آیه بر

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

اخلاق
مکارم اخلاق.jpg


آیات اخلاقی
آیات افکآیه اخوتآیه اطعامآیه نبأآیه نجواآیه مشیتآیه برآیه اصلاح ذات بین


احادیث اخلاقی
حدیث قرب نوافلحدیث مکارم اخلاقحدیث معراجحدیث جنود عقل و جهل


فضایل اخلاقی
تواضعقناعتسخاوتکظم غیظاخلاصحلمزهدشجاعتعفتانصافاصلاح ذات البین


رذایل اخلاقی
تکبرحرصحسددروغغیبتسخن‌چینیبخلعاق والدینحدیث نفسعجبسمعهقطع رحماشاعه فحشاءکفران نعمت


اصطلاحات اخلاقی
جهاد نفسنفس لوامهنفس امارهنفس مطمئنهمحاسبهمراقبهمشارطهگناهدرس اخلاقاستدراج


عالمان اخلاق
ملامهدی نراقیملا احمد نراقیسید علی قاضیسید رضا بهاءالدینیسید عبدالحسین دستغیبمحمدتقی بهجت


منابع اخلاقی

قرآننهج البلاغهمصباح الشریعةمکارم الاخلاقالمحجة البیضاءمجموعه ورامجامع السعاداتمعراج السعادهالمراقبات

آیه بر، آیه ۱۷۷ سوره بقره در وصف نیکویی و نیکوکاران. از حضرت محمد(ص) نقل شده است کسی که به این آیه عمل کند ایمانش کامل خواهد شد. برخی شأن نزول این آیه را بعد از هجرت از مکه به مدینه و برخی بعد از تغییر قبله دانسته‌اند.

متن و ترجمه آیه

لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَ فِي الرِّقَابِ وَ أَقَامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَ حِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ أُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ
نیکوکارى آن نیست که روى خود را به سوى مشرق و [یا] مغرب بگردانید، بلکه نیکى آن است که کسى به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب [آسمانى‌] و پیامبران ایمان آوَرَد، و مال [خود] را با وجودِ دوست داشتنش، به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه‌ماندگان و گدایان و در [راهِ آزاد کردن‌] بندگان بدهد، و نماز را برپاى دارد، و زکات را بدهد، و آنان که چون عهد بندند، به عهد خود وفادارانند؛ و در سختى و زیان، و به هنگام جنگ شکیبایانند؛ آنانند کسانى که راست گفته‌اند، و آنان همان پرهیزگارانند.(سوره بقره، آیه ۱۷۷)

شأن نزول آیه

در شأن نزول این آیه اختلاف است برخی شأن نزول این آیه را زمان هجرت از مکه به مدینه عنوان کرده‌اند[۱] و برخی نیز معتقدند که این آیه بعد از تغییر قبله نازل شده‌ است.[۲] این دسته از مفسران عنوان کرده‌اند که بعد از اینکه قبله از بیت المقدس به مکه تغییر کرد، مشاجراتی بین مردم به وجود آمد که این آیه ناظر به همین مشاجرات نازل شده است.[۳]

کامل شدن ایمان

در بسیاری از تفاسیر روایتی از حضرت رسول(ص) در مورد این آیه نقل شده است که هر کسی به این آیه عمل کند ایمانش کامل خواهد شد.[۴] علامه طباطبایی بر خلاف برخی، این آیه را مخصوص انبیاء نمی‌داند و معتقد است اگر چه عمل به آنچه در این آیه گفته شده است، سخت است اما علاوه بر انبیاء شامل معصومین و اولی الالباب نیز می‌شود، کسانی که همواره در همه حالات خود به یاد خداوند هستند.[۵]

معنای بر

واژه «بِرّ» معانی مختلفی دارد از جمله ایمان، خیر،‌ احسان، لطف، صدق، تقوا و هر فعلی که مورد رضایت باشد. برخی نیز آن را اسم جامع همه عبادات و اعمال خیری که انسان را به خداوند نزدیک می‌کند، دانسته‌اند.[۶] مکارم شیرازی نیز معتقد است «بِرّ» جنبه وصفی دارد و به معنای نیکوکار است، از نظر او معنای اصلی این کلمه بیابان و مکان وسیع است که به واسطه وسعت و گستردگی روحی نیکوکاران به آنها گفته می‌شود.[۷]

مفسرین برای معنای «بِرّ» در این آیه چندین قول نقل کرده‌اند؛[۸] برخی معتقدند که منظور از آن در اینجا فقط نماز است،[۱] برخی دیگر علاوه بر نماز همه عبادات شرعیه‌ای که خداوند به آنها امر کرده‌ است را نیز در معنای «بِرّ» داخل دانسته‌اند[۹] و گروهی نیز آن را به معنای نماز یهودیان به سمت مغرب و مسیحیان به سمت مشرق دانسته‌اند.[۸] دلیل این معنای «بِرّ» خطاب های توبیخ آمیز آیات قبلی به یهودیان و مسیحیان دانسته‌ شده است.[۱۰]

علامه طباطبایی در مورد معنای «بِرّ» معتقد است که خداوند در این آیه مانند بسیاری از موارد دیگر خواسته است با ذکر مصادیق، مفهوم یک واژه را تعریف کند، بنابراین در اینجا نیز با بیان مصادیق نیکویی آن را تعریف کرده است.[۱۱]

محتوای آیه

تفسیر محتوای بخش اول آیه به تعیین معنای «بِرّ» وابسته‌ است، بر این اساس برخی با توجه به اینکه «بر» را به معنای نماز دانسته‌اند، عنوان کرده‌اند که معنای این بخش از آیه این است که نیکی این نیست که فقط نماز بخوانی و عمل نکنی.[۱] برخی دیگر عنوان کرده‌اند که معنای آیه این است که نیکی فقط نماز خواندن و انجام عبادت‌های شرعیه نیست.[۱۲] آنهایی که معتقد بودند واژه «بِرّ» به نماز یهودیان و مسیحیان اشاره دارد نیز مفهوم آیه را توبیخی در مورد تلاش آنها برای اثبات لزوم توجه به بیت المقدس، عنوان کرده‌اند. [۱۳] برخی دیگر عنوان کرده‌‌اند که بعد از مشاجره مسلمانان و اهل کتاب این آیه نازل شد، بنابراین مخاطبش مسلمانان و اهل کتاب‌اند و مفهوم آن نیز اشاره به این دارد که نیکویی تنها در مساله قبله و جهت عبادت نیست.[۱۴]

در تفسیر مجمع‌البیان آمده است که نماز و دیگر عبادات برای مصلحت مخصوصی همچون بازدارندگی انسان از انحراف و فساد واجب و مورد امر خداوند قرار گرفته‌اند، بنابراین نیکوکاری رسیدن به مصالح عبادات و نماز است نه اینکه هنگام نماز یا عبادات دیگر به سمت مشخصی نماز خوانده شود.[۱۵]

نیکوکاران چه کسانی هستند؟

به نظر بسیاری بر اساس این آیه قرآن، نیکوکاران کسانی‌اند که صفات چندگانه اعتقادی، اخلاقی و عملی را داشته باشند:[۱۶]

  • ایمان به خداوند، آخرت، ملائکه و پیامبران: علامه طباطبایی معتقد است ایمان به خداوند شامل همه عقاید و معارف به حقی می‌شود که خداوند از بندگان خود خواسته است. از نظر او منظور ایمان در این آیه ایمان کامل است که هیچ شک و شبهه و ابهامی در آن وجود ندارد و باعث جلوگیری از انحراف در عمل و اخلاق انسان می‌شود.[۱۷]
  • انفاق: برای تفسیر جمله «وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ» چندین قول مطرح شده است؛ برخی عنوان کرده‌اند که منظور انفاق مال در زمانی است که به آن اموال نیاز دارید نه زمانی که از کار افتاده و ناتوان شدید و به آن اموال نیازی ندارید؛ برخی تفسیر آن را انفاق اموالی دانسته‌اند که انسان آنها را دوست دارد، یعنی از آنچه خودتان دوست دارید انفاق کنید و برخی دیگر انفاق با محبت و دوستی را تفسیر این جمله دانسته‌اند یعنی زمانی که انفاق می‌کنید مال‌تان را از روی علاقه و محبت به دیگران بدهید و در نهایت نیز برخی عنوان کرده‌اند تفسیر آن انفاق مال در راه محبت خداوند و فقط برای خداوند است.[۱۸]
  • اقامه نماز: منظور اقامه نماز‌های واجب است.
  • اقامه زکات: منظور زکات واجب است.
  • وفای به عهد: برخی عنوان کرده‌اند که منظور از وفای به عهد،‌ وفای عهد انسان با خداوند است که علامه طباطبایی و فخر رازی با این تفسیر مخالف‌اند و معتقدند که مفاد جمله دلالت بر هر نوع عهدی دارد.[۱۹]
  • صبر: برخی عنوان کرده‌اند منظور صبر در فقر، بیماری و جنگ است.[۲۰]
  • راستگویی: برخی دلیل اینکه در انتهای آیه نیکوکاران دوباره با جمله «أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا» معرفی شده‌اند را این می‌دانند که صدق وصفی است که تمام فضائل علم و عمل را در بر می‌گیرد.[۲۱]
  • تقوا: علامه طباطبایی معتقد است دلیل اینکه تقوا در آخر ذکر شده، این است که تا زمانی که نیکویی و راستگویی محقق نشوند تقوا نیز محقق نخواهد شد.[۲۲]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ طبری، جامع‌البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق، ج۲،‌ ص۵۵.
  2. طبرسی، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص ۴۷۵؛ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، ج۲، ص۹۵.
  3. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱، ص۵۹۷.
  4. قمی کاشانی، منهج‌الصادقین،‌ ۱۳۳۰ش، ج۱، ص۳۷۲؛ شریف لاهیجی، تفسیر لاهیجی،‌ ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۱۵۵؛ طباطبایی، المیزان،‌ ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۴۳۱.
  5. طباطبایی، المیزان،‌ ۱۴۱۷ق، ج۱، ص ۴۳۰.
  6. ابن معصوم مدنی، الطراز الأول و الكناز لما عليه من لغة العرب المعول، ۱۴۲۶ق، ج۷، ص۷۶.
  7. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱، ص۵۹۸.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ نگاه کنید به: طبری، جامع‌البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق، ج۲،‌ ص۵۵؛ طبرسی، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص ۴۷۵.
  9. طبرسی، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص ۴۷۵؛
  10. طبری، جامع‌البیان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۲ق، ج۲،‌ ص۵۶.
  11. طباطبایی، المیزان،‌ ۱۴۱۷ق، ج۱، ص ۴۲۸.
  12. طبرسی، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص ۴۷۵؛ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، ج۲، ص۹۵.
  13. فخر رازی،‌ مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۱۱.
  14. قمی کاشانی، منهج‌الصادقین،‌ ۱۳۳۰ش، ج۱، ص۳۷۰.
  15. طبرسی، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص ۴۷۶.
  16. طباطبایی، المیزان،‌ ۱۴۱۷ق، ج۱، ص ۴۲۸- ۴۲۸؛ قمی، تفسیر القمی،‌۱۳۶۷ش،‌ ج۱، ص۶۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱، ص۵۹۸-۶۰۱؛ مظهری، تفسیر المظهری،‌ ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۷۳؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص ۳۵۴-۳۵۵؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب،‌ ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۱۴.
  17. طباطبایی، المیزان،‌ ۱۴۱۷ق، ج۱، ص ۴۲۸- ۴۲۹.
  18. طبرسی، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص ۴۷۶-۴۷۷؛ قمی کاشانی، منهج‌الصادقین،‌ ۱۳۳۰ش، ج۱، ص۳۷۰-۳۷۱؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب،‌ ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۱۵-۲۱۶.
  19. طباطبایی، المیزان،‌ ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۴۲۹؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب،‌ ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۱۹.
  20. فخر رازی، مفاتیح الغیب،‌ ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۲۰.
  21. طباطبایی، المیزان،‌ ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۴۲۹-۴۳۰؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب،‌ ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۲۲۰.
  22. طباطبایی، المیزان،‌ ۱۴۱۷ق، ج۱، ص ۴۳۰.

منابع

  • قرآن کریم، ترجمه فولادوند.
  • ابن کثیر، اسماعیل‌بن عمر، تفسیر القرآن العظیم، محقق محمد حسین شمس الدین، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۹ق.
  • ابن معصوم مدنی، علیخان‌بن احمد، الطراز الأول و الکناز لما علیه من لغة العرب المعول، مشهد، موسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۲۶ق.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ش.
  • شریف لاهیجى، محمدبن على، تفسیر شریف لاهیجى، تحقیق میرجلال‌الدین حسینى ارموى، تهران، داد، ۱۳۷۳ش.
  • طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۷۲ش.
  • طبری، محمدبن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، لبنان، دار المعرفه، ۱۴۱۲ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، مصحح احمد حبیب عاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
  • فضل‌الله، سید محمد حسین، من وحی القرآن، بیروت، دارالملاک للطباعة و النشر، ۱۴۱۹ق.
  • قرشی بنابی، علی اکبر، قاموس القرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ش.
  • قمی کاشانی، ملا فتح الله، منهج الصادقین، تهران، چاپخانه محمد حسن علمی، ۱۳۳۰ش.
  • قمی، علی‌بن ابراهیم، تفسیر القمی، تحقیق سید طیب موسوی جزائری، قم، دارالکتاب، ۱۳۶۷ش.
  • مراغی، احمدمصطفی، تفسیر المراغی، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی.
  • مظهری، محمد ثناءالله، تفسیر المظهری، پاکستان، مکتبه رشدیه، ۱۴۱۲ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.