مقاله متوسط
رده ناقص
کپی‌کاری از منابع خوب
شناسه ارزیابی نشده

آمیزش

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

آمیزش، نزدیکی جنسی و مجامعت انسانی با انسان دیگر یا با حیوان است. در فقه از آن با عناوینی مانند جماع، مواقعه، وطی، دخول، ایلاج، اتیان، و مباشرت یاد شده و احکام آن در بسیاری از باب ها، مانند طهارت، صوم، اعتکاف، حج، نکاح، طلاق، ظهار، ایلاء و حدود آمده است.

انواع آمیزش

آمیزش از نظر فقهی به سه نوع تقسیم می‌شود: آمیزش حلال، آمیزش به شبهه، آمیزش حرام. هرکدام از این اقسام به لحاظ فقهی تعریف و احکام ویژه‌ای دارد:

آمیزش حلال

به آمیزش پس از تحقّق اسباب شرعی حلّیت آن، آمیزش حلال اطلاق می‌گردد. اسباب شرعی آمیزش حلال عبارتند از: پیوند زناشویی، اعم از دائم یا موقّت؛ ملکیت و تحلیل.[یادداشت ۱] بر دخول به مقدار ختنه گاه یا بیشتر، احکامی مترتّب می‌گردد که بر سه گونه است؛ زیرا موضوع حکم یا آمیزش با همسر است یا کنیز و یا اعم از آن دو.

احکام

  • آمیزش با همسر، موجب استقرار تمام مهر در عقد دائم[۱] و نیز در عقد موقّت به شرط تمکین زن از شوهر در تمام مدّت تعیین شده و ثبوت عدّه می‌شود و نیز تحقق بخش احصان است.
  • اگر مردی در بیماری منجرّ به فوت، زنی را به عقد خود درآورد، در صورتی احکام زوجیت از قبیل ارث، ثبوت مهر و عدّه وفات بر آن مترتبّ می‌گردد که با وی آمیزش کرده باشد و یا از آن بیماری بهبود یابد و اگر بدون تحقق آمیزش در همان بیماری بمیرد، عقد باطل خواهد بود.[۲]
  • زنی که به دلیل سه طلاقه شدن بر شوهر خود حرام شده، پس از ازدواج با مردی دیگر و تحقّق آمیزش، بر شوهر قبلی حلال می‌شود و می‌تواند بعد از طلاق، به عقد او در آید.[۳]
  • اگر کافر در حال کفر با دختر و مادر او ازدواج و آمیزش کند و سپس مسلمان شود، هر دو بر او حرام می‌شوند. در صورت عدم آمیزش یا آمیزش با دختر تنها، عقد دختر صحیح و عقد مادر باطل است.[۴]
  • ترک آمیزش با همسر دائم بیش از چهار ماه حرام است. ثبوت این حکم نسبت به همسر موقّت، مورد اختلاف است.[۵]
  • آمیزش با کنیزی که مولا در صدد فروش او است، موجب ثبوت استبراء می‌شود.[۶] در صورتی که سبب حلّیت آمیزش، مالکیت کنیز باشد نه تحلیل، موجب ثبوت احصان می‌گردد.
  • مطلق آمیزش حلال موجب ثبوت نسب و حرمت ازدواج با مادر، دختر و نوه‌های زن برای مرد؛ و حرمت ازدواج با پدر، پسر و نوادگان مرد برای زن می‌شود.[۷]
  • به قول مشهور، آمیزش در دُبُر زوجه مکروه است.[۸]
  • آمیزش در شب دوشنبه، سه شنبه، شب و ظهر پنجشنبه، شب و بعد از عصر جمعه مستحب است.[۹]
  • آمیزش در روز و شبی که خورشید و ماه گرفته است، هنگام ظهر جز روز پنجشنبه هنگام غروب، در ایام مُحاق (دو یا سه شب آخر ماه)، شب نخست هر ماه جز ماه رمضان نیمه ماه، هنگام وزیدن بادهای سیاه، زرد و سرخ و رخداد زلزله، و نیز با بدن عریان، شکم پر و پشت یا رو به قبله بودن مکروه است.[۱۰]

آمیزش به شبهه

آمیزش مرد با زنی که به گمان حلال بودن صورت می‌گیرد، احکام آمیزش حلال را دارد.[۱۱] در صورت آمیزش به شبهه مهر المثل به زن تعلق می‌گیرد،[۱۲] به شرطی که شبهه برای دو طرف یا زن به تنهایی پدید آمده باشد؛ اما در صورت آگاهی زن از حرمت، مهر المثل ساقط می‌شود.[۱۳]

آمیزش حرام

آمیزش بدون تحقّق اسباب شرعی حلّیت در صورت آگاهی و اختیار، حرمت ذاتی دارد، مانند زنا. آمیزش با تحقّق اسباب و وجود مانع شرعی با آگاهی و اختیار، حرمت عرضی دارد، مانند آمیزش با همسر در حال حیض.

زنا، لواط، مساحقه و آمیزش انسان با حیوان، مصادیق حرام ذاتی‌اند و ارتکاب آنها موجب ثبوت احکامی از قبیل حد، (تازیانه یا کشتن) تعزیر[۱۴] و حرمت گوشت حیوان در آمیزش با آن می‌شود.[۱۵] نیز ارتکاب این امور موجب حرمت ابدی ازدواج با برخی بستگان فرد تجاوز شده، مانند مادر و خواهر در لواط و نیز حرمت ابدی ازدواج با زن شوهرداری می‌شود که زنا با او واقع شده است.[۱۶]

آمیزش در حال حیض،[۱۷] نفاس،[۱۸] روزه،[۱۹] اعتکاف،[۲۰] احرام،[۲۱] پس از ظهار،[۲۲] ایلاء؛[۲۳] نیز پس از شرط ترک آن در ضمن عقد لازم، بعد از افضاء[۲۴] و پس از مرگ[۲۵] و نیز پیش از رسیدن همسر به سنّ نه سالگی[۲۶] حرمت عرضی دارد.

آمیزش حرام، اعم از ذاتی و عرضی، موجب بطلان روزه،[۲۷] اعتکاف[۲۸] و حج[۲۹] و نیز ثبوت کفّاره می‌شود. همچنین در مواردی مانند آمیزش با زوجه مرده،[۳۰] و نیز پس از افضای او[۳۱] و با زوجه حائض،[۳۲] موجب ثبوت تعزیر است.

حصول جنابت با آمیزش

در مطلق آمیزش (اعم از حلال، به شبهه و حرام) دخول در قُبُل (جلو) به مقدار ختنه گاه یا بیشتر هر چند منی بیرون نیاید، موجب حصول جنابت است.[۳۳] در تحقّق جنابت به دخول در دُبُر (عقب) بدون بیرون آمدن منی، اختلاف است. قول مشهور، تحقّق آن است.[۳۴] در تحقّق آن به آمیزش با حیوان اختلاف است.[۳۵] گفتنی است فرد جنب مستحب است هرچه زودتر غُسل جنابت انجام دهد تا ناپاکی روحی ناشی از آن برطرف گردد، ولی این غسل برای به جا آوردن واجبات مشروط به طهارت، مانند نماز، طواف و روزه ماه رمضان واجب می‌شود.[۳۶]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۰، ص۱۶۷-۱۶۸ و ج۳۱، ص۷۵.
  2. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۹، ص۲۲۰.
  3. نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۲، ص۱۶۰.
  4. نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۰، ص۶۷-۶۸.
  5. نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۹، ص۱۱۵ـ ۱۱۷؛ یزدی، العروة‌الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۸۱۰.
  6. نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۴، ص۱۹۳.
  7. نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۹، ص۳۴۹.
  8. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۸۰۸.
  9. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۸۰۱.
  10. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۹، ص۵۴-۶۱.
  11. رجوع کنید: هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص ۱۵۰-۱۵۱
  12. طباطبائی یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۸۰۸.
  13. نجفی، جواهر الکلام، چاپ هفتم، ج۳۲، ص۳۷۸-۳۷۹.
  14. نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۲۵۸ و ص۳۷۴ـ۳۸۷
  15. نجفی، جواهرالکلام، ج۴۱، ص۶۳۶-۶۳۹ و ص۳۸۷؛ یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۸۲۵.
  16. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۸۲۴-۸۲۵
  17. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۳۳۹.
  18. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۳۶۴.
  19. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۷۷.
  20. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۲۵۸.
  21. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۰، ص۳۴۹.
  22. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۳، ص۱۵۵.
  23. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۳، ص۳۲۳.
  24. نحفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۹، ص۴۲۵.
  25. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۶۴۵.
  26. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۹، ص۱۱۸.
  27. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۱۷۷.
  28. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۲۸۵.
  29. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۰، ص۳۴۹.
  30. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۴۱، ص۶۴۵.
  31. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۹، ص۴۲۵.
  32. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳، ص۲۲۵.
  33. یزدی، العروة الوثقی، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۲۷۹.
  34. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳، ص۲۵ـ۳۵.
  35. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳، ص۳۶ـ۳۸.
  36. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۴۶ ـ ۵۵ ؛یزدی، العروة الوثقی، مؤسسة النشر الاسلامی ج۱، ص ۴۹۲
  1. به حلال کردن استمتاع از کنیز خود برای دیگری و یا ازدواج زن سه طلاقه، با مردی غیر از شوهر سابقش را تَحلیل می‌گویند.رجوع کنید به: هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۳۷۷.

منابع

  • هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم، موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی، ۱۳۸۲ش.
  • طباطبائی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقی، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
  • نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، تحقیق محمود قوچانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ هفتم، بی‌تا.
  • نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، دار احیاءالثراث العربی، بیروت، ۱۴۰۴ق.
  • یزدی طباطبایی، سید کاظم، العروه الوثقی فیما تعم به البلوی، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۹ق.
  • یزدی طباطبایی، سیدکاظم، العروة الوثقی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی.