سوره لقمان

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
روم سورهٔ لقمان سجده
سوره لقمان.jpg
شماره سوره: ۳۱
جزء : ۲۱
نزول
ترتیب نزول: ۵۷
مکی/مدنی: مکی
اطلاعات آماری
تعداد آیات: ۳۴
تعداد کلمات: ۵۵۰
تعداد حروف: ۲۱۷۱

سوره لقمان سی و یکمین سوره قرآن و از سوره‌های مکی است. نام این سوره به مناسبت ذکر نام لقمان و نصایح او برگزیده شده است. از سوره‌هایی است که با حروف مقطعه آغاز شده و محتوای آن درباره توحید و معاد است.

معرفی

سوره لقمان، سی و یکمین سورهٔ قرآن و از سوره‌های مکی است.[۱] برخی معتقدند دو آیه ۲۷ و ۲۸ در مدینه نازل شده است.[۲]

این سوره از سوره‌هایی است که با حروف مقطعه آغاز شده و ششمین سوره از سوره‌های هفتگانه لامات است که با حروف رمزی و مقطعه «الم» آغاز می‌شوند. تعداد آیات این سوره در نزد قاریان حجاز، ۳۳ و به نظر دیگر قاریان، ۳۴ آیه است که نظریه دوم مشهور است.[۳]

برخی از مفسران معتقدند خداوند سوره روم را با آیاتی که بر نبوت پیامبر اسلام دلالت داشته، به اتمام رسانیده و در ادامه همان مطلب، سوره لقمان را با سخن گفتن از قرآن آغاز می‌کند.[۴]

نام لقمان در قرآن کریم، تنها در این سوره ذکر شده است. این سوره به دلیل آنکه حاوی اندرزهای لقمان به فرزند خود است، لقمان نامیده شده است.[۵]

محتوا

سوره لقمان مانند عموم سوره‌های مکی، درباره توحید و معاد است. موضوعات فرعی این سوره عبارتند از:

  • بیان عظمت و اهمیت قرآن در هدایت بشر.
  • تقسیم انسانها به نیکوکار و مستکبر و بیان سرنوشت آنان.
  • گفتارهایی پیرامون مخلوقات خداوند.
  • نصایح و موعظههای لقمان به فرزندش: آیات ۱۲ تا ۱۹،‌ حاوی نصیحت‌های لقمان به پسرش است. این گفتارها از توحید و شرک نورزیدن آغاز می‌شود. سپس احترام به پدر و مادر و اطاعت از آن دو، و سپس توصیه‌های اخلاقی و دینی را دربرمی‌گیرد.
  • دلایل ایمان به مبدأ و معاد.
  • بیان علوم اختصاصی خداوند، مانند زمان مرگ و برپایی قیامت.[۶]
محتوای سوره لقمان[۷]
 
 
 
 
 
 
 
 
در زندگی تنها از دستورات خدای واحد پیروی کنید
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
گفتار پنجم؛ آیه ۳۳-۳۴
دعوت به تقوا و بندگی خدا
 
گفتار چهارم؛ آیه ۲۵-۳۲
دلایل یگانگی خدا
 
گفتار سوم؛ آیه ۲۰-۲۴
اهمیت تسلیم بودن در برابر فرمان خدا
 
گفتار دوم؛ آیه ۱۲-۱۹
نصایح توحیدی لقمان حکیم به فرزندش
 
گفتار اول؛ آیه ۱-۱۱
پیروی از فرمان خدای واحد، عامل رستگاری
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مطلب اول؛ آیه ۳۳
تأثیر بندگی خدا در سعادت اخروی انسان
 
دلیل اول؛ آیه ۲۵
اعتقاد فطری انسان به توحید
 
مطلب اول؛ آیه ۲۰
همه نعمت‌ها از سوی خداست
 
نصیحت اول؛ آیه ۱۲-۱۵
شرک‌ورزیدن، بزرگ‌ترین ظلم است
 
مطلب اول؛ آیه ۱-۵
رستگاری نیکوکاران با پیروی از قرآن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مطلب دوم؛ آیه ۳۴
علم خدا به اعمال انسان
 
دلیل دوم؛ آیه ۲۶-۲۷
مالکیت حقیقی خدا بر جهان هستی
 
مطلب دوم؛ آیه ۲۱
روی‌گردانی مشرکان از دستورات خدا
 
نصیحت دوم؛ آیه ۱۶
توجه به محاسبه دقیق اعمال
 
مطلب دوم؛ آیه ۶-۷
بدبختی کافران به خاطر روی‌گردانی از آیات خدا
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
دلیل سوم؛ آیه ۲۸
علم و قدرت خدا بر آفرینش انسان
 
مطلب سوم؛ آیه ۲۲-۲۴
تسلیم بودن در برابر خدا موجب رستگاری است
 
نصیحت سوم؛ آیه ۱۷
اهتمام به نماز و امر به معروف
 
مطلب سوم؛ آیه ۸-۹
بهشت جاودان، پاداش مؤمنان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
دلیل چهارم؛ آیه ۲۹-۳۱
تدبیر جهان به دست خدا
 
 
 
 
 
نصیحت چهارم؛ آیه ۱۸
پرهیز از تکبر با مردم
 
مطلب چهارم؛ آیه ۱۰-۱۱
آفرینش و تدبیر جهان توسط خدای واحد
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
دلیل پنجم؛ آیه ۳۲
توسل انسان به خدا در مصیبت‌ها
 
 
 
 
 
نصیحت پنجم؛ آیه ۱۹
دعوت به میانه‌روی در زندگی
 
 


شان نزول

آیه ششم

«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یشْتَری لَهْوَ الْحَدیثِ لِیضِلَّ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ بِغَیرِ عِلْمٍ وَ یتَّخِذَها هُزُواً أُولئِک لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ؛ بعضی از مردم خریدار سخنان بیهودهاند، تا به نادانی مردم را از راه خدا گمراه کنند و قرآن را به مسخره میگیرند. نصیب اینان عذابی است خوار کنند». پیرامون آیه فوق دو شان نزول، ذکر شده است:

  • آیه در مورد نضر بن حارث نازل شده است. او برای تجارت به ایران می‌رفت، داستانهای آن‌ها را یاد می‌گرفت و برای قریش نقل می‌کرد و می‌گفت: محمد، داستان عاد و ثمود می‌گوید و من داستان رستم و اسفندیار. قریش، گوش دادن به قرآن را ترک گفته و به شنیدن سخن او روی آوردند.[۸]
  • مردی از قریش کنیز آوازه‌خوانی را خریده بود. مردم به شنیدن آواز او رفته و به پیامبر گوش نمی‌دادند. در نتیجه آیه فوق نازل شد.[۹]

آیه بیست و هفتم

«لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ؛ اگر همه درختان روی زمین قلم شود، و دریا برای آن مرکب گردد، و هفت دریاچه به آن افزوده شود، اینها همه تمام می‌شود ولی کلمات خدا پایان نمی‌گیرد. خداوند عزیز و حکیم است».

در مدینه، تعدادی از بزرگان یهود به نزد پیامبر اسلام آمدند و گفتند: مقصود از آیه «ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا؛ جز اندکی از دانش، به شما داده نشده است!»[۱۰] ما یهودیان هستیم یا مسلمانان؟ پیامبر: مراد همگان هستند. یهودیان: تو خود نیز گفته‌ای که خداوند بر ما تورات را نازل کرده و در آن،‌ آگاهی بر هر چیزی وجود دارد. پیامبر: آن ذره‌ای از علم خداوند است هرچند کفایت حال شما را می‌کرده است».[۱۱]

آیه سی و چهارم

«إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ ینَزِّلُ الْغَیثَ وَ یعْلَمُ ما فِی الْأَرْحامِ وَ ما تَدْری نَفْسٌ ما ذا تَکسِبُ غَداً وَ ما تَدْری نَفْسٌ بِأَی أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ؛ خداست که میداند که قیامت چه وقت میآید. اوست که باران می‌باراند و از آنچه در رحمهاست آگاه است. و هیچ کس نمیداند که فردا چه چیز به دست خواهد آورد و کسی نمیداند که در کدام زمین خواهد مرد. خدا دانا و آگاه است».

شخصی به نام «وراث» از طائفه «بنی مازن» خدمت پیامبر(ص) آمد و گفت:‌ای محمد! چه زمانی قیامت بر پا می‌شود؟ شهرهای ما در خشکسالی فرو رفته، چه زمانی فراوانی نعمت می‌شود؟ و نیز هنگامی که آمدم همسرم باردار بود؛ چه زمانی فرزند می‌آورد؟ می‌دانم امروز چه کردهام فردا چه خواهم کرد؟ می‌دانم در کجا متولد شدهام؛ بگو در کدام سرزمین می‌میرم؟! در این زمانی آیه فوق نازل شد و گفت علم همه این امور نزد خدا است.[۱۲]

آیه مشهور

  • آیه ۱۹ سوره لقمان:«وَ اقْصِدْ فی مَشْیک وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِک إِنَّ أَنْکرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمیرِ؛ در رفتارت راه میانه را برگزین و آوازت را فرود آر، زیرا ناخوشترین بانگ‌ها بانگ خران است».

در این آیه تعبیر «ناخوشترین بانگ‌ها بانگ خران است» علت بلند نکردن صدا است و گویا چنین معنایی مراد بوده: صدای خود را بالا مبر زیرا بلند کردن صدا نشانه بزرگی و قدرت انسان نیست، همان‌گونه که می‌بینیم صدای الاغ از همه صداها بلندتر است اما این بلندی نه نشانه کمال است و نه نشانه بزرگی، بلکه حتی نشان از زشتی صدا است و بلندی صدا در الاغ با زشتی صدای او همراه گشته است.

گفتنی است که ذکر این‌گونه صفات در قرآن تنها جنبه تشبیهی داشته و مورد پذیرش همگان است و با توجه به عدم وجود فهم و عقل برای این حیوانات، باید اینها را در حد مثال‌هایی دانست که هیچ تحقیر و اهانتی در آن وجود ندارد.[۱۳]

فضیلت و خواص

روایاتی در فضیلت سوره لقمان،‌ نقل شده است:

  • پیامبر اسلام(ص) فرمودند: هر شخصی سوره لقمان را بخواند؛ در قیامت لقمان با او دوست بوده و ده برابر اجر فردی که به خوبی‌ها عمل کرده و از بدی‌ها دوری نموده، به او پاداش داده می‌شود.[۱۴]
  • امام باقر(ع) فرمودند: کسی که سوره لقمان را هر شب بخواند، خداوند در آن شب، فرشتگانی را بر او می‌گمارد که تا صبح او را از شیطان و لشکریان او حفظ نمایند. و اگر در روز آن را تلاوت کند، تا شب او را از شیطان و لشکریانش حفظ می‌نمایند.[۱۵]

متن سوره

سوره لُقمان
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِيمِ
الم ﴿١﴾ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ ﴿٢﴾ هُدًى وَرَ‌حْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ ﴿٣﴾ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَ‌ةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿٤﴾ أُولَـٰئِكَ عَلَىٰ هُدًى مِّن رَّ‌بِّهِمْ ۖ وَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿٥﴾ وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِ‌ي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّـهِ بِغَيْرِ‌ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا ۚ أُولَـٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ ﴿٦﴾ وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ آيَاتُنَا وَلَّىٰ مُسْتَكْبِرً‌ا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْرً‌ا ۖ فَبَشِّرْ‌هُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٧﴾ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ ﴿٨﴾ خَالِدِينَ فِيهَا ۖ وَعْدَ اللَّـهِ حَقًّا ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿٩﴾ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ‌ عَمَدٍ تَرَ‌وْنَهَا ۖ وَأَلْقَىٰ فِي الْأَرْ‌ضِ رَ‌وَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ ۚ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِ‌يمٍ ﴿١٠﴾ هَـٰذَا خَلْقُ اللَّـهِ فَأَرُ‌ونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ ۚ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿١١﴾وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ‌ لِلَّـهِ ۚ وَمَن يَشْكُرْ‌ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ‌ لِنَفْسِهِ ۖ وَمَن كَفَرَ‌ فَإِنَّ اللَّـهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ ﴿١٢﴾ وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِ‌كْ بِاللَّـهِ ۖ إِنَّ الشِّرْ‌كَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ ﴿١٣﴾ وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَىٰ وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ‌ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ‌ ﴿١٤﴾ وَإِن جَاهَدَاكَ عَلَىٰ أَن تُشْرِ‌كَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا ۖ وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُ‌وفًا ۖ وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ۚ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْ‌جِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿١٥﴾ يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْ‌دَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَ‌ةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْ‌ضِ يَأْتِ بِهَا اللَّـهُ ۚ إِنَّ اللَّـهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ‌ ﴿١٦﴾ يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ‌ بِالْمَعْرُ‌وفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ‌ وَاصْبِرْ‌ عَلَىٰ مَا أَصَابَكَ ۖ إِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ‌ ﴿١٧﴾ وَلَا تُصَعِّرْ‌ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْ‌ضِ مَرَ‌حًا ۖ إِنَّ اللَّـهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ‌ ﴿١٨﴾ وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ ۚ إِنَّ أَنكَرَ‌ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ‌ ﴿١٩﴾ أَلَمْ تَرَ‌وْا أَنَّ اللَّـهَ سَخَّرَ‌ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْ‌ضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَ‌ةً وَبَاطِنَةً ۗ وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّـهِ بِغَيْرِ‌ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُّنِيرٍ‌ ﴿٢٠﴾ وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّـهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا ۚ أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَىٰ عَذَابِ السَّعِيرِ‌ ﴿٢١﴾ وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّـهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْ‌وَةِ الْوُثْقَىٰ ۗ وَإِلَى اللَّـهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ‌ ﴿٢٢﴾ وَمَن كَفَرَ‌ فَلَا يَحْزُنكَ كُفْرُ‌هُ ۚ إِلَيْنَا مَرْ‌جِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا ۚ إِنَّ اللَّـهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ‌ ﴿٢٣﴾ نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلًا ثُمَّ نَضْطَرُّ‌هُمْ إِلَىٰ عَذَابٍ غَلِيظٍ ﴿٢٤﴾ وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ لَيَقُولُنَّ اللَّـهُ ۚ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّـهِ ۚ بَلْ أَكْثَرُ‌هُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٢٥﴾ لِلَّـهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ﴿٢٦﴾ وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْ‌ضِ مِن شَجَرَ‌ةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ‌ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ‌ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّـهِ ۗ إِنَّ اللَّـهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿٢٧﴾ مَّا خَلْقُكُمْ وَلَا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ ۗ إِنَّ اللَّـهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ‌ ﴿٢٨﴾ أَلَمْ تَرَ‌ أَنَّ اللَّـهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ‌ وَيُولِجُ النَّهَارَ‌ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ‌ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ‌ كُلٌّ يَجْرِ‌ي إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى وَأَنَّ اللَّـهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ‌ ﴿٢٩﴾ ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّـهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّـهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ‌ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ تَرَ‌ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِ‌ي فِي الْبَحْرِ‌ بِنِعْمَتِ اللَّـهِ لِيُرِ‌يَكُم مِّنْ آيَاتِهِ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ‌ شَكُورٍ‌ ﴿٣١﴾ وَإِذَا غَشِيَهُم مَّوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّـهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ‌ فَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ ۚ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ‌ كَفُورٍ‌ ﴿٣٢﴾ يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَ‌بَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْمًا لَّا يَجْزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَيْئًا ۚ إِنَّ وَعْدَ اللَّـهِ حَقٌّ ۖ فَلَا تَغُرَّ‌نَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّ‌نَّكُم بِاللَّـهِ الْغَرُ‌ورُ‌ ﴿٣٣﴾ إِنَّ اللَّـهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْ‌حَامِ ۖ وَمَا تَدْرِ‌ي نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًا ۖ وَمَا تَدْرِ‌ي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْ‌ضٍ تَمُوتُ ۚ إِنَّ اللَّـهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ‌ ﴿٣٤﴾
به نام خداوند رحمتگر مهربان
الف، لام، ميم. (۱) اين است آيات كتاب حكمت‌آموز، (۲) [كه‌] براى نيكوكاران رهنمود و رحمتى است، (۳) [همان‌] كسانى كه نماز برپا مى‌دارند و زكات مى‌دهند، و [هم‌] ايشانند كه به آخرت يقين دارند. (۴) آنانند كه از جانب پروردگارشان از هدايت برخوردارند، و ايشانند كه رستگارانند. (۵) و برخى از مردم كسانى‌اند كه سخن بيهوده را خريدارند تا [مردم را] بى‌[هيچ‌] دانشى از راه خدا گمراه كنند، و [راه خدا] را به ريشخند گيرند؛ براى آنان عذابى خواركننده خواهد بود. (۶) و چون آيات ما بر او خوانده شود، با نِخوت روى برمى‌گرداند، چنانكه گويى آن را نشنيده [يا] گويى در گوشهايش سنگينى است؛ پس او را از عذابى پر درد خبر ده. (۷) در حقيقت، كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند، باغهاى پر نعمت خواهند داشت، (۸) كه در آن جاودان مى‌مانند؛ وعده خداست كه حق است و هموست شكست‌ناپذير سنجيده‌كار. (۹) آسمانها را بى‌هيچ ستونى كه آن را ببينيد خلق كرد و در زمين كوههاى استوار بيفكند تا [مبادا زمين‌] شما را بجنباند، و در آن از هر گونه جنبنده‌اى پراكنده گردانيد، و از آسمان آبى فرو فرستاديم و از هر نوع [گياه‌] نيكو در آن رويانيديم. (۱۰) اين، خلق خداست. [اينك‌] به من نشان دهيد كسانى كه غير از اويند چه آفريده‌اند؟ [هيچ!] بلكه ستمگران در گمراهى آشكارند. (۱۱)و به راستى، لقمان را حكمت داديم كه: خدا را سپاس بگزار و هر كه سپاس بگزارد، تنها براى خود سپاس مى‌گزارد؛ و هر كس كفران كند، در حقيقت، خدا بى‌نياز ستوده است. (۱۲) و [ياد كن‌] هنگامى را كه لقمان به پسر خويش -در حالى كه وى او را اندرز مى‌داد- گفت: «اى پسرك من، به خدا شرك مياور كه به راستى شرك ستمى بزرگ است.» (۱۳) و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش كرديم؛ مادرش به او باردار شد، سستى بر روى سستى. و از شير باز گرفتنش در دو سال است. [آرى، به او سفارش كرديم‌] كه شكرگزارِ من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه‌] به سوى من است. (۱۴) و اگر تو را وادارند تا در باره چيزى كه تو را بدان دانشى نيست به من شرك ورزى، از آنان فرمان مبر، و[لى‌] در دنيا به خوبى با آنان معاشرت كن، و راه كسى را پيروى كن كه توبه‌كنان به سوى من بازمى‌گردد؛ و [سرانجام‌] بازگشت شما به سوى من است، و از [حقيقت‌] آنچه انجام مى‌داديد شما را با خبر خواهم كرد. (۱۵) «اى پسرك من، اگر [عمل تو] هموزن دانه خَردلى و در تخته‌سنگى يا در آسمانها يا در زمين باشد، خدا آن را مى‌آورد، كه خدا بس دقيق و آگاه است. (۱۶) اى پسرك من، نماز را برپا دار و به كار پسنديده وادار و از كار ناپسند باز دار، و بر آسيبى كه بر تو وارد آمده است شكيبا باش. اين [حاكى‌] از عزم [و اراده تو در] امور است. (۱۷) و از مردم [به نِخوت‌] رُخ برمتاب، و در زمين خرامان راه مرو كه خدا خودپسند لافزن را دوست نمى‌دارد. (۱۸) و در راه‌رفتن خود ميانه‌رو باش، و صدايت را آهسته‌ساز، كه بدترين آوازها بانگ خران است. (۱۹) آيا ندانسته‌ايد كه خدا آنچه را كه در آسمانها و آنچه را كه در زمين است، مسخّر شما ساخته و نعمتهاى ظاهر و باطن خود را بر شما تمام كرده است؟ و برخى از مردم در باره خدا بى‌[آنكه‌] دانش و رهنمود و كتابى روشن [داشته باشند] به مجادله برمى‌خيزند. (۲۰) و چون به آنان گفته شود: «آنچه را كه خدا نازل كرده پيروى كنيد»، مى‌گويند: «[نه!] بلكه آنچه كه پدرانمان را بر آن يافته‌ايم پيروى مى‌كنيم»؛ آيا هر چند شيطان آنان را به سوى عذاب سوزان فرا خواند؟ (۲۱) و هر كس خود را -در حالى كه نيكوكار باشد- تسليم خدا كند، قطعاً در ريسمان استوارترى چنگ درزده، و فرجام كارها به سوى خداست. (۲۲) و هر كس كفر ورزد، نبايد كفر او تو را غمگين گرداند. بازگشتشان به سوى ماست، و به [حقيقت‌] آنچه كرده‌اند آگاهشان خواهيم كرد. در حقيقت، خدا به راز دلها داناست. (۲۳) [ما] آنان را اندكى برخوردار مى‌سازيم، سپس ايشان را در عذابى پر فشار درمانده مى‌كنيم. (۲۴) و اگر از آنها بپرسى: «چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است؟ مسلماً خواهند گفت: «خدا.» بگو: «ستايش از آنِ خداست» ولى بيشترشان نمى‌دانند. (۲۵) آنچه در آسمانها و زمين است از آنِ خداست، در حقيقت، خدا همان بى‌نياز ستوده‌[صفات‌] است. (۲۶) و اگر آن چه درخت در زمين است قلم باشد و دريا را هفت درياى ديگر به يارى آيد، سخنان خدا پايان نپذيرد. قطعاً خداست كه شكست‌ناپذير حكيم است. (۲۷) آفرينش و برانگيختن شما [در نزد ما] جز مانند [آفرينش‌] يك تن نيست، كه خدا شنواى بيناست. (۲۸) آيا نديده‌اى كه خدا شب را در روز درمى‌آورد، و روز را [نيز] در شب درمى‌آورد، و آفتاب و ماه را تسخير كرده است [كه‌] هر يك تا وقت معلومى روانند و [نيز] خدا به آنچه مى‌كنيد آگاه است؟ (۲۹) اين‌[ها همه‌] دليل آن است كه خدا خود حق است و غير از او هر چه را كه مى‌خوانند باطل است، و خدا همان بلندمرتبه بزرگ است. (۳۰) آيا نديده‌اى كه كشتيها به نعمت خدا در دريا روان مى‌گردند تا برخى از نشانه‌هاى [قدرت‌] خود را به شما بنماياند؟ قطعاً در اين [قدرت نمايى،] براى هر شكيباى سپاسگزارى، نشانه‌هاست. (۳۱) و چون موجى كوه‌آسا آنان را فرا گيرد، خدا را بخوانند و اعتقاد [خود] را براى او خالص گردانند، و[لى‌] چون نجاتشان داد و به خشكى رساند برخى از آنان ميانه‌رو هستند، و نشانه‌هاى ما را جز هر خائن ناسپاسگزارى انكار نمى‌كند. (۳۲) اى مردم، از پروردگارتان پروا بداريد، و بترسيد از روزى كه هيچ پدرى به كار فرزندش نمى‌آيد، و هيچ فرزندى [نيز] به كار پدرش نخواهد آمد. آرى، وعده خدا حق است. زنهار تا اين زندگى دنيا شما را نفريبد، و زنهار تا شيطان شما را مغرور نسازد. (۳۳) در حقيقت، خداست كه علم [به‌] قيامت نزد اوست، و باران را فرو مى‌فرستد، و آنچه را كه در رحمهاست مى‌داند و كسى نمى‌داند فردا چه به دست مى‌آورد، و كسى نمى‌داند در كدامين سرزمين مى‌ميرد. در حقيقت، خداست [كه‌] داناى آگاه است. (۳۴)


سوره پیشین:
سوره روم
سوره لقمان سوره پسین:
سوره سجده

سوره‌های مکیسوره‌های مدنی
١.فاتحه ٢.بقره ٣.آل‌عمران ٤.نساء ٥.مائده ٦.انعام ٧.اعراف ٨.انفال ٩.توبه ١٠.یونس ١١.هود ١٢.یوسف ١٣.رعد ١٤.ابراهیم ١٥.حجر ١٦.نحل ١٧.اسراء ١٨.کهف ١٩.مریم ٢٠.طه ٢١.انبیاء ٢٢.حج ٢٣.مؤمنون ٢٤.نور ٢٥.فرقان ٢٦.شعراء ٢٧.نمل ٢٨.قصص ٢٩.عنکبوت ٣٠.روم ٣١.لقمان ٣٢.سجده ٣٣.احزاب ٣٤.سبأ ٣٥.فاطر ٣٦.یس ٣٧.صافات ٣٨.ص ٣٩.زمر ٤٠.غافر ٤١.فصلت ٤٢.شوری ٤٣.زخرف ٤٤.دخان ٤٥.جاثیه ٤٦.احقاف ٤٧.محمد ٤٨.فتح ٤٩.حجرات ٥٠.ق ٥١.ذاریات ٥٢.طور ٥٣.نجم ٥٤.قمر ٥٥.الرحمن ٥٦.واقعه ٥٧.حدید ٥٨.مجادله ٥٩.حشر ٦٠.ممتحنه ٦١.صف ٦٢.جمعه ٦٣.منافقون ٦٤.تغابن ٦٥.طلاق ٦٦.تحریم ٦٧.ملک ٦٨.قلم ٦٩.حاقه ٧٠.معارج ٧١.نوح ٧٢.جن ٧٣.مزمل ٧٤.مدثر ٧٥.قیامه ٧٦.انسان ٧٧.مرسلات ٧٨.نبأ ٧٩.نازعات ٨٠.عبس ٨١.تکویر ٨٢.انفطار ٨٣.مطففین ٨٤.انشقاق ٨٥.بروج ٨٦.طارق ٨٧.اعلی ٨٨.غاشیه ٨٩.فجر ٩٠.بلد ٩١.شمس ٩٢.لیل ٩٣.ضحی ٩٤.شرح ٩٥.تین ٩٦.علق ٩٧.قدر ٩٨.بینه ٩٩.زلزله ١٠٠.عادیات ١٠١.قارعه ١٠٢.تکاثر ١٠٣.عصر ١٠٤.همزه ١٠٥.فیل ١٠٦.قریش ١٠٧.ماعون ١٠٨.کوثر ١٠٩.کافرون ١١٠.نصر ١١١.مسد ١١٢.اخلاص ١١٣.فلق ١١٤.ناس


پانویس

  1. ثعلبی نیشابوری، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ۱۴۲۲ق، ج۷، ص۳۰۹.
  2. فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۲۵، ص۱۱۴.
  3. خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۱۲۴۶۱۲۴۵.
  4. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۴۸۸.
  5. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۶.
  6. قرائتی، تفسیر نور،۱۳۸۳ق،‌ ج۹، ص۲۲۵.
  7. خامه‌گر، محمد، ساختار سوره‌های قرآن کریم، تهیه مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت نورالثقلین، قم، نشر نشرا، چ۱، ۱۳۹۲ش.
  8. قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۱۶۱.
  9. ابن العربی، أحکام القرآن، ج۳، ص۱۴۹۴.
  10. سوره اسراء، آیه ۸۵.
  11. طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲، ج۲۱، ص۵۱.
  12. سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ۱۴۰۴، ج۵، ص۱۶۹.
  13. سایت اسلام کوئست
  14. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۴۸۸.
  15. شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ۱۴۰۶ق، ص۱۱۰.

منابع

  • ابن العربی، محمد بن عبدالله بن ابوبکر، احکام القرآن، بی نا، بی جا، بی تا.
  • ثعلبی نیشابوری، ابو اسحاق احمد بن ابراهیم، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
  • بهاءالدین خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، تهران، دوستان-ناهید، ۱۳۷۷ش.
  • سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، قم، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
  • شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، قم، دار الشریف الرضی للنشر، چاپ دوم، ۱۴۰۶ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغی‏، محمد جواد، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
  • طبری، ابو جعفر محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
  • قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ یازدهم، ۱۳۸۶ش.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق، مصحح، موسوی جزائری، سید طیب،‏ قم، دار الکتاب، چاپ سوم، ۱۴۰۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.