سوره حجر

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
ابراهیم سورهٔ حجر نحل
سوره حجر.jpg
شماره سوره: ۱۵
جزء : ۱۴
نزول
ترتیب نزول: ۵۴
مکی/مدنی: مکی
اطلاعات آماری
تعداد آیات: ۹۹
تعداد کلمات: ۶۵۸
تعداد حروف: ۲۸۸۱

سوره حِجر پانزدهمین سوره و از سوره‌های مکی قرآن است که در جزء ۱۴ جای دارد. این سوره را به این دلیل حِجر نامیده‌اند که قوم حضرت صالح، یعنی قوم ثمود را اصحاب حجر نامیده‌ است.حجر نام سرزمینی بوده که آنان در آن زندگی می‌کردند. سوره حجر درباره عالم هستی و نشانه‌های معاد، ایمان به خدا، کیفر بدکاران و اهمیت و عظمت قرآن سخن می‌گوید. در این سوره به داستان خلقت حضرت آدم،‌ سجده ملائکه بر او به جز ابلیس، داستان حضور ملائکه نزد حضرت ابراهیم و بشارت آنان، عذاب قوم لوط و داستان قوم ثمود اشاره شده است.

از جمله آیات مشهور سوره حجر، آیه نهم است که خداوند می‌گوید ما ذکر (قرآن) را نازل کردیم و خود نگهبان آن خواهیم بود. بسیاری از مفسران و محققان این آیه را دلیلی بر تحریف نشدن قرآن دانسته‌اند. در روایات آمده است اگر کسی سوره حجر را قرائت کند، خداوند ده برابر تعداد مهاجرین و انصار به او پاداش می‌دهد.

معرفی

پروردگارت را پرستش كن تا اينكه مرگ تو فرا رسد (حجر: ۹۹)
  • نامگذاری

این سوره را سوره حِجر نامیده‌اند؛ زیرا تنها سوره‏‌اى است كه قوم حضرت صالح، یعنی قوم ثَمود را اصحاب حِجر نامیده است.[۱] حجر نام سرزمینی بوده که این قوم در آن می‌زیستند.[۲]

  • ترتیب و محل نزول

سوره حجر جزو سوره‌های مکی و در ترتیب نزول، پنجاه و چهارمین سوره‌ای است که بر پیامبر(ص) نازل شده است. این سوره در چینش کنونی مُصحَف، پانزدهمین سوره است[۳] و در جزء ۱۴ قرآن جای دارد.

  • تعداد آیات و دیگر ویژگی‌ها

سوره حجر ۹۹ آیه، ۶۵۸ کلمه و ۲۸۸۱ حرف دارد. این سوره به لحاظ حجمی جزو سوره‌های مَثانی قرآن و در حدود یک حِزب است. سوره حجر از جمله سوره‌هایی است که با حروف مُقَطَّعه آغاز می‌شوند.[۴]

محتوا

به گفته تفسیر نمونه محتواى این سوره را می‌توان در شش بخش خلاصه كرد:

  • آیات مربوط به عالم هستى و ایمان به خداوند از طریق تفکر در آفرینش؛
  • آیات مربوط به معاد و كیفر بدكاران؛
  • ذکر اهمیت و عظمت قرآن؛
  • نقل داستان‌های مختلف، مثل داستان خلقت حضرت آدم،‌ سجده ملائکه بر او به جز ابلیس، داستان حضور ملائکه نزد حضرت ابراهیم و بشارت آنان، عذاب قوم لوط و داستان قوم ثمود؛
  • انذار، بشارت و اندرزهاى مؤثر به همراه تهدید و تشویق.
  • دعوت از پیامبر به مقاومت و دلدارى او در برابر توطئه‏‌هاى شدید مخالفان كه در محیط مكه بسیار زیاد و خطرناک بود.[۵]
محتوای سوره حجر[۶]
 
 
 
 
 
 
مقابله با استهزاکنندگان پیامبر اسلام
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
گفتار چهارم؛ آیه ۸۵-۹۹
اصول مقابله با استهزاکنندگان
 
گفتار سوم؛ آیه ۴۹-۸۴
مجازات منکران پیامبر خدا
 
گفتار دوم؛ آیه ۱۰-۴۸
عوامل استهزاء پیامبران خدا
 
گفتار اول؛ آیه ۱-۹
نادرستی رفتار استهزاکنندگان پیامبر
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اصل اول؛ آیه ۸۵-۸۷
نادیده‌گرفتن رفتار تمسخرکنندگان
 
مطلب اول؛ آیه ۴۹-۵۱
سنت رحمت و عذاب خدا بر بندگان
 
عامل اول؛ آیه ۱۰-۱۵
گناهکاری و لجاجت در پذیرش حق
 
مطلب اول؛ آیه ۱-۵
پشیمانی کافران از اعمال خود با مشاهده عذاب
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اصل دوم؛ آیه ۸۸'
چشم‌ندوختن به ثروت کافران
 
مطلب دوم؛ آیه ۵۲-۶۰
رحمت خدا بر حضرت ابراهیم با نزول فرشتگان
 
عامل دوم؛ آیه ۱۶-۲۵
بی‌توجهی به نشانه‌های ربوبیت خدا
 
مطلب دوم؛ آیه ۶-۹
نادرستی تهمت جنون به پیامبر
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اصل سوم؛ آیه ۸۹-۹۳
هشدار دادن به تسمخرکنندگان
 
مطلب سوم؛ آیه ۶۱-۷۷
عذاب قوم لوط
 
عامل سوم؛ آیه ۲۶-۶۸
وجود زمینه حق‌ستیزی در نهاد انسان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اصل چهارم؛ آیه ۹۴-۹۶
حق‌گویی و اعتماد به حمایت خدا
 
مطلب چهارم؛ آیه ۷۸-۷۹
عذاب جنگل‌نشینان قوم شعیب
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اصل پنجم؛ آیه ۹۷-۹۹
به‌جاآوردن عبادت و بندگی خدا
 
مطلب پنجم؛ آیه ۸۰-۸۴
عذاب کوه‌نشینان قوم ثمود


شأن نزول

صف اول نماز

درباره آیه بیست و چهارم سوره حجر دو شأن نزول ذکر شده است. در این آیه آمده است خداوند «مستقدمین: پیشی‌گیرندگان» و «مستأخرین: کسانی که با تأخیر می‌آیند» را می‌شناسد.

  • پیامبر(ص) گفت: «خداوند و ملائکه بر افرادی که در صف اول نماز باشند، درود می‌فرستد». به همین جهت، مردم تلاش می‌کردند در صف اول نماز بایستند. افراد قبیله بنی‌عذره که خانه‌شان دور از مسجد بود، تصمیم گرفتند خانه‌هایشان را بفروشند و در نزدیکی مسجد خانه‌ بخرند تا بتوانند زودتر به مسجد بروند و در صف اول نماز بخوانند. پس آیه مورد نظر درباره آنان نازل شد.[۷]
  • «زنى زیبا در نماز جماعت پشت سر پیامبر(ص) شرکت می‌کرد. برخی مردان به صف اول می‌رفتند كه چشمشان به آن زن نیفتد و برخى در صف آخر می‌ایستادند تا بتوانند گاهی به آن زن نگاه کنند. آیه مورد بحث اشاره به این قضیه دارد.[۸]

هفت قافله تجاری و هفت آیه قرآنی

نوشتار اصلی: سبع مثانی

هفت قافله براى یهودیانِ بنی قُریظه و بنی‌نضیر با بار پارچه، عطر، جواهر و دیگر کالاها وارد مدینه شدند. مسلمانان گفتند اگر این اموال از آنِ ما بود، قوى و توانگر می‌شدیم و در راه خدا انفاق می‌كردیم. آیه «وَ لَقَدْ آتَیناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانی‏ وَ الْقُرْآنَ الْعَظیمَ؛ و به راستى كه هفت آیه از مثانى و قرآن بزرگ را به تو عطا كردیم» نازل شد و پیامبر(ص) به گفت هفت آیه به شما دادم كه از این هفت قافله بهتر است.[۹] در مورد اینکه منظور از «سبع مثانی»[۱۰] چیست بین مفسران اختلاف است؛ در عین حال در بسیاری از روایات آمده است مراد از آن سوره حمد است.[۱۱]

آیات مشهور

  • «إِنَّا نحنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لحافِظُونَ» (آیه ۹)

ترجمه: ما قرآن را نازل كردیم و ما به طور قطع نگهدار آنیم.

نوشتار اصلی: عدم تحریف قرآن

آیه نهم سوره حجر از جمله آیاتی است که بیشتر مفسران و محققان برای رد هرگونه تحریف به آن استناد کرده‌اند.[۱۲] در تفاسیر آمده است مراد از «ذکر» در این آیه، قرآن است.[۱۳] البته اشکال شده است که چگونه می‌توان برای ردکردن تحریف قرآن به خود قرآن استدلال کرد؛ چراکه ممکن است آیه‌ای که استفاده می‌کنید از آیات تحریف‌شده باشد. در پاسخ به این اشکال گفته شده است کسانی که قایل به تحریف قرآن شده‌اند، اعتقادشان بر این است که از قرآن کم شده است نه آنکه چیزی به آن افزوده شده باشد؛ پس با این آیه می‌توان در مقابل ادعای آنان ایستاد.[۱۴] [یادداشت ۱]

فضیلت و خواص

از پیامبر(ص) روایت شده است: اگر کسی سوره حجر را قرائت کند، خداوند ده برابر تعداد مهاجرین و انصار و مسخره‌کنندگانِ پیامبر(ص) به او حسنه عطا می‌کند.[۱۵] در تفسیر برهان خواصی برای این سوره بیان شده است، از جمله اینکه اگر کسی آن را بنویسد و همراه خود داشته باشد، درآمد و روزی‌اش زیاد می‌شود و اگر آن را با زعفران بنویسند و به زنی که شیرش کم است بدهند بنوشد، باعث زیادشدن شیر او خواهد شد.[۱۶]

متن و ترجمه

سوره حجر
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِيمِ
الر‌ ۚ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَقُرْ‌آنٍ مُّبِينٍ ﴿١﴾ رُّ‌بَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا لَوْ كَانُوا مُسْلِمِينَ ﴿٢﴾ ذَرْ‌هُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الْأَمَلُ ۖ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ﴿٣﴾ وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْ‌يَةٍ إِلَّا وَلَهَا كِتَابٌ مَّعْلُومٌ ﴿٤﴾ مَّا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُ‌ونَ ﴿٥﴾ وَقَالُوا يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ‌ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ ﴿٦﴾ لَّوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلَائِكَةِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿٧﴾ مَا نُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَا كَانُوا إِذًا مُّنظَرِ‌ينَ ﴿٨﴾ إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ‌ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿٩﴾ وَلَقَدْ أَرْ‌سَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الْأَوَّلِينَ ﴿١٠﴾ وَمَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿١١﴾ كَذَٰلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِ‌مِينَ ﴿١٢﴾ لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ ۖ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ ﴿١٣﴾ وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًا مِّنَ السَّمَاءِ فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُ‌جُونَ ﴿١٤﴾ لَقَالُوا إِنَّمَا سُكِّرَ‌تْ أَبْصَارُ‌نَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَّسْحُورُ‌ونَ ﴿١٥﴾وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاءِ بُرُ‌وجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِ‌ينَ ﴿١٦﴾ وَحَفِظْنَاهَا مِن كُلِّ شَيْطَانٍ رَّ‌جِيمٍ ﴿١٧﴾ إِلَّا مَنِ اسْتَرَ‌قَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُّبِينٌ ﴿١٨﴾ وَالْأَرْ‌ضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَ‌وَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْزُونٍ ﴿١٩﴾ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ وَمَن لَّسْتُمْ لَهُ بِرَ‌ازِقِينَ ﴿٢٠﴾ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ‌ مَّعْلُومٍ ﴿٢١﴾ وَأَرْ‌سَلْنَا الرِّ‌يَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ ﴿٢٢﴾ وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَنَحْنُ الْوَارِ‌ثُونَ ﴿٢٣﴾ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِ‌ينَ ﴿٢٤﴾ وَإِنَّ رَ‌بَّكَ هُوَ يَحْشُرُ‌هُمْ ۚ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ﴿٢٥﴾ وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٦﴾ وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ‌ السَّمُومِ ﴿٢٧﴾ وَإِذْ قَالَ رَ‌بُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرً‌ا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٨﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّ‌وحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٢٩﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣١﴾ قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣٢﴾ قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ‌ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٣٣﴾ قَالَ فَاخْرُ‌جْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَ‌جِيمٌ ﴿٣٤﴾ وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ ﴿٣٥﴾ قَالَ رَ‌بِّ فَأَنظِرْ‌نِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٣٦﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِ‌ينَ ﴿٣٧﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾ قَالَ رَ‌بِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْ‌ضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٣٩﴾ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿٤٠﴾ قَالَ هَـٰذَا صِرَ‌اطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ ﴿٤١﴾ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ ﴿٤٢﴾ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٤٣﴾ لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ ﴿٤٤﴾ إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿٤٥﴾ ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِينَ ﴿٤٦﴾ وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِ‌هِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَىٰ سُرُ‌رٍ‌ مُّتَقَابِلِينَ ﴿٤٧﴾ لَا يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌ وَمَا هُم مِّنْهَا بِمُخْرَ‌جِينَ ﴿٤٨﴾ نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ‌ الرَّ‌حِيمُ ﴿٤٩﴾ وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الْأَلِيمُ ﴿٥٠﴾ وَنَبِّئْهُمْ عَن ضَيْفِ إِبْرَ‌اهِيمَ ﴿٥١﴾ إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلَامًا قَالَ إِنَّا مِنكُمْ وَجِلُونَ ﴿٥٢﴾ قَالُوا لَا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُ‌كَ بِغُلَامٍ عَلِيمٍ ﴿٥٣﴾ قَالَ أَبَشَّرْ‌تُمُونِي عَلَىٰ أَن مَّسَّنِيَ الْكِبَرُ‌ فَبِمَ تُبَشِّرُ‌ونَ ﴿٥٤﴾ قَالُوا بَشَّرْ‌نَاكَ بِالْحَقِّ فَلَا تَكُن مِّنَ الْقَانِطِينَ ﴿٥٥﴾ قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّ‌حْمَةِ رَ‌بِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ ﴿٥٦﴾ قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْ‌سَلُونَ ﴿٥٧﴾ قَالُوا إِنَّا أُرْ‌سِلْنَا إِلَىٰ قَوْمٍ مُّجْرِ‌مِينَ ﴿٥٨﴾ إِلَّا آلَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٥٩﴾ إِلَّا امْرَ‌أَتَهُ قَدَّرْ‌نَا ۙ إِنَّهَا لَمِنَ الْغَابِرِ‌ينَ ﴿٦٠﴾ فَلَمَّا جَاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْ‌سَلُونَ ﴿٦١﴾ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُّنكَرُ‌ونَ ﴿٦٢﴾ قَالُوا بَلْ جِئْنَاكَ بِمَا كَانُوا فِيهِ يَمْتَرُ‌ونَ ﴿٦٣﴾ وَأَتَيْنَاكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ ﴿٦٤﴾ فَأَسْرِ‌ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَاتَّبِعْ أَدْبَارَ‌هُمْ وَلَا يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ وَامْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُ‌ونَ ﴿٦٥﴾ وَقَضَيْنَا إِلَيْهِ ذَٰلِكَ الْأَمْرَ‌ أَنَّ دَابِرَ‌ هَـٰؤُلَاءِ مَقْطُوعٌ مُّصْبِحِينَ ﴿٦٦﴾ وَجَاءَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُ‌ونَ ﴿٦٧﴾ قَالَ إِنَّ هَـٰؤُلَاءِ ضَيْفِي فَلَا تَفْضَحُونِ ﴿٦٨﴾ وَاتَّقُوا اللَّـهَ وَلَا تُخْزُونِ ﴿٦٩﴾ قَالُوا أَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعَالَمِينَ ﴿٧٠﴾ قَالَ هَـٰؤُلَاءِ بَنَاتِي إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ ﴿٧١﴾ لَعَمْرُ‌كَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَ‌تِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿٧٢﴾ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِ‌قِينَ ﴿٧٣﴾ فَجَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْ‌نَا عَلَيْهِمْ حِجَارَ‌ةً مِّن سِجِّيلٍ ﴿٧٤﴾ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ ﴿٧٥﴾ وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍ مُّقِيمٍ ﴿٧٦﴾ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لِّلْمُؤْمِنِينَ ﴿٧٧﴾ وَإِن كَانَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ لَظَالِمِينَ ﴿٧٨﴾ فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُّبِينٍ ﴿٧٩﴾ وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَابُ الْحِجْرِ‌ الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿٨٠﴾ وَآتَيْنَاهُمْ آيَاتِنَا فَكَانُوا عَنْهَا مُعْرِ‌ضِينَ ﴿٨١﴾ وَكَانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا آمِنِينَ ﴿٨٢﴾ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ ﴿٨٣﴾ فَمَا أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿٨٤﴾ وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ ۗ وَإِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ ۖ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ ﴿٨٥﴾ إِنَّ رَ‌بَّكَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ ﴿٨٦﴾ وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْ‌آنَ الْعَظِيمَ ﴿٨٧﴾ لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿٨٨﴾ وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ‌ الْمُبِينُ ﴿٨٩﴾ كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ ﴿٩٠﴾ الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْ‌آنَ عِضِينَ ﴿٩١﴾ فَوَرَ‌بِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٩٢﴾ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٩٣﴾ فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ‌ وَأَعْرِ‌ضْ عَنِ الْمُشْرِ‌كِينَ ﴿٩٤﴾ إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ ﴿٩٥﴾ الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللَّـهِ إِلَـٰهًا آخَرَ‌ ۚ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ﴿٩٦﴾ وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُ‌كَ بِمَا يَقُولُونَ ﴿٩٧﴾ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَ‌بِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ ﴿٩٨﴾ وَاعْبُدْ رَ‌بَّكَ حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ ﴿٩٩﴾
به نام خداوند رحمتگر مهربان
الف، لام، راء. اين است آيات كتاب [آسمانى‌] و قرآن روشنگر. (۱) چه بسا كسانى كه كافر شدند آرزو كنند كه كاش مسلمان بودند. (۲) بگذارشان تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو[ها] سرگرمشان كند، پس به زودى خواهند دانست. (۳) و هيچ شهرى را هلاك نكرديم مگر اينكه براى آن اجلى معيّن بود. (۴) هيچ امتى از اجل خويش نه پيش مى‌افتد و نه پس مى‌ماند. (۵) و گفتند: «اى كسى كه قرآن بر او نازل شده است، به يقين تو ديوانه‌اى. (۶) اگر راست مى‌گويى چرا فرشته‌ها را پيش ما نمى‌آورى؟» (۷) فرشتگان را جز به حق فرو نمى‌فرستيم، و در آن هنگام، ديگر مهلت نيابند. (۸) بى‌ترديد، ما اين قرآن را به تدريج نازل كرده‌ايم، و قطعاً نگهبان آن خواهيم بود. (۹) و به يقين، پيش از تو [نيز] در گروههاى پيشينيان [پيامبرانى‌] فرستاديم. (۱۰) و هيچ پيامبرى برايشان نيامد جز آنكه او را به مسخره مى‌گرفتند. (۱۱) بدين گونه آن [استهزا] را در دل بزهكاران راه مى‌دهيم، (۱۲) [كه‌] به او ايمان نمى‌آورند، و راه [و رسم‌] پيشينيان پيوسته چنين بوده است. (۱۳) و اگر درى از آسمان بر آنان مى‌گشوديم كه همواره از آن بالا مى‌رفتند، (۱۴) قطعاً مى‌گفتند: «در حقيقت، ما چشم‌بندى شده‌ايم، بلكه ما مردمى هستيم كه افسون شده‌ايم.» (۱۵)و به يقين، ما در آسمان بُرجهايى قرار داديم و آن را براى تماشاگران آراستيم. (۱۶) و آن را از هر شيطان رانده‌شده‌اى حفظ كرديم. (۱۷) مگر آن كس كه دزديده گوش فرا دهد كه شهابى روشن او را دنبال مى‌كند. (۱۸) و زمين را گسترانيديم و در آن كوههاى استوار افكنديم و از هر چيز سنجيده‌اى در آن رويانيديم. (۱۹) و براى شما و هر كس كه شما روزى‌دهنده او نيستيد، در آن وسايل زندگى قرار داديم. (۲۰) و هيچ چيز نيست مگر آنكه گنجينه‌هاى آن نزد ماست، و ما آن را جز به اندازه‌اى معين فرو نمى‌فرستيم. (۲۱) و بادها را بارداركننده فرستاديم و از آسمان، آبى نازل كرديم، پس شما را بدان سيراب نموديم، و شما خزانه‌دار آن نيستيد. (۲۲) و بى‌ترديد، اين ماييم كه زنده مى‌كنيم و مى‌ميرانيم، و ما وارث [همه‌] هستيم. (۲۳) و به يقين، پيشينيان شما را شناخته‌ايم و آيندگان [شما را نيز] شناخته‌ايم. (۲۴) و مسلماً پروردگار توست كه آنان را محشور خواهد كرد، چرا كه او حكيم داناست. (۲۵) و در حقيقت، انسان را از گِلى خشك، از گِلى سياه و بدبو، آفريديم. (۲۶) و پيش از آن، جن را از آتشى سوزان و بى‌دود خلق كرديم. (۲۷) و [ياد كن‌] هنگامى را كه پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گِلى خشك، از گِلى سياه و بدبو، خواهم آفريد. (۲۸) پس وقتى آن را درست كردم و از روح خود در آن دميدم، پيش او به سجده درافتيد. (۲۹) پس فرشتگان همگى يكسره سجده كردند، (۳۰) جز ابليس كه خوددارى كرد از اينكه با سجده‌كنندگان باشد. (۳۱) فرمود: «اى ابليس، تو را چه شده است كه با سجده‌كنندگان نيستى؟» (۳۲) گفت: «من آن نيستم كه براى بشرى كه او را از گِلى خشك، از گِلى سياه و بدبو، آفريده‌اى، سجده كنم.» (۳۳) فرمود: «از اين [مقام‌] بيرون شو كه تو رانده‌شده‌اى. (۳۴) و تا روز جزا بر تو لعنت باشد. (۳۵) گفت: «پروردگارا، پس مرا تا روزى كه برانگيخته خواهند شد مهلت ده.» (۳۶) فرمود: «تو از مهلت‌يافتگانى، (۳۷) تا روز [و] وقت معلوم. (۳۸) گفت: «پروردگارا، به سبب آنكه مرا گمراه ساختى، من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان مى‌آرايم و همه را گمراه خواهم ساخت، (۳۹) مگر بندگان خالص تو از ميان آنان را.» (۴۰) فرمود: «اين راهى است راست [كه‌] به سوى من [منتهى مى‌شود]. (۴۱) در حقيقت، تو را بر بندگان من تسلّطى نيست، مگر كسانى از گمراهان كه تو را پيروى كنند، (۴۲) و قطعاً وعده‌گاه همه آنان دوزخ است، (۴۳) [دوزخى‌] كه براى آن هفت در است، و از هر درى بخشى معين از آنان [وارد مى‌شوند]. (۴۴) بى‌گمان، پرهيزگاران در باغها و چشمه‌سارانند. (۴۵) [به آنان گويند:] «با سلامت و ايمنى در آنجا داخل شويد.» (۴۶) و آنچه كينه [و شائبه‌هاى نفسانى‌] در سينه‌هاى آنان است بركنيم؛ برادرانه بر تختهايى روبروى يكديگر نشسته‌اند. (۴۷) نه رنجى در آنجا به آنان مى‌رسد و نه از آنجا بيرون رانده مى‌شوند. (۴۸) به بندگان من خبر ده كه منم آمرزنده مهربان. (۴۹) و اينكه عذاب من، عذابى است دردناك. (۵۰) و از مهمانان ابراهيم به آنان خبر ده، (۵۱) هنگامى كه بر او وارد شدند و سلام گفتند. [ابراهيم‌] گفت: «ما از شما بيمناكيم.» (۵۲) گفتند: «مترس، كه ما تو را به پسرى دانا مژده مى‌دهيم.» (۵۳) گفت: «آيا با اينكه مرا پيرى فرا رسيده است بشارتم مى‌دهيد؟ به چه بشارت مى‌دهيد؟» (۵۴) گفتند: «ما تو را به حق بشارت داديم. پس، از نوميدان مباش.» (۵۵) گفت: «چه كسى -جز گمراهان- از رحمت پروردگارش نوميد مى‌شود؟» (۵۶) [سپس‌] گفت: «اى فرشتگان، [ديگر] كارتان چيست؟» (۵۷) گفتند: «ما به سوى گروه مجرمان فرستاده شده‌ايم، (۵۸) مگر خانواده لوط، كه ما قطعاً همه آنان را نجات مى‌دهيم، (۵۹) جز آنش را كه مقدر كرديم او از بازماندگان [در عذاب‌] باشد. (۶۰) پس چون فرشتگان نزد خاندان لوط آمدند، (۶۱) [لوط] گفت: «شما مردمى ناشناس هستيد.» (۶۲) گفتند: «[نه،] بلكه براى تو چيزى آورده‌ايم كه در آن ترديد مى‌كردند، (۶۳) و حق را براى تو آورده‌ايم و قطعاً ما راستگويانيم، (۶۴) پس، پاسى از شب [گذشته‌] خانواده‌ات را حركت ده و [خودت‌] به دنبال آنان برو، و هيچ يك از شما نبايد به عقب بنگرد، و هر جا به شما دستور داده مى‌شود برويد. (۶۵) و او را از اين امر آگاه كرديم كه ريشه آن گروه صبحگاهان بريده خواهد شد. (۶۶) و مردم شهر، شادى‌كنان روى آوردند. (۶۷) [لوط] گفت: «اينان مهمانان منند، مرا رسوا مكنيد، (۶۸) و از خدا پروا كنيد و مرا خوار نسازيد.» (۶۹) گفتند: «آيا تو را [از مهمان كردن‌] مردم بيگانه منع نكرديم؟» (۷۰) گفت: «اگر مى‌خواهيد [كارى مشروع‌] انجام دهيد، اينان دختران منند [با آنان ازدواج كنيد].» (۷۱) به جان تو سوگند، كه آنان در مستى خود سرگردان بودند. (۷۲) پس به هنگام طلوع آفتاب، فرياد [مرگبار] آنان را فرو گرفت. (۷۳) و آن [شهر] را زير و زبر كرديم و بر آنان سنگهايى از سنگ گِل بارانديم. (۷۴) به يقين، در اين [كيفر] براى هوشياران عبرتهاست. (۷۵) و [آثار] آن [شهر هنوز] بر سر راهى [داير] برجاست. (۷۶) بى‌گمان، در اين براى مؤمنان عبرتى است. (۷۷) و راستى اهل «ايكه» ستمگر بودند. (۷۸) پس، از آنان انتقام گرفتيم، و آن دو [شهر، اكنون‌] بر سر راهى آشكاراست. (۷۹) و اهل «حِجر» [نيز] پيامبران [ما] را تكذيب كردند. (۸۰) و آيات خود را به آنان داديم، و[لى‌] از آنها اعراض كردند. (۸۱) و [براى خود] از كوهها خانه‌هايى مى‌تراشيدند كه در امان بمانند. (۸۲) پس صبحدم، فرياد [مرگبار]، آنان را فرو گرفت. (۸۳) و آنچه به دست مى‌آوردند، به كارشان نخورد. (۸۴) و ما آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است جز به حق نيافريده‌ايم، و يقيناً قيامت فرا خواهد رسيد. پس به خوبى صرف نظر كن، (۸۵) زيرا پروردگار تو همان آفريننده داناست. (۸۶) و به راستى، به تو سبع المثانى [سوره فاتحه‌] و قرآن بزرگ را عطا كرديم. (۸۷) و به آنچه ما دسته‌هايى از آنان [كافران‌] را بدان برخوردار ساخته‌ايم چشم مدوز، و بر ايشان اندوه مخور، و بال خويش براى مؤمنان فرو گستر. (۸۸) و بگو: «من همان هشداردهنده آشكارم.» (۸۹) همان گونه كه [عذاب را] بر تقسيم‌كنندگان نازل كرديم: (۹۰) همانان كه قرآن را جزء جزء كردند [به برخى از آن عمل كردند و بعضى را رها نمودند]. (۹۱) پس سوگند به پروردگارت كه از همه آنان خواهيم پرسيد، (۹۲) از آنچه انجام مى‌دادند. (۹۳) پس آنچه را بدان مأمورى آشكار كن و از مشركان روى برتاب، (۹۴) كه ما [شر] ريشخندگران را از تو برطرف خواهيم كرد. (۹۵) همانان كه با خدا معبودى ديگر قرار مى‌دهند. پس به زودى [حقيقت را] خواهند دانست. (۹۶) و قطعاً مى‌دانيم كه سينه تو از آنچه مى‌گويند تنگ مى‌شود. (۹۷) پس با ستايش پروردگارت تسبيح گوى و از سجده‌كنندگان باش. (۹۸) و پروردگارت را پرستش كن تا اينكه مرگ تو فرا رسد. (۹۹)
سوره پیشین:
سوره ابراهیم
سوره حجر سوره پسین:
سوره نحل

١.فاتحه ٢.بقره ٣.آل‌عمران ٤.نساء ٥.مائده ٦.انعام ٧.اعراف ٨.انفال ٩.توبه ١٠.یونس ١١.هود ١٢.یوسف ١٣.رعد ١٤.ابراهیم ١٥.حجر ١٦.نحل ١٧.اسراء ١٨.کهف ١٩.مریم ٢٠.طه ٢١.انبیاء ٢٢.حج ٢٣.مؤمنون ٢٤.نور ٢٥.فرقان ٢٦.شعراء ٢٧.نمل ٢٨.قصص ٢٩.عنکبوت ٣٠.روم ٣١.لقمان ٣٢.سجده ٣٣.احزاب ٣٤.سبأ ٣٥.فاطر ٣٦.یس ٣٧.صافات ٣٨.ص ٣٩.زمر ٤٠.غافر ٤١.فصلت ٤٢.شوری ٤٣.زخرف ٤٤.دخان ٤٥.جاثیه ٤٦.احقاف ٤٧.محمد ٤٨.فتح ٤٩.حجرات ٥٠.ق ٥١.ذاریات ٥٢.طور ٥٣.نجم ٥٤.قمر ٥٥.الرحمن ٥٦.واقعه ٥٧.حدید ٥٨.مجادله ٥٩.حشر ٦٠.ممتحنه ٦١.صف ٦٢.جمعه ٦٣.منافقون ٦٤.تغابن ٦٥.طلاق ٦٦.تحریم ٦٧.ملک ٦٨.قلم ٦٩.حاقه ٧٠.معارج ٧١.نوح ٧٢.جن ٧٣.مزمل ٧٤.مدثر ٧٥.قیامه ٧٦.انسان ٧٧.مرسلات ٧٨.نبأ ٧٩.نازعات ٨٠.عبس ٨١.تکویر ٨٢.انفطار ٨٣.مطففین ٨٤.انشقاق ٨٥.بروج ٨٦.طارق ٨٧.اعلی ٨٨.غاشیه ٨٩.فجر ٩٠.بلد ٩١.شمس ٩٢.لیل ٩٣.ضحی ٩٤.شرح ٩٥.تین ٩٦.علق ٩٧.قدر ٩٨.بینه ٩٩.زلزله ١٠٠.عادیات ١٠١.قارعه ١٠٢.تکاثر ١٠٣.عصر ١٠٤.همزه ١٠٥.فیل ١٠٦.قریش ١٠٧.ماعون ١٠٨.کوثر ١٠٩.کافرون ١١٠.نصر ١١١.مسد ١١٢.اخلاص ١١٣.فلق ١١٤.ناس


پانویس

  1. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۱، ص۴
  2. طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۲، ص۱۸۵-۱۸۶.
  3. معرفت، آموزش علوم قرآن، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۱۶۶.
  4. دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۲، ص۱۲۴۰.
  5. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۱، ص۳.
  6. خامه‌گر، محمد، ساختار سوره‌های قرآن کریم، تهیه مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت نورالثقلین، قم، نشر نشرا، چ۱، ۱۳۹۲ش.
  7. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۵۱۴.
  8. کوفی، الجعفریات(الأشعثیات)، ص۱۷۸.
  9. واحدی نیشابوری، اسباب النزول، ۱۳۸۳ش، ص۱۴۷.
  10. معنای لفظی آن می‌شود: هفت دوتایی.
  11. طباطبایی، المیزان، ج۱۲، ص۱۹۱.
  12. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۲، ص۱۰۱. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۱، ص۱۸؛ انواری، انگاره تحریف قرآن، ۱۳۹۰ش، ص۵۶؛ شریفی، اسطورة التحریف، ص۲۹؛ محمدی (نجارزادگان)، سلامة القران من التحریف، ۱۴۲۴ق، ص۱۹.
  13. رجوع کنید به: ابن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۹ق، ج۷، ص۲۲۵۸.
  14. رجوع کنید به: جوادی آملی، نزاهت قرآن از تحریف، ۱۳۸۳ش، ص۸۹ـ۹۲.
  15. کفعمی، المصباح، ۱۴۰۵ق، ص۴۴۱.
  16. بحرانی، البرهان، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۳۲۹.
  1. پاسخ‌های دیگر هم به این اشکال داده شده است. برای دیدن آنها رجوع کنید به: انواری، انگاره تحریف قرآن، ص۷۷.

منابع

  • ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، تحقیق، الطیب، اسعد محمد، مکتبة نزار مصطفی الباز، عربستان سعودی، چاپ سوم، ۱۴۱۹ق.
  • انواری، جعفر، انگاره تحریف قرآن، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ اول، ۱۳۹۰ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، نزاهت قرآن از تحریف، قم، نشر اسراء، ۱۳۸۳ش.
  • شریفی، محمود، اسطورة التحریف، با اشراف آیت‌الله محمدهادی معرفت، [تهران]، نشر مشعر، ۱۴۲۹ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، شیخ آقابزرگ تهرانی، تحقیق، قصیرعاملی، احمد، داراحیاء التراث العربی، بیروت، بی‌تا.
  • طباطبایى سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، قم، جامعه‏ مدرسین حوزه علمیه، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغی‏، محمد جواد، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
  • طبری، ابو جعفر محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • کفعمی، ابراهیم بن علی، المصباح (جنة الأمان الواقیة و جنة الإیمان الباقیة)، دار الرضی (زاهدی)، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۵ق.
  • کوفی، محمد بن محمد اشعث، الجعفریات (الأشعثیات)، تهران، مکتبة نینوی الحدیثة، چاپ اول، بی تا.
  • محمدی (نجارزادگان)، فتح‌الله، سلامة القران من التحریف، تهران، نشر مشعر، ۱۴۲۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
  • معرفت، محمدهادی، آموزش علوم قرآن، [بی‌جا]، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چ۱، ۱۳۷۱ش.
  • واحدی نیشابوری، اسباب النزول، ترجمه: ذکاوتی قراگزلو، علیرضا، نشر نی، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.

پیوند به بیرون