سوره فصلت

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
غافر سورهٔ فصلت شوری
سوره فصلت.jpg
شماره سوره: ۴۱
جزء : ۲۴ و ۲۵
نزول
ترتیب نزول: ۶۱
مکی/مدنی: مکی
اطلاعات آماری
تعداد آیات: ۵۴
تعداد کلمات: ۷۹۶
تعداد حروف: ۳۳۶۴

سوره فُصِّلَت‌ْ یا حم سجده، چهل و یکمین سوره و از سوره‌های مکی و سجده‌دارِ قرآن که در جزء ۲۴ و ۲۵ قرآن جای گرفته است. واژه «فصلت» به معنای «شیوا بیان شده» در آیه سوم آمده و به همین جهت این سوره به این نام‌ شهرت یافته است‌. سوره فصلت بیشتر درباره روی‌برگرداندن کافران از قرآن سخن می‌گوید. وحدانیت خدا، نبوت پیامبر(ص)، قیامت و اشاره به سرگذشت قوم عاد و ثمود از دیگر موضوعات مطرح‌شده در آن است.

از آیات مشهور این سوره، آیه ۳۴ است که پیامبر را دعوت می‌کند در برابر بدرفتاری‌های کافران، رفتاری نیکو داشته باشد؛ همچنین آیه ۴۱ و ۴۲ که مفسران گفته‌اند دلیلی بر تحریف‌ناپذیری قرآن است. درباره فضیلت تلاوت این سوره از جمله از پیامبر(ص) روایت شده است هر کس سوره فصلت را قرائت کند، به تعداد تمامی حروف تشکیل‌دهنده این سوره، ده حسنه به او داده می‌شود.

معرفی

  • نامگذاری

این سوره را فُصِّلَت نامیده‌اند؛ به سبب آنکه در آیه سوم، واژه «فصلت» به معنای «چیزی که شیوا بیان شده» وصف قرآن بیان شده است. سوره فُصّلت را سوره سجده و مصابیح نیز گفته‌اند؛ زیرا جزو چهار سوره عزائم(سوره‌های سجده‌دار) است و اینکه واژه مصابیح در آیه دوازدهم آن آمده است.[۱]

  • ترتیب و محل نزول

سوره فصلت جزو سوره‌های مکی و در ترتیب نزول، شصت و یکمین سوره‌ای است که بر پیامبر(ص) نازل شده است. این سوره در چینش کنونی مُصحَف، چهل و یکمین سوره است[۲] و در جزء ۲۴ و ۲۵ قرآن جای دارد.

  • تعداد آیات و دیگر ویژگی‌ها

این سوره ۵۴ آیه، ۷۹۶ کلمه و ۳۳۶۴ حرف دارد و از نظر حجمی جزو سوره‌های مثانی و کمی بیش از یک حزب (یک‌چهارم جزء) است. سوره فصلت همچنین جزو سوره‌های حامیمات است؛ یعنی سوره‌هایی که با حروف مقطعه «حم» (خوانده می‌شود حا میم) شروع می‌شوند.[۳] آیه ۳۷ این سوره دارای سجده واجب است. یعنی با قرائت یا شنیدن آن آیه، واجب است فرد سجده کند.[۴]، قرائت سوره‌هایی که سجده واجب دارند، در نمازهای واجب جایز نیست.[۵]

محتوا

سوره فصلت بیشتر درباره روی‌برگرداندن کافران از قرآن سخن می‌گوید و این مطلب در سه جای این سوره تکرار شده است. در پایان سوره نیز سخن از خدایی بودن قرآن آمده است. دیگر مطالبی که در این سوره مطرح شده این موضوعات است: مسئله وحدانیت خدا، نبوت خاتم الانبیاء(ص)، نزول و اوصاف و خصوصیات قرآن، مسئله معاد و احوال قیامت، شهادت‌دادن چشم و گوش و پوست و تمام اعضا و جوارحِ دوزخیان بر علیه آنان و سرگذشت قوم عاد و قوم ثمود.[۶]

محتوای سوره فصلت[۷]
 
 
 
 
 
 
 
 
اقدامات کافران در مخالفت با قرآن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اقدام پنجم؛ آیه ۵۲-۵۴
تردید در اصالت قرآن
 
اقدام چهارم؛ آیه ۴۴-۵۱
ادعای نامفهوم‌بودن معارف قرآن
 
اقدام سوم؛ آیه ۳۷-۴۳
انکار آیات تکوینی و تشریعی خدا
 
اقدام دوم؛ آیه ۲۶-۳۶
جلوگیری از انتشار معارف قرآن
 
اقدام اول؛ آیه ۱-۲۵
روی‌گردانی از معارف توحیدی خدا
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مطلب اول؛ آیه ۵۲
گمراهی منکران اصالت قرآن
 
پاسخ اول؛ آیه ۴۴
کافران اهل درک معارف قرآن نیستند
 
مطلب اول؛ آیه ۳۷-۳۹
نکوهش استکبار در برابر آیات تکوینی خدا
 
آیه ۲۶
تلاش کافران برای جلوگیری از استماع قرآن
 
آیه ۱-۵
بهانه کافران برای روی‌گردانی از قرآن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مطلب دوم؛ آیه ۵۳-۵۴
دلالت آیات الهی بر حقانیت قرآن
 
پاسخ دوم؛ آیه ۴۵-۴۶
همانندی رفتار کافران با یهودیان لجوج
 
مطلب دوم؛ آیه ۴۰
کیفر انکار آیات تشریعی
 
مطلب اول؛ آیه ۲۷-۳۳
کیفر دشمنی با آیات الهی
 
پاسخ اول؛ آیه ۶-۸
به خدای واحد روی آورید
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
پاسخ سوم؛ آیه ۴۷-۵۱
بررسی ریشه انکار معارف قرآن
 
مطلب سوم؛ آیه ۴۱-۴۳
حقانیت معارف قرآن
 
مطلب دوم؛ آیه ۳۴-۳۶
روش مقابله با کافران مانع‌تراش
 
پاسخ دوم؛ آیه ۹-۱۲
برای آفریننده جهان شریک قرار ندهید
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
پاسخ سوم؛ آیه ۱۳-۱۸
یادآوری هلاکت مشرکان امت‌های پیشین
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
پاسخ چهارم؛ آیه ۱۹-۲۵
یادآوری عذاب اخروی


آیات مشهور

نیکی در برابر بدرفتاری‌ها

  • وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیئَةُ ۚادْفَعْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَینَک وَبَینَهُ عَدَاوَةٌ کأَنَّهُ وَلِی حَمِیمٌ (آیه ۳۴)

ترجمه: و نیکی با بدی یکسان نیست. [بدی را] با آنچه بهتر است دفع کن؛ آنگاه کسی که میان تو و میان او دشمنی است، گویی دوستی یکدل می‌گردد.

در آیه بالا توصیه‌ای اخلاقی و اجتماعی مطرح شده است. به همین علت این آیه در مباحث اخلاق مورد توجه مفسران و معلمان اخلاق قرار گرفته است. اگرچه دو واژه «حسنه» و «سیئه» مفهوم گسترده‌ای دارند و شامل هر نیکی و بدی می‌شوند، اما در این آیه منظور از آن دو، نیکی و بدی در تبلیغ دین است. این آیه به پیامبر توصیه می‌کند بدی‌ها را با خوبی پاسخ بده و اهل انتقام نباش تا موفق شوی.[۸]

تحریف‌ناپذیری قرآن

نوشتار اصلی: عدم تحریف قرآن
  • ...إِنَّهُ لَکتَابٌ عَزِیزٌ لَّا یأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَینِ یدَیهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ ۖ تَنزِیلٌ مِّنْ حَکیمٍ حَمِیدٍ (آیه ۴۱ـ۴۲)

ترجمه: ...به راستی که آن (قرآن) کتابی ارجمند است. از پیش روی آن و از پشت سرش باطل به سویش نمی‌آید؛ وحی [نامه‌]ای است از حکیمی ستوده‌[صفات‌].

عدم تحریف قرآن یا تحریف‌ناپذیری قرآن، از اعتقادات عموم مسلمانان است که بر اساس آن معتقدند قرآنی که در دست مسلمانان است، دقیقاً همان است که بر پیامبر(ص) وحی شده و نه چیزی به آن افزوده و نه از آن کم شده است. مفسران و متکلمان در ردّ و انکار هر گونه تحریف، به آیات و روایاتی استناد کرده‌اند. آیات ۴۱ و ۴۲ سوره فصلت از جمله این آیات است.[۹]

بازگشت نتیجه اعمال، به خود شخص

  • مَّنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَیهَا ۗ وَمَا رَ‌بُّک بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِیدِ (آیه ۴۶)

ترجمه: هر که کار شایسته کند، به سود خود اوست؛ و هر که بدی کند، به زیان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست.

این آیه به یک قانون کلی درباره اعمال آدمی می‌پردازد که قرآن بارها بر آن تأکید کرده است. منظور این آیه این است که اگر کافران به قرآن و سخن پیامبر ایمان نیاورند نه به خداوند و نه به پیامبرش، زیانی نمی‌رسد بلکه خود کافران هستند که زیان خواهند دید.[۱۰]

داستان‌ها و روایت‌های تاریخی

  • عذاب قوم عاد و ثمود، دعوت پیامبران، انکار پیامبران از سوی قوم، خودبرتربینی عاد، نزول تندباد و نابودی عاد، دعوت ثمود به هدایت، نپذیرفتن هدایت، نزول صاعقهٔ عذاب (آیات ۱۳-۱۷).

فضیلت و خواص

در فضیلت تلاوت این سوره از جمله از پیامبر(ص) نقل شده هر کس سوره فصلت را قرائت کند، به تعداد تمامی حروف تشکیل دهنده این سوره، ده حسنه به او داده می‌شود.[۱۱] همچنین از امام صادق(ع) روایت شده قرائت سوره فصلت موجب نورانیت و سرور و شادی قاری آن در روز قیامت می‌شود و در دنیا به گونه‌ای زندگی می‌کند که همه او را ستایش کنند و به حال او غبطه بخورند.[۱۲]

در تفسیر برهان برای قرائت این سوره خواصی چون بهبود بیماری‌های قلبی و چشم و بهبود درد شکم نقل شده است.[۱۳]

خواندن سوره فصلت در نمازهای مستحب، به ویژه رکعت پنجم نماز شب در شب جمعه[۱۴] و نیز تلاوت آن در شب جمعه[۱۵] و نخستین رکعت از دو رکعتی که در داخل کعبه بین دو ستون بر سنگ سرخ خوانده می‌شود، مستحب است.[۱۶]

متن و ترجمه

سوره فصلت
بِسْمِ اللَّهِ الرَّ‌حْمَٰنِ الرَّ‌حِیمِ
حم ﴿۱﴾ تَنزِیلٌ مِّنَ الرَّ‌حْمَٰنِ الرَّ‌حِیمِ ﴿۲﴾ کتَابٌ فُصِّلَتْ آیاتُهُ قُرْ‌آنًا عَرَ‌بِیا لِّقَوْمٍ یعْلَمُونَ ﴿۳﴾ بَشِیرً‌ا وَنَذِیرً‌ا فَأَعْرَ‌ضَ أَکثَرُ‌هُمْ فَهُمْ لَا یسْمَعُونَ ﴿۴﴾ وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِی أَکنَّةٍ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَیهِ وَفِی آذَانِنَا وَقْرٌ‌ وَمِن بَینِنَا وَبَینِک حِجَابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ ﴿۵﴾ قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ‌ مِّثْلُکمْ یوحَیٰ إِلَی أَنَّمَا إِلَٰهُکمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِیمُوا إِلَیهِ وَاسْتَغْفِرُ‌وهُ ۗ وَوَیلٌ لِّلْمُشْرِ‌کینَ ﴿۶﴾ الَّذِینَ لَا یؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُم بِالْآخِرَ‌ةِ هُمْ کافِرُ‌ونَ ﴿۷﴾ إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ‌ غَیرُ‌ مَمْنُونٍ ﴿۸﴾ قُلْ أَئِنَّکمْ لَتَکفُرُ‌ونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْ‌ضَ فِی یوْمَینِ وَتَجْعَلُونَ لَه‌اندادًا ۚ ذَٰلِک رَ‌بُّ الْعَالَمِینَ ﴿۹﴾ وَجَعَلَ فِیهَا رَ‌وَاسِی مِن فَوْقِهَا وَبَارَ‌ک فِیهَا وَقَدَّرَ‌ فِیهَا أَقْوَاتَهَا فِی أَرْ‌بَعَةِ أَیامٍ سَوَاءً لِّلسَّائِلِینَ ﴿۱۰﴾ ثُمَّ اسْتَوَیٰ إِلَی السَّمَاءِ وَهِی دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْ‌ضِ ائْتِیا طَوْعًا أَوْ کرْ‌هًا قَالَتَا أَتَینَا طَائِعِینَ ﴿۱۱﴾فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِی یوْمَینِ وَأَوْحَیٰ فِی کلِّ سَمَاءٍ أَمْرَ‌هَا ۚ وَزَینَّا السَّمَاءَ الدُّنْیا بِمَصَابِیحَ وَحِفْظًا ۚ ذَٰلِک تَقْدِیرُ‌ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ ﴿۱۲﴾ فَإِنْ أَعْرَ‌ضُوا فَقُلْ أَنذَرْ‌تُکمْ صَاعِقَةً مِّثْلَ صَاعِقَةِ عَادٍ وَثَمُودَ ﴿۱۳﴾ إِذْ جَاءَتْهُمُ الرُّ‌سُلُ مِن بَینِ أَیدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ ۖ قَالُوا لَوْ شَاءَ رَ‌بُّنَا لَأَنزَلَ مَلَائِکةً فَإِنَّا بِمَا أُرْ‌سِلْتُم بِهِ کافِرُ‌ونَ ﴿۱۴﴾ فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَکبَرُ‌وا فِی الْأَرْ‌ضِ بِغَیرِ‌ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً ۖ أَوَلَمْ یرَ‌وْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً ۖ وَکانُوا بِآیاتِنَا یجْحَدُونَ ﴿۱۵﴾ فَأَرْ‌سَلْنَا عَلَیهِمْ رِ‌یحًا صَرْ‌صَرً‌ا فِی أَیامٍ نَّحِسَاتٍ لِّنُذِیقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْی فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا ۖ وَلَعَذَابُ الْآخِرَ‌ةِ أَخْزَیٰ ۖ وَهُمْ لَا ینصَرُ‌ونَ ﴿۱۶﴾ وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَینَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَیٰ عَلَی الْهُدَیٰ فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَةُ الْعَذَابِ الْهُونِ بِمَا کانُوا یکسِبُونَ ﴿۱۷﴾ وَنَجَّینَا الَّذِینَ آمَنُوا وَکانُوا یتَّقُونَ ﴿۱۸﴾ وَیوْمَ یحْشَرُ‌ أَعْدَاءُ اللَّهِ إِلَی النَّارِ‌ فَهُمْ یوزَعُونَ ﴿۱۹﴾ حَتَّیٰ إِذَا مَا جَاءُوهَا شَهِدَ عَلَیهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصَارُ‌هُمْ وَجُلُودُهُم بِمَا کانُوا یعْمَلُونَ ﴿۲۰﴾ وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدتُّمْ عَلَینَا ۖ قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِی أَنطَقَ کلَّ شَیءٍ وَهُوَ خَلَقَکمْ أَوَّلَ مَرَّ‌ةٍ وَإِلَیهِ تُرْ‌جَعُونَ ﴿۲۱﴾ وَمَا کنتُمْ تَسْتَتِرُ‌ونَ أَن یشْهَدَ عَلَیکمْ سَمْعُکمْ وَلَا أَبْصَارُ‌کمْ وَلَا جُلُودُکمْ وَلَٰکن ظَنَنتُمْ أَنَّ اللَّهَ لَا یعْلَمُ کثِیرً‌ا مِّمَّا تَعْمَلُونَ ﴿۲۲﴾ وَذَٰلِکمْ ظَنُّکمُ الَّذِی ظَنَنتُم بِرَ‌بِّکمْ أَرْ‌دَاکمْ فَأَصْبَحْتُم مِّنَ الْخَاسِرِ‌ینَ ﴿۲۳﴾ فَإِن یصْبِرُ‌وا فَالنَّارُ‌ مَثْوًی لَّهُمْ ۖ وَإِن یسْتَعْتِبُوا فَمَا هُم مِّنَ الْمُعْتَبِینَ ﴿۲۴﴾ وَقَیضْنَا لَهُمْ قُرَ‌نَاءَ فَزَینُوا لَهُم مَّا بَینَ أَیدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَحَقَّ عَلَیهِمُ الْقَوْلُ فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ ۖ إِنَّهُمْ کانُوا خَاسِرِ‌ینَ ﴿۲۵﴾ وَقَالَ الَّذِینَ کفَرُ‌وا لَا تَسْمَعُوا لِهَٰذَا الْقُرْ‌آنِ وَالْغَوْا فِیهِ لَعَلَّکمْ تَغْلِبُونَ ﴿۲۶﴾ فَلَنُذِیقَنَّ الَّذِینَ کفَرُ‌وا عَذَابًا شَدِیدًا وَلَنَجْزِینَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی کانُوا یعْمَلُونَ ﴿۲۷﴾ ذَٰلِک جَزَاءُ أَعْدَاءِ اللَّهِ النَّارُ‌ ۖ لَهُمْ فِیهَا‌دار الْخُلْدِ ۖ جَزَاءً بِمَا کانُوا بِآیاتِنَا یجْحَدُونَ ﴿۲۸﴾ وَقَالَ الَّذِینَ کفَرُ‌وا رَ‌بَّنَا أَرِ‌نَا اللَّذَینِ أَضَلَّانَا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِیکونَا مِنَ الْأَسْفَلِینَ ﴿۲۹﴾ إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَ‌بُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ الْمَلَائِکةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُ‌وا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کنتُمْ تُوعَدُونَ ﴿۳۰﴾ نَحْنُ أَوْلِیاؤُکمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَفِی الْآخِرَ‌ةِ ۖ وَلَکمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِی أَنفُسُکمْ وَلَکمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ ﴿۳۱﴾ نُزُلًا مِّنْ غَفُورٍ‌ رَّ‌حِیمٍ ﴿۳۲﴾ وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَی اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ ﴿۳۳﴾ وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیئَةُ ۚ ادْفَعْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَینَک وَبَینَهُ عَدَاوَةٌ کأَنَّهُ وَلِی حَمِیمٌ ﴿۳۴﴾ وَمَا یلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُ‌وا وَمَا یلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ ﴿۳۵﴾ وَإِمَّا ینزَغَنَّک مِنَ الشَّیطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ ۖ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ﴿۳۶﴾ وَمِنْ آیاتِهِ اللَّیلُ وَالنَّهَارُ‌ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ‌ ۚ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ‌ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَهُنَّ إِن کنتُمْ إِیاهُ تَعْبُدُونَ ﴿۳۷﴾ فَإِنِ اسْتَکبَرُ‌وا فَالَّذِینَ عِندَ رَ‌بِّک یسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّیلِ وَالنَّهَارِ‌ وَهُمْ لَا یسْأَمُونَ ۩ ﴿۳۸﴾ وَمِنْ آیاتِهِ أَنَّک تَرَ‌ی الْأَرْ‌ضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَیهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَ‌بَتْ ۚ إِنَّ الَّذِی أَحْیاهَا لَمُحْیی الْمَوْتَیٰ ۚ إِنَّهُ عَلَیٰ کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ‌ ﴿۳۹﴾ إِنَّ الَّذِینَ یلْحِدُونَ فِی آیاتِنَا لَا یخْفَوْنَ عَلَینَا ۗ أَفَمَن یلْقَیٰ فِی النَّارِ‌ خَیرٌ‌ أَم مَّن یأْتِی آمِنًا یوْمَ الْقِیامَةِ ۚ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ ۖ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ‌ ﴿۴۰﴾ إِنَّ الَّذِینَ کفَرُ‌وا بِالذِّکرِ‌ لَمَّا جَاءَهُمْ ۖ وَإِنَّهُ لَکتَابٌ عَزِیزٌ ﴿۴۱﴾ لَّا یأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَینِ یدَیهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ ۖ تَنزِیلٌ مِّنْ حَکیمٍ حَمِیدٍ ﴿۴۲﴾ مَّا یقَالُ لَک إِلَّا مَا قَدْ قِیلَ لِلرُّ‌سُلِ مِن قَبْلِک ۚ إِنَّ رَ‌بَّک لَذُو مَغْفِرَ‌ةٍ وَذُو عِقَابٍ أَلِیمٍ ﴿۴۳﴾ وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْ‌آنًا أَعْجَمِیا لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آیاتُهُ ۖ أَأَعْجَمِی وَعَرَ‌بِی ۗ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدًی وَشِفَاءٌ ۖ وَالَّذِینَ لَا یؤْمِنُونَ فِی آذَانِهِمْ وَقْرٌ‌ وَهُوَ عَلَیهِمْ عَمًی ۚ أُولَٰئِک ینَادَوْنَ مِن مَّکانٍ بَعِیدٍ ﴿۴۴﴾ وَلَقَدْ آتَینَا مُوسَی الْکتَابَ فَاخْتُلِفَ فِیهِ ۗ وَلَوْلَا کلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّ‌بِّک لَقُضِی بَینَهُمْ ۚ وَإِنَّهُمْ لَفِی شَک مِّنْهُ مُرِ‌یبٍ ﴿۴۵﴾ مَّنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَیهَا ۗ وَمَا رَ‌بُّک بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِیدِ ﴿۴۶﴾ إِلَیهِ یرَ‌دُّ عِلْمُ السَّاعَةِ ۚ وَمَا تَخْرُ‌جُ مِن ثَمَرَ‌اتٍ مِّنْ أَکمَامِهَا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَیٰ وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ ۚ وَیوْمَ ینَادِیهِمْ أَینَ شُرَ‌کائِی قَالُوا آذَنَّاک مَا مِنَّا مِن شَهِیدٍ ﴿۴۷﴾ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا کانُوا یدْعُونَ مِن قَبْلُ ۖ وَظَنُّوا مَا لَهُم مِّن مَّحِیصٍ ﴿۴۸﴾ لَّا یسْأَمُ الْإِنسَانُ مِن دُعَاءِ الْخَیرِ‌ وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ‌ فَیئُوسٌ قَنُوطٌ ﴿۴۹﴾ وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ رَ‌حْمَةً مِّنَّا مِن بَعْدِ ضَرَّ‌اءَ مَسَّتْهُ لَیقُولَنَّ هَٰذَا لِی وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّ‌جِعْتُ إِلَیٰ رَ‌بِّی إِنَّ لِی عِندَهُ لَلْحُسْنَیٰ ۚ فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِینَ کفَرُ‌وا بِمَا عَمِلُوا وَلَنُذِیقَنَّهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِیظٍ ﴿۵۰﴾ وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَی الْإِنسَانِ أَعْرَ‌ضَ وَنَأَیٰ بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ‌ فَذُو دُعَاءٍ عَرِ‌یضٍ ﴿۵۱﴾ قُلْ أَرَ‌أَیتُمْ إِن کانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ ثُمَّ کفَرْ‌تُم بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِی شِقَاقٍ بَعِیدٍ ﴿۵۲﴾ سَنُرِ‌یهِمْ آیاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّیٰ یتَبَینَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ ۗ أَوَلَمْ یکفِ بِرَ‌بِّک أَنَّهُ عَلَیٰ کلِّ شَیءٍ شَهِیدٌ ﴿۵۳﴾ أَلَا إِنَّهُمْ فِی مِرْ‌یةٍ مِّن لِّقَاءِ رَ‌بِّهِمْ ۗ أَلَا إِنَّهُ بِکلِّ شَیءٍ مُّحِیطٌ ﴿۵۴﴾
به نام خداوند رحمتگر مهربان
حاء، میم. (۱) وحی [نامه‌]ای است از جانب [خدای‌] رحمتگر مهربان. (۲) کتابی است که آیات آن، به روشنی بیان شده. قرآنی است به زبان عربی برای مردمی که می‌دانند. (۳) بشارتگر و هشداردهنده است. و[لی‌] بیشتر آنان رویگردان شدند، در نتیجه [چیزی را] نمی‌شنوند. (۴) و گفتند: «دلهای ما از آنچه ما را به سوی آن می‌خوانی سخت محجوب و مهجور است. و در گوشهای ما سنگینی و میان ما و تو پرده‌ای است؛ پس تو کار خود را بکن ما [هم‌] کار خود را می‌کنیم.» (۵) بگو: «من، بشری چون شمایم، جز اینکه به من وحی می‌شود که خدای شما خدایی یگانه است. پس مستقیماً به سوی او بشتابید و از او آمرزش بخواهید. و وای بر مشرکان.» (۶) همان کسانی که زکات نمی‌دهند و آنان که به آخرت ناباورند. (۷) کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند آنان را پاداشی بی‌پایان است. (۸) بگو: «آیا این شمایید که واقعاً به آن کسی که زمین را در دو هنگام آفرید، کفر می‌ورزید و برای او همتایانی قرار می‌دهید؟ این است پروردگار جهانیان.» (۹) و در [زمین‌]، از فراز آن [لنگرآسا] کوهها نهاد و در آن خیر فراوان پدید آورد، و مواد خوراکی آن را در چهار روز اندازه‌گیری کرد [که‌] برای خواهندگان، درست [و متناسب با نیازهایشان‌] است. (۱۰) سپس آهنگ [آفرینش‌] آسمان کرد، و آن بخاری بود. پس به آن و به زمین فرمود: «خواه یا ناخواه بیایید.» آن دو گفتند: «فرمان‌پذیر آمدیم.» (۱۱)پس آنها را [به صورت‌] هفت آسمان، در دو هنگام مقرّر داشت و در هر آسمانی کار [مربوط به‌] آن را وحی فرمود، و آسمان [این‌] دنیا را به چراغها آذین کردیم و [آن را نیک‌] نگاه داشتیم؛ این است اندازه‌گیری آن نیرومند دانا. (۱۲) پس اگر روی برتافتند بگو: «شما را از آذرخشی چون آذرخش عاد و ثمود بر حذر داشتم.» (۱۳) چون فرستادگان [ما] از پیش رو و از پشت سرشان بر آنان آمدند [و گفتند:] «زنهار، جز خدا را مپرستید»، گفتند: «اگر پروردگار ما می‌خواست، قطعاً فرشتگانی فرومی‌فرستاد، پس ما به آنچه بدان فرستاده شده‌اید کافریم.» (۱۴) و امّا عادیان، به ناحق، در زمین سر برافراشتند و گفتند: «از ما نیرومندتر کیست؟» آیا ندانسته‌اند که آن خدایی که خلقشان کرده خود از ایشان نیرومندتر است؟ و در نتیجه آیات ما را انکار می‌کردند. (۱۵) پس بر آنان تندبادی توفنده در روزهایی شوم فرستادیم تا در زندگی دنیا عذاب رسوایی را بدانان بچشانیم و قطعاً عذاب آخرت رسواکننده‌تر است و آنان یاری نخواهند شد. (۱۶) و اما ثمودیان: پس آنان را راهبری کردیم و[لی‌] کوردلی را بر هدایت ترجیح دادند، پس به [کیفر] آنچه مرتکب می‌شدند صاعقه عذاب خفت‌آور آنان را فروگرفت. (۱۷) و کسانی را که ایمان آورده بودند و پروا می‌داشتند رهانیدیم. (۱۸) و [یاد کن‌] روزی را که دشمنان خدا به سوی آتش گردآورده و بازداشت [و دسته دسته تقسیم‌] می‌شوند. (۱۹) تا چون بدان رسند، گوششان و دیدگانشان و پوستشان به آنچه می‌کرده‌اند، بر ضدّشان گواهی دهند. (۲۰) و به پوست [بدن‌] خود می‌گویند: «چرا بر ضدّ ما شهادت دادید؟» می‌گویند: «همان خدایی که هر چیزی را به زبان درآورده ما را گویا گردانیده است، و او نخستین بار شما را آفرید و به سوی او برگردانیده می‌شوید.» (۲۱) و [شما] از اینکه مبادا گوش و دیدگان و پوستتان بر ضدّ شما گواهی دهند [گناهانتان را] پوشیده نمی‌داشتید لیکن گمان داشتید که خدا بسیاری از آنچه را که می‌کنید نمی‌داند. (۲۲) و همین بود گمانتان که درباره پروردگارتان بردید؛ شما را هلاک کرد و از زیانکاران شدید. (۲۳) پس اگر شکیبایی نمایند جایشان در آتش است و اگر از در پوزش درآیند مورد اجابت قرار نمی‌گیرند. (۲۴) و برای آنان دمسازانی گذاشتیم، و آنچه در دسترس ایشان و آنچه در پی آنان بود در نظرشان زیبا جلوه دادند و فرمان [عذاب‌] در میان امّتهایی از جن و انس که پیش از آنان روزگار به سر برده بودند، بر ایشان واجب آمد، چرا که آنها زیانکاران بودند. (۲۵) و کسانی که کافر شدند گفتند: «به این قرآن گوش مدهید و سخن لغو در آن اندازید، شاید شما پیروز شوید.» (۲۶) و قطعاً کسانی را که کافر شده‌اند عذابی سخت می‌چشانیم و حتماً آنها را به بدتر از آنچه می‌کرده‌اند جزا می‌دهیم. (۲۷) آری، سزای دشمنان خدا همان آتش است که در آن، منزل همیشگی دارند. [این‌] جزا به کیفر آن است که نشانه‌های ما را انکار می‌کردند. (۲۸) و کسانی که کفر ورزیدند گفتند: «پروردگارا، آن دو [گمراه‌گری‌] از جن و انس که ما را گمراه کردند به ما نشان ده تا آنها را زیر قدمهایمان بگذاریم تا زبون شوند.» (۲۹) در حقیقت، کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداست»؛ سپس ایستادگی کردند، فرشتگان بر آنان فرود می‌آیند [و می‌گویند:] «هان، بیم مدارید و غمین مباشید، و به بهشتی که وعده یافته بودید شاد باشید. (۳۰) در زندگی دنیا و در آخرت دوستانتان ماییم، و هر چه دلهایتان بخواهد در [بهشت‌] برای شماست، و هر چه خواستار باشید در آنجا خواهید داشت؛ (۳۱) روزی آماده‌ای از سوی آمرزنده مهربان است.» (۳۲) و کیست خوشگفتارتر از آن کس که به سوی خدا دعوت نماید و کار نیک کند و گوید: «من [در برابر خدا] از تسلیم‌شدگانم»؟ (۳۳) و نیکی با بدی یکسان نیست. [بدی را] آنچه خود بهتر است دفع کن؛ آنگاه کسی که میان تو و میان او دشمنی است، گویی دوستی یکدل می‌گردد. (۳۴) و این [خصلت‌] را جز کسانی که شکیبا بوده‌اند نمی‌یابند، و آن را جز صاحب بهره‌ای بزرگ، نخواهد یافت. (۳۵) و اگر دمدمه‌ای از شیطان تو را از جای درآورد، پس به خدا پناه ببر که او خود شنوای داناست. (۳۶) و از نشانه‌های [حضور] او شب و روز و خورشید و ماه است؛ نه برای خورشید سجده کنید و نه برای ماه، و اگر تنها او را می‌پرستید آن خدایی را سجده کنید که آنها را خلق کرده است. (۳۷) پس اگر کبر ورزیدند، کسانی که در پیشگاه پروردگار تواند شبانه‌روز او را نیایش می‌کنند و خسته نمی‌شوند. (۳۸) و از [دیگر] نشانه‌های او این است که تو زمین را فسرده می‌بینی و چون باران بر آن فروریزیم به جنبش درآید و بردمد. آری، همان کسی که آن را زندگی بخشید قطعاً زنده‌کننده مردگان است. در حقیقت، او بر هر چیزی تواناست. (۳۹) کسانی که در [فهم و ارائه‌] آیات ما کژ می‌روند بر ما پوشیده نیستند. آیا کسی که در آتش افکنده می‌شود بهتر است یا کسی که روز قیامت آسوده‌خاطر می‌آید؟ هر چه می‌خواهید بکنید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست. (۴۰) کسانی که به این قرآن -چون بدیشان رسید- کفر ورزیدند [به کیفر خود می‌رسند] و به راستی که آن کتابی ارجمند است. (۴۱) از پیش روی آن و از پشت سرش باطل به سویش نمی‌آید؛ وحی [نامه‌]ای است از حکیمی ستوده‌[صفات‌]. (۴۲) به تو جز آنچه به پیامبران پیش از تو گفته شده است گفته نمی‌شود. به راستی که پروردگار تو دارای آمرزش و دارنده کیفری پر درد است. (۴۳) و اگر [این کتاب را] قرآنی غیر عربی گردانیده بودیم، قطعاً می‌گفتند: «چرا آیه‌های آن روشن بیان نشده؟ کتابی غیر عربی و [مخاطب آن‌] عرب زبان؟» بگو: «این [کتاب‌] برای کسانی که ایمان آورده‌اند رهنمود و درمانی است، و کسانی که ایمان نمی‌آورند در گوشهایشان سنگینی است و قرآن برایشان نامفهوم است، و [گویی‌] آنان را از جایی دور ندا می‌دهند! (۴۴) و به راستی موسی را کتاب [تورات‌] دادیم، پس در آن اختلاف واقع شد، و اگر از جانب پروردگارت فرمان [مهلت‌] سبقت نگرفته بود، قطعاً میانشان داوری شده بود؛ و در حقیقت آنان درباره آن به شکی سخت دچارند. (۴۵) هر که کار شایسته کند، به سود خود اوست؛ و هر که بدی کند، به زیان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست. (۴۶) دانستن هنگام رستاخیز فقط منحصر به اوست، و میوه‌ها از غلافهایشان بیرون نمی‌آیند و هیچ مادینه‌ای بار نمی‌گیرد و بار نمی‌گذارد مگر آنکه او به آن علم دارد. و روزی که [خدا] آنان را ندا می‌دهد: «شریکان من کجایند؟» می‌گویند: «با بانگ رسا به تو می‌گوییم که هیچ گواهی از میان ما نیست.» (۴۷) و آنچه از پیش می‌خواندند، از [نظر] آنان ناپدید می‌شود و می‌دانند که آنان را روی گریز نیست. (۴۸) انسان از دعای خیر خسته نمی‌شود، و چون آسیبی به او رسد مأیوس [و] نومید می‌گردد. (۴۹) و اگر از جانب خود رحمتی -پس از زیانی که به او رسیده است- بچشانیم، قطعاً خواهد گفت: «من سزاوار آنم و گمان ندارم که رستاخیز برپا شود، و اگر هم به سوی پروردگارم بازگردانیده شوم، قطعاً نزد او برایم خوبی خواهد بود. «پس بدون شک، کسانی را که کفران کرده‌اند، به آنچه انجام داده‌اند آگاه خواهیم کرد، و مسلماً از عذابی سخت به آنان خواهیم چشانید. (۵۰) و چون انسان را نعمت بخشیم، روی برتابد و خود را کنار کشد، و چون آسیبی بدو رسد دست به دعای فراوان بردارد. (۵۱) بگو: «به من خبر دهید، اگر [قرآن‌] از نزد خدا [آمده‌] باشد و آن را انکار کرده باشید، چه کسی گمراه‌تر از آن کس خواهد بود که به مخالفتی دور و دراز [دچار] آمده باشد؟» (۵۲) به زودی نشانه‌های خود را در افقها[ی گوناگون‌] و در دلهایشان بدیشان خواهیم نمود، تا برایشان روشن گردد که او خود حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت خود شاهد هر چیزی است؟ (۵۳) آری، آنان در لقای پروردگارشان تردید دارند. آگاه باش که مسلماً او به هر چیزی احاطه دارد. (۵۴)


سوره پیشین:
سوره غافر
سوره فصلت سوره پسین:
سوره شوری

١.فاتحه ٢.بقره ٣.آل‌عمران ٤.نساء ٥.مائده ٦.انعام ٧.اعراف ٨.انفال ٩.توبه ١٠.یونس ١١.هود ١٢.یوسف ١٣.رعد ١٤.ابراهیم ١٥.حجر ١٦.نحل ١٧.اسراء ١٨.کهف ١٩.مریم ٢٠.طه ٢١.انبیاء ٢٢.حج ٢٣.مؤمنون ٢٤.نور ٢٥.فرقان ٢٦.شعراء ٢٧.نمل ٢٨.قصص ٢٩.عنکبوت ٣٠.روم ٣١.لقمان ٣٢.سجده ٣٣.احزاب ٣٤.سبأ ٣٥.فاطر ٣٦.یس ٣٧.صافات ٣٨.ص ٣٩.زمر ٤٠.غافر ٤١.فصلت ٤٢.شوری ٤٣.زخرف ٤٤.دخان ٤٥.جاثیه ٤٦.احقاف ٤٧.محمد ٤٨.فتح ٤٩.حجرات ٥٠.ق ٥١.ذاریات ٥٢.طور ٥٣.نجم ٥٤.قمر ٥٥.الرحمن ٥٦.واقعه ٥٧.حدید ٥٨.مجادله ٥٩.حشر ٦٠.ممتحنه ٦١.صف ٦٢.جمعه ٦٣.منافقون ٦٤.تغابن ٦٥.طلاق ٦٦.تحریم ٦٧.ملک ٦٨.قلم ٦٩.حاقه ٧٠.معارج ٧١.نوح ٧٢.جن ٧٣.مزمل ٧٤.مدثر ٧٥.قیامه ٧٦.انسان ٧٧.مرسلات ٧٨.نبأ ٧٩.نازعات ٨٠.عبس ٨١.تکویر ٨٢.انفطار ٨٣.مطففین ٨٤.انشقاق ٨٥.بروج ٨٦.طارق ٨٧.اعلی ٨٨.غاشیه ٨٩.فجر ٩٠.بلد ٩١.شمس ٩٢.لیل ٩٣.ضحی ٩٤.شرح ٩٥.تین ٩٦.علق ٩٧.قدر ٩٨.بینه ٩٩.زلزله ١٠٠.عادیات ١٠١.قارعه ١٠٢.تکاثر ١٠٣.عصر ١٠٤.همزه ١٠٥.فیل ١٠٦.قریش ١٠٧.ماعون ١٠٨.کوثر ١٠٩.کافرون ١١٠.نصر ١١١.مسد ١١٢.اخلاص ١١٣.فلق ١١٤.ناس


پیوند به بیرون

پانویس

  1. خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۱۲۴۹.
  2. معرفت، آموزش علوم قرآن، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۱۶۶.
  3. خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۱۲۴۹.
  4. بنی هاشمی، توضیح المسائل مراجع، ج۱، ص۶۱۵و۶۱۷
  5. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۲۱ق، ج۹، ص۳۴۳.
  6. طباطبایی، المیزان، ۱۹۷۳م، ج‌۱۷، ص۳۵۸-۳۵۹.
  7. خامه‌گر، محمد، ساختار سوره‌های قرآن کریم، تهیه مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت نورالثقلین، قم، نشر نشرا، چ۱، ۱۳۹۲ش.
  8. مکارم شیرازی، برگزیده تفسیر نمونه، ۱۳۸۲ش، ج۴، ص۳۰۴.
  9. شیخ طوسی، التبیان، ۱۴۰۹ق، ج۹، ص۱۳۱و۱۳۲؛ فخررازی، التفسیر الکبیر، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص۵۶۸؛ مراغی، تفسیر المراغی، ۱۹۸۵م، ج۲۴، ص۱۳۸.
  10. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۰، ص۳۰۸.
  11. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۷ش، ج۹، ص۵.
  12. شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ۱۳۸۲ش، ص۱۱۳.
  13. بحرانی، تفسیرالبرهان، ۱۴۱۶ق، ج۴، ص۷۷۵.
  14. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۴ق، ج۶، ص۱۴۱.
  15. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۴ق، ج۶، ص۱۴۶.
  16. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۱۱۷.

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه محمدمهدی فولادوند، تهران، دارالقرآن الکریم، ۱۴۱۸ق/۱۳۷۶ش.
  • بحرانی، سید هاشم، البرهان، تهران، بنیاد بعثت، ۱۴۱۶ق.
  • بنی‌هاشمی خمینی، سید محمد حسن، توضیح المسائل مراجع، دفتر نشر اسلامی، چاپ سوم، ۱۳۷۸ش.
  • حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، قم، آل البیت، ۱۴۱۴ق.
  • حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، قم، آل‌البیت، ۱۴۱۴ق.
  • خرمشاهی، بهاءالدین، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، تهران، دوستان-ناهید، ۱۳۷۷ش.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، مکتبة الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۹ق.
  • شیخ صدوق، محمد بن علی، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، تحقیق: صادق حسن زاده، تهران، ارمغان طوبی، ۱۳۸۲ش.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۹۷۳م.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه بیستونی، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۹۰ش.
  • علی‌بابایی، احمد، برگزیده تفسیر نمونه، تهران،‌ دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۲ش.
  • فخررازی، محمد بن عمر، التفسیرالکبیر، بیروت، ۱۴۱۷ق/ ۱۹۹۷م.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۳‌ق.
  • مراغی، احمد مصطفی، تفسیرالمراغی، بیروت، ۱۹۸۵.
  • معرفت، محمدهادی، آموزش علوم قرآنی، ترجمه ابومحمد وکیلی، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۱ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش.
  • نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام‌ فی‌ ثوبه‌ الجدید، قم‌، مؤسسه دائرة المعارف‌ الفقه‌ الاسلامی‌، ۱۴۲۱ق.