مقاله متوسط
کپی‌کاری از منابع خوب
نارسا
نیازمند خلاصه‌سازی

مختار بن ابی عبید ثقفی

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از مختار بن ابوعبید ثقفی)
پرش به: ناوبری، جستجو
قبر مختار.jpg
قبر مختار در کوفه
اطلاعات شناسنامه ای
نام کامل مختار بن ابی عبید بن مسعود بن عمرو بن عمیر بن عوف بن عقده بن غیره بن عوف بن ثقیف ثقفی
کنیه ابواسحاق
لقب کیسان
زادروز/زادگاه سال اول هجری
محل زندگی طائف، مدینه کوفه
نسب قبیله ثقیف
خویشاوندان سرشناس سعد بن مسعود، ابوعبید ثقفی، عمر بن سعد
درگذشت/شهادت چهاردهم رمضان سال ۶۷ق درکوفه
نحوه درگذشت/شهادت کشته شدن به دست مصعب بن زبیر
مدفن کنارمسجد کوفه داخل رواق مسلم بن عقیل
فعالیت ها
اجتماعی شرکت در قیام مسلم بن عقیل
سیاسی انتقام از خون شهدای کربلا

مختار بن ابی عبید ثَقَفی (۱-۶۷قتابعی اهل طائف که به قیام برای خونخواهی امام حسین(ع) مشهور است. مختار میزبان مسلم بن عقیل در کوفه بود و تا پایان قیام با وی همکاری داشت، ولی هنگام واقعه شهادت امام حسین(ع) در زندان عبیدالله بن زیاد به سر می‌برد.

در جریان قیام مختار، بسیاری از قاتلان و مجرمان واقعه عاشورا به قتل رسیدند. برخی قیام او را با اذن امام زین العابدین(ع) می‌دانند. مختار پس از ۱۸ ماه حکومت بر کوفه، به دست مصعب بن زبیر به قتل رسید. قبری منسوب به او در کنار مسجد کوفه نزدیک مزار مسلم بن عقیل قرار دارد.

نسب، لقب

مختار بن ابی عبید بن مسعود بن عمرو بن عمیر بن عوف به عقده به غیرة بن عوف بن ثقیف ثقفی کنیه‌اش ابواسحاق بود.[۱] لقب وی کیسان است.[۲]

بعضی گفته‌اند: فرقه کیسانیه به او منسوب است.[۳] کیسان به معنای زیرک و باهوش است. به نقل از اصبغ بن نباته روزی حضرت علی(ع) مختار را که طفلی کوچک بود بر زانوی خود نشاند و وی را کیس خطاب کرد.[۴] چون حضرت علی(ع) دو بار وی را کیس خطاب کرد، به کیسان معروف شد. بعضی گفته‌اند لقب کیسان برگرفته از نام یکی از مشاوران و فرماندهان وی است که کنیه ابوعمره داشت.[۵]

مختار اهل طائف[۶] واز قبیله ثقیف است. جد وی، مسعود ثقفی از بزرگان حجاز بوده و به وی لقب عَظیمُ القَرْیَتَیْن داده بودند.[۷]

پدرش ابو عبید از بزرگان صحابه پیامبر(ص) بود[۸] که پس از درگذشت آن حضرت، در جنگ جسر یکی از جنگ‌های قادسیه در زمان خلیفه دوم به قتل رسید.[۹]

مادر وی دومه بنت عمرو بن وهب است که ابن طیفور وی را از صاحبان بلاغت و فصاحت ذکر کرده است.[۱۰]

عمویش سعد بن مسعود ثقفی از طرف امام علی(ع) والی مداین بود.[۱۱][۱۲]

برادرانش وهب و مالک[۱۳] و جبر هستند که همراه پدرشان در جنگ جسر کشته شدند.[۱۴]

زندگی‌نامه و فعالیتها

مختار در سال اول هجرت متولد شد.[۱۵][۱۶]از دوران کودکی مختار اطلاعات موثقی در دست نیست و بیشتر اطلاعاتی که درباره او موجود است، مربوط به دوران قیام و ماجرای خونخواهی امام حسین(ع) است. بنابر این، از وقایع شخصی او کمتر روایتی نقل شده است.

حضور در جنگ

گفته‌اند که مختار در ۱۳ سالگی در واقعه جسر شرکت داشت. وی در این واقعه پدر و برادرانش را از دست داد. با این که او در این هنگام سن کمی داشت در صدد بود تا وارد میدان شود ولی با ممانعت عمویش سعد بن مسعود مواجه شد.[۱۷]

حضور در مدائن

نوشتار اصلی: صلح امام حسن

در مدائن سعد بن مسعود ثقفی عموی مختار، از طرف حضرت علی(ع) حاکم بود، سعد در هنگام درگیری با خوارج، مختار را به عنوان جانشین خود در مداین منصوب کرد و برای جنگ با خوارج بیرون رفت.[۱۸][۱۹]

پس از شهادت امام علی (ع)، امام حسن (ع) در جنگ با معاویه و خیانت برخی یارانش به مدائن پناه آورد. امام حسن (ع) به خانه سعد بن مسعود ثقفی (عموی مختار) رفت. سعد از جانب امام حکومت مدائن را داشت. بنابر نقلی مختار به سعد گفت:

- می‌خواهی ثروت و شرف نصیب تو گردد؟
- چگونه؟
- حسن (ع) را دستگیر کن و به معاویه بسپار و هرچه می‌خواهی بگیر!
- لعنت خدا بر تو! چه بد مردی هستی! چگونه می‌توانم دخترزاده پیغمبر را به دشمن او بسپارم.[۲۰]

آیت الله خویی به دلیل مرسل بودن روایت، آن را غیرقابل اعتماد می‌داند، و می‌افزاید بر فرض صحت نیز می‌توان گفت که مختار در اظهارش جدی نبوده است؛ بلکه قصد داشته نظر عمویش را کشف کند.[۲۱] سید محسن امین نیز بر این عقیده است که مختار قصد امتحان عمویش را داشته است.[۲۲]

دوره معاویه

شمس الدین ذهبی در سیر اعلام النبلاء از فعالیت مختار در عصر خلافت معاویه به نفع امام حسین(ع) خبر می‌دهد، در گزارش ذهبی آمده، مختار در زمان معاویه به بصره رفت و مردم را به سوی امام حسین(ع) فرا خواند، در این هنگام عبیدالله بن زیاد که والی بصره از طرف معاویه بود، وی را دستگیر کرده و ۱۰۰ ضربه شلاق زد. مختار پس از آن به طائف تبعید شد.[۲۳]

قیام امام حسین(ع)

منابع از عدم حضور مختار در واقعه کربلا خبر می‌دهند و این عدم حضور با اختیار نبوده است. او ابتدا همکاری‌هایی با فرستاده امام حسین(ع) به کوفه و تحرکاتی علیه بنی امیه داشته است.

  • مسلم(ع) درخانه مختار: مختار از جمله کسانی بود که به کمک مسلم بن عقیل شتافت،[۲۴] و مسلم هنگام ورود به کوفه به خانه مختار رفت.[۲۵] پس از آنکه عبیدالله بن زیاد از مکان مسلم اطلاع پیدا کرد، مسلم به خانه هانی بن عروه نقل مکان کرد.[۲۶][۲۷]
  • همراهی با مسلم(ع): گزارش‌های تاریخی حاکی از آن است که مختار در صدد یاری رساندن به مسلم بود، اما روز شهادت مسلم، وی به خطرنیه نقطه‌ای در بیرون کوفه رفته بود تا نیرو جمع آوری کند و هنگامی به کوفه رسید که مسلم و هانی شهید شده بودند.[۲۸][۲۹]
  • روز عاشورا در زندان: پس از شهادت مسلم، ابن زیاد قصد کشتن مختار را داشت که با وساطت عمرو بن حریث به وی امان داد، و در این هنگام با تازیانه به چشم مختار کوبید و وی را زخمی نمود و به زندان افکند. مختار تا پایان قیام امام حسین(ع) در زندان بود.[۳۰][۳۱]
  • دیدن سر امام حسین(ع) هنگام ورود اسرا به کوفه، ابن زیاد زندانیان طرفدار امام از جمله مختار را برای دیدن اسرا احضار کرد، در این هنگام بین مختار و ابن زیاد مکالمات تندی رد و بدل شد، پس از آن مختار با دیدن سر امام حسین(ع) گریه و زاری نموده و بر سر و روی خود زد.[۳۲]

پس از واقعه کربلا با وساطت عبدالله بن عمر نزد یزید آزاد شد، چرا که خواهر مختار یعنی صفیه بنت ابوعبید همسر عبدالله بن عمر بود.[۳۳] البته عبیدالله هنگام آزادی مختار با وی شرط کرد که نباید بیشتر از سه روز در کوفه بماند، و اگر بعد از سه روز در کوفه دیده شد، خونش هدر است.[۳۴]

بیعت با عبدالله بن زبیر

مختار ابتدا با عبدالله بن زبیر بیعت کرد به شرطی که در کارها با او مشورت کند و به تنهایی کاری انجام ندهد،[۳۵] و با او مخالفت نکند.[۳۶]

هنگام حمله سپاه یزید به مکه و محاصره عبدالله بن زبیر، مختار در کنار وی با یزیدیان جنگید. وقتی عبدالله ادعای خلافت کرد مختار از او کناره گرفت و به کوفه رفت و مقدمات قیام را فراهم نمود.[۳۷]

ورود مختار به کوفه ۶ ماه پس از هلاکت یزید و در نیمه ماه مبارک رمضان بود.[۳۸]

ابن زبیر، عبدالله بن مطیع را به عنوان والی به کوفه فرستاد، مختار با وی جنگید و توانست بر وی غلبه کند.[۳۹][۴۰]

مختار و قیام توابین

نوشتار اصلی: قیام توابین

مختار در قیام توابین شرکت نکرد، چون قیام را بی‌فایده می‌دانست، و سلیمان بن صرد خزاعی را ناآشنا با فنون و تاکتیک‌های رزمی می‌دانست.[۴۱]

به دنبال عدم شرکت مختار، ۴۰۰۰ نفر از ۱۶۰۰۰ نفری که با سلیمان بیعت کرده بودند پا پس کشیدند چون وی را در تاکیتکهای جنگی زبده نمی‌دیدند.[۴۲]

البته وی در حین قیام توابین به زندان افتاد، و پس از شکست توابین از زندان به بازماندگان آنان نامه‌ای نوشت و از آنان دلجویی کرد. سران توابین قصد آزادسازی وی از زندان را داشتند که مختار آنان را برحذر داشت و گفت بزودی از زندان آزاد خواهد شد.[۴۳] این بار نیز با وساطت عبدالله بن عمر آزاد شد.[۴۴]

گزارشی از قیام مختار

نوشتار اصلی: قیام مختار

در چهاردهم ربیع الاول سال ۶۶ق مختار به خونخواهی امام حسین(ع) قیام کرد[۴۵] و شیعیان کوفه وی را در این امر همراهی کردند. وی می‌گفت: به خدا سوگند اگر دو سوم قریش را بکشم تلافی یکی از انگشتان امام حسین(ع) نمی‌شود.[۴۶]

او در این قیام شمر بن ذی الجوشن، خولی بن یزید، عمر بن سعد و عبیدالله بن زیاد را به قتل رساند.[۴۷]

در این قیام ابراهیم بن مالک اشتر فرماندهی لشکر را برعهده داشت و او بود که عبیدالله به زیاد را در موصل به قتل رساند.[۴۸]

وقتی مختار سر عبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد را نزد محمد بن حنفیه فرستاد، محمد بن حنفیه مشغول خوردن غذا بود و گفت سپاس خدای را که وقتی سر حسین (ع) را نزد ابن زیاد بردند او مشغول خوردن بود و اینک سر ابن زیاد را نزد ما آوردند و ما چنان حالی داریم.[۴۹]

شعار

مختار در این قیام از دو شعار یا لثارات الحسین و یا منصور امت بهره جست. وی هنگام پوشیدن لباس رزم با این دو شعار به پیروانشان آغاز قیام را اطلاع داد.[۵۰] شعار یا منصور امت ابتدا در جنگ بدر و شعار یا لثارات الحسین ابتدا در قیام توابین مورد استفاده قرار گرفته بود.[۵۱]همچنین هنگامی‌که عمر بن سعد کشته شد، کوفیان ندای یالثارات الحسین سر دادند.[۵۲]

پایان کار مختار

مختار پس از ۱۸ ماه حکومت و جنگیدن با سه گروه یعنی مروانیان در شام و آل زبیر در حجاز و اشراف کوفه سرانجام در ۱۴ رمضان[۵۳] سال ۶۷ق در حالی که ۶۷سال داشت به دست مصعب بن زبیر به قتل رسید.[۵۴][۵۵] به دستور مصعب دست مختار را بریده و به دیوار مسجد کوفه کوبیدند. هنگامی که حجاج بن یوسف بر کوفه مسلط شد چون هر دو از قبیله ثقیف بودند دستور به دفن آن داد.[۵۶]

پس از مختار طرفداران وی که ۶۰۰۰ نفر بوده و در قصر محاصره شده بودند تسلیم شدند، ولی مصعب دستور اعدام همه آنها را صادر کرد.[۵۷] این کار چنان وحشتناک بود که وقتی عبدالله بن عمر، مصعب را دید گفت اگر این ۶۰۰۰ نفر گوسفندان پدرت بودند، نباید این کار را انجام می‌دادی.[۵۸]

کشته شدن همسر مختار

مصعب عمره، دختر نعمان بن بشیر را، که همسر مختار بن ابی عبیده بود، در تنگنا قرار داد تا از مختار بیزاری جوید اما او نپذیرفت و مصعب گردنش را زد. عبدالرحمن بن حسان درباره آن زن گفته است: کشتن و کشته شدن را بر سر ما نوشته اند/ و بر دوشیزگان زیبا، دامن کشیدن و خرام را.[۵۹]

در گزارشی آمده مصعب به عمره گفت درباره مختار نظرت چیست؟ گفت وی پرهیزکار بوده و هر روز روزه می‌گرفت، مصعب دستور قتل وی را داد. او اولین زن در اسلام بود که گردنش زده شد.[۶۰]

انگیزه مختار از قیام

اگر چه شعار مختار در این قیام یا لثارات الحسین و به انگیزه خوانخواهی از شهدای کربلا صورت گرفت ولی بعضی این شعار را بهانه دانسته و مختار را متهم به سوءاستفاده از این شعار کرده‌اند. ارتباط مختار با اهل بیت و نظرات اهل بیت درباره مختار می‌تواند این ابهام تاریخی را برطرف سازد.

رابطه با امام سجاد(ع)

درباره رابطه امام سجاد(ع) با مختار گزارش‌ها متفاوت است، بعضی از گزارش‌ها حاکی از عدم اقبال امام به مختار است و گویای آن است که امام هدایای مختار را برمی‌گرداند[۶۱][۶۲] و در مقابل بعضی از گزارش‌ها نشان از تأیید مختار توسط امام دارد. اما با توجه به خفقان ایجادشده توسط مروانیان و آل زبیر، امام نمی‌توانست مستقیما وارد شود. به همین خاطر محمد بن حنفیه را نماینده خود درباره قیام مختار اعلام نموده و مختار را به وی ارجاع داد.

طبق این گزارش‌ها مختار ۲۰۰۰۰ دینار برای امام فرستاد و امام قبول کرد و با آن خانه عقیل بن ابی طالب و خانه سایر بنی هاشم که مخروبه شده بود را بازسازی و تعمیر نمود.[۶۳]

او همچنین کنیزی را که ۳۰۰۰۰ درهم خریده بود به امام سجاد(ع) هدیه کرد. زید بن علی از آن کنیز متولد شد.[۶۴]

در گزارشی آمده هنگامی که جمعی از سران کوفه خدمت امام سجاد(ع) رسیدند و درباره ماموریت مختار پرسیدند، وی آنان را به محمد بن حنفیه ارجاع داد و فرمود:‌ای عمو اگر غلامی زنگی به ما اهل بیت تعصب بورزند بر مردم واجب است او را یاری کنند، در این باره هر چه می‌خواهی انجام ده، من تو را در این امر نماینده قرار دادم.[۶۵][۶۶]

آیه الله خویی[۶۷] و مامقانی[۶۸] قیام مختار را با اذن خاص امام زین العابدین می‌دانند.

ارتباط با محمد بن حنفیه

از ظاهر بعضی از روایات چنین به دست می‌آید که مختار مردم را به امامت محمد بن حنفیه دعوت می‌کرده و وی را مهدی نامیده است، اما اربلی در کشف الغمه این ارتباط را ظاهری دانسته و عهده‌دار شدن رهبری قیام از طرف محمد بن حنفیه را بدلیل موقعیت امام عنوان می‌کند.[۶۹]

محمد بن اسماعیل مازندرانی حائری، نویسنده منتهی المقال اعتقاد مختار به امامت محمد بن حنفیه را نمی‌پذیرد و وی را معتقد به امامت امام سجاد(ع) می‌داند.[۷۰]

نجات محمد بن حنفیه

عبدالله بن زبیر پس از آنکه از قیام مختار آگاه شد، محمد بن حنفیه و نزدیکان وی را تحت فشار قرار داد تا با وی بیعت کنند و آنان را تهدید به سوزاندن نمود، ابن حنفیه نامه‌ای به مختار نوشته و از وی یاری خواست[۷۱] مختار گروهی ۴۰۰۰ نفری به مکه فرستاد و آنان را نجات داد.[۷۲]

نظرات

مختار در روایات

دو دسته احادیث درباره مختار وارد شده است. یک دسته احادیث به عنوان احادیث مدح و دسته دیگر روایاتی است که مختار در آن مذمت شده است.

احادیث مدح

  • از امام سجاد(ع) نقل شده که خدا به مختار جزای خیر دهد.[۷۳][۷۴]
  • امام باقر(ع) در ملاقات با ابوالحکم فرزند مختار پس از تکریم وی از مختار نیز تمجید کرده و گفتند خدا پدرت را رحمت کند.[۷۵] مامقانی ترحم امام بر مختار را دلیل بر عقیده صحیح مختار دانسته و می‌گوید: اظهار رضایت و خشنودی ائمه(ع) تابع و فرع بر خشنودی خداست، پس معلوم می‌شود مختار از نظر عقیده انحرافی نداشته که موجب خشنودی ائمه واقع شده است.[۷۶]
  • امام صادق(ع) فرستادن سر عبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد به مدینه توسط مختار را باعث شادی اهل بیت دانسته و فرمود:
بعد از واقعه عاشورا، هیج زنی از زنان ما آرایش نکرد تا زمانی که مختار سر بریده عبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد را برای ما فرستاد.[۷۷]

احادیث ذم

  • از امام باقر(ع) گزارش شده که امام سجاد(ع) فرستادگان مختار را به حضور نپذیرفته و هدایای وی را پس فرستاد و وی را کذاب خواند.این روایت متهم به ضعف می‌باشد.[۷۸]
  • از امام صادق(ع) نقل شده که مختار بر امام سجاد(ع) دروغ می‌بست.[۷۹] این حدیث از نظر سندی ضعیف است.[۸۰]
  • هنگامی که امام حسن(ع) در ساباط بود مختار به عمویش سعد بن مسعود پیشنهاد داد که امام را تحویل معاویه دهیم، تا جایگاهمان متزلزل نشود.[۸۱] آیه الله خویی به دلیل مرسل بودن روایت، آن را غیرقابل اعتماد می‌داند، و می‌افزاید بر فرض صحت نیز می‌توان گفت که مختار در اظهارش جدی نبوده است بلکه قصد داشته نظر عمویش را کشف کند.[۸۲] سید محسن امین نیز بر این عقیده است که مختار قصد امتحان عمویش را داشته است.[۸۳]
  • در روایت دیگری آمده است که مختار اهل جهنم است ولی به وسیله امام حسین(ع) مورد شفاعت قرار می‌گیرد.[۸۴] این روایت نیز از نظر علمای علم رجال ضعیف می‌باشد.[۸۵]

در نگاه علمای امامیه

برخی از علمای امامیه وی را ستوده، عده‎ای دیگر در مورد مختار توقف کرده‎اند.

موافقان

ابن نما حلی معتقد است سخنان امامان(ع) در مدح و ستایش مختار است. وی بر این عقیده است دعای خیر امام سجاد(ع) بر‌ای مختار دلیل واضح و روشنی است که او نزد امام سجاد(ع) از پاکان و خوبان به شمار می‌آمده است.[۸۶] مامقانی نیز مختار را فردی معتقد به امامت ائمه معصومین(ع) دانسته و معتقد است حکومت وی با اجازه امام بوده است گرچه وثاقت او ثابت نیست. از دیدگاه مامقانی طلب رحمت امام باقر(ع) آنهم سه مرتبه در یک سخن، برای نیکو دانستن شخصیت مختار کفایت می‎کند.[۸۷]

علامه حلی نیز دیدگاه مثبتی به مختار دارد به دلیل آنکه در قسمت اول کتاب خود، مختار را ذکر کرده و از آنجا که او کسی را که غیر امامی باشد حتی اگر از نظر وثاقت به حد اعلی و در مدح به سرحد کمال رسیده باشد در کتابش نیاورده است از این رو می توان احتمال داد مختار از دیدگاه علامه حلی شیعه امامی محسوب به شمار می آمده است.[۸۸] سید ابن طاووس نیز روایات مدح مختار را بر روایات ذم ترجیح داده است.[۸۹]

در میان فقها و علمای معاصر شیعی که مختار را مدح کرده‎اند می‎توان به آیت الله خویی و علامه امینی اشاره کرد. آیت الله خویی ضمن برشمردن روایات مدح و ذم، اخبار مدح را ترجیح می‌دهد.[۹۰] او قیام مختار را با اذن امام سجاد(ع) دانسته است.[۹۱] علامه امینی نیز مختار را از پیشگامان دینداری، هدایت و اخلاص بر شمرده و معتقد است امام سجاد(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع) بر مختار رحمت فرستاده‌اند. وی معتقد است در میان ائمه، امام باقر(ع) به گونه‌ای بسیار زیبا مختار را مورد ستایش قرار داده است.[۹۲]

توقف کنندگان

میرزا محمد استرآبادی معتقد است نباید مختار را به بدی یاد کرد در عین حال روایات وی را قابل اعتماد نمی‎داند و در نهایت در مورد او توقف کرده است.[۹۳]از میان توقف کنندگان نیز می‎توان به علامه مجلسی اشاره کرد. او ایمان و یقین مختار را کامل ندانسته و اقدامات وی را بدون اجازه امام دانسته است در عین حال معتقد است به دلیل آنکه مختار کارهای نیک زیادی انجام داده است عاقبت به خیر شده است. علامه مجلسی در نهایت تصریح به توقف در مورد مدح یا ذم مختار کرده است.[۹۴]

دیدگاه مورخان معاصر شیعه

اختلاف دیدگاه در مورد شخصیت مختار در میان مورخان معاصر شیعه نیز وجود دارد.

موافقان

در میان مورخان افرادی نظیر عبدالرزاق مقرم مختار را از اتهاماتی که به او وارد شده منزه دانسته و همه آنها را دروغ شمرده است.[۹۵] باقر شریف قرشی نیز قیام مختار را جهاد مقدّس دانسته و معتقد است قدرتی که مختار به دنبال آن بوده نه برای جاهطلبی و ریاست، بلکه برای خونخواهی اهلبیت پیامبر(ع) و انتقام از قاتلین او بوده است.[۹۶] در همین راستا نجم الدین طبسی از نویسندگان معاصر معتقد است که اتهامات مختار نتیجه جو ضد مختاری بوده که امویون آن را ساختند. وی روایتی که در آن امام باقر‌(ع) طلب رحمت برای او نموده را بسیار معتبر دانسته و این روایت را به نوعی تایید کارهای مختار در قبال قتل قاتلان امام حسین‌(ع) می‎داند.[۹۷]

دیدگاه برخی از مورخان نیز تلفیقی از دو نگاه منفی و مثبت به مختار است. به عنوان نمونه مهدی پیشوایی اعتقاد مختار به ائمه را بیشتر از اعتقاد شیعه سیاسی دانسته و قیام مختار را قیامی شیعی قلمداد کرده که به جهت اعتقادات خود دست به قیام زده اما در عین حال شخصیت مختار را خالی از جاه‌طلبی ندانسته و در برخی موارد افراط‌کاریی‌هایی هم داشته است.[۹۸] یعقوب جعفری نیز این نگاه را دنبال کرده است. او مختار را شیعه واقعی دانسته که اصل هدف و عقیده او خوب بوده است اما در انتقام زیاده‌روی کرده و منشأ این زیاده روی را روحیه تندروی او دانسته است.[۹۹] یوسفی غروی نیز مختار را مسلمانی قدرت طلب و سیاسی معرفی کرده و اقدامات او را مورد تأیید ندانسته اما او معتقد است به سبب آنکه ائمه(ع) بر مختار ترحم کردند نمی‌توان او را اهل عذاب دانست.[۱۰۰]

مخالفان

برخی از مخالفان معتقدند از مجموعه قرائن و سوابق مختار این اطمینان به وجود می‌آید که مختار شخصیت مثبتی نیست و حرکت او برای کسب قدرت و حکومت بوده است.[۱۰۱] آنها قیام مختار را برای مقاصد و اهداف سیاسی خود دانسته و همکاری مختار با مسلم را به خاطر اشتراک در هدف قلمداد کرده نه اشتراک در عقیده. بر اساس دیدگاه آنان، مختار معیارهای یک شیعه عقیدتی را ندارد، از این‌رو قیام مختار یک قیام شیعی به شمار نمی‎آید.[۱۰۲] برخی از پژوهشگران تاریخ نیز معتقدند مختار فردی هوشمند با گرایش سیاسی و عنصری جاه‌طلب بود که به اهل بیت(ع) محبت داشت. بر اساس این دیدگاه مختار امام سجاد(ع) را به عنوان امام قبول نداشته و محمد بن حنفیه را نیز به عنوان انسانی نجات بخش و امام سیاسی مطرح کرده بود. به تعبیری دیگر مختار از اهل بیت(ع) استفاده ابزاری نموده و قصد داشته از طریق اهل بیت(ع) به اهداف خود دست یابد.[۱۰۳]

مختار در نگاه علمای اهل سنت

ابن اثیر در اسد الغابه در صدد ذم مختار بر آمده است و روایات وی را قبول نمی‌کند.[۱۰۴] حتی علیه وی حدیث از پیامبر(ص) جعل شده است که پیامبر(ص) فرمود: از ثقیف کذاب و جنایتکار به وجود خواهد آمد.[۱۰۵] راوی این روایت اسماء دختر ابوبكر مادر عبدالله بن زبیر است.[۱۰۶] به گفته اسماء منظور از کذاب در این روایت جعلی، مختار است،[۱۰۷] به نظر می‌رسد اولین بار لقب کذاب توسط حجاج بن یوسف برای مختار به کار رفت و وی مردم را به لعن حضرت علی(ع) و مختار امر می‌کرد.[۱۰۸][۱۰۹]مقریزی مختار را جزء خوارج می‌داند.[۱۱۰]

اتهامات

حکومت مختار در کوفه بود. در شمال آن یعنی شام آل مروان حکومت می‌کردند. جنوب یعنی حجاز در تصرف آل زبیر بود. هر دو گروه خود را خلیفه می‌دانستند و مختار را جداکننده قسمتی از خلافت خود به شمار می‌آوردند. بدین جهت این دو گروه تا توانستند در نفی مختار برآمده و علیه او حدیث و دروغ جعل کردند. از طرفی علمای مخالف شیعه نیز در طول تاریخ بر این دورغ‌های ساخته شده دامن زدند، که به بعضی از آنها اشاره می‌شود.

ادعای نبوت

ابن خلدون مدعی است مختار ادعای نبوت داشته است.[۱۱۱] این مطلب ازآنجا قوت گرفته که مختار عباراتی سجع گونه داشت،[۱۱۲] ولی با توجه به استقرار وی در کوفه و تشکیل حکومت و حمایت مسلمانان و احادیث اهل بیت این مطلب نمی‌تواند درست باشد. عامل بعدی این اتهام نامه وی به احنف بن قیس است،[۱۱۳] از آنجا که احنف طرفدار زبیریان بود این نامه را دستمایه ادعای نبوت مختار قرار داده و حتی بعد از مرگ مختار نیز به آن دامن می‌زد.[۱۱۴] اکراه محمد بن حنفیه از کذاب دانستن مختار آنهم نزد عبدالله بن زبیر پس از قتل مختار[۱۱۵] خود دلیلی بر واهی بودن این تهمت نسبت به مختار است.

مؤسس کیسانیه

بعضی مختار را مؤسس کیسانیه می‌دانند و می‌گویند: چون مختار ملقب به کیسان بود پیروانش را کیسانیه می‌گفتند.[۱۱۶]

مامقانی با بیان دلایلی این مطلب را نمی‌پذیرد و کیسانی بودن مختار را رد می‌کند،[۱۱۷]

آیه الله خویی این اتهام را ساخته علمای ملل و نحل غیر شیعی می‌دانسته که استنادشان به روایات مجعول و مردود بوده است و تاریخ تأسیس مذهب کیسانیه را بعد از قتل مختار و درگذشت محمد بن حنفیه می‌داند.[۱۱۸]

علامه امینی نیز انتساب مختار به کیسانیه را نمی‌پذیرند.[۱۱۹]

همسرو فرزندان

همسران

فرزندان

آثار درباره مختار

کتاب

سریال مختارنامه

مختارنامه، نام یک مجموعه تلویزیونی درباره زندگی و قیام مختار بن ابوعبید ثقفی به کارگردانی داود میرباقری است. این سریال در ۴۰ قسمت ۶۰ دقیقه‌ای از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید.

اولین قسمت این سریال در تاریخ جمعه ۹ مهر ۱۳۸۹ از شبکه اول سیما پخش شد و قسمت آخر آن در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۹۰ به پایان رسید[۱۳۹] در این سریال فریبرز عرب نیا نقش مختار را بازی کرده است.

نگارخانه

جستارهای وابسته

پیوند به بیرون

پانویس

  1. أسدالغابة،ج‌۴،ص:۳۴۶
  2. تاریخ طبری، ج۶ص ۷
  3. وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج۴ص ۱۷۲.
  4. معجم الرجال، ج۱۸ص ۱۰۲
  5. رجال کشی، ص۱۲۸
  6. الطبقات الکبری، بخش الطبقة الخامسة، جزء ۲، ص:۷۹
  7. المعارف، ص۴۰۰
  8. أسدالغابة،ج‌۴،ص:۳۴۷
  9. تاریخ ابن خلدون/ترجمه متن، ج‌۱، ص:۳۵۶
  10. ریاحین الشریعة، ج۴، ص۲۴۵
  11. تاریخ ابن خلدون/ترجمه متن، ج‌۱، ص:۶۱۶
  12. الإصابة، ج‌۱، ص:۵۶۱
  13. الفتوح،ج‌۱،ص:۱۳۴
  14. الإصابة،ج‌۱،ص:۵۶۱
  15. أسدالغابة،ج‌۴،ص:۳۴۷
  16. الکامل،ج‌۲،ص:۱۱۱
  17. بحار الأنوار، ج‌۴۵، ص:۳۵۰
  18. اخبارالطوال/ترجمه،ص:۲۵۰
  19. تاریخ ابن خلدون/ترجمه متن، ج‌۱، ص:۶۲۹
  20. شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ص۱۵۹، به نقل از: طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج۷، ص۲ و ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۰۴.
  21. معجم الرجال، ج۱۸، ص ۹۷
  22. اعیان الشیعه، ج ۷، ص ۲۳۰
  23. ذهبی، سیر اعلام النبلا، جلد۳، ص۵۴۴
  24. الکامل،ج‌۴،ص:۳۶
  25. ابن قتیبة الدینوری، الأخبار الطوال، ص۲۳۱
  26. دینوری، ص۲۳۳
  27. مسعودی، ج ۳، ص۲۵۲
  28. أنساب الأشراف،ج‌۶،ص:۳۷۶
  29. تاریخ الطبری، ج‌۵، ص:۵۶۹
  30. أنساب الأشراف،ج‌۶،ص:۳۷۷
  31. المنتظم،ج‌۶،ص:۲۹
  32. با کاروان حسینی،ج‌۵،ص:۱۴۰
  33. المنتظم،ج‌۶،ص:۲۹
  34. المنتظم،ج‌۶،ص:۲۹
  35. آفرینش و تاریخ/ترجمه، ج‌۲، ص:۹۰۷
  36. تاریخ ابن خلدون/ترجمه متن،ج‌۲،ص:۳۷
  37. آفرینش و تاریخ/ترجمه، ج‌۲، ص:۹۱۰
  38. تاریخ ابن خلدون/ترجمه متن، ج‌۲، ص:۴۳
  39. آفرینش و تاریخ/ترجمه،ج‌۲،ص:۹۱۱
  40. تاریخ ابن خلدون/ترجمه متن، ج‌۲، ص:۴۴
  41. المنتظم،ج‌۶،ص:۲۹
  42. تاریخ ابن خلدون/ترجمه متن،ج‌۲،ص:۴۳
  43. تاریخ ابن خلدون/ترجمه متن،ج‌۲،ص:۴۴
  44. تاریخ ابن خلدون/ترجمه متن،ج‌۲،ص:۴۴
  45. تاریخ ابن خلدون/ترجمه متن، ج‌۲، ص:۴۴
  46. الفخری،ص:۱۲۲
  47. أسدالغابة،ج‌۴،ص:۳۴۷
  48. أسدالغابة،ج‌۴،ص:۳۴۷
  49. آفرینش و تاریخ/ترجمه، ج‌۲،ص:۹۱۳
  50. أنساب الأشراف،ج‌۶،ص:۳۹۰؛ تاریخ الطبری،ج‌۶،ص:۲۰؛ الفتوح،ج‌۶،ص:۲۳۳
  51. أنساب الأشراف،ج‌۶،ص:۳۷۰
  52. أنساب الأشراف،ج‌۶،ص:۴۰۷
  53. المنتظم،ج‌۶،ص:۶۸
  54. أسدالغابة،ج‌۴،ص:۳۴۷
  55. المعرفةوالتاریخ،ج‌۳،ص:۳۳۰
  56. الکامل،ج‌۴،ص:۲۷۵
  57. أخبارالدولةالعباسیة،ص:۱۸۲
  58. أنساب‌الأشراف،ج‌۶،ص:۴۴۵
  59. آفرینش وتاریخ/ترجمه،ج‌۲،ص:۹۱۳
  60. تاریخ الیعقوبی،ج‌۲،ص:۲۶۴
  61. بحار الانوار، ج۴۵ص ۳۴۴
  62. معجم الرجال ج۱۸ص ۹۶
  63. معجم الرجال ج۱۸ص ۹۶
  64. مقاتل الطالبیین،ص:۱۲۴
  65. بحار الأنوار، ج‌۴۵، ص۳۶۵
  66. ریاض الأبرارج‌۱، ص: ۲۹۸
  67. معجم الرجال، ج۱۸ص ۱۰۰
  68. تنقیح المقال، ج۳ص ۲۰۶
  69. کشفه الغمه، ص۲۵۴
  70. منتهی المقال کمله مختار
  71. أخبار الدولة العباسیة، ص:۱۰۰
  72. آفرینش و تاریخ/ترجمه، ج‌۲، ص:۹۱۱
  73. رجال کشی، ص۱۲۷
  74. تنقیح المقال، ج۳ص ۲۰۴
  75. تنقیح المقال ج۳ص ۲۰۵
  76. تنقیح المقال ج۳ص ۲۰۵
  77. رجال کشی، ص۱۲۷
  78. معجم الرجال ج۱۸ص ۹۶
  79. رجال کشی، ص۱۲۵، ح۱۹۸
  80. معجم الرجال، ج۱۸ص۹۶
  81. علل الشرائع، ج‌۱، ص: ۲۲۱
  82. معجم الرجال ج۱۸ص ۹۷
  83. اعیان الشیعه ج ۷ص ۲۳۰
  84. تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ج‌۱، ص: ۴۶۶
  85. معجم الرجال، ج۱۸ص ۹۷
  86. بحار الأنوار، ج‌۴۵، ص ۳۴۶.
  87. تنقیح المقال، ج۳ص ۲۰۶.
  88. تنقیح المقال ج۳، ص ۲۰۶.
  89. تنقیح المقال ج ۳ص ۲۰۶
  90. معجم الرجال الحدیث، ج۱۸ص ۹۴
  91. معجم الرجال ج۱۸ص ۱۰۰
  92. الغدیر ج۲ص ۳۴۳
  93. جامع الرواه، ج۲ص ۲۲۱
  94. بحارالانوار، ج۴۵،ص۳۳۹
  95. پیامدهای عاشورا، ص۱۳۵.
  96. پیامدهای عاشورا، ص: ۱۳۳
  97. پایگاه اطلاع رسانی شیخ نجم الدین طبسی
  98. کمال الدین نصرتی، دیدگاه مورخین معاصر شیعی درباره مختار، دانشگاه ادیان و مذاهب.
  99. کمال الدین نصرتی، دیدگاه مورخین معاصر شیعی درباره مختار، دانشگاه ادیان و مذاهب.
  100. کمال الدین نصرتی، دیدگاه مورخین معاصر شیعی درباره مختار، دانشگاه ادیان و مذاهب.
  101. کمال الدین نصرتی، دیدگاه مورخین معاصر شیعی درباره مختار؛دیدگاه محسن الویری، دانشگاه ادیان و مذاهب.
  102. کمال الدین نصرتی، دیدگاه مورخین معاصر شیعی درباره مختار؛ دیدگاه محمد رضا بارانی، دانشگاه ادیان و مذاهب.
  103. کمال الدین نصرتی، دیدگاه مورخین معاصر شیعی درباره مختار؛ دیدگاه نعمت الله صفری فروشانی، دانشگاه ادیان و مذاهب.
  104. أسدالغابة،ج‌۴،ص:۳۴۷
  105. الأنساب،ج‌۳،ص:۱۴۰
  106. الاستیعاب،ج‌۳،ص:۹۰۹؛ أسدالغابة،ج‌۳،ص:۱۴۱
  107. تاریخ الإسلام،ج‌۵،ص:۲۲۶؛ الطبقات الکبری، ج‌۸،ص:۲۰۰
  108. المعرفةوالتاریخ،ج‌۲،ص:۶۱۸
  109. الطبقات الکبری،ج‌۶،ص:۱۶۸
  110. إمتاع الأسماع،ج‌۱۴،ص:۱۵۷
  111. تاریخ ابن خلدون/ترجمه متن،ج‌۱،ص:۳۵۶
  112. انساب الاشراف، ج ۶ص۴۰۳
  113. انساب الاشراف ج ۶ص۴۱۸
  114. انساب الاشراف ج۶ص۴۱۸
  115. انساب الاشراف ج ۳ص ۲۸۷
  116. آفرینش وتاریخ/ترجمه،ج‌۲،ص:۸۲۰
  117. تنقیح المقال، ج۳ص ۲۰۵و۲۰۶
  118. معجم الرجال، ج۱۸ص ۱۰۲و ۱۰۳
  119. الغدیر، ج۱ص ۳۴۳
  120. المعارف،متن،ص:۴۰۲
  121. مروج الذهب، ج۳ص ۹۹
  122. المحبر،ص:۷۰
  123. الطبقات الکبری،ج‌۸،ص:۳۴۶
  124. الطبقات الکبری،ج‌۸،ص:۳۴۶
  125. المعارف،متن،ص:۴۰۲
  126. المعارف،متن،ص:۴۰۲
  127. الطبقات الکبری،ج‌۸،ص:۳۴۶
  128. أخبارالدولةالعباسیة،ص:۲۶۲
  129. تاریخ الإسلام،ج‌۱۷،ص:۱۰۵
  130. جمهرةأنساب العرب،متن،ص:۲۶۸
  131. جمهرةأنساب العرب،متن،ص:۲۶۸
  132. رجال الطوسی، ص: ۵۶۸
  133. رجال الطوسی، ص: ۴۳۷
  134. الأعلام،ج‌۵،ص:۲۴۵
  135. آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، ج ۱،ص۳۷۰.
  136. بحارالانوار. ج ۴۵،ص۳۴۶ ۳۹۰.
  137. مهدی غلامعلی، مجتبی غریب، مختار ثقفی در گستره آثار رجالیان، مجله حدیث اندیشه، شماره ۱۰ -۱۱، ص۷۷.
  138. معالم العلماء، ابن شهر آشوب (م ۵۸۸ ق)، ص۱۱۷.
  139. .«مختارنامه». سیمافیلم، ۳ آذر ۱۳۸۷.

منابع

  • ابن اثیر، ابوالحسن علی بن محمد، أسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت،‌دار الفکر، ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
  • ابن اثیر، ابوالحسن علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت،‌دار صادر -‌دار بیروت، ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
  • ابن اعثم کوفی، احمد الکوفی، کتاب الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، ط الأولی، ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
  • ابن بابویه، محمد بن علی علل الشرایع، کتاب فروشی داوری، قم ۱۳۸۵ش / ۱۹۶۶ م.
  • ابن جوزی، أبو الفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد (م ۵۹۷)، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد عبد القادر عطا و مصطفی عبد القادر عطا، بیروت،‌دار الکتب العلمیة، ط الأولی، ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
  • ابن حبیب، ابوجعفر محمدبن حبیب بن امیه، کتاب المحبر، تحقیق ایلزة لیختن شتیتر، بیروت،‌دار الآفاق الجدیدة.
  • ابن حجر، احمد بن علی العسقلانی (م ۸۵۲)،الإصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق عادل احمد عبد الموجود و علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیة، ط الأولی، ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
  • ابن حزم،: جمهرة أنساب العرب، تحقیق لجنة من العلماء، بیروت،‌دار الکتب العلمیة، ط الأولی، ۱۴۰۳/۱۹۸۳
  • ابن خلدون، عبدالرحمن بن خلدون، مقدمه ابن خلدون، ترجمه محمد پروین گنابادی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی،چ هشتم، ۱۳۷۵ش.
  • ابن قتیبه ابومحمد عبدالله بن مسلم، المعارف، تحقیق ثروت عکاشة، القاهرة، الهیئة المصریة العامة للکتاب، ط الثانیة، ۱۹۹۲.
  • ابن سعد، محمد بن سعد بن منیع الهاشمی، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت،‌دار الکتب العلمیة، ط الأولی، ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
  • ابن طقطقی، محمد بن علی بن طباطبا، الفخری فی الآداب السلطانیة و الدول الاسلامیة، تحقیق عبد القادر محمد مایو، بیروت،‌دار القلم العربی، ط الأولی، ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
  • ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، تحقیق سید احمد صقر، بیروت،‌دار المعرفة، بی‌تا.
  • بینش، عبدالحسین، با کاروان حسینی(ترجمه مع رکب الحسینی)، زمزم هدایت، قم، ۱۳۸۶ش.
  • دینوری، ابوحنیفه احمد بن داود(م۲۸۳)اخبار الطوال، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی، چ چهارم، ۱۳۷۱ش.
  • امین، سید محسن، اعیان الشیعه،‌دار التعارف، بیروت، ۱۴۰۶ق.
  • بسوی، ابویوسف یعقوب بن سفیان، کتاب المعرفة و التاریخ، تحقیق اکرم ضیاء العمری، بیروت، مؤسسة الرسالة، ط الثانیة، ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
  • البلاذری أحمد بن یحیی بن جابر(م ۲۷۹)، کتاب جمل من انساب الأشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت،‌دار الفکر، ط الأولی، ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
  • جمعی از نویسندگان، پیامدهای عاشورا، زمزم، قم، ۱۳۸۷ش.
  • خویی، ابو القاسم، ۱۳۷۲، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواه، مرکز نشر الثقافه الاسلامیه، قم.
  • دینوری،ابو حنیفه احمد بن داود، الأخبار الطوال، تحقیق عبد المنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال،قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۸ش.
  • دینوری، ابو حنیفه احمد بن داود،اخبار الطوال، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی، چ چهارم، ۱۳۷۱ش.
  • ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، سیراعلام النبلاء، مؤسسه الرساله، بیروت، ۱۴۱۰، چاپ هفتم.
  • ذهبی،شمس الدین محمد بن احمد(م ۷۴۸)، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبد السلام تدمری، بیروت،‌دار الکتاب العربی، ط الثانیة، ۱۴۱۳/۱۹۹۳.
  • زرلکی، خیرالدین، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، بیروت،‌دار العلم للملایین، ط الثامنة، ۱۹۸۹.
  • سمعانی، أبو سعید عبد الکریم بن محمد بن منصور التمیمی،الأنساب، تحقیق عبد الرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، حیدر آباد، مجلس دائرة المعارف العثمانی.
  • طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، أبو جعفر محمد بن جریر الطبری (م ۳۱۰)، تحقیق محمد أبو الفضل ابراهیم، بیروت،‌دار التراث، ط الثانیة، ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
  • طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام،‌دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ ق.
  • طوسی، محمد بن حسن(۴۶۰ق)، رجال طوسی، مؤسسه نشراسلامی متعلق به جامعه مدرسین، قم، ۱۳۷۳ش.
  • کریوتلی، علی حسین، آینه عصر اموی یا مختار ثقفی، ترجمه ابو الفضل طباطبائی،تهران،پدیده، ۴۴۳۱ حبیبی.
  • کشی، محمد بن عمر، رجال الکشی- إختیار معرفة الرجال، مؤسسة نشر دانشگاه مشهد، مشهد، ۱۴۰۹ ق،چاپ اول.
  • مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال،مطبعه المرتضویه، نجف.۱۳۴۹ق.
  • مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی(۱۱۱۰)ق، بحار الانوار،‌دار إحیاء التراث العربی، بیروت ۱۴۰۳ ق.
  • مجهول(ق ۳)، أخبار الدولة العباسیة و فیه أخبار العباس و ولده، تحقیق عبد العزیز الدوری و عبد الجبار المطلبی، بیروت،‌دار الطلیعة، ۱۳۹۱.
  • المسعودی، أبو الحسن علی بن الحسین بن علی (م ۳۴۶)، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، قم،‌دار الهجرة، چ دوم، ۱۴۰۹.
  • مقدسی، مطهر بن طاهر، آفرینش و تاریخ، ترجمه محمد رضا شفیعی کدکنی، تهران، آگه، چ اول، ۱۳۷۴ش.
  • مقریزی،تقی الدین أحمد بن علی(م ۸۴۵) إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، تحقیق محمد عبد الحمید النمیسی، بیروت،‌دار الکتب العلمیة، ط الأولی، ۱۴۲۰/۱۹۹۹.
  • یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، بیروت،‌دار صادر، بی‌تا.
  • جزائری، نعمت الله بن عبد الله (۱۱۱۲ ق)، ریاض الأبرار فی مناقب الأئمة الأطهار، مؤسسة التاریخ العربی، بیروت، ۱۴۲۷ ق- ۲۰۰۶ م، چاپ اول.
  • آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، بیروت،‌دار الاضواء، چاپ سوم، ۱۴۰۳ق.
  • علامه مجلسی، بحار الأنوار، تحقیق: محمد باقر محمودی/ عبدالزهراء علوی، بیروت‌دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • ابن شهر آشوب، معالم العلماء، مشهد، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۳۹۰ش.
  • مهدی غلامعلی، مجتبی غریب، مختار ثقفی در گستره آثار رجالیان، مجله حدیث اندیشه، سال پنجم و ششم، شماره ۱۰-۱۱.