سوره سجده

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
لقمان سورهٔ سجده احزاب
سوره سجده.jpg
شماره سوره: ۳۲
جزء : ۲۱
نزول
ترتیب نزول: ۷۵
مکی/مدنی: مکی
اطلاعات آماری
تعداد آیات: ۳۰
تعداد کلمات: ۳۷۵
تعداد حروف: ۱۵۶۴

سوره سجده یا الم سجده یا الم تنزیل، سی و دومین سوره قرآن و از سوره‌های مکی قرآن است که در جزء ۲۱ قرآن جای دارد. این سوره به سبب آیه‌ پانزدهم که قرائت یا شنیدن آن باعث سجده واجب می‌شود، سجده نامیده شده است. سوره سجده درباره معاد، خلقت هستی در شش زمان و خلقت انسان از گِل سخن می‌گوید و به منکرانِ قیامت هشدار عذاب می‌دهد و ثواب مؤمنان را پاداشی معرفی می‌کند که برای انسان قابل تصور نیست.

آیات شانزدهم و هجدهم این سوره را نازل شده در شأن امیرالمؤمنین(ع) دانسته‌اند. در فضیلت تلاوت سوره سجده آمده است هر کس این سوره را هر شب جمعه بخواند، خداوند نامه اعمالِ او را به دست راستش می‌دهد و گذشته او را می‌بخشد و از دوستان محمد(ص) و اهل بیتش خواهد بود.

معرفی

نامگذاری

نام‌گذاری این سوره به نام «سجده» به این دلیل است که با قرائت یا شنیدنِ آیه پانزدهم آن، سجده بر انسان واجب می‌شود.[۱] سوره سجده در برخی روایات و در نزد برخی مفسران «الم سجده» و «الم تنزیل» نامیده شده و برای متمایز ساختن آن از سوره حم سجده (سوره فصلت) به «سجده لقمان» نیز خوانده می‌شود؛ چراکه بعد از سوره لقمان قرار گرفته است.[۲] فخر رازی نیز به تناسب آیه شانزدهم نام «مضاجع» را از جمله نام‌های این سوره ذکر کرده‌ است.[۳]

ترتیب و محل نزول

سوره سجده جزو سوره‌های مکی و در ترتیب نزول، هفتاد و پنجمین سوره‌ای است که بر پیامبر(ص) نازل شده است. این سوره در چینش کنونی مُصحَف، سی و دومین سوره است[۴] و در جزء ۲۱ قرآن جای دارد.

تعداد آیات و دیگر ویژگی‌ها

سوره سجده ۳۰ آیه، ۳۷۵ کلمه و ۱۵۶۴ حرف دارد. این سوره از سوره‌های مثانی و نسبتاً کوچک قرآن و مقداری کمتر از یک حزب است. سوره سجده یکی از چهار سوره‌ای است که سجده واجب دارند و سوره‌های عَزائِم نام گرفته‌اند. سوره سجده هفدهمین سوره‌ای است که با حروف مُقَطَّعه شروع شده و آخرین سوره‌ای است که با حروف مقطعه «الف، لام، میم» آغاز می‌شود.[۵] این سوره را در شمار سوره‌های ممتحنات نیز آورده‌اند[۶] که گفته شده این سوره‌ها با سوره ممتحنه تناسب محتوایی دارند.[۷] [یادداشت ۱]

محتوا

علامه طباطبایی هدف اصلی سوره سجده را اقامه برهان بر مبدأ و معاد و رفع شبهات پیرامون این دو مسئله دانسته است.[۸] مسئله کتاب و نبوت، بیان تفاوت دو گروه مؤمنان به آیات الهی و فاسقانی که از ذیل عبودیت خدا خارج شده‌اند و اشاره به وعده ثواب خارج از تصور به مومنان و هشدار به عذاب فاسقان در دنیا و آخرت، از موضوعاتی است که در این سوره به آن پرداخته شده است.[۹]

تفسیر نمونه هدف سوره سجده را تقویت ایمان به مبدا و معاد و ایجاد موج نیرومندی برای حرکت به سوی تقوا و بازداری از سرکشی و طغیان و توجه به ارزش مقام والای انسان می‌داند و مباحث آن را در چند بخش ترسیم کرده است:

  • سخن از عظمت قرآن و نزول آن از سوی پروردگار؛
  • اشاره به نشانه‌های خداوند در زمین و آسمان و تدبیر این جهان؛
  • آفرینش انسان از خاک و روح الهی و اعطای وسایل فراگیری علم و دانش (گوش و چشم)؛
  • سخن از مرگ و عالم پس از مرگ؛
  • بشارت مومنان به جنه الماوی و وعده فاسقان به عذاب آتش الهی؛
  • اشاره به تاریخ کوتاهی از بنی‌اسرائیل و امت‌های دیگر؛
  • مسئله توحید و تهدید دشمنان لجوج.[۱۰]
محتوای سوره سجده[۱۱]
 
 
 
 
 
 
هشدار به منکران معارف قرآن درباره معاد
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
گفتار سوم؛ آیه ۲۳-۳۰
حقانیت معارف قرآن درباره کیفر کافران در قیامت
 
گفتار دوم؛ آیه ۱۵-۲۲
فرجام مؤمنان به آیات الهی و فاسقان
 
گفتار اول؛ آیه ۴-۱۴
اثبات قیامت و حتمی‌بودن عذاب کافران
 
مقدمه؛ آیه ۱-۳
هشدار قرآن نسبت به فرجام کفر
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مطلب اول؛ آیه ۲۳-۲۵
تأیید معارف قرآن درباره معاد توسط تورات
 
مطلب اول؛ آیه ۱۵-۱۷
ویژگی‌های اهل ایمان
 
مطلب اول؛ آیه ۴
آفرینش و تدبیر جهان به دست خداست
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مطلب دوم؛ آیه ۲۶-۲۷
نشانه‌های قدرت خدا در برپایی معاد و کیفر کافران
 
مطلب دوم؛ آیه ۱۸-۱۹
پاداش مؤمنان در بهشت
 
مطلب دوم؛ آیه ۵-۶
بازگشت جهان به سوی خداست
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مطلب سوم؛ آیه ۲۸-۳۰
حتمی‌بودن عذاب کافران در روز قیامت
 
مطلب سوم؛ آیه ۲۰-۲۲
کیفر فاسقان در جهنم
 
مطلب سوم؛ آیه ۷-۹
وظیفه انسان شکرگزاری در برابر نعمت‌های خداست
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مطلب چهارم؛ آیه ۱۰-۱۱
پاسخ به شبهه کافران درباره معاد
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مطلب پنجم؛ آیه ۱۲-۱۴
خداوند دوزخ را از مجرمان پر می‌کند


شأن نزول برخی آیات

دو آیه ۱۶ و ۱۸ سوره سجده دارای شأن نزول است.

شب‌زنده‌داران

انس بن مالک می‌گوید که آیه ۱۶ سوره سجده«تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَ‌بَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا...؛ پهلوهايشان از خوابگاه‌ها جدا مى‌گردد [و] پروردگارشان را از روى بيم و طمع مى‌خوانند...» درباره ما انصار نازل شد؛ زیرا ما پیوسته نماز مغرب را با رسول خدا(ص) می‌خواندیم و به خانه‌های خود بازنمی‌گشتیم تا نماز عشاء را نیز با پیامبر بخوانیم.[۱۲]

از امام باقر(ع) نقل شده است آیه شانزدهم سوره سجده درباره امام علی (ع) و پیروان او از شیعیان ما نازل گردیده که در ابتدای شب می‌خوابند و وقتی یک‌سوم شب گذشت با حال ترس و خوف از خدا و با رغبت و میل شدید به طاعت او، برای عبادت از خواب برمی‌خیزند.[۱۳]

عدم تساوی مومن و فاسق

ابن ابی لیلی سبب نزول آیه ۱۸ سوره سجده «أَفَمَن كَانَ مُؤْمِنًا كَمَن كَانَ فَاسِقًا ۚ لَّا يَسْتَوُونَ؛ آيا كسى كه مؤمن است، چون كسى است كه نافرمان است؟ يكسان نيستند.» را درباره برتری‌جویی ولید بن عقبه نسبت به علی بن ابی طالب(ع) دانسته است؛ زمانی که ولید به امام علی(ع) گفت زبانم از زبانت پهن‌تر و دندان‌های من تیزتر است و این جمله را کنایه از برتری خود می‌گفت و امام پاسخ داد چنین نیست که تو می‌گویی ای فاسق.» پس از این گفتگو بود که آیه فوق نازل شد. این روایت در منابع اهل سنت نیز آمده است.[۱۴]

نکته‌های تفسیری

تابلوی «پنجمین روز آفرینش» اثر محمود فرشچیان

ذیل برخی از آیات از جمله آیه چهارم و آیه هفتم سوره سجده نکته‌های تفسیری خاصی ارائه شده است.

استواء علی العرش

علامه طباطبایی ذیل آیه ۴ سوره سجده «اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ وَمَا بَینَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیامٍ ثُمَّ اسْتَوَیٰ عَلَی الْعَرْ‌شِ...؛ خدا کسی است که آسمان‌ها و زمین و آنچه را که میان آن دو است، در شش هنگام آفرید، آنگاه بر عرش (قدرت‌) استیلا یافت»، استواء خداوند بر عرش را کنایه از مقام تدبیر و حکومت بر موجودات بعد از خلقت آنها دانسته و بر این باور است که هرگاه خداوند از این عبارت استفاده کرده است، یکی از تدبیرهای خود را به عنوان نمونه ذکر می‌کند؛ مانند آیه ۵۴ سوره اعراف که از تدبیر شب و روز و پی در پی آمدن آن به امر خدا نام می‌برد.[۱۵] منظور از روز را نیز در این آیه به پاره‌ای از زمان[۱۶] و مرحله[۱۷] یا دوران دانسته‌اند نه روز به معنای ۲۴ ساعت.[۱۸]

نظام احسن

به گفته تفسیر نمونه آیه ۷ سوره سجده «الَّذِی أَحْسَنَ کلَّ شَیءٍ خَلَقَهُ...؛ همان کسی که هر چیزی را که آفریده است نیکو آفریده...» اشاره به نظام احسن در آفرینش است؛ اما پرسشی که مطرح می‌کند چگونگی جمع مسئله شر با نظام احسن است.[۱۹] علامه طباطبایی در این باره بر این باور است هر موجودی برای خودش حُسنی دارد که کامل‌تر و تمام‌تر از آن قابل تصور نیست؛ اما اینکه موجودی را زشت و ناپسند می‌بینیم، به سبب دو دلیل است: ۱. بدی و ناپسندی به دلیل نبود یک حُسن است. مثلا ظلم ظالم بدان جهت که فعلی از افعال است زشت نیست؛ بلکه بدان جهت که حقی را معدوم و باطل می‌کند، زشت است. ۲. زشتی به دلیل این است که موجود مورد نظر را با موجودی دیگر مقایسه‌ می‌کنیم و به سبب همین مقایسه به نظر می‌رسد که زشت است و حال آنکه زشتی و بدی ذاتی آن چیز نیست، مثلا خار در مقایسه با گُل، زشت به نظر می‌رسد.[۲۰]

فضیلت و خواص

نوشتار اصلی: فضائل سور

در فضیلت تلاوت سوره سجده نقل شده است هر کس سوره الم تنزیل (سوره سجده) و تبارک الذی بیده الملک (سوره ملک) را بخواند مانند آن است که شب قدر را احیا گرفته است. همچنین روایت شده هر کس سوره سجده را هر شب جمعه بخواند، خداوند نامه اعمالِ او را به دست راست او می‌دهد و گذشته او را می‌بخشد و از دوستان محمد(ص) و اهل بیتش خواهد بود.[۲۱] در مورد خواص سوره نیز نقل شده است اگر کسی آن را بنویسید و همراه داشته باشد، از تب و سردرد و درد مفاصل در امان خواهد بود.[۲۲]

متن و ترجمه

سوره سجده

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِيمِ به نام خداوند رحمتگر مهربان
الم ﴿١﴾ تَنزِيلُ الْكِتَابِ لَا رَ‌يْبَ فِيهِ مِن رَّ‌بِّ الْعَالَمِينَ ﴿٢﴾ أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَ‌اهُ ۚ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِن رَّ‌بِّكَ لِتُنذِرَ‌ قَوْمًا مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِيرٍ‌ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ﴿٣﴾ اللَّـهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْ‌شِ ۖ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ ۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُ‌ونَ ﴿٤﴾ يُدَبِّرُ‌ الْأَمْرَ‌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْ‌ضِ ثُمَّ يَعْرُ‌جُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُ‌هُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ ﴿٥﴾ ذَٰلِكَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْعَزِيزُ الرَّ‌حِيمُ ﴿٦﴾ الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ ۖ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِينٍ ﴿٧﴾ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلَالَةٍ مِّن مَّاءٍ مَّهِينٍ ﴿٨﴾ ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّ‌وحِهِ ۖ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ‌ وَالْأَفْئِدَةَ ۚ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُ‌ونَ ﴿٩﴾ وَقَالُوا أَإِذَا ضَلَلْنَا فِي الْأَرْ‌ضِ أَإِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ ۚ بَلْ هُم بِلِقَاءِ رَ‌بِّهِمْ كَافِرُ‌ونَ ﴿١٠﴾ قُلْ يَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَ‌بِّكُمْ تُرْ‌جَعُونَ ﴿١١﴾وَلَوْ تَرَ‌ىٰ إِذِ الْمُجْرِ‌مُونَ نَاكِسُو رُ‌ءُوسِهِمْ عِندَ رَ‌بِّهِمْ رَ‌بَّنَا أَبْصَرْ‌نَا وَسَمِعْنَا فَارْ‌جِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ ﴿١٢﴾ وَلَوْ شِئْنَا لَآتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَاهَا وَلَـٰكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ ﴿١٣﴾ فَذُوقُوا بِمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَـٰذَا إِنَّا نَسِينَاكُمْ ۖ وَذُوقُوا عَذَابَ الْخُلْدِ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿١٤﴾ إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُ‌وا بِهَا خَرُّ‌وا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَ‌بِّهِمْ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُ‌ونَ ۩ ﴿١٥﴾ تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَ‌بَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَ‌زَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿١٦﴾ فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِيَ لَهُم مِّن قُرَّ‌ةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿١٧﴾ أَفَمَن كَانَ مُؤْمِنًا كَمَن كَانَ فَاسِقًا ۚ لَّا يَسْتَوُونَ ﴿١٨﴾ أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَىٰ نُزُلًا بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿١٩﴾ وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ‌ ۖ كُلَّمَا أَرَ‌ادُوا أَن يَخْرُ‌جُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ‌ الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ ﴿٢٠﴾ وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَىٰ دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ‌ لَعَلَّهُمْ يَرْ‌جِعُونَ ﴿٢١﴾ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ‌ بِآيَاتِ رَ‌بِّهِ ثُمَّ أَعْرَ‌ضَ عَنْهَا ۚ إِنَّا مِنَ الْمُجْرِ‌مِينَ مُنتَقِمُونَ ﴿٢٢﴾ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلَا تَكُن فِي مِرْ‌يَةٍ مِّن لِّقَائِهِ ۖ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَ‌ائِيلَ ﴿٢٣﴾ وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِ‌نَا لَمَّا صَبَرُ‌وا ۖ وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ ﴿٢٤﴾ إِنَّ رَ‌بَّكَ هُوَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿٢٥﴾ أَوَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ يَمْشُونَ فِي مَسَاكِنِهِمْ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ ۖ أَفَلَا يَسْمَعُونَ ﴿٢٦﴾ أَوَلَمْ يَرَ‌وْا أَنَّا نَسُوقُ الْمَاءَ إِلَى الْأَرْ‌ضِ الْجُرُ‌زِ فَنُخْرِ‌جُ بِهِ زَرْ‌عًا تَأْكُلُ مِنْهُ أَنْعَامُهُمْ وَأَنفُسُهُمْ ۖ أَفَلَا يُبْصِرُ‌ونَ ﴿٢٧﴾ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْفَتْحُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٢٨﴾ قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لَا يَنفَعُ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا إِيمَانُهُمْ وَلَا هُمْ يُنظَرُ‌ونَ ﴿٢٩﴾ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَانتَظِرْ‌ إِنَّهُم مُّنتَظِرُ‌ونَ ﴿٣٠﴾ الف، لام، ميم. (۱) نازل شدن اين كتاب -كه هيچ [جاى‌] شك در آن نيست- از طرف پروردگار جهانهاست. (۲) آيا مى‌گويند: «آن را بربافته است»؟ [نه چنين است‌] بلكه آن حقّ و از جانب پروردگار توست، تا مردمى را كه پيش از تو بيم‌دهنده‌اى براى آنان نيامده است هشدار دهى، اميد كه راه يابند. (۳) خدا كسى است كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است، در شش هنگام آفريد، آنگاه بر عرش (قدرت‌) استيلا يافت، براى شما غير از او سرپرست و شفاعتگرى نيست؛ آيا باز هم پند نمى‌گيريد؟ (۴) كار [جهان‌] را از آسمان [گرفته‌] تا زمين، اداره مى‌كند؛ آنگاه [نتيجه و گزارش آن‌] در روزى كه مقدارش -آن چنان كه شما [آدميان‌] برمى‌شماريد- هزار سال است، به سوى او بالا مى‌رود. (۵) اوست داناى نهان و آشكار، كه شكوهمند مهربان است. (۶) همان كسى كه هر چيزى را كه آفريده است نيكو آفريده، و آفرينش انسان را از گِل آغاز كرد؛ (۷) سپس [تداوم‌] نسل او را از چكيده آبى پست مقرر فرمود؛ (۸) آنگاه او را درست‌اندام كرد، و از روح خويش در او دميد، و براى شما گوش و ديدگان و دلها قرار داد؛ چه اندك سپاس مى‌گزاريد. (۹) و گفتند: «آيا وقتى در [دلِ‌] زمين گم شديم، آيا [باز] ما در خلقت جديدى خواهيم بود؟» [نه،] بلكه آنها به لقاى پروردگارشان [و حضور او] كافرند. (۱۰) بگو: «فرشته مرگى كه بر شما گمارده شده، جانتان را مى‌ستاند، آنگاه به سوى پروردگارتان بازگردانيده مى‌شويد.» (۱۱)و كاش هنگامى را كه مجرمان پيش پروردگارشان سرهاشان را به زير افكنده‌اند مى‌ديدى [كه مى‌گويند:] «پروردگارا، ديديم و شنيديم؛ ما را بازگردان تا كار شايسته كنيم، چرا كه ما يقين داريم.» (۱۲) و اگر مى‌خواستيم، حتماً به هر كسى [از روى جبر] هدايتش را مى‌داديم، ليكن سخن من محقَقَ گرديده كه: «هر آينه جهنم را از همه جنيان و آدميان خواهم آكند.» (۱۳) پس به [سزاى‌] آنكه ديدار اين روزتان را از ياد برديد [عذاب را] بچشيد؛ ما [نيز] فراموشتان كرديم، و به [سزاى‌] آنچه انجام مى‌داديد عذاب جاودان را بچشيد. (۱۴) تنها كسانى به آيات ما مى‌گروند كه چون آن [آيات‌] را به ايشان يادآورى كنند، سجده‌كنان به روى درمى‌افتند، و به ستايش پروردگارشان تسبيح مى‌گويند و آنان بزرگى نمى‌فروشند. (۱۵) پهلوهايشان از خوابگاهها جدا مى‌گردد [و] پروردگارشان را از روى بيم و طمع مى‌خوانند، و از آنچه روزيشان داده‌ايم انفاق مى‌كنند. (۱۶) هيچ كس نمى‌داند چه چيز از آنچه روشنى‌بخش ديدگان است به [پاداش‌] آنچه انجام مى‌دادند براى آنان پنهان كرده‌ام. (۱۷) آيا كسى كه مؤمن است، چون كسى است كه نافرمان است؟ يكسان نيستند. (۱۸) اما كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند، به [پاداش‌] آنچه انجام مى‌دادند در باغهايى كه در آن جايگزين مى‌شوند، پذيرايى مى‌گردند. (۱۹) و اما كسانى كه نافرمانى كرده‌اند، پس جايگاهشان آتش است. هر بار كه بخواهند از آن بيرون بيايند، در آن بازگردانيده مى‌شوند و به آنان گفته مى‌شود: «عذاب آن آتشى را كه دروغش مى‌پنداشتيد بچشيد.» (۲۰) و قطعاً غير از آن عذاب بزرگتر، از عذاب اين دنيا [نيز] به آنان مى‌چشانيم، اميد كه آنها [به خدا] بازگردند. (۲۱) و كيست بيدادگرتر از آن كس كه به آيات پروردگارش پند داده شود [و] آنگاه از آن روى بگرداند؟ قطعاً ما از مجرمان انتقام‌كِشنده‌ايم. (۲۲) و به راستى [ما] به موسى كتاب داديم. پس در لقاى او [با خدا]ترديد مكن، و آن [كتاب‌] را براى فرزندان اسرائيل [مايه‌] هدايت قرار داديم. (۲۳) و چون شكيبايى كردند و به آيات ما يقين داشتند، برخى از آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [مردم را] هدايت مى‌كردند. (۲۴) در حقيقت، پروردگار تو، خود روز قيامت در آنچه با يكديگر در باره آن اختلاف مى‌كردند، ميانشان داورى خواهد كرد. (۲۵) آيا براى آنان روشن نگرديده كه چه بسيار نسلها را پيش از آنها نابود گردانيديم [كه اينان‌] در سراهايشان راه مى‌روند؟ قطعاً در اين [امر] عبرتهاست، مگر نمى‌شنوند؟ (۲۶) آيا ننگريسته‌اند كه ما باران را به سوى زمين باير مى‌رانيم، و به وسيله آن كِشته‌اى را برمى‌آوريم كه دامهايشان و خودشان از آن مى‌خورند؟ مگر نمى‌بينند؟ (۲۷) و مى‌پرسند: «اگر راست مى‌گوييد، اين پيروزى [شما] چه وقت است؟» (۲۸) بگو: «روز پيروزى، ايمان كسانى كه كافر شده‌اند سود نمى‌بخشد و آنان مهلت نمى‌يابند.» (۲۹) پس، از ايشان روى برتاب و منتظر باش كه آنها نيز در انتظارند. (۳۰)
سوره پیشین:
سوره لقمان
سوره سجده
سوره‌های مکیسوره‌های مدنی
سوره پسین:
سوره احزاب

١.فاتحه ٢.بقره ٣.آل‌عمران ٤.نساء ٥.مائده ٦.انعام ٧.اعراف ٨.انفال ٩.توبه ١٠.یونس ١١.هود ١٢.یوسف ١٣.رعد ١٤.ابراهیم ١٥.حجر ١٦.نحل ١٧.اسراء ١٨.کهف ١٩.مریم ٢٠.طه ٢١.انبیاء ٢٢.حج ٢٣.مؤمنون ٢٤.نور ٢٥.فرقان ٢٦.شعراء ٢٧.نمل ٢٨.قصص ٢٩.عنکبوت ٣٠.روم ٣١.لقمان ٣٢.سجده ٣٣.احزاب ٣٤.سبأ ٣٥.فاطر ٣٦.یس ٣٧.صافات ٣٨.ص ٣٩.زمر ٤٠.غافر ٤١.فصلت ٤٢.شوری ٤٣.زخرف ٤٤.دخان ٤٥.جاثیه ٤٦.احقاف ٤٧.محمد ٤٨.فتح ٤٩.حجرات ٥٠.ق ٥١.ذاریات ٥٢.طور ٥٣.نجم ٥٤.قمر ٥٥.الرحمن ٥٦.واقعه ٥٧.حدید ٥٨.مجادله ٥٩.حشر ٦٠.ممتحنه ٦١.صف ٦٢.جمعه ٦٣.منافقون ٦٤.تغابن ٦٥.طلاق ٦٦.تحریم ٦٧.ملک ٦٨.قلم ٦٩.حاقه ٧٠.معارج ٧١.نوح ٧٢.جن ٧٣.مزمل ٧٤.مدثر ٧٥.قیامه ٧٦.انسان ٧٧.مرسلات ٧٨.نبأ ٧٩.نازعات ٨٠.عبس ٨١.تکویر ٨٢.انفطار ٨٣.مطففین ٨٤.انشقاق ٨٥.بروج ٨٦.طارق ٨٧.اعلی ٨٨.غاشیه ٨٩.فجر ٩٠.بلد ٩١.شمس ٩٢.لیل ٩٣.ضحی ٩٤.شرح ٩٥.تین ٩٦.علق ٩٧.قدر ٩٨.بینه ٩٩.زلزله ١٠٠.عادیات ١٠١.قارعه ١٠٢.تکاثر ١٠٣.عصر ١٠٤.همزه ١٠٥.فیل ١٠٦.قریش ١٠٧.ماعون ١٠٨.کوثر ١٠٩.کافرون ١١٠.نصر ١١١.مسد ١١٢.اخلاص ١١٣.فلق ١١٤.ناس


تک‌نگاری‌ها

  • ملاصدرا شیرازی، محمد، تفسیر سوره سجده، ترجمه رضا رجب‌زاده، تهران، نشر محراب، ۱۳۶۲ش.

پانویس

  1. خرمشاهی، «سوره سجده»، ص۱۲۴۶.
  2. صفوی، «سوره سجده»، ص۷۴۱.
  3. فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۲۵، ص۱۳۵؛
  4. معرفت، آموزش علوم قرآن، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۱۶۶.
  5. خرمشاهی، «سوره سجده»، ص۱۲۴۶.
  6. رامیار، تاریخ قرآن، ۱۳۶۲ش، ص۳۶۰و۵۹۶.
  7. فرهنگ‌نامه علوم قرآن، ج۱، ص۲۶۱۲.
  8. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۶، ص۲۴۳.
  9. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۶، ص۲۴۳.
  10. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ح۱۷، ص۱۰۵ -۱۰۶.
  11. خامه‌گر، محمد، ساختار سوره‌های قرآن کریم، تهیه مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت نورالثقلین، قم، نشر نشرا، چ۱، ۱۳۹۲ش.
  12. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۵۱۸؛ واحدی، اسباب نزول القرآن، ۱۴۱۱ق، ص۳۶۱.
  13. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۴۸۲.
  14. طبرسی، مجمع البیان، ‍۱۳۷۲ش، ج۸، ص۵۱۹؛ محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات، ۱۳۶۱ش، ص۶۱۸.
  15. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۶، ص۲۴۴.
  16. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۷، ص۳۶۲.
  17. مغنیه، الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۶، ص۱۷۸.
  18. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۷، ص۱۱۱.
  19. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۷، ص۱۲۳-۱۲۴.
  20. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۶، ص۲۴۹.
  21. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۵۰۸.
  22. بحرانی، البرهان، ۱۴۱۶ق، ج۴، ص۳۸۵.
  1. ممتحنات ۱۶ سوره قرآن است که گفته شده سیوطی آنها را به نام ممتحنات ذکر کرده است.رامیار، تاریخ قرآن، ۱۳۶۲ش، ص۵۹۶ این سوره‌ها عبارتند از: فتح، حشر، سجده، طلاق، قلم، حجرات، تبارک، تغابن، منافقون، جمعه، صف، جن، نوح، مجادله، ممتحنه و تحریم (رامیار، تاریخ قرآن، ۱۳۶۲ش، ص۳۶۰.)

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه محمدمهدی فولادوند، تهران، دارالقرآن الکریم، ۱۴۱۸ق/۱۳۷۶ش.
  • رامیار، محمود، تاریخ قرآن، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۲ش.
  • بحرانی، سیدهاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسه بعثت، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
  • خرمشاهی، قوام الدین «سوره سجده»، در دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، به کوشش بهاءالدین خرمشاهی، تهران، دوستان-ناهید، ۱۳۷۷ش.
  • صدوق، محمد بن علی، من لایحضر الفقیه، به تصحیح علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • صفوی، سلمان، «سوره سجده»، در دانشنامه معاصر قرآن کریم، قم، انتشارات سلمان آزاده، ۱۳۹۶ش.
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، به تصحیح فضل‌الله یزدی طباطبایی و هاشم رسولی، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
  • فرهنگ‌نامه علوم قرآن، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، بیروت، دار أحیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
  • محقق، محمدباقر، نمونه بینات در شأن نزول آیات، تهران، انتشارات اسلامی، چاپ چهارم، ۱۳۶۱ش.
  • معرفت، محمدهادی، آموزش علوم قرآن، [بی‌جا]، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چ۱، ۱۳۷۱ش.
  • مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، قم، دارالکتاب الاسلامیه، ۱۴۲۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش.
  • واحدی، علی بن احمد، اسباب نزول القرآن‏، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۱ق.

پیوند به بیرون

منوی ناوبری