آیه جزای فحشا

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
آیه جزای فحشا
مشخصات آیه
نام آیه: آیه جزای فحشا
واقع در سوره: نساء
شماره آیه: ۱۵
جزء: ۵
مکان نزول: مدینه
درباره: حکم سابق جزای فحشا
آیات مرتبط: آیه ۲ سوره نور

آیه جزای فحشا، آیه پانزدهم سوره نساء که به مجازات زنان شوهرداری که مرتکب زنا می‌شوند، اشاره می‌کند. در این آیه، مجازات چنین زنانی، بعد از گواهی چهار نفر مسلمان عادل، حبس ابد است که به عنوان حکمی موقت مطرح شده است.

بسیاری از مفسران معتقدند که این آیه، توسط آیه دوم سوره نور نسخ شده و حکم حد الهی، جایگزین حکم حبس شده است. برخی با قبول تغییر حکم حبس، نسخ آیه را با توجه به موقت بودن حکم سابق نمی‌پذیرند.

متن و ترجمه آیه

وَ اللاَّتی یأْتینَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِکمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِکوهُنَّ فِی الْبُیوتِ حَتَّی یتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبیلا ﴿۱۵﴾
و از زنانِ شما، کسانی که مرتکب زنا می‌شوند، چهار تن از میان خود [مسلمانان] بر آنان گواه گیرید؛ پس اگر شهادت دادند، آنان [زنان] را در خانه‌ها نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد یا خدا راهی برای آنان قرار دهد. (نساء، ۱۵)

معرفی اجمالی

آیه پانزدهم سوره نساء آیه جزای فحشا[۱] و یا آیه حبس[۲] نام‌گذاری شده است. قرآن کریم بعد از بیان حکم نکاح و ارث، [۳] در این آیه به مجازات زنان شوهرداری که مرتکب فحشا می‌شوند، اشاره می‌کند.[۴] خداوند مجازات آنها را بعد از شهادت چهار نفر مسلمان عادل، حبس ابد تعیین کرده است.[۵] [یادداشت ۱] که البته این حکم با توجه به ادامه آیه حکمی موقت دانسته شده تا در آینده حکم جدیدی از جانب خداوند نازل شود.[۶] منظور از حکم جدید، با توجه به آیات دیگر و روایات متعدد، حدود الهی، سنگسار و شلاق دانسته شده است.[۷] برخی مصلحت در زمان بیان حکم[۸] و آمادگی محیط و افکار عمومی جامعه[۹] و جلوگیری از شدت عمل، برای گسترش اسلام[۱۰] را دلیل بر بیان حکم موقت دانسته‌اند.

تفسیر

کلمه فاحشه ۱۳ بار در قرآن آمده است و در اصل به معنای کار یا گفتار زشت[۱۱] و یا گناه بسیار زشت و بزه‌کاری است.[۱۲] بنا بر نظر جمهور مفسران، مراد از فاحشه در آیه، عمل زنا دانسته شده است؛[۱۳] زیرا زشتی این عمل نسبت به دیگر کردارهای زشت، بیشتر است.[۱۴]

برخی با استناد به پاره‌ای از روایات، منظور از آیه را مساحقه (همجنس بازی زنان) دانسته‌اند؛[۱۵] درحالی که عده‌ای این قول را بر خلاف اجماع دانسته و مخالف نظر تمام مفسران می‌دانند.[۱۶]

در کتاب‌های تفسیری، به روایات فراوانی در تفسیر این آیه اشاره شده است.[۱۷] عده‌ای از عالمان از جمله حر عاملی در کتاب وسائل الشیعه، با استناد به روایات متعدد معتقدند که حکم حبس در زمان جاهلیت بوده است و اسلام نیز در ابتدا آن را پذیرفت[۱۸] و اجرا کرد[۱۹] ولی بعد از تقویت اسلام حکم حبس تبدیل به اجرای حد شد.[۲۰]

نسخ آیه

به عقیده اکثر مفسران[۲۱] یا به اعتقاد برخی، همه مفسران، معتقدند که آیه فوق توسط آیه دوم سوره نور، نسخ شده است[۲۲] و در اثبات مدعای خود به روایاتی در این زمینه اشاره کرده‌اند.[۲۳] برای زنای غیر محصنه حکم صد ضربه شلاق و در زنای محصنه با استفاده از روایات علاوه بر صد ضربه شلاق، حکم سنگسار آمده است.[۲۴] حکم سنگسار در قرآن نیامده؛ اما اجماع فریقین با استفاده از روایات، این حکم را ثابت کرده است.[۲۵] به همین دلیل برخی مفسران از این آیه جواز نسخ قرآن به وسیله سنت را استدلال کرده‌اند.[۲۶]

عده‌ای معتقدند که این آیه نسخ نشده است. نویسنده کتاب تفسیر نمونه معتقد است که نسخ در مورد احکامی است که از آغاز به صورت مطلق گفته شود و به صورت موقت و محدود نباشد، در حالی که آیه فوق حکم حبس ابد را به‌عنوان یک حکم محدود و موقت ذکر کرده است. و منظور از روایات، نسخ اصطلاحی نیست، زیرا نسخ در روایات به هرگونه تقیید و تخصیص حکم گفته می‌شود.[۲۷]

پانویس

  1. جمعی از محققان، فرهنگ‌نامه علوم قرآنی، ۱۳۹۴ش، ج۱، ص۳۶۳.
  2. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۱۰ق، ج۹۰، ص۶؛ جمعی از پژوهشگران، فرهنگ فقه مطابق، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۱۷۴.
  3. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۳۴.
  4. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۳۰۷؛ رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۴، ص۶۷.
  5. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۳۰۷.
  6. مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۲۷۱.
  7. بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۴۳.
  8. جعفری، تفسیر کوثر، ۱۳۷۶ش، ج۲، ص۳۷۷.
  9. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۴، ص۶۸.
  10. سلطان علی شاه، بیان السعادة، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۵.
  11. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۴، ص۶۷.
  12. عاملی، تفسیر عاملی، ۱۳۶۰ش، ج۲، ص۳۵۷.
  13. فخررازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۹، ص۵۲۸؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۲۳۴.
  14. زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۸۷.
  15. قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۳۴.
  16. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۳۴.
  17. قمی، تفسیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۱۳۳؛ عیاشی، تفسیر عیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۲۲۷؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۹۸؛ سیوطی، الدر المنثور، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۱۲۹.
  18. حر عاملی، وسائل الشیعة، ۱۴۰۹ق، ج۲۸، ص۶۷؛ قمی، تفسیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج‏۱، ص۱۳۳؛ قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۵، ص۸۴.
  19. زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۸۷؛ طبرانی، التفسیر الکبیر، ۱۰۰۸م، ج۲، ص۲۰۵.
  20. حر عاملی، وسائل الشیعة، ۱۴۰۹ق، ج۲۸، ص۶۷.
  21. طوسی، التبیان، بیروت، ج۳، ص۱۴۲.
  22. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۳۴؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۲۰۴.
  23. برای نمونه بنگرید به: بحرانی، البرهان، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۴۳.
  24. طوسی، التبیان، بیروت، ج۳، ص۱۴۲؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۳۴.
  25. حسینی همدانی، انوار درخشان، ۱۴۰۴ق، ج۳، ص۳۷۴؛ ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ۱۴۰۸ق، ج۵، ص۲۸۷.
  26. طبرانی، التفسیر الکبیر، ۱۰۰۸م، ج۲، ص۲۰۵.
  27. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۳۰۸؛ و همچنین بنگرید: رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۴، ص۶۸.
  1. برخی شهادت چهار نفر در اثبات زنا را حکمی ثابت در دیگر کتب آسمانی از جمله تورات و انجیل دانسته‌ و به برخی روایات در این زمینه استدلال کرده‌اند. (قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۵، ص۸۳.)

منابع

  • ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۹ق.
  • ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۴۰۸ق.
  • بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، تحقیق بنیاد بعثت، قم، موسسه البعثه، ۱۴۱۶ق.
  • جعفری، یعقوب، تفسیر کوثر، قم، موسسه انتشارات هجرت، ۱۳۷۶ش.
  • جمعی از پژوهشگران، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت(ع)، زیر نظر سید محمود هاشمی شاهرودی، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل‌بیت(ع)، ۱۴۲۶ق.
  • جمعی از نویسندگان، فرهنگ نامه علوم قرآن، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ‫۱۳۹۴ق.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه، قم، مؤسسة آل‌البیت(ع)، ۱۴۰۹ق.
  • حسینی همدانی، محمد، انوار درخشان در تفسیر قرآن، تهران، لطفی، ۱۴۰۴ق.
  • رضایی اصفهانی، محمدعلی، تفسیر قرآن مهر، قم، پژوهش‌های تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۸۷ش.
  • زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۷ق.
  • سلطان علیشاه، محمد بن حیدر، بیان السعادة فی مقامات العبادة، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۸ق.
  • سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، قم، کتابخانه عمومی آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی(ره)، ۱۴۰۴ق.
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
  • طبرانی، سلیمان بن احمد، التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم، اربد اردن، دارالکتاب الثقافی، ۲۰۰۸م.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
  • طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۲ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • عاملی، ابراهیم، تفسیر عاملی، تحقیق علیاکبر غفاری، تهران، کتاب‌فروشی صدوق، ۱۳۶۰ش.
  • عیاشی، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، تحقیق هاشم رسولی، تهران، مکتبه العلمیه الاسلامیه، ۱۳۸۰ش.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)،‌ بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
  • قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، ۱۳۸۸ش.
  • قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۶۴ش.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، قم، دارالکتاب، چاپ سوم، ۱۳۶۳ش.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار الجامع لدرر اخبار الائمه الاطهار(ع)، بیروت، موسسه الطبع و النشر، ۱۴۱۰ق.
  • مغنیه، محمدجواد، التفسیر الکاشف، قم، دارالکتاب الإسلامی، ۱۴۲۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش.