سوره حجرات

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
فتح سورهٔ حجرات ق
سوره حجرات.jpg
شماره سوره: ۴۹
جزء : ۲۶
نزول
ترتیب نزول: ۱۰۷
مکی/مدنی: مدنی
اطلاعات آماری
تعداد آیات: ۱۸
تعداد کلمات: ۳۵۳
تعداد حروف: ۱۵۳۳

سوره حُجُرات چهل و نهمین سوره و از سوره‌های مدنی قرآن است که در جزء ۲۶ جای دارد. حجرات جمع حجره به معنای اتاق است. این واژه در آیه چهارم آمده است. سوره حجرات درباره آداب برخورد با پیامبر(ص) و نیز اخلاق اجتماعی همچون سوء ظن، تَجَسُّس و غیبت سخن می‌گوید. از آیات مشهور این سوره آیه اُخُوت است که مؤمنان را برادر یکدیگر معرفی می‌کند و آیه نبأ که می‌گوید به هر خبرآورنده‌ای اعتماد نکنید و آیه سیزدهم که گرامی‌ترین فرد را نزد خداوند کسی می‌داند که باتقواتر است.

معرفی

  • نامگذاری

واژه حُجُرات در آیه چهارم آمده است و به همین دلیل این سوره را سوره حُجُرات نامیده‌اند.[۱] حجرات جمع حُجره و به معنای اتاق‌هاى متعددى است كه در كنار مسجد پيامبر(ص) براى همسران او تهيه شده بود.[۲]

  • ترتیب و محل نزول

سوره حجرات جزو سوره‌های مَدَنی و در ترتیب نزول، صد و هفتمین سوره‌ای است که بر پیامبر(ص) نازل شده است. این سوره در چینش کنونی مُصحَف، چهل و نهمین سوره است[۳] و در جزء ۲۶ قرآن جای دارد.

  • تعداد آیات و کلمات

سوره حجرات ۱۸ آیه، ۳۵۳ کلمه و ۱۵۳۳ حرف دارد. این سوره از سوره‌های مَثانی و در حدود نیم حزب قرآن است.[۴]

این سوره را در شمار سوره‌های ممتحنات نیز آورده‌اند[۵] که گفته شده این سوره‌ها با سوره ممتحنه تناسب محتوایی دارند.[۶] [یادداشت ۱]

محتوا

به نوشته تفسیر المیزان، این سوره دربرگیرندهٔ دستورالعمل‌هایی اخلاقی است، از جمله آداب ارتباط با خدا، آدابی که باید در ارتباط با پیامبر(ص) رعایت کرد و آداب مربوط به نحوه ارتباط افراد با یکدیگر در جامعه. این سوره همچنین درباره ملاک برتری‌ افراد بر دیگران، سخن گفته و در پایان به حقیقت ایمان و اسلام اشاره کرده است.[۷] این سوره به مسلمانان دستور می‌‌دهد به شایعات توجه نکنند، از غیبت و بدگویی به دیگران و جستجو درباره عیوب مردم پرهیز کنند و در پی گمان نروند و میان مسلمانان، صلح و آشتی برقرار کنند.[۸]

محتوای سوره حجرات[۹]
 
 
 
 
وظایف دینی و اجتماعی مؤمنان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
گفتار سوم؛ آیه ۱۳-۱۸
وظایف مسلمانان در برابر دین خدا
 
گفتار دوم؛ آیه ۹-۱۲
وظایف اجتماعی مؤمنان در برابر یکدیگر
 
گفتار اول؛ آیه ۱-۸
وظایف مؤمنان در برابر پیامبر خدا
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
وظیفه اول؛ آیه ۱۳
رعایت تقوا بجای تفاخر نژادی
 
وظیفه اول؛ آیه ۹-۱۰
برقراری صلح میان مؤمنان
 
وظیفه اول؛ آیه ۱
سبقت‌نگرفتن از خدا و پیامبر در بیان احکام دینی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
وظیفه دوم؛ آیه ۱۴-۱۵
ثبات در دین و جهاد در راه آن
 
وظیفه دوم؛ آیه ۱۱
اجتناب از تمسخر و تحقیر یکدیگر
 
وظیفه دوم؛ آیه ۲-۵
رعایت احترام پیامبر هنگام سخن‌گفتن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
وظیفه سوم؛ آیه ۱۶-۱۸
منت‌نگذاشتن بر پیامبر به خاطر اسلام‌آوردن
 
وظیفه سوم؛ آیه ۱۲
پرهیز از بدگمانی، تجسس و غیبت
 
وظیفه سوم آیه؛ ۶-۸
تحت‌فشار‌قرارندادن پیامبر برای پیروی از خواست دیگران


آیات مشهور

آیه نبأ

نوشتار اصلی: آیه نبأ
  • يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ (آیه۶)

ترجمه: «اى کسانى که ايمان آورده‌ايد، اگر فاسقى برايتان خبرى آورد، نيک وارسى کنيد، مبادا به‌نادانى گروهى را آسيب برسانيد و [بعد،] از آنچه کرده‌ايد پشيمان شويد».

بیشتر مفسران شأن نزول این آیه را حادثه ولید بن عُقبه دانسته‌اند که پیامبر(ص) او را براى جمع‌‏آورى زکات، به سوی قبيله بنى المُصطَلَق فرستاد.[۱۰] به نوشته تفسیر المیزان مردم این قبیله تصمیم گرفتند پیش پیامبر بروند و زکات دهند؛ اما از آن طرف پیامبر(ص) ولید را فرستاده بود که از آنان زکات بگیرد. در میان راه ولید از آنان وحشت کرد و برگشت و به‌دروغ به پیامبر(ص) گفت آنان از دادن زکات خودداری کردند و می‌خواستند مرا بکشند. بنابراین پیامبر لشکری را آماده کرد تا با آنان مقابله کنند؛ اما وقتی دو گروه به هم رسیدند معلوم شد ولید دروغ گفته است. پس آیه بالا نازل شد.[۱۱]

در علم اصول فقه، از آیه نبأ بسیار بحث شده است. عالمان این علم، دلالت این آیه را بر حجیت خبر واحد بررسی کرد‌‌ه‌اند.[۱۲]

آیه اُخُوَّت

نوشتار اصلی: آیه اخوت
  • إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُواْ بَينَ أَخَوَيْکمُ‏ْ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّکمُ‏ْ تُرْحَمُونَ (آیه ۱۰)

ترجمه: مؤمنان برادر يکديگرند؛ پس دو برادر خود را صلح و آشتى دهيد و تقواى الهى پيشه کنيد، باشد که مشمول رحمت او شويد.

بنابر این آیه، مؤمنان برادر یکدیگرند و در صورت وقوعِ درگیری بین آنان، دیگر مسلمانان وظیفه دارند آنان را آشتی دهند. وقتی آیه اخوت نازل شد، پیامبر(ص) میان مسلمانان پیوند برادری برقرار ساخت؛ بین ابوبکر و عمر، بین عثمان و عبدالرحمن بن عوف و بین دیگر اصحاب، طبق جایگاهشان، عقد اخوت بر قرار کرد؛ آن گاه علی بن ابی طالب(ع) را به عنوان برادر خود برگزید و به علی(ع) گفت: «تو برادر منی و من برادر تو».[۱۳] [۱۴]

آیه غیبت

نوشتار اصلی: آیه غیبت
  • ...اجْتَنِبُوا كَثِيرً‌ا مِّنَ الظَّنِّ...وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضًا ۚ أَيُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَن يَأْکُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَکَرِ‌هْتُمُوهُ...(آیه ۱۲)

ترجمه: «...از بسيارى از گمان‌ها بپرهيزيد...و جاسوسى مکنيد، و بعضى از شما غيبت بعضى را نکند؛ آيا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ از آن کراهت داريد...».

در آیه بالا سه مسئله اخلاقی بیان شده است: اجتناب از گمان بد، تَجَسُّس و غیبت؛[۱۵] بنابر تفسیر نمونه این سه مسئله اخلاقی، با هم ارتباط دارند؛ گمان بد زمینهٔ تجسس را فراهم می‌آورد و تجسس در کار دیگران، مقدمه غیبت از آنان و فاش‌شدن مسائل خصوصی زندگی آنان است.[۱۶] در تفسیر المیزان آمده است غیبت به مانند خوره‌ای است که اعضای پیکر جامعه را می‌خورد و فاسد می‌کند.[۱۷] فقیهان برای اثبات حرام‌بودن غیبت مؤمن، به این آیه استناد کرده‌اند.[۱۸]

تقوا، معیار سنجش

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ‌ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَ‌فُوا ۚ إِنَّ أَکْرَ‌مَکُمْ عِندَ اللَّـهِ أَتْقَاکُمْ...(آیه ۱۳)

ترجمه: «ای مردم، ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و ملت‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. بی‌تردید گرامی‌ترینِ شما نزد خدا پرهیزکارترینِ شماست...»

آیه بالا به جهت نفی برتری‌های نژادی انسان‌ها بر یکدیگر، هم در نوشته‌های اخلاقی و هم در مباحث اعتقادی مورد توجه قرار گرفته است. به نوشته تفسیر نمونه، آیه بیان می‌کند که همه انسان‌ها از ريشه واحدى هستند و نباید از نظر نسب و قبيله بر يکديگر افتخار کنند. آیه تنها عامل واقعی برتری انسان‌ها نزد خداوند را تقوا معرفی کرده است.[۱۹]

این آیه مورد استناد نهضت فکری و سیاسی شعوبیه هم قرار گرفته است. شعوبیان گروهی ایرانی بودند که با استناد به آیه بالا، اعتقاد داشتند که هیچ قومی بر قوم دیگر برتری ندارد و با سیاست‌ تبعیض نژادی امویان مخالفت می‌کردند.[۲۰]

فضیلت و خواص

در تفسیر مجمع البیان از پیامبر(ص) نقل شده است اگر کسی سوره حجرات را قرائت کند، خداوند به تعداد هر کس که او را اطاعت می‌کند و هر کس که نافرمانی می‌کند، به او ده حسنه می‌دهد.[۲۱] همچنین در کتاب ثواب الاعمال نوشته شیخ صدوق نقل شده است هر كس سوره حجرات را هر شب و يا هر روز تلاوت كند، از زائران پیامبر(ص) خواهد بود.[۲۲]

متن و ترجمه

سوره حجرات
متن
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِيمِ
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّـهِ وَرَ‌سُولِهِ ۖ وَاتَّقُوا اللَّـهَ ۚ إِنَّ اللَّـهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿١﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْ‌فَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُ‌وا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ‌ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُ‌ونَ ﴿٢﴾ إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَ‌سُولِ اللَّـهِ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّـهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَىٰ ۚ لَهُم مَّغْفِرَ‌ةٌ وَأَجْرٌ‌ عَظِيمٌ ﴿٣﴾ إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِن وَرَ‌اءِ الْحُجُرَ‌اتِ أَكْثَرُ‌هُمْ لَا يَعْقِلُونَ ﴿٤﴾وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُ‌وا حَتَّىٰ تَخْرُ‌جَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرً‌ا لَّهُمْ ۚ وَاللَّـهُ غَفُورٌ‌ رَّ‌حِيمٌ ﴿٥﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ ﴿٦﴾ وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَ‌سُولَ اللَّـهِ ۚ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ‌ مِّنَ الْأَمْرِ‌ لَعَنِتُّمْ وَلَـٰكِنَّ اللَّـهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّ‌هَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ‌ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ ۚ أُولَـٰئِكَ هُمُ الرَّ‌اشِدُونَ ﴿٧﴾ فَضْلًا مِّنَ اللَّـهِ وَنِعْمَةً ۚ وَاللَّـهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿٨﴾ وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَ‌ىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ‌ اللَّـهِ ۚ فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ﴿٩﴾ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚ وَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْ‌حَمُونَ ﴿١٠﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ‌ قَوْمٌ مِّن قَوْمٍ عَسَىٰ أَن يَكُونُوا خَيْرً‌ا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِّن نِّسَاءٍ عَسَىٰ أَن يَكُنَّ خَيْرً‌ا مِّنْهُنَّ ۖ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ ۖ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ ۚ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿١١﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرً‌ا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ۖ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا ۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِ‌هْتُمُوهُ ۚ وَاتَّقُوا اللَّـهَ ۚ إِنَّ اللَّـهَ تَوَّابٌ رَّ‌حِيمٌ ﴿١٢﴾ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ‌ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَ‌فُوا ۚ إِنَّ أَكْرَ‌مَكُمْ عِندَ اللَّـهِ أَتْقَاكُمْ ۚ إِنَّ اللَّـهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ‌ ﴿١٣﴾ قَالَتِ الْأَعْرَ‌ابُ آمَنَّا ۖ قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَـٰكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ ۖ وَإِن تُطِيعُوا اللَّـهَ وَرَ‌سُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا ۚ إِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ‌ رَّ‌حِيمٌ ﴿١٤﴾ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَرَ‌سُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْ‌تَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ أُولَـٰئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ ﴿١٥﴾ قُلْ أَتُعَلِّمُونَ اللَّـهَ بِدِينِكُمْ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْ‌ضِ ۚ وَاللَّـهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿١٦﴾ يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا ۖ قُل لَّا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلَامَكُم ۖ بَلِ اللَّـهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَاكُمْ لِلْإِيمَانِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿١٧﴾ إِنَّ اللَّـهَ يَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ ۚ وَاللَّـهُ بَصِيرٌ‌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿١٨﴾
ترجمه
به نام خداوند رحمتگر مهربان
اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، در برابر خدا و پيامبرش [در هيچ كارى‌] پيشى مجوييد و از خدا پروا بداريد كه خدا شنواى داناست. (۱) اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، صدايتان را بلندتر از صداى پيامبر مكنيد، و همچنانكه بعضى از شما با بعضى ديگر بلند سخن مى‌گوييد با او به صداى بلند سخن مگوييد، مبادا بى‌آنكه بدانيد كرده‌هايتان تباه شود. (۲) كسانى كه پيش پيامبر خدا صدايشان را فرو مى‌كشند همان كسانند كه خدا دلهايشان را براى پرهيزگارى امتحان كرده است؛ آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ است. (۳) كسانى كه تو را از پشت اتاقها[ى مسكونى تو] به فرياد مى‌خوانند، بيشترشان نمى‌فهمند. (۴) و اگر صبر كنند تا بر آنان درآيى، مسلماً برايشان بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است. (۵) اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، اگر فاسقى برايتان خبرى آورد، نيك وارسى كنيد، مبادا به نادانى گروهى را آسيب برسانيد و [بعد،] از آنچه كرده‌ايد پشيمان شويد. (۶) و بدانيد كه پيامبر خدا در ميان شماست. اگر در بسيارى از كارها از [رأى و ميل‌] شما پيروى كند، قطعاً دچار زحمت مى‌شويد، ليكن خدا ايمان را براى شما دوست‌داشتنى گردانيد و آن را در دلهاى شما بياراست و كفر و پليدكارى و سركشى را در نظرتان ناخوشايند ساخت. آنان [كه چنين‌اند] ره‌يافتگانند. (۷) [و اين‌] بخششى از خدا و نعمتى [از اوست‌]، و خدا داناى سنجيده‌كار است. (۸) و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند، ميان آن دو را اصلاح دهيد، و اگر [باز] يكى از آن دو بر ديگرى تعدّى كرد، با آن [طايفه‌اى‌] كه تعدّى مى‌كند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد. پس اگر باز گشت، ميان آنها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد، كه خدا دادگران را دوست مى‌دارد. (۹) در حقيقت مؤمنان با هم برادرند، پس ميان برادرانتان را سازش دهيد و از خدا پروا بداريد، اميد كه مورد رحمت قرار گيريد. (۱۰) اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، نبايد قومى قوم ديگر را ريشخند كند، شايد آنها از اينها بهتر باشند، و نبايد زنانى زنان [ديگر] را [ريشخند كنند ]، شايد آنها از اينها بهتر باشند، و از يكديگر عيب مگيريد، و به همديگر لقبهاى زشت مدهيد؛ چه ناپسنديده است نام زشت پس از ايمان. و هر كه توبه نكرد آنان خود ستمكارند. (۱۱) اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از بسيارى از گمانها بپرهيزيد كه پاره‌اى از گمانها گناه است، و جاسوسى مكنيد، و بعضى از شما غيبت بعضى نكند؛ آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ از آن كراهت داريد. [پس‌] از خدا بترسيد، كه خدا توبه‌پذير مهربان است. (۱۲) اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفريديم، و شما را ملّت ملّت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايى متقابل حاصل كنيد. در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست. بى‌ترديد، خداوند داناى آگاه است. (۱۳) [برخى از] باديه‌نشينان گفتند: «ايمان آورديم.» بگو: «ايمان نياورده‌ايد، ليكن بگوييد: اسلام آورديم. و هنوز در دلهاى شما ايمان داخل نشده است. و اگر خدا و پيامبر او را فرمان بريد از [ارزش‌] كرده‌هايتان چيزى كم نمى‌كند. خدا آمرزنده مهربان است.» (۱۴) در حقيقت، مؤمنان كسانى‌اند كه به خدا و پيامبر او گرويده و [ديگر] شكّ نياورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد كرده‌اند؛ اينانند كه راستكردارند. (۱۵) بگو: «آيا خدا را از دين‌[دارى‌] خود خبر مى‌دهيد؟ و حال آنكه خدا آنچه را كه در زمين است مى‌داند، و خدا به همه چيز داناست. (۱۶) از اينكه اسلام آورده‌اند بر تو منّت مى‌نهند؛ بگو: «بر من از اسلام‌آوردنتان منّت مگذاريد، بلكه [اين‌] خداست كه با هدايت‌كردن شما به ايمان، بر شما منّت مى‌گذارد، اگر راستگو باشيد. (۱۷) خداست كه نهفته آسمانها و زمين را مى‌داند و خدا[ست كه‌] به آنچه مى‌كنيد بيناست.» (۱۸)


سوره پیشین:
سوره فتح
سوره حجرات سوره پسین:
سوره ق

١.فاتحه ٢.بقره ٣.آل‌عمران ٤.نساء ٥.مائده ٦.انعام ٧.اعراف ٨.انفال ٩.توبه ١٠.یونس ١١.هود ١٢.یوسف ١٣.رعد ١٤.ابراهیم ١٥.حجر ١٦.نحل ١٧.اسراء ١٨.کهف ١٩.مریم ٢٠.طه ٢١.انبیاء ٢٢.حج ٢٣.مؤمنون ٢٤.نور ٢٥.فرقان ٢٦.شعراء ٢٧.نمل ٢٨.قصص ٢٩.عنکبوت ٣٠.روم ٣١.لقمان ٣٢.سجده ٣٣.احزاب ٣٤.سبأ ٣٥.فاطر ٣٦.یس ٣٧.صافات ٣٨.ص ٣٩.زمر ٤٠.غافر ٤١.فصلت ٤٢.شوری ٤٣.زخرف ٤٤.دخان ٤٥.جاثیه ٤٦.احقاف ٤٧.محمد ٤٨.فتح ٤٩.حجرات ٥٠.ق ٥١.ذاریات ٥٢.طور ٥٣.نجم ٥٤.قمر ٥٥.الرحمن ٥٦.واقعه ٥٧.حدید ٥٨.مجادله ٥٩.حشر ٦٠.ممتحنه ٦١.صف ٦٢.جمعه ٦٣.منافقون ٦٤.تغابن ٦٥.طلاق ٦٦.تحریم ٦٧.ملک ٦٨.قلم ٦٩.حاقه ٧٠.معارج ٧١.نوح ٧٢.جن ٧٣.مزمل ٧٤.مدثر ٧٥.قیامه ٧٦.انسان ٧٧.مرسلات ٧٨.نبأ ٧٩.نازعات ٨٠.عبس ٨١.تکویر ٨٢.انفطار ٨٣.مطففین ٨٤.انشقاق ٨٥.بروج ٨٦.طارق ٨٧.اعلی ٨٨.غاشیه ٨٩.فجر ٩٠.بلد ٩١.شمس ٩٢.لیل ٩٣.ضحی ٩٤.شرح ٩٥.تین ٩٦.علق ٩٧.قدر ٩٨.بینه ٩٩.زلزله ١٠٠.عادیات ١٠١.قارعه ١٠٢.تکاثر ١٠٣.عصر ١٠٤.همزه ١٠٥.فیل ١٠٦.قریش ١٠٧.ماعون ١٠٨.کوثر ١٠٩.کافرون ١١٠.نصر ١١١.مسد ١١٢.اخلاص ١١٣.فلق ١١٤.ناس


پانویس

  1. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۲، ص۱۳۰.
  2. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۲، ص۱۴۱.
  3. معرفت، آموزش علوم قرآن، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۱۶۶.
  4. خرمشاهی، دانشنامه قرآن،۱۳۷۷ش، ص.
  5. رامیار، تاریخ قرآن، ۱۳۶۲ش، ص۳۶۰و۵۹۶.
  6. فرهنگ‌نامه علوم قرآن، ج۱، ص۲۶۱۲.
  7. علامه طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۸، ص۳۰۵.
  8. خرمشاهی، دانشنامه قرآن، ج۲، ص۱۲۵۲ـ۱۲۵۱.
  9. خامه‌گر، محمد، ساختار سوره‌های قرآن کریم، تهیه مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت نورالثقلین، قم، نشر نشرا، چ۱، ۱۳۹۲ش.
  10. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۲، ص۱۵۳.
  11. طباطبایی، المیزان، ترجمه، ج۱۸، ص۴۷۵ـ۴۷۶.
  12. مرکز اطلاعات و مدارک اسلامى، فرهنگ‌نامه اصول فقه، ۱۳۸۹ش، ص۶۲.
  13. بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۰۸
  14. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۴.
  15. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۲، ۱۳۷۴ش، ص۱۸۱.
  16. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۲، ۱۳۷۴ش، ص۱۸۴.
  17. طباطبایی، المیزان، ج۱۸، ص۴۸۴.
  18. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۱۹۹ـ۲۰۰.
  19. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۳ش، ج۲۲، ص۱۹۷.
  20. احمدی بهرامی، شعوبیه و تأثیرات آن در سیاست و ادب ایران و جهان اسلام، ۱۳۸۲ش، ص۱۳۶.
  21. طبرسی، مجمع البيان، ۱۳۷۲ش، ج‏۹، ص۱۹۶.
  22. صدوق، ثواب الاعمال، ۱۴۰۶ق، ص۱۱۵.
  1. ممتحنات ۱۶ سوره قرآن است که گفته شده سیوطی آنها را به نام ممتحنات ذکر کرده است.رامیار، تاریخ قرآن، ۱۳۶۲ش، ص۵۹۶ این سوره‌ها عبارتند از: فتح، حشر، سجده، طلاق، قلم، حجرات، تبارک، تغابن، منافقون، جمعه، صف، جن، نوح، مجادله، ممتحنه و تحریم (رامیار، تاریخ قرآن، ۱۳۶۲ش، ص۳۶۰.)

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه محمدمهدی فولادوند، تهران، دارالقرآن الکریم، ۱۴۱۸ق/۱۳۷۶ش.
  • احمدی بهرامی، حمید، «شعوبیه و تأثیرات آن در سیاست و ادب ایران و جهان اسلام»، مجله پژوهشی دانشگاه امام صادق(علیه السلام)، ش۱۸و۱۹، ۱۳۸۲ش.
  • الحاکم النیشابوری، الامام الحافظ ابوعبدالله، المستدرک علی الصحیحین، دارالمعرفه، بیروت (لبنان)، بی‌تا.
  • رامیار، محمود، تاریخ قرآن، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۲ش.
  • بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، بنیاد بعثت، تهران، ۱۴۱۶ق.
  • خرمشاهی، بهاء الدین، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، تهران: دوستان-ناهید، ۱۳۷۷ش.
  • صدوق، ابن بابویه، محمد بن علی، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال‏، قم: دار الشریف رضی، ۱۴۰۶ق.
  • طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیرالقرآن، قم: انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان فى تفسير القرآن، تهران: ناصرخسرو، ۱۳۷۲ش.
  • فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، تحقیق و تألیف: مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی، زیر نظر: محمود هاشمی شاهرودی، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی، ۱۳۸۲ش.
  • فرهنگ‌نامه علوم قرآن، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.
  • مركز اطلاعات و مدارك اسلامى، فرهنگ نامه اصول فقه، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي،‏ چاپ اول،۱۳۸۹ش.
  • معرفت، محمدهادی، آموزش علوم قرآن، قم: تمهید، ۱۳۷۱ش.
  • مكارم شيرازى، ناصر، تفسیر نمونه، تهران: دار الكتب الإسلامية، ۱۳۷۴ش.

پیوند به بیرون