مقاله متوسط
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
کپی‌کاری از منابع خوب
شناسه ارزیابی نشده

زنا

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

زِنا به معنای آمیزش جنسی مرد با زنی بدون آنکه بین آن دو عقد ازدواجی واقع شده باشد از گناهان کبیره می‌باشد، حرمت آن ضروری بین مسلمانان بوده و در شرع برای مرتکب زنا، حدّ تعیین شده است. این عمل با اقرار، بَیِّنِه و علم حاکم شرع ثابت می‌شود.

تعریف و حکم زنا

زنا در اصطلاح شرع عبارت است از آمیزش جنسی مرد با زنی،(یا آمیزش جنسی زن با مردی) بدون آنکه بین آن دو عقد ازدواجی واقع شده باشد یا مرد مالک زن باشد یا شبهه عقد یا مِلک وجود داشته باشد.[۱] این عمل از گناهان کبیره شمرده شده و حرمت آن ضروری بین مسلمانان و ارتکابش موجب ثبوت حدّ است.[۲]

آیات تحریم زنا در قرآن

در ۷ آیه قرآن به عمل «زنا» به طور کلی اشاره شده و برخی احکام و کیفرهای آن نیز مطرح شده است. این آیات عبارت است از آیات ۱۵ و ۱۶ سوره نساء، آیه ۳۲ سوره اسرا، آیات ۲ و ۳ سوره نور، آیه ۶۸ سوره فرقان و آیه ۱۲ سوره ممتحنه.

بیشتر آیات فوق یا از زنا نهی کرده و حرام بودن این کار زشت را بیان کرده و یا حدود کیفر زنا را اعلام کرده است و بیشتر رویکرد فقهی دارد و از سنخ آیات الاحکام به شمار می‌رود. در آیه ۳۲ سوره اسرا حتی از نزدیک شدن به این عمل نیز نهی شده و فلسفه تحریم آن بیان شده است.[۳]

عواقب زنا در روایات

در روایات در مورد آثار دنیوی زنا موارد ذیل آمده است:

بی برکتی در زندگی، از بین رفتن نورانیت ظاهر، رفتن روح ایمان، بی‌دینی، غضب الهی، عدم استجابت دعا، فقر و قطع روزی، بی‌آبرویی، بی‌عفتی و زنا با نزدیکان زناکار، قتل و جنایت و فساد مواریث، ترک تربیت و سرپرستی کودکان، ناله زمین و زمان، از بین رفتن آبادانی شهرها، زلزله، زنا در ردیف کشتن پیامبر و ویران کردن کعبه،[۴] مرگ زودرس[۵] و ناگهانی.[۶]

همچنین در روایات در مورد عواقب اخروی زنا به موارد ذیل اشاره شده است:

سختی حساب، محرومیت زناکار از توجه و کلام و تزکیه الهی، عدم قرب الهی،[۷] انواع عذاب‌های دردناک و شدید و خلود در جهنم.[۸]

راه‌های اثبات زنا

زنا با اقرار، بَیِّنِه و بنابر مشهور، علم حاکم ثابت می‌شود.[۹]

ثبوت زنا به اقرار، علاوه بر شرایط عمومی (بلوغ، عقل، اختیار و آزاد بودن) منوط به چهار بار اقرار است.[۱۰]

ثبوت زنا با بینه مشروط به شهادت چهار مرد یا بنابر قول مشهور سه مرد و دو زن است[۱۱] در اینکه حد زنا با شهادت دو مرد و چهار زن ثابت می‌شود یا نه، اختلاف است. قول نخست به مشهور نسبت داده شده است. البته بنابر این قول، تنها حدّ تازیانه ثابت می‌شود نه رجم.[۱۲]

شهادت شهود بر وقوع زنا و مشاهده آن در یک مکان و یک زمان باید به طور صریح باشد. در غیر این صورت حدّ ثابت نمی‌شود و بر گواهان به سبب نسبت ناروا، حدّ قذف جاری می‌شود[۱۳]

بر شاهدان مستحب است از شهادت به زنا خودداری کنند؛ بلکه بر قاضی نیز مستحب است با اشاره و کنایه شاهدان را بر ترک شهادت ترغیب نماید.[۱۴] حدّ زنا از حقوق اللّه به شمار می‌رود؛ از این رو، شهادت تبرعی (بدون درخواست قاضی) نسبت به آن پذیرفته می‌شود.[۱۵]

زنا با آزمایش‌های پزشکی ثابت نمی‌شود.[۱۶]

در ثبوت حدّ زنا، علاوه بر بلوغ، عقل و اختیار، لازم است مرد و زن زناکار به حرمت زنا علم ـ یا آنچه به منزله علم است ـ داشته باشند و در خصوص ثبوت حدّ رجم احصان نیز در هر دو معتبر است.[۱۷] معنای اصطلاحی احصان یا مُحصِن این است که فرد دسترسی به همسر شرعی خود داشته باشد.

حدّ زنا

حدّ زنا بسته به شرایط آن چند گونه است: قتل، سنگسار، تازیانه، تازیانه به همراه تراشیدنِ سر و تبعید و تازیانه توأم با سنگسار.

تازیانه

بر اساس آیه ۲ سوره نور « الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ ۖ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَ‌أْفَةٌ فِي دِينِ اللَّـهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ‌ ۖ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ (ترجمه: هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید؛ و نباید رأفت (و محبّت کاذب) نسبت به آن دو شما را از اجرای حکم الهی مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید! و باید گروهی از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده کنند!)» زن و مردی که مرتکب زنا شوند باید صد تازیانه بخورند و گروهی از مؤمنین نیز به هنگام اجرای حد حضور داشته باشند. در این آیه به سایر مؤمنین هشدار می‌دهد اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارند نباید در اجرای این مجازات و حدود الهی رأفت نشان دهند.

این تازیانه حدّ مرد یا زن زناکار بالغ، عاقل، آزاد و غیر مُحصِن است و نیز به قول جمعی از فقها حدّ مرد مُحصن آزاد است که با زن نابالغ یا دیوانه زنا کند و نیز زن آزاد بالغ، عاقل و مُحصنی که پسری نابالغ یا بنابر قول برخی دیوانه با او زنا کند. حدّ برده زناکار پنجاه تازیانه است؛ مُحصن باشد یا غیر محصن، مرد باشد یا زن، پیر باشد یا جوان.[۱۸] در برخی موارد علاوه بر تازیانه، موی سر فرد زناکار نیز تراشیده شده و در برخی موارد تبعید هم می‌گردد.[۱۹]

قتل

در مواردی مانند زنای با محارم نَسَبی (مادر، خواهر، دختر)، زنای غیر مسلمان با زن مسلمان، کسی که با زور با زنی زنا کند، تکرار چندباره زنا پس از تازیانه خوردن، حد قتل بر زنا کار جاری می‌شود.[۲۰]

حد زنای مُحصِنِه

سنگسار کردن، حدّ مرد یا زن بالغ، عاقل، مُحصن و آزادی است که با شخص بالغ و عاقل زنا کند، این زنا به «زنای مُحصِنِه» مشهور است. [۲۱]

حد پیرمرد یا پیرزن زناکار

بر پیرمرد یا پیرزن آزاد، عاقل و مُحصنی که زنا کرده، ابتدا صد ضربه تازیانه می‌زنند سپس او را سنگسار می‌کنند.[۲۲]

تشدید مجازات

اگر مردی با زن مرده‌ای زنا کند، علاوه بر حدّ، تعزیر می‌شود. همچنین است اگر زنا در مکان یا زمان شریفی همچون مسجد و مشاهد مشرفه و ماه رمضان انجام گیرد.[۲۳]

ساقط شدن مجازات

با وجود یکی از امور زیر حدّ ساقط می‌گردد:

  1. شبهه: مانند اینکه کسی با زنی به گمان اینکه همسر او است آمیزش کند.[۲۴]
  2. ادعای زوجیت: کسی که با زنی نزدیکی کرده، چنانچه مدّعی زوجیت او باشد حدّ از او ساقط می‌شود.[۲۵]
  3. اکراه: اگر زن به زنا مجبور شود، حدّ از او ساقط می‌گردد. در تحقق اکراه نسبت به مرد اختلاف است.[۲۶]
  4. توبه: توبه کردن قبل از ثبوت زنا نزد حاکم، موجب سقوط حد است؛ ولی کسی که به زنا اقرار و سپس توبه کرده، حاکم در اقامه حدّ بر او مخیر است. امّا اگر ثبوت زنا توسط شاهد بوده، بنابر مشهور، حدّ از او ساقط نمی‌گردد.[۲۷]

چگونگی اجرای حد

محکوم به حدّ رجم ابتدا غسل می‌کند و سپس اگر مرد باشد تا کمر و اگر زن باشد بنابر مشهور تا سینه در خاک دفن و آنگاه سنگسار می‌گردد.[۲۸] کسی که محکوم به حدّ تازیانه شده، اگر مرد باشد، او را ایستاده و بنابر قول مشهور از نظر پوشش و برهنگی بر همان حالی که هنگام زنا یافته‌اند شلاق می‌زنند. البته عورتش را می‌پوشانند و اگر زن باشد، او را نشانده و در حالی که بدن او را با لباسش پوشانده‌اند، تازیانه می‌زنند. تازیانه باید بر همه بدن جز مواضع خطرناک، مانند سر و صورت تقسیم شود.[۲۹]

زناکاری که در اثنای اجرای حدّ فرار کرده، در صورتی که حدّش رجم و ثبوت آن با بینه باشد، بازگردانده می‌شود؛ امّا اگر ثبوت حدّ به اقرار باشد، بنابر مشهور بازگردانده نمی‌شود و چنانچه حدش تازیانه باشد در هر صورت بازگردانده می‌شود.[۳۰]

سایر احکام زنا

  • نَسَب (ارتباط خویشاوندی خونی) به زنا ثابت نمی‌شود؛ از این رو، کودک متولد شده از زنا شرعاً نه به مرد منتسب می‌گردد و نه به زن.[۳۱]
  • به قول مشهور از اسباب حرمت ازدواج با زنی، زنا با مادر یا دختر او است، به شرط آنکه عمل زنا قبل از ازدواج با آن زن صورت گرفته باشد، بنابر این، اگر فردی با مادر یا دختر زنی زنا کند، نمی‌تواند با آن زن ازدواج نماید.[۳۲]
  • کسی که با زن مجرد زنا کند، بنابر مشهور می‌تواند با او ازدواج نماید، هرچند زن توبه نکند. اما اگر با زنِ متأهل یا زنی که در عدّه رجعی به سر می‌برد، زنا کند، نسبت به مرد زناکار بنا بر مشهور حرمت ابدی پیدا می‌کند.[۳۳]
  • عدّه زن متأهلی که از راه زنا باردار شده و سپس از شوهرش طلاق گرفته، همانند عدّه زن غیر باردار است و می‌تواند پس از گذشت عدّه ازدواج کند، هرچند زایمان نکرده باشد. و اگر مجرد باشد، عدّه‌ای ندارد و می‌تواند ازدواج کند.[۳۴] همچنین زن مجردی که با مردی این عمل را انجام داده، لیکن باردار نشده است، بنابر مشهور عدّه ندارد.[۳۵]
  • اگر مردی به همسر خود نسبت زنا دهد، در صورتی که بین آنان لعان واقع گردد، زن بر مرد حرام ابدی می‌شود و چنانچه زن کر و لال باشد بدون وقوع لعان، حرمت ابدی حاصل می‌گردد.[۳۶]

پانویس

  1. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۹ش، ج۴۱، ص۲۵۸ـ۲۶۰؛ خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۵۵؛ خویی، تکملة منهاج الصالحین، ۱۴۰۷ق، ص۳۲
  2. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۹ش، ج۱۳، ص۳۱۵ و ج۴۱، ص۲۵۸؛ خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۲۷۴
  3. آیات تحریم زنا در قرآن
  4. مجلسی، بحار الأنوار ج۷۶ ۱۸۷ باب ۹۱ السرقة و الغلول و حدهما(ص): ۱۸۰
  5. کلینی،‌ کافی، ج۵. باب الزانی.....(ص): ۵۴۱
  6. شیخ حر، وسائل الشیعة، ج۲۰، ص: ۳۱۴
  7. شیخ حر، وسائل الشیعة، ج۲۰، ص: ۳۱۴
  8. شیخ حر، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص: ۳۲۳
  9. نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۹ش، ج۴۱، ص۲۷۹ و ۳۶۶.
  10. نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۹ش، ج۴۱، ص۲۷۹ـ۲۸۳؛ خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۵۹.
  11. نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۹ش، ج۴۱، ص۱۵۵؛ لنکرانی، تفصیل الشریعة (الحدود)، ۱۴۲۲ق، ص۱۱۶.
  12. طباطبایی، الشرح الصغیر، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۳۳۸؛ خویی، مبانی تکملة المنهاج، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۱۸ـ ۱۱۹.
  13. نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۹ش، ج۴۱، ص۱۵۴ـ۱۵۸ و ۲۹۶ـ۳۰۲؛ خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۶۱؛ خویی، تکملة منهاج الصالحین، ۱۴۰۷ق، ص۲۵.
  14. نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۹ش، ج۴۱، ص۳۰۷.
  15. نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۹ش، ج۴۱، ص۱۰۶.
  16. انصاری، صراط النجاة، ج۱، ۱۴۱۵ق، ص۳۵۲.
  17. نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۹ش، ج۴۱، ص۲۶۱ـ۲۶۲.
  18. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۹ش، ج۴۱، ص۳۲۹.
  19. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۹ش، ج۴۱، ص۳۲۳ـ۳۲۸.
  20. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۹ش، ج۴۱، ص۳۰۹ـ۳۱۳؛ خمینی، تحریر الوسیلة، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۶۲ـ۴۶۳.
  21. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۹ش، ج۴۱، ص۳۱۸ـ۳۲۲.
  22. شهید ثانی، الروضة البهیة، ۱۴۱۰ق، ج۹، ص۸۵ـ۸۶؛ صمیری، غایة المرام، ۱۴۲۰ق، ج۴، ص۳۱۶؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۹ش، ج۴۱، ص۳۱۸ـ۳۲۰
  23. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۹ش ج۴۱، ص۳۷۳ـ۳۷۴ و ۶۴۴ـ۶۴۵؛ تحریرالوسیلة، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۶۸
  24. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۹ش، ج۴۱، ص۲۶۲ـ۲۶۵
  25. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۹ش، ج۴۱، ص۲۷۶
  26. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۹ش، ج۴۱، ص۲۶۵ـ۲۶۶
  27. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۹ش، ج۴۱، ص۲۹۳ و ۳۰۷ـ۳۰۸
  28. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۹ش، ج۴۱، ص۳۴۷ و ۳۵۸
  29. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۹ش، ج۴۱، ص۳۵۸ـ۳۶۱
  30. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۹ش، ج۴۱، ص۳۴۹ـ۳۵۱
  31. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۹ش، ج۲۹، ۲۵۶ـ۲۵۷ و ج۳۱، ص۲۳۶؛ تحریر الوسیلة، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۲۶۴ـ۲۶۵.
  32. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۹ش، ج۲۹، ص۳۶۳ـ۳۶۸؛ طباطبایی، العروة الوثقی، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۵۴۹ـ۵۵۰.
  33. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۹ش، ج۲۹، ۴۳۹ـ۴۴۳ و ۴۴۶.
  34. شهید ثانی ، مسالک الأفهام، ج۹، ص۲۶۲ـ۲۶۳؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۹ش، ج۳۲، ۲۶۳ـ۲۶۴.
  35. الحدائق الناضرة، ج۲۳، ۵۰۴.
  36. نجفی، جواهر الکلام، ۱۳۶۹ش، ج۳۰، ۲۴ـ۲۵.

منابع

  • ابن زهره، حمزه بن علی، غنیه النزوع الی علمی الاصول و الفروع، مؤسسة الامام الصادق علیه‌السلام، ۱۴۱۷ق.
  • ابن سعید، یحیی بن احمد، الجامع للشرایع، مؤسسة السید الشهداء علیه‌السلام العلمیة، ۱۴۰۵ق.
  • ابن‌ادریس، محمد بن احمد، کتاب السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین، قم، ۱۴۱۰ق.
  • ابن‌براج، عبدالعزیز بن نحریر، المهذب، مؤسسة النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، قم، ۱۴۰۶ق.
  • اراکی، محمد علی، المسایل الواضحه، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، ۱۴۱۴ق.
  • انصاری، مرتضی، صراط النجاة، المؤتمر العالمی للذکری المئویة الثانیة لمیلاد الشیخ الانصاری، قم، ۱۴۱۵ق.
  • آبی، حسن بن ابیطالب، کشف الرموز فی شرح المختصر النافع، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین، قم، ۱۴۱۰ق.
  • بیهقی نیشابوری کیدری، محمد بن حسین، اصباح الشیعه بمصباح الشریعه، مؤسسة الامام الصادق علیه‌السلام، ۱۴۱۶ق.
  • خمینی، روح الله، تحریر الوسیله، دارالکتب العلمیه، اسماعیلیان، ۱۴۰۸ق.
  • خوئی، ابوالقاسم، تکملة منهاج الصالحین، نشر مدینة العلم، قم، ۱۴۱۰ق.
  • خوئی، ابوالقاسم، مبانی تکملة المنهاج، نشر لطفی و دارالهادی، قم، ۱۴۰۷ق.
  • شهید ثانی، زین الدین بن علی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، انتشارات داوری، قم، ۱۴۱۰ق.
  • شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام الی تنقیح شرایع الاسلام، مؤسسة المعارف الاسلامیة، ۱۴۱۳ ۱۴۱۷ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، الاستبصارفیما اختلف من الاخبار، دارالکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۹۰ق.
  • صیمری، مفلح بن حسن، غایه المرام فی شرح شرایع الاسلام، دارالهادی، بیروت، ۱۴۲۰ق.
  • طباطبائی یزدی، محمد کاظم، العروة الوثقی، مؤسسة النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، قم، ۱۴۱۷ ۱۴۲۰ق.
  • طباطبائی، علی، الشرح الصغیر فی شرح مختصر النافع، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، ۱۴۰۹ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، الخلاف فی الاحکام، مؤسسة النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، قم، ۱۴۰۷ ۱۴۲۰ ق.
  • عبدالاعلی، موسوی سبزواری، مهذب الاحکام فی بیان الحلال و الحرام، مؤسسة المنار، ۱۴۱۳ ۱۴۱۷ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعه فی احکام الشریعه، مؤسسة النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، قم، ۱۴۱۲ ۱۴۱۹ق.
  • فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام و الابهام عن قواعد الاحکام، مؤسسة النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، قم، ۱۴۱۶ ۱۴۲۴ق.
  • لنکرانی، محمد، تفصیل الشریعة فی شرح تحریرالوسیلة، مرکز فقهی ائمه اطهار علیهم السلام، قم، ۱۴۲۲ق.
  • محقق حلی، جعفر بن حسن، المختصر النافع فی فقه الامامیة، مؤسسة البعثة، طهران، ۱۴۱۰ق.
  • نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، دارالکتب الاسلامیه و المکتبه الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۲ ۱۳۶۹ش.