سوره یس

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
فاطر سورهٔ یس صافات
سوره یاسین.jpg
شماره سوره: ۳۶
جزء : ۲۲ و ۲۳
نزول
ترتیب نزول: ۴۱
مکی/مدنی: مکی
اطلاعات آماری
تعداد آیات: ۸۳
تعداد کلمات: ۷۳۳
تعداد حروف: ۳۰۶۸

سوره یس چون با کلمه (یاء. سین) آغاز شده، به این نام مشهور است و طبق روایات نقل شده یکی از بافضیلت‌ترین سوره‌های قرآن به شمار می‌رود. تا آنجا که قلب قرآن لقب یافته و در ثواب حفظ و تلاوت این سوره و آثار دنیوی و اخروی آن بسیار سفارش و تاکید شده و در این زمینه بیش از دیگر سوره‌ها روایت نقل شده است.

معرفی

اسامی سوره: این سوره را «‌یاسین‌» می‌نامند به این مناسبت که با حروف مُقَطَّعه یس (یاء سین) آغاز می‌شود. حروف مقطعه،‌گاه آیه‌ای به شمار می‌آیند، از جمله در این سوره. به نظر بعضی از مفسرین، این کلمه در عین حروف مقطعه بودن، مانند کلمات معمولی دیگر معنای خاصی هم دارد.[۱]

نام دوم این سوره «‌حبیب نجار‌» است و داستان او در آیات ۱۳ تا ۳۰ آمده است. نام سوم آن سوره «‌دافعه‌» است زیرا دفع‌کنندۀ بدی‌ها و زشتی‌ها از انسان‌ها و زندگی آن هاست. نام دیگر این سوره «‌مُعَمَّمه‌» است که از کله «‌عموم‌» مشتق شده است یعنی این سوره، خیر دنیا و آخرت را به طور عموم و جامع (برای قاریان و عاملان به آن) در خود جمع کرده و تضمین می‌کند.

حجم و ترتیب: تعداد آیات این سوره به نظر قاریان کوفه ۸۳ آیه و به نظر دیگر قاریان ۸۲ آیه است و نظریه اول مشهور است. ۷۳۳ کلمه و ۳۰۶۸ حرف دارد. به ترتیب مصحف، سی وششمین و به ترتیب نزول، چهل و یکمین سوره قرآن، و مکی است. نوزدهمین سوره از سوره‌های بیست ونه گانه‌ای است که با حروف مقطعه آغاز می‌گردد و اولین سوره از سوره‌های بیست وسه گانه‌ای است که با سوگند شروع می‌شوند. از نظر حجم از سوره‌های مثانی و در حدود یک حزب قرآن است.

محتوا

در این سوره به سه اصل دین توحید، نبوت و معاد اشاره می‌شود. در آیات آغازین به مساله نبوت و فلسفه آن مثل احیای مردم اشاره شده است. سپس به توحید پرداخته می‌شود و نشانه هایی از وحدانیت خداوند بیان می‌شود و در نهایت در بحث معاد به زنده شدن مردم در قیامت، به سخن درآمدن اعضاء و جوارح و جداسازی مجرمین از متقین پرداخته می‌شود. [۲]

محتوای سوره یس[۳]
 
 
 
 
 
 
حقانیت هشدارهای پیامبر درباره کیفر کافران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
گفتار چهارم؛ آیه ۶۹-۸۳
دلایل حقانیت هشدارهای پیامبر درباره معاد
 
گفتار سوم؛ آیه ۳۳-۶۸
انحرافات کافران از تعالیم پیامبران
 
گفتار دوم؛ آیه ۱۳-۳۲
فرجام بی‌توجهی به هشدارهای پیامبران
 
گفتار اول؛ آیه ۱-۱۲
برخورد نادرست کافران با هشدارهای پیامبر
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
دلیل اول؛ آیه ۶۹-۷۰
وحی‌بودن سخنان پیامبر
 
انحراف اول؛ آیه ۳۳-۴۶
انکار نشانه‌های ربوبیت خدا
 
مطلب اول؛ آیه ۱۳-۱۴
اعزام سه پیامبر برای هدایت مردم انطاکیه
 
مطلب اول؛ آیه ۱-۶
وظیفه پیامبر، هشداردادن به انسان‌ها
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
دلیل دوم؛ آیه ۷۱-۷۳
یگانگی خداوند در آفرینش
 
انحراف دوم؛ آیه ۴۷
کمک‌نکردن به نیازمندان
 
مطلب دوم؛ آیه ۱۵-۱۹
انکار پیامبران الهی توسط مردم انطاکیه
 
مطلب دوم؛ آیه ۷-۱۰
ایمان‌نیاوردن کافران به پیامبر
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
دلیل سوم؛ آیه ۷۴-۷۵
ناتوانی شریکان خدا
 
انحراف سوم؛ آیه ۴۸-۶۸
انکار قیامت
 
مطلب سوم؛ آیه ۲۰-۲۷
ایمان‌آوردن مردی به پیامبران
 
مطلب سوم؛ آیه ۱۱-۱۲
ایمان‌آوردن افراد خداترس
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
دلیل چهارم؛ آیه ۷۷-۸۳
قدرت خداوند بر زنده‌کردن مجدد انسان‌ها
 
 
 
 
 
مطلب چهارم؛ آیه ۲۸-۳۲
کشته‌شدن مرد مؤمن و نزول عذاب بر کافران


تفسیر

ایمان نیاوردن بواسطه نداشتن معرفت

آیه هشتم تا دهم به انواع ابزارهای شناخت اشاره می‌کند که بر کافران بسته شده است و به همین دلیل ایمان نخواهند آورد. غفلت و عدم پذیرش قول حق آنها را به جایی می‌رساند که نعمت بزرگ ابزار شناخت از آنها گرفته می‌شود. سدی که جلوی آنهاست به بسته شدن راه فکر و نظر تفسیر شده است و سد و مانع پشت سرشان به مسدود شدن راه فطرت معنا شده است. وجود این غل و زنجیرها که سر او را بالا نگه می‌دارد، سبب می‌شود از دیدن خود و شناخت خودش هم محروم شود و سیر انفسی بر او بسته شده است و سد پیش رویش او را از معرفت آفاقی هم محروم کرده است. [۴]

امام مبین

داستان مومن آل یاسین

نوشتار اصلی: حبیب نجار

آیات سیزدهم تا سی و دوم این سوره به داستان دو رسول می‌پردازد که به شهری برای دعوت به خداپرستی وارد شدند. مومن آل یاسین به آن دو رسول ایمان می‌آورد و به سبب این ایمان، اهل قریه او را می‌کشند و دچار عذاب الهی می‌شوند. قرآن وی را از مکرمین می‌نامد. مکرمین لقبی مخصوص ملائکه و مخلصین می‌باشد. [۵] مومن آل یاسین برای دعوت مردم به ایمان به خداوند به دو نکته اشاره می کنند.

  • هر چند ذات خداوند را نمی شناسیم اما ویژگی‌ها و صفات او قابل شناخت است، پس پرستش وی هم بجا و ممکن است. و مالی لا اعبد الذی فطرنی و الیه ترجعون.
  • نفع و ضرر ما به دست خداوند رحمان است و شفاعت بت‌ها بی ثمر است و خداوند به آنها چنین مقامی نداده است. لا تغن عنی شفاعتهم شیئا[۶]

آیات مشهور

قيل ادخل الجنَةَ قَال يا لَيتَ قَومِي يَعلَمون (۲۶) بما غفرَ‌ لِي رَ‌بي وَجعلنِي منَ المكرمِينَ (۲۷)

ترجمه: [سرانجام به جرم ايمان كشته شد، و بدو] گفته شد: به بهشت درآى. گفت: اى كاش، قوم من مى‌دانستند(۲۶) كه پروردگارم چگونه مرا آمرزيد و در زمره عزيزانم قرار داد.(۲۷)

این آیه شریفه از آیات اعتقادی است که جهت حیات برزخی به آن استناد می شود. وقتی به مومن آل یاسین گفته می‌شود که وارد بهشت شود و او می‌گوید که ای کاش قوم من از وضعیت من آگاه می‌شدند نشان دهنده این است که قوم او هنوز در دنیا هستند و بی‌خبر از عالم برزخ وی می‌باشند. به همین سبب نمی‌توان گفت آیه شریفه درباره قیامت است. استفاده از واژه قیل ادخل الجنة به جای خبر دادن از قتل او، اشاره به این معناست که بین کشته شدن او به دست قومش و امر شدن او به دخول به بهشت، هیچ فاصله ای نبوده و مثل این که قتل او به دست آن مردم، همان امر شدن او به دخول بهشت تلقی شده است.[۷]

إِنَمَا أَمرهُ إِذا أَرادَ شَيئًا أَن يَقولَ لَه كُن فيكُونُ (۸۲)

ترجمه: فرمان او چنین است که هر گاه چیزی را اراده کند، تنها به آن می گوید: «موجود باش!» ، آن نیز بی درنگ موجود می‌شود! (۸۲)

سخن از چگونگی خلق و ایجاد است که خداوند چگونه شیئی را به وجود می آورد. "اراد شیئا" یعنی هنگامی که خداوند اراده ایجاد کردن یک شیء را داشته باشد. این آیه معروف اعتقادی از نوعی تشبیه استفاده می کند، به این صورت که واقعا لفظی از خداوند بیان نمی شود یعنی برای خلق یک شیء خداوند لفظ "کن" را خلق نمی کند، زیرا خلق کردن همین کلمه هم نیازمند این می شود که بگوییم قبل از خلقت آن کلمه، "کن فیکون" دیگری صورت گرفته است و اینگونه تسلسل به وجود می‌آید. معنای آیه اینگونه می‌شود که خداوند به محض اراده کردن بر خلق یک شیء آن چیز موجود می‌شود بدون نیاز به تلفظ کلمه‌ایی یا مورد دیگری. در سوره نحل آیه ۴۰ و سوره بقره آیه ۱۱۷ همین مضمون با الفاظی شبیه به همین آیه آمده است که این تفسیر از این آیه را تایید می‌کند.[۸] حضرت علی(ع) می فرماید: کلام خدا(کن فیکون) همان فعل اوست، که آن شیء را ایجاد کرده است. [۹]

سوره یس در فرهنگ عمومی

یس در آثار هنرمندان

فضیلت و خواص

سوره یاسین قلب قرآن نامیده شده است. [۱۰] امام صادق(ع)می فرماید: هر كس آن را قبل از خواب، يا در روز پيش از غروب بخواند، در تمام طول روز محفوظ و پرروزى خواهد بود، تا اينكه غروب شود و هر كس آن را در شب پيش از خفتن بخواند، خداوند هزار فرشته را بر او مأمور مى‌كند كه وى را از هر شيطان رانده‌شده و هر آفتى حفظ كنند.[۱۱]

کسی که با این سوره مانوس باشد،‌ خیر دنیا و آخرت را خواهد داشت.[۱۲] و در روایت پیامبر اکرم(ص) آمده است که قاری این سوره اگر گرسنه باشد سیر می شود،اگر ترسان باشد امنیت می یابد و اگر نزد میت خوانده شود خداوند بر او آسان می گیرد. [۱۳] در نماز زیارت اگر برای نماز آن زیارتی که می‌خواند سوره‌ی خاصی بیان نشده باشد بهتر است سوره الرحمان در رکعت اول و سوره یس در رکعت دوم خوانده شود.[۱۴]

متن و ترجمه سوره

سوره یس
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِيمِ
يس ﴿١﴾ وَالْقُرْ‌آنِ الْحَكِيمِ ﴿٢﴾ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿٣﴾ عَلَىٰ صِرَ‌اطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٤﴾ تَنزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّ‌حِيمِ ﴿٥﴾ لِتُنذِرَ‌ قَوْمًا مَّا أُنذِرَ‌ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ ﴿٦﴾ لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَىٰ أَكْثَرِ‌هِمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٧﴾ إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلَالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقَانِ فَهُم مُّقْمَحُونَ ﴿٨﴾ وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُ‌ونَ ﴿٩﴾ وَسَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْ‌تَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْ‌هُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿١٠﴾ إِنَّمَا تُنذِرُ‌ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ‌ وَخَشِيَ الرَّ‌حْمَـٰنَ بِالْغَيْبِ ۖ فَبَشِّرْ‌هُ بِمَغْفِرَ‌ةٍ وَأَجْرٍ‌ كَرِ‌يمٍ ﴿١١﴾ إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَىٰ وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَ‌هُمْ ۚ وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُّبِينٍ ﴿١٢﴾وَاضْرِ‌بْ لَهُم مَّثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْ‌يَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْ‌سَلُونَ ﴿١٣﴾ إِذْ أَرْ‌سَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُم مُّرْ‌سَلُونَ ﴿١٤﴾ قَالُوا مَا أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌ‌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّ‌حْمَـٰنُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ ﴿١٥﴾ قَالُوا رَ‌بُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْ‌سَلُونَ ﴿١٦﴾ وَمَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿١٧﴾ قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْ‌نَا بِكُمْ ۖ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْ‌جُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١٨﴾ قَالُوا طَائِرُ‌كُم مَّعَكُمْ ۚ أَئِن ذُكِّرْ‌تُم ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِ‌فُونَ ﴿١٩﴾ وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَ‌جُلٌ يَسْعَىٰ قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿٢٠﴾ اتَّبِعُوا مَن لَّا يَسْأَلُكُمْ أَجْرً‌ا وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٢١﴾ وَمَا لِيَ لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَ‌نِي وَإِلَيْهِ تُرْ‌جَعُونَ ﴿٢٢﴾ أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِ‌دْنِ الرَّ‌حْمَـٰنُ بِضُرٍّ‌ لَّا تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلَا يُنقِذُونِ ﴿٢٣﴾ إِنِّي إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٢٤﴾ إِنِّي آمَنتُ بِرَ‌بِّكُمْ فَاسْمَعُونِ ﴿٢٥﴾ قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ ۖ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ﴿٢٦﴾ بِمَا غَفَرَ‌ لِي رَ‌بِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَ‌مِينَ ﴿٢٧﴾ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَىٰ قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِن جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ ﴿٢٨﴾ إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَ‌ةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَ‌وْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٣٢﴾ وَآيَةٌ لَّهُمُ الْأَرْ‌ضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْنَاهَا وَأَخْرَ‌جْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ ﴿٣٣﴾ وَجَعَلْنَا فِيهَا جَنَّاتٍ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ وَفَجَّرْ‌نَا فِيهَا مِنَ الْعُيُونِ ﴿٣٤﴾ لِيَأْكُلُوا مِن ثَمَرِ‌هِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ ۖ أَفَلَا يَشْكُرُ‌ونَ ﴿٣٥﴾ سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْ‌ضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يَعْلَمُونَ ﴿٣٦﴾ وَآيَةٌ لَّهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ‌ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿٣٧﴾ وَالشَّمْسُ تَجْرِ‌ي لِمُسْتَقَرٍّ‌ لَّهَا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ‌ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿٣٨﴾ وَالْقَمَرَ‌ قَدَّرْ‌نَاهُ مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ كَالْعُرْ‌جُونِ الْقَدِيمِ ﴿٣٩﴾ لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِ‌كَ الْقَمَرَ‌ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ‌ ۚ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ﴿٤٠﴾ وَآيَةٌ لَّهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّ‌يَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿٤١﴾ وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَا يَرْ‌كَبُونَ ﴿٤٢﴾ وَإِن نَّشَأْ نُغْرِ‌قْهُمْ فَلَا صَرِ‌يخَ لَهُمْ وَلَا هُمْ يُنقَذُونَ ﴿٤٣﴾ إِلَّا رَ‌حْمَةً مِّنَّا وَمَتَاعًا إِلَىٰ حِينٍ ﴿٤٤﴾ وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّقُوا مَا بَيْنَ أَيْدِيكُمْ وَمَا خَلْفَكُمْ لَعَلَّكُمْ تُرْ‌حَمُونَ ﴿٤٥﴾ وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَ‌بِّهِمْ إِلَّا كَانُوا عَنْهَا مُعْرِ‌ضِينَ ﴿٤٦﴾ وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَ‌زَقَكُمُ اللَّـهُ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ يَشَاءُ اللَّـهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٤٧﴾ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٤٨﴾ مَا يَنظُرُ‌ونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ ﴿٤٩﴾ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلَا إِلَىٰ أَهْلِهِمْ يَرْ‌جِعُونَ ﴿٥٠﴾ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ‌ فَإِذَا هُم مِّنَ الْأَجْدَاثِ إِلَىٰ رَ‌بِّهِمْ يَنسِلُونَ ﴿٥١﴾ قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْ‌قَدِنَا ۜ ۗ هَـٰذَا مَا وَعَدَ الرَّ‌حْمَـٰنُ وَصَدَقَ الْمُرْ‌سَلُونَ ﴿٥٢﴾ إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٥٣﴾ فَالْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٥٤﴾ إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فَاكِهُونَ ﴿٥٥﴾ هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَ‌ائِكِ مُتَّكِئُونَ ﴿٥٦﴾ لَهُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَلَهُم مَّا يَدَّعُونَ ﴿٥٧﴾ سَلَامٌ قَوْلًا مِّن رَّ‌بٍّ رَّ‌حِيمٍ ﴿٥٨﴾ وَامْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِ‌مُونَ ﴿٥٩﴾ أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ ۖ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿٦٠﴾ وَأَنِ اعْبُدُونِي ۚ هَـٰذَا صِرَ‌اطٌ مُّسْتَقِيمٌ ﴿٦١﴾ وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنكُمْ جِبِلًّا كَثِيرً‌ا ۖ أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ ﴿٦٢﴾ هَـٰذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ ﴿٦٣﴾ اصْلَوْهَا الْيَوْمَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُ‌ونَ ﴿٦٤﴾ الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَىٰ أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْ‌جُلُهُم بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿٦٥﴾ وَلَوْ نَشَاءُ لَطَمَسْنَا عَلَىٰ أَعْيُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّرَ‌اطَ فَأَنَّىٰ يُبْصِرُ‌ونَ ﴿٦٦﴾ وَلَوْ نَشَاءُ لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَىٰ مَكَانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيًّا وَلَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٦٧﴾ وَمَن نُّعَمِّرْ‌هُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ ۖ أَفَلَا يَعْقِلُونَ ﴿٦٨﴾ وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ‌ وَمَا يَنبَغِي لَهُ ۚ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ‌ وَقُرْ‌آنٌ مُّبِينٌ ﴿٦٩﴾ لِّيُنذِرَ‌ مَن كَانَ حَيًّا وَيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٧٠﴾ أَوَلَمْ يَرَ‌وْا أَنَّا خَلَقْنَا لَهُم مِّمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينَا أَنْعَامًا فَهُمْ لَهَا مَالِكُونَ ﴿٧١﴾ وَذَلَّلْنَاهَا لَهُمْ فَمِنْهَا رَ‌كُوبُهُمْ وَمِنْهَا يَأْكُلُونَ ﴿٧٢﴾ وَلَهُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَمَشَارِ‌بُ ۖ أَفَلَا يَشْكُرُ‌ونَ ﴿٧٣﴾ وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّـهِ آلِهَةً لَّعَلَّهُمْ يُنصَرُ‌ونَ ﴿٧٤﴾ لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ‌هُمْ وَهُمْ لَهُمْ جُندٌ مُّحْضَرُ‌ونَ ﴿٧٥﴾ فَلَا يَحْزُنكَ قَوْلُهُمْ ۘ إِنَّا نَعْلَمُ مَا يُسِرُّ‌ونَ وَمَا يُعْلِنُونَ ﴿٧٦﴾ أَوَلَمْ يَرَ‌ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ ﴿٧٧﴾ وَضَرَ‌بَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَهُ ۖ قَالَ مَن يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَ‌مِيمٌ ﴿٧٨﴾ قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّ‌ةٍ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ ﴿٧٩﴾ الَّذِي جَعَلَ لَكُم مِّنَ الشَّجَرِ‌ الْأَخْضَرِ‌ نَارً‌ا فَإِذَا أَنتُم مِّنْهُ تُوقِدُونَ ﴿٨٠﴾ أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ بِقَادِرٍ‌ عَلَىٰ أَن يَخْلُقَ مِثْلَهُم ۚ بَلَىٰ وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ ﴿٨١﴾ إِنَّمَا أَمْرُ‌هُ إِذَا أَرَ‌ادَ شَيْئًا أَن يَقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿٨٢﴾ فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْ‌جَعُونَ ﴿٨٣﴾
به نام خداوند رحمتگر مهربان
يس‌[/ياسين‌] (۱) سوگند به قرآن حكمت‌آموز، (۲) كه قطعاً تو از [جمله‌] پيامبرانى، (۳) بر راهى راست! (۴) [و كتابت‌] از جانب آن عزيز مهربان نازل شده است، (۵) تا قومى را كه پدرانشان بيم‌داده نشدند و در غفلت ماندند، بيم دهى. (۶) آرى، گفته [خدا] در باره بيشترشان محقق گرديده است، در نتيجه آنها نخواهند گرويد. (۷) ما در گردنهاى آنان، تا چانه‌هايشان، غُلهايى نهاده‌ايم، به طورى كه سرهايشان را بالا نگاه داشته و ديده فرو هشته‌اند. (۸) و [ما] فراروى آنها سدى و پشت سرشان سدى نهاده و پرده‌اى بر [چشمان‌] آنان فرو گسترده‌ايم، در نتيجه نمى‌توانند ببينند. (۹) و آنان را چه بيم دهى [و] چه بيم ندهى، به حالشان تفاوت نمى‌كند: نخواهند گرويد. (۱۰) بيم دادن تو، تنها كسى را [سودمند] است كه كتاب حق را پيروى كند و از [خداى‌] رحمان در نهان بترسد. [چنين كسى را] به آمرزش و پاداشى پر ارزش مژده ده. (۱۱) آرى! ماييم كه مردگان را زنده مى‌سازيم و آنچه را از پيش فرستاده‌اند، با آثار [و اعمال‌]شان درج مى‌كنيم، و هر چيزى را در كارنامه‌اى روشن برشمرده‌ايم. (۱۲)[داستان‌] مردم آن شهرى را كه رسولان بدانجا آمدند براى آنان مَثَل زن: (۱۳) آنگاه كه دو تن سوى آنان فرستاديم، و[لى‌] آن دو را دروغزن پنداشتند، تا با [فرستاده‌] سومين [آنان را] تأييد كرديم، پس [رسولان‌] گفتند: «ما به سوى شما به پيامبرى فرستاده شده‌ايم.» (۱۴) [ناباوران آن ديار] گفتند: «شما جز بشرى مانند ما نيستيد، و [خداى‌] رحمان چيزى نفرستاده، و شما جز دروغ نمى‌پردازيد.» (۱۵) گفتند: «پروردگار ما مى‌داند كه ما واقعاً به سوى شما به پيامبرى فرستاده شده‌ايم.» (۱۶) و بر ما [وظيفه‌اى‌] جز رسانيدن آشكار [پيام‌] نيست. (۱۷) پاسخ دادند: «ما [حضور] شما را به شگون بد گرفته‌ايم. اگر دست برنداريد، سنگسارتان مى‌كنيم و قطعاً عذاب دردناكى از ما به شما خواهد رسيد.» (۱۸) [رسولان‌] گفتند: «شومىِ شما با خود شماست. آيا اگر شما را پند دهند [باز كفر مى‌ورزيد]؟ نه! بلكه شما قومى اسرافكاريد.» (۱۹) و [در اين ميان‌] مردى از دورترين جاى شهر دوان دوان آمد، [و] گفت: «اى مردم، از اين فرستادگان پيروى كنيد. (۲۰) از كسانى كه پاداشى از شما نمى‌خواهند و خود [نيز] بر راه راست قرار دارند، پيروى كنيد. (۲۱) آخر چرا كسى را نپرستم كه مرا آفريده است و [همه‌] شما به سوى او بازگشت مى‌يابيد؟ (۲۲) آيا به جاى او خدايانى را بپرستم كه اگر [خداى‌] رحمان بخواهد به من گزندى برساند، نه شفاعتشان به حالم سود مى‌دهد و نه مى‌توانند مرا برهانند؟ (۲۳) در آن صورت، من قطعاً در گمراهى آشكارى خواهم بود. (۲۴) من به پروردگارتان ايمان آوردم. [اقرار] مرا بشنويد.» (۲۵) [سرانجام به جرم ايمان كشته شد، و بدو] گفته شد: «به بهشت درآى.» گفت: «اى كاش، قوم من مى‌دانستند، (۲۶) كه پروردگارم چگونه مرا آمرزيد و در زمره عزيزانم قرار داد.» (۲۷) پس از [شهادت‌] وى هيچ سپاهى از آسمان بر قومش فرود نياورديم و [پيش از اين هم‌] فروفرستنده نبوديم. (۲۸) تنها يك فرياد بود و بس. و بناگاه [همه‌] آنها سرد بر جاى فسردند. (۲۹) دريغا بر اين بندگان! هيچ فرستاده‌اى بر آنان نيامد مگر آنكه او را ريشخند مى‌كردند. (۳۰) مگر نديده‌اند كه چه بسيار نسلها را پيش از آنان هلاك گردانيديم كه ديگر آنها به سويشان بازنمى‌گردند؟ (۳۱) و قطعاً همه آنان در پيشگاه ما احضار خواهند شد. (۳۲) و زمين مرده، برهانى است براى ايشان، كه آن را زنده گردانيديم و دانه از آن برآورديم كه از آن مى‌خورند. (۳۳) و در آن [زمين‌] باغهايى از درختان خرما و تاك قرار داديم و چشمه‌ها در آن روان كرديم. (۳۴) تا از ميوه آن و [از] كاركرد دستهاى خودشان بخورند، آيا باز [هم‌] سپاس نمى‌گزارند؟ (۳۵) پاك [خدايى‌] كه از آنچه زمين مى‌روياند و [نيز] از خودشان و از آنچه نمى‌دانند، همه را نر و ماده گردانيده است. (۳۶) و نشانه‌اى [ديگر] براى آنها شب است كه روز را [مانند پوست‌] از آن برمى‌كنيم و بناگاه آنان در تاريكى فرو مى‌روند. (۳۷) و خورشيد به [سوى‌] قرارگاه ويژه خود روان است. تقدير آن عزيز دانا اين است. (۳۸) و براى ماه منزلهايى معين كرده‌ايم، تا چون شاخك خشك خوشه خرما برگردد. (۳۹) نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد، و نه شب بر روز پيشى جويد، و هر كدام در سپهرى شناورند. (۴۰) و نشانه‌اى [ديگر] براى آنان اينكه: ما نياكانشان را در كشتى انباشته، سوار كرديم. (۴۱) و مانند آن براى ايشان مركوبها[ى ديگرى‌] خلق كرديم. (۴۲) و اگر بخواهيم غرقشان مى‌كنيم و هيچ فريادرسى نمى‌يابند و روى نجات نمى‌بينند. (۴۳) مگر رحمتى از جانب ما [شامل آنها گردد] و تا چندى [آنها را] برخوردار سازيم. (۴۴) و چون به ايشان گفته شود: «از آنچه در پيش رو و پشت سر داريد بترسيد، اميد كه مورد رحمت قرار گيريد» [نمى‌شنوند]. (۴۵) و هيچ نشانه‌اى از نشانه‌هاى پروردگارشان بر آنان نيامد، جز اينكه از آن رويگردان شدند. (۴۶) و چون به آنان گفته شود: «از آنچه خدا به شما روزى داده انفاق كنيد»، كسانى كه كافر شده‌اند، به آنان كه ايمان آورده‌اند، مى‌گويند: «آيا كسى را بخورانيم كه اگر خدا مى‌خواست [خودش‌] وى را مى‌خورانيد؟ شما جز در گمراهىِ آشكارى [بيش‌] نيستيد.» (۴۷) و مى‌گويند: «اگر راست مى‌گوييد، پس اين وعده [عذاب‌] كى خواهد بود؟» (۴۸) جز يك فرياد [مرگبار] را انتظار نخواهند كشيد كه هنگامى كه سرگرم جدالند غافلگيرشان كند. (۴۹) آنگاه نه توانايى وصيّتى دارند و نه مى‌توانند به سوى كسان خود برگردند. (۵۰) و در صور دميده خواهد شد، پس بناگاه از گورهاى خود شتابان به سوى پروردگار خويش مى‌آيند. (۵۱) مى‌گويند: «اى واى بر ما، چه كسى ما را از آرامگاهمان برانگيخت؟ اين است همان وعده خداى رحمان، و پيامبران راست مى‌گفتند.» (۵۲) [باز هم‌] يك فرياد است و بس؛ و بناگاه همه در پيشگاه ما حاضر آيند. (۵۳) امروز بر كسى هيچ ستم نمى‌رود، جز در برابر آنچه كرده‌ايد پاداشى نخواهيد يافت. (۵۴) در اين روز، اهل بهشت كار و بارى خوش در پيش دارند. (۵۵) آنها با همسرانشان در زير سايه‌ها بر تختها تكيه مى‌زنند. (۵۶) در آنجا براى آنها [هر گونه‌] ميوه است و هر چه دلشان بخواهد. (۵۷) از جانب پروردگار[ى‌] مهربان [به آنان‌] سلام گفته مى‌شود. (۵۸) و اى گناهكاران، امروز [از بى‌گناهان‌] جدا شويد. (۵۹) اى فرزندان آدم، مگر با شما عهد نكرده بودم كه شيطان را مپرستيد، زيرا وى دشمن آشكار شماست؟ (۶۰) و اينكه مرا بپرستيد؛ اين است راه راست! (۶۱) و [او] گروهى انبوه از ميان شما را سخت گمراه كرد؛ آيا تعقل نمى‌كرديد؟ (۶۲) اين است جهنّمى كه به شما وعده داده مى‌شد! (۶۳) به [جرم‌] آنكه كفر مى‌ورزيديد، اكنون در آن درآييد. (۶۴) امروز بر دهانهاى آنان مُهر مى‌نهيم، و دستهايشان با ما سخن مى‌گويند، و پاهايشان بدانچه فراهم مى‌ساختند گواهى مى‌دهند. (۶۵) و اگر بخواهيم، هر آينه فروغ از ديدگانشان مى‌گيريم تا در راه [كج‌] بر هم پيشى جويند؛ ولى [راه راست را] از كجا مى‌توانند ببينند؟ (۶۶) و اگر بخواهيم، هرآينه ايشان را در جاى خود مسخ مى‌كنيم [به گونه‌اى‌] كه نه بتوانند بروند و نه برگردند. (۶۷) و هر كه را عمر دراز دهيم، او را [از نظر] خلقت فروكاسته [و شكسته‌] گردانيم، آيا نمى‌انديشند؟ (۶۸) و [ما] به او شعر نياموختيم و در خور وى نيست، اين [سخن‌] جز اندرز و قرآنى روشن نيست. (۶۹) تا هر كه را [دلى‌] زنده است بيم دهد، و گفتار [خدا] در باره كافران محقق گردد. (۷۰) آيا نديده‌اند كه ما به قدرت خويش براى ايشان چهارپايانى آفريده‌ايم تا آنان مالك آنها باشند؟ (۷۱) و آنها را براى ايشان رام گردانيديم. از برخى‌شان سوارى مى‌گيرند و از بعضى مى‌خورند. (۷۲) و از آنها سودها و نوشيدنيها دارند. پس چرا شكرگزار نيستيد؟ (۷۳) و غير از خدا[ى يگانه‌] خدايانى به پرستش گرفتند، تا مگر يارى شوند. (۷۴) [ولى بتان‌] نمى‌توانند آنان را يارى كنند و آنانند كه براى [بتان‌] چون سپاهى احضار شده‌اند. (۷۵) پس، گفتار آنان تو را غمگين نگرداند كه ما آنچه را پنهان و آنچه را آشكار مى‌كنند، مى‌دانيم. (۷۶) مگر آدمى ندانسته است كه ما او را از نطفه‌اى آفريده‌ايم، پس بناگاه وى ستيزه‌جويى آشكار شده است. (۷۷) و براى ما مَثَلى آورد و آفرينش خود را فراموش كرد؛ گفت: «چه كسى اين استخوانها را كه چنين پوسيده است زندگى مى‌بخشد؟» (۷۸) بگو: «همان كسى كه نخستين‌بار آن را پديد آورد و اوست كه به هر [گونه‌] آفرينشى داناست.» (۷۹) همو كه برايتان در درخت سبزفام اخگر نهاد كه از آن [چون نيازتان افتد] آتش مى‌افروزيد. (۸۰) آيا كسى كه آسمانها و زمين را آفريده توانا نيست كه [باز] مانند آنها را بيافريند؟ آرى، اوست آفريننده دانا. (۸۱) چون به چيزى اراده فرمايد، كارش اين بس كه مى‌گويد: «باش»؛ پس [بى‌درنگ‌] موجود مى‌شود. (۸۲) پس [شكوهمند و] پاك است آن كسى كه ملكوت هر چيزى در دست اوست، و به سوى اوست كه بازگردانيده مى‌شويد. (۸۳)


سوره پیشین:
سوره فاطر
سوره یس سوره پسین:
سوره صافات

سوره‌های مکیسوره‌های مدنی
١.فاتحه ٢.بقره ٣.آل‌عمران ٤.نساء ٥.مائده ٦.انعام ٧.اعراف ٨.انفال ٩.توبه ١٠.یونس ١١.هود ١٢.یوسف ١٣.رعد ١٤.ابراهیم ١٥.حجر ١٦.نحل ١٧.اسراء ١٨.کهف ١٩.مریم ٢٠.طه ٢١.انبیاء ٢٢.حج ٢٣.مؤمنون ٢٤.نور ٢٥.فرقان ٢٦.شعراء ٢٧.نمل ٢٨.قصص ٢٩.عنکبوت ٣٠.روم ٣١.لقمان ٣٢.سجده ٣٣.احزاب ٣٤.سبأ ٣٥.فاطر ٣٦.یس ٣٧.صافات ٣٨.ص ٣٩.زمر ٤٠.غافر ٤١.فصلت ٤٢.شوری ٤٣.زخرف ٤٤.دخان ٤٥.جاثیه ٤٦.احقاف ٤٧.محمد ٤٨.فتح ٤٩.حجرات ٥٠.ق ٥١.ذاریات ٥٢.طور ٥٣.نجم ٥٤.قمر ٥٥.الرحمن ٥٦.واقعه ٥٧.حدید ٥٨.مجادله ٥٩.حشر ٦٠.ممتحنه ٦١.صف ٦٢.جمعه ٦٣.منافقون ٦٤.تغابن ٦٥.طلاق ٦٦.تحریم ٦٧.ملک ٦٨.قلم ٦٩.حاقه ٧٠.معارج ٧١.نوح ٧٢.جن ٧٣.مزمل ٧٤.مدثر ٧٥.قیامه ٧٦.انسان ٧٧.مرسلات ٧٨.نبأ ٧٩.نازعات ٨٠.عبس ٨١.تکویر ٨٢.انفطار ٨٣.مطففین ٨٤.انشقاق ٨٥.بروج ٨٦.طارق ٨٧.اعلی ٨٨.غاشیه ٨٩.فجر ٩٠.بلد ٩١.شمس ٩٢.لیل ٩٣.ضحی ٩٤.شرح ٩٥.تین ٩٦.علق ٩٧.قدر ٩٨.بینه ٩٩.زلزله ١٠٠.عادیات ١٠١.قارعه ١٠٢.تکاثر ١٠٣.عصر ١٠٤.همزه ١٠٥.فیل ١٠٦.قریش ١٠٧.ماعون ١٠٨.کوثر ١٠٩.کافرون ١١٠.نصر ١١١.مسد ١١٢.اخلاص ١١٣.فلق ١١٤.ناس


تک‌نگاری‌ها

  • کتاب تفسیر سوره یاسین نوشته سید محمدرضا صفوی، دفتر نشر معارف، ۱۳۹۴ش.( نویسنده می گوید در تدوین کتاب از روش تفسیر قرآن به قرآن استفاده کرده است.)
  • کتاب قلب قرآن نوشته آیت الله سید عبدالحسن دستغیب،‌ نشر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۸۷ش. (این کتاب تفسیر سوره یس می باشد.)
  • کتاب یاسین مشگل گشای مشکلات نوشته محسن شکری، نشر الهام نور. (در این کتاب به خواص سوره مانند ازدیاد نعمت‌، آمرزش و شفاعت اشاره شده است.)

پانویس

  1. برای تفصیل در این باره نک: قرآن – ترجمه، توضیحات و واژه نامه‌ها، بهاء الدین خرمشاهی، ص۴۴۰
  2. علامه طباطبایی،‌ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۷ ص۸۹؛ دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، ص۱۲۴۷
  3. خامه‌گر، محمد، ساختار سوره‌های قرآن کریم، تهیه مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت نورالثقلین، قم، نشر نشرا، چ۱، ۱۳۹۲ش.
  4. مکارم شیرازی،‌ تفسیر نمونه، دارالکتاب الاسلامیه، ج ۱۸، ص ۳۲۴
  5. مکارم شیرازی،‌تفسیر نمونه، دارالکتاب الاسلامیه، ج ۱۸ ص ۳۵۵
  6. علامه طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۷، ص۷۷
  7. علامه طباطبایی، المیزان، ج ۱۷، ص ۷۹
  8. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان،‌ ۱۳۹۰ق، ج ۱۷ ص ۱۱۴
  9. ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه،‌ج ۱۳،‌ص ۸۲،‌ خطبه ۲۳۲
  10. مجمع البیان، آغاز سوره یس.
  11. شیخ حر عاملی،‌ وسائل‌الشيعه، ج ۴، ص ۸۸۶
  12. شیخ حر عاملی،‌ وسائل‌الشيعه، ج ۴، ص ۸۸۶
  13. کفعمی،‌المصباح، ص۱۸۲
  14. مفاتیح الجنان، آداب زیارت، ادب هفدهم، چاپ مشعر، ص۴۴۷

منابع