نجاست کفار

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

نجاست کفار، یعنی نجس بودن کسی که به خدا، توحید، معاد و پیامبری حضرت محمد(ص) اعتقاد ندارد. بر این اساس، کافر، عین نجاست و از نجاسات ده‌گانه است و با هیچ کدام از مطهرات به غیر از اسلام پاک نمی‌شود. در نجاست اهل کتاب، شامل یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان، اختلاف است.

مفهوم‌شناسی

نجس به معنای ناپاک، آلوده و غیر طاهر است.[۱] در اصطلاح فقهی، نجس به چیزی گفته می‌شود که پاک نباشد[۲] و برای مسلمان واجب است که از آن دوری کند، مخصوصا برای انجام برخی از اعمال که در انجام آن‌ها طهارت شرط است.[۳]

کافر در اصطلاح فقهی به کسی گفته می‌شود که خداوند و وحدانیتش، پیامبری حضرت محمد(ص)، معاد و یکی از ضررویات دین را قبول نداشته باشد.[۴] بر این اساس نجاست کافر اشاره به این دارد که کافر عین نجاست است[۵] و تمام اعضای بدن او حتی اعضای بدون روح(مو و ناخن) نجس می‌باشد[۶] و با هیچ‌کدام از مطهرات مگر اسلام پاک نمی‌شود.[۷] بنابراین اگر چیزی بدن کافر را لمس کند و رطوبتی از بدن کافر به هر صورتی به آن چیز منتقل شود، آن چیز نجس می‌شود و باید با مطهرات (مانند آب) پاک شود. مثلا اگر دست فردی به بدن خیس کافر بخورد، به صورتی که خیسی بدن کافر به دست منتقل شود، آن دست نجس می‌شود.[۸]

برخی از فقها معتقدند؛ در صورتی که پدر، مادر، مادر بزرگ یا پدر بزرگ کودک نابالغی کافر باشند او نیز کافر و نجس است اما اگر یکی از آنها مسلمان باشد آن کودک پاک است.[۹] همچنین برخی از فقها عنوان کرده‌اند؛ در صورتی که مسلمان‌بودن یا کافر‌بودن فردی معلوم نباشد، آن شخص نجس نیست اما دیگر احکام مسلمانان مانند دفن شدن در قبرستان مسلمانان یا ازدواج با او جایز نیست.[۱۰] به نظر برخی از فقها نیم‌خورده کافر نجس و خوردن آن حرام است، اما نیم‌خورده حیوان حرام‌گوشت، پاک و خوردن آن مکروه است.[۱۱]

اهل کتاب

نوشتار اصلی: اهل کتاب

اهل کتاب به پیروان ادیانی گفته می‌شود که کتاب آسمانی دارند. به نظر بسیاری از فقها، یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان، اهل کتاب محسوب می‌شوند.[۱۲] بسیاری از فقهای شیعه، به نجاست اهل کتاب حکم کرده‌اند؛ تا حدی که برخی ادعای اجماع در مورد این مسئله کرده‌اند.[۱۳] در مقابل، برخی از فقها همچون شیخ مفید، آخوند خراسانی، آیت الله خویی و برخی از فقهای معاصر، اهل کتاب را نجس نمی‌دانند.[۱۴] با این حال اکثر فقهای اهل سنت، به طهارت اهل کتاب حکم کرده‌اند.[۱۵]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ۱۳۷۷ش، ج۱۴، ص۲۲۳۴۸.
  2. مشکینی اردبیلی، مصطلحات الفقه، ۱۴۱۹ق، ص۵۳۰؛ غدیری، القاموس الجامع للمصطلحات الفقهیة، ۱۴۱۸ق، ص۵۷۵.
  3. غدیری، القاموس الجامع للمصطلحات الفقهیة، ۱۴۱۸ق، ص۵۷۵.
  4. مشکینی اردبیلی، مصطلحات الفقه، ۱۴۱۹ق، ص۴۴۱.
  5. غدیری، القاموس الجامع للمصطلحات الفقهیة، ۱۴۱۸ق، ص۵۷۶-۵۷۷.
  6. امام خمینی، توضیح‌المسائل، ۱۴۲۶ق، ص۳۳.
  7. غدیری، القاموس الجامع للمصطلحات الفقهیة، ۱۴۱۸ق، ص۵۷۶-۵۷۷.
  8. غدیری، القاموس الجامع للمصطلحات الفقهیة، ۱۴۱۸ق، ص۵۷۵-۵۷۷؛ مشکینی اردبیلی، مصطلحات الفقه، ۱۴۱۹ق، ص۴۴۶؛ نواب، «نقد و بررسی ادلۀ نقلی طهارت و نجاست اهل کتاب»، ص۴۹.
  9. امام خمینی، توضیح‌المسائل، ۱۴۲۶ق، ص۳۳.
  10. امام خمینی، توضیح‌المسائل، ۱۴۲۶ق، ص۳۳.
  11. امام خمینی، توضیح‌المسائل(محشی)، ۱۴۲۴ق، ج،۱، ص۵۳.
  12. مشکینی اردبیلی، مصطلحات الفقه، ۱۴۱۹ق، ص۴۴۲.
  13. نواب، «نقد و بررسی ادلۀ نقلی طهارت و نجاست اهل کتاب»، ص۴۹.
  14. نواب، «نقد و بررسی ادلۀ نقلی طهارت و نجاست اهل کتاب»، ص۵۰.
  15. نواب، «نقد و بررسی ادلۀ نقلی طهارت و نجاست اهل کتاب»، ص۴۷-۴۸.

منابع

  • امام خمینی، سید روح الله، توضیح المسائل(محشی)، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌، ۱۴۲۴ق.
  • امام خمینی، سید روح الله، توضیح المسائل، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌، ۱۴۲۶ق.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه دهخدا، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ش.
  • غدیری، عبدالله عیسی ابراهیم، القاموس الجامع للمصطلحات الفقهیة، بیروت،‌ دار الحجه البیضاء، ۱۴۱۸ق.
  • مشکینی اردبیلی، علی، مصطلحات الفقه و معظم عناوینه الموضوعیة، قم، نشر الهادی، ۱۴۱۹ق.
  • نواب، سید ابوالحسن، «نقد و بررسی ادلۀ نقلی طهارت و نجاست اهل کتاب»، پژوهش‌های فقهی، شماره ۴، زمستان ۱۳۹۲ش.