تنبیه بدنی زنان

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

تنبیه بدنی زنان مسئله‌ای اجتماعی که در اسلام (در غیر زنان ناشزه) ممنوع شده و در مورد زنان ناشزه در اصل حکم و جزئیات آن اختلاف وجود دارد.

مشهور عالمان مسلمان مسئله تنبیه زنان ناشزه را به واژه «وَاضْرِ‌بُوهُنَّ» در آیه ۳۴ سوره نساء مستند کرده‌اند؛ با این حال در چگونگی آن اختلاف داشته و حتی آن‌را به زدن با چوب مسواک محدود کرده‌اند. این حکم مخالفانی نیز دارد؛ پژوهشگرانی از جمله محمدهادی معرفت معتقدند این حکم مانند مسئله برده‌داری بوده و اسلام به‌صورت گام به گام درصدد برچیده شدن آن بوده است. تعدادی از عالمان و محققان نیز بر این باورند که واژه ضرب در آیه ۳۴ سوره نساء به معنای تلطیف و مهربانی با زن یا ترک خانه از طرف شوهر است. اختصاص داشتن این حکم به شرایط بحرانی جنگ احد و نسخ آن با رفع آن شرایط و یا ارتباط آن با شرایط فرهنگی جوامع از دیگر نظرات در این مسئله است.

برخی مسئله تنبیه بدنی زنان را باعث رواج خشونت خانگی علیه زنان دانسته‌اند. در مقابل گفته شده، این حکم فقط در مورد زنانی قابل اعمال است که نسبت به وظایف خاص همسری خود کوتاهی می‌کنند؛ ثانیا حدود تنبیه هم در روایات به شدت محدود شده چنانچه حتی نباید به کبودی یا سرخی بدن زن منجر شود و اگر بیشتر از این حد شد عواقب حقوقی و کیفری برای مرد در پی خواهد داشت. ضمن اینکه اصل چنین حکمی را لزومی نمی‌دانند بلکه اجرای آن در روایات کار مردان بد امت دانسته شده است.

مفهوم‌شناسی

«... وَاللَّاتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُ‌وهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِ‌بُوهُنَّ ۖ فَإِنْ أَطَعْنَکمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَیهِنَّ سَبِیلًا ۗ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیا کبِیرً‌ا»

«و زنانی را که از نافرمانی آنان بیم دارید [نخست‌] پندشان دهید و [بعد] در خوابگاه‌ها از ایشان دوری کنید و [اگر تاثیر نکرد] آنان را بزنید؛ پس اگر شما را اطاعت کردند [دیگر] بر آنها هیچ راهی [برای سرزنش‌] مجویید، که خدا والای بزرگ است.»[۱]

تنبیه بدنی زنان حکمی گرفته شده از آیه ۳۴ سوره نساء است که درباره زنان ناشزه (زنانی که وظایف همسری خود را بجا نمی‌آورند) اعمال می‌شود.[۲] البته بر اساس این آیه ابتدا باید زن ناشزه را نصیحت کرد، اگر تأثیر نداشت در بسترِ خواب از او کناره‌گیری کند و اگر تأثیر نداشت، نوبت به زدن می‌رسد.[۳]

مسأله تنبیه بدنی زنان را مختص به اسلام ندانسته‌اند؛ بلکه آن‌را پدیده‌ای اجتماعی می‌دانند که علاوه بر شیوع بسیار زیاد در تمامی جوامع از بدوی تا پیشرفته، محدویت زمانی هم ندارد.[۴]

دیدگاه‌ها

درباره واژه «وَاضْرِ‌بُوهُنَّ» در آیه ۳۴ سوره نساء دیدگاه‌های متعددی بر اساس شرایط و مقتضیات زمان و مکان مطرح شده است. برخی این حکم را دائمی و عده‌ای آن را مربوط به شرایط فرهنگی جوامع یا شرایط خاص جنگ احد دانسته‌اند که نسخ شده است. در میان نظریه‌پردازانی که این حکم را دائمی می‌دانند، برخی ضرب را به معنای زدن و دیگرانی به معنای تلطیف و مهربانی و عده‌ای نیز آن را به ترک خانه از طرف شوهر معنا کرده‌اند.[۵]

زدن زنان

به نظر مشهور مفسران و فقیهان شیعه و اهل سنت، «ضرب» در آیه ۳۴ سوره نساء به معنای کتک زدن است و آن‌را حکمی دائمی دانسته‌اند؛[۶] البته بیشتر کسانی که قائل به این نظر شده با استناد به برخی روایات[۷] برای «ضرب» رعایت شرایطی را لازم می‌دانند. ارتکاب خلاف (نشوز) توسط زن، رعایت ترتیب میان موعظه، قهر و زدن، زدن به قصد اصلاح نه انتقام،[۸] اکتفا به حداقل[۹] و عدم زدن به گونه‌ای که موجب دیه (خون‌ریزی، کبودی یا شکستگی بدن) شود،[۱۰] ازجمله شرایطی است که برای زدن زن لحاظ کرده‌اند.[۱۱]

برخی از مفسران معاصر در مواجهه با پرسش‌های دنیای جدید درباره موضوع زدن زنان در این آیه، برای توجیه نظر مشهور به مواردی چون مصلحت خانواده و تئوری‌های روان‌شناسان روی آورده‌اند. محمد عبده از علمای اهل سنت مشروع بودن کتک زدن زنان را امری ناپسند از منظر عقل و فطرت نمی‌داند، زمانی که خانواده به خاطر سرپیچی او رو به تباهی گذارده است؛ البته اگر بازگشتن از نافرمانی با زدن قابل اصلاح باشد.[۱۲] مکارم شیرازی نیز در پاسخ به این ایراد که چگونه اسلام به مردان اجازه زدن زنان را داده است، می‌گوید: اولا این تنبه فقط درباره افراد وظیفه‌ناشناس جایز است؛ همانگونه که در تمام قوانین دنیا افراد خاطی مجازات می‌شوند. ثانیا روانکاوان معتقدند جمعی از زنان حالتی به نام مازوشیسم دارند که تنها راه آرامش آنان تنبیه مختصر بدنی است و ممکن است آیه ناظر به چنین زنانی باشد.[۱۳]

زدن منوط به فرهنگ و عرف زمان و مکان

ابن عاشور از مفسران اهل سنت بر این باور است که مباح بودن زدن زن در آیه ۳۴ سوره نساء منوط به فرهنگی است که زدن زن را ستم تلقی نکند؛ وگرنه تنبیه زنان جایز نخواهد بود. وی روایاتی که زدن زنان را بر اساس این آیه مجاز دانسته‌اند را متاثر از عرف حاکم بر قبایل می‌داند؛ چراکه در قبایل بادیه‌نشین زدن زنان اعتدا و ستم محسوب نمی‌شد.[۱۴]

مهربانی یا ترک خانه

در دیدگاهی متفاوت از نظر مشهور برخی از نویسندگان با توجه به معانی واژه ضرب در زبان عربی از جمله روگردانی و ترک، بازداشتن، تغییر، همبسترشدن و ...، معتقد است کاربرد واژه ضرب در قرآن به قرینه الفاظ دیگر مشخص می‌شود. طبق این دیدگاه، تعبیر «واضربوهن» در آیه ۳۴ سوره نساء نه تنها به معنای کتک زدن نیست؛ بلکه به معنای تلطیف و مهربانی شوهر با زن است. بر این اساس معنای آیه چنین می‌شود؛ زنان ناشزه سه دسته‌اند: برخی با موعظه و نصیحت متنبه می‌شوند و عده‌ای با قهر و دوری کردن از بستر و دسته آخر با نوازش کردن و مهربانی شوهر به راه می‌آیند. طبق این نظر، اشتباه مفسران در ترجمه واژه ضرب در این آیه به کتک زدن، به دلیل روایاتی است که سخن از کتک زنان به میان آورده است.[۱۵] در نظری دیگر افرادی مانند سید کمال حیدری و عبدالحمید احمد ابوسلیمان، واژه «واضربوهن» را به معنای ترک خانه از طرف شوهر به عنوان آخرین راهکار برای سازگار ساختن همسر دانسته‌اند. در این نظر، برداشت مشهور را به دلیل فضای مردانه زمان نزول آیه یا صدور روایات می‌دانند و گفته‌اند با وجود راهکارهایی مانند طلاق اثری برای زدن زن ناشزه وجود نخواهد داشت.[۱۶]

نَسْخ تمهیدی

عده‌ای از پژوهشگران معاصر از جمله محمدهادی معرفت و مهدی مهریزی بر این باورند که احکام مندرج در آیه ۳۴ سوره نساء به ویژه مسأله ضرب زنان از احکام تمهیدی هستند که برای آماده‌سازی جامعه برای مقصود واقعی دیگری وضع شده‌اند.[۱۷] بر اساس این نظر، اسلام برای ریشه‌کن کردن برخی رسوم جاهلی مانند برده‌داری و برخورد خشن با زنان، چاره‌اندیشی‌های درازمدت یا کوتاه‌مدتی داشته که در اصطلاح به آن نَسخ تمهیدی زمان‌بندی‌شده گفته می‌شود که زمینه‌های آن در عهد پیامبر آماده شده است.[۱۸] معرفت با بیان قرائنی، از جمله تنبیه بدنی زن با چوب مسواک، نهی از زدن زنان و تأکید فراوان جهت حفظ کرامت زنان در روایات، به این نتیجه می‌رسد که اطلاق آیه ۳۴ سوره نسا نسخ شده است.[۱۹]

مهدی مهریزی نیز با تأیید نظر آیت‌الله معرفت می‌گوید: مجموع روایت‌هایی که درباره این آیه صادر شده، به‌گونه‌ای است که زدنی محقق نشود و حتی روایتی که زدن را تجویز می‌کند، آن را به بَدان امت نسبت می‌دهد نه خوبان امت.[۲۰]

شرایط بحرانی جنگ احد

محمد الطالبی از پژوهشگران جهان عرب، در کتاب امة الوسط در بررسی آیه ۳۴ سوره نساء می‌گوید: پیش از نزول این آیه زدن زنان ممنوع بود و مردان را به خاطر زدن زنان قصاص می‌کردند که این دستور برای برخی از مردان مهاجر سنگین بود. به عقیده وی در شرایط جنگ احد حالتی جنگ گریز در مردان ایجاد شده بود و با شکایت حبیبه از شوهرش و دستور پیامبر مبنی بر قصاص، جامعه در حد انفجار بود و امکان نابودی اسلام نیز می‌رفت به همین دلیل این آیه نازل شد و زدن زنان ناشزه تجویز شد. بر اساس این نظر اباحه زدن زنان با توجه به سخنان پیامبر(ص) حمل بر کراهت می‌شود و اینکه این حکم منوط به همان شرایط تاریخی بود که با رفع آن شرایط، حکم جواز زدن زنان نیز برداشته شد.[۲۱]

رواج خشونت خانگی

چگونگی برخورد با زنان ناشزه بر اساس راهکارهای موجود در آیه ۳۴ سوره نساء، چنانچه واژه «واضربوهن» طبق نظر مشهور به معنای کتک زدن محسوب شود، از منظر عده‌ای باعث رواج خشونت خانگی علیه زنان شده است. در این دیدگاه آیه ۳۴ سوره نساء از احکام خشونت آمیز قرآن تلقی و از آن با عنوان «تاکید بر خشونت» یاد شده است.[۲۲]

در پاسخ به این شبهه چند نکته توسط نظریه‌پردازان اسلامی مورد تاکید قرار گرفته شده است:

  1. فضای کلی آیات و روایات اسلامی درباره روابط میان زن و شوهر، تصویری از یک رابطه کاملا مسالمت‌آمیز و محبت‌آمیز است؛ به صورتی که در آیات آن دو را مایه آرامش و تکمیل‌کننده همدیگر معرفی کرده و از مردان می‌خواهد با زنان معاشرت نیکو داشته باشند. در روایات نیز بر مواردی چون رعایت احترام متقابل، حفظ شأن و کرامت طرفین به ویژه زنان، نهی از برخورد خشن با زنان، تقبیح عملکرد خشن مردان نسبت به زنان و ... بسیار زیاد دیده می‌شود.[۲۳]
  2. تجویز این حکم را به دلیل پیشگیری از فروپاشی خانواده (مصلحت بزرگ‌تر) و بروز خشونت‌های لجام گسیخته دانسته‌اند؛ چراکه با تعیین حدود برخورد با زن در آیات و روایات، از خشونت بی‌حد و حصر مردان نسبت به زنان جلوگیری می‌کند.[۲۴]
  3. تجاوز زن ناشزه به حق شوهر را از مصادیق منکر دانسته‌اند که راهکارهای سه‌گانه یادشده در آیه ۳۴ سوره نساء مصادیقی از نهی از منکر و مراحل آن هستند.[۲۵] البته مرحله تنبیه بدنی در نهی از منکر در جامعه که توسط حکومت اسلامی اعمال می‌شود با اجازه خداوند در درون خانواده به عهده شوهر خواهد بود تا پای دیگران به حریم خانواده باز نشود.[۲۶]
  4. در نهایت به این نکات اشاره شده که اولا تنبیه در مورد زنانی قابل اعمال است که نسبت به وظایف خاص همسری خود کوتاهی می‌کنند؛[۲۷] ثانیا حدود تنبیه هم در روایات به شدت محدود شده چنانچه حتی نباید به کبودی یا سرخی بدن زن منجر شود و اگر بیشتر از این حد شد عواقب حقوقی و کیفری برای مرد در پی خواهد داشت؛[۲۸] ضمن اینکه اصل چنین حکمی را لزومی نمی‌دانند، بلکه مرد بهتر است این حکم را اجرا نکند و اجرای آن در روایات کار مردان بد امت دانسته شده است.[۲۹]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. سوره نساء، آیه ۳۴.
  2. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه،۱۳۷۱ش، ج۳، ص۳۷۳- ۳۷۴.
  3. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۳۴۵.
  4. طالبی، «مسأله تنبیه بدنی زنان»، ص۴۷۵.
  5. مهریزی، «تطور دیدگاه‌ها در تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء»، ص۳۲-۳۳.
  6. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۶۹؛ ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ۱۴۰۸ق، ج۵، ص۳۵۰؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۴، ص۳۴۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۳۷۲؛ فخر رازی، تفسیر الکبیر،‌۱۴۲۰ق، ج۱۰، ص۷۲؛ صدوق، من لا یحضر، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۵۲۱؛ شهید ثانی، مسالک، ۱۴۱۳ق، ج۸، ص۳۵۶.
  7. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۰۱، ص۵۸.
  8. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۱۷ق، ج۳۱، ص۳۰۶؛ امام خمینی، تحریر الوسیله،‌ ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۳۰۵.
  9. فخر رازی، تفسیر الکبیر،‌۱۴۲۰ق، ج۱۰، ص۷۲.
  10. مفید، المقنعه، ۱۴۱۳ق، ص۵۱۸.
  11. مهریزی، «تطور دیدگاه‌ها در تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء»، ص۱۱.
  12. رشید رضا، المنار، ۱۴۱۴ق، ج۵، ص۷۵.
  13. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۳، ۳۷۳-۳۷۴.
  14. ابن عاشور، التحریر و التنویر، ۱۴۲۰ق، ج۴، ص۱۱۸-۱۱۹.
  15. مهریزی، «تطور دیدگاه‌ها در تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء»، ص۲۲-۲۳.
  16. دیدگاه سید کمال حیدری؛ مهریزی، «تطور دیدگاه‌ها در تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء»، ص۲۲-۲۳.
  17. معرفت، شبهات وردود حول القران الكريم، ۱۳۸۸ش، ص۱۵۷-۱۵۸.
  18. معرفت، «زن در نگاه قرآن و در فرهنگ زمان نزول»
  19. معرفت، شبهات وردود حول القران الكريم، ۱۳۸۸ش، ص۱۵۸.
  20. مهریزی، شخصیت و حقوق زن در اسلام، ۱۳۸۲ش، ص۲۷۵-۲۷۶.
  21. الطالبی، امة الوسط، ۱۹۹۶م، ص۱۳۳.
  22. مدبر، «نقد شبهه تاکید بر خشونت خانگی در آیه ۳۴ سوره نساء»، به نقل از افشاری، خشونت زنان و اسلام، ص۴۲.
  23. معرفت، شبهات و ردود حول قرآن الکریم، ۱۳۸۸ش، ص۱۴۹-۱۵۸.
  24. مدبر، «نقد شبهه تاکید بر خشونت خانگی در آیه ۳۴ سوره نساء»، ص۴۳.
  25. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۳ق، ج۳۱، ص۲۰۳-۲۰۶.
  26. جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۷ش، ج۲۱، ص۵۴۸.
  27. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۳ق، ج۳۱، ص۲۰۲؛ اردبیلی، زیدة البیان، مکتبه المرتضویه، ج۱، ص۵۳۷.
  28. حلی، شرایع الاسلام، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۲۸۲؛ فاضل مقداد، کنز العرفان، ۱۳۷۳ش، ج۲، ص۲۱۲-۲۱۳.
  29. امین، مخزن العرفان، ۱۳۶۱ش، ج۴، ص۶۳-۶۴؛ سیوطی، درالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۱۵۵.

منابع

  • ابن عاشور، محمدطاهر، تفسير التحرير و التنوير، بیروت، موسسه التاریخ العربی، ۱۴۲۰ق.
  • ابوالفتوح رازى، حسين بن على‏، روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن‏، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۴۰۸ق.
  • اردبيلى، احمد بن محمد، زبدة البیان، تهران، المکتبه المرتضویه، بی تا.
  • الطالبی، محمد، «مساله تنبیه بدنی زنان»، مترجم مهدی مهریزی، در مجله بازتاب اندیشه، شماره ۶۴، ۱۳۸۴ش.
  • الطالبی، محمد، امة الوسط، بی جا، ۱۹۹۶م.
  • امام خمینی، روح الله، تحریر الوسیله، قم، دار العلم، ۱۳۷۹ش.
  • امین اصفهانی، سید نصرت، مخرن العرفان، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۶۱ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، قم، موسسه اسراء، ۱۳۷۸ش.
  • حلی، نجم الدین جعفر بن حسن، شرایع الاسلام، قم، موسسه اسماعیلیان، ۱۴۰۸ق.
  • رشید رضا، تفسير القرآن الحكيم الشهير بتفسير المنار، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۱۴ق.
  • سیوطی، عبدالرحمن، الدرر المنثور، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
  • شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، قم، موسسه المعارف الاسلامیه، ۱۴۱۳ق.
  • صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
  • فاضل مقداد، مقداد بن عبدالله‏، کنز العرفان، تهران، نشر مرتضوی، ۱۳۷۳ش.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، بیروت، دار احیا التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، دار احیا التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • مدبر، علی، نقد شبهه تاکید بر خشونت خانگی در آیه ۳۴ سوره نساء»، در فصلنامه مطالعات تفسیری، شماره ۳۲، ۱۳۹۶ش.
  • معرفت، محمدهادی، «زن در نگاه قرآن و در فرهنگ زمان نزول»، در فصلنامه پژوهش‌های قرآنی، شماره ۲۶-۲۵ و ۲۷-۲۸، ۱۳۸۰ش.
  • معرفت، محمدهادی، شبهات و ردود حول القرآن الکریم، قم، موسسه التمهید، ۱۳۸۸ش.
  • مفید، محمد بن محمد بن نعمان، المقنعه، قم، کنگره جهانی شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش.
  • مهریزی، مهدی، تطور دیدگاه‌ها در تفسیر آیه ۳۴ سوره نساء، در مجله تحقیقات علوم قرآن، شماره۱، ۱۳۸۴.
  • مهریزی، مهدی، شخصیت و حقوق زن در اسلامی، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۹۰ش.
  • نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، قم، موسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۷ق.

پیوند به بیرون