عنین

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

عِنّین یا ناتوان جنسی مردی که توانایی رابطه جنسی را از دست داده است. به این بیماری عُنَن می‌گویند. احکام عنین در بخش‌های مختلف فقهی از جمله نکاح، قصاص و دیات آمده است. مرد عنین باید بیماری خود را قبل از ازدواج به زن اطلاع دهد و اگر این کار را نکند مرتکب گناه شده است. عنین از مواردی است که در صورت فراهم بودن شروط و نارضایتی زن، سبب فسخ ازدواج می‌شود.

در این مورد، خیار فسخ برای زنان، فوری است و باید به حاکم شرع مراجعه کند. عنن شدن مرد قبل از عقد و یا بعد از عقد قبل از نزدیکی، از جمله شروط ذکر شده برای خیار فسخ است. به حکم این مسئله در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران نیز اشاره شده است.

اگر شخص سالم سبب قطع آلت عنین گردد، قصاص نخواهد شد و دیه او یک‌سوم دیه کامل لحاظ شده است.

مفهوم‌شناسی

عنین یا ناتوان جنسی[۱] به مرد مبتلا به بیماری جنسی که بر اثر آن آلت تناسلی ضعیف شده و نعوظ نمی‌کند؛[۲] به‌طوری که قدرت نزدیکی را از دست می‌دهد،[۳] و یا به مردی که تمایل جنسی ندارد، گفته شده است.[۴] برخی شخص پیری که قدرت جماع نداشته باشد را نیز در حکم عنین دانسته‌اند؛[۵] تعاریف دیگری نیز از جمله عدم قدرت نزدیکی به خاطر کوچکی آلت و یا حتی نداشتن منی، وجود دارد.[۶] [یادداشت ۱]

برخی، علاوه بر بیماری، ضعف در خلقت و یا سن بالا[۷] و حتی سِحر و جادو را از دلایل عنین شدن مرد دانسته‌اند.[۸] در اصطلاح فقهی به این بیماری عُنَن گفته می‌شود.[۹] به زنی که تمایل جنسی به مردان ندارد نیز عنینه گفته شده است.[۱۰]

در منابع روایی متقدم همچون من لا یحضره الفقیه و استبصار، روایات مربوط به عنین، در بخشی با عنوان «حکم عنین»[۱۱] و در کتاب الکافی در بخش «تدلیس عنین» جمع‌آوری شده است.[۱۲] چنانکه در منابع روایی متأخر همچون الحدائق الناضره، در بخش جداگانه‌ای به روایات در این زمینه اشاره کرده‌اند.[۱۳]

برخی معتقدند که عنین همچون محارم، پیر فرتوت و اطفال نابالغ است و در برابر او رعایت حجاب و پوشاندن زینت بر زنان لازم نیست.[۱۴]

عنین و احکام آن به‌عنوان یکی از عیوب مردانه، در بخش‌های مختلف فقهی همچون نکاح، قصاص و دیات مورد توجه قرار گرفته است.[۱۵]

عنین سبب فسخ عقد نکاح

عنین که در باب تدلیس در نکاح بدان پرداخته شده است[۱۶] از عیوب سه گانه[۱۷] یا چهارگانه‌ای[۱۸] است که در صورت فراهم بودن تمام شرایط، حق خیار فسخ را برای زن به وجود می‌آورد یعنی به او اجازه می‌دهد تا ازدواج را فسخ کند.[۱۹] [یادداشت ۲] مهریه زن در صورت عنین بودن شوهر بنا بر مشهور[۲۰] نصف مهریه دانسته شده است.[۲۱]

برخی از فقها دلیل این حکم را نص و اجماع دانسته‌اند[۲۲] چنانکه عده‌ای بر این اعتقادند که روایات این باب فراوان بوده [۲۳] و در حد مستفیض است. [۲۴] تا آن جا که تمام علمای اسلام جز ابو حنیفه بر حکم این مسئله اجماع و اتفاق نظر دارند.[۲۵]

مرد عنین قبل از ازدواج موظف است تا بیماری خود را به زن اطلاع دهد، اگر این کار را نکند مرتکب گناه شده است.[۲۶]

شروط تحقق فسخ نکاح

  • زن قبل از عقد نسبت به عنین بودن شوهر اطلاعی نداشته و بعد از عقد متوجه شده باشد.[۲۷]
  • اگر بعد از عقد عنین شده باشد، در صورتی که نزدیکی صورت نگرفته باشد، می‌تواند عقد را به هم بزند.[۲۸] و اگر یک مرتبه نزدیکی صورت گرفته باشد و بعد از آن عنین شده باشد، خیار فسخ وجود نخواهد داشت؛[۲۹] زیرا دیگر عنن شرعی نخواهد بود.[۳۰]

بنا بر ماده ۱۱۲۵ قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، اگر بیماری عنن در زمان عقد موجود باشد، موجب حق فسخ برای زن می‌شود.[۳۱] همچنین اگر بیماری عنن پس از عقد حاصل شده باشد، زن می‌تواند نکاح را فسخ کند.[۳۲] عده‌ای معتقدند اطلاق این قانون شامل موردی که مرد بعد از نزدیکی نیز عنین شده باشد، خواهد بود.[۳۳]

  • مرد قدرت نزدیکی با هیچ زنی را نداشته باشد و اگر تنها با زن خود نتواند نزدیکی کند، در حکم عنین نخواهد بود.[۳۴]
  • زن برای فسخ عقد ازدواج باید به نزد حاکم شرع برود. حاکم شرع به او یک سال فرصت می‌دهد[۳۵] اگر شوهر در این مدت بتواند نزدیکی کند، حتی با یکی دیگر از زنان خود، زن حق فسخ ازدواج را نخواهد داشت.[۳۶] رجوع به حاکم برای تعیین مدت یک سال است و بعد از اتمام مدت، زن می‌تواند بدون رجوع به حاکم شرع فسخ نماید.[۳۷]
  • حق خیار برای زن فوری است و باید به محض اطلاع از بیماری شوهر، درخواست فسخ کند و اگر آن را به تأخیر بیاندازد[۳۸] و یا به زندگی با همین شرایط رضایت دهد، دیگر حق فسخ نخواهد داشت.[۳۹]

راه‌های تشخیص

تشخیص عنن نیاز به کارشناسی پزشکی دارد.[۴۰] برای تشخیص بیماری عنین برای فردی که بیماری خود را انکار می‌کند، راه‌هایی با استناد به روایات اسلامی ذکر شده است.[۴۱] از جمله آنکه مرد در آب سرد بنشیند، اگر آلتش جمع شود، عنین نخواهد بود.[۴۲] عده‌ای از فقها معتقدند که اگر زن مدعی عنین بودن شوهرش باشد و مرد منکر باشد، قول منکر با قسم پذیرفته می‌شود.[۴۳]

قصاص و دیه عنین

در باب قصاص آمده است که اگر شخص سالم آلت تناسلی عنین را قطع کند، سبب قصاص و قطع آلت شخص سالم نمی‌شود؛[۴۴] اما اگر عنین آلت شخص سالم را قطع کند، قصاص می‌شود.[۴۵]

در باب دیات نیز دیه قطع آلت عنین یک سوم دیه لحاظ شده است.[۴۶] نویسنده کتاب جواهر الکلام برای این حکم ادعای شهرت کرده‌ است؛[۴۷] اما برخی با استناد به روایتی از معصوم(ع) دیه چنین شخصی را دیه کامل دانسته‌اند.[۴۸] عده‌ای معتقدند که اگر شخصی سبب عنین شدن شخص دیگر شود، باید دو سوم دیه را بپردازد.[۴۹]

پانویس

  1. بروجردی، منابع فقه شیعه، ۱۴۲۹ق، ج‌۳۱، ص۶۳۱؛ جمعی از مولفان، مجله فقه اهل بیت(ع)، قم، ج‌۴۱، ص۲۶.
  2. عاملی، جامع المقاصد، ۱۴۱۴ق، ج‌۱۳، ص۲۲۹‌؛ بحرانی، الحدائق الناضرة، ۱۴۰۵ق، ج‌۲۴، ص۳۴۳ به نقل از از مصباح المنیر؛ بحرانی، الأنوار اللوامع، قم، ج‌۱۰، قسم‌۱، ص۱۶۱.
  3. عاملی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۶۷۳؛ امامی، حقوق مدنی، قم، ج‌۴، ص۴۶۴.
  4. حمیری، شمس العلوم، ۱۴۲۰، ج‌۷، ص۴۲۸۷؛ فیومی، المصباح المنیر، قم، ج‌۲، ص۴۳۳.
  5. جمعی از مؤلفان، معجم المصطلحات، قم، ج‌۲، ص۵۵۰.
  6. جمعی از مؤلفان، معجم المصطلحات، قم، ج‌۲، ص۵۵۰.
  7. جمعی از مؤلفان، معجم المصطلحات، قم، ج‌۲، ص۵۵۰.
  8. سعدی، القاموس الفقهی، ۱۴۰۸ق، ص۲۶۳؛ عاملی، جامع المقاصد، ۱۴۱۴ق، ج‌۱۳، ص۲۲۹.‌
  9. عاملی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج‌۸، ص۱۰۴؛ امامی، حقوق مدنی، قم، ج‌۴، ص۴۶۴.
  10. حمیری، شمس العلوم، ۱۴۲۰ق، ج‌۷، ص۴۲۸۷؛ فیومی، المصباح المنیر، قم، ج‌۲، ص۴۳۳.
  11. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج‌۳، ص۵۴۹؛ طوسی، الاستبصار، ۱۳۹۰ق، ج‌۳، ص۲۴۹.
  12. کلینی، الکافی، ۱۴۱۰ق، ج‌۵، ص۴۱۰.
  13. بحرانی، الحدائق الناضرة، ۱۴۰۵ق، ج‌۲۴، ص۳۴۳-۳۴۵.
  14. جرجانی، تفسیر شاهی، ۱۴۰۴ق، ج‌۲، ص۳۶۳.
  15. خراسانی، شرح تبصرة المتعلمین، ۱۳۷۶ش، ج‌۲، ص۲۰۷.
  16. مفید، المقنعة، ۱۴۱۳ق، ص۵۲۰.
  17. کیدری، إصباح الشیعة، ۱۴۱۶ق، ص۴۱۵.
  18. عاملی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج‌۸، ص۱۰۴؛ نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۰، ص۳۱۸.
  19. بحرانی، الحدائق الناضرة، ۱۴۰۵ق، ج‌۲۴، ص۳۴۳؛ عاملی، جامع المقاصد، ۱۴۱۴ق، ج‌۱۳، ص۲۲۹‌؛ بحرانی، الأنوار اللوامع، قم، ج‌۱۰، قسم‌۱، ص۱۶۱.
  20. شعرانی، تبصرة المتعلمین، ۱۴۱۹ق، ج‌۲، ص۵۴۰.
  21. عاملی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۶۸۴.‌
  22. عاملی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج‌۸، ص۱۰۴.
  23. جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت(ع)، قم، ج‌۴۱، ص۲۶.
  24. عاملی، جامع المقاصد، ۱۴۱۴ق، ج‌۱۳، ص۲۲۹.‌
  25. عاملی، جامع المقاصد، ۱۴۱۴ق، ج‌۱۳، ص۲۲۹.‌
  26. شبیری زنجانی، کتاب نکاح، ۱۴۱۹ق، ج‌۲۰، ص۶۴۵۳.
  27. جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت(ع)، قم، ج‌۴۱، ص۲۷؛ خمینی، توضیح المسائل (محشی)، ۱۴۲۴ق، ج‌۲، ص۴۶۱.
  28. خمینی، توضیح المسائل (محشی)، ۱۴۲۴ق، ج‌۲، ص۴۶۱.
  29. عاملی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج‌۸، ص۱۰۵‌؛ عاملی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۶۷۳.
  30. نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۰، ص۳۲۶.
  31. امامی، حقوق مدنی، قم، ج‌۴، ص۴۶۴.
  32. محقق داماد، بررسی فقهی حقوق خانواده - نکاح و انحلال آن، ۱۳۸۴ش، ص۳۵۷.
  33. امامی، حقوق مدنی، قم، ج‌۴، ص۴۶۴.
  34. امامی، حقوق مدنی، قم، ج‌۴، ص۴۶۴.
  35. عاملی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۶۷۳؛ خراسانی، شرح تبصرة المتعلمین، ۱۳۷۶ش، ج‌۲، ص۲۱۰.‌
  36. عاملی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۶۷۳؛ خراسانی، شرح تبصرة المتعلمین، ۱۳۷۶ش، ج‌۲، ص۲۱۰.‌
  37. عاملی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۶۷۶.
  38. حلی، التنقیح الرائع، ۱۴۰۴ق، ج‌۳، ص۱۸۵؛ خراسانی، شرح تبصرة المتعلمین، ۱۳۷۶ش، ج‌۲، ص۲۰۹.
  39. طوسی، الاستبصار، ۱۳۹۰ق، ج‌۳، ص۲۴۹؛ فیض کاشانی، الوافی، ۱۴۰۶ق، ج‌۲۲، ص۵۷۴؛ نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۰، ص۳۵۸.
  40. جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت(ع)، قم، ج‌۸، ص۱۵۶.
  41. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج‌۵، ص۴۱۱؛ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج‌۳، ص۵۴۹-۵۵۰؛ نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۳۰، ص۳۵۳، ۳۵۵.
  42. صدوق، المقنع، ۱۴۱۵ق، ص۳۲۲؛ منسوب به امام رضا، فقه الرضا، ۱۴۰۶ق، ص۲۳۷.
  43. شعرانی، تبصرة المتعلمین، ۱۴۱۹ق، ج‌۲، ص۵۴۱‌؛ عاملی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۶۸۵.
  44. خمینی، تحریر الوسیلة، قم، ج‌۲، ص۵۴۸؛ عاملی، جامع عباسی، ۱۴۲۹ق، ص۹۵۱.
  45. خمینی، تحریر الوسیلة، قم، ج‌۲، ص۵۴۸.
  46. حلی، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج‌۳، ص۳۹۱؛ خمینی، تحریر الوسیلة، قم، ج‌۴، ص۵۸۳.
  47. نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۴۳، ص۲۶۸.
  48. بروجردی، منابع فقه شیعه، ۱۴۲۹ق، ج‌۳۱، ص۶۳۱.
  49. نجفی، جواهرالکلام، ۱۴۰۴ق، ج۴۳، ص۲۶۹.
  1. فراهیدی در کتاب العین، معنای دیگری از عنین ارائه کرده است و به شخصی که توانایی نگهداری باد معده را ندارد، گفته است.(فراهیدی، کتاب العین، ۱۴۱۰ق، ج‌۱، ص۹۰.)
  2. جنون و دیوانگی، خَصی(بیضه کشیده)، جَب(آلت بریده) از موارد دیگری است که به زن اجازه فسخ ازدواج می‌دهد.(خراسانی، شرح تبصرة المتعلمین، ۱۳۷۶ش، ج‌۲، ص۲۰۸.)

منابع

  • امامی، سید حسن، حقوق مدنی، قم، انتشارات اسلامیه، بی‌تا.
  • بحرانی، حسین بن احمد، الأنوار اللوامع فی شرح مفاتیح الشرائع للفیض، قم، مجمع البحوث العلمیه، بی‌تا.
  • بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۵ق.
  • بروجردی، آقاحسین طباطبایی، منابع فقه شیعه، تهران، انتشارات فرهنگ سبز، ۱۴۲۹ق.
  • جرجانی، سید امیر، تفسیر شاهی، تهران، انتشارات نوید، ۱۴۰۴ق.
  • جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت(ع)، فارسی، قم، موسسه دائر المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل‌بیت(ع)، بی‌تا.
  • جمعی از مؤلفان، معجم المصطلحات و الألفاظ الفقهیة، قم، موسسه دائر المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل‌بیت(ع)، بی‌تا.
  • حلی، محمد بن منصور، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • حلّی، مقداد بن عبدالله سیوری، التنقیح الرائع لمختصر الشرائع، قم، انتشارات کتاب‌خانه آیة الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
  • حمیری، نشوان بن سعید، شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم، بیروت، دارالفکر المعاصر، ۱۴۲۰ق.
  • خراسانی، علی محمدی، شرح تبصرة المتعلمین، قم، دارالفکر، ۱۳۷۶ش.
  • خمینی، سید روح الله موسوی، تحریر الوسیلة، قم، مؤسسه مطبوعات دارالعلم، بی‌تا.
  • خمینی، سیدروح‌الله، توضیح المسائل (محشی)، تحقیق سیدمحمدحسین بنی‌هاشمی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۲۴ق.
  • سعدی، ابوجیب، القاموس الفقهی لغة و اصطلاحا، دمشق، دارالفکر، ۱۴۰۸ق.
  • شبیری زنجانی، سید موسی، کتاب نکاح، قم، موسسه رای‌پرداز، ۱۴۱۹ق.
  • شعرانی، ابوالحسن، تبصرة المتعلمین فی أحکام الدین، ترجمه و شرح، تهران، منشورات إسلامیة، چاپ پنجم، ۱۴۱۹ق.
  • صدوق، محمد بن علی بن بابویه، المقنع، قم، موسسه امام هادی(ع)، ۱۴۱۵ق.
  • صدوق، محمّد بن علی بن بابویه، من لایحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، الاستبصار فیما اختلف من الأخبار، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۹۰ق.
  • عاملی، بهاء الدین، جامع عباسی و تکمیل آن محشی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ جدید، ۱۴۲۹ق.
  • عاملی، شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۳ق.
  • عاملی، علی بن حسین، جامع المقاصد فی شرح القواعد، قم، موسسه آل‌البیت(ع)، ۱۴۱۴ق.
  • فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، قم، نشر هجرت، ۱۴۱۰ق.
  • فیض کاشانی، محمد حسن، الوافی، اصفهان، کتابخانه امام امیرالمؤمونین(ع)، ۱۴۰۶ق.
  • فیومی، احمد بن محمد مقری، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی، قم، منشورات دارالرضی، بی‌تا.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
  • کیدری، محمد بن حسین، إصباح الشیعة بمصباح الشریعة، قم، موسسه امام صادق(ع)، ۱۴۱۶ق.
  • محقق داماد، سیدمصطفی، بررسی فقهی حقوق خانواده - نکاح و انحلال آن، تهران، مرکز نشر علوم اسلامی، ۱۳۸۴ش.
  • مفید، محمد بن محمد بن نعمان، المقنعه، قم، کنگره جهانی شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • منسوب به امام رضا، فقه الرضا(ع)، قم، موسسه آل‌بیت(ع)، ۱۴۰۶ق.
  • نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت،دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۴ق.