مقاله متوسط
نیازمند خلاصه‌سازی

دیه انسان

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

دیه انسان مالی است که به سبب کشته‌شدن، قطع عضو و یا وارد کردن جراحت جسمی، به یک فرد یا ورثه او تعلق می‌گیرد. احکام دیه در بخش دیات کتاب‌های فقهی آمده است. مقدار دیه آسیب‌های مختلف در منابع دین اسلام بیان شده است. در مواردی که مقدار معینی به عنوان دیه تعیین نشده، مالی به عنوان اَرش به آسیب دیده پرداخت می‌شود. میزان دیه در برخی شرایط مانند وقوع جنایت در حرم مکی و ماه‌های حرام افزایش می‌یابد که در اصطلاح فقهی به آن تغلیظ دیه می‌گویند.

بنابر روایات اسلامی مقدار دیه کامل در زن و مرد و یا مسلمان و غیر مسلمان تفاوت دارد. البته برخی از فقیهان با این تفاوت مقدار مخالف بوده و حکم به تساوی دیه در همه انسان‌ها می‌کنند.

در آخرین بازنگری قانون مجازات اسلامی در ایران راهکارهایی برای جبران تفاوت بین دیه زن و مرد در نظر گرفته شده است. در برخی کشورها مانند ایران هر ساله نرخ دیه کامل انسان توسط قوه قضائیه تعیین و اعلام می‌شود.

تعریف

از نظر شرع اسلام اگر انسانی هم‌نوع خود را بکشد یا یکی از اعضای او را قطع و یا ناقص نماید و یا وی را مجروح کند؛ باید به وی یا وارثانش مال مشخصی پرداخت کند که به آن مال دیه می‌گویند.[۱]در منابع اسلامی و متون فقهی اندازه دیه برای هر نوع آسیب بیان شده است و در مواردی که مقداری معین نشده است به آسیب‌دیده مالی به عنوان ارش داده می‌شود.[۲]

در مواردی که عضوی آسیب ظاهری ندیده است ولی منافع و کارآیی آن از بین رفته نیز به آسیب دیده دیه تعلق می‌گیرد. مانند اینکه حس شنوایی یا بویایی انسانی از بین برود.[۳]

دیه در اصل، جبران قتل و یا آسیب‌های غیر‌عمدی و یا خطائی است ولی در جرائم عمدی نیز آسیب‌دیدگان می‌توانند به جای قصاص‌کردن (تلافی به وسیله وارد کردن آسیب مشابه) دیه بگیرند.[۴]

آیه دیه

در قرآن به مساله دیه در آیه ۹۲ سوره نساء اشاره شده است که به آیه دیه نیز مشهور است. «هیچ مؤمنی را نرسد که مؤمن دیگری را به قتل رساند مگر آنکه به اشتباه و خطا مرتکب آن شود، و در صورتی که به خطا هم مؤمنی را مقتول ساخت باید (به کفّاره آن) بنده مؤمنی را آزاد کند و خون‌بهای آن را به صاحبش تسلیم نماید، مگر آنکه دیه را ورثه (به قاتل) ببخشند. و اگر مقتول مؤمن از قومی باشد که با شما دشمن و محارب‌اند، قاتل دیه ندهد، لیکن بر او است که بنده مؤمنی را آزاد کند و اگر مقتول از قومی است که بین شما با آنها پیمان برقرار بوده پس خون‌بها را به صاحب خون پرداخته و بنده مؤمنی (به کفاره آن) آزاد کند، و اگر (بنده‌ای) نیابد بایستی دو ماه متوالی روزه بگیرد. این توبه‌ای است که از طرف خدا پذیرفته است و خدا دانا و حکیم است.».[یادداشت ۱]

تقسیمات

بنابر نوع آسیبی که به انسان وارد می‌شود دیه را به دیه جان، دیه اعضا و دیه منافع تقسیم کرده‌اند. رفتاری که موجب آسیب به طرف مقابل شده است نیز در سه حال اتفاق می‌افتد:

  • عمد: آسیبی که با قصد و اختیار وارد شود. بنابر دستورات اسلامی موجب حق قصاص (تلافی به وسیله وارد کردن همان آسیب) برای آسیب دیده می‌شود ولی وی می‌تواند از قصاص چشم‌پوشی کرده و دیه دریافت نماید.
  • شبه عمد: جانی قصد ارتکاب فعل منجر به آسیب را دارد ولی قصد او ارتکاب خود جنایت نیست. مانند کسی که برای ادب کردن فرد دیگری را بزند و طرف مقابل در اثر این زدن بمیرد.
  • خطای محض: نه قصد جنایت وجود دارد و نه انجام کاری که منجر به آن شده است. مانند آن‌که قصد شلیک به سمت شکاری را داشته ولی تیر به انسانی اصابت کرده و منجر به مرگ او شود.[۵]

دیه نفس یا جان

اگر فردی به قتل برسد؛ در صورت عمدی بودن قتل، قاتل باید قصاص شود[۶] مگر اینکه اولیاء دم به دیه رضایت دهند.[۷] مقدار دیه جان در این صورت و نیز در صورتی‌که قتل شبه عمد و یا خطای محض باشد یکی از موارد زیر است که قاتل در پرداخت هر کدام که خواست اختیار دارد.[۸]

  • صد شتر که پنج سال را تمام کرده باشند.
  • دویست گاو سالم و متعارف.
  • هزار گوسفند سالم و متعارف.
  • دویست حُلّه که عبارت از دو قطعه لباس از بُرد یمانی است.
  • هزار دینار (هزار مثقال طلای سکه‌دار)؛
  • ده‌هزار درهم (ده هزار مثقال نقره سکه‌دار).[۹]

مهلت پرداخت دیه قتل عمد، یک سال است و از مال خود قاتل پرداخت می‌شود.[۱۰] دیه قتل شبه عمد نیز یکی از همان موارد مذکور است با کمی تخفیف در سن شترها و مدت پرداخت آن که دو سال است و از مال خود قاتل پرداخت می‌شود.[۱۱] دیه قتل خطای محض نیز یکی از موارد مذکور در قتل عمد با مقداری تخفیف در سن شترها است و مهلت پرداخت آن سه سال می‌باشد.[۱۲] پرداخت این دیه بر عهده عاقله است[۱۳] که باید از مال خود بدهند و نباید به جای آن چیزی از قاتل بگیرند.[۱۴]

از بین بردن جنین انسان نیز دیه دارد که نسبت به حالات و تکاملات جسمی آن متفاوت است[یادداشت ۲][۱۵] و حتی اگر زن خودش کاری کند که بچه‌اش سقط شود، باید دیۀ آن را به وارث طفل بدهد.[۱۶]

دیه اعضا

بنابر یک قاعده کلی در فقه اسلامی اعضای اصلی بدن انسان مانند زبان که یکی هستند دیه کامل دارند و اعضای جفت مانند گوش‌ها، چشم و بینی، اگر هر دو آسیب ببینند دیه کامل و آسیب دیدگی یکی از آن‌ها موجب نصف دیه‌ کامل می‌شود.[۱۷] فقط در میزان دیه بیضه‌ها و لب‌هااختلاف است.[یادداشت ۳][۱۸]

برخی از اعضایی که دیه‌ آن‌ها دیۀ کامل است عبارتند از:

  • شکستن کمر به گونه‌ای که فرد نتواند بنشیند؛‌[۱۹]
  • از بین‌بردن تمام دندان‌ها؛[۲۰]
  • از بین‌بردن تمام انگشتان هر دو دست یا انگشتان هر دو پا؛[۲۱]
  • قطع نخاع؛[۲۲]
  • شکستن ترقوه (دو استخوان بالای سینه، زیر گردن)؛[۲۳]
  • کندن موی سر یا ریش به گونه‌ای که دیگر نروید و بنابر احتیاط واجب در کندن موی چهار مژه یعنی مژه‌های هر دو چشم، اگر دیگر نروید.[۲۴]
  • شکستن گردن به طوری که خم شود و قد او کوتاه شود.[۲۵]
  • سینه یا پستان‌های زن: آسیب به هر دوی آن‌ها موجب یک دیه کامل زن (نصف دیه کامل مرد) می‌شود در هر کدام نصف دیه.[۲۶]
  • دو بیضه مرد:[۲۷]
  • آلت تناسلی مرد و گوشت‌های اطراف آلت تناسلی زن.[۲۸] در صورتیکه زنی افضاء شود یعنی بافت بین محل خروج خون حیض با محل خروج ادرار پاره شود و این دو مجرا یکی شود؛ فقها حکم به دیه کامل کرده‌اند.[۲۹]

دیه منافع

در فقه اسلامی برای آسیب‌رساندن به منافع و کارکرد برخی اندام‌های انسان مانند قدرت تعقل، شنوایی، بینایی و بویایی حتی اگر ظاهر آن عضو سالم باشد، دیه تعیین شده است.

مطابق با منابع فقه شیعه برخی از این منافع عبارتند از:

  • چشایی: مطابق با نظر فقیهان امامیه از بین رفتن حس چشایی موجب تعلق گرفتن یک دیه کامل به آسیب‌دیده می‌شود.[۳۰] برخی برای از بین رفتن قدرت جویدن نیز حکم به دیه کامل داده‌اند[۳۱] اما بیشتر فقها برای چنین آسیبی را موجب ارش دانسته‌اند.[۳۲]
  • صدا: از بین رفت صوت موجب دیه کامل است[۳۳] و اگر علاوه بر صدا حرکت‌های زبان نیز از بین برود دو سوم دیه زبان نیز به این مقدار افزوده می‌شود.[۳۴]
  • انزال جنسی: اگر قدرت انزال منی در رابطه جنسی در فرد از بین برود نیز یک دیه کامل به وی تعلق می‌گیرد.[۳۵]
  • کنترل ادرار: وارد کردن آسیبی که منجر به تسلسل بول (عدم توانایی در کنترل ادرار) مستوجب دیه کامل است.[۳۶]
دیه مقدار دیه
قتل دیه قتل عمد: صد شتر که به سن شش سالگی رسیده باشند. یا دویست گاو، یا هزار دینار طلا،‌ یا هزار گوسفند. یا ده هزار درهم نقره، یا دویست لباس (هر لباس یا لباسی که تمام بدن را بپوشاند).[۳۷]

دیه قتل شبه عمد: یکی از موارد شش‌گانه در قتد عمد مگر در شتر که در شرایط آن تفاوت‌هایی وجود دارد.[۳۸]

دیه قتل خطأیی: یکی از موارد شش‌گانه در قتد عمد مگر در شتر که در شرایط آن تفاوت‌هایی وجود دارد.[۳۹]

قطع کردن یا

از بین بردن

ریش و مو: کندن یا از بین بردن تمام موی سر یا ریش مرد در صورتی که دیگر نروید، دیه کامل دارد.[۴۰]

چشم: در آوردن و یا از بین بردن دوچشم بینا دیه کامل و هریک از آن‌ها نصف دیه دارد.[۴۱]

بینی: قطع کردن و یا از بین بردن تمام بینی یا نرمه‌ای که پایین استخوان بینی است، دیه کامل دارد.[۴۲]

لاله گوش: از بین بردن دولاله گوش، دیه کامل و از بین بردن هر یک از آن‌ها نصف دیه کامل دارد. از بین بردن نرمه هر گوش موجب یک ششم دیه کامل است.[۴۳]

دیه لب: از بین بردن دو لب، دیه کامل و از بین بردن هر یک از آن‌ها نصف دیه کامل دارد.[۴۴]

زبان: قطع یا از بین بردن تمام زبان گویا، دیه کامل دارد.[۴۵]

شكسته‌شدن و ترک‌برداشتن دیه شکستن هریک از دنده‌های محیط به قلب که از آن حفاظت می‌کند، یک چهلم دیه کامل است.[۴۶]

دیه شکستن هر یک از دنده‌های غیر از دنده‌های محیط به قلب، یک صدم دیه کامل می‌باشد.[۴۷]

شکستن ستون فقرات در صورتی که اصلا درمان نشود و یا بعد از علاج به صورت خمیده در آید، موجب دیه کامل است.[۴۸]

از بین بردن منافع عقل: زائل کردن عقل موجب دیه کامل و ایجاد نقص در آن موجب ارش می‌گردد.[۴۹]

چشایی: از بین بردن حس چشایی و نقصان آن موجب ارش است.[۵۰]

صوت: از بین بردن صوت به طور کامل به گونه‌ای که شخص نتواند صدایش را آشکار کند دیه کامل دارد گرچه بتواند با اخفات و آهسته صدایش را برساند.[۵۱]

دیه جنین علقه: چهارصدم دیه کامل.

مضغه: شش صدم دیه کامل.

عظام: هشت صدم دیه کامل.

جنینی که گوشت و استخوان‌بندی آن تمام شده ولی روح در آن دمیده نشده: یک دهم دیه کامل.

جنینی که روح در آن دمیده شده اگر پسر باشد دیه کامل و اگر دختر باشد نصف آن و اگر مشتبه باشد سه چهارم دیه کامل. [۵۲]

صدمه سیاه شدن پوست صورت شش هزارم دیه کامل.

کبود شدن آن سه هزارم دیه کامل.

سرخ شدن آن یک و نیم هزارم دیه کامل.[۵۳] صدمه‌ای که موجب تورم بدن، سر یا صورت گردد،‌ارش دارد.[۵۴]

موارد افزایش دیه

بنابر فقه اسلامی قتل در شرایط خاصی موجب افزایش دیه از مقدار اصلی آن می‌شود. به این حکم تغلیظ دیه می‌گویند. میزان افزاوده شده یک سوم دیه کامل است یعنی قاتل در این شرایط خاص باید یک دیه کامل به علاوه یک سوم دیه کامل را بپردازد. این شرایط عبارتند از:

عاقله

بنابر منابع اسلامی در جنایات خطایی محض پرداخت دیه بر عهده عاقله است.[۵۶] عاقله اصطلاحی فقهی است که بر این افراد اطلاق می‌شود:

  • مردان از خویشاوندان پدری مانند برادر، عمو و فرزندان آنان که در اصطلاح فقهی به آنان عصبه می‌گویند.[۵۷]
  • معتِق یا آزاد کننده[۵۸]: معتق کسی است که بنده‌ای را آزاد کرده باشد.