مقاله نامزد خوبیدگی

ربا

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

رِبا از گناهان کبیره به معنای زیادتر از اصل مال گرفتن که در متون دینی به شدت نهی شده است و رباخواران را افراد مورد لعن خداوند معرفی کرده‌اند.
بر اساس پژوهش‌های باستان‌شناسی ربا از قرن‌ها قبل از میلاد وجود داشته و با رواج پول گسترش پیدا کرده است. مسأله ربا در ادیان امری مذموم قلمداد شده ولی پیروان ادیان با کاربرد حیله‌هایی از دیگران ربا دریافت می‌کرده‌اند.
فقها ربا را به دو نوع ربای معاملی و ربای قرضی تقسیم کرده‌اند و آیات قرآن، روایات و اجماع علمای شیعه را مستند تحریم آن قرار داده‌اند. در متون اسلامی مبارزه با ظلم و ترویج کارهای نیک مانند قرض را از حکمت تحریم ربا دانسته‌اند.
برخی فقهای شیعه برای رهایی از ربا راه‌هایی را به عنوان حیل ربا از جمله ضمیمه کردن جنسی دیگر به دو طرف معامله و خرید و فروش جنس ربوی با جنس دیگر، مجاز دانسته‌اند؛ ولی عده‌ای مجاز دانستن کاربرد حیل ربا را بی‌اعتنایی به حکم خداوند درباره ربا می‌دانند. فقهای امامیه با استناد به برخی روایات ربای میان زن و شوهر، ربای میان پدر و فرزند و ربای میان مسلمان و کافر حربی را از شمول حرمت ربا استثنا کرده‌اند.
ایده بانکداری بدون ربا طرحی است که اقتصاددانان مسلمان در مواجهه با گسترش روزافزون بانک‌ها و ارتقای نقش آنها در نظام اقتصادی کشورهای اسلامی برای جلوگیری از انجام عملیات بانکی ربوی، مطرح کرده‌اند.

مفهوم‌شناسی

ربا به افزون شدن، نشو و نما کردن، سود و زیادتر از اصل مال گرفتن معنا شده است.[۱] ربا نزد فقهای شیعه تعاریف مختلفی پیدا کرده است؛ برخی مانند ابن براج در کتاب المهذب و ابن ادریس حلی در کتاب السرائر ربا را به «فروش چیزی از مکیل (با کیل اندازه‌گیری می‌شود) یا موزون (با وزن اندازه‌گیری می‌شود) به مثل خود آن چیز به صورت نقد یا نسیه در حالی که اضافه‌تر بگیرند.» تعریف کرده‌اند.[۲] این تعریف از ربا فقط ربای معاملی را در برمی‌گیرد به همین دلیل بیشتر فقهای شیعه تعریفی وسیع‌تر از ربا ارائه داده‌اند. ربا بر اساس تعریف آنها عبارت از «دریافت زیادی در هر معاوضه‌ای اعم از معاملات مکیل و موزون و یا دریافت زیادی در قرض» است.[۳]
ربا از دیدگاه اقتصاددانان، تنها در قرض روی می‏‌دهد. بر این اساس، ربا، عِوَضی است که وام‌گیرنده از سودی که ممکن است از مال وام‌دهنده به دست آورد، به وام دهنده می‏‌پردازد. به بیان دیگر ربا، قیمت پول است که به عنوان پاداش به وام‌دهنده داده می‏‌شود. با این تعریف دایره ربا در نگاه فقهی، گسترده‌‏تر از دیدگاه اقتصادی است؛ زیرا اقتصاددانان، ربا را در داد و ستدها (معاملات) جاری نمی‌‏دانند.[۴]

توصیف ربا و رباخواری در متون دینی

مساله ربا مورد نهی شدید خداوند قرار گرفته به صورتی که رباخوار را مانند کسی که به جنگ خدا و پیامبر(ص) رفته،‌ معرفی می‌کند.[۵] علامه طباطبایی در تفسیر آیه ۲۷۹ سوره بقره معتقد است شدتی که خداوند درباره مساله ربا و رباخواری به کار برده، درباره هیچ یک از فروع دین غیر از تبری از دشمنان خدا، به کار نبرده است.[۶]
واژه ربا هشت مرتبه در قرآن تکرار شده است.[۷] در این آیات خداوند حالات رباخواران را در قیامت به کسانی تشبیه می‌کند که بر اثر تماس شیطان دیوانه و مجنون گشته‌[۸] خیر و شر خود را تشخیص نمی‌دهند[۹] و به عذاب خوارکننده الهی دچار خواهند شد.[۱۰] خداوند مال ربوی را از جمله اموالی دانسته است که فزونی نمی‌گیرد و برکتی در آن نخواهد بود.[۱۱]
ربا و رباخواری در روایات نیز مورد نکوهش شدید واقع شده است. در این متون رباخوار،‌ ربادهنده، کاتب قرارداد ربا و شاهد قرارداد را مشمول لعن خداوند دانسته است. بر پایه این احادیث ربا از مهم‌ترین گناهان کبیره و از پلیدترین مشاغل معرفی شده است. پیامبر اسلام(ص) گناه یک درهم ربا را مساوی هفتاد بار زنا دانسته و در دیگر روایات، رباخوار تشبیه به کسی شده که با محارمش زنا کرده‌ است.[۱۲]

تاریخچه

بر اساس پژوهش‌های باستان‌شناسی، ربا قرن‌ها قبل از میلاد در میان جوامع انسانی وجود داشت و با رواج پول گسترش بیشتری یافته است. الواح به جای مانده از سومری‌ها نشان از دریافت سودهای سالیانه با ۲۵ تا ۳۳ درصد دارد. با گسترش دریافت سودهای کلان در برخی جوامع قوانینی برای محدود کردن دریافت ربا اعمال می‌شد. در بعضی از جوامع مانند هند با وجود مخالفت برهمن‌ها، رسم ربا گرفتن با مبالغ بسیار بالایی رواج داشت؛ ولی در جوامعی مانند ایران رباخواری رایج نبود.[۱۳]
اسناد تاریخی حاکی از رواج ربا نزد کاهنان نیز است. در بابل پرداخت وام‌های ربوی امر معمول و قانونی بود و ربا را از جنس کالای قرض داده شده دریافت می‌کردند. در این جوامع اگر بدهکاری توان بازپرداخت بدهی خود را نداشت، فرزندش طبق قانون به گروگان گرفته می‌شد.[۱۴]
دریافت ربا در ادیان زردتشتی، یهودی و مسیحی امری مذموم و حرام به شمار می‌رفت؛ ولی بر اثر گذشت زمان پیروان این ادیان به معاملات ربوی گراییدند و با تفسیر متون دینی بر اساس گرایشات خود به گسترش دریافت ربا کمک کردند.[۱۵] یهودیان با این تفسیر که ممنوعیت دریافت ربا منحصر به یهودیان است؛ اخذ ربا از غیر یهودیان را جایز می‌شمردند.[۱۶] مسیحیان نیز از قرون ششم با گسترش فعالیت‌های اقتصادی با کاربرد حیله‌هایی برای دریافت ربا، کلیسا را مجبور به پذیرش محدودیت‌هایی در حرمت ربا کردند.[۱۷] تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشورهای اروپایی بعد از رنسانس، کاهش اختیارات کلیسا و افراط و تفریط‌های که قبلا از سوی کلیسا انجام می‌شد، به تدریج قانون منع دریافت ربا را در اروپا تحت‌الشعاع قرار داد و به رسمی فراگیر به ویژه در مبادلات بین‌المللی تبدیل کرد.[۱۸]
ربا در عربستان عصر جاهلی به ویژه در مراکز تجاری آن مکه، یثرب و طائف امری رایج بود به صورتی که آن را نوعی بیع(خرید وفروش) قلمداد می‌کردند؛ واقعیتی که قرآن در آیه ۲۷۵ سوره بقره به آن اشاره می‌کند.[۱۹] گرفتن ربا در میان یهودیان و مسیحیان ساکن شبه جزیره عربستان نیز متداول بود. طبق آیه ۱۶۱ سوره نساء یکی از مصادیق نافرمانی یهود، ربا خواری آنها دانسته شده است و یکی از مواد پیمانی که پیامبر(ص) با مسیحیان نجران منعقد کرد، پرهیز از رباخواری بود.[۲۰]

اقسام

در منابع فقهی برای ربا اقسامی از جمله ربای معاملی و ربای قرضی بیان شده است.

ربای معاملی

معامله دو چیز همجنس بادریافت زیادی در یکی از عوضین را ربای معاملی می‌گویند که با سه شرط محقق می‌شود. شرط اول مکیل یا موزون بودن دو جنس است؛ بنابراین چیزهایی که با کیل یا وزن اندازه‌گیری نمی‌شوند مشمول حرمت ربا نیستند البته عده‌ای از فقها کالاهای شمردنی را نیز در این حکم وارد می‌کنند. فقها معیار مکیل یا موزون بودن یک کالا را به عرف زمان معامله بر می‌گردانند. شرط دوم تحقق ربای معاملی یکی بودن دو جنس معامله شده است. شرط سوم تفاوت در مقدار دو جنس است که گاه به صورت عینی می‌پردازند؛ مانند زیادتر دادن گندم در برابر گندم و گاه به صورت حکمی است مانند تعیین مهلت در تحویل یکی از عوضین.[۲۱] برخی معامله نقدین، با زیادی یک طرف یا به صورت نسیه را نیز ربا دانسته‌اند.[۲۲]

ربای قرضی

نوشتار اصلی: ربای قرضی

هرگاه در عقد قرض شرط شود که قرض گیرنده هنگام ادای قرض، آن را با افزوده برگردانند، ربای قرضی تحقق یافته است. ربای قرضی گاه با دریافت زیادی از عین مال قرض داده شده و گاه با شرط انجام کاری یا دادن منفعتی به قرض دهنده محقق می‌شود.[۲۳] این نوع ربا را رایج‌ترین نوع ربا از گذشته تا عصر حاضر معرفی کرده‌‌اند.[۲۴]

تحریم

حرمت گرفتن ربا از منظر قرآن، روایات و اتفاق علمای شیعه جای تردیدی ندارد؛ تا جایی که برخی حرمت ربا را از ضروریات دین و به تبع آن از ضروریات فقه دانسته‌اند.[۲۵]
مهم‌ترین مستند تحریم ربا در شریعت اسلام آیات قرآن است. در آیات ۲۷۵ تا ۲۸۱ سوره بقره خداوند ضمن تأکید بر حلال بودن بیع، بر حرمت دریافت ربا تصریح کرده و به صورت مبسوط عواقب رباخواری را توضیح داده است. آیه ۱۳۰ سوره آل عمران به عنوان اولین آیه‌ای در این باره به صراحت دریافت ربا را بر مسلمانان حرام اعلام کرده است. آیات ۱۶۰ و ۱۶۱ سوره نساء اگرچه متوجه عمل یهود است ولی با توجه به اوصاف ربا می‌توان آن را ناظر بر حال مسلمانان نیز دانست.[۲۶]
دومین مستند تحریم ربا، روایات متعددی است که در جوامع روایی شیعه و اهل سنت آمده است. در این روایات با لحنی بسیار شدید بر حرمت دریافت ربا و رباخواری تاکید شده و عواقب ناگواری برای آن ترسیم شده است.[۲۷] حر عاملی در کتاب وسائل الشیعه در حدود ۳۰۰ روایت درباره حرمت ربا و عواقب آن جمع آوری کرده است.[۲۸]
بیشتر فقهای شیعه از جمله شیخ طوسی، شهید ثانی، صاحب جواهر، محقق اردبیلی و امام خمینی حرمت ربا را مورد اتفاق علمای شیعه می‌دانند.

حکمت‌های تحریم

تحریم ربا و شدتی که درباره آن در متون دینی آمده است، مستند به حکمت‌ها و دلائلی شده است. در متون اسلامی ظالمانه بودن ربا، نابودی کارهای نیک مانند قرض، تباهی اموال و ثروت‌ها، از بین رفتن فعالیت‌های اقتصادی سالم، تضعیف عواطف انسانی، محرومیت از تجارت صحیح، ترویج فرهنگ سود محوری و ایجاد اختلاف طبقاتی، از جمله حکمت‌های تحریم ربا دانسته شده است.[۲۹]

مبارزه با ظلم

برخی از اندیشمندان با استناد به آیه ۲۷۹ سوره بقره و روایت امام رضا(ع)[۳۰] ظالمانه بودن ربا را علت اصلی تحریم ربا دانسته‌اند.[۳۱]

ترویج کارهای نیک

امام صادق(ع) ضمن روایتی حکمت تحریم ربا را عدم امتناع مردم از کارهای خیرخواهانه (اصطناع المعروف) از جمله قرض دانسته است؛[۳۲] چرا که با وجود ربا، روابط سودجویانه جایگزین کارهای نیک خواهد شد.