اوداج اربعه

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

اَوداج اَربَعه یا رگ‌های چهارگانه به مری، حلقوم و دو شاهرگ اطراف آن گفته می‌شود که قطع آنها از شروط واجب ذبح در فقه شیعه دانسته شده است. برای این حکم ادعای شهرت در میان فقهای امامیه شده است.

قطع شدن اوداج اربعه به صورت کامل و پی‌درپی از شرط‌های تذکیه حیوان است. علمای اهل سنت با اختلاف در حداقل رعایت تذکیه شرعی، بهترین و کامل‌ترین نوع تذکیه را قطع کامل اوداج اربعه دانسته‌اند.

معنای اوداج اربعه

اوداج، رگ‌هایی است که گردن[۱] یا حلقوم را احاطه کرده[۲] و قطع آنها سبب از بین رفتن حیات می‌شود.[۳] به دو رگی که از سر به بدن متصل است وَدَجان گفته شده است.[۴] به این رگ‌ها فرائص نیز گفته می‌شود.[۵]

اعضا[۶] یا رگ‌های چهارگانه[۷] که به آن اوداج اربعه گفته شده[۸] به چهار شاهرگ‌ حیوانات،[۹] مری(مجرای آب و غذا)، حلقوم(مجرای تنفس) و دو شاهرگ بزرگ که دو طرف حلقوم قرار داشته[۱۰] و سبب پوشش آن می‌شود[۱۱] گفته شده است.

احکام فقهی

از اوداج اربعه در باب طهارت[۱۲] و صید و ذباحه فقه اسلامی سخن به میان آمده است.[۱۳] قطع اوداج اربعه از شروط پنجگانه ذبح اسلامی دانسته شده است.[۱۴] برای تحقق تذکیه و ذبح اسلامی،[۱۵] قطع کردن کامل اوداج اربعه واجب دانسته شده[۱۶] و برای آن ادعای شهرت[۱۷] در میان علمای امامیه شده است.[۱۸] دلیل حکم مشهور روایتی از عبدالرحمن بن حجاج[۱۹] دانسته شده است؛[۲۰] چنان‌که روایاتی از زید شحام نیز وجود دارد که مخالف قول مشهور است.[۲۱] برخی سعی کردند که میان این روایات جمع کنند.[۲۲]

اوداج اربعه از شرایط حیوان برای ذبح دانسته شده است؛[۲۳] از این رو اگر حیوانی اوداج اربعه را نداشته باشد قابلیت تذکیه را نخواهد داشت؛ البته به خلاف حیواناتی که قابلیت صید را دارند.[۲۴]

شتر تنها حیوانی است که باید برای ذبح نحر (فروکردن چاقو در گودی بین دو استخوان ترقوه)[۲۵] شود و بعد از آن اوداج اربعه او قطع شود.[۲۶] و لازم نیست که برآمدگی در بالای محل ذبح قرار گیرد.[۲۷]

اوداج اربعه از قسمت‌هایی دانسته شده که خوردن آن حرام است.[۲۸]

روش صحیح قطع اوداج اربعه

برای قطع اوداج اربعه شروطی ذکر شده است از جمله:

  • بنابر ظاهر عبارات اکثر فقها[۲۹] در صورتی که اوداج اربعه به صورت کامل بریده نشود و یا بعضی از آن‌ها بریده شود، ذبیحه حلال نخواهد بود[۳۰] و حکم میته را خواهد داشت.[۳۱] عده‌ای این شرط را مشهور بین فقها دانسته[۳۲] و حتی برای آن ادعای اجماع نیز شده است.[۳۳]

نویسنده کتاب مجمع الفائده با نقد ادعای شهرت مسئله، معتقد است از برخی روایات،[یادداشت ۱] تنها بریدن دو شاهرگ آن هم نه قطع کردن کامل آن، فهمیده می‌شود؛[۳۴] بنابراین برخی با استناد به این‌گونه از روایات، قطع کردن حلقوم و خارج شدن خون را برای ذبح کافی می‌دانند هر چند احتیاط را در قطع اوداج اربعه دانسته‌اند.[۳۵] عده‌ای معتقدند که اوداج اربعه متصل به یکدیگرند؛ بنابراین اگر حلقوم بریده شود باقی اوداج نیز بریده می‌شود و روایت صحیحه‌ای که تنها به بریدن حلقوم اشاره کرده به همین دلیل بوده است.[۳۶] و اهل خبره آن را تأیید می‌کنند.[۳۷]

  • رگ‌های چهارگانه باید به صورت کامل از پایین برآمدگی زیر گلو بریده شود[۳۸] زیرا در غیر این صورت بنا بر نظر اهل خبره، تمام اوداج اربعه قطع نخواهد شد.[۳۹]
  • برخی معتقدند ذبح و بریدن اوداج باید از طرف گلوی حیوان باشد[۴۰] اما عده‌ای ذبح از قفا(پشت گردن) را در صورتی که حیوان قبل از بریدن اوداج اربعه و بعد از آن زنده باشد، صحیح دانسته‌اند؛[۴۱] هرچند این کار کراهت دارد.[۴۲]
  • بریدن اوداج اربعه باید به صورت پی در پی و قبل از جان دادن حیوان باشد؛[۴۳] بنابراین رعایت موالات عرفی در ذبح واجب دانسته شده است.[۴۴]
  • بعد از قطع اوداج اربعه باید صبر کرد تا حس و حرکت حیوان از بین برود و بعد از آن قسمت‌های دیگر را قطع نمود؛ زیرا در غیر این صورت حیوان دچار رنج و درد فراوان می‌شود.[۴۵]
  • برخی معتقدند در صورت شک و عدم اطمینان به تحقق تذکیه، بنا بر اصل استصحاب، تذکیه حاصل نشده[۴۶] و اصل بر عدم تذکیه خواهد بود.[۴۷]

نظر اهل‌سنت

فقهای اهل سنت نیز در حداقل رعایت قطع اوداج اربعه، اختلاف‌نظر دارند؛ هرچند همه علمای اهل سنت معتقدند که بهترین و کامل‌ترین نوع تذکیه قطع کامل اوداج اربعه است.[۴۸] شیخ طوسی در کتاب الخلاف بعد از ذکر برخی از فتاوای اهل سنت، معتقد است این فتاوا ثابت شده نیست و مقتضای احتیاط آن است که چهار رگ گردن به صورت کامل بریده شود.[۴۹]

محمد باقر بهبهانی از فقهای شیعه شرط قطع اوداج اربعه را از احکام اختصاصی اسلام دانسته و معتقد است که یهودیان، مسیحیان و مجوسیان آن را رعایت نکرده و به شیوه‌های دیگر ذبح می‌کنند.[۵۰]

پانویس

  1. محمود، معجم المصطلحات، بی‌تا، ج‌۳، ص۴۶۸.
  2. زبیدی، تاج العروس، ۱۴۱۴ق، ج‌۳، ص۵۰۷.
  3. فیومی، المصباح المنیر، قم، ج‌۲، ص۶۵۲؛ حمیری، شمس العلوم، ۱۴۲۰ق، ج۱۱، ص۷۱۰۵.
  4. ابن منظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج‌۲، ص۳۹۷.
  5. فیض کاشانی، الشافی فی العقائد، ۱۴۲۵ق، ج‌۱، ص۹۱۱؛ مجلسی، مرآة العقول، ۱۴۰۴ق، ج‌۶، ص۱۶۵.
  6. حلی، تحریر الأحکام الشرعیة، ۱۴۲۰ق، ج‌۴، ص۶۲۴؛ شهید اول، اللمعة الدمشقیة، ۱۴۱۰ق، ص۲۳۲؛ حلی، مختلف الشیعة، ۱۴۱۳ق، ج‌۸، ص۳۶۹.
  7. فاضل لنکرانی، احکام جوانان، ۱۴۲۷ق، ص۱۷۳.
  8. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج‌۳۶، ص۱۰۵؛ امام خمینی، تحریر الوسیلة، قم، ج‌۲، ص۱۴۷؛ عاملی، الاصطلاحات الفقهیة، ۱۴۱۳ق، ص۲۵.
  9. فاضل لنکرانی، رساله توضیح المسائل، ۱۴۲۶ق، ص۵۲۳؛ منتظری، رساله استفتاءات، قم، ج‌۱، ص۲۸۷.
  10. برای نمونه نگاه کنید به: طوسی، الخلاف، ۱۴۰۷ق، ج‌۶، ص۴۷؛ حلی، تحریر الأحکام الشرعیة، ۱۴۲۰ق، ج‌۴، ص۶۲۴؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج‌۳۶، ص۱۰۵؛ ابن جنید، مجموعة فتاوی ابن جنید، ۱۴۱۶ق، ص۳۱۵.
  11. شهید اول، اللمعة الدمشقیة، ۱۴۱۰ق، ص۲۳۲.
  12. خویی، التنقیح، ۱۴۱۸ق، الطهارة۲، ص۱۵؛ تبریزی، تنقیح مبانی العروة - کتاب الطهارة، ۱۴۲۶ق، ج‌۲، ص۵۴.
  13. جمعی از پژوهشگران، فرهنگ فقه، ۱۴۲۶ق، ج‌۱، ص۷۱۵.
  14. حلی، إرشاد الأذهان، ۱۴۱۰ق، ج‌۲، ص۱۰۷؛ اردبیلی، مجمع الفائدة، ۱۴۰۳ق، ج‌۱۱، ص۹۵؛ نجفی، سفینة النجاة، ۱۴۲۳ق، ج‌۳، ص۱۶.
  15. خویی، التنقیح، ۱۴۱۸ق، الطهارة۲، ص۱۵؛ شبر، العمل الأبقی، ۱۳۸۳ق، ج‌۱، ص: ۲۵۲؛ خویی، موسوعة الإمام الخوئی، ۱۴۱۸ق، ج‌۳، ص۱۱.
  16. طوسی، الخلاف، ۱۴۰۷ق، ج‌۶، ص۴۷؛ محقق حلی، شرائع الإسلام، ۱۴۰۸ق، ج‌۳، ص۱۶۰؛ نجفی، سفینة النجاة، ۱۴۲۳ق، ج‌۳، ص۱۶.
  17. شهید ثانی، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج‌۱۱، ص۴۷۳؛ فیض کاشانی، مفاتیح الشرائع، قم، ج‌۲، ص۲۰۱؛ جمعی از پژوهشگران، فرهنگ فقه، ۱۴۲۶ق، ج‌۳، ص۷۰۲.
  18. جمعی از مؤلفان، مجلة فقه أهل البیت(ع)، قم، ج‌۹، ص۱۷۶.
  19. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۲۲۸؛ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۳۲۶.
  20. جمعی از مؤلفان، مجلة فقه أهل البیت(ع)، قم، ج‌۹، ص۱۷۶.
  21. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۲۲۸؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۷ق، ج۹، ص۵۱.
  22. جمعی از مؤلفان، مجلة فقه أهل البیت(ع)، قم، ج‌۹، ص۱۷۶.
  23. صدر، ما وراء الفقه، ۱۴۲۰ق، ج‌۷، ص۲۸۱.
  24. صدر، ما وراء الفقه، ۱۴۲۰ق، ج‌۷، ص۲۷۲.
  25. نجفی، سفینة النجاة، ۱۴۲۳ق، ج‌۳، ص۱۶.
  26. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج‌۳۶، ص۱۱۹؛ بهجت، جامع المسائل، ۱۴۲۶ق، ج‌۴، ص۵۱۵.
  27. نجفی، سفینة النجاة، ۱۴۲۳ق، ج‌۳، ص۱۶.
  28. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج‌۳۶، ص۳۴۳.
  29. اردبیلی، مجمع الفائدة، ۱۴۰۳ق، ج‌۱۱، ص۹۵.
  30. حلی، تحریر الأحکام الشرعیة، ۱۴۲۰، ج‌۴، ص۶۲۴؛ نراقی، مستند الشیعة، ۱۴۱۵ق، ج‌۱۵، ص۴۰۵؛ نجفی، سفینة النجاة، ۱۴۲۳ق، ج‌۳، ص۱۶.
  31. فاضل لنکرانی، جامع المسائل، قم، ج‌۱، ص۳۵۴.
  32. محقق حلی، شرائع الإسلام، ۱۴۰۸ق، ج‌۳، ص۱۶۰؛ جزیری، الفقه، ۱۴۱۹ق، ج‌۱، ص۹۷۳.
  33. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج‌۳۶، ص۱۰۵، به نقل از ابن البراج.
  34. اردبیلی، مجمع الفائدة، ۱۴۰۳ق، ج‌۱۱، ص۹۵.
  35. فیض کاشانی، النخبة، ۱۴۱۸ق، ص۲۳۶.
  36. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ؛ حائری، ریاض المسائل، ۱۴۱۸ق، ج‌۱۳، ص۳۱۸.
  37. سبزواری، مهذب الأحکام، ۱۴۱۳ق، ج‌۲۳، ص۶۴؛ منتظری، الأحکام الشرعیة، ۱۴۱۳ق، ص۵۰۳.
  38. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج‌۳۶، ص۱۲۰؛ نجفی، سفینة النجاة، ۱۴۲۳ق، ج‌۳، ص۱۶؛ امام خمینی، توضیح المسائل محشی، ۱۴۲۴ق، ج‌۲، ص۵۷۱؛ فاضل لنکرانی، احکام جوانان، ۱۴۲۷ق، ص۱۷۳؛ اراکی، المسائل الواضحة، ۱۴۱۴ق، ج‌۲، ص۱۲۶؛ شبیری زنجانی، رساله توضیح المسائل، ۱۴۳۰ق، ص۵۶۴.
  39. اصفهانی، وسیلة النجاة، ۱۴۲۲ق، ص۶۰۶؛ فاضل لنکرانی، تفصیل الشریعة، ۱۴۲۴ق، ص۳۷۰.‌
  40. گلپایگانی، مجمع المسائل، ۱۴۰۹ق، ج‌۲، ص۳۳۴.
  41. حلی، إرشاد الأذهان، ۱۴۱۰ق، ج‌۲، ص۱۰۸‌؛ جمعی از پژوهشگران، فرهنگ فقه، ۱۴۲۶ق، ج‌۳، ص۷۰۳.
  42. شیرازی، منتخب المسائل، بی‌تا، ص۱۲۱.
  43. منتظری، الأحکام الشرعیة، ۱۴۱۳ق، ص۵۰۳؛ جمعی از پژوهشگران، فرهنگ فقه، ۱۴۲۶ق، ج‌۳، ص۷۰۳.
  44. بهجت، جامع المسائل، ۱۴۲۶ق، ج‌۴، ص۵۲۲.
  45. منسوب به امام رضا(ع)، طب الرضا(ع)، ص۲۲۳.
  46. تبریزی، تنقیح مبانی العروة، ۱۴۲۶ق، ج‌۲، ص۵۴؛ جمعی از مؤلفان، مجلة فقه أهل البیت(ع) عربی، ج‌۹، ص۱۷۷.‌
  47. نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج‌۳۶، ص۱۲۰.
  48. جمعی از مؤلفان، مجلة فقه أهل البیت(ع) عربی، ج‌۹، ص۱۷۷.‌
  49. طوسی، الخلاف، ۱۴۰۷ق، ج‌۶، ص۴۸.‌
  50. بهبهانی، حاشیة مجمع الفائدة، ۱۴۱۷ق، ص۶۵۰.‌
  1. سید محمد صدر روایاتی که تنها به قطع بعضی از رگ‌ها اشاره کرده‌اند، ذکر نموده است.(صدر، ما وراء الفقه، ۱۴۲۰ق، ج‌۷، ص۲۸۶‌-۲۸۷.)

منابع

  • ابن جنید اسکافی، محمد بن احمد کاتب بغدادی، مجموعة فتاوی ابن جنید، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۶ق.
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب،‌ بیروت، دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع، ۱۴۱۴ق.
  • اراکی، محمدعلی، المسائل الواضحة، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۴۱۴ق.
  • اردبیلی، احمد بن علی، مجمع الفائدة و البرهان فی شرح إرشاد الأذهان، تحقیق آقا مجتبی عراقی و علی‌پناه اشتهاردی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۳ق.
  • اصفهانی، سید ابوالحسن، وسیلة النجاة (مع حواشی الإمام الخمینی)، قم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی قدس سره، ۱۴۲۲ق.
  • امام خمینی، سید روح اللّه موسوی، استفتاءات، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۲۲ق.
  • امام خمینی، سید روح اللّه موسوی، تحریر الوسیلة، قم، مؤسسه مطبوعات دارالعلم، بی‌تا.
  • امام خمینی، سید روح اللّه موسوی، توضیح المسائل (محشّی - امام خمینی)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق.
  • بهبهانی، محمدباقر، حاشیة مجمع الفائدة و البرهان، قم، مؤسسة العلامة المجدد الوحید البهبهانی، ۱۴۱۷ق.
  • بهجت، محمدتقی، جامع المسائل، قم، دفتر معظم‌له، ۱۴۲۶ق.
  • تبریزی، جواد بن علی، تنقیح مبانی العروة - کتاب الطهارة، قم، دارالصدیقة الشهیدة(س)، ۱۴۲۶ق.
  • جزیری، عبدالرحمن، سید محمد غروی، یاسر مازح، الفقه علی المذاهب الأربعة و مذهب أهل البیت(ع)، بیروت، دارالثقلین، ۱۴۱۹ق.
  • جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت(ع)، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل‌بیت(ع)، ۱۴۲۶ق.
  • جمعی از مؤلفان، مجلة فقه أهل البیت(ع)، عربی، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع)، بی‌تا.
  • حائری، سید علی بن محمد طباطبایی، ریاض المسائل، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۱۸ق.
  • حلّی، حسن بن یوسف، إرشاد الأذهان إلی أحکام الإیمان، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • حلّی، حسن بن یوسف، تحریر الأحکام الشرعیة علی مذهب الإمامیة، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۴۲۰ق.
  • حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة فی أحکام الشریعة، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • حمیری، نشوان بن سعید، شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم، بیروت، دارالفکر المعاصر، ۱۴۲۰ق.
  • خویی، سید ابوالقاسم موسوی، التنقیح فی شرح العروة الوثقی، قم، تحت اشراف جناب آقای لطفی، ۱۴۱۸ق.
  • خویی، سید ابوالقاسم موسوی، موسوعة الإمام الخوئی، قم، مؤسسة إحیاء آثار الإمام الخوئی ره، ۱۴۱۸ق.
  • زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۴ق.
  • سبزواری، سید عبدالأعلی، مهذّب الأحکام، قم، مؤسسه المنار، چاپ چهارم، ۱۴۱۳ق.
  • شبر، سید علی حسینی، العمل الأبقی فی شرح العروة الوثقی، نجف اشرف، مطبعة النجف، ۱۳۸۳ق.
  • شبیری زنجانی، سید موسی، رساله توضیح المسائل، قم، انتشارات سلسبیل، ۱۴۳۰ق.
  • شهید اول، محمد بن مکی، اللمعة الدمشقیة فی فقه الإمامیة، محمدتقی و علی اصغر مروارید، بیروت، دارالتراث، ۱۴۱۰ق.
  • شهید ثانی، زین الدین بن علی عاملی، مسالک الأفهام إلی تنقیح شرائع الإسلام، قم، مؤسسة المعارف الإسلامیة، ۱۴۱۳ق.
  • شیرازی، سید محمد حسینی، منتخب المسائل الإسلامیة، بی‌جا، بی‌تا.
  • صدر، سید محمد، ما وراء الفقه، بیروت، دارالأضواء للطباعة و النشر و التوزیع، ۱۴۲۰ق.
  • صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۷ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تحقیق خرسان، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • عاملی، یاسین عیسی، الاصطلاحات الفقهیة فی الرسائل العملیة، بیروت، دارالبلاغة للطباعة و النشر و التوزیع، ۱۴۱۳ق.
  • فاضل لنکرانی، محمد، احکام جوانان، قم، انتشارات امیر قلم، چاپ سی و پنجم، ۱۴۲۷ق.
  • فاضل لنکرانی، محمد، تفصیل الشریعة - الوقف، الوصیة، الأیمان و النذور، الکفارات، الصید، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)، ۱۴۲۴ق.
  • فاضل لنکرانی، محمد، تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة - النجاسات و أحکامها، قم، مؤلف، ۱۴۰۹ق.
  • فاضل لنکرانی، محمد، جامع المسائل (فارسی)، قم، انتشارات امیر قلم، چاپ یازدهم، بی‌تا.
  • فاضل لنکرانی، محمد، رساله توضیح المسائل، قم، بی‌جا، چاپ صد و چهاردهم، ۱۴۲۶ق.
  • فیض کاشانی، محمد محسن، مفاتیح الشرائع، قم، انتشارات کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، بی‌تا.
  • فیض کاشانی، محمد محسن، الشافی فی العقائد و الأخلاق و الأحکام، تهران،‌دار نشر ال