۱۵]
  • «تحوتمس» سوم (۱۴۹۰- ۱۴۳۶ ق. م) يا پسرش، آمنحوتپ دوم (۱۴۳۶- ۱۴۱۳ ق. م)[۱۶]

ابن قتیبه، المعارف، ص۸۴، به نقل از: شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا، ۱۳۶۲ش، ص۱۱۶.

  • اخناتون و توت عنخ آمون (۱۳۴۸-۱۳۲۷ ق.م)[۱۷]
  • رامسس دوم (۱۲۹۰- ۱۲۲۴ ق. م) و مرنپتاه یا مفنتاح (۱۲۲۴- ۱۲۱۴ ق. م): این دیدگاه را که دیدگاه قاموس کتاب مقدس نوشته هاکس است، بسیاری از نویسندگان مسلمان قبول نموده اند.[۱۸]

فرعون در قرآن

لفظ فرعون ۷۴ بار در قرآن ذکر شده و در ضمن داستان‏هاى بنى اسرائيل و حضرت موسى عليه السّلام سخن از او آمده است.[۱۹]

فرعون پیش از ولادت موسی علیه السلام

فرعون در جایی که قرآن جریان ولادت حضرت موسی علیه السلام را ذکر می کند پادشاهی جبار معرفی شده که به وسیله تفرقه انداختن در بین مردم و گروه گروه نمودن آنها بر ایشان حکومت می نمود و طایفه ای از آنها را -که معمولا بنی اسرائیل منظور آن دانسته شده - به استضعاف کشیده، پسران آنها را مى‏كشت و زنانشان را به خدمت می گرفت.[۲۰]

قرآن دلیل و مقصود فرعون از کشتن پسران بنی اسرائیل را در این برهه مشخص ننموده است. برخی منابع به نقل از سُدّی از مفسران عهد تابعین آورده اند که فرعون به سبب خوابی که دیده بود و کاهنان آن را به ولادت فرزندی در بین بنی اسرائیل تعبیر نموده بودند که هلاکت فرعون به دست اوست امر به کشتن فرزندان پسر آنها نموده بود.[۲۱] در برخی منابع نیز آمده است که کاهنی خود این امر را پیشگویی نموده و آن را به اطلاع فرعون رساند[۲۲] اما در روایاتی از امام باقر علیه السلام آمده است که او این کار را برای این انجام می‌داد که اطلاع یافته بود بنی اسرائیل به ولادت یک منجی که هلاکت فرعون به دست اوست، اعتقاد دارند.[۲۳]

پرورش حضرت موسی در قصر فرعون

پس از آنکه حضرت موسی متولد شد، خدا به مادرش وحی نمود که او را بر روی آب دریا رها کند. فرعونیان موسی را از دریا گرفتند و به نزد فرعون آوردند، اما همسر فرعون از کشتن او ممانعت نمود و فرعون را راضی به نگه داشتن او در نزد خودشان نمود.[۲۴]

فرار موسی علیه السلام از مصر

هنگامی که موسی به سن جوانی رسید روزی مشاهده نمود که بین فردی از بنی اسرائیل که از طرفداران او بود با مردى قبطى زد و خورد رخ داده است. موسی به طرفداری از پیرو خود برخواست و مشتی به مرد قبطی زد و او بر اثر این ضربه کشته شد. پس از این واقعه موسی از ترس قصاص فرعونیان از مصر به سوى مدين فرار نمود. در این سفر او با حضرت شعیب آشنا شده و در ازای به همسری گرفتن دختر او، هشت یا ده سال در مدین مانده او را خدمت نمود. و پس از آنکه آنجا را به همراه خانواده اش ترک نمود به رسالت مبعوث گشته مامور شد با معجزاتی که خدا به او داده بود نزد فرعون برود[۲۵] و رسالت خود را تبلیغ کند و او را که به تعبیر قرآن طغیان نموده بود با لحنی نرم هدایت نماید[۲۶]

برخورد فرعون با رسالت حضرت موسی

قرآن اولین رویارویی موسی و فرعون را در چندین سوره روایت نموده است. بین این روایات تفاوت‌هایی وجود دارد از این جهت که در برخی از آنها بخشهایی از محاورات موسی و فرعون ذکر شده است که در برخی دیگر نیامده یا بخش دیگری از این محاورات آمده است. مطابق با این گزارشات موسی علیه السلام که به همراه برادرش هارون که از طرف خدا سمت وزیری او را داشت به نزد فرعون رفته و خود را به عنوان رسول پروردگار معرفی نموده[۲۷] و او را به سوی پاکی و تقوای الهی فراخواندند[۲۸] و از او خواستند که بنی اسرائیل را رها کند که به همراه آنها روانه شوند[۲۹] فرعون از موسی خواست که پروردگارش را برای او توصیف کند اما پس از توصیف حضرت موسی او را به تمسخر گرفته دیوانه اش خواند و او را در صورت باز نگشتن از عقیده اش تهدید به زندان نمود.[۳۰]

موسی پس از آنکه از متقاعد کردن فرعون با گفتار مایوس گردید برای اثبات مدعایش معجزات پیامبری خود را ارائه نمود.[۳۱] پس عصايش را انداخت و ناگهان اژدهايى حقيقى نمايان شد و دستش را به گریبان برده بیرون آورد در حالتی که سپيد و روشن بود.[۳۲] اما فرعون و اطرافیان او پس از دیدن این معجزات نیز همچنان موسی را تکذیب نمودند و او را ساحر خواندند.[۳۳]

فرعون در خصوص نحوه برخورد با دعوت موسی با اطرافیانش مشورت نمود و آنها او را راهنمایی کردند به اینکه با موسی قراری بگذارد و تا آن هنگام افرادی را برای پیدا کردن ساحران ماهر به شهرهای مصر فرستاده آنها برای مقابله با موسی فرابخواند.[۳۴] موسی روز زینت را که برخی آن را روز عید مصریان گفته اند[۳۵] انتخاب نمود و خواست که همه مردم به هنگام ظهر در وعده گاه جمع شوند[۳۶]

در روز موعود ساحران با مشاهده معجزه حضرت موسی به درستی آن واقف شده و به خدا ایمان آوردند فرعون با مشاهده این صحنه آنان را شاگردان موسی خواند که بر علیه او توطئه نموده اند و بر آنان غضب نموده آنها را به بریدن دست و پا و مصلوب کردنشان تهدید نمود. اما آنان دست از ایمان خود برنداشتند و به فرعون پاسخهایی دادند که نشان از ایمان خالص آنها داشت[۳۷] من جمله آنکه گفتند: «ما هرگز تو را بر دلايل روشنى كه به سوى ما آمده و بر آنكه ما را آفريد، ترجيح نمى ‏دهيم پس هر حكمى را كه مى‌‏توانى صادر كن، تو فقط در اين زندگى دنيا مى‌‏توانى حكم كنى.»[۳۸]

عذابهای آل فرعون

مطابق با آنچه در قرآن آمده، چون قبطيان و اتباع فرعون كه قرآن به آنها آل فرعون اطلاق می‌شود به خدا ایمان نیاوردند خدا آنها را در سنواتى مبتلا به قحطی نمود تا شايد به ياد خدا بيفتند و دست از اعمال ناشايسته خودشان بردارند اما فرعونیان هر وقت خير و بركت و نعمتى به آنها می‌رسيد آن را به شایستگی خود نسبت می دادند و هر وقت آفت و بلا و محنتى به آنها روى مى‌آورد، می‌گفتند اين از نحوست و شومى موسى و پیروان اوست.[۳۹]

عذاب قوم فرعون در مراحل بعدی شدت یافت و خدا آنها را به بلاهای متعددی همچون طوفان و ملخ و كنه و قورباغه ها و خون آلود شدن آب نیل دچار نمود.[۴۰] این بلاها که به تعبیر قرآن مفصلات بودند یعنی یکی یکی و با فاصله نازل می شدند هر بار فرعونیان را به ستوه و تنگنا می آوردند تا جایی که از موسی طلب دعا می نمودند تا عذاب از آنها برداشته شود و در عوض آنها به او ایمان آورند و بنی اسرائیل را بدو واگذار کنند اما چون موسی به درخواست آنان دعا می نمود و عذاب برداشته می شد، نقض عهد می کردند.[۴۱]

هلاکت فرعون و سپاهیانش

از آنجا که فرعون و پیروانشان سرانجام حاضر به قبول دعوت موسی علیه السلام یا تسلیم بنی اسرائیل به او نشدند، خداوند در نهایت به موسی دستور داد که ایمان آورندگان را شبانه با خود بردارد و از مصر خارج شود گر چه فرعونیان او را دنبال خواهند نمود و به او وعده داد که آنها سرانجام در دریا غرق خواهند شد[۴۲] موسی فرمان خدا را اجرا نمود و هنگامی که در مسیر به دریا رسید به فرمان الهی با عصا به آّب دریا زد و آب دریا برای او و قومش شکافته شد تا از ان عبور کنند و چون قوم فرعون به دنبال آنها به میانه دریا آمدند آب آنها را فرا گرفته و غرق نمود.[۴۳]

قرآن می گوید هنگامی که فرعون در حال غرق شدن بود به خدا اقرار نمود اما خطاب رسید که اكنون ايمان مى‌آورى؟! در حالى كه پيش از اين عصيان مى‌‏ورزيدى و از تبهكاران بودى پس امروز بدن تو را نجات مى‌‏دهم تا براى آيندگانت نشانه‌‏اى باشى و يقيناً بسيارى از مردم از نشانه ‏هاى ما بى ‏خبرند[۴۴]

پانویس

  1. ابن منظور، لسان العرب‏، ۱۴۱۴ ق، ج‏۱۳، ص۳۲۳
  2. طریحی، مجمع البحرين، ۱۳۷۵ ش، ج‏۴، ص۳۷۵؛ راغب اصفهانى، مفردات ألفاظ القرآن، ۱۴۱۲ ق، ج۱، ص۶۳۲؛ قرشی، قاموس قرآن، ۱۳۷۱ش، ج‏۵، ص۱۶۳؛ ابن سیده، المحكم و المحيط الأعظم، ۱۴۲۱ق، ج‏۲، ص۴۶۸
  3. راغب اصفهانى، مفردات ألفاظ القرآن، ۱۴۱۲ ق، ج۱، ص۶۳۲؛ فيروز آبادى، القاموس المحيط، ۱۴۱۵ ق، ج‏۴، ص۲۵۶؛ موسی و الصعیدی، الإفصاح، ۱۴۱۰ق، ج‏۱، ص ۳۱۵
  4. زمخشرى، أساس البلاغة، ۱۹۷۹ م، ص۴۷۱؛ قرشی، قاموس قرآن، ۱۳۷۱ش، ج‏۵، ص۱۶۳؛ ازهرى، تهذيب اللغة، ۱۴۲۱ ق، ج‏۳، ص۲۳۴
  5. بیومی مهران، دراسات تاريخية من القرآن الكريم، ۱۹۸۸م، ج‏۲، ص ۱۲۱
  6. جوهری، الصحاح، ۱۳۷۶ق، ج‏۶، ص۲۱۷۷
  7. موسی و الصعیدی، الإفصاح، ۱۴۱۰ق، ج‏۱، ص ۳۱۵
  8. موسی و الصعیدی، الإفصاح، ۱۴۱۰ق، ج‏۱، ص ۳۱۵؛ مصطفوى، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ۱۳۶۰ش، ج‏۹، ص۶۵؛ بغدادى، لباب التأويل في معاني التنزيل، ۱۴۱۵ق، ج‏۲، ص۲۳؛ طيب، أطيب البيان في تفسير القرآن، ۱۳۶۹ش، ج‏۲، ص۲۸؛ فيض كاشانى، تفسير الصافي، ۱۴۱۵ق، ج‏۲، ص۲۲۳؛ مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ۱۳۷۱ش، ج‏۶، ص۲۸۰
  9. بیومی مهران، دراسات تاريخية من القرآن الكريم، ۱۹۸۸م، ج‏۲، ص ۱۲۱
  10. اسفراينى، تاج التراجم فى تفسير القرآن للاعاجم، ۱۳۷۵ش، ج‏۱، ص۹۶؛ كاشانى، منهج الصادقين فى الزام المخالفين، ۱۳۳۶ ش، ج‏۱، ص۱۸۲؛ طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان فى تفسير القرآن، ۱۳۷۲ ش، ج‏۱، ص۲۲
  11. سبزوارى نجفى، ۱۴۱۹ ق، ص۱۳
  12. ابن سیده، المحكم و المحيط الأعظم، ۱۴۲۱ق، ج‏۲، ص۴۶۸؛ ابن منظور، لسان العرب‏، ۱۴۱۴ ق، ج‏۱۳، ص۳۲۳
  13. فیومى، المصباح المنير، ۱۴۱۴ ق، ج‏۲، ص۴۷۰
  14. H. R. Hall,The Ancient History of the Near Ecst, London, ۳۶۹۱, p. ۶۰۴- E به نقل از بیومی مهران، دراسات تاريخية من القرآن الكريم، ۱۹۸۸م، ج‏۲، ص۲۶۴
  15. دست یاران، «عدم تطابق زمانی حضرت موسی (ع) با رامسس دوم»، ص ۵۱ تا ۵۳
  16. هاکس، قاموس الكتاب المقدس، ج۲، ص ۹۳۳. به نقل از بیومی مهران، دراسات تاريخية من القرآن الكريم، ۱۹۸۸م، ج‏۲، ص۲۷۵
  17. فروید، موسی و یکتاپرستی، ۱۳۴۸ ش، ص ۱۸ - فروید موسی را پیرو دین اخناتون (پادشاه یگانه‌پرست از دودمان هجدهم) دانسته و خروج او را مربوط به زمان توت عنخ آمون می داند که به شدت سعی در حذف اثار اخناتون و بازگشت به آیین گذشته سلاطین مصر (آمون پرستی) بود.
  18. نک:قرشی، قاموس قرآن، ۱۳۷۱ش، ج‏۵، ص ۱۶۴؛ بی آزار شیرازی، باستان‏شناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن، ص ۲۰۸؛ حریری، فرهنگ اصطلاحات قرآنى‏، ۱۳۸۴ ش، ص۲۸۴
  19. حریری، فرهنگ اصطلاحات قرآنى‏، ۱۳۸۴ ش، ص۲۸۳
  20. سوره قصص، آیه ۴؛ طباطبايى، الميزان في تفسير القرآن، ۱۴۱۷ ق، ج‏۱۶، ص۸ و ۹
  21. طبرى، جامع البيان فى تفسير القرآن، ۱۴۱۲ ق، ج‏۲۰، ص۱۹؛ ثعلبی، عرائس المجالس، ۱۲۹۳ ق، ص۲۲۹؛ سیوطی، الدر المنثور في تفسير المأثور، ۱۴۰۴ ق، ج‏۵، ص۱۱؛ اسفراينى، تاج التراجم فى تفسير القرآن للاعاجم، ۱۳۷۵ش، ج‏۱، ص۹۶
  22. زمخشری، کشاف، ج‏۳، ص۳۹۲
  23. قمى، تفسير قمى، ۱۳۶۷ ش، ج‏۲، ص۱۳۵
  24. سوره قصص، آیات ۷ تا ۹
  25. سوره قصص، آیات ۲۹ تا ۳۲
  26. سوره طه، آیات ۴۲ تا ۴۸
  27. سوره اعراف، آیه ۱۰۴؛ سوره طه، آیه ۴۷؛ سوره شعراء، آیه ۱۶
  28. سوره نازعات، آیات ۱۸ و ۱۹
  29. سوره اعراف، آیه ۱۰۵؛ سوره طه، آیه ۴۷؛ سوره شعراء، آیه ۱۷
  30. سوره شعراء، آیات ۲۵ تا ۲۹
  31. سوره اعراف، آیه ۱۰۶ و سوره شعراء، آیه ۳۱
  32. سوره اعراف، آیات ۱۰۵ تا ۱۰۸؛ سوره شعراء، آیات ۳۰ تا ۳۳
  33. سوره اعراف، آیه ۱۰۹؛ سوره یونس، آیه ۷۶؛ سوره طه، آیات ۵۶ و۵۷؛ سوره مومنون، آیه ۴۸؛ سوره شعراء، آیات ۳۴ و ۳۵؛ سوره قصص، آیه ۳۶؛ سوره نازعات، آیه ۲۱
  34. سوره اعراف، آیات ۱۰۹ تا ۱۱۲؛ سوره طه، آیات ۵۸ تا ۶۰
  35. ابوالفتوح رازى، روض الجنان، ۱۴۰۸ ق، ج‏۱۳، ص۱۵۹
  36. سوره طه، آیه ۵۹
  37. سوره اعراف، آیات ۱۱۳ تا ۱۲۲؛ سوره شعراء، آیات ۴۳ تا ۵۰
  38. سوره طه، آیات ۷۲
  39. سوره اعراف، آیات ۱۳۰ و ۱۳۱
  40. سوره اعراف، آیه ۱۳۳
  41. سوره اعراف، آیات ۱۳۴ و ۱۳۵
  42. سوره دخان ۲۳ و ۲۴
  43. سوره اعراف، آیه ۱۳۶
  44. سوره یونس، آیات ۹۰ تا ۹۲

منابع

  • ابن سيده، على بن اسماعيل، المحكم و المحيط الأعظم، بيروت، دار الكتب العلمية، اول، ۱۴۲۱ ه.ق.
  • ابن منظور، محمد بن مكرم‏، لسان العرب‏، بيروت‏، دار صادر، سوم، ۱۴۱۴ ه. ق‏
  • ابوالفتوح رازى، حسين بن على، روض الجنان و روح الجنان فى تفسيرالقرآن، مشهد، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، ۱۴۰۸ ق
  • ازهرى، محمد بن احمد، تهذيب اللغة، بیروت، دار احياء التراث العربي، ۱۴۲۱ ه.ق.
  • اسفراينى، ه.شاهفور بن طاهر، تاج التراجم فى تفسير القرآن للاعاجم، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، ۱۳۷۵ ه.ش
  • بغدادى، على بن محمد، لباب التاويل فى معانى التنزيل، بيروت، دار الكتب العلمية، ۱۴۱۵ ق
  • بى آزار ه.شيرازى‏، عبد الكريم، باستان‏شناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن‏، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى‏، ۱۳۸۰ ه.ش.
  • بيومى مهران‏، محمد، دراسات تاريخية من القرآن الكريم‏، بيروت‏، دار النهضة العربيه‏، دوم، ۱۹۸۸ م
  • ثعالبى، عبدالملك بن محمد، فقه اللغة، بيروت، دار الكتب العلمية، اول، ۱۴۱۴ ه.ق.
  • ثعلبی، عرائس المجالس، بمبئی، مطبع الحیدری، ۱۲۹۳ ه.ق.
  • جوهرى، اسماعيل بن حماد، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربية، بيروت، دار العلم للملايين، ۱۳۷۶ ه.ق.
  • حریری، محمد يوسف، فرهنگ اصطلاحات قرآنى‏، قم‏، هجرت‏، ۱۳۸۴ ه.ش.
  • حسینی زبيدى، محمد مرتضى، تاج العروس من جواهر القاموس، بيروت، دار الفكر، اول، ۱۴۱۴ ه.ق.
  • دست یاران، رضا، «عدم تطابق زمانی حضرت موسی (ع) با رامسس دوم»، در مجله کیهان فرهنگی، ه.شماره ۱۶۳، ارديبهشت ۱۳۷۹ ه.ش..
  • راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، بيروت، دار القلم، اول، ۱۴۱۲ ه.ق.
  • زمخشرى، محمود بن عمر، أساس البلاغة، بيروت، دار صادر، اول، ۱۹۷۹ م.
  • زمخشرى، محمود، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، بیروت، دار الكتاب العربي، ۱۴۰۷ ه.ق.
  • سبزوارى نجفى، محمد بن حبيب الله، ارشاد الاذهان الى تفسير القرآن، بيروت، دار التعارف للمطبوعات، اول، ۱۴۱۹ ه.ق.
  • طباطبايى، سيد محمد حسين، الميزان فى تفسير القرآن، قم، انتشارات اسلامى جامعه‏ ى مدرسين حوزه علميه، پنجم، ۱۴۱۷ ه.ق
  • طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان فى تفسير القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو، ۱۳۷۲ ه.ش.
  • طبرى، محمد بن جرير، جامع البيان فى تفسير القرآن، بيروت، دار المعرفه، ۱۴۱۲ ه.ق
  • طيب، عبدالحسين، اطيب البيان في تفسير القرآن، تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۶۹ ه.ش.
  • فروید، زیگموند، موسی و یکتاپرستی، ترجمه قاسم خاتمی، ۱۳۴۸ ه.ش.
  • فیومى، احمد بن محمد، المصباح المنير فى غريب الشرح الكبير للرافعى، قم، موسسه دار الهجرة، دوم، ۱۴۱۴ ه.ق.
  • فيروز آبادى، محمد بن يعقوب، القاموس المحيط، ۴جلد، دار الكتب العلمية - بيروت، چاپ: اول، ۱۴۱۵ ه.ق.
  • فيض كاشانى، ملا محسن، تفسير الصافى، تهران، انتشارات الصدر، دوم، ۱۴۱۵ ه.ق..
  • قرشى، على اكبر، قاموس قرآن، تهران، دار الكتب الاسلاميه، ه.ششم، ۱۳۷۱ ه.ش.
  • قمى، على بن ابراهيم، تفسير قمى، قم، دار الكتاب، چهارم، ۱۳۶۷ ه.ش.
  • كاشانى، ملا فتح الله، تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين، تهران، كتابفروشى محمد حسن علمى، ۱۳۳۶ ه.ش
  • مصطفوى، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ۱۳۶۰ ه.ش
  • مکارم ه.شیرازی، تفسير نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ ه.ش.
  • موسى، حسين يوسف و الصعیدی، عبدالفتاح، الإفصاح فى فقه اللغة، قم، مكتب الاعلام الاسلامي، چهارم، ۱۴۱۰ ه.ق.