الائمة من قریش
الأئِمَّةُ مِن قُرَیش روایتی منسوب به پیامبر اسلام(ص) است که لزوم قریشیبودن حاکم مسلمانان را بیان میکند. استفاده از این روایت در سقیفه بنیساعده، آن را به مبنای نظری مشروعیت حاکمیت قریش و تداوم خلافت امویان و عباسیان تبدیل کرد. از اینرو، محتوای این حدیث زمینه مناقشات گسترده تاریخی و کلامی را میان مذاهب اسلامی فراهم ساخت. این روایت با تعابیری مانند «خلیفه»، «امیر»، «والی»، «قیم» و «امام» و با نقل مشهور «الأئمة بعدی اثنا عشر کلهم من قریش» در منابع شیعه و سنی آمده است؛ اما در منابع حدیثی شیعه تعابیری چون «من اهل بیتی»، «هم عترتی» و «من ولدی» نیز دیده میشود. در حالی که بیشتر عالمان اهلسنت با رویکرد پذیرش و ادعای تواتر به این حدیث استناد کردهاند، برخی از متکلمان آنان مانند فخر رازی و ابنروزبهان به نقد سند و دلالت آن پرداختهاند.
عالمان شیعه نیز با رویکردی انتقادی، به عدم استناد مهاجران به این روایت در گزارشهای معتبر سقیفه و تعارض مفاد آن با اظهارات ابوبکر و عمر در بستر مرگ (از جمله تمایل عمر به جانشینی سالم مولی ابیحذیفه) استدلال کرده و آن را بیاصل دانستهاند. همچنین تعارض دلالت این روایت با آیه نفی تفاخر قبیلهای (آیه ۱۳ سوره حجرات)، نقل گزارشهایی مبنی بر سروصدای صحابه هنگام سخنرانی پیامبر(ص) و وجود نسخه رقیب «کلهم من بنیهاشم»، احتمال دخل و تصرف سیاسی در این حدیث را تقویت کرده است.
تاریخچه و جایگاه روایت در اختلافات مذهبی شیعیان و اهلسنت
به تصریح جمعی از مورخان و متکلمان اهلسنت، در رویداد سقیفه بنیساعده، مهاجران و در رأس آنها ابوبکر به حدیث منسوب به پیامبر(ص) مبنی بر الأئِمَّةُ مِن قُرَیش، استناد کرده و توانستند انصار را از تصمیم خود منصرف سازند.[۱] گفته شده است انصار خواهان انتخاب سعد بن عباده و بیعت بر اساس نظریه «مِنّا امیرٌ و مِنکُم امیر» (امیری از ما و امیری از شما) بودند.[۲] همچنین نقل شده است که عکرمة بن ابیجهل نیز با استناد به حدیث «الأئمة من قریش»، انصار را به پذیرش خلافت مهاجران فراخواند.[۳]
در همین زمینه گفته شده است که بنیانگذاران واقعه سقیفه بنیساعده با تمسک به این حدیث منسوب به پیامبر(ص)، در عمل، با تأکید بر لزوم قریشیبودن خلیفه، رویکرد قبیلهای را به مهمترین رکن این نظام تبدیل کردند.[۴] در نتیجهٔ پذیرش این استدلال، نظریه حاکمیت و شرطیت قریش تثبیت شد و زمامداری نه تنها در خلفای نخستین، بلکه در سلسلههای بنیامیه و بنیعباس نیز در تیره قریش تداوم یافت.[۵] از اینرو محتوای حدیث «الأئمة من قریش»، زمینه شکلگیری مناقشات گسترده کلامی و تاریخی میان مذاهب اسلامی فراهم ساخت.[۶] مشروعیت قریشی بودن خلیفه، چگونگی سازگاری این دلالت با ادله امامت و نصوص قرآنی و اینکه مقصود از قبیله قریش چه کسانی هستند، از مباحث بنیادین مورد اختلاف میان عالمان شیعه و اهلسنت قرار گرفت.[۷]
رویکرد عالمان شیعه و سنی به حدیث
به گفته مهدی پیشوایی تاریخپژوه شیعه، از آنجا که حدیث الائمة من قریش، زیربنای حاکیمت قریش و نیز حکومت خلفای اموی و عباسی در طی چندین قرن قرار گرفت، نزد بیشتر عالمان اهلسنت، مورد پذیرش واقع شد.[۸]
به عنوان نمونه ابنتیمیه در منهاج السنة النبوية، پس از نقل این حدیث، آن را از احادیث متواتر پیامبر(ص) دانسته و به گفته او، تخلف انصار از بیعت با ابوبکر، خطایی در برابر نص شمرده میشود.[۹] به گفته ابنحجر هیثمی(م۹۷۴)، از متکلمان اهلسنت، این حدیث، صحیح بوده و حدود چهل صحابی، آن را نقل کردهاند.[۱۰] بیهقی(م۴۵۸ق) از محدثان اهل سنت، در کتاب السنن الکبری بابی مستقل با عنوان «باب الأئمة من قریش» گشوده است.[۱۱] ابنخلدون(م۷۳۲) تاریخنویس اهلسنت نیز در کتاب تاریخ خود، ضمن نقل این حدیث،[۱۲] به دفاع از نظریه قریشی بودن خلیفه میپردازد.[۱۳] ابنحجر عسقلانی(م۷۷۳) از عالمان اهلسنت، مدعی شده است که در این باره این حدیث، تألیفی با عنوان لذّة العیش بطُرق الأئمة من قریش گرد آورده است.[۱۴]
در مقابل، برخی از عالمان اهلسنت با نقدِ این حدیث، رویکرد متفاوتی داشتهاند. میرحامد حسین هندی(م۱۳۰۶ق) گزارش کرده است که فخر رازی[۱۵] سند و دلالت این روایت را مورد انتقاد قرار داده است.[۱۶] همچنین گفته شده است که ضعیف بودن حدیث الائمة من قریش، سبب شده است که ابنروزبهان(م۹۲۷ق) از متکلمان سنی مذهب، انتسابِ این روایت به ابوبکر را منکر شده و آن حدیث را به دیگر صحابه نسبت دهد.[۱۷]
اعتبارسنجی
برخی از عالمان شیعه نیز با رویکردی انتقادی، به نقد حدیث الائمه من قریش و اعتبارسنجی آن پرداختند.
به گفته شیخ طوسی در نقلهای معتبر واقعه سقیفه، هیچیک از مهاجران به این حدیث استناد نکردند.[۱۸] علاوه بر این، آرزوی ابوبکر در زمان مرگ مبنی بر پرسش از پیامبر(ص) درباره حق انصار در خلافت، و نیز آرزوی عمر بن خطاب بر جانشینی «سالم مولی ابیحذیفه» که اساساً از قریش نبود نیز از دلایل بطلان حدیث الائمه من قریش است.[۱۹] علامه حلی نیز در نقد روایت «الأئمة من قریش»، به تناقض تاریخی این روایت با آرزوی ابوبکر در بستر مرگ اشاره کرده است.[۲۰] محمدباقر مجلسی نیز حدیث «الأئمة من قریش» را بر اساس دو گزارش تاریخی(آرزوی ابوبکر و عمر در هنگام مرگ) بیاصل میداند.[۲۱] همچنین برخی از پژوهشگران معتقدند میان دلالت حدیث الائمه من قریش و آیه ۱۳ سوره حجرات (آیه شعوبیه)[۲۲] و آموزههای اسلام و پیامبر(ص)[۲۳] تعارض و دوگانگی وجود دارد.
همچنین سروصدای صحابه هنگام خطبه پیامبر(ص) و نیز روایت «کلهم من بنیهاشم»[۲۴] از قندوزی حنفی(م۱۲۹۴ق) از محدثان اهلسنت، برخی را در صدور «کلهم من قریش» از پیامبر مردد کرده است.[۲۵] گفته شده است که حدیث الائمه من قریش را برخی از صحابه و تابعین و نزدیکان به جریان سقیفه هم نقل نکردهاند[۲۶] و تعارض این حدیث با برخی گزارشهای تاریخی و آموزههای اسلامی، احتمال دخل و تصرف در این حدیث را برای رسیدن به مقاصد سیاسی[۲۷] افزایش میدهد.[۲۸]
متن حدیث و نقلهای مختلف آن
گفته شده است که با توجه قرائن و شواهد تاریخی، حدیث الائمه من قریش دارای جملاتی قبل و بعد بوده است. ازاینرو معنا و مفهوم آن نیز تغییر پیدا میکند.[۲۹] برخی پژوهشگران معتقدند که مطابق روایتی که در منابع شیعیان[۳۰] و اهلسنت[۳۱] نقل شده، پیامبر خدا با تعابیر مختلفی همچون «خلیفه»، «امیر»، «والی»، «قَیِّم» و «امام»، فرمودهاند: «الْأَئِمَّةُ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ؛ امامان پس از من دوازده نفرند که همگی از قریشاند.»[۳۲]
براساس گزارش پژوهشگران، در برخی از منابع حدیثی شیعه، به جای «كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْش» تعابیری مانند «من اهل بیتی»،[۳۳] «هم عترتی من لَحمی و دَمی»[۳۴] «من ولدی»،[۳۵] «هُداةٌ مِن ذریّة نبیها»،[۳۶] «تسعة من ولد الحسین»[۳۷] و «اولهم انت یا علی و آخرهم القائم»[۳۸] آمده است.[۳۹]
پانویس
- ↑ ابنخلدون، تاریخ ابنخلدون، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۲۴۲؛ قاضی عبدالجبار، المغنی فی ابواب التوحید و العدل، بیتا، ج۲۰، ص۲۳۴؛ ابنحجر هیثمی، الصواعق المحرقة، ۱۴۱۷ق، ص۴۱.
- ↑ ابنخلدون، تاریخ ابنخلدون، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۲۴۲؛ ابنقتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۷-۸.
- ↑ زبیر بن بکار، الاخبار الموفقیات، ۱۴۱۶ق، ص۲۲۳.
- ↑ میرابوالقاسمی، «خلافت»، ج۱۵، ص۷۹۲.
- ↑ پیشوایی، «پیروزی نظریه حاکمیت قریش»، ص۸.
- ↑ ابنابیالحدید معتزلی، شرح نهج البلاغة، بیتا، ج۹، ص۸۷.
- ↑ اشعری، مقالات الاسلامیین، ۱۴۰۰ق، ص۴۶۱-۴۶۲؛ «رهیافتی بر دیدگاه متکلمان درباره...»، ص۳۴-۳۵.
- ↑ پیشوایی، «پیروزی نظریه حاکمیت قریش»، ص۱۰.
- ↑ ابنتیمیه، منهاج السنة ، ۱۴۰۶ق، ج۸، ص۳۱۵.
- ↑ ابنحجر هیثمی، الصواعق المحرقة، ۱۴۱۷ق، ص۳۳.
- ↑ بیهقی، السنن الکبری، ۱۴۲۴ق، ج۸، ص۲۴۳.
- ↑ ابنخلدون، تاریخ ابنخلدون، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۲۴۲.
- ↑ پیشوایی، «پیروزی نظریه حاکمیت قریش»، ص۱۱.
- ↑ ابنحجر عسقلانی، فتح الباری، ۱۳۷۹ق، ج۶، ص۵۳۰؛ ابنحجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابة، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۱۰.
- ↑ فخر رازی، نهایة العقول، ۱۴۳۶ق، ج۴، ص۴۳۰.
- ↑ هندی کنتوری، عبقات الانوار، ۱۴۰۴ق، ج۱۱، ص۷۵-۷۶.
- ↑ میلانی، جواهر الکلام، ۱۳۸۹ش، ج۸، ص۱۸۵.
- ↑ شیخ طوسی، تلخیص الشافی، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص۶۸.
- ↑ شیخ طوسی، تلخیص الشافی، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص۶۸.
- ↑ علامه حلی، منهاج الكرامة، ۱۳۷۹ش، ص۱۸۰.
- ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۸، ص۳۸۱-۳۸۴.
- ↑ غلامرضایی، «رهیافتی بر دیدگاه متکلمان دربارهٔ ...»، ص۳۵-۳۹.
- ↑ رضایی کلیری، «کنشگری خلفای نخستین ...»، ص۱۳۳.
- ↑ قندوزی حنفی، ینابیع المودة، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۳۱۵.
- ↑ احمدی میانجی، مکاتیب الرسول(ص)، ۱۴۱۹ق، ج۳، ص۷۲۷؛ غلامرضایی، «ارشادی بودن نصوص امامت....»، ۱۲۶–۱۲۹.
- ↑ نوئی، «بررسی تمسک به حدیث الائمه من قریش در نشست سقیفه»، ص۶۸-۶۹.
- ↑ پیشوایی، «پیروزی نظریه حاکمیت قریش»، ص۱۸.
- ↑ نوئی، «بررسی تمسک به حدیث الائمه من قریش در نشست سقیفه»، ص۸۰.
- ↑ پیشوایی، «پیروزی نظریه حاکمیت قریش»، ص۱۶-۱۸.
- ↑ خزاز رازى، كفاية الأثر، ۱۴۰۱ق، ص۲۷، ۴۴، ۵۰؛ نعمانی، الغیبة، ۱۳۹۷ق، ص۱۰۳-۱۲۶؛ شیخ صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۴۶۹-۴۷۶؛ شیخ طوسی، الغیبة، ۱۴۱۱ق، ص۱۲۸-۱۳۳.
- ↑ احمد بن حنبل، مسند، ۱۴۲۱ق، ج۳۴، ص۴۱۰، ۴۲۶، ۴۲۹، ۴۴۰؛ بخاری، صحيح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۹، ص۸۱؛ نیسابوری، صحيح مسلم، ۱۳۷۴ق، ج۳، ص۱۴۵۲، ۱۴۵۳؛ ابوداود سجستانی، سنن أبي داود، بیتا، ج۴، ص۱۰۶؛ ترمزی، سنن الترمذی، ۱۳۹۵ق، ج۴، ص۵۰۱.
- ↑ غلامرضایی، «رهیافتی بر دیدگاه متکلمان دربارهٔ ...»، ص۳۲.
- ↑ هلالی، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۹۰۵.
- ↑ صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ص۵۰.
- ↑ کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۵۳۲.
- ↑ کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۵۳۴.
- ↑ ابنبابویه، الإمامة و التبصرة من الحیرة، ۱۳۶۳ش، ص۵۲۹.
- ↑ ابنبابویه، الإمامة و التبصرة من الحیرة، ۱۳۶۳ش، ص۱.
- ↑ غلامرضایی، «رهیافتی بر دیدگاه متکلمان دربارهٔ ...»، ص۳۳.
منابع
- ابوداود سجستانی، سليمان بن الأشعث بن إسحاق، سنن أبیداود، محقق: محمد محيي الدين عبد الحميد، بیروت، المكتبة العصرية، بیتا.
- ابنابیالحدید معتزلی، عبدالحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغة، محقق: ابراهیم، محمد ابوالفضل، قم، مکتبة آیة الله العظمی المرعشي النجفي (ره)، بیتا.
- ابنبابویه، علی، الإمامة و التبصرة من الحیرة، قم، مدرسة الإمام المهدی(ع)، ۱۳۶۳ش.
- ابنتیمیه، احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة النبویة فی نقض کلام الشیعة القدریة، تحقیق: محمد رشاد سالم، بیجا، جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامیة، ۱۴۰۶ق.
- ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی، الإصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق: عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.
- ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، تصحیح: محبالدین الخطیب، بیروت، دار المعرفة، ۱۳۷۹ق.
- ابنحجر هیثمی، احمد بن محمد، الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة، المحقق: عبد الرحمن بن عبد الله التركی - كامل محمد الخراط، لبنان، مؤسسة الرسالة، ۱۴۱۷ق.
- ابنخلدون، تاريخ ابنخلدون، تحقیق سهیل زکار، بيروت، دار الفكر، ۱۴۰۱ق.
- ابنقتیبه، عبدالله بن مسلم، الامامة و السیاسة المعروف بتاریخ الخلفاء، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۱ق.
- احمد بن حنبل، مسند الإمام أحمد بن حنبل، محقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، بیجا، مؤسسة الرسالة، ۱۴۲۱ق.
- احمدى میانجى، على، مکاتیب الرسول صلى الله علیه و آله ، قم، دار الحدیث، ۱۴۱۹ق.
- اشعری، علی بن اسماعیل، مقالات الإسلامیین و اختلاف المصلین، مصحح: ریتر هلموت، بیروت، دار النشر فرانز شتاينر، ۱۴۰۰ق.
- بخاری، محمد بن إسماعيل، صحيح البخاری، مصر، السلطانية، ۱۴۲۲ق.
- بیهقی، احمد بن حسین بن علی، السنن الکبری، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۴ق.
- پیشوایی، مهدی، «پیروزی نظریه حاکمیت قریش»، تاریخ در آیینه پژوهش، شماره۳، پاییز ۱۳۸۳ش.
- ترمزی، محمد بن عيسى، سنن الترمذی، مصر، شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي، ۱۳۹۵ق.
- خزاز رازى، على بن محمد، كفاية الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر، مصحح: حسينى كوهكمرى، عبد اللطيف، قم، بيدار، ۱۴۰۱ق.
- رضایی کلیری، ابراهیم، «کنشگری خلفای نخستین در ترویج گفتمان برتری قریش، با تکیه بر متون کهن فریقین»، مطالعات مقارنه ای مذاهب اسلامی، شماره ۴، بهار و تابستان ۱۴۰۱ش.
- زبير بن بكار، الأخبار الموفقيات للزبير بن بكار، تحقيق سامي مكي العاني، بیروت، عالم الكتب، ۱۴۱۶ق.
- شیخ صدوق، محمد بن على، الخصال، مصحح: علی اکبر غفارى، قم، جامعه مدرسين، ۱۳۶۲ش.
- شیخ طوسى، محمد بن الحسن، الغیبة، مصحح: عباد الله تهرانى و على احمد ناصح، قم، دار المعارف الإسلامية، ۱۴۱۱ق.
- شیخ طوسی، محمد بن حسن، تلخیص الشافی، قم، محبين، ۱۳۸۲ش.
- صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ق.
- علامة حلی، حسن بن يوسف، منهاج الكرامة، تحقيق عبد الرحيم مبارك ، مشهد، مؤسسه عاشوراء، ۱۳۷۹ش.
- غلامرضائی، هادی، «ارشادی بودن نصوص امامت واکاوی جانشین بلافصل پیامبر اعظم با فرض فقدان نص»، حکمت کریمان، شماره۸، تابستان ۱۴۰۳ش.
- غلامرضائی، هادی، «رهیافتی بر دیدگاه متکلمان درباره لزوم قرشی بودن خلیفه و نسبت آن با نفی برتری قبیلگی در حدیث و قرآن (آیه سیزده سوره حجرات)»، پژوهش های حدیثی - کلامی، شماره۲، پاییز و زمستان۱۴۰۳ش.
- فخر رازی، محمد بن عمر، نهایة العقول في دراية الأصول، محقق سعید عبداللطیف فوده، بیروت، دار الذخائر، ۱۴۳۶ق.
- قاضی عبدالجبار، المغني في أبواب التوحید و العدل، محقق و مصحح محمود محمد قاسم و ابراهیم بیومی مدکور، بیجا، بینا، بیتا.
- قندوزی حنفی، سلیمان، ینابیع المودة، محقق علی اشرف، قم، دار الأسوة للطباعة و النشر، ۱۴۲۲ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
- مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى، بحار الأنوار، بیروت، دار إحياء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- میرابوالقاسمی، رقیه، «خلافت»، دانشنامه جهان اسلام، ج۱۵، تهران، بنیاد دائرةالمعارف اسلامی، ۱۳۹۰ش.
- میلانی، علی، جواهر الکلام في معرفة الإمامة و الإمام، قم، مرکز الحقائق الإسلامیة، ۱۳۸۹ش.
- نعمانی، محمد بن ابراهيم، الغيبة، مصحح: على اكبر غفارى، تهران، نشر صدوق، ۱۳۹۷ق.
- نیسابوری، مسلم بن الحجاج، صحيح مسلم، محقق: محمد فؤاد عبد الباقي، قاهره، مطبعة عيسى البابي الحلبي وشركاه، ۱۳۷۴ق.
- هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، قم، الهادی، ۱۴۰۵ق.
- هندی کنتوری، میر حامد حسین، عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار، محقق غلامرضا بروجردی، قم، غلامرضا مولانا بروجردی، ۱۴۰۴ق.